1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

"" آرمـــــــــــــانــــــ ""

شروع موضوع توسط ARMAN ‏29/8/13 در انجمن ایران

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏22/1/13
    ارسال ها:
    3,325
    تشکر شده:
    5,847
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    کاربر
    سلام به همه ی دوستان تاپ فروم
    دیروز داشتم یه سری اطلاعات راجع به شهرمون سرچ میکردم به نوشته های جالبی دست پیدا کردم
    گفتم که براتون بزارم تا شما هم بیشتر با شهرمون آشنا بشید

    ‌" املش "
    درضمن این گزارش توسط یک دوچرخه سوار که درمسیر مشخصی از قزوین به سمت املش سفرکرده بودارائه شده .لطفا همگی توجه کنید،بهتون قول میدم پشیمون نمیشید.



    گزارش دوچرخه سواری قزوین – الموت – کلیشم – بلوردکان – املش

    بعد ماه رمضان دلم رو برای یه برنامه شمال صابون زده بودم. از اونجایی نشد با یکی از دوستان تو این سفر همرکاب بشم. دل رو زدم به دریا و برای اولین بار یه مسیر کوهستانی از قزوین به سمت شمال رو تنهایی رکاب زدم.
    روز اول
    ۲۱ مرداد ۹۲

    این بار چون تنها بودم و هچنین چون مسیر روز اول از قزوین به روستای انبوه گیلان در یه قسمتش فوق العاده خراب و بدون آبه و همچنین مسیرش شیبهای خیلی تندی داره که تو برنامه پارسال تو همین مسیر (قزوین – الموت – دیلمان) حسابی خسته مون کرد. تصمیم گرفتم یه قسمتی از مسیر رو با مینی بوس روستای انبوه برم و از اونجا رکاب زدن رو شروع کنم. ساعت ۳ بعد از ظهر بعد از بستن دوچرخه روی باربند، مینی بوس به سمت روستای انبوه حرکت کرد.
    [​IMG]
    واقعا کار خوبی کردم چون وقتی به ۱۰ کیلومتر آخر مسیر روستای انبوه رسیدیم دیدم وضع جاده از پارسال هم خرابتر شده و بارش باران طی این یک سال کاملا جاده رو خراب کرده که امکان رکاب زدن تو سربالایی های تند مسیر واقعا غیر ممکنه. حدود ساعت ۶ بعد از ظهر به روستای انبوه رسیدم و بعد از بستن بارها بروی دوچرخه به سمت روستای کلیشم (Kelishom) به راه افتادم تا از برنامه روز دوم جلو بیفتم و برنامه روز دوم رو از کلیشم آغاز کنم.
    [​IMG]
    روستای انبوه​
    دوچرخه سواری از روستای انبوه تا کلیشم حدود ۲ ساعت وقت میبره و مسیر هم سربالاست. خورشید در حال غروب بود به روستای کلیشم رسیدم و شب رو در قهوه خانه روستا گذروندم
    [​IMG] مسیر طی شده با مینی بوس : قزوین – اسماعیل آباد – نیاق – الولک – گردنه کماسر – دستجرد – طیاندشت – پل انبوه – انبوه (۷۰ کیلومتر)
    دوچرخه سواری از روستای انبوه تا کلیشم (۱۷ کیلومتر)


    روز دوم
    ۲۲ مرداد ۹۲


    ساعت ۶:۳۰ صبح از کلیشم به سمت گردنه ترار (Torar) شروع به رکاب زدن کردم. از روستای کلیشم یک مسیر هم به سمت دریاچه خلشکوه و ییلاقات منطقه دیلمان و عمارلو وجود داره که پارسال اون مسیر رو رکاب زدیم
    حدود ۴ کیلومتر سربلایی تیز رو رکاب زدم تا بالاخره به گردنه ترار رسیدم و منظره ی مورد علاقه ام یعنی همون دریای ابر روبرو شدم! بعد از گردنه آب و هوا به شکل عجیبی تغییر کرد و هوا خنک شد.
    [​IMG]
    با کم کردن ارتفاع بعد از گردنه به علفزار وسیعی رسیدم که با وجود گرمای شدید مرداد ماه هنوز سرسبز و زیبا بود و امامزاده ای یا بنای قدیمی هم در وسط این علفزار ها واقع شده بود بنام امامزاده ابراهیم. (کلیشم – ترار ۵ کیلومتر)
    [​IMG]
    امامزاده ابراهیم (تُرار) [​IMG]
    [​IMG]
    در هوای مه آلود در جاده ای نسبتا خراب به سمت روستای جلیسه (اولین روستا بعد از کلیشم) حرکت کردم تا بعد از عبور از میان باغهای سرسبز روستا به روستای جلیسه رسیدم. از موقعی که از روستای کلیشم خارج شدم تا وقتی که وارد روستای جلیسه بشم نه آدمی دیدم و نه ماشینی!! و فقط چند تا گاو تو مسیر بودن! (ترار – جلیسه ۸ کیلومتر)
    [​IMG] [​IMG]
    باغهای روستای جلیسه
    بعد از روستای جلیسه ۴ کیلومتر مسیر سربالایی رکاب زدم و دوباره مسیر سرپایینی شد دیگه از هوای مه آلود خبری نبود و هم خورشید آفتابی شد. در مسیر سرپایینی از روستاهای چمچال، ملامحله، پیرکوه، بنه زمین عبور کردم. در روستای بزرگ پیرکوه در قهوه خانه کمی استراحت کردم و صبحانه مختصری به بدن زدم و با از اهالی در مورد مسیر پیش روم راهنمایی گرفتم. بعد عبور از پل آزادگان (جلیسه – پل آزادگان ۱۰ کیلومتر) و دوراهی موسی کلایه به پست ترین نقطه مسیر روز دوم با ارتفاع ۱۰۲۰ متر از سطح دریا رسیدم و باید خودم رو تا ارتفاع ۲۱۵۰ متری بالا بکشم.
    [​IMG]
    دورنمای روستای موسی کلایه (سمت چپ تصویر)​
    مسیر سربالایی رو در پیش گرفتم تا به روستای ملکوت که مرکز دهستان سمام بود رسیدم (پل آزادگان – ملکوت ۱۱ کیلومتر) بعد از اون وارد فرعی به سمت روستای تاریخی اُمام (Omam) شدم
    [​IMG]
    مزارع روستای ملکوت ​
    جلوی یکی از مغازه های روستا برای استرحت توقف کردم. با چند تن از اهالی در مورد مسیری که رکاب زدم و مسیر پیش رو صحبت کردم. براشون خیلی جالب بود که من تنهایی این مسیر رو رکاب زدم و اکثرشون بخاطر اینکار سرزنشم کردن!! مردم این روستا خیلی مهمون نواز بودن صاحب مغازه از من برای ناهار به خونه شون دعوت کرد. ولی من قبول نکردم ولی اینقدر اصرار کرد که من دیگه کم کم داشتم راضی میشدم برای ناهار به خونشون برم. در همین حین یکی از مشتریهای مغازه که جوان باحالی بود از من دعوت کرد برای ناهار به خونه اونها برم که چند تا جوان مجرد بودن و برای چند روزی به روستا ییلاقی امام اومده بودن. برای اینکه برای خانواده صاحب مغازه زحمت ایجاد نکنم دعوت جوان رو قبول کردم و ناهار رو در خانه اونها خوردم و بعد از استراحت و کمی گپ و گفت در مورد مسیر، آماده ادامه مسیر شدم. (ملکوت – امام ۵ کیلومتر)
    از روستای امام به بعد باز آب و هوا تغییر کرد و با اینکه حدود ساعت ۳ بعد از ظهر بود هوا خنک و مه آلود شد و منطقه کم کم سر سبز شد و این نوید ورود به مناطق ییلاقی رو می داد.
    [​IMG]
    مه سریعا منطقه در بر گرفت بطوری که حتی چند متری رو هم نمیدیدم.
    [​IMG]
    بعد عبور از چند سربالایی نفس گیر به چشمه لوزان رسیدم که آب فوق العاده خنکی داشت. یک خانواده در کنار چشمه در حال کباب کردن جوجه بودن که با دیدن من به تنهایی تو اون منطقه تعجب کردن و یک سیخ جوجه هم مهمونم کردن. (امام – لوزان ۱۰ کیلومتر)
    [​IMG]
    چشمه لوزان [​IMG]
    مناظر اطراف چشمه لوزان
    در حالیکه تو مه فوق العاده غلیظ در مسیر تقریبا کفی رکاب میزدم از کنار گله های گاو گوسفند زیادی عبور میکردم. برای چند لحظه مه کنار رفت و خودم رو تو یه دشت وسیع بسیار زیبا دیدم. ولی دوباره مه روی دشت نشست و من رو از دیدن دشت فوق العاده محروم کرد. وجود مه تو طبیعت زیبایی خاصی داره ولی یکی از بدی هاش اینه که آدم رو از دیدن مناظر محروم میکنه و فقط میتونی چند متری خودت رو ببینی.​
    [​IMG] [​IMG]
    چاک دشت
    اسم این دشت، “چاک دشت” بود یا به قول محلی ها “چاکه دشت” البته با تلفظ گیلکی! من قبلا اسم چاک دشت رو شنیده بودم ولی محلی ها اون رو جوری با لهجه گیلکی تلفظ میکردن که من فکر کردم اشتباهی وارد یک مسیر دیگه شدم!
    چند تا خونه هم که دامدارها در اونها زندگی میکردن تو این دشت ساخته شده بود. (لوزان – چاک دشت ۳ کیلومتر)
    [​IMG] [TABLE]
    [TR]
    [TD][/TD]
    [TD][/TD]
    [/TR]
    [/TABLE]
    [​IMG]

    بعد از چاک دشت در جاده ای که بارون داغونش کرده بود ولی خشک شده بود به سمت پایین سرازیر شدم و از کنار چند تا سگ گردن کلفت هم عبور کردم که یکی شون داشت برام شاخ و شونه می کشید فقط شانس آوردم تو سرپایینی ها به این سگ ها رسیدم والا نسخه ام پیچیده شده بود. البته توی اون مه غلیظ ترس از این داشتم که یه وقت با سربالایی و سگ با هم برخورد کنم که خدا رو شکر این اتفاق نیافتاد. تو سربالایی های قبل از این مسیر به چند تا سگ گله برخورد داشتم ولی خیلی ریلکس از کنارشون رد شدم و اونا هم کاری باهام نداشتن.
    [​IMG]
    ۳ کیلومتر در سرپایینی رفتم تا به منطقه زیبای خصیل دشت (خسیب دشت) رسیدم. وبرنامه دوچرخه سواری روز دوم رو در این منطقه به پایان رسوندم.
    [​IMG]
    خسیب دشت (قهوه خانه صمدی) ​
    منظقه خسیب دشت دارای یک قهوه خانه (آقای صمدی) و چند تا ویلا است که اونها رو به گرشگران اجاره میدن. بارها رو از روی دوچرخه باز کردم و شب رو در قهوه خانه آقای صمدی گذروندم. هوای این ناحیه در تابستان واقعا مطبوع و خنکه. با اینکه هوا مه آلوده ولی اصلا گرم و شرجی نیست. شب به یاد ماندنی رو در قهوه خانه صمدی گذروندم چون تو وسط تابستان در حالیکه همه از گرما در عذاب هستن بخاری قهوه خانه تا صبح روشن بود و همچنین مجبور شدم از پتوهم استفاده کنم. (چاک دشت – خسیب دشت ۳ کیلومتر)
    [​IMG]
    داخل قهوه خانه [​IMG]
    ویلاهای اطراف قهوه خانه
    [​IMG]
    چشم انداز مناظر زیبا از خسیب دشت
    مسیر روز دوم: کلیشم – ترار – جلیسه – چمچال – ملامحله – پیرکوه – پل آزادگان – دوراهی موسی کلایه – ملکوت – امام – چشمه لوزان – چاک دشت – خصیب دشت
    مسافت طی شده: ۵۸ کیلومتر




    روز سوم
    ۲۳ مرداد ۹۲

    روز آخر این مسیر همون ترکیب جنگل و سرپایینی مورد علاقه من بود. صبح بعد از خوردن یک صبحانه کامل به همراه پنیر محلی، قهوه خانه رو به سمت پایین ترک کردم
    [​IMG] [​IMG]

    در منطقه ی جنگلی منتهی به شهر املش شروع به کم کردن ارتقاع کردم. جاده جنگلی بسیار زیبا که گاهی غرق در مه میشد و گاهی آفتابی و همینطور در دل کوهها پیچ میخورد و به پایین میرفت.
    [​IMG]
    جنگل هالی دشت​
    جاده بسیار خلوت بود و فقط ماشین های عجیب و غریبی تو این جاده رفت و آمد میکردن که پلاک هم نداشتن و وقتی با محلی ها صحبت کردم میگفتن که این ماشینها حتی سند هم ندارن!! اینا جیپ ها و کامیونهای روسی هستن که فقط تو همین راههای فرعی و صعب العبور تردد میکنن و شما تو هیچ منطقه ای غیر از کوهستان های شمال ایران از این ماشینها نخواهید دید.
    جاده بعد از منطقه هالی دشت آسفالته شد و بالاخره مسیر خاکی تموم شد. و من میتونستم با سرعت بیشتری به سمت پایین حرکت کنم.
    [​IMG] [TABLE]
    [TR]
    [TD][/TD]
    [TD][/TD]
    [/TR]
    [/TABLE]
    [​IMG]
    [TABLE]
    [TR]
    [TD][/TD]
    [TD][/TD]
    [/TR]
    [/TABLE]
    [​IMG]
    تنها عکسی که در این مسیر از خودم گرفتم!!
    [TABLE]
    [TR]
    [TD][/TD]
    [TD][/TD]
    [/TR]
    [/TABLE]
    [​IMG]
    [TABLE]
    [TR]
    [TD][/TD]
    [TD][/TD]
    [/TR]
    [/TABLE]
    [​IMG]
    [​IMG]
    [​IMG]
    جاده پیچ در پیچ تا روستای بلورکان ادامه داشت و بعد از اون جاده به صورت مستقیم و تقریبا کفی به سمت شهر املش ادامه پیدا میکرد. (خسیب دشت – بلوردکان ۲۰ کیلومتر) بعد از بلورکان کم کم جاده شلوغ شد و روستاهای بیشتری در مسیر وجود داشت و دیگه از اون هوای خنک و مطبوع خبری نبود
    [​IMG]

    [​IMG] [TABLE]
    [TR]
    [TD][/TD]
    [TD][/TD]
    [/TR]
    [/TABLE]
    [​IMG]

    کم کم هوا گرم و شرجی شد و مزارع برنج در کنار رودخانه نمایان شدند و مزارع چای هم در روی تپه ها خودنمایی میکردن.
    [​IMG]
    شلمان رود [TABLE]
    [TR]
    [TD][/TD]
    [TD][/TD]
    [/TR]
    [/TABLE]
    [​IMG]
    جاده بلوردکان – املش
    [​IMG]
    مزارع برنج کنار جاده
    ۲۰ کیلومتر بعد از بلورکان به شهر املش رسیدم و با توجه به گرمی هوا قید رفتن به دریا رو زدم و با تهیه بلیط اتوبوس از املش به قزوین برگشتم
    مسیر روز سوم: خسیب دشت – سه راهی شلیشه – هالی دشت – آغوزچال – بلوردکان – املش
    مسافت طی شده: ۴۰ کیلومتر

    این هم فایل گوگل ارث مسیر

    [TABLE]
    [TR]
    [TD][/TD]
    [TD][/TD]
    [/TR]
    [/TABLE]
    [​IMG]
    این مسیر دوراهی های و حتی چند راهی های بی نام و نشان زیاد داره و بیشتر اوقات کسی هم سر دوراهی ها نیست تا بشه ازش سوال پرسید. پس بهتره قبل از اجرای این برنامه کروکی مسیر دقیق بررسی بشه.

     
    20 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  2. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏23/1/13
    ارسال ها:
    8,471
    تشکر شده:
    17,006
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    پاسخ : "" آرمـــــــــــــانــــــ ""

    سلام . داداش عجب جایی زندگی میکنی . دمت گرم بابا .

    [​IMG]

    با این عکس . یاد برزیل افتادم



    [​IMG]

    هوای شمال کردم .
     
    8 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  3. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏7/6/12
    ارسال ها:
    12,074
    تشکر شده:
    28,122
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    پاسخ : "" آرمـــــــــــــانــــــ ""

    آقا خیلی مطلب جالبی بود و با عکساشم که حسابی حال کردمو لذت بردم.....
    واقعاً بی نظیر بود
    مرسی آرمان جان
     
    8 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  4. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏29/8/11
    ارسال ها:
    3,711
    تشکر شده:
    4,792
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    مدرس زبان فرانسه
    پاسخ : "" آرمـــــــــــــانــــــ ""

    ارمان خیلی قشنگ بود ای ول
     
    7 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  5. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏21/7/12
    ارسال ها:
    8,510
    تشکر شده:
    4,973
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    دانشجو نرم افزار
    پاسخ : "" آرمـــــــــــــانــــــ ""

    خیلی زیبا بود مرسی ارمان جان:razz:
     
    6 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  6. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏22/1/13
    ارسال ها:
    3,325
    تشکر شده:
    5,847
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    کاربر
    پاسخ : "" آرمـــــــــــــانــــــ ""

    سلام ممنون از دوستانی که اومدن ونگاه کردن..اگه براتون مقدوره شما هم ازشهری که محل زندگیتونه تصاویری بزارید تا بیشتر آشنا بشیم
    درضمن یه توضیحی یادم رفت بگم ..این دوچرخه سوارمسیر خودش رو به طور برعکس انتخاب کرده..یعنی مقصد رو املش قرارداده برا همین ازخودشهر املش تصاویری زیادی رو نزاشته .میشه گفت با خستگی راه حق هم با اون بودش.برای اطلاع بیشتر دوستان باید بگم طبق نقشه ی زیر به صورت D حرکت کرده وازرانکوه که بخشی ازشهرستان املش هستش شروع کرده وبا طی مسیر ییلاقات املش اومده وبه شهر املش رسیده.

    [TABLE="class: cms_table"]
    [TR]
    [TD][/TD]
    [TD][/TD]
    [/TR]
    [/TABLE]
    [​IMG]
     
    6 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  7. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,234
    امتیاز دستاورد:
    170
    پاسخ : "" آرمـــــــــــــانــــــ ""

    من یه مدته دارم کلاسهای یوگا میرم..با دیدن این تصاویرچشمامو بستم وکاملا هوا وجاده مه الو وبوی نم بارون وحس کردم
    با دیدن این تصاویرانرژی خاص گرفتم
    مرسی ارمان جان
     
    5 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  8. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏22/1/13
    ارسال ها:
    3,325
    تشکر شده:
    5,847
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    کاربر
    پاسخ : "" آرمـــــــــــــانــــــ ""

    به قول آبجی طاووس بابا یوگا.ایول
    یه مدت پیش ازمسیر مارپیچی چند کیلومتری که عکسشو گذاشتم میومدیم ..همین حسو داشتم ..منتهی پخش زنده و کیفیت فول اچ دی..حس می کنی از رو ابرها داری میای پایین
    [​IMG][​IMG]
     
    6 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  9. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏24/12/12
    ارسال ها:
    263
    تشکر شده:
    963
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : "" آرمـــــــــــــانــــــ ""

    سلام...عالــــــــــــــــــی بود آرمان........... واقعا لذت بردم مرســـــی:top29:ـی:roze::gol3:
     
    4 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  10. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏22/1/13
    ارسال ها:
    3,325
    تشکر شده:
    5,847
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    کاربر
    پاسخ : "" آرمـــــــــــــانــــــ ""

    سلام
    ممنون...قابلی نداشت
     
    5 نفر از این پست تشکر کرده اند.