1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

نظرسنجی مسابقه موضوعی نویسندگی (2)

شروع موضوع توسط طناز* ‏9/11/13 در انجمن مسابقات انجمن

  1. سلام دوستان :roze:
    مهلت شرکت در مسابقه تمام شد
    4 نفر شرکت کردند . تشکر میکنم ازشون و تبریک میگم به خاطر شهامتی که به خرج دادند و نوشتند
    چند نکته :
    1. من فونت ها رو تغییر دادم تا داوری یکسان باشه
    2. نظرسنجی چند گزینه ای هست ولی به بهترین و تاثیرگذارترین نوشته رای بدید.
    3.نظرتون رو در مورد نوشته ها بدید.

    این هم آثار دوستان
    [​IMG]

    شماره 1:
    زیر چترش کتاب می خوانَد
    آن درختی که بوسه داد به باد
    جزوه ی عاشقانه ای مثلِ (مثله)
    شعرهای فروغِ فرّخ زاد
    حال می کردو چای می نوشید
    برگ ریزان اگر امان می داد!
    پلک های درخت لرزیدند
    برگ ها روی واژه ها افتاد
    یاد ایام نوجوانی کرد
    نو بهاری به گرمی مرداد
    تپش قلب و بوی کاج و نگاه
    بیدِ دیوانه، رقصِ پایی شاد
    حیف! خشکید، هم کلاسی که
    کاشتندش حوالی خرداد
    قلب های کنار هم بودن
    گوشه ی صفحه های بحثِ معاد
    توی آغوش او نفس می زد
    دیر آمد وسایل امداد
    ساکت و خرد ، پیش شومینه
    خانه ی شاعران از او آباد
    شعله هایش ترانه می خوانند
    آن درختی که بوسه داد به باد

    **************************
    شماره 2:
    دوباره پائیز ...
    این فصل مغرور طبیعت از راه رسید ...

    فصلی منتظر مرگ زمستانی ...
    و من خود را فصل پائیز می دانم ...
    پیر ، مغرور ، منتظر ...

    روزها از پی هم می آیند و شبها می روند ...
    پائیز تکرار می شود ...

    ولی من همچنان در قاب پنجره غرورم زندانی گشته ام ...
    و منتظر و چشم در راهم ...
    تا تو بیائی و تابستانم شوی ...

    و با گرمی دستانت ، وجودم را لبریز از گرمای محبتت نمائی ...
    دیوانه وار به آن روز می اندیشم ...
    حرکت کن !!!
    بیا دیگر !!!
    تو دیگر پائیز نباش ...
    بهارم باش ...

    زمستان عمر من نزدیک است ...

    ***********

    شماره 3:

    دوباره پاييز
    برگهاي رنگي
    بارون
    عاشقي
    دوباره من ......بي تو
    چرا هنوز زندگي ميكنم
    همه زندگي من تو بودي
    بايد نفس نكشم ......نفس من رفته
    چرا ازم ميخوان فراموشت كنم
    بى انصافن ......ديگه ازم نميپرسن به يادت هستم يا نه
    نميخوام غر بزنم...
    فقط ........
    دلم برات تنگ شده
    فقط يه بار ديگه نگام كن
    دلم برا چشمات تنگ شده
    برا سلامتيت دعا كردم
    برا موندت التماس كردم... نذر كردم
    اخه اون غده لعنتى چرا بايد دور قلب نازنين تو رو بگيره
    كاش هر روز بارون بياد
    كاش هميشه پاييز باشه
    دلم هواي عاشقي با تو رو كرده
    رفتى.....
    شكستم...
    اما تو غصه نخور ....
    بعد رفتنت يه پا رمان خون شدم
    راستي منم ميخوام يه رمان بنويسم
    نظرت چيه ؟
    ولي تو رمان من تو بايد سالم بشي
    نميذارم بميري
    نميذارم بري


    **********************

    شماره 4 :
    آلوده ی آن پنجره ام که گاهی سوی تو باز میشود ..
    که گاهی فریبم میدهد که هستی آنجـــــا
    ببین که محو مانده ام برای بر تو زل زدن
    که دیدنت تمام عاشقانـــــــــــــــه هاست
    حال من خوب نیست و پاییز در دل من قدم میزند نه در کوچه ها
    موسیقی ِ باران مثل ناز توست
    لحظه ای ببار و قطعه ای به نام خود بزن
    قطره ای شاید از گونه های من سهم قطعه ی تو شود!
    از وقتی که رفتی دست نوشته های پشت پنجره را هر روز میبویم جای خواندن ...

    سوز سرمای باد بی احساس دل مرده
    گرمایت کجاست؟





     
    5 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  2. پاسخ : نظرسنجی مسابقه موضوعی نویسندگی (2)

    عجب نوشته هایی! :khodeshe:
    واقعا باید چند بار بخونمشون تا بتونم نظر بدم
    ممنون بچه ها گل کاشتیدااا
     
    4 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  3. غــریبه و تـنهــا

    تاریخ عضویت:
    ‏27/9/12
    ارسال ها:
    1,463
    تشکر شده:
    3,561
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    پاسخ : نظرسنجی مسابقه موضوعی نویسندگی (2)

    همشون خوب،

    ٢ و ٤ جالب،

    ٤ منتخبم،
     
    4 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  4. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏28/10/13
    ارسال ها:
    385
    تشکر شده:
    972
    امتیاز دستاورد:
    93
    حرفه:
    تجارت - کامپیوتر
    پاسخ : نظرسنجی مسابقه موضوعی نویسندگی (2)

    با سلام
    متنهای بسیار زیبائی را دیدم و ممنونم از دوستانی که شرکت کردند

    از نظر من متن 4 از همه زیباتر هست و من به اون رای دادم
    در ضمن من انتخاب چند گزینه ای را به هیچ عنوان قبول ندارم .
    رای باید واحد باشد .

    خوش باشید
    ایام به کام
     
    4 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  5. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏11/12/10
    ارسال ها:
    1,922
    تشکر شده:
    4,164
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : نظرسنجی مسابقه موضوعی نویسندگی (2)

    قبوووول نیست نگار خانوم پس چرا نفرستادن، نوشته های دوستان البته خیلی زیبا هستن :top5::razz:
     
    4 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  6. غــریبه و تـنهــا

    تاریخ عضویت:
    ‏27/9/12
    ارسال ها:
    1,463
    تشکر شده:
    3,561
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    پاسخ : نظرسنجی مسابقه موضوعی نویسندگی (2)

    شماره چيار مگه ...!
    اي دل غافل!
    :top21:

    ويرايش: قضيه حل شد!
     
    4 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  7. پاسخ : نظرسنجی مسابقه موضوعی نویسندگی (2)

    نگار هم شرکت کرده :wink:
    من به یک و دو و چهار رای میدم
    وزن دار بودن شماره 1 رو دوست داشتم
    حس ساده شماره 2 به دلم نشست
    و شماره 4 چینش کلمات بسیار خوبی بود
    حسین آقا شما هم نظر بدید در مورد متن ها
     
    5 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  8. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏11/12/10
    ارسال ها:
    1,922
    تشکر شده:
    4,164
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : نظرسنجی مسابقه موضوعی نویسندگی (2)

    حالا نظر در مورد نوشته ها:


    شماره ی 1) به نظرم خیلی امروزی نوشته نشده. پیام نوشته و مفاهیم بیشتر از بیان شدن پوشیده شدن. تصاویر خیلی حسی و نزدیک نیستن و بیشتر نمادین هستن. تبریک می گم به نویسندش و موفق باشن.

    شماره 2)کاملا ساده نوشته شده و زیباست البته شاید بد نبود کمی پیچیده تر و رویایی ترش می کرد. دو تا نکته ی خیلی زیبا توی این نوشته (همزاد پنداری با پاییز) و (پنجره ی غرور) بود که به نظرم خیلی زیبا بودن. تبریک میگم به این نویسنده و موفق باشن.

    شماره ی 3) دو تا چیز خیلی قشنگ توی این نوشته وجود داشت، یکی بیان :"چرا باید اون غده ی لعنتی دور قلب تو رو بگیره" و دومی پایان خیلی زیبا و تاثیر گذار نوشته.البته شاید میشد با کلمات کمتری هم پیامشون رو برسونن . تبریک میگم به نویسنده ی این نوشته و موفق باشن.

    شماره 4) شروع شعر : آلوده ی پنجره بودن : یه تصویر چند گانه ی حسی وآمیخته به کنایه . یه تصویر بسیار خاص و زیبا: آلوده بودن هم به مفهوم نوعی تماس با پنجره و هم نوعی اعتیاد و احتیاج به پنجره محسوب میشه.

    انگار فردی خودش را به شیشه چسبانده باشد و این نوعی حس التماس رو غیر از احتیاج بیان میکنه.

    کمی جلوتر ، در "ببین که محو مانده ام برای بر تو زل زدن"

    شاعر میتونست بگه :"ببین که محو ماند ه ام برای زل زدن به تو "

    ولی نگفته . البته من فکر نمی کنم شاعر از قصد این کار رو کرده چون به وضوح در تمام نوشته سعی شده زبان امروزی به کار بره و "بر تو زل زدن" یه خورده قدیمیه.

    ولی دلیل این کار در واقع در "بر تو" نهفته شده!

    "بر-تو" دقیقا تمام چیزهایی که در مورد پنجره گفتم یعنی احتیاچ التماس آمیز رو دوباره بیان میکنه.این یعنی شعر از درون شاعر جوشیده و دغدغه ی اون بوده و رمز اساسی این نوشته همینه...

    جا داره بگم تا اینجای نوشته درخواست از موضع ضعیف به قوی و مادینه به نرینه بوده. یعنی اول شخص مونث بوده و خواست او مذکر

    در این بخش نوشته نوعی غافلگیری انجام میشه "موسیقی ِ باران مثل ناز توست
    لحظه ای ببار و قطعه ای به نام خود بزن
    "

    به صورت ناگهانی "ناز" به "تو" نسبت داده میشه.

    واژه ی ناز بدون شک زنانه اس و نسبت دادن اون به تو باعث غافلگیری جالبی در خواننده میشه.نظر شخصی من اینه که شاعر در این بخش با خودش صحبت میکنه و به نوعی بخش مردانه ی درون شاعر

    به بخش زنانه ی درون او ابراز محبت میکنه :

    موسیقی ِ باران مثل ناز توست
    لحظه ای ببار و قطعه ای به نام خود بزن
    قطره ای شاید از گونه های من سهم قطعه ی تو شود!




    و دوباره بعد از این جا مخاطب شاعر همون مرد میشه و گوینده مونث میشه.

    تبریک میگم به این نویسنده و موفق باشن.
     
    4 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  9. پاسخ : نظرسنجی مسابقه موضوعی نویسندگی (2)

    آپـــــــــــ ....
     
    3 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  10. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏10/8/11
    ارسال ها:
    2,363
    تشکر شده:
    14,251
    امتیاز دستاورد:
    133
    پاسخ : نظرسنجی مسابقه موضوعی نویسندگی (2)

    من یک رو دوس داشتم چون شاعر توش از خرداد نام برده بود افرین:happy0199:
    ولی حس بهتری بهم داد بقیه انگار یه کم حس ناامیدی رو منقل میکردن البته خب دلنوشتن دیگه...یک چون از خیلی عناصر توش استفاده کرده بود مثلا ترکیب پاییز که تو عکس مشخصه با یه کم خاطرات دوران مدرسه خیلی واسه من جالب بود...خلاصه اینکه در کل دوس داشتم یک رو
    تقدیم به شاعرش:roze:
     
    5 نفر از این پست تشکر کرده اند.