1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

مدعیان دروغین آخرالزمان (یمانی دروغین) / متن سخنرانی استاد رائفی پور (بخش اول)

شروع موضوع توسط |̿ V ̿||͇̿|̶̿ ̶̿ ̶̿ ̶̿||̶̿ ̶̿ ̶̿ ̶̿ |̶̿ ̿ ‏25/9/13 در انجمن احکام و روایات

  1. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏18/6/12
    ارسال ها:
    1,432
    تشکر شده:
    2,608
    امتیاز دستاورد:
    0
    (بسم الله الرحمن الرحیم)
    ​
    موضوع «یمانی دروغین» یک مورد خاص از یک جریان است. ​
    همان طور که از آیات قرآن استنباط می شود ، خداوند از هر قومی که خواهان حکومت ولی معصوم باشد چهار آزمون میگیرد. که در واقع این چهار آزمون ، به صورت سرفصل هایی از آزمونهای جزئی تر هستند. این سرفصل ها عبارتند از: آزمون اقتصادی ، آزمون جهاد، آزمون حکمیت و آزمون فتنه های مذهبی و همچنین در کنار آنها آزمون افراد مستجاب الدعوه .
    ​
    ​
    [​IMG]
    ​

    ما معتقدیم که در آخرالزمان ، مورد چهارم ، یعنی فتنه های مذهبی خیلی بیشتر می شود و به صورت جدی تراکم مدعیان خواهیم داشت. البته این بدان معنا نیست که آزمونهای دیگر وجود ندارند. بلکه به وضوح می بینیم که امروزه بحران اقتصادی و جنگ ، جهان را فرا گرفته است. ​
    از سال 2000 به بعد یک جریان جدی منجی گرایی در جهان به راه افتاد. تا جایی که حتی نخاله ای مانند جورج بوش را به عنوان منجی معرفی کردند. در فیلم «اسکندر» بازیگری که نقش کاراکتر اسکندر را بازی میکرد عامدانه چهره ای شبیه به جورج بوش داشت. تا این موضوع را در ذهن مردم جا بدهد که این فرد منجی، و کسی است که می تواند در مقابل ایران بایستد. نمونه ی دیگر این جریان را میتوان آنجا ملاحظه کرد که از سال 2000 به بعد ، اغلب فیلمهایی که جایزه ی اسکار دریافت کرده اند دارای مضامین آخر الزمانی می باشند. مرحوم آیت الله اراکی می فرمودند که غرب زودتر از ما بحث منجی گرایی را مطرح می کند و همین طور هم شد. بدون شک یک سر این جریان کشورهای اسلامی و به ویژه ایران است. فتنه ای که در جریان منجی گرایی در کشورهای دیگر اتفاق افتاده ، تا زمان حاضر در ایران اتفاق نیفتاده . از جمله دلایل آن می توان به توجیه بودن مردم و قدرتمند بودن مرجعیت شیعه و همچنین دستگاههای امنیت کشور اشاره کرد. این عوامل باعث شده است که این فتنه ها در نطفه شناسایی شده و از بین بروند. هر چند در ایران هم گاهی اوقات افرادی از سر عدم سلامت عقلی اعلام امامت و یا پیامبری میکنند. اینها مواردی هستند که خطر خاصی ایجاد نمی کنند. اما مواقعی پیش می آید که یک جریان سازماندهی شده پشت سر این ماجراست که فشاری جدی را به جامعه وارد می کند.​
    انقلاب ما یک انقلاب منجی گرایانه است و برای رسیدن به جامعه ی مهدوی صورت گرفته است. اما ما از لحاظ معرفی منجی کم کارتر از غرب بوده ایم و این را می پذیریم. باید در این زمینه فعالیت کنیم و هر کس در هر زمینه ای که توانایی دارد در جهت شناساندن جامعه ی مهدوی به مردم کشور خودمان و حتی تمام دنیا گام بردارد.​
    موسسه ی PIO (که ظاهرا در امر انجام نظرسنجی ها موسسه ای بی طرف است )، از سال 2006 به بعد نظرسنجی ای را در حوزه ی منجی گرایی انجام داد. این نظرسنجی از مسیحیان ایالات متحده انجام گرفته است . خوب است بدانیم که ایالات متحده از همان ابتدای تاسیس توسط یهودیان مسیحی نما ، دارای ریشه های منجی گرایانه بوده و در حال حاضر حدود 25 درصد مردم ایالات متحده را (...) (دقیقه 6:24) تشکیل می دهند. آنها افرادی هستند که برای ظهور ، قرص و دارو و تفنگ در زیرزمین خانه های خود ذخیره کرده اند و تا این حد ظهور را جدی گرفته اند. ​
    نتایج نظرسنجی ای که در سال سالهای 2006 انجام گرفته است به شرح زیر می باشد:​
    سوال: آیا شما بازگشت دوباره ی مسیح را قبول دارید؟ ​
    نتایج سال 2006:​
    بله : 79 درصد​
    خیر:17 درصد ​
    رای مردود : 4 درصد​
    سوال: آیا باور دارید که مسیح در زمان زندگی شما بازخواهد گشت؟​
    بله: 20 درصد​
    خیر:39 درصد​
    نمی دانم : 14 درصد​
    اعتقادی به این قضیه ندارم:21 درصد​
    نظرات مردود: 6 درصد.​
    سوال: آیا زمان بازگشت مسیح در انجیل کاملا مشخص شده است:​
    بله: 33 درصد ( به اعتقاد این افراد اگر کسی به انجیل تسلط داشته باشد می تواند روز و ساعت دقیق بازگشت مسیح را مشخص کند. در حالی که در خود انجیل نوشته شده است : از آن روز و ساعت ، کسی جز پدر خبر ندارد)​
    سوال: آیا معتقدید که اوضاع جهان پیش از بازگشت مسیح بدتر خواهد شد؟​
    بله : 34 درصد​
    نمی دانم : 37 درصد​
    سوال: آیا شما می توانید در بازگشت مسیح تاثیر داشته باشید؟​
    نمی توانم تاثیر داشته باشم : 50 درصد​
    می توانم تاثیر داشته باشم : 23 درصد​
    اعتقادی به این مسئله ندارم : 21 درصد​
    ​
    همین نظرسنجی با کمی تغییر ، چهار سال بعد یعنی در سال 2010 انجام می شود. در طی این چهار سال چه اتفاقاتی افتاده است؟سال 2006 به لبنان حمله شد. قرار بود در سال 2007 نظم نوین جهانی خود را اعلام کنند اما شکست خوردند. آمریکا در عراق و افغانستان دچار مشکلاتی شده بود. در ایران دولتی بر سر کار آمد که با رژیم صهیونیستی ضدیت داشت. و از همه مهمتر فیلم ها و مستند هایی که خود غربی ها در رابطه با این موضوع که در سال 2012 جهان به پایان می رسد، ساختند. ​
    و اما نتایج نظرسنجی انجام گرفته در سال 2010:​
    سوال: آیا معتقدید که مسیح در 40 سال آینده بازخواهد گشت؟​
    حتما این اتفاق در چهل سال آینده خواهد افتاد: 27 درصد​
    به احتمال زیاد این اتفاق در چهل سال آینده خواهد افتاد: 21 درصد​
    (که جمعا به عدد 48 درصد می رسد. در حالی که قبلا 20 درصد بود.)​
    اعتقاد ندارم که مسیح به زمین بازخواهد گشت : 10 درصد​
    در چهل سال آینده به زمین بازنخواهد گشت: 28 درصد​
    ​
    بازگردیم به سال 2006 و نظرسنجی ای که از آفریقایی ها توسط همین موسسه انجام شده است. این بار، هم از جامعه ی مسلمانان و هم از جامعه ی مسیحیان این منطقه سوال شده است. ​
    در هر کشور تقریبا نیمی از مسیحیان معتقد بودند که بازگشت مسیح ، در طول حیاتشان خواهد بود. این نشان می دهد که در آفریقا میل منجی خواهی بیشتر بوده است. این عدد در بین مسیحیان کشور کنگو نزدیک به 70 درصد بوده است. همچنین حداقل نیمی از مسلمانان -در 10 کشور از 15 کشور با جمعیت کافی برای آنالیز داده ها – معتقد بودند که دوره ی طلایی حکومت اسلامی در زمان حیات آنها دوباره ساخته خواهد شد. این عقیده در کشور موزامبیک در بین 70 درصد مردم رایج بود. ​
    در 12 کشور از 15 کشور مورد مطالعه ،حدود 60 درصد مردم به بازگشت مهدی ، آغاز کننده ی آخرین حکومت پیش از قیامت و احیا کننده ی دوره ی اسلامی معتقد بودند. ​
    خلاصه ای از نتایج نظرسنجی بین مسلمانان کشورهای آفریقایی را در اینجا ذکر می کنیم:​
    سوال: آیا ظهور حضرت مهدی (عج) در دوران زندگی شما رخ خواهد داد؟​
    [TABLE="width: 409"]
    [TR]
    [TD]
    نام کشور​
    [/TD]
    [TD]
    کامرون​
    [/TD]
    [TD]
    چاد​
    [/TD]
    [TD]
    کنگو​
    [/TD]
    [TD]
    جیبوتی​
    [/TD]
    [TD]
    اتیوپی​
    [/TD]
    [TD]
    غنا​
    [/TD]
    [TD]
    گینه بیسائو​
    [/TD]
    [TD="width: 43"]
    کنیا​
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]
    درصد پاسخ «بله»​
    [/TD]
    [TD]
    58​
    [/TD]
    [TD]
    72​
    [/TD]
    [TD]
    62​
    [/TD]
    [TD]
    74​
    [/TD]
    [TD]
    73​
    [/TD]
    [TD]
    64​
    [/TD]
    [TD]
    67​
    [/TD]
    [TD="width: 43"]
    71​
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]
    درصد پاسخ «خیر»​
    [/TD]
    [TD]
    29​
    [/TD]
    [TD]
    26​
    [/TD]
    [TD]
    12​
    [/TD]
    [TD]
    13​
    [/TD]
    [TD]
    20​
    [/TD]
    [TD]
    19​
    [/TD]
    [TD]
    24​
    [/TD]
    [TD="width: 43"]
    23​
    [/TD]
    [/TR]
    [/TABLE]
    ​
    ​
    [TABLE]
    [TR]
    [TD]
    نام کشور​
    [/TD]
    [TD]
    لیبریا​
    [/TD]
    [TD]
    مالی​
    [/TD]
    [TD]
    موزامبیک​
    [/TD]
    [TD]
    نیجریه​
    [/TD]
    [TD]
    سنگال​
    [/TD]
    [TD]
    تانزانیا​
    [/TD]
    [TD]
    اوگاندا​
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]
    درصد پاسخ «بله»​
    [/TD]
    [TD]
    66​
    [/TD]
    [TD]
    44​
    [/TD]
    [TD]
    63​
    [/TD]
    [TD]
    71​
    [/TD]
    [TD]
    40​
    [/TD]
    [TD]
    43​
    [/TD]
    [TD]
    62​
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]
    درصد پاسخ «خیر»​
    [/TD]
    [TD]
    11​
    [/TD]
    [TD]
    26​
    [/TD]
    [TD]
    24​
    [/TD]
    [TD]
    13​
    [/TD]
    [TD]
    31​
    [/TD]
    [TD]
    22​
    [/TD]
    [TD]
    23​
    [/TD]
    [/TR]
    [/TABLE]
    ​
    ​
    ​
    همه ی این نتایج بیانگر این است که بحث منجی گرایی به طور جدی در میان مردم جهان وجود دارد. ​
    ​
    موسسه ی مذکور در سال 2011 و 2012 این نظرسنجی را با 38000 مصاحبه انجام داد:​
    سوال: آیا معتقدید که مسیح در دوران زندگی شما به زمین بازخواهد گشت؟(از مسیحیان پرسیده شده)​
    [TABLE="width: 449"]
    [TR]
    [TD="width: 104"]
    نام کشور​
    [/TD]
    [TD="width: 105"]
    قزاقستان​
    [/TD]
    [TD="width: 102"]
    بوسنی​
    [/TD]
    [TD="width: 105"]
    اندونزی​
    [/TD]
    [TD="width: 105"]
    بنگلادش​
    [/TD]
    [TD="width: 95"]
    اردن​
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 104"]
    درصد پاسخ «بله»​
    [/TD]
    [TD="width: 105"]
    6​
    [/TD]
    [TD="width: 102"]
    11​
    [/TD]
    [TD="width: 105"]
    8​
    [/TD]
    [TD="width: 105"]
    14​
    [/TD]
    [TD="width: 95"]
    28​
    [/TD]
    [/TR]
    [/TABLE]
    ​
    ​
    [TABLE="width: 451"]
    [TR]
    [TD="width: 81"]
    نام کشور​
    [/TD]
    [TD="width: 79"]
    ترکیه​
    [/TD]
    [TD="width: 81"]
    مالزی​
    [/TD]
    [TD="width: 77"]
    تایلند​
    [/TD]
    [TD="width: 84"]
    پاکستان​
    [/TD]
    [TD="width: 76"]
    تونس​
    [/TD]
    [TD="width: 71"]
    عراق​
    [/TD]
    [TD="width: 66"]
    لبنان​
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 81"]
    درصد پاسخ «بله»​
    [/TD]
    [TD="width: 79"]
    65​
    [/TD]
    [TD="width: 81"]
    54​
    [/TD]
    [TD="width: 77"]
    51​
    [/TD]
    [TD="width: 84"]
    55​
    [/TD]
    [TD="width: 76"]
    61​
    [/TD]
    [TD="width: 71"]
    64​
    [/TD]
    [TD="width: 66"]
    52​
    [/TD]
    [/TR]
    [/TABLE]
    ​
    ​
    ملاحظه میکنید که کشورهایی که در خاورمیانه هستند و درگیر یک سری مسائل، از درصدهای بالایی برخوردارند. ​
    همین سوال از مسلمانان پرسیده شده است. (فقط به جای مسیح ، در مورد ظهور مهدی (عج) سوال شده است):​
    [TABLE="width: 421"]
    [TR]
    [TD]
    نام کشور​
    [/TD]
    [TD]
    ترکیه​
    [/TD]
    [TD]
    بوسنی​
    [/TD]
    [TD]
    تاجیکستان​
    [/TD]
    [TD]
    اندونزی​
    [/TD]
    [TD]
    بنگلادش​
    [/TD]
    [TD]
    عراق​
    [/TD]
    [TD]
    افغانستان​
    [/TD]
    [TD]
    تونس​
    [/TD]
    [TD]
    لبنان​
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]
    درصد پاسخ «بله»​
    [/TD]
    [TD]
    68​
    [/TD]
    [TD]
    14​
    [/TD]
    [TD]
    39​
    [/TD]
    [TD]
    23​
    [/TD]
    [TD]
    29​
    [/TD]
    [TD]
    72​
    [/TD]
    [TD]
    83​
    [/TD]
    [TD]
    67​
    [/TD]
    [TD]
    56​
    [/TD]
    [/TR]
    [/TABLE]
    ​
    ​
    [TABLE="width: 477"]
    [TR]
    [TD="width: 123"]
    نام کشور​
    [/TD]
    [TD="width: 123"]
    قزاقستان​
    [/TD]
    [TD="width: 123"]
    ازبکستان​
    [/TD]
    [TD="width: 123"]
    قرقیزستان​
    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD="width: 123"]
    درصد پاسخ «بله»​
    [/TD]
    [TD="width: 123"]
    13​
    [/TD]
    [TD="width: 123"]
    22​
    [/TD]
    [TD="width: 123"]
    17​
    [/TD]
    [/TR]
    [/TABLE]
    ​
    ​
    از درصد های مربوط به سه ستون آخر می توان نتیجه گرفت اوضاع دینی کشورهایی که قبلا تحت سیطره ی شوروی بوده اند هنوز درست نشده است. ​
    یکی از اقلیتهای کشور تاجیکستان که به تازگی مسلمان و شیعه شده بود، به من میگفت :«بیایید و آنجا بیشتر کار کنید. ما آنجا اصلا دین نداریم.هر که بهتر کار کند ، زودتر نتیجه می گیرد» که متاسفانه در آنجا وهابی ها خیلی زودتر از ما شروع به فعالیت کردند. ​
    نتیجه ی همه ی این آمار و ارقام : هر چه اوضاع مشوش تر ، اعتقاد به بازگشت منجی بیشتر. یا خودت می فهمی که نجات دهنده ای نداری ، یا خدا به تو می فهماند که نداری. به همین خاطر است که در آخرالزمان جنگ و کشتار و زلزله و انواع مرگ و میر(مرگ سرخ ، مرگ سفید ) و بیماری و بسیاری بلایای دیگر زیاد می شود. ​
    جالب اینجاست که در همین کشورهایی که بیشترین آمار اعتقاد به بازگشت منجی را داریم ، یعنی عراق و افغانستان ، بیشترین آمار سوءاستفاده از منجی را هم می بینیم. این جریان سوء استفاده کردن ، به خصوص در عراق زیاد شده است. چرا؟ چون طبق روایات موثق ما ، کوفه ،پایتخت حضرت مهدی (عج) ، و عراق ، مرکز حکومت جهانی ایشان است. مسجد سهله محل زندگی خانواده ی حضرت و مسجد کوفه دارالحکومه خواهد بود.​
    یک دلیل اصلی برای زیاد شدن این جریانها آن است که مردم منجی می خواهند و زمانی که تقاضا در بازار «اصل» زیاد بشود، عرضه ی «بدلی» ها هم در بازار زیاد می شود. یک دلیل هم این است که دشمنی که در آنجا کمین کرده ، نگران واقعه ی ظهور است. (همانگونه که در فیلمهای تولید شده توسط آنها می توان این نگرانی را دید. می گویند چشم از این منطقه برندارید که در آخر الزمان «دجال» از اینجا ظهور خواهد کرد.) اخیرا در شبکه ی فاکس نیوز برنامه ای گذاشته اند تا اثبات کنند که امام زمانی که ما به ظهورش اعتقاد داریم همان دجال ( Antichrist) مسیحیان است. ​
    سخنرانی ای از آیت الله قزوینی (که در حوزه ی معرفی تشیع بسیار با سابقه هستند) در یک جلسه ی خصوصی با طلاب در سال 85 شنیدم. که در آنجا از وهابیت گفته شد و در مورد ظهور کبری و ظهور صغری صحبت شد. ​
    آن ظهور صغری ای که ایشان مطرح کردند، همین است که به دل مردم می افتد و مردم حس می کنند ظهور نزدیک است. ( نه اینکه به دل خواص یا کسانی که با خود حضرت در ارتباطند بیفتد. بلکه کل جامعه این حس را پیدا می کنند) همین حس «اَینَ» گفتن ها رواج پیدا میکند. همان گونه که آدمی که گوشی همراهش را گم می کند «میپرسد» گوشی من کجاست؟ میپرسد چون به آن نیاز پیدا می کند. ​
    در آخر الزمان همه ی ایدئولوژی ها می آیند و نمی توانند بشریت را به طور جهانی سازمان بدهند؛ در نتیجه می شکنند. بعد شیطنت هایی صورت می گیرد برای اینکه یک وقت برای آمدن امام زمان (عج) آماده نشویم ، مسیحیان امام زمان ما را امام وحشت نشان می دهند. می گویند او می آید و قتل عام می کند! ​
    امام حسین (ع) ، یزید زمان دارد ؛ عمر سعد و ابن زیاد زمان دارد. اما آیا امام حسین (ع) جنگ را شروع کرد؟ آیا امیرالمومنین (ع) حتی در یکی از جنگ هایی که شرکت داشتند ، خودشان جنگ را شروع کردند؟ هر چند جهاد ابتدایی در دستان ولی معصوم است و امام زمان خودش می تواند تشخیص به شروع جنگ بدهد، اما این خاندان هیچ گاه شروع کننده ی جنگ نبوده اند. امام زمان ما هم امام همه ی ما ، حتی امام آمریکایی هاست. خود آمریکایی ها این موضوع را نفهمیده اند. زمانی که حضرت ظهور کنند، ابتدا دعوت می کنند. اما آنها نمی فهمند و جنگ را خودشان شروع می کنند. آن زمان است که حضرت هم مقتدرانه وارد جنگ می شوند. مثل جنگ صفین و جمل و نهروان. امیرالمومنین (ع) سه مرتبه قاصد فرستادند و آنها را دعوت به کوتاه آمدن کردند. اما آنها نپذیرفتند و جنگی در گرفت که باعث کشته شدن و شکست خودشان شد. ​
    در قرآن آمده است : «اِنّ ربکم الرحمن» و امامت در راستای رحمانیت خداست ، نه رحیمیت او و متعلق به همه است. اما غربی ها این را نمی فهمند. همانگونه که کوفیان ، امام حسین (ع) را و مسلمانان صدر اسلام ، امام علی (ع) را نفهمیدند. ​
    آیا ایشان واسطه ی فیض الهی بودند یا نبودند؟ مگر ما اعتقاد نداریم که پرونده ی همه ی ما و روزی و مققری یک سال آینده ی همه ی ما در شب قدر به امضای مبارک امام زمانمان (ع) می رسد؟ روزی شمر را چه کسی برایش نوشته بود؟ ​
    همه ی مردم دنیا می فهمند که امام می خواهند. وقتی حضرت شروع به مناظره مناظره می کنند «یدخلون فی دین الله افواجا» . بعضی چهره ی حضرت برایشان دلبری می کند. مردم از قرآن خواندن حضرت به وجد می آیند. «به صوت حجازی قرآن مهدی(ع)...» ​
    اما عده ای هم هستند که با اینکه به خیر دعوت می شوند باز هم نمی پذیرند. آنها چیزی جز شمشیر را نمی فهمند. مثل همین سلفی هایی که در سوریه هستند. آیا آنها را می شود با مذاکره به راه آورد؟ ​
    غربی ها با برنامه های خود به 2.5 میلیارد مسیحی سراسر جهان القا میکنند که مهدی (عج) همان Antichrist است. ما چه کرده ایم؟ جمهوری اسلامی چند برنامه و مستند برای جلوگیری از این جریان ساخته است؟ ​
    «ج. چارتسون»، بنیانگذار دجال دانستن حضرت مهدی (عج) ، اعلام کرده است با 350 کلیسای تبشیری در ایران در ارتباط است. او گفته: « من می خواهم ابتدا تمام جوانان مسلمان ایران را مسیحی کنم. نه یک مسیحی عادی! بلکه مسیحی ای که معتقد است مهدی (عج) ، دجال است.» ​
    چهار سال پیش خطر فردی به اسم احمد الحسن الیمانی را گوشزد کردم اما کسی اعتنا نکرد. در مشهد سخنرانی داشتم و از این فرد گفتم، بعد از جلسه دو پسر با چهره های کاملا مذهبی آمدند و گفتند چرا به امام احمد الحسن الیمانی توهین کردید؟! ...​
    چرا کار باید به درمان بکشد؟ چرا پیشگیری نکنیم؟ ​
    وقتی داشتم در سخنرانی ها به آنها ضربه می زدم ، آنها فهمیده بودند و از من دعوت کردند که به امام احمد الحسن الیمانی ایمان بیاورم. ​
    مورد دیگری که باید ذکر کنم این است که از محبت مردم نسبت به امام زمان (عج) سوءاستفاده می کنند.چون مردم عاشق امام هستند ، می خواهند به یمانی امام کمک کنند. اما در تعیین مصداق اشتباه می کنند. «اولئک هم الخاسرون» . چه بیچاره است آن وهابی که به خودش بمب می بندد و مردم را به کشتن می دهد تا در بهشت به پیامبر (ص) بپیوندد. ​
    ابن ملجم به کنار خانه ی کعبه رفت و عهد بست که جامعه ی اسلامی را نجات دهد. در دعای ندبه به ابن ملجم ، «اشقی الآخرین» می گوییم. یعنی در امت آخر الزمان بدتر از او وجود ندارد. یکی از علما می گفتند ما نمی دانیم اوضاعمان خوب است یا نه. نباید به خودمان غره شویم. اما مطمئنیم که بدترین بدترینها نیستیم. چون قبلا یک نفر به آن مقام رسیده است.​
    همه ی ما مسئولیم. ​
    به استان سمنان رفته بودم. معلمی آمد و جزوه ای به من داد و گفت این را از کیف یک دختر چهارم دبستان پیدا کرده ام.اینها را بین بچه های مدرسه پخش می کرده است. دیدم آموزه های بهائیت در آن نوشته شده بود. به اندازه ی بچه ی چهارم ابتدایی هم نیستیم؟! ​
    بعضی می گویند:« چه کنیم؟ ».آیا آب را دیده اید که جایی گیر کند؟ شما اگر بخواهید رونده باشید خودتان راهتان را پیدا می کنید و می روید. سایت می زنید ، سخنرانی می کنید ، مستند می سازید و هر کاری که از دستتان برمی آید انجام می دهید.​
    از طرف دیگر باید بصیرتتان را بالا ببرید تا در تعیین مصداق اشتباه نکنید و خودتان به مهدویت ضربه نزنید. روایت داریم که از شیعیان ما افرادی ظهور را با لو دادن تشکیلات شیعه عقب انداخته اند. در زمان امام محمد باقر (ع) ، امام صادق (ع) و امام کاظم (ع) ، شیعیان را در دربار خلافت نفوذ می دادند. اما آدمهایی پیدا می شدند که به خاطر ضعف شخصیتی و مهم و بزرگ جلوه دادن خود پیش دیگران ، آنها را لو میدادند. همین الان هم از این افراد وجود دارند. آنقدر که از خودی ها ضربه خورده ایم از خارجی ها نخوردیم. ​
    اعتقاد دارم که در جمهوری اسلامی «موضوع محرمانه» اصلا وجود ندارد. همین دیروز شخصی در جلسه ای خصوصی در قم صحبت هایی کرده است که به خیال خودش محرمانه بوده ، اما امروز صوت صحبتهای ایشان به دست من رسیده ، بدون اینکه خودش خبر داشته باشد.​
    به طور ویژه می خواهم در مورد عراق صحبت کنم. اوضاع عراق خطرناک است.آمار بالای نگاه مهدوی مردم عراق را دیدید. از طرف دیگر به خاطر جایگاهی که منطقه ی عراق در مسئله ی ظهور دارد ، ایجاب میکند که به طور ویژه ای به آن پرداخته شود. در عصر معاصر جریان های زیادی در عراق ادعای مهدویت کرده اند. از جمله ی آنها جریان سلوکیه را می توان نام برد. اینها کسانی بودند که در کلاسهای درس شهید صدر حضور جدی و فعال داشتند و نهایت قائل شدند به اینکه روح شهید صدر در این افراد تناسخ می کند. جریان بعدی موسوم به «حرکة المنتظرون» که باز هم از شاگردان شهید صدر آن را تشکیل داده بودند. این اتفاقات در زمان حکومت صدام و سرکوب شدید بیت شهید صدر افتاد. همین گروه حرکت منتظران در زمان حیات شهید صدر ادعای مهدویت کردند. حرکت بعدی «جند المولا» نام داشت. آنها مرجعیت آیت الله محمد باقر صدر را تجلی امام زمان(عج) در ایشان می دانستند. خود مرحوم صدر این حرف را انکار می کردند. تا جایی که در مقابلشان ایستاد و طردشان کرد. علیه شان فتوا داد. اما اعضای این جریان نمی پذیرفتند. ​
    حرکت بعدی جریانی به رهبری «شیخ حیدر المنشداوی» بود. او اوایل جریان میگفت من قحطانی موعود هستم. بعد گفت من یمانی موعودم.( یعنی همان منسبی که الان احمد الحسن الیمانی به خود نسبت داده است. جالب است بدانید که این دو با هم دوستند.هر دوی این مدعیان به عراق رفتند و پای درس شهید صدر نشستند و بعد ها در دستگاه استخبارات حزب بعث فعالیت کردند. ) این فرد در زمان مرجعیت آیت الله صدر به طور غیر علنی و فقط در بین رئوس جریان،ادعای خود مطرح کرد. اما بعد از رحلت مرحوم صدر این ادعا را علنی کرد.​
    جریان دیگر مربوط می شود به فاضل عبدالحسین المرسومی، که هنوز هم ادامه دارد. این شخص ادعا کرد من امام ربانی هستم. ​
    جریان بعدی جریان «حبیب الله ابو علی مختار» بود که در بغداد ادعای مهدویت کرد. پدرش جنگیر و دعانویس بود و ذهن مردم را می خواند و این را به حساب کراماتش می گذاشت.​