دكتر ويلسن، نويسنده كتاب تاريخ ايران درباره ارتش هخامنشيان چنين مي نگارد: (( تصوير سربازان و اسبان ايراني، مانند سربازان و اسبان آشوري بي روح نبوده، ودر آن از خشونت و وحشيگري اثري نيست.)) طبق نوشته هاي يوناني مي دانيم كه جوانان ايراني بيش از هر چيز تيراندازي، سواركاري و حقيقت گويي را مي آموختند، اين آرمانها در سنگ نبشته آرامگاه داريوش چنين آمده است: (( در حقيقت مهارت من در اين است كه بدن ام توانا است ، در نبرد هماورد خوبي هستم با هوشمندي در آوردگاه مي نگرم كه در برابر خود دشمني دارم يا يك دوست . هر گاه نا فرمان و ستمگري را ديدم آن گاه نخستين كسي هستم كه با هوش و فرمان و كردار خود عمل مي كنم ، در سواركاري و كشيدن كمان و نيزه افكني ورزيده هستم.)) اما قدرت اصلي پارسي ها بر اصول دين زرتشت استوار بود ، چنانكه داريوش شاه مي فرمايد( دروغ نگو واز راه راست منحرف مشو، نه به ناتوان و نه به توانا زور نگو. به خواست اهورامزدا، من راستي را دوست دارم، و از دروغ رو مي گردانم، من بر خشم و هوس خود فرمانروا هستم.)) اما به هر حال ميدانيم كه تمام دين ها و مذهب هاي گوناگون كه در سراسر كشورشان وجود داشت، آزاد بودند و مورد احترام واقع مي گرديدند. داريوش شاه در سال 486 پيش از ميلاد درگذشت و آرامگاه او در نقش رستم در نزديكي تخت جمشيد است.