1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

داریوش بزرگ

شروع موضوع توسط rashnou ‏14/7/13 در انجمن ایران

  1. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/12
    ارسال ها:
    727
    تشکر شده:
    518
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    بوتیک
    «تو اي بنده نيك بدان كه هستي، توانائي هايت كدام و رفتارت چگونه است. نپندار كه زمزمه هاي پنهاني بهترين سخن است. بيشتر به آن گوش فرادار كه بي پرده مي شنوي! تو اي بنده! بهترين كار را از توانمندان ندان و بيشتر به چيزي بنگر كه از ناتوانان سر ميزند.» اين سخنان زيبا كه در بردارنده نكات فلسفي، اخلاقي و اجتماعي است از چه كسي است؟ انديشمندي اخلاقگرا از روزگاران گذشته و يا مصلحي معاصر و جانبدار ضعفا؟ جاي شگفتي خواهد بود كه بدانيد كه اينها گفته هاي يكي از مقتدرترين فرمانروايان دوران باستان است كه بر مقبره وي نقش بسته و در گذر از هزاره ها به ما رسيده اند. داريوش (فارسي باستان: داريه وهوش = دارنده خوبي) در سال 1216 زرتشتي برابر با (روز 29 سپتامبر 522 پيش از ميلاد) بر گئومات (بردياي دروغين) چيره شد و پس از يكسال با انجام 19 نبرد توانست فرمانروائي امپراتوري بزرگي را بدست گيرد كه كوروش بزرگ بنياد نهاده بود. گرچه كوروش بزرگ از چهره هاي ممتاز تاريخ بشري است، اما دانسته هاي ما از او بازتابي است از آنچه تاريخ نگاران با تكيه بر دستاوردهاي باستان شناسي در مورد او ابراز مي دارند چرا كه سنگ نبشته اي از او باقي نمانده است. اما خوشبختانه در مورد داريوش بدينگونه نيست و امروز با تكيه بر سنگ نبشته هاي وي در بيستون (بغستان)، شوش، تخت جمشيد و آرامگاهش در نقش رستم ميتوانيم به شناختي بيواسطه از داريوش دست يابيم.اين امر در واقع نمايانگر برآورده شدن هدف داريوش از آفرينش اين آثار است.داريوش با هدف برقراري ارتباط ملي حتي فرمان به ايجاد خط ملي داد تا همراه با ديگر خطوط مرسوم، از آن براي سخن گفتن از قوانين و اصول جهان داري اش بهره گيرد.
    «به خواست اهورامزدا، من چنينم كه راستي را دوست دارم و از دروغ روي گردانم. دوست ندارم كه ناتواني از حق كشي در رنج باشد. همچنين دوست ندارم كه به حقوق توانا به سبب كارهاي ناتوان آسيب برسد. آنچه را درست است من آن را دوست دارم. من دوست بنده دروغ نيستم. من بدخشم نيستم.حتي وقتي خشم را مي انگيزاند، آنرا فرو مي نشانم. من سخت برهوس خود فرمانروا هستم.»
    اين است بخشي از معتقدات داريوش چنين بيانيه اي از زبان يك شاه در سده ششم پيش از ميلاد به معجزه مي ماند.اما واقعاً در عمل هم به آنچه باز مي گويد پايبند بود؟
    پاسخ به اين سئوال را مي توان بدين صورت بررسي كرد: در حدود هفتاد سال قبل كاوشگران تخت جمشيد به منبعي سرشار از اطلاعات دست يافتند، اين منبع جديد مشتمل بر حدود 30000 لوح گلي بود كه از آن ميان تقريباً 6000 عدد در وضعيت نسبتاً سالم قرار داشتند. اين لوح هاي گلي بخش كوچكي از بايگاني ديوان شاهنشاهي هخامنشي را تشكيل ميدادندكه مربوط به سالهايي از پادشاهي داريوش بزرگ بين سالهاي 509 تا 494 پيش از ميلاد مي گرديدند. نزديك به دويست سال پس از اين تاريخ با به آتش كشيدن تخت جمشيد توسط اسكندر مقدوني، اين بخش كوچك از انبوه لوح هاي ديواني در آتش ويرانگرانه پخته شدند و بگونه اي معجزه آسا تاب پايداري درگذر هزاره ها را يافتند. لوح هاي مزبور به خط ميخي عيلامي نوشته شده اند و با متنهاي كوتاه خود در مجموع دربردارنده يادداشتهاي اداري و محاسبات ديواني تخت جمشيد، مركز شاهنشاهي هخامنشيان مي باشند. اهميت بسيار زياد اين لوحها براي باستان شناسان و پژوهشگران از آن روي است كه سرچشمه اي غني از منابع دست اول و فارغ از ملاحظات سياسي خاص نگارندگان منابع ديگر را مي دهد. يعني (1- سنگ نبشته هاي شاهان. 2- گزارشهاي نويسندگان يوناني و رومي) چرا كه اين يادداشتها به قصد پژوهشهاي اين زماني ما فراهم نيامده اند بلكه تصاوير كوچك واقعي زمان خودند. با استناد به اين لوح ها نه تنها مي توان پاسخ بسياري از پرسشها درباره مسائل ديواني و سازمان فرمانروائي هخامنشي دريافت بلكه مي توان دانستنيهاي فراوان درباره زندگي روزمره مردم و نيز مناسبات اجتماعي، اقتصادي، آئيني و فرهنگي حاكم آن دوران نيز به دست آورد. به عنوان نمونه مي توان دريافت كه مردم آن روزگار پرستش اهورامزدا را پذيرفته بودند و به نظر مي رسد مزدا پرستي دين رسمي به حساب مي آمده است. پس از بررسي اين لوح ها نتيجه مي گيريم كه داريوش واقعاً بنا بر ادعاي خود با مسائل مردم ناتوان همراه بوده است. در نظام او دستمزد كارگران بر اساس نظام منضبط مهارت و سن طبقه بندي مي شد، مادران از مرخصي و حقوق زايمان و نيز حق اولاد استفــاده مي كرده اند. فوق العاده، سختي كار و بيماري پرداخت مي شد، حقوق زن و مرد برابر بود و زنــان امكــان داشتند كار نيمه وقت انتخاب كنند. ناتـــوانترين مـردم مي توانــستند و مي بايست در كار گروهي نقش داشته باشند.
    چنين رفتار مترقي مختص فرمانرواي بزرگي است كه مي گويد:
    «من راستي را دوست دارم.»
    داريوش شاهنشاهي خردمند و توانا بود و رفتارش با مردم مغلوب ملايم و معتدل . او پس از كمبوجيه به تخت سلطنت نشست و توانست دولت بزرك ايران را از نو بنياد گذارد . سازماندهي و تشكيلات حكومتي او مورد تقليد ساسانيان نيز واقع شد ، و اساسي كه او پي افكند بقدري محكم و استوار بود كه با وجود ناتواني ديگر شاهان هخامنشي 200 سال پا بر جا ماند . در زمان او كشور ايران به حد اعلي وسعت و پهناوري خود رسيد. در كتيبه هاي مصري، داريوش را بسبب ايجاد بيمارستانها و آموزشگاه ها و تكميل نخستين آبراه ميان درياي سرخ و مديترانه كه همه از كارهاي ايرانيان بود ((نكوكار بزرگ)) لقب دادند .
    هخامنشيان نخستين كساني بودند كه وحدت ايران را تحقق بخشيدند، هم چنانكه آنان نخستين كساني بودندكه وحدت عالم شرق، بعبارت ديگر، جهان متمدن آنروز را تحت يك نظارت سياسي مقتدر و بي هيچ ترديد عادلانه بهم مرتبط ساختند.