در کتاب «بشارة المصطفی » و «مجالس » مفید و «أمالی » شیخ طوسی روایت کرده اند، از حضرت امام باقر علیه السلام شنیدم که می گفت: چون روز قیامت برپا شود، خداوند همه مردم را عریان و پابرهنه در زمین همواری جمع میکند؛ و آنها را در راه محشر بقدری متوقف میدارند که همگی عرق بسیاری می کنند و نفَس های آنان به شدت میزند، و به قدری که خداوند اراده کرده است درنگ می کنند؛ و اینست معنای گفتار خداوند تعالی: «فَلاَ تَسْمَعُ إِلا هَمْسًا؛ و در آن وقت (ای پیامبر) نمی شنوی مگر صدای آرام و بدون صوت را» (طه/108). در اینحال منادی از عرش ندا میکند: کجاست پیامبر اُمی؟ خلائق میگویند: این صدای تو به همه رسید و همه شنیدند، آن پیامبر را با اسمش صدا کن! منادی ندا میدهد: کجاست پیامبر رحمت: محمد بن عبدالله؟ پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم برپا می ایستد، و از همه مردم جلوتر می آید تا اینکه می رسد به حوضی که طول آن به قدر مسافت ما بین أیْلَة و صَنْعَاء می باشد، و در کنار حوض می ایستد. و پس از آن صاحب شما را ندا می کنند؛ او هم به جلو می آید، و در برابر مردم با رسول الله وقوف می کند. و سپس به مردم اجازه داده می شود، و آنان به حرکت در می آیند. و در آن وقت، مردم به دو دسته تقسیم می شوند: جماعتی در حوض وارد می شوند، و جماعتی را از حوض دور می کنند. و چون رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم ببیند که از محبان ما أهل بیت کسی را از حوض دور کنند گریه میکند و میگوید: ای پروردگار من! شیعة علی! ای پروردگار من! شیعة علی! در این حال خداوند فرشته ای را می گمارد که از آن حضرت بپرسد: ای محمد! سبب گریه شما چیست ؟! رسول الله میگوید: چگونه نگریم بر جماعتی که از شیعیان برادرم علی بن أبی طالب هستند، و من آنان را می نگرم که از حوض دورشان کرده اند، و به جانب أصحاب دوزخ روان ساخته اند؟! خداوند عزوجل میگوید: ای محمد! من از گناهان آنها گذشتم، و همه را به تو بخشیدم. و من آنان را به تو و به کسانی که از ذریه تو هستند، و آنان، آن ذریه را دوست دارند و ولایت آنها را برعهده گرفته اند، ملحق ساختم، و آنها را از زمره و جمعیت تو قرار دادم و در حوض تو وارد کردم و شفاعت تو را در باره آنان پذیرفتم و تو را بدین جهت مکرم و گرامی داشتم. و حضرت باقر گفتند: در آن روز چه بسیار از مردان و زنان گریه کننده ای که چون این جریان را ببینند، فریاد می زنند: یا مُحَمداه! و هیچیک از موالیان ما و از محبان ما نمی ماند مگر آنکه در حزب ما قرار می گیرد و با ما وارد در حوض ما می شود.