[h=1][/h]پیامبر اكرم (ص) : “ مومن ، شوخ و لبخند بر دهان باشد و منافق بدخلق و گره بر ابرو .” امروزه ضرب المثل ایرانی “ خنده بر هر درد بی درمان دواست ” مصداق كاملا علمی پیدا كرده است . دانش پزشكی در قرن حاضر به وضوح می داند اشخاصی كه اصطلاحا یك لب و هزار خنده گفته می شوند ، نسبت به آنان كه به اصطلاح با خودشان نیز قهرند ! و نسبت به زندگی بدبین و عبوس هستند ، بسیار كمتر دچار بیماری های جسمی و روانی می شوند . به این ترتیب هر عاملی كه شادابی را به انسان هدیه كند ، در واقع به سلامتی جسم و روان او كمك كرده است . اما نكته بسیار مهمی كه دانش طب به بشر آموخته است ، این مطلب است كه شادابی و افسردگی انسان پیش از آنكه تحت كنترل اراده او باشد ، زیر فرمان تغییرات مواد شیمایی در سلسله اعصاب مركزی انسان است و ما این مطلب را در ادامه مباحث “ 40 نكته پیرامون نماز ” از جمله مبحث “ تعادل ناقلهای عصبی ” روشن تر خواهیم كرد . اما در اینجا ذكر همین نكته كافی است كه مثلا افزایش یك ماده شیمیایی به نام “ دو پامین ” در بدن سبب می شود ، انسان بدون آنكه خود بخواهد ، دچار ناراحتی و كاهش این ماده نیز سبب شاد شدن غیر ارادی انسان خواهد شد .(1) بعنوان مثال ، عصبانیت و ناراحتی غیر ارادی و بدون علت صبحگاهی كه حالت شدید آن بعنوان ملانكولی یا همان مالیخولیا ( افسردگی درونزاد صبحگاهی ) شناخته می شود ، در اثر تغییرات و كم و زیاد شدن همین مواد شیمیایی بوقوع می پیوندد. اما از جمله این مواد شیمیایی داخل بدن كه به طور غیر ارادی سبب شادی انسان می شود و به او شعف و نشئه بی نظیر می بخشد ، ماده ای به نام “ كورتیزول می باشد كه میزان آن در داخل بدن انسان در ساعات سحرگاهی بشدت افزایش می یابد (2) و در صورت بیداری انسان در این ساعات ، لذت و شعف سرمست كننده ای نصیب او می شود كه بی شك بر زندگی او در تمام طول روز تاثیر گذار است . افزایش كورتیزول در ساعات صبح و ارتباط آن با سرخوشی صبحگاهی ، كه امروزه از مسلمات پزشكی است ، در واقع توجیه قابل توجهی بر همه مضامینی كه در فرهنگ و ادب و عرفان پیرامون “ اسرار سحر ” معرفی می شوند ارائه می دهد . از نمونه توجه بسیار به سرخوشی و شادابی سحرگاهی و تاثیر آن در زندگی انسان در اشعار خواجه شیرین سخن شیراز حضرت حافظ بسیار می توان یافت :