1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

احکام برده داری از نظر روايات

شروع موضوع توسط *NaSrIn* ‏1/2/11 در انجمن احکام و روایات

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏10/12/10
    ارسال ها:
    2,142
    تشکر شده:
    992
    امتیاز دستاورد:
    0
    بحث بردگی در روایات نیز مطرح شده است و به خصوص در محور اسباب بردگي روایات بسیاری مطرح شده است از جمله:

    1- استرقاق اسيران جنگي
    معتبره طلحه بن زيد از امام صادق (ع): اذا وضعت الحرب اوزارها واثخن اهلها فكل اسير اخذ علي تلك الحال فكان في ايديهم فالامام فيه بالخيار ان شاء من عليهم فارسلهم، و ان شاء فاداهم انفسهم و ان شاء استعبدهم فصاروا عبيداً. (كافي 5 / 32 حديث 1، تهذيب 6 / 143 حديث 245، وسايل الشيعه 15 / 72 حديث 20007) «آنگاه كه جنگ بارش را نهاد و دشمنان را به زانو درآورد (جنگ تمام شد) هر اسيري كه در آن حال در دست مسلمانان افتاد، امام در او اختيار دارد، اگر بخواهد بر آنها منت گذارد و آزادشان كند و اگر بخواهد آن را در مقابل اخذ فديه آزاد كند (مبادله اسير يا دريافت غرامت) و اگر بخواهد آنها را به بندگي بگيرد و در نتيجه برده شوند.» آزادي بلاعوض و در مقابل عوض اسيران مستند قرآني دارد (محمد، 4)، اما شق اخير يعني استرقاق اسير مبتني بر اين روايت و روايات مشابه آن است.

    2- جواز استرقاق غيرنظاميان خارج از جنگ
    معتبره رفاعه برده فروش از امام كاظم (ع): قلت له ان القوم يغيرون علي الصقالبه و الروم (النوبه) فيسرقون اولادهم من الجواري و الغلمان فيعمدون الي الغلمان فيخصونهم ثم يبعثون الي بغداد الي التجار، فماتري في شرائهم و نحن نعلم انهم مسروقون انما اغار عليهم من غير حرب كانت بينهم؟ فقال: لابأس بشرائهم، انما اخرجوهم من دار الشرك الي دارالاسلام؛ «گروهي به اسلاوها و رومي ها (زنگباري ها) شبيخون زده، فرزندانشان را از دختر و پسر مي ربايند، پسران را اخته مي كنند، سپس آنها را (به عنوان برده) به سوي تاجران بغداد مي فرستند. درباره خريداري اينها چه نظر مي دهيد، در حالي كه ما مي دانيم كه اين غلام ها و كنيزها از قومشان دزديده شده اند و بدون اينكه جنگي در گرفته باشد، غارت شده اند؟
    فرمود: در خريداري آنها اشكالي نيست (و با خريداري، آنها به عنوان برده مملوك شما مي شوند) اين است و جز اين نيست كه آنان را از دارالشرك به دارالاسلام درآورده اند».
    (كافي 5 / 210 حديث 9، تهذيب 6 / 162 حديث 297، وسايل 15 / 131 حديث 20145 و 18 / 244 حديث 23596)

    3- استرقاق از طريق خريدن از اولياء
    عبدالله لحام از امام صادق (ع) درباره مردي كه از يكي از مشركان دختر يا زنش را مي خرد: فيتخذها؟ فقال: لابأس. (تهذيب 8 / 200 حديث 705 و 702، استبصار 3 / 83 حديث 282 و 280، وسايل 18 / 247 و 246) آيا حق تصرف در او را دارد؟ فرمود: مانعي ندارد.

    4- رقيت از طريق اقرار و اصالت الحريه
    معتبره عبدالله بن سنان از امام صادق (ع): امام علي (ع) فرمود: الناس كلهم احرار الا من اقر علي نفسه بالعبوديه و هو مدرك من عبد او امه و من شهد عليه بالرق صغيراً كان او كبيراً. (كافي 6 / 195 حديث 5، من لايحضره الفقيه 3 / 141 حديث 3515، تهذيب 8 / 235 حديث 845، وسايل 23 / 54) مردم همگي آزادند، مگر اينكه كسي خود به بردگي اقرار كند. در حالي كه بالغ است چه غلام، چه كنيز و (مگر اينكه) كسي به رقيت او شهادت دهد. اعم از اينكه كودك يا بزرگسال باشد.

    5- ازدواج و تصرف برده در اموالش بدون اذن مولي صحيح نيست.
    روايت عبدالله بن سنان از امام صادق (ع): لايجوز للعبد تحرير و لاتزويج و لا اعطاء من ماله الا باذن مولاه. (كافي 5/477 حديث 1، وسايل 21 / 113 حديث 26663).

    6- سرايت بردگي از والدين به فرزندانشان
    «فرزند پدر آزاد و مادر كنيز آزاد است. اگر يكي از والدين آزاد باشند، فرزندشان آزاد خواهد بود (فقيه 3 / 291 حديث 1381، وسايل 21 / 121 باب 30 ابواب نكاح عبيد و اماء) مفهوم آن اين است كه اگر هيچ يك از والدين آزاد نباشند، فرزندشان مادرزاد برده خواهد بود.

    7- جواز تحليل كنيز
    حديث فضيل بن یسار از امام صادق (ع): اذا احل الرجل لاخيه جاريته فهي له حلال (كافي 5 / 468 حديث 1 وسايل 21 / 125) اگر مالك كنيزش را براي برادر (ايمانيش) تحليل كرد، (تصرف او در كنيز) برايش حلال است.

    8- مالك و كنيز شوهردار
    روايت محمد بن مسلم: از امام باقر (ع) از قول خداوند «والمحصنات من النساء الاماملكت ايمانكم (نساء 24) پرسيدم. فرمود، هو ان يأمر الرجل عبده و تحته امته، فيقول له: اعتزل امرأتك و لا تقربها، ثم يحبسها عنه حتي تحيض ثم يمسها، فاذا حاضت بعد مسه اياه ردها عليه بغير نكاح. (كافي 5 / 481 حديث 2، تهذيب 7 / 346 حديث 1417، تفسير العياشي 1 / 232 حديث 80، وسايل 21 / 149 باب 45 من ابواب نكاح العبيد و الاماء: كيفيه تفريق الرجل بين عبده و امته اذا اراد وطيها) مالك به برده متأهل امر مي كند كه از همسرش دوري گزيند و با او نزديكي نكند، سپس زن را حبس مي كند تا حيض ببيند، (پس از پاك شدن) با او مواقعه مي كند و بعد از حيض بعدي زن را بدون ازدواج (مجدد) به شوهرش بازمي گرداند.

    9- طلاق برده ها به دست مالك است نه خودشان
    ابوالصباح كناني از امام صادق (ع): اذا كان العبد و امرأته لرجل واحد، فان المولي يأخذها اذا شاء واذا شاءردها. (كافي 6 / 168 حديث 1، وسايل 22 / 98 باب 43 مقدمات الطلاق و شرائطه). زماني كه غلام و كنيز به مالك واحدي تعلق داشته باشند، اگر مالك خداست ازدواجشان را حفظ مي كند و اگر نخواست مي شكند.

    10- جواز عدم پوشش سركنيزان
    محمد بن مسلم از امام باقر (ع) مي پرسد آيا كنيز در نماز سرش را بپوشاند؟ فرمود: ليس علي الامه قناع. (كافي 3 / 394 حديث 2، وسايل 4 / 409 باب 29 ابواب لباس مصلي) بر كنيز مقنعه و روسري لازم نيست. حماد لحام از امام صادق (ع) مي پرسد آيا كنيز مي بايد در نماز سرش را بپوشاند؟
    مي فرمايد: نه. پدرم (امام باقر علیه السلام) زماني كه مي ديد كنيزان در نماز مقنعه پوشيده اند، آنها را مي زد تا زن آزاد از كنيز تمايز داده شود. لا، قد كان ابي اذا رأي الخادم تصلي و هي مقنعه ضربها، لتعرف الحره من المملوكه. (علل الشرايع 346، محاسن 318 حديث 45، وسايل 4 / 411 حديث 5562)

    11- تشويق به آزاد كردن بردگان
    زراره از امام صادق (ع): قال رسول الله (ص): من اعتق مسلماً اعتق الله العزيز الجبار بكل عضو منه عضواً من النار (كافي 6 / 180 حديث 2، تهذيب 8 / 216 حديث 769، وسايل 23 / 9) هر كسي كه مسلماني را آزاد كند خداوند عزيز جبار به ازاي هر عضو برده آزاد شده عضوي از او را از آتش (جهنم) آزاد خواهد كرد. از جمله ملکات مستحسنه ائمه معصومین علیهم السلام این بود که برده زیاد می خریدند و مدتی این برده ها را در خانه خودشان نگه می داشتند.
    چون فلسفه بردگی در اسلام این است که بردگان دوره ای را _ از دوره کفر تا دوره آزادی _ بگذرانند و یک دالانی را طی کنند که تحت تربیت افراد مسلمان باشند و از این ناحیه، اسلام بهره های انسانی بسیار خوبی گرفته است.

    ائمه اطهار یکی از کارهاشان همین بود؛ چون یکی از مصارف زکات این است که برده بخرند و آزاد کنند، اما نه برده ای را که هیچ تربیت اسلامی پیدا نکرده از این طرف بخرند و از آن طرف آزاد کنند، بلکه اگر برده ای بود که قبلا تربیت اسلامی پیدا کرده بود که چه بهتر، و اگر اینطور نیست مدتی در یک خانواده واقعا مسلمان نگهداریش کنند تا آداب و اخلاق اسلامی را عملا بیاموزد و بعد آزادش کنند.
    ائمه اطهار این کار را زیاد می کردند و بردگان در مدتی که در خانه آنها بودند با حقیقت و ماهیت اسلام آشنا می شدند و مسلمانهای بسیار اصیل از آب در می آمدند. از مقايسه اى ما بين روشهاى دنياى قديم و جديد در باره برده گيرى و بين روش اسلام ، بخوبى معلوم می شود كه روش اسلام درباره برده گيرى متقن ترين و حكيمانه ترين و به آزادى و صلاح بردگان نزديك ترين روشى است كه ممكن است تصور نمود.

    12- لزوم رفتار انساني با بردگان
    ابوذر غفاري از رسول الله (ص) درباره بردگان: اخوانكم جعلهم الله تحت ايديكم، فمن كان اخوه تحت يده فليطعمه مما يأكل و ليكسه مما يلبس و لا يكفه ما يغلبه فان كلفه ما يغلبه فليعنه. (محاسن 625، بحار 74 / 141 باب العشره مع المماليك و الخدم) بردگان برادران شمايند كه خداوند آنها را زيردستتان قرار داده است، كسي كه برادرش زير دست اوست، مي بايد از همان چه كه خود مي خورد به او بخوراند و از همان چه كه خود مي پوشد به او بپوشاند و بر آنچه به آن توانايي ندارد او را وادار نسازد، پس اگر چنين كرد او را ياري كند.

    13- كراهت برده فروشي
    روايت اسحاق بن عمار از امام صادق (ع): قال رسول الله (ص): شر الناس من باع الناس. (كافي 5 / 114 حديث 5، تهذيب 6 / 361 حديث 1037، استبصار 3 / 62 حديث 208، علل الشرايع 530 حديث 1، وسايل 17 / 136 باب 21 ابواب مايكتسب به) پيامبر (ص) فرمود: «بدترين مردم كسي است كه مردم را مي فروشد.» نخاسي يعني برده فروشي از مشاغل مكروه است.

    از مطالعه مجموعه روايات مرتبط با بردگي نتايج زير قابل ذكر است:
    1– اسباب بردگي، اسباب رفع بردگي و احكام بردگي در روايات امضا شده است و مورد تأييد و عمل پيامبر (ص) و ائمه (ع) در عصر خود بوده است.
    2– آنچه توسط اولياء دين امضا شده در مقايسه با عرف زمانه تعديل شده و با محدوديت هايي پذيرفته شده است.
    3– تشويق به آزاد كردن برده ها و توسعه اسباب رفع بردگي در روايات چشمگير است.
    4– تعداد روايات اسباب بردگي در مقايسه با ديگر مسائل فقهي جداً اندك و انگشت شمار است. روايات مستند احكام بردگي نيز فراوان نيست.
    5– در هيچ يك از روايات مرتبط با بردگي قرينه اي يافت نمي شود كه كلام اولياي دين ناظر به حكمي ثابت و دائمي باشد.