در روایتهای زرتشتی آمده است که زرتشت در 30 سالگی گوشه گیری اخیتار کرد و دامنه ی کوه سبلان و به گویش محلی ساوالان و به عربی سولان را عبادتگاه خود قرار داد و در آن جا از میان آتش کلام خداوند را شنید .از این رو اردبیل در نظر ایرانیان باستان مقدس بوده است. تاریخ نگاران پیشین واژه ی اردبیل را یک کلمه ی اوستایی دانسته اند که در اصل آرتاویل بوده و از دو بهر آرتا(مقدس) و ویل(شهر) به معنای شهر مقدس ترکیب یافته و بتدریج اردویل و اردبیل خوانده شده است(1) میر خواند مولف کتاب تاریخ روضه الصفا(تالیف سده ی 9 هجری قمری) اردبیل را از بناهای کیومرث پادشاه پیشدادی دانسته و می نویسد: کیومرث دو شهر بنیاد نهاد یکی استخر که بیشتر آنجا مقام داشتی و دوم شهر دماوند که گاهی در آن سرزمین بسر بردی و در تاریخ جفری گوید که اردبیل فلسطین بابل قومس مکران نصبین نسا جرجان حمص و سجستان نیز از محدثات اوست...(2) فردوسی معتقد است که هنگام نبرد کیخسرو فرزند سیاوش و فریبرز فرزند کیکاوس در کوه سبلان در روزگاران کهن دژی موسوم به بهمن دژ بوده که هیچ پهلوانی به آن دژ دست نیافته تا فتح آن قلعه را به رفع دشمنی بین کیخسرو و فریبرز مقرر داشتند و با وسایل آن روزی به فتح این قلعه کمر بستند. نخست فریبرز به اطولس رفت ولی کاری از پیش نبرد و بازگشت. آنگاه کیخسرو با گودرز پهلوان ایرانی به نیروی اقبال آن دژ را گرفت و به افتخار این پیروزی اردبیل را بنا کرد(3) یاقوت حموی وفردوسی شاعر نامدار ایران ، بنای این شهر را به فیروز ساسانی (457-489م ) نسبت میدهند وآن را (بادان پیروز) نامیده اند وفردوسی در شاهنامه آورده است : دگر کرد بادان پیروز نام همه جای شادی وآرام وکام که اکنون خوانی همه اردبیل که قیصر بدو دارد از داد میل در جایی دیگر نیز این مطلب را چنین می گویند، که این سرزمین قدیمی تر از زمان ساسانیان است و به پیروی از شهر های پیشین بابل و آشور همانند موصل اردبیل و..نامگذاری شده است. چنانچه در زمان سلطنت هخامنشیان، در اطراف رود ( بادی مریز) که رود کورای امروز در قفقاز است برای حفظ ونگهداری مرز ایران اردویی مهم وجود داشت که مرکز آن اردبیل بود این موضوع اهمیت سیاسی و نظامی اردبیل را ثابت میکند . همچنین از آنجا که نام اردبیل در داستان ویس و رامین(اثر فخرالدين اسد گرگانی)از آثار ادبی دوره ی اشکانیان آمده مطمئنا این شهر بیش از زمان ساسانیان قدمت دارد .(4) نویسنده کتاب "حدود العالم" از این سرزمین به نام اردویل یاد کرده و می نویسد: اردبیل قصبه ی آذرآبادگان است شهری عظیم عظیم است و گرد وی باره یی است و شهری سخت بسیار نعمت بود اکنون کمتر است و مستقر ملوک آذرآبادگان است و از وی جامهای برد و جامهای رنگین خیزد.(5) از نوشته ی مولف حدود العالم نیز چنین بر می آید که: اردبیل از پاره ی ارد و ویل تشکیل یافته است که ارد نام رودی است و بیست و پنجم هر ماه و همچنین از نامهای فرشتگان در آیین زرتشتی است و معنای آن مقدس است چنان که در کلمات اردیبهشت و اردشیر و اردویراف و .. آمده است. ویل هم ریشه ی بسیار کهن آریایی دارد و امروزه در زبان های اروپایی مورد استعمال است و چنان که گفتیم معنای آن شهر است .بنابراین اردویل همانند اردبیل به معنی شهر مقدس است