مقام معظم رهبری زمینهی توفیقاتش را به خاطر یك كار نیك به پدرشان میدانند در این زمینه میفرمایند: مرحوم پدرم در سنین پیری، تقریباً بیست و چند سال قبل از فوتش (كه مرد هفتاد ساله بود) به بیماری آب چشم، دچار شد. من به مشهد آمدم. احساس كردم اگر ایشان را در مشهد تنها رها كنم و خودم برگردم و به قم بروم، ایشان به یك موجود معطّل و از كار افتاده تبدیل میشود، و این مسأله برای ایشان بسیار سخت بود. برای من هم خیلی ناگوار بود.از طرف دیگر، اگر میخواستم ایشان را همراهی كنم و از قم دست بردارم، این هم برای من غیر قابل تحمل بود؛ زیرا كه با قم انس گرفته بودم و تصمیم گرفته بودم تا آخر عمر در قم بمانم و از قم خارج نشوم. اساتیدی كه من آن زمان داشتم ـ به خصوص بعضی از آنها ـ اصرار داشتند كه من از قم نروم. میگفتند اگر تو در قم بمانی، ممكن است كه برای آینده مفید باشی. خود من هم خیلی دلبسته بودم كه در قم بمانم. بر سر یك دو راهی گیر كرده بودم. به سراغ یكی از دوستانم كه در همین چهار راه حسن آباد تهران منزلی داشت، رفتم. مرد اهل معنا و آدم با معرفتی بود. گفتم كه من خیلی دلم گرفته و ناراحتم و علت ناراحتی من هم همین است؛ از طرفی نمیتوانم پدرم را با این چشم نابینا تنها بگذارم، برایم سخت است. از طرفی هم اگر بنا باشد پدرم را همراهی كنم، من دنیا و آخرتم را در قم میبینم و اگر اهل دنیا باشم، دنیای من در قم است، اگر اهل آخرتم باشم، آخرت من در قم است. دنیا و آخرت من در قم است. من باید از دنیا و آخرتم بگذرم كه با پدرم بروم و در مشهد بمانم. یك تأمل مختصری كرد و گفت: «شما بیا یك كاری بكن و برای خدا از قم دست بكش و برو در مشهد بمان. خدا دنیا و آخرت تو را میتواند از قم به مشهد منتقل كند.» من یك تأملی كردم و دیدم عجب حرفی است، انسان میتواند با خدا معامله كند. به مشهد رفتم و خدای متعال توفیقات زیادی به ما داد. به هرحال، به دنبال كار و وظیفهی خود رفتم. اگر بنده در زندگی توفیقی داشتم، اعتقادم این است كه ناشی از همان برّی (نیكی) است كه به پدر، بلكه به پدر و مادرم انجام دادهام. این قضیه را گفتم برای این كه شما توجه بكنید كه مسأله چقدر در پیشگاه پروردگار مهم است.
پاسخ : اهمیت احترام به پدر با داستانی از مقام معظم رهبری ممنون:roze:انشالله سایه پدر و مادرا همیشه بالا سر بچه هاشون بمونه:ghalb:.آمین