1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

قلبی خستـــــه از تپیدن

شروع موضوع توسط Αli язza ‏3/12/13 در انجمن زمزمه های آشنا

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏23/1/13
    ارسال ها:
    8,471
    تشکر شده:
    17,006
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    پاسخ : قلبی خستـــــه از تپیدن

    [​IMG]
    ​
    [FONT=georgia, times new roman, times, serif]پائیز من از آنجائی آغاز شد
    "که تو چند قدم از نوشته هایم دور شدی"
    .
    برگها وقتی به مُردن فکر میکنند
    .
    .
    .
    .
    .
    که "مهر" تمام شده باشد !
    [/FONT]
    ​
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  2. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏23/1/13
    ارسال ها:
    8,471
    تشکر شده:
    17,006
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    پاسخ : قلبی خستـــــه از تپیدن

    [​IMG]

    ​
    [FONT=georgia, times new roman, times, serif]از ایـــــنجا
    صدایت میـــــکنم !
    تو
    از آنــــــجا بغلم کن ! ...

    دلــــم گرفــــته...

    [/FONT]
    ​
     
  3. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏23/1/13
    ارسال ها:
    8,471
    تشکر شده:
    17,006
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    پاسخ : قلبی خستـــــه از تپیدن

    [​IMG]

    ​
    [FONT=georgia, times new roman, times, serif]می دانـی؟!
    مـیـتـرسم بـگـویـد دوستـت دارم و . . .
    مـن یـاد تـو بـیفـتم !!

    [/FONT]
    ​
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  4. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏23/1/13
    ارسال ها:
    8,471
    تشکر شده:
    17,006
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    پاسخ : قلبی خستـــــه از تپیدن

    [​IMG]

    ​
    [FONT=georgia, times new roman, times, serif]چشــم جـــــادویی و موهای رها از روســـــری
    روی لب ها رنگ سرخ و شـکل مـوهــــا پـرپـری
    مثل شمشیری که با یک ضـربه آدم می کشــد
    قاتلـــی، آدمکشی ، اما به طــــــرز دیگـــــــری
    تو بــدون شــک چنــان خوبی که در یک ثــانـیه
    آبروی جمــع بت هــــای جهــــــان را می بــری
    یـا بـه قـــول شـــــــاعران روزگــــــاران کـهــــن
    پـرده ی ایمــــان اهـــــل ادعــــــــا را مـی دری
    با توجــه به نگــاه نافـــــذ و ابـــــروی خـــــــاص
    از تمـــــام دختـــــــران آنچـنـــــــــانی بــرتــــری
    دختـر ســالی اگر شــایســته ســــالاری کننـد
    نمــــره ات بـالاتــرین حـــــد کــلاس دلبــــــــری
    لایق نـام خدایـــــانـی تـو، زیــــرا گفـــتـــه انــد:
    «قدر زر زرگـــــر شناسد، قــــدر گوهر گوهری»
    تو بجـای من قضاوت کن که آیا ممــکن اسـت
    رد شـوم از روبه رویـت بی خیال و سـرسـری؟
    [/FONT]
    ​
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  5. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏23/1/13
    ارسال ها:
    8,471
    تشکر شده:
    17,006
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    پاسخ : قلبی خستـــــه از تپیدن

    [​IMG]

    ​

    [FONT=georgia,times new roman,times,serif]تمام عشق منهای نگاه تو چه می ماند؟؟؟

    فقط یک زن که روز و شب برایت شعر می خواند

    فقط یک زن که مدتهاست تنها عاشق شهر است

    فقط یک زن که خود را سهم دستان تو می داند

    و این زن خوب می داند چگونه با نگاه خود

    تمام شهر را ـ جز تو ـ به هر سازی برقصاند

    و می داند چه آسان می تواند هر زمان،هر جا

    دل مردان سنگی را به لبخندی بلرزاند

    نگاهش گرم،دستش گرم،قلبش گرم،چشمانش

    چگونه باید اینها را به چشمانت بفهماند؟

    تو را می خواهد و هرگز نمی خواهد که عکست را

    به دیوار و در دنیای بی روحش بچسباند

    غروب و کوچه ای خلوت،زنی با یک غزل در دست

    که بین ماندن و رفتن بلاتکلیف می ماند...
    [/FONT]
    ​
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  6. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏23/1/13
    ارسال ها:
    8,471
    تشکر شده:
    17,006
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    پاسخ : قلبی خستـــــه از تپیدن

    [​IMG]

    [FONT=georgia,times new roman,times,serif]اگر یک شب کنارش با دل آرام ننشینم
    مسکن های عالم هم نخواهند داد تسکینم
    به چشمان ضعیفم عاشقی خاصیتی داده است
    که آنچه دیگران در او نمی بینند می بینم
    نمی فهمند جز در تنگ ماهی های اقیانوس
    که دور از چشم هایش من چرا اینقدر غمگینم
    تو مثل دشتی از گل های حسرت مهربان هستی
    کنار چشمه هایت عصرها بابونه می چینم
    چه عصری می شود نان و پنیر و سبزی کوهی
    من و تو ، عطر چایی ، بعد ......... بالینم
    نمی خواهم به یادت باشم اما باز ... اما باز
    نگاه آرزو مندم ... سر از خواب سنگینم
    [/FONT]
    ​
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  7. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏23/1/13
    ارسال ها:
    8,471
    تشکر شده:
    17,006
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    پاسخ : قلبی خستـــــه از تپیدن

    [​IMG]

    [FONT=georgia,times new roman,times,serif]هر تکّه از دنیای من، از ماه تا ماهی...

    هر قدر، هرجا، هر زمان، هر طور می خواهی...


    حتّی اگر مثل زلیخا آبرویم را...

    از من نخواهی دید در این عشق کوتاهی...


    حتّی اگر بی رحم باشی مثل ابراهیم...

    نفرین؟ زبانم لال، حتّی اخم یا آهی...


    من آخرین نسل از زنان عاشقی هستم

    که اسمشان را راویان قصّه ها گاهی...


    من آخرین مرغ جهانم، آخرین گنجشک

    که در پی افسانۀ سیمرغ شد راهی


    حالا بگو در ظلمت جنگل چه خواهد کرد

    شاهین چشمان تو با این کفتر چاهی؟

    ​
    [/FONT]
    ​
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  8. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏23/1/13
    ارسال ها:
    8,471
    تشکر شده:
    17,006
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    پاسخ : قلبی خستـــــه از تپیدن

    [​IMG]

    [FONT=georgia,times new roman,times,serif]کجایی هم نشین لحظه های داغ و تبدارم ؟
    ببین رفتی ومن با ابرها تا گریه می بارم
    تصور کردنت تنها امیدم هست می دانی ؟
    اگر شاعر شوی، می بینی ام با ماه بیدارم
    بیا یک لحظه، فروردین چشمانم !خدایم شو
    که تا پاییز سالی نانوشته فکر دیدارم
    هزاران چشمک مبهم ،هزاران قصه ی بی تو
    هزاران خنده ی مرده ،نمیدانم چه بشمارم ؟
    ترانه با تو می خندد،غزلها در نگاهت مست
    سپیدی از تو موزون شد وَمن تک بیتِ بیمارم
    مرا در شهر آدم ها رها کردی و من بی تو
    فقط یک دفتر شعر و کمی هم قاصدک دارم
    شبیه نقطه چینم که فقط پر می شوم با تو!
    برو انگار باید بی نهایت نقطه بگذارم
    [/FONT]
    ​
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  9. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏23/1/13
    ارسال ها:
    8,471
    تشکر شده:
    17,006
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    پاسخ : قلبی خستـــــه از تپیدن

    [​IMG]​


    ​
    [FONT=georgia,times new roman,times,serif]
    پاییز می شوم
    در نگاه تو
    وقتی آشنا نیست نگاهم برایت
    پاییز می شوم
    در حس خود
    وقتی آشنا نیست
    این حس
    حتی برای خودم !
    پاییز می شوم
    در این برگ ریزانِ
    حس های آشنا !
    و بارانی
    در این برهوت بی حسی !
    من بی تو ، خود پاییزم
    زاده بهار ... حوالی پاییز !
    تو بی من
    پاییز را چگونه حس می کنی؟
    پاییز می شوم
    اما فرو نخواهم ریخت
    هنوز آنقدر برگ های زرد را شبیه نیستم!
    پاییز میشوم
    و می بارم
    همچون باران های پاییزی
    بی دعوت ... ناگهانی ... زود گذر ... سرد ... اما زیبا !
    من از پاییز می ترسم
    سردم شد
    مگر کجای این کلمات
    دیگر نفس نکشیدی ؟!
    پاییز شدم
    حتی اگر بیایی هم
    برای آمدنت دیر است !
    بیا ..
    ******************
    فصل پاییز خوش اومدی :)

    ​
    [/FONT]
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  10. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏23/1/13
    ارسال ها:
    8,471
    تشکر شده:
    17,006
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    پاسخ : قلبی خستـــــه از تپیدن

    [​IMG]

    [FONT=georgia, times new roman, times, serif]هر از گاهی زنگی بزن
    سراغی بگیر
    پیامی بده
    احوالی بپرس
    خیلی نگذشته است از روزهایی که نفست بودم!
    از روزهایی که جونت میرفت برام !

    [/FONT]
    ​
     
    یک شخص از این تشکر کرد.