1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

سلسله غزنویان

شروع موضوع توسط jack 6 ‏9/7/13 در انجمن ایران

  1. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏16/8/12
    ارسال ها:
    1,187
    تشکر شده:
    938
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    یه شغلیه
    پاسخ : سلسله غزنویان

    یکصد و هشتاد و پنج زنجیر پیل جنگی

    چون کار گشودن دژ به پایان رسید، محمود عده‏ای از سپاهیان خود را مأمور تعقیب کلچندر کرد. کلچندر نیز پس از آگاهی از قصد محمود، نخست همسرش را و سپس خویشتن را کشت.

    با کشته شدن پادشاه مهاون، گنجینه‏های فراوانی به دست محمود افتاد به طوری که یک صد و هشتاد و پنج زنجیر پیل جنگی نیز از آن محمود شد. گویند تعداد اسیران هندو که از این جنگها به دست آمد، به حدی بود که بهای برده هندی به کمتر از ده درهم رسید.
     
  2. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏16/8/12
    ارسال ها:
    1,187
    تشکر شده:
    938
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    یه شغلیه
    پاسخ : سلسله غزنویان

    لشکرکشی محمود به هند - فتح ماتوره
    «409 ق / 1018 م»

    ماتوره، یکی از شهرهای بزرگ هندوستان در نزدیکی شهر جمنا بود که در کثرت بت خانه‏ها در بین هندوان آوازه و شهرت فراوانی داشت. گفته می‏شود که این شهر محل تولد «کتن بن بالدیو» از پیامبران بزرگ هند، موطن کریشنا، از ایزدان هندی و هشتمین تجسم «ویشنو» بود.

    محمود غزنوی چون به دروازه‏های شهر رسید، چند روزی درنگ کرد، تا شاید یورش از سوی مدافعان شهر آغاز شود، اما چون این حیله مؤثر نشد، ناگزیر دستور تهاجم و حمله به شهر را داد تا این که سرانجام آن را فتح کرد.

    عظمت ابنیه، کثرت ذخایر، قصرهای عالی و بناهای مرتفع شهر، چنان چشمان محمود را خیره ساخت که خود در فتح نامه‏اش می‏گوید برای ساختن آن بناها، مبلغ یک صد میلیون دینار در ظرف مدت دویست سال عمر امکان پذیر بود.

    با این وجود او دستور به آتش کشیدن معابد و قدها و انهدام شهر را صادر کرد. از یک بت خانه در بین سایر غنایم، یاقوت کحلی به دست آمد «به وزن چهار صد و پنجاه مثقال و هرگز هیچ کس چنین گوهری ندیده بود.

    نویسنده تاریخ یمینی می‏نویسد

    « از جمله آن بتها، پنج بت بود از زر سرخ ساخته و اندازه پنج گز در هوا بداشته و دو عدد یاقوت در چشمهای یکی از آنها جای داده که اگر سلطان در بازار بیافتی به پنجاه هزار دینار با رغبت تمام می‏خرید و

    بر بتی دیگر پاره‏ای یاقوت ازرق کحلی آبدار بود به وزن چهار صد و پنجاه مثقال و از دو پای هر بتی از این پنج بت، چهار هزار دچار صد مثقال گوهرهای گرانبها به وزن درآمد

    و بتهایی زرین بود که هشت هزار و سیصد مثقال وزن داشت

    و بتهای سیمین صد بار زیاده از آنها بود که وزن آنها جز به روزگار دراز به اعتبار موازین و معیارها آشکار و روشن نمی‏شد».

    سلطان پس از بردن بتها دستور داد، بتخانه را آتش زده و ویران نمودند.
     
  3. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏16/8/12
    ارسال ها:
    1,187
    تشکر شده:
    938
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    یه شغلیه
    پاسخ : سلسله غزنویان

    لشکرکشی محمود به هند - فتح قَنّوُج
    «409 ق / 19 - 1018 م»

    سلطان محمود پس از تسخیر شهر ماتوره، غارت بتخانه‏ها و ویرانی کامل شهر، بر آن شد تا قَنّوُج را نیز به چنگ آورد.

    چون گفته شده بود که اجیپال، فرمانروای قنوج از توان نظامی زیادی برخوردار است، محمود کوشید تا با حیله و خدعه جنگی او را وادار به بیرون آمدن از دژ کند. از این رو، بیشتر سپاه خود را در مهاون باقی گذاشت و با تعداد معدودی از سپاهش عازم قنوج شد، اما پیش از آن که نبردی درگیرد، اجیپال فرار کرد و به این ترتیب قلعه‏های قَنّوُج به دست محمود افتاد. «شعبان 409 ق / دسامبر 1018 / ژانویه 1019».

    محمود در شهر قنوج هفت قلعه در کنار رود گنگ را با قریب ده هزار بتخانه کاملاً منهدم ساخت. غنایمی که از این سفر عاید محمود شد «بیست و اندی بار هزار هزار درم و پنجاه و سه هزار برده و سیصد و پنجاه پیل بود. قسمتی از این غنایم صرف ساختن مسجد جامع در غزنین شد.

    در آن جا، محمود برای خودش عبادتگاه خاصی بنا نمود مضاف بر آن که در جوار آن مدرسه و کتابخانه‏ای نیز ساخت که توصیف آنها در روایات تاریخی نیز آمده است، هر چند مطالب آن را نباید خالی از مبالغه دانست.
     
  4. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏16/8/12
    ارسال ها:
    1,187
    تشکر شده:
    938
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    یه شغلیه
    پاسخ : سلسله غزنویان

    فتوحات محمود در هند - نبرد با نندا، راجه بزرگ هند
    «410 ق / 1019 م»

    در اواخر 409 ق / اوایل 1019 م جاسوسان محمود در هند به وی اطلاع دادند که نندا، راجه بزرگ هند، بنای خودسری و نافرمانی را گذاشته است. بنابراین سلطان محمود در آغاز سال 410 ق / اواسط 1019 م، اقدام به تجهیز سپاه و لشکرکشی به هندوستان کرد.

    چون رای جیپال «رای اجیپال» فرمانروای قَنّوُج از سلطان محمود شکست خورده بود، در نتیجه نندا او را مورد شماتت و سرزنش قرار داد تا این که دستور قتل او را صادر کرده و تروجیپال یکی دیگر از بزرگان هند را به جای او به امارت قنوج نشاند.
     
  5. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏16/8/12
    ارسال ها:
    1,187
    تشکر شده:
    938
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    یه شغلیه
    پاسخ : سلسله غزنویان

    سلطان محمود در تعقیب تروجیپال

    امیر غزنه پس از آماده شدن سپاه رهسپار هندوستان شد، اما برای رسیدن به دیار نندا، نخست می‏بایست از تروجیپال بگذرد. در نتیجه تروجیپال به محض این که از نزدیک شدن یمین الدوله و عبورش از رود گنگ آگاه شد، به شهر باری گریخت و سلطان محمود بی درنگ به تعقیب او پرداخت که در نبردی کوتاه تمام سپاهیان تروجیپال را تار و مار کرده و با گروهی از سپاهیان ویژه و زبده خویش عازم شهر باری شد.

    تروجیپال بار دیگر با نزدیک شدن سپاه محمود به شهر باری، از آن جا گریخت. به این ترتیب شهر به دست سپاهیان محمود افتاد که پس از غارت و ویران کردن معابد، تمامی شهر با خاک یکسان شد. سرانجام محمود پس از مدتی اقامت در آن شهر و آماده ساختن سپاه، عازم جنگ با نندا شد.
     
  6. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏16/8/12
    ارسال ها:
    1,187
    تشکر شده:
    938
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    یه شغلیه
    پاسخ : سلسله غزنویان

    فراخواندن نندا به دین اسلام

    نندا که از نزدیک شدن سپاه محمود آگاه شده بود، به تمامی فرمانروایان زیر فرمان خود دستور داد تا با سپاهشان به او بپیوندند. گفته شده که وی 36 هزار سوار، 105 هزار پیاده و ششصد و چهل زنجیر پیل جنگی را آماده این نبرد کرد. امیر غزنه، نخست نماینده‏ای به نزد نندا اعزام کرد و او را به دین اسلام فرا خواند، اما نندا در پاسخ گفت «مرا با او جز جنگ کاری نیست».
    محمود که از انبوهی سپاه نندا آگاه بود، دچار نوعی بیم و هراس شد در نتیجه آهنگ بازگشت نمود، از طرفی نندا نیز که به نوبه خود و بدون آن که از قصد محمود آگاه باشد، از عظمت و شکوه سپاه سلطان در هراس افتاد و پیش از آن که سلطان فرمان به بازگشت سپاهیانش دهد، صحنه نبرد را ترک گفته و فرار را اختیار کرد.

    چون این واقعه به اطلاع محمود رسید، دستور داد تا همه بیشه‏ها و کمین گاهها را جست و جو کنند تا این که سرانجام پس از اطمینان از فرار نندا، فرمان چپاول و غارت شهر را صادر کرد و به این ترتیب مالی گران به دست آورد.

    پادشاه غزنین پس از این رویداد به پایتخت خویش مراجعت کرد که در حین راه، در دره‏ای نزدیک رود گنگ، به گنجینه و تجهیزات سپاه بر جای مانده از نندا دست یافت که از آن جمله پانصد و هشتاد زنجیر پیل جنگی بود.
     
  7. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏16/8/12
    ارسال ها:
    1,187
    تشکر شده:
    938
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    یه شغلیه
    پاسخ : سلسله غزنویان

    تسلیم شدن دژ گوالیه در مقابل محمود

    در 413 ق / 1022 م بار دیگر محمود برای مقابله با نندا و گرفتن سرزمینهای وی رهسپار هندوستان شد. نخست دژ گوالیه Govalia را به مدت چهارده روز در محاصره انداخت که چون موفق به گشودن آن نشد، عزم بازگشت نمود.
    از قضای روزگار، فرمانروای آن دژ که با همراهان خویش دچار اختلاف شده بود، به دست محمود افتاد که با پرداخت مبلغی گزاف توانست از دست سلطان خلاص شود. محمود پس از پایان کار دژ یاد شده، رهسپار گشودن دژ کالنجار، پایگاه اصلی نندا شد.
    به طوری که سپاه غزنه، دژ کالنجار را از هر سو در محاصره قرار داد. با طولانی شدن محاصره و کمبود ارزاق در دژ، نندا به ناچار درخواست سازش و مصالحه کرد. از این رو، نمایندگانی به نزد سلطان فرستاد، جزیه را پذیرفت و پیشکشهای فراوانی همراه با سیصد زنجیر پیل، بدون پیلبان برای وی فرستاد. سپس نندا شعری به زبان هندی در مدح محمود سرود و آن را به سلطان عرضه داشت.

    «امیر محمود بفرمود تا آن شعر را بر همه هندوان، تازیان و پارسیان نشان دادند، همه پسندیدند و گفتند سخن از این بلیغتر نتوان گفت. امیر محمود بدان سربلندی نمود و فرمود تا منشوری نوشتند و نندا را به فرمانروایی پانزده دژ به نزد او فرستادند و گفت این پاداش آن شعر است که از بهر ما گفتنی و پیشکشهای زیاد برای نندا فرستاد.

    امیر غزنه پس از این پیروزی به غزنین بازگشت.
     
  8. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏16/8/12
    ارسال ها:
    1,187
    تشکر شده:
    938
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    یه شغلیه
    پاسخ : سلسله غزنویان

    لشکرکشی محمود به هند - فتح قیرات و نور
    «411 ق / 1020 م»

    قیرات و نور از شهرهای خوش آب و هوا و حاصلخیز هندوستان بود که در آن دژهای محکم و استواری قرار داشت. چون محمود از خزاین این دو دژ آگاهی پیدا کرد، مصمم شد تا بار دیگر با لشکرکشی به این مناطق، ضمن دعوت مردمان آن دیار به «اسلام» اموال آنان را نیز غارت کند. چون دژهای یادشده با دیوارهایی از سنگ و مسمار بنا شده بود، محمود گروهی از مهندسین، آهنگران و سنک شکنان را نیز به همراه خود به آن جا برد به طوری که در برابر دژ قیرات لشکر آراست.
     
  9. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏16/8/12
    ارسال ها:
    1,187
    تشکر شده:
    938
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    یه شغلیه
    پاسخ : سلسله غزنویان

    لشکرکشی محمود به هند - فتح سومنات
    «416 ق / 1025 م»

    مشهورترین و پر آوازه‏ترین غزوه‏های محمود در هند، لشکرکشی به سومنات در ایالت گجرات هند بود که در آن معبد و پرستشگاه معروف شیوا قرار داشت.

    در این معبد، بت بزرگی عبادت می‏شد که تمثالی از نرینه مهادیوا Mahadiva محسوب می‏شد و گفته شده که خود وی آن بت را ساخته است.

    محمود که پس از تحمل مشقت فراوان و عبور از گذرگاههای پر خطر به آن ولایت دست یافت «416 ق / 1025 م»، این بت خانه عظیم را که بعدها توصیفهای خیال انگیزی از آن در برخی روایات مورخین، از جمله
    «الکامل» ابن اثیر،
    «آثار البلاد» قزوینی و
    «نخبة الدهر» دمشقی،

    با اشتباهات، غلطها و مبالغه‏های بسیار نقل شد، ویران کرد و بت اعظم آن را که گفته‏اند پنج ذرع طول داشت، بشکست.

    او قسمتی از آن را به مکه و مدینه فرستاد و پاره‏ای را به غزنین برد. سال بعد نیز برای تنبیه طوایف که هنگام بازگشت محمود از سومنات، در صدد منازعه با او برآمده بودند، لشکر به هند برد «417 ق / 1026 م» که این آخرین هجوم محمود به هند بود و ظاهراً پس از آن محمود دیگر فرصت غزوه و جهاد در آن حدود را پیدا نکرد.
     
  10. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏16/8/12
    ارسال ها:
    1,187
    تشکر شده:
    938
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    یه شغلیه
    پاسخ : سلسله غزنویان

    زندگی خصوصی محمود غزنوی


    بدین گونه معایب سلطان، که دربار او را کانون عشرت، ظلم و استبداد می‏کرد در تملقات چاپلوسانه و در قصه‏های شایعه پردازان گزافه گویش، چندان انعکاس بارزی پیدا نمی‏کرد بلکه نعل وارونه زده می‏شد.

    سلطان غازی با وجود آن همه دعوی دین پروری که داشت چنان که از احوال ندیمانش بر می‏آید و در روایات بیهقی، نظام الملک و دیگران نیز آمده؛ گه گاه به شرابخواری و باده مستی می‏پرداخته است به طوری این وضع دو تا سه روز به طول می‏ انجامید.

    این طرز زندگی که تا حدی در حیات نظامی امیران ترک و همچنین سایر امیران عصر عادی بود، نه فقط محمود را از پایبندی به اخلاق و شریعت جز در مواردی که فایده‏ای سیاسی از آن حاصل می‏شد، منع می‏کرد، بلکه مناسبات او با دیگر امیران و حتی با خلیفه و متحدانش را تابع سیاست منافع محمود می‏ساخت.