1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

سلسله بوییان ( آل بویه )

شروع موضوع توسط jack 6 ‏4/9/13 در انجمن ایران

  1. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏16/8/12
    ارسال ها:
    1,187
    تشکر شده:
    938
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    یه شغلیه
    پاسخ : سلسله بوییان ( آل بویه )

    فخرالدوله ابوالحسن علی‎بن‎رکن‎الدوله (341-387ق/952-997م)

    رکن‎الدوله پیش از مرگ، او را به نیابت از عضدالدوله به حکومت همدان و دینور و توابع جبل گمارد (ابن‎جوزی، 7/80). اما فخرالدوله از فرمان برادر سرپیچید و به عزالدوله بختیار، فرمانروای عراق گرایید. عضدالدوله نیز در 369ق/979م بر او تاخت و بسیاری از یاران فخرالدوله از جمله وزیرش ابوالحسن عبیدالله‎بن‎محمدبن‎حَمد وَیه به اردوی عضدالدوله پیوستند. کار فخرالدوله به تباه کشید و او از همدان گریخت و به گرگان به نزد شمس‎المعالی قابوس‎بن‎وشمگیر رفت. عضدالدوله بر او چیره شد و همه را به مؤیدالدوله وانهاد. آنگاه این دو برادر از قابوس خواستند که فخرالدوله، برادر دیگر، را به آنها تسلیم کند «و او را مستظهر گردانیدند و به مواثیق و عهود». اما شمس‎الدوله به گرگان تاخت و قابوس به ناچار با فخرالدوله به نزد حسام‎الدوله تاش رفت. در 371ق/981م قابوس و فخرالدوله با سپاه خراسان به سپهسالاری حسام‎الدوله به گرگان هجوم بردند، اما شکست خوردند و عقب نشستند تا در 373ق/983م، پس از مرگ مؤیدالدوله، وزیر او صاحب‎بن‎عباد به اطاعت فخرالدوله گردن نهاد و امرای دولت را اشارت کرد که فخرالدوله را به گرگان بخوانند و به اطاعتش گردن نهند. فخرالدوله که در آن زمان بزرگِ آل بویه بود، به دعوت صاحب و امرای دولت و موافقت صمصام‎الدوله در بغداد، از نیشابور بیامد و بر تخت نشست و صاحب را به وزارت برداشت. شاید در همین زمان از سوی خلیفه‎الطائع، لقب ملک‎الاُمّة یافت. سال بعد نیز ابوالحسن و ابوطاهر، پسران عضدالدوله، در اهواز و بصره، خطبه به نام فخرالدوله کردند، اما دیری نپایید که شرف‎الدوله ابوالفوارس، این هر دو شهر را تصرف کرد . 5 سال بعد فخرالدوله بهاشارت صاحب‎بن‎عباد، سپاهی با او به تسخیر عراق فرستاد و خود‎رو به خوزستان نهاد. ولی چون مردی ممسک بود، سپاه از او روی بگردانید و صاحب نیز در اهواز از بهاءالدوله هزیمت یافت و کار فتح عراق بی‎سامان ماند. سرانجام، فخرالدوله در 387ق/997م در دژ طَبَرَک درگذشت. آغاز حکومت فخرالدوله را استیلا بر گرگان دانسته‎اند که پس از مرگ مؤیدالدوله، به دعوت صاحب‎بن‎عباد صوت گرفت.
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  2. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏16/8/12
    ارسال ها:
    1,187
    تشکر شده:
    938
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    یه شغلیه
    پاسخ : سلسله بوییان ( آل بویه )

    مجدالدوله ابوطالب رستم‎بن‎فخرالدوله (379ق/989م)

    پس از مرگ پدر، امرای دیلمی او را بر تخت نشاندند و مادرش شیرین _، مشهور به سیّده خاتون یا ام‎الملوک به نیابت از پسر 8 ساله خود رشته کارها را به دست گرفت و حکومت اصفهان را به پسردایی خود ابوجعفر محمدبن‎دشمنزیار ملقب به علاءالدوله واگذاشت. پدر دشمنزیار یعنی دایی سیده خاتون را «کاکویه» به معنای دایی می‎گفتند و به همین دلیل فرزندان او به آل کاکویه شهرت یافتند. در 398ق/1008م، الخطیر ابوعلی‎بن‎علی‎قاسم، وزیر مجدالدوله، او را از مادرش بیمناک کرد و امرای دولت را به خود متمایل ساخت و بر سیده خاتون شورید. مادر مجدالدوله به نزد بَدربن‎حَسَنویه رفت و پسر دیگرش شمس‎الدوله با لشکر همدان به او پیوست و همه به ری تاختند و آن دیار را تصرف کردند. مجدالدله اسیر شد و به فرمان مادرش به زندان رفت و او به شمس‎الدوله منتقل شد. یک سال بعد که میان سیده خاتون و شمس‎الدوله اختلاف افتاد، مجدالدوله را از زندان بیرون آورد و باز بر تخت نشاند . به همین سبب شمس‎الدوله چند سال بعد به ری تاخت. مجدالدوله و مادرش به دماوند گریختند و شمس‎الدوله بر آن دیار چیره شد (405ق/1014م). با سیده خاتون بازگشتند. در همین سال ابوعلی‎سینا از گرگان وارد ری شد و مجدالدوله را که بیمار شده بود، معالجه کرد و کتاب‎المعاد را همانجا نوشت. در 407ق/1016م، ابن‎فولاد از امرای دیلم با سپاهی که از منوچهربن‎قابوس گرفته بود، به ری تاخت و مجدالدوله و سیده خاتون را واداشت تا اصفهان را به او دادند . مادرمجدالدوله در 419ق/1028م درگذشت و مجدالدوله که فرمانبری سپاه را از دست داده بود، از محمود غزنوی یاری خواست (420ق/1029م). محمود لشکری به فرماندهی علی‎حاجب گسیل داشت و به او گفت که مجدالدوله را دستگیر کند. مجدالدوله با پسرش ابودُلَف به استقبال رفت، اما هر دو گرفتار شدند. سپس خود محمود به ری آمد و مجدالدوله را به غزنین فرستاد و سلسله آل بویه درری منقرض شد. پایان کار و مرگ مجدالدوله دانسته نیست و اقوال مورخان دراین باب متناقض است. برخی مرگ او را در 414ق/1023م دانسته‎اند که با قراین تاریخی به کلی ناسازگار است. پاره‎ای گفته‎اند پس از اشغال ری توسط غزنویان درگذشت و مادرش سیده خاتون گریخت. وزارت مجدالدوله را یک یا چند ابوسعدآبی دانشمند و ادیب مشهور و زمانی ابوالعلاء محمدبن‎علی‎بن‎حَسّول، شاعر و ادیب آن روزگار به عهده داشتند .
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  3. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏16/8/12
    ارسال ها:
    1,187
    تشکر شده:
    938
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    یه شغلیه
    پاسخ : سلسله بوییان ( آل بویه )

    شمس‎الدوله ابوطاهربن‎فخرالدوله

    پس از مرگ پدر حکومت همدان و قرمیسین را در دست گرفت. در 397ق/1007م که مادرش سیده خاتون از ری به نزد بَدربن‎حَسَنویه رفت، شمس‎الدوله سپاه نزد سیده خاتون برد و سپس آن دو بر ری تاختند و آن دیار را تسخیر کردند. شمس‎الدوله یک چند به جای برادرش مجدالدوله در آنجا فرمان راند، اما اختلافی میان وی و مادرش پدید آمد و او به همدان بازگشت . در 405ق/1014م پس از قتل بدر، بر پاره‎ای از قلمرو او چیره شد و لشکر هلال‎بن‎بدر را بشکست وخود او را اسیر کرد و بکشت. همان سال به ری تاخت؛ سیده خاتون و مجدالدوله گریختند و به دماوند رفتند. شمس‎الدوله بر ری چیره شد، اما دیری نپایید که سپاه ری بر او بشورید و شمس‎الدوله به ناچار راه همدان در پیش گرفت. ظاهراً در همین هنگام ابوعلی‎سینا به همدان آمد و پس از معالجه شمس‎الدوله، به وزارت او منصوب شد. در 411ق/1020م ترکان در همدان شوریدند و خانه وزیر را غارت کردند و خواستار قتل او شدند. شمس‎الدوله او را از وزارت برداشت، ولی چندی بعد که دوباره بیمار شد، ابوعلی را پس از درمان خود به وزارت نشاند. ابوعلی تا پایان کار شمس‎الدوله، در همین سمت باقی ماند. تاریخ دگذشت شمس‎الدوله به درستی دانسته است، اما برحسب قراین تاریخی، می‎بایست در اواخر 411ق/1020م یا 412ق/1021م باشد.
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  4. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏16/8/12
    ارسال ها:
    1,187
    تشکر شده:
    938
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    یه شغلیه
    پاسخ : سلسله بوییان ( آل بویه )

    سماءالدوله ابوالحسن‎بن‎شمس‎الدوله

    در 414ق/123م حکومت همدان را در دست داشت. در همان سال سپاهی به پیکار فرهادبن‎مرداویج دیلمی که بروجرد را به اقطاع داشت، فرستاد. فرهاد به علاءالدوله کاکویه پناه برد و هر دو بر همدان تاختند. علاءالدوله در آغاز شکست خورد، اما در پیکار دیگر بر سماءالدوله چیره شد و او را دستگیر کرد و امرای دیلم را پس از مصادره اموال و اقطاعات، در دژی در اسفهان به زندان افکند. با دستگیری سماءالدوله که از پایان کار او اطلاعی در دست نیت، شاخه آل بویه در ری و همدان و اصفهان به کلی برافتاد.
     
    یک شخص از این تشکر کرد.