پاسخ : آشنایی با سیستم های حسابداری در ایران اما در روش كار تكميل شده ثبتها به شكل زير ميباشند : هنگاميكه پيمانكار مخارج را پرداخت مي كند يا تعهد مي مكند دراينده بپردازد. چونهيچ گونه صورت وضعيتي بوجود نيامده بنا برين كارفرما دراين قسمت دخالتيندارد. ثبت اين عمل به شرح زيرمي باشد: پيمان در دست اجرا xxx نقد / ح پرداختني ويا ... xxx ثبت مخارج پيمان امادرهنگامي كه پيمانكار صورت وضعيت خود را تهيه نموده وپيمانكار انرا بهكارفرما ميدهد ثبت زير در دفاتر روزنامه پيمانكار شكل مي پذيرد: ح دريافتني - كارفرما xxx صورت وضعيت هاي تائيد شده كار xxx بابت ثبت صورت وضعيتهاي پيشرفت كار در روش تكميل شده اما هنگامي كه كارفرما مبلغ صورت وضعيت رابه پيمانكار ميدهد،درروش كارتكميل شده ،ثبت ان در دفاتر به شكل زير خواهد بود : نقد/ بانك xxx ح دريافتني- كارفرما xxx ثبت مبالغ دريافتني از كارفرما درروش كار تكميل شده نحوه محاسبه درامدها در پايان كار ميباشد بنابرين دردفاتر حسابداري پيمانكار درامدها ثبت نمي شوند.تا پايان عمليات درامدهاثبت مشوند اما صورت هاي مالي (ترازنامه صورتحساب سود وزيان ) در روش درصدپيشرفت كار : ترازنامه(درصد پيشرفت كار) __________________________________________________ ___ ح دريافتني - كارفرما xxx پيمان در دست اجرا xxx كسر ميشود: صورت وضعيت هاي تائيد شده (xxx) ______ مازاد بهاي تمام شده پيمان بر صورت وضعيتهاي تائيد شده xxx صورتحساب سود وزيان درروش درصد پيشرفت كار __________________________________________________ ___ درامد شناسايي شده پيمان xxx - بهاي تمام شده كار هاي انجام شده ( xxx) _____ سود (زيان)پيمان xxx در روش كار تكميل شده ترازنامه وسود وزيان همانند روش كار دصد پيشرفت تهيه ميشود بنا برين نيازي به تكرار صورتهاي مالي نمي باشد امادر پايان بايد حسابدار بايد حسابها را ببندد كه از اين جمله حسابها : حسابهاي چون ،صورت وضعيتهاي تائيد شده، بهاي تمام شده كارهاي انجام شده،درامد شناسايي شده پيمان و....هستند. كه بستن انها بدين شكلدردفاترحسابهاي پيمانكارمي باشد. ثبت بهاي تمام شده كارهاي انجام شده دو حالت دارد : 1) بهاي تمام شده كارهاي انجام شده xxx پيمان در دست اجرا xxx ح درامد پيمان شناسايي شده xxx ثبت درامد پيمان به روش درصد پيشرفت كار اما ثبت بستن حسابهاي موقت در روش درصد پيشرفت كار : صورت وضعيتهاي تائيد شده XXX بهاي تمام شده كار هاي انجام شده XXX درامد پيمان XXX پيمان در دست اجرا XXX ثبت بستن حسابها اين ثبت در پايان كار و عمليات وهنگام بستن حسابها صورت مي گيرد. اما ثبتهاي كه پيمانكار قبل از بستن قرداد دردفاترخود مي زند به شرح زيرمي باشد : هنگام تحويل ضمانت نامه به كار فرما : حساب انتظامي- ضمانت شركت در مناقصه XXX حساب انتظامي- وثيقه شركت در ضمانت نامه XXX طرف حساب انتظامي- ضمانت شركت در مناقصه XXX طرف حساب انتظامي- وثيقه شركت در ضمانت نامه XXX چنانچهپيمانكار براي خريد اسناد شركت در مناقصه مبلغي به مهندسان مشاور پرداختكند اين ثبت قبل از تحويل ضمانت نامه به كار فرما در دفاتر پيمانكار بهصورت زير نوشته ميشود : هزينه شركت در مناقصه XXX بانك XXX خريد اسناد شركت در مناقصه اماچنانچه براي مبلغ ضمانت نامه كار مزدي توسط پيمانكار پرداخت شود همان ثبتبالا در دفاتر صورت مي گيرد با اين تفاوت كه در شرح ان بايد اين جمله قيدشود كار مزد بانك بابت صدور ضمانت نامه. چنانچه پيمانكار در مناقصهبرنده شود وحاضر به عقد قرداد نباشد ويا درمناقصه برنده نشود تمامي هزينههاي شركت در مناقصه به حساب هزينه دوره جاري ثبت مي شود پرداخت مبلغ ضمانتنامه توسط پيمانكار به عنوان زيان شناسايي و در صورت سود وزيان به همراههزينه هاي جاري نمايش داده مي شود. اما نحوه ثبت حساب سپرده نقدي در دفاتر پيمانكار: حساب سپرده نقدي XXX حساب پيمان شماره (20) XXX حساب جاري (100) XXX پرداخت واريز نقدي وثبت كار مزد ضمانت نامه انجام تعهدات اما انتقال هزينه اي شركت در مناقصه وكارمزد بانكي ضمانت نامه مزكور به حساب پيمان: حساب پيمان شماره (20) XXX حساب هزينه شركت درمناقصه XXX حساب هزينه كارمزد بانكي XXX ابطال ودريافت ضمانت نامه از كارفرما و وثيقه ضمانت نامه شركت درمناقصه از بانك: طرف حساب انتظامي- ضمانت شركت در مناقصه XXX طرف حساب انتظامي- وثيقه شركت در ضمانت نامه XXX حساب انتظامي- ضمانت شركت در مناقصه XXX حساب انتظامي- وثيقه شركت در ضمانت نامه XXX طبقتبصره 1 ماده3 ايين نامه صدور ضمانت نامكه از طرف بانكها، بانك بايد 10% مبلغ ضمانت نامه را نقدا به حساب بانك واريز نمايد وبراي بقيه ان 120% وثيقه غير نقدي به بانك بسپارد. نحوه محاسبه : سپرده نقدي =10%X مبلغ تقاضاي ضمانت نامه ما به التفاوت ضمانت نامه= سپرده نقدي - مبلغ تقاضاي ضمانت نامه وثيقه ضمانت نامه = 120% X مابه التفاوت ضمانت نامه و سپرده براي صدور اين ضمانت نامه، بانك كارمزد دريافت مي كند . ثبتاين عمليات در دفاتر پيمانكار چنين است . فرض مي شود پيمانكاربراي اينحساب شماره"20" را انتخاب نمايد . ضمنا كليه هزينه هاي قبلي كه در ارتباطبا اين پيمان انجام شده است به حساب پيمان شماره"20"منتقل ميگردد كارفرمابه دريافت ضمانت نامه انجام تعهدات، ضمانت شركت درمناقصه پيمانكار رامستردد مي نمايد .
پاسخ : آشنایی با سیستم های حسابداری در ایران تئوری حسابداری اجتماعی حسابداری اجتماعی اندازهگيری و گزارشگری اين منابع، هزينهها و منافع اجتماعی است. تعريف حسابداری اجتماعی : حسابداری اجتماعی فرايند گردآوری، اندازه گيری و گزارش معاملات و تأثيران متقابلاين معاملات بين واحدهای تجاری و جامعه پيرامونی اوست. حسابداری اجتماعی از طريق اندازه گيری و گزارشگری تأثيرات متقابل واحد تجاری و جامعه پيرامونی اش، ارزيابی از توان ايفاء تعهدات اجتماعی را امكانپذير می سازد. هدفهای حسابداری اجتماعی: قرارداد واحد تجاری و جامعه پيرامونی اش، دو كاركرد مهم را برای واحدهای تجاری در پی دارد كه عبارتند از: 1-توليد و ارائه كالاها و خدمات سودمند برای جامعه. 2-توزيع عادلانه امكانات اقتصادی، اجتماعی يا سياسی بين گروه های اجتماعی كه در واقع عامل پيدايش و دوام واحد تجاری هستند. در نقش توليد و ارائه كالاها و خدمات اجتماعی، واحد تجاری كاركردی توليدی دارد و فرض می شود كه انتفاع اجتماعی حاصل از توليدات واحد تجاری بيش از هزينه های اجتماعی آن خواهد بود. مديريت واحد تجاری همزمان با تعيين آثار و نتايج سرمايه گذاريهای اقتصادی، می بايد هزينه - منفعت اجتماعی را نيز در نظر بگيرد و با توجه به ميزان انتفاع يا زيان متحمل بر جامعه به هر گونه سرمايه گذاری اقدام كند. وظيفه دوم واحد تجاری، كاركرد توزيعی است. در كاركرد توليدی، به طور كلی به انتفاع يا هزينه اجتماعی معاملات اجتماعی واحد تجاری اشاره شد ولی در كاركرد توزيعی چگونگی توزيع اين هزينه ها و منافع اجتماعی بين اقشار مختلف جامعه مطرح می شود؛ به عبارت ديگر، مسأله اين است كه آيا در اثر معاملات اجتماعی واحد تجاری، همگی گروه های اجتماعی به طور عادلانه انتفاع يا هزينه را متحمل شده اند يا توزيع ناعادلانه صورت گرفته است؛ مثلاً اگر بانكی به دليل نياز و تقاضای مناطق پر رونق، يكی از شعبه های خود را در منطقه ای كم رونق و پر جمعيت، تعطيل و به مكانی ديگر منتقل كند، بهره وری خود بانك و اقليتی از جامعه و در مقابل، زيان رسانی برای اكثريتی از جامعه در منطقه ای دور افتاده و فقير نشين را در پی خواهد داشت. به اين ترتيب واحد تجاری باعث برهم زدن توزيع عادلانه امكانات و خدمات اجتماعی میشود. با توجه به دو كاركرد مذكور، حسابداری اجتماعی هدفهای سه گانه ای به شرح زير را دنبال میكند: 1-تعيين و اندازه گيری خالص انتفاع و مشاركت اجتماعی واحد تجاری طی دوره مالی، از طرق محاسبه هزينه ها و منافع اجتماعی واحد تجاری. سياستها و اقداماتی از قبيل استخدام افراد بيكار جامعه، آموزش نيروهای متخصص برای بهبود كيفيت توليدات و تأسيس شعبه های جديد در مناطق كم رونق و فقير نشين از جمله اقداماتی است كه تأثير مثبتی بر منافع اجتماعی دارد و بايد به عنوان منافع اجتماعی شناسايی شود. به طور كلی واحد تجاری با رعايت ارزشهای اجتماعی همچون عدالت و رفاه اجتماعی در تصميم گيریهای اقتصادی باعث بهره وری جامعه خواهد شد. مسأله دوم اندازه گيری اين هزينه ها و منافع اجتماعی نيز با اين مشكل روبرو هستيم. كمی نمودن اطلاعات بر مفيد بودن آن می افزايد و نسبت به اطلاعاتی كه صرفاً كيفی هستند باراطلاعاتی بيشتری نيز دارد تلاشها و تحقيقاتی برای كمی نمودن هزينه ها و منافع اجتماعی صورت گرفته و نتايجی را نيز در پی داشته است؛ به طور مثال برای تعيين و اندازه گيری دارايی انسانی و كمی نمودن اين نوع دارايی در قالب واحداندازه گيری پولی، مدلهای هلتس و ليكرت - هاورز و روشهای بهای تمام شده تاريخی و بهای جايگزينی قابل ذكر است. در عين حال همان گونه كه با پيدا كردن صفر مطلق و قابل سنجش نمودن اطلاعات اجتماعی، تحول اساسی در علوم اجتماعی حاصل خواهد شد، حسابداری اجتماعی نيز به طور دقيق تر و قابل فهمتر منافع و هزينه های اجتماعی را شناسايی، اندازه گيری و گزارش خواهد كرد. 2-تعيين ارتباط استراتژی و عمليات جاری واحد تجاری با ترجيحات و معيارهای اجتماعی از طريق بكارگيری حسابداری اجتماعی مشخص خواهد شد كه واحد تجاری در انجام و ايفای تعهدات اجتماعی تا چه اندازه موفق است، و عمليات روزمره اش تا چه حد با هدفها و معيارهای از پيش تعيين شده اجتماعی واحد تجاری مطابقت دارد. دو هدف مذكور، اهدافی هستند كه به تعيين و اندازه گيری تاثيرات متقابل معاملات اجتماعی واحد تجاری و جامعه و ارزيابی عملكرد اجتماعی واحد تجاری تاكيد دارد و هدف سوم به نحوه گزارشگری اجتماعی و تأثير آن بر تصميم گيريهای استفاده كنندگان، اشاره دارد. 3-ارائه اطلاعاتی مربوط در مورد هدفها، سياستها و برنامه های اجتماعی واحد تجاری از نظر گزارشگری برون سازمانی و تامين نيازهای اطلاعاتی استفاده كنندگان، اطلاعاتی مربوط، كافی و مناسب برای كمك به ارزيابی و آگاهی از مشاركتهای اجتماعی واحد تجاری بايد گزارش گردد. ارائه اطلاعاتی كه اين ويژگيهای كيفی را ندارد، باعث گمراهی استفاده كنندگان (از قبيل گروههای اجتماعی) خواهد شد. اينها اطلاعاتی هستند كه استفاده كنندگان را در اتخاذ تصميمات در تخصيص صحيحتر منابع اجتماعی ياری داده و باعث جلوگيری از ابهام و سردرگمی آنها خواهد شد. حسابداری اجتماعی با تامين هدفهای سه گانه ای كه تشريح گرديد، به تكميل حسابداری مرسوم در گزارشگری و تامين اطلاعات كافی، مربوط و مناسب مورد نياز كليه استفاده كنندگان، كمك میكند. مفاهيم حسابداري اجتماعي : هدفهای حسابداری اجتماعی، چارچوب تئوريك و اساسی را فراهم كرده و در مقابل، مفاهيم، ديدگاه های عملی و كاربردی را ارائه می نمايد. همان طور كه اشاره شد، يكی از هدفهای حسابداری اجتماعی، تعيين و اندازه گيری منافع و هزينه های اجتماعی و نهايتاً خالص مشاركت اجتماعی واحد تجاری است. سود حسابداری فقط بخشی از اين مشاركت را نشان میدهد زيرا صرفاً بر اساس معاملات بازار، اندازه گيری شده و معاملات متعدد ديگری را كه به طور همزمان با معاملات اقتصادی به طور غيررسمی بين واحد تجاری و جامعه روی داده را ناديده گرفته است. همان مثال بانك را مجدداً مرور میكنيم. بر اثر اقدام بانك در تعطيلی و بستن يكی از شعبه هايش در منطقه ای دور افتاده و كم رونق، بخشی از جامعه از تسهيلات بانكی كه به راحتی در دسترس مردم بوده محروم شده و باعث بيكاری و كاهش فرصتهای شغلی، افزايش هزينه رفت و آمد ساكنانو نيز كارمندان شعبه قبلی تا شعبه جديد بانك، كاهش ارزش املاك و واحدهای تجاری و ركود اقتصادی بيشتر آن منطقه خواهد شد. در مقابل، اگر بانك به توسعه شعبه هايش در چنين محلات و مناطقی اقدام كند، به تدريج باعث رونق گرفتن منطقه و نهايتاً افزايش سودآوری بانك و جامعه خواهد شد. به اين دلايل، حسابداری بايد چنين معاملات غير تجاری را نيز همزمان با معاملات اقتصادی شناسايی و گزارش كند. بنابراين ضروری است مفاهيم اساسی نظير معاملات اجتماعی، سود اجتماعی، اركان اجتماعی، سرمايه اجتماعی و خالص داراييهای اجتماعی تعريف شود. معاملات اجتماعی : معاملات اجتماعی، معاملات و مبادلات متقابل بين واحد تجاری و جامعه پيرامون آن است كه نتيجه ای از تصميمات و اقدامات اقتصادی واحد تجاری و جامعه پيرامون اوست. ويژگی اين نوع معاملات اين است كه در بازار معاملات اقتصادی نمايان نيستند. شناسايی گزارشگری معاملات اجتماعی به صورت خالص تاثيرات آن در قابل سود خالص دوره مالی، معيار مناسبی برای بررسی تاثير اجتماعی واحد تجاری است. سود اجتماعی : سود اجتماعی خالص مشاركت و تاثيرات معاملات اجتماعی واحد تجاری با جامعه پيرامونیاش طی دوره مالی است؛ به عبارت ديگر، سود اجتماعی از مقايسه هزينه ها و منافع اجتماعی به دست میآيد. در هنگام محاسبه سود اجتماعی، تطابق صحيح هزينه های اجتماعی با منافع اجتماعی بايد صورت گيرد و به عنوان اساسیترين گام، منفعت و هزينه اجتماعی میبايد توسط دانشمندان علوم اجتماعی به طور دقيق و جامع تعريف شود. اركان اجتماعی : اركان اجتماعی، گروه های اجتماعی هستند كه به طور غير رسمی با واحد تجاری قرارداد اجتماعی منعقد كرده اند و پيامد آن تعهدات اجتماعی برعهده واحد تجاری است. در سيستم حسابداری مرسوم اين اركان اجتماعی به رسميت شناخته نشده و فقط سرمايه و حقوق صاحبان سهام و تعهدات رسمی واحد تجاری و تغييرات طی دوره آن، ثبت و گزارش میشود. در سيستم حسابداری اجتماعی، اين حقوق وعلايق اجتماعی نسبت به واحد تجاری، از طريق حساب ((سرمايه اجتماعی))، قابل شناسايی و گزارشگری است. اين عمل در راستای هدف دوم يعنی ارتباط استراتژی و عمليات واحد تجاری با معيارهای اجتماعی بوده و برای رسيدن به اين هدف ضروری است. سرمايه اجتماعی : سرمايه اجتماعی، ميزان علايق، حقوق و ادعاهای اركان اجتماعی نسبت به واحد تجاری است. ثبت و گزارشگری چنين حقوق و علايقی ممكن است با سيستم حسابداری مرسوم مطابقت نداشته باشد ولی در عين حال اندازه گيری و گزارشگری سرمايه اجتماعی به عنوان مبنايی سودمند و مفيد برای استفاده كنندگان هنگام تصميم گيری خواهد بود. بدين گونه كه مديريت واحد تجاری در تصميم گيريهای اقتصادی روزمره، همزمان با در نظر گرفتن ملاحظات مالی، حقوق و علايق اجتماعی شناسايی شده، از جمله اثراتی كه تاسيس يك كارخانه جديد و چگونگی توليدش بر محيط زيست، اشتغال، تسهيلات عمومی و... و ادعاها و منافع و هزينه هايی كه هر كدام از گروه های اجتماعی به دنبال چنين اقداماتی خواهند داشت، را در نظر میگيرد. خالص دارايی اجتماعی : خالص دارايی اجتماعی، ما به التفاوت افزايش منابع جامعه و تحليل منابع جامعه در اثر فعاليت واحد تجاری در طول عمر اوست. خالص دارايی اجتماعی در سيستم حسابداری مرسوم به عنوان يك منبع بالقوه كسب سود در فرايند عمليات واحد تجاری شناسايی و گزارش نمیشود؛ در حالی كه خالص دارايی اجتماعی میتواند مبنايی سودمند برای تصميم گيريهای بهينه استفاده كنندگان و مديريت واحد تجاری باشد؛ به طور مثال، مديريت واحد تجاری میتواند با داشتن اطلاعات كافی در مورد منابع اجتماعی، اطلاعات لازم را برای بهای تمام شده استخدام پرسنل جديد و بودجه بندی بهای تمام شده كالاهای توليدی در اختيار داشته و تصميمات بهتری را اتخاذ كند. بررسی اجرای حسابداری اجتماعی : برای بررسی نحوه اجرای حسابداری اجتماعی، بايد فرايند معاملات اجتماعی و اجزای تشكيل دهنده آن تشريح شود. اجرای حسابداری اجتماعی بايد با توجه به اين مبانی تشكيل دهنده و نقش و اهميت آنها صورت گيرد. فرايند معاملات اجتماعی عوامل زير را شامل میشود: 1-اركان اجتماعی كه در معاملات اجتماعی مؤثر هستند. اركان اجتماعی شامل عامه مردم، كاركنان، سرمايه گذاران و حتی جوانان هستند. 2-تأثير عملكرد واحد تجاری بر اركان اجتماعی. اين اثرات ممكن است به علت پيشرفت تكنولوژی توليد كه اركان اجتماعی (مصرف كنندگان) را نيز بهره مند میسازد، توليد و ارائه محصولات و خدمات عالی با حداقل قيمت باشد. بهسازی محيط زيست، كيفيت اداره منابع انسانی و ارتقای سطح معاش و رفاه اجتماعی، نمونه ديگری از تاثير عملكرد واحد تجاری بر اركان اجتماعی است. در اجرای حسابداری اجتماعی و ثبت گزارشگری معاملات اجتماعی، عوامل فوق بايد در نظر گرفته شوند؛ به عبارت ديگر بايد بدانيم كه در هر معامله ای در طرف مقابل واحد تجاری، گروه های مختلف اجتماعی هستند كه بايد به تفكيك، شناسايی شده و تاثيرات عملكرد واحد تجاری بر اين گروه های اجتماعی به نسبت هر گروه اجتماعی شناسايی و اندازه گيری شوند. از اين طريق، هزينه ها و منافع اجتماعی نيز به تفكيك تعيين و قيمت گذاری میگردند. به منظور تشريح ارتباط بين معاملات اجتماعی و اركان اجتماعی، چهار گروه اجتماعی و چگونگی معامله اجتماعی آنها در يك بانك ذيلاً توضيح داده میشود: 1-مشتريها: سودهای بانك معمولاً به عنوان شاخص اساسی مشاركت بانك با مشتريان بكار میرود. در عين حال كه بانك میتواند از طريق اتخاذ سياستهای ديگر نيز مشتريانش را كمك كند. 2-كاركنان: در حسابداری مرسوم، فقط هزينه های دستمزد كاركنان شناسايی و گزارش می شود، در حالی كه وقتی بانك به ايجاد شعبه ای در منطقه ای كم رونق و فقير نشين اقدام می كند، باعث ايجاد اشتغال بيشتر شده و به عنوان يك معامله اجتماعی بايد شناسايی شود. 3-محيط پيرامونی: اقدام بانك در افتتاح شعبه ای در منطقه ای كم رونق و فقيرنشين، ممكن است باعث بهبود رفاه اقتصادی جامعه پيرامون آن شود. اقدام بانك باعث كاهش بزهكاری، افزايش سطح تحصيلات و همچنين به حل مسأله ترافيك، تراكم جمعيت و آلودگی محيط زيست، كمك كند. مساله كمی كردن و اندازه گيری اثر هر يك از اين مشاركتهای بانك با جامعه، خود میتواند موضوع تحقيقی جداگانه باشد. 4-گروه های اقليت: تلاشهای كاهش تبعيضات درآمدی و كسب امتيازات شغلی از جمله برخوردهايی است كه كاركنان يا مشتريان يا ديگر اقشار اجتماعی با واحد تجاری میتوانند داشته باشند.
پاسخ : آشنایی با سیستم های حسابداری در ایران مشكلات عملی : هدفها و مفاهيم تشريح شده، چارچوب لازم برای طراحی و اجرای سيستم حسابداری اجتماعی را فراهم میكنند. در عين حال، مسائل پيچيده و مبهم در سطح كلان و خرد بايد قبل از اجرای حسابداری اجتماعی حل شود. در سطح كلان، اين مسائل شامل تدوين هدفها و معيارهای اجتماعی به منظور تكميل چارچوب حسابداری اجتماعی با توجه به سطح و ماهيت عمليات هر واحد تجاری است. بديهی است كه تدوين ارزشها و معيارهای اجتماعی و سياستهای واحد تجاری وظيفه حسابداری نيست ولی محققان حسابداری بايد از طريق همكاری و كسب نظر جامعه شناسان، دانشمندان علوم سياسی، اقتصاددانان و فيلسوفان، نسبت به گردآوری مجموعه معيارها، ارزشها و هدفهای اجتماعی مورد نياز برای طراحی سيستم حسابداری اجتماعی، اقدام نمايند. در عين حال ضرورت دارد كه حسابداران در مورد علوم اجتماعی و رفتاری، آگاهی كسب كنند تا آنها را طراحی سيستم حسابداری اجتماعی مناسب واحد تجاری ياری دهد. همچنين چگونگی مطابقت استراتژيها و شيوه های توليد واحد تجاری با معيارهای اجتماعی نيز بايد بررسی شود. در سطح خرد، مسائل كمی كردن و نحوه اندازه گيری معاملات، منابع و حقوق اجتماعی و ارزيابی عملكرد اجتماعی، از مسائل پيچيده و مبهم است كه بايد حل شود. همان طور كه قبلاً اشاره شد، محققان حسابداری به دنبال اندازه گيری و فرموله كردن اين نوع معاملات، منابع و حقوق اجتماعی بوده و تاكنون نيز نتايجی عايد گرديده ولی اين مشكلی است كه اساساً در حال حاضر با اين مقدار معلومات بر علوم اجتماعی حاكم است؛ هرگاه بتوان مسائل و پيامدهای اجتماعی را به صورت كمّی فرموله نمود، حسابداری اجتماعی نيز متكاملتر خواهد شد. نتيجه گيری : همانطور كه اشاره شد، اجرای حسابداری اجتماعی نيازمند تعريف جامع و دقيقی از كاركرد و نقش هر واحد تجاری در جامعه و شخصيت قانونی حاكم بر آن است. همچنين نياز و ضرورت ايجاد سيستم حسابداری اجتماعی و اين كه تا چه اندازه در تصميم گيريها و ارزيابيهای اقتصادی - اجتماعی میتواند مؤثر باشد، بيان شد. از جمع بندی نتايج حاصل از اين مقاله میتوان به ديدگاه های روشنی دست يافت و رهنمودهايی نيز به شرح زير ارائه داد: 1-شناسايی، ثبت و گزارشگری هزينه، منافع، منابع (دارايی) و حقوق اجتماعی در روال فعاليت عادی اقتصادی واحد تجاری، ممكن است با اصول و استانداردهای حسابداری رايج دقيقاً منطبق نباشد. در عين حال، ارائه اطلاعات كافی و مربوط برای تصميم گيريهای استفاده كنندگان و بخصوص مديريت واحد تجاری باعث تصميم گيريهای صحيحتر آنها خواهد شد و حسابداری اجتماعی اطلاعاتی را به استفاده كنندگان ارائه میكند كه هيچ گاه حسابداری مرسوم آنها را، علی رغم اين كه از الزامات و تعهدات عمده واحد تجاری ريشه میگيرد و حتی دوام يا زوال واحد تجاری كه دارای شعبه های مختلف در كشورهای خارجی از جمله كشورهای بیثبات است، چنانچه شعبه اش در چنين كشورهايی بدون توجه به آثار فعاليتش بر جامعه پيرامونش و موقعيت خاص و تحولات اجتماعی و سياسیاش اقدام به فعاليت نمايد، ممكن است با شرايطی روبرو شود كه حتی ادامه فعاليتشركت را تهديد كند. كودتا يا صدمات وارده از سوی گروه های ناراضی جامعه، نمونه ای از تهديدها يا ادعاهای اجتماعی عليه چنين واحدهای تجاری است. 2-گذشته از علاقه مديريت و نياز داخلی واحد تجاری، الزامات قانونی كه به عهده واحد تجاری گذاشته میشود، باعث توجه واحد تجاری به حقوق اجتماعی شده، واحد تجاری مجبور خواهد بود برای تامين اين نيازها و الزامات قانونی، سيستم حسابداری اجتماعی را طراحی كند. 3-با توجه به اين كه حسابداری اجتماعی تا اندازه زيادی تحت تاثير معيارها و قوانين اجتماعی است، بايد با شناسايی به موقع تاثيرات و پيامدهای اين تغييرات، نسبت به ثبت و گزارش آنها اقدام نمود. همچنين بايد در نظر داشت كه همين قوانين میتوانند مبانی و اصول ارزيابی عملكرد اجتماعی واحد تجاری باشند. 4-سرانجام، هدف اين مقاله مطرح كردن موضوعی است كه روند آينده حسابداری با آن روبرو خواهد بود. حسابداری اجتماعی قطعاً تاثير فزاينده ای بر تئوری حسابداری خواهد گذاشت. همچنان كه رشد علم مديريت، مرزهای تازه ای را در زمينه حسابداری مديريت گشود، رشد علوم اجتماعی و افزايش آگاهيهای اجتماعی مردم نيز مرزهای جديدی را در زمينه حسابداری اجتماعی باز خواهد كرد. تقاضا برای حسابداری اجتماعی به افزايش آگاهيهای اجتماعی استفاده كنندگان و عموم مردم از سودمندی صورتهای مالی بستگی دارد. از سوی ديگر همگام با مباحثات جدی مربوط به آلودگی محيط زيست، توزيع ناعادلانه درآمد، افزايش بيكاری و پيامدهای آن، اين جنبه از حسابداری را تقويت، و از اين طريق حسابداری سهم خود را در ارائه راه حل برای مسائل اجتماعی ادا خواهد كرد. به اين ترتيب، افزايش شناخت و درك جامعه از سودمندی اطلاعات حسابداری اجتماعی به تدريج مطرح میشود و تكامل میيابد و به زودی بايد شاهد تلفيق حسابداری مالی و حسابداری اجتماعی باشيم و گزارشگری اجتماعی نيز به همان اندازه اهميت گزارشگری مالی مطرح خواهد شد .
پاسخ : آشنایی با سیستم های حسابداری در ایران مختصری از حسابداری صنعتی حسابداری صنعتی یکی از دشوارترین و در عین حال جذابترین انواع حسابداری است . حسابداری صنعتی یا حسابداری بهای تمام شده رشته ای از حسابداری مدیریت است که مربوط میشود به تنظیم بودجه و تعیین هزینه های استاندارد و هزینه های واقعی عملیات و هزینه مراحل تولید و دوایر یا محصولات و تجزیه انحرافات و تعیین سودآوری یا مصرف وجوه اجتماعی . برای رسیدن به این هدفها ، حسابها طبقه بندی ، ثبت ، تجزیه و تحلیل و تفسیر می شوند تا ارتباط هر هزینه با مراحل تولید و توزیع کالا و خدمات مشخص شود . حسابداری صنعتی همان طور که از اسم آن هم مشخص است در ارتباط با صنعت و موسسات تولیدی کاربرد دارد . به همین دلیل این نوع از حسابداری بسیار مورد توجه مدیریت است . در موسسات تولیدی یا کارخانه ها به علت نوع فعالیت و همچنین شکل فروش محصولات ، نیاز مدیریت به اطلاعات بهای تمام شده تولیدات ، بسیار دقیق و حساس است . زیرا در این نوع از موسسات به این دلیل که محصول نهایی از ترکیب مواد و هزینه های تبدیل که همان دستمزد نیروی کار مستقیم و هزینه های سربار است تولید می شود به همین علت باید توجه خاصی به اقلام تشکیل دهنده بهای تمام شده داشته باشیم . به همین علت مدیریت در تلاش است تا با استفاده از روشهای مختلف و حسابهای کنترلی در هر زمان که نیاز باشد در کمترین فرصت اطلاعات مربوط به بهای تمام شده محصولات را در اختیار بگیرد . مسلما این مسئله از وظایف اصلی حسابداران است . حسابداران با استفاده از روشهای مختلف به این کار اقدام می کنند . روشهای حسابداری صنعتی که به شش دسته تقسیم می شوند عبارتند از : ۱ - هزینه یابی جذبی ۲- هزینه یابی مستقیم ۳- هزینه یابی برآوردی یا تخمینی ۴ - هزینه یابی سفارش کار ۵- هزینه یابی مراحل تولید یا مرحله ای ۶- هزینه یابی استاندارد هر یک از این روشها خود دارای توضیحات کاملی است که من در اینجا به توضیح مختصری از هر کدام این روشها اکتفا میکنم . ۱ - هزینه یابی جذبی یا کامل : شیوه ای از هزینه یابی که در آن جمع هزینه های مستقیم ( به تحقیق ) و هزینه های ثابت ( به تقریب ) در بهای تمام شده کالای ساخته منظور می شود . بر عکس در هزینه یابی مستقیم ، فقط هزینه های متغیر ( از جمله سربار متغیر ) جزء بهای تمام شده محسوب می گردد و هزینه های سربار ثابت ( به عنوان هزینه های دوره ) جداگانه در حساب سود و زیان همان دوره ای که هزینه به عمل آمده است منظور می شود . ۲ - هزینه یابی مستقیم یا نهایی : این اصطلاح آمریکایی و مترادف آن در انگلستان Marginal Costing معمول و به معنی این است که جمع هزینه های متغیر محصول را مهمترین مقیاس هزینه تولید آن محصول محسوب کنند . به این استدلال که هزینه های متغیر با میزان تولید و افزایش و کاهش آن ، بالا و پائین می رود . ۳ - هزینه یابی برآوردی یا تخمینی : الف - هزینه ای که برای یک قرارداد یا تصمیم خاص پیش بینی شده است . ب - مخارجی که پس از فروش ایجاد می شود
پاسخ : آشنایی با سیستم های حسابداری در ایران حسابدار و رشته حسابداریهدف : حسابداری یک سیستم است که در آن فرآیند جمعآوری، طبقهبندی ، ثبت، خلاصه کردن اطلاعات و تهیه گزارشهای مالی و صورتهای حسابداری در شکلها و مدلهای خاص انجام میگیرد. تا افراد ذینفع درون سازمانی مثل مدیران سازمان و یا برونسازمانی مثل بانکها، مجمع عمومی سازمان مورد نظر و یا مقامات مالیاتی بتوانند از این اطلاعات استفاده کنند. به همین دلیل فردی که تحصیلات دانشگاهی ندارد، بیشتر دفتردار است تا حسابدار. چرا که گزارشهای این دسته از افراد مطابق استاندارد نیست و پردازش کافی نمیشود و بیشتر تراز حسابها میباشد. برای مثال یک حسابدار تجربی نمیتواند براحتی بین دارایی کوتاه مدت و بلند مدت تفاوت قائل شود و یا نمیداند که چگونه باید معاملات ارزی را در دفاتر ثبت کرد. حسابداری به عنوان یک نظام پردازش اطلاعات، دادههای خام مالی را دریافت نموده، آنها را به نظم در میآورد. محصول نهایی نظام حسابداری گزارشها و صورتهای مالی است که مبنای تصمیمگیری اشخاص ذینفع (مدیران ، سرمایهگذاران ، دولت و ...) قرار میگیرد. ماهیت : یک حسابدار متخصص، در آینده میتواند مدیر مالی یک سازمان یا شرکت گردد یعنی میتواند به مدیریت یک شرکت ایده بدهد که منابع موجودش را در چه راههایی سرمایهگذاری نماید تا استفاده بهینه کند و یا اگر شرکت به منابع مالی جدید نیاز داشت یک مدیر مالی بر اساس دانش آکادمیک خود میتواند بگوید که از چه طریقی باید تامین مالی کرد. و مجموع این فعالیتها خارج از توانایی یک حسابدار تجربی است.«حسابداری یک سیستم اطلاعاتی است که با فراهمکردن اطلاعات لازم کمک میکند تا سرمایهگذارها، اعتبار دهندگان، مدیران و دولت نسبت به مسائل اقتصادی بهتر بتوانند، تصمیم بگیرند. برای مثال اگر شخصی بخواهد در یک شرکتی سرمایهگذاری کند، تمایل دارد که وضعیت مالی آن شرکت و یا نتایج عملیات آن شرکت را در طی سالهای قبل بداند. موضوعاتی که به صورت گزارشهای مالی توسط حسابداران تهیه میشود. «حسابداری به منظور جوابگویی به نیازهای انسان به وجود آمده است. به همین دلیل با گذشت زمان و به موازات گسترش فعالیتهای اقتصادی و افزایش پیچیدگی آن ، هدفها و روشهای حسابداری برای جوابگویی به نیازهای اطلاعاتی، توسعه یافته است. چرا که اشخاص، شرکتها و دولت برای تصمیمگیری در مورد توزیع مناسب منابع مالی نیاز به اطلاعاتی قابل اتکا دارند که این اطلاعات را به یاری حسابداری میتوان به دست آورد. از سوی دیگر انجام سرمایهگذاری یکی از مواد ضروری و اساسی در فرآیند رشد و توسعه اقتصادی کشور است و سرمایهگذاران نیز از بعد عرضه سرمایه، تا حد امکان سعی دارند منابع مالی خودرا به سویی سوق دهند که کمترین ریسک و بیشترین بازده را داشته باشد. یعنی به دنبال برآورد ریسک سرمایهگذاریها خواهند بود. این در حالی است که یکی از مبانی اساسی برای محاسبه ریسک بازار شرکتها ، استفاده از اطلاعات تولید شده توسط سیستم حسابدای است. رشته حسابداری از جمله رشتههایی است که از داوطلبان هر سه گروه آزمایشی ریاضی و فنی ، علوم تجربی و علوم انسانی دانشجو میپذیرد. آینده شغلی ، بازار کار ، درآمد: به نظر میرسد فارغالتحصیلان دورههای تحصیلات تکمیلی این رشته، آمادگی و پختگی بیشتری برای حضور در بازار کار دارند.نتیجه یکی از تحقیقات دانشگاه «کلمبیا» مبنی بر این بود که از از دهه 70 به بعد همه شرکتهای موفق، شرکتهایی بودهاند که مدیر آنها تحصیلات مالی داشته است. چون از این دهه به بعد اطلاعات نقش مهمی پیدا کرده است و مهمترین اطلاعات نیز، اطلاعات مالی است که تاثیر بسیاری در تصمیمگیری روسای شرکتها دارد. «فرصتهای شغلی یک حسابدار بسیار گسترده است و از پایینترین سطح تا بالاترین سطح را در بر میگیرد. و با وجود این که در دانشگاههای مختلف کشور اعم از دولتی ، غیرانتفاعی و آزاد، دانشجویان بسیاری در رشته حسابداری تدریس میکنند اما تعداد فارغالتحصیلان بیکار این رشته از بیشتر رشتهها کمتر است. چون از یک موسسه کوچک گرفته تا بزرگترین کارخانههای کشور حداقل برای تهیه اظهارنامه مالیاتی به حسابدار نیازمند هستند. همچنین دانش حسابداری در بخش مالیات کاربرد وسیعی دارد. چون محاسبه سود به یاری حسابداری امکانپذیر است و تعیین مقدار سود نیز مبنای محاسبه مالیات شرکتها اعم از دولتی و خصوصی میباشد.فارغالتحصیلان این رشته پس از اتمام تحصیل میتوانند در سطوح مختلف و شاخههای متفاوت عهدهدار انجام امور مالی گردند که شرح آن چنین است: الف) حسابداری فارغالتحصیلان میتوانند در کلیه موسسات و واحدهای تجاری، اعم از دولتی یا خصوصی به عنوان حسابدار در شاخههای زیر مشغول کار شوند: حسابداری مالی: در کلیه شرکتها و موسسات تجاری و غیرانتفاعی. حسابداری صنعتی : در کلیه واحدهای صنعتی و شرکتهای تولیدی. حسابداری دولتی : در کلیه سازمانها و ادارات دولتی به عنوان حسابدار یا عامل ذیحساب. حسابداری مالیاتی : در ادارات دارایی. حسابداری بیمه : در موسسات بیمه .حسابداری بانکها : در شعبهها و سرپرستی بانکها . حسابداران پس از مدتی اشتغال به کار حسابداری میتوانند در سمت مدیریت مالی واحدهای تجاری ، ایفای نقش نمایند. ب ) حسابرسی فارغالتحصیلان رشته حسابداری قادرند با توجه به شاخههای حسابداری در بند الف در حرفه حسابرسی شاغل شوند. شاغلان حرفه حسابرسی در یک تقسیمبندی کلی به دو گروه اصلی تفکیک میشوند : حسابرسان داخلی : این گروه از حسابرسان ، کارمند واحد مورد رسیدگی هستند، و در واقع رابط میان هیات مدیره و شرکت بوده و گزارش رسیدگی خود را به طور هفتگی ، ماهانه یا سالانه به مدیرعامل و هیات مدیره ارائه میدهند . این گروه از حسابرسان عملیات داخل واحد تجاری را رسیدگی میکنند. حسابرسان مستقل: این گروه از حسابرسان، افرادی هستند که در موسسات حسابرسی مشغول کار هستند و بر اساس قرارداد میان شرکتها یا سازمانها با این موسسات، عملیات حسابداری و مالی واحد تجاری را بر اساس اصول و موازین حسابداری مورد رسیدگی قرار میدهند و گزارش خود را به مجمع عمومی صاحبان سهام ارائه میکنند. در واقع حسابرسان مستقل رابط میان صاحبان شرکت و هیات مدیره شرکت میباشند. در حال حاضر در ایران ، سازمان حسابرسی به عنوان یک سازمان دولتی ، بزرگترین موسسه حسابرسی است و در کنار آن سایر موسسات حسابرسی دولتی و خصوصی مشغول فعالیت میباشند. تواناییهای مورد نیاز و قابل توصیه: داشتن شم ریاضی در رشته حسابداری از اهمیت بسیاری برخوردار است. به همین دلیل دانشآموزان رشته ریاضی در این رشته موفقتر هستند. البته این بدان معنا نیست که دانشآموزان رشته علوم انسانی قادر به ادامه تحصیل در رشته حسابداری نیستند بلکه باید تلاش کنند تا از دانش ریاضی خوب و یا حداقل متوسطی برخوردار باشند. همچنین یک حسابدار باید بتواند بخوبی گزارش کارهای خود را ارائه دهد. بنابراین باید در ادبیات فارسی مسلط بوده و نگارش خوبی داشته باشد. این ویژگی بخصوص در سطوح بالاتر این رشته یعنی حسابرسی و مدیریت مالی اهمیت بسیاری دارد. در آزمون هر سه گروه آزمایشی درس ریاضی به عنوان مهمترین درس این رشته ضریب 4 دارد. دانشجوی حسابداری باید صادق و رازدار باشد چون در آینده تمام اسناد و مدارک یک سازمان را در اختیار دارد و اگر فرد رازدار و در کل با اخلاقی نباشد لطمات زیادی به آن شرکت و در نهایت به جامعه وارد میآورد. این مساله بخصوص در حسابرسی اهمیت بیشتری دارد زیرا اگر یک حسابرس که وظیفه بررسی گزارشات مالی یک سازمان و تایید صحت و سقم آن را بر عهده دارد، درستکار نبوده و یا شهامت ابراز مشکلات را نداشته باشد، میتواند به نابسامانیهای اداری و مالی یک جامعه دامن بزند. و بالاخره یک حسابدار برای موفقیت در این دنیای پر از رقابت و تغییر و تحول باید خلاق، مبتکر، صبور و منضبط باشد. علاقه به امور مالی و تجزیه و تحلیلهای آن، عامل موفقیت دانشجوی حسابداری است. وضعیت ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر: تا مقطع دکترا امکان ادامه تحصیل وجود دارد. نظر یک فارغالتحصیل مشغول به کار در این رشته : دانشجوی این رشته باید تحمل ساعتها کار در پشت یک میز و صندلی و سرو کار داشتن با اعداد و ارقام را داشته باشد. همچنین باید دقیق و منظم باشد تا در جمعبندی اعداد و ارقام دچار مشکل نگردد.»وضعیت نیاز کشور به این رشته در حال حاضر: آموزش حسابداران و شرکت موثر آنها در فراهمآوری اطلاعات مالی دقیق و قابل اعتماد، و تجزیه و تحلیل این اطلاعات برای توسعه پایدار در کشور در حال توسعهای مانند ایران اهمیت فراوانی دارد. چرا که وجود اطلاعات دقیق، اعتماد برانگیز، بموقع و مربوط به فعالیتهای اقتصادی، نه تنها لازم بلکه حیاتی است. علاوه بر این اطلاعات مالی حاصل از فعالیتهای اقتصادی که بوسیله نظامهای حسابداری گزارش میشود، میتواند از انحراف مسیر پیشبینی شده ، اتلاف منابع اقتصادی و اخلال در برنامههای توسعه اقتصادی جلوگیری کند.دکتر ثقفی نیز در این باره میگوید:« چون این رشته فقط به کلاس و معلم نیاز دارد متاسفانه در سالهای اخیر، بسیاری از شهرهای دورافتاده که حتی یک حسابدار مجرب و متخصص ندارد، رشته حسابداری را با استفاده از اساتید کمتجربه دائر کرده است و در نتیجه فارغالتحصیلان دانشگاههای فوق حسابدارانی ناکارآمد هستند که نمیتوانند، جذب بازار کار شوند. البته آنچه گفته شد شامل حال فارغالتحصیلان توانمند این رشته نمیشود چون هر فرد سرمایهگذار و هر موسسه اعتباری برای سرمایهگذاری یا اعتبار دادن به حسابدار نیاز دارد. »نکات تکمیلی : چند سال پیش وقتی که آقای . ت ریاست یکی از کارخانههای ایران را بر عهده گرفت با اخمهای در هم و چهرههای عبوس کارگرانی روبرو شد که 6 ماه بود حقوق نگرفته بودند و امید چندانی نیز به رئیس جدید نداشتند. اما رئیس جدید که فارغالتحصیل رشته حسابداری بود با مدیریت قوی و درست خویش نه تنها کارخانه مورد نظر را از ورشکستگی نجات داد بلکه امروزه این کارخانه یکی از بهترین کارخانههای کشور است که محصولات آن به خارج از کشور صادر میگردد و در حال حاضر نیز نحوه کار رئیس یاد شده به عنوان یک شیوه نوین در دانشگاهها تدریس میشود
پاسخ : آشنایی با سیستم های حسابداری در ایران حسابرسی واحدهای تجاری کوچک ( حسابرسی عملیاتی , موضو عات حسابداری) مقدمه: استانداردهای حسابرسی تابعی از اندازه واحد تجاری مورد رسیدگی نیستند و از اعتبار عمومی برخوردارند.اگرچه محیط واحدهای تجاری کوچک ممکن است حسابرس را بابرخی مشکلات اجرایی روبرو سازد.تفاوت دراندازه و نوع واحد تجاری موجب تفاوتهایی در روشها و نحوه عملهای خاص و نه استانداردهای بکار رفته می شود.رهنمودهای موجود درباره کاربرد استانداردهای حسابرسی در واحدهای تجاری مختلف نیازهای حرفه ای رابراورده نمی کند.منظور از مشکلات حسابرسی در این مورد به معنی شرایطی است که در آن کاربرد استانداردهای پذیرفته شده حسابرسی به سهولت امکان پذیر نیست. ویژگیهای واحدهای تجاری کوچک: الف)مالکیت یا کنترل عملیاتی دردست چند نفر معدود متمرکز و سلطه صاحب سرمایه مدیر برقرار است :استقلال و توان کنترل صاحب سرمایه مدیر ایجاد کننده محیطی است که در آن همه چیز تحت کنترل و نفوذ اوست وتوان در برقراری کنترلهای داخلی از لحاظ قابلیت حسابرسی نقشی عمده دارد. ب)دانش حسابداری کارکنان یا مدیریت محدود است:گرایش بسیاری از سرمایه داران جز معطوف به اعمال مدیریت از طریق تمرکز بر امور مربوط به فروش و بازاریابی ورشد واحدشان است وممکن است نسبت به امور مالی بی توجه باشند و یا از توجه به کنترلهای داخلی عمده برخوردار نباشند. پ)مدیریت بر این باور است که به استخدام افراد خبره نیاز ندارد یا از عهده آن برنمی آید:مدیریتی که نسبت به امر کنترل حساس نیست ممکن است نسبت به سیستم کنترل حسابداری واحد تجاری بی تفاوت یا کم توجه باشد و کم اهمیت انگاشتن کنترلهای داخلی حسابداری احتمالا موانعی جدی در راه حسابرسی واحد تجاری کوچک می باشد. ت)زیر پا گذاردن کنترلهای داخلی حسابداری توسط مدیریت:صاحب سرمایه مدیر معمولا می تواند روشهای تجویز شده را زیر پا گذارد.غالبا عملکرد مدیریت مورد بررسی قرار نمی گیرد زیرا در بسیاری واحدهای تجاری کوچک نظارتی بر کار مدیریت وجود ندارد. ث)نارسایی های کنترلهای داخلی حسابداری:این نارسایی ها ممکن است از تفکیک محدود وظایف یا دسترسی آسان کارکنان اداری و دفتری به مدارک حسابداری و دارایی هاو یا روشهای غیر مدون ناشی شود.تفکیک محدود وظایف ضعفی فراگیر است که می تواند به اجتناب کامل حسابرس از اتکا به کنترلهای داخلی بیانجامدو چنانچه در نتیجه عدم تفکیک کافی وظایف فردی در موقعیت ارتکاب اشتباه و تخلف و اختفای آن قرار گیرد حسابرس ناگزیر باید احتمال زیادی برای وقوع اشتباه و تخلف قایل شود.تفکیک محدود می تواند محیطی را ایجاد کند که در آن مدارک مالی و داراییهای عینی به آسانی در دسترس کارکنان اداری و دفتری قرار گیرد.مثلا کارمندی که به تنهایی مسئول تنظیم چکها و ثبت پرداختهای نقدی وتهیه صورت مغایرت بانکی است می تواند چکی را ثبت نکند و از کشف آن نیز جلوگیری کند.نارساییهای کنترلهای داخلی می تواند زاییده غیر مدون بودن روشهای ثبت در دفاتر نیز باشد.روشهای غیر مدون ثبت دفاتر لزوما به مدارک ناکافی منجر نمی شود اما احتمال اشتباه وتقلب را افزایش می دهد. ج)نهاد سیاستگذاری غیر فعال یا غیر موثر:بسیاری از واحدهای تجاری کوچک از یک نهاد سیاستگذاری فعال (مانند هیات مدیره)برخوردار نیستند.و در بسیاری موارد نظارت بر فعالیتهای مدیریت بر عهده یک نهاد سیاستگذار نیست بلکه صرفا بطور صوری به مجموعه ای از افراد واگذار شده که از نامشان برای به ثبت رسانیدن واحد تجاری کوچک تحت عنوان شرکت استفاده می شود. مسایل ناشی از بکارگیری استانداردهای حسابرسی: الف-استانداردهای عمومی: سه استاندارد معروف به استانداردهای عمومی که با صلاحیت حسابرس سر و کار دارد: بر طبق یکی از این استانداردها"حسابرس باید استقلال رای خود را در کلیه مراحل حسابرسی حفظ کند." همچنین ماده 101 آیین رفتار حرفه ای انجمن حسابداران رسمی امریکا بیان می دارد"که یک حسابرس مستقل یا موسسه ای که وی شریک یا سهامدار آن است نباید در مورد صورتهای مالی یک واحد تجاری اظهار نظر کند مگر آنکه حسابرس یا موسسه وی نسبت به واحد تجاری مزبور مستقل باشد." حفظ چنین استقلال سفت و سختی درمحیط واحدهای تجاری کوچک لزوما کار آسانی نیست و حسابرسان اینگونه واحدها غالبا در سه زمینه دچار مشکل می شوند: الف-تماس های مکرر اجتماعی و اجتماعی و حرفه ای بین حسابرس و صاحب کار. ب-رسیدگی به امور حسابداری که قبلا توسط حسابرس انجام شده است . ج-تفویض تلویحی اخذ تصمیمات مدیریت به حسابرس. برخی منتقدان معتقدند که تماسهای مکرر حرفه ای و اجتماعی با صاحب کار می تواند بیطرفی حسابرس را خدشه دار کند.حسابرسان مستقل معمولا به واحد های تجاری کوچکی که از عهده استخدام کارکنان لازم برای انجام عملیات حسابداری خود بر نمی آیند خدمات دفترداری ماشینی یا دستی ارایه می کنند.رسیدگی به عملیات حسابداری که حسابرس خود انجام داده است می تواند استقلال وی را خدشه دار کند. لذا حسابرس در رسیدگی به صورتهای مالی مبتنی بر دفاتر و مدارکی که ثبتهای آن تماما یا بعضا توسط خود او انجام شده است باید استانداردهای پذیرفته شده حسابرسی را رعایت کند و آزمونهای لازم را نیز انجام دهد.علاوه بر خدمات دفترداری خدمات مشاوره مدیریت نیز ممکن است توسط حسابرسی ارایه شود که حسابرسی واحد تجاری مربوطه را نیز انجام می دهد.مدیریت اغلب حسابرس را در زمینه های غیر حسابداری مانند روابط کارگری،سیستم های کامپیوتری،مطالعات بازاریابی،مشاوری متبحر می داند و ممکن است تلویحا اتخاذ تصمیمات در اینگونه موارد را به حسابرس واگذارد.که در اینگونه موارد توصیه شده موسساتی که علاوه بر رسیدگی به واحد تجاری خدمات حسابداری و مدیریت نیز ارایه می دهند کارها رابین واحدهای مجزا تقسیم کنند. ب)استانداردهای اجرای عملیات حسابرسی: 1.برنامه ریزی و نظارت: برای حسابرسی واحدهای تجاری کوچک باید از کارمندان نسبتا باتجربه برای کم ترین سطح رسیدگی استفاده کرد.وجود سیستم غیرمدون حسابداری و ضعفهای سیستم کنترل داخلی احتمال عدم ثبت فعالیتهای مالی را افزایش می دهد.حسابرسی این واحدها به پرسنل کمتری نیاز دارد و از این رو سطوح بررسی و سرپرستی آن هم کمتر است. 2.ارزیابی کنترلهای داخلی حسابداری: سیستم کنترل داخلی هم کنترلهای اداری و هم کنترلهای حسابداری را در بر می گیرد.کنترلهای اداری،طرح سازمان و روشها واسنادی را شامل می شود که در ارتباط با صدور اجازه انجام معاملات از سوی مدیریت قرار دارند.کنترلهای حسابداری شامل طرح سازمان و روشها و اسنادی است که به حفاظت داراییها و قابلیت اتکای مدارک مالی مربوط می شود.بسیاری از واحدهای تجاری کوچک از یکی از مهمترین جنبه های سیستم کنترل داخلی یعنی تفکیک وظایف محرومند و عدم تفکیک وظایف بیانگر نامناسب بودن سیستم کنترل داخلی حسابداری است.برای جبران نارساییهای کنترلهای داخلی حسابرس ممکن است بر کنترلهای صاحب سرمایه مدیر اتکا کند.اما در استانداردهای حسابرسی هیچ گونه رهنمودی حهت ارزیابی و مطالعه کنترلهای مزبور ارایه نشده است. 3. شواهد حسابرسی:برای انجام رسیدگی طبق استانداردهای پذیرفته شده حسابرسی،حسابرس باید شواهد کافی برای اقلام مندرج در صورتهای مالی صاحبکار فراهم آورد.قابلیت اتکای اطلاعات تهیه شده در چارچوب یک سیستم کنترل داخلی مناسب بیش از قابلیت اتکای اطلاعاتی است که بر مبنای یک سیستم کنترل داخلی نامناسب فراهم می آید و اطلاعاتی که مستقیما کسب می شود قانع کننده تر از اطلاعاتی است که به طور غیر مستقیم به دست می آید.نظر به ضرورت دسترسی به شواهد و مدارک کافی و قابل اطمینان نگاهداری مدارک دقیق حسابداری برای یک واحد تجاری کوچک دارای اهمیت بسیار است.سیستم غیر مدون ثبت دفاتر احتمال ثبت نشدن یا ثبت نادرست فعالیتهای مالی را افزایش می دهد.در چنین شرایطی حسابرس می تواند تاییدیه های مدیریت را به عنوان یک مدرک بپذیرد به شرط آنکه تاییدیه های مزبور با سایر شواهد موجود سازگار باشد. ج)استانداردهای گزارشگری: تشخیص رعایت و یکنواختی کاربرد اصول پذیرفته شده حسابداری در واحدهای تجاری کوچک ممکن است به واسطه وجود مدارک غیر رسمی و سیستم غیر مدون کنترلهای حسابداری دشوارتر باشد.سیستم نامناسب حسابداری نیز حسابرس را در تشخیص کافی بودن افشای اطلاعات مربوط با دشواری هایی روبرو می کند.کمبود دانش گزارشگری مالی در میان مدیران و کارکنان واحدهای تجاری کوچک ارزیابی کفایت اطلاعات افشا شده را پیچیده تر می کند.حسابرس واحد تجاری کوچک که کنترلهای داخلی نامناسب دارد ممکن است با وجود آنکه هیچگونه تحریف صریحی در صورتهای مالی نیافته است صرفا از آنرو که سیستم کنترل داخلی نامناسب بر امکان تحریف می افزاید از اظهار نظر مقبول خودداری کند.در برخی موارد نبود شواهد و مدارکی که مؤید اقلامی از صورتهای مالی باشد که توسط مدیریت واحد تجاری تعیین و ارایه شده است می تواند سبب تردید حسابرس در اظهار نظر مقبول شود.بیشتر مشکلات حسابرسی مربوط به روشهای غیر مدون حسابداری،کنترلهای داخلی نامناسب و پذیرش تاییدیه های مدیریت در حوزه مسایل مربوط به شواهد و مدارک حسابرسی قرار داشته و به مسایل گزارشگری ارتباطی ندارد.
پاسخ : آشنایی با سیستم های حسابداری در ایران مسایل ناشی از بکارگیری بیانیه های استانداردهای حسابرسی: حسابرسان در کاربرد برخی بیانیه های استانداردهای حسابرسی در رسیدگی به واحدهای تجاری کوچک با دشواریهایی مواجه می شوند: 1) استاندارد مبادلات اشخاص وابسته: استاندارد مزبور حسابرس را به تشخیص مبادلات اشخاص وابسته و کسب اطمینان در مورد محتوا،شیوه حسابداری و نحوه افشای آنها در صورتهای مالی ملزم می کند.تشخیص اشخاص وابسته در واحدهای تجاری کوچک ممکن است به دلیل وجود سیستم غیر مدون حسابداری،کنترلهای داخلی ضعیف یا فقدان صورتجلسات هیات مدیره به آسانی امکانپذیر نباشد.تشخیص اشخاص وجود وابسته در زمانی که حسابرس باید عمدتا بر پرس و جو از مدیریت اتکا کند،دشوار است.در اینگونه موارد حسابرس در معرض خطر بیشتری قرار می گیرد. 2) پرسش از وکیل حقوقی صاحبکار: این استاندارد حسابرس را به کسب شواهد و مدارک لازم درباره وجود"شرایط،وضعیت یا مجموعه ای از عوامل که حاکی از وجود ابهام نسبت به زیان احتمالی یک واحد تجاری در نتیجه دعاوی حقوقی،ادعاها و آرای صادره دادگاهها باشد"ملزم می کند.بسیاری از واحدهای تجاری کوچک به طور دایمی از خدمات وکلای حقوقی استفاده نمی کنند و استاندارد مزبور درباره اینگونه موارد رهنمودی ارایه نمی کند.البته حسابرس می تواند حتی بدون دریافت نامه ای از وکیل حقوقی واحد تجاری اظهار نظر مقبول ارایه دهد و یا تاییدیه ای کتبی از واحد تجاری اخذ کند مبنی بر اینکه از خدمات وکیل حقوقی برای امور مربوط به عملیت تجاری واحد که ممکن است در دوره جاری یا در دوره های آتی مورد دعاوی حقوقی قرار گیرد استفاده نشده است. 3) تاییدیه مدیریت: طبق این استاندارد حسابرس مستقل باید درباره اقلام مندرج در صورتهای مالی از مدیریت واحد تجاری تاییدیه های کتبی اخذ کند.نمونه های متداول تاییدیه های مورد درخواست شامل موارد زیر است: مدیریت،مسئول ارایه مطلوبیت صورتهای مالی است. مدیریت،تمامی مدارک مالی در دسترس قرار داده است. مدیریت،در هیچ تخلفی(سوء جریان)دخالت نداشته است. هیچیک از قوانین و مقرراتی که آثار آنها باید جهت افشا مورد توجه قرار گیرد نقض نشده است." واحدهای تجاری کوچکی که چندان اطلاعاتی از امور حسابداری ندارند،معمولا تصور می کنند استخدام حسابرسان مستقل به منظور انجام برخی خدمات حسابداری و تایید صورتهای مالی صورت می گیرد.صاحب سرمایه مدیر غالبا درک نمی کند که اگرچه صورتهای مالی ممکن است توسط حسابرس تهیه شود مسئولیت آن همچنان بر عهده مدیریت واحد تجاری است.لذا حسابرس می تواند با توضیح اصطلاحات فنی و توجیه کردن مدیریت را آگاه نماید. 4) نقاط ضعف با اهمیت در کنترلهای داخلی حسابداری:این استاندارد حسابرس را ملزم می سازد که ضعفهای با اهمیت در کنترلهای داخلی حسابداری را به مدیریت ارشد یا کمیته حسابرسی هیات مدیره گزارش کند.استاندارد مذکور اساسا سندی است تدافعی که برای پوشش حسابرس تهیه و تنظیم شده است،شواهد حاکی از گزارش ضعفها به مدطریت مانع از آن می شود که مدیریت بتواند حسابرس را به غفلت و سهل انگاری متهم سازد.البته استاندارد مزبور در ارتباط با حسابرسی واحدهای تجاری کوچک باید مورد تجدید نظر قرار گیرد یا بگونه ای بسط یابد که رهنمودهای لازم برای حسابرسان واحدهای مزبور را نیز شامل شود. 5) روشهای بررسی تحلیلی: استاندارد حسابرسی روشهای بررسی تحلیلی به منظور راهنمایی حسابرس در هنگام کاربرد روشهای بررسی تحلیلی یعنی آزمونهای محتوای اطلاعات مندرج در صورتهای مالی از طریق مطالعه و مقایسه روابط بین اطلاعات مزبور ارایه شده است.روشهای بررسی تحلیلی،مقایسه اطلاعات مندرج در صورتهای مالی جاری با اطلاعات صورتهای مالی دوره های پیشین،نتایج پیش بینی شده و اطلاعات موجود درباره صنعت مربوطه،مطالعه روابط مالی مورد انتظار و مطالعه روابط بین اطلاعات مالی و غیر مالی را در بر می گیرد.در مورد استفاده از روشهای بررسی تحلیلی در حسابرسی واحدهای تجاری کوچک دو مکتب فکری متضاد در مطان حسابرسان وجود دارد.یک مکتب عقیده دارد که در حسابرسی واحدهایی که در آنها تفکیک وظایف نامناسب و کنترلهای داخلی حسابداری ضعیف است کاربرد روشهای بررسی تحلیلی در مقایسه با آزمونهای محتوا نتایج کم اعتباری بدست می دهد؛در حالیکه به نظر مکتب دیگر ارزش روشهای بررسی تحلیلی در محیطی که تفکیک محدود وظایف در آن نامناسب است می تواند خطر استفاده از آنها را جبران کند.