Feel like (doing something) معنی فارسی: خواستن - I don't want to stay home again tonight, I feel like doing something. - من نمیخوام امشب دوباره خونه بمونم، من میخوام یه کاری بکنم. A Slap in the face معادل فارسی: تو دهنی - It was a slap in the face to be the only one not invited to the party. - اینکه تنها کسی بود که به میهمانی دعوت نشده بود (برای او) مثل یک تو دهنی بود. Jump out of the frying pan and into the fire معادل فارسی: از چاله درآمدن و در چاه افتادن - I know that you thought this part of the program was difficult, but wait until you sea the next part. You're jumping out of the frying pan and into the fire. - من میدانم که شما فکر میکنید این بخش از برنامه مشکل بود، اما صبر کنید تا بخش بعدی را ببینید. شما دارید از چاله در می آیید و در چاه می افتید. Lose one's head معنی: دستپاچه شدن - When Mel saw a dog in the street right in front of his car, he lost his head and drove into a tree. - وقـتی مل سگی را در خیابان درست در مقابـل ماشینش دید، دستپاچه شد و بـه یک درخت زد. Let the cat out of the bag معنی: دهن لقی کردن، بند به آب دادن - I wanted it to be a surprise, but my sister let the cat out of the bag. - من می خواستم که آن یک سورپرایز باشد، اما خواهرم بند را به آب داد. Keep an eye open on something معنی: مراقب چیزی بودن - We've asked the neighbors to keep an eye open on the house for us while we are away. - ما از همسایه ها خواسته ایم که وقتی بیرون هستیم مراقب خانه باشند. Horse of a different color معنی: یک موضوع دیگر، یک مطلب کاملاً متفاوت وصله ناهمرنگ Eric likes to play jokes on his friends, but he makes sure that nobody is hurt by any of his pranks. A prank that hurts someone is a horse of a different color! Being playful is one thing, but hurting someone by one's prank is quite a different matter. اریک دوست دارد با دوستانش شوخی کند، اما مواظب است که کسی از شوخیهای او ناراحت نشود. شوخیای که کسی را ناراحت کند یک موضوع کاملاً متفاوت است. شوخ بودن یک چیز است و آزردن دیگری با شوخی چیز دیگری است.