تربیت شیعه امام هشتم علیه السلام با هوشیاری سیاسی خویش توانست پس از مرگ هارون ـ که در سال دهم امامت حضرت اتفاق افتاد ـ در دوران نزاع و کشمکش های میان دو برادر، یعنی امین و مأمون، به ارشاد و تعلیم و تربیت شیعیان همت گمارد. حضرت پس از به قدرت رسیدن مأمون، با موضع گیری های دقیق و حکیمانه خویش نقش عظیم و حساس رهبری امت را به خوبی ایفا کرد و به ترویج و تربیت تفکر شیعی پرداخت.
امام هشتم علیه السلام ، از منظر مقام معظم رهبری مقام معظم رهبری، حضرت آیت اللّه خامنه ای(مدظله العالی) درباره تدابیر حضرت رضا علیه السلام می فرماید: «در زمان مأمون امام هشتم، علی بن موسی الرضا علیه السلام در برابر یک تجربه تاریخی عظیم قرار گرفت و در معرض یک نبرد پنهان سیاسی ـ که پیروزی یا ناکامی آن می توانست سرنوشت تشیع را رقم بزند ـ واقع شد. در این نبرد رقیب که ابتکار عمل را به دست داشت و با همه امکانات به میدان آمده بود مأمون بود. مأمون با هوشی سرشار و تدبیری قوی و فهم و درایتی بی سابقه قدم در میدانی نهاد که اگر پیروز می شد...یقینا به هدفی دست می یافت که از سال چهل هجری، یعنی از شهادت علی بن ابیطالب علیه السلام ، هیچ یک از خلفای اموی و عباسی، با وجودتلاش نتوانسته بودندبه آن دست یابند؛ یعنی می توانست درخت تشیع را ریشه کن کند... اما امام هشتم با تدبیری الهی بر مأمون فایق آمد و او را در میدان نبرد سیاسی ـ که خود به وجود آورده بود ـ به طور کامل شکست دادو نه فقط تشیع ضیعف یا ریشه کن نشد بلکه حتی سال... ولایت عهدی آن حضرت یکی از پربرکت ترین سال های تاریخ تشیع شد و نفس تازه ای در مبارزات علویات دمیده شد و این همه به برکت تدبیر الهی امام هشتم و شیوه حکیانه ای بود که آن امام معصوم علیه السلام در این آزمایش بزرگ از خویشتن نشان داد».
حضور ذهن امام علیه السلام امام رضا علیه السلام دارای حضور ذهن، سرعت انتقال، قوت استدلال و شیوایی کلام بود. معانی بکر و تازه، در هنگام ضرورت بی زحمت اندیشه، و بدون سستی در بیان، در اختیارش قرار داشت. مباحثات و مناظرات آن حضرت، با رؤسای ادیان و دانشمندان و زندیقان ـ که آنان را با دلایل روشن، و براهین قاطع محکوم می فرمود ـ دلیل آشکاری است بر میزان حضور ذهن و سرعت انتقال آن حضرت. از این رو مشاهده می شود که دانشمندان آن زمان، از این که در مسائل علمی، با آن حضرت واردبحث و مناظره شوند، خودداری و بیم داشتند. در مجلسی که مأمون از رؤسای ادیان مختلف تشکیل داد. و از آنها خواست که بی پروا، هر چه اعتقاد دارند در این مجلس مورد بحث قرار دهند، پس از مناظره آن حضرت بادانشمندان، سکوت همه جا را فرا گرفت و زبان همگی آنان بند آمد. شیوه تربیتی امام درباره حق کارگر سلیمان بن جعفر جعفری می گوید: «روزی برای کاری که داشتم خدمت امام رضا علیه السلام بودم. خواستم به خانه ام باز گردم. امام فرمود: با من بیا و امشب را نزد من بمان. با آن حضرت روانه شدم تاوارد خانه شد. هنگام غروب آفتاب بود و کارگران در خانه مشغول کار بودند و با آنان مرد سیاهی نیز کار می کرد که حضرت او را نمی شناخت. امام علیه السلام فرمود: این مرد که با شماست کیست؟ گفتند: به ما کمک می کند و مزدش را می دهیم. امام علیه السلام فرمود: اجرتش را معین کرده اید؟ گفتند: خیر، هرچه به او بدهیم راضی است. امام علیه السلام از این حرف ناراحت شد. گفتم: فدایت شوم، چراناراحت شدید؟ فرمود: من بارها آنها را نهی کرده ام از این که کسی را پیش از آنکه اجرتش را معین کنند به کار گیرند. اگر قبلاً مزد کارگری را تعیین نکرده باشی و کاری برای تو انجام دهد، اگر سه برابر آنچه مزد اوست به او بپردازی، بازگمان می کند که از اجرت او کاسته ای ولی اگر پیش از انجام دادن کار مزدش را معین کنی و پس از اتمام کار پرداخت کنی، تو را به سبب وفای به عهد می ستاید و اگر اندکی بیشتر از مزدش به او بدهی، آن را بخششی از تو می داند». ترس شیطان از نماز پس از بعثت حضرت خام الانبیا(ص) نخستین عبادتی که تشریع شد، نماز بود که اهمیت آن بر هیچ مسلمانی پوشیده نیست. نماز از بزرگ ترین فرایض اسلامی و عالی ترین کلاس مکتب تربیتی اسلام است. تشریع این عبادت بزرگ برای برقراری ارتباط بنده با خدای جهان و استحکام مبانی دین است. نماز به نمازگزار نیرویی می بخشد که همچون سدی محکم در برابر گناه و پیش آمدهای ناگوار مقاومت می کند. هدف از این عبادت بزرگ، پرورش جان انسان هاست و پدید آوردن قدرت های روحی که سرچشمه آنها بندگی و ترک گناهان است. نماز، تیرگی های درونی را از صحنه دل می زداید و آن را برای پذیرش تجلیات حق و تابش نور عشق الهی آماده می کند. از این رو، شیطان همواره از شخص نمازگزار می ترسد، امام رضا علیه السلام درباره هراس شیطان از نماز و نمازگزار می فرماید: شیطان همواره از مؤمنی که مراقب وقت نمازهای پنجگانه اش باشد در هراس است و در صورتی که وی نمازهای خود را ضایع کند بر او جرأت پیدا می کند و کم کم او را در گناهان بزرگ می اندازد. موضع گیری حکیمانه امام رضا علیه السلام همواره متناسب با زمان و مکان، با مردم برخوردمی کرد و با موضع گیری های حکیمانه خود حق را متجلی می ساخت و باطل را محکوم می کرد. در مجالسی که مأمون با گردهمایی بزرگان دانش و با هدف کوچک شمردن امام برگزار می کرد، همگی به شخصیت والای امام پی می بردند و در برابر دریای بی کران دانش آن حضرت انگشت تعجب به دهان می گرفتند و در نهایت خود مأمون و همراهانش بودند که رسوا می شدند و ناکام می ماندند.
سفارش امام رضا علیه السلام در مورد توجه به مستمندان امام رضا علیه السلام در نامه ای به فرزندش حضرت جواد علیه السلام چنین نوشته بود: «بسم اللّه الرحمن الرحیم. خداوند عمر طولانی به تو عنایت کند و تو را در پناه خود از گزند دشمن حفظ فرماید. پسرم، پدرت فدایت گردد. من در حال زندگی و سلامتی، اموالم را در اختیار تو نهادم، به امید آنکه خداوند در پرتو صله رحم و کمک های مالی تو به مستمندان، بر برکت اموالت بیفزاید... خداوند می فرماید: آنان که توان بسیاری دارند، باید انفاق کنند. پسرم، پدرت فدایت گردد، همانا خداوند به تو وسعت بسیار بخشیده است، مبادا حب چیزی، تو را از پاداش های فراوان که نتیجه انفاق و توجه به مستمندان است، محروم سازد.
پیشگویی امام رضا علیه السلام قبل از آنکه حضرت جواد علیه السلام چشم به این جهان بگشاید، امام رضا علیه السلام بارها از او یادکرد و او را ستود». این در حاالی بود که امام رضا علیه السلام دارای فرزند نبود و همین موضوع برای افراد سؤال ایجاد می کرد، به عنوان نمونه، ابن قیاما واسطی در نامه ای به امام رضا علیه السلام چنین نوشت: چگونه تو امامی ولی با این که فرزندی نداری؟ امام رضا علیه السلام در پاسخ نوشت: «تو چه می دانی که من دارای فرزند نیستم؟ سوگند به خدا این روزها و شب ها نگذرد مگر این که خداوند پسری به من عنایت کند که خداوند به سبب او حق و باطل را از همدیگر جدا سازد». پس از یک سال از این ماجرا بود که حضرت جواد علیه السلام چشم به جهان گشود و تمامی توطئه های دشمنان اهل بیت علیه السلام رانقش بر آب ساخت.
سلام برحرم با صفایت سلام بر تو، که وارث نیکان و آبروبخش نیکانی. سلام بر سجاده ای که از اشک هایت خیس می شد و بر زمینی که پیشانی و صورت بر آن می نهادی و بر آن دست ها که به درگاه خدایت می گشودی. سلام بر آن گوهرهای غلطانی که از آسمان چشمانت برگونه نورانی ات می چکید. سلام بر مرقد نورافشانت، که آسمان خراسان را روشن و جان های شیعیان ایران و جهان را شیفته خود ساخته است. اینک، یا امام رضا! شمیم عطر ولایت، هوای تنفس را سرشار کرده است. و درخشش آینه ها، آیین نور را متجلی کرده است. در همه سو جوانه دعا روییده و درخت استغاثه گل داده است. حرف ها و خواسته ها همه بوی بهار می دهند. مرقد تو، ساحل دریای عرش خداست. آنجا غبطه گاه ملایک آسمان هاست. مؤمنان سبزسیرت، درحرم تو، زیباترین چکامه ها را می سرایند و صله رحمت و آمرزش و حاجت روایی می گیرند. پس سلام بر تو و بر حرم با صفایت که قبله اهل ولاست و کعبه عشق و منزلگه مهر.