پاسخ : سلسله غزنویان تحکم قدرت سبکتکین امارت مستقل غزنه به سبکتکین مجالی داد تا قدرت خود و آینده خاندانش را در آن نواحی تحکیم کند. در لشکرکشی به بُسْت «367 ق / 977 م» ابوالفتح بُستی، دبیر و شاعری که به زبانهای فارس و عربی مسلط بود و در عین حال در دستگاه فرمانروایی بُست سمت منشی گری داشت را با خود به غزنه آورد که این امر نیز در جای خود غنیمت ارزندهای به حساب می آمد. به طوری که در تنظیم دیوانها، به خصوص دیوان رسائل از کمک شایسته این منشی برخوردار شد.
پاسخ : سلسله غزنویان غزنویان به دنبال پیشینه با شکوه ظاهراً سبکتکین، به ترکان قرلق منسوب بود، اما بعدها که اخلاف او به قدرت رسیدند، نسب نامهای مجعول برای خود فراهم کردند و به این ترتیب تبارشان را به فیروز پسر یزدجرد ساسانی رساندند تا غزنویان قرلقی نژاد را نیز به خاندان منقرض شده ساسانیان منسوب دارند؛ گویی رسم زمانه چنین بود به طوری که در همان ایام، سامانیان نیز به درست یا نادرست، نژاد خود را به بهرام چوبینه برسانند و زیاریان و آل بویه نیز، مدعی انتساب به پادشاهان باستانی ایران زمین گردند به علاوه چون در محیط خراسان و زابلستان، انتساب به بندگان ترک، نمیتوانست برای اخلاف سبکتکین مایه افتخار باشد، از این رو آنها خود را به فیروز یزدجو منسوب میکردند. گفته میشود که این آخرین شاهزاده ساسانی، بعد از مرگ پدر، به ترکان پیوست و سرانجام به چین رفت. از این رو، پادشاهان غزنوی خود را شایسته شکوه و جلالی میدانستد که از رهگذر این انتساب، برایشان فراهم می آمد.
پاسخ : سلسله غزنویان اسماعیل پسر سبکتکین «389 - 387 ق / 999 - 997 م» پس از مرگ سبکتکین، پسر کوچکترش، اسماعیل، به جای پدر به امارت غزنه رسید. دلیل انتخاب پسر کوچکتر به جای محمود - سیف الدوله - پسر بزرگتر سبکتکین، شاید تا حدی به سبب انتسابش به البتکین، جد مادری اسماعیل بود که سبکتکین گمان میبرد، اسماعیل بیش از محمود مورد علاقه لشکریان ترک غزنه قرار دارد. اما امارت او طولی نکشید به طوری که با وجود اظهار تابعیت به دربار بخارا «387 ق / 997 م»، این امر نیز مانع از آن نشد که برادر بزرگترش محمود، با وی به معارضه برنخیزد و خود را وارث ملک سبکتکین نخواند. تا این که محمود به کمک عمویش؛ بغرا و برادر دیگر خود، نصر بن سبکتکین، توانست بر اسماعیل دست یابد، هر چند نخست او را امان داد و در امور حکومت نیز اسماً با خود شریک ساخت، لیکن چندی بعد به بهانهای، او را به طور کامل از امارت برکنار و خیال خود را از جانب وی آسوده کرد. گویند که اسماعیل شاعر و اهل ادب بود و روزهای جمعه گه گاه بر منبر میرفت و خطبه میخواند.
پاسخ : سلسله غزنویان محمود غزنوی «421 - 389 ق / 1030 - 999 م» بنیانگذاری حکومت غزنوی محمود، پس از خلع برادرش اسماعیل، با اظهار انقیاد نسبت به امیر ابوالحارث منصور، حکومت خود را در غزنه مورد تأیید دربار بخارا قرار داد. اما چون در طی منازعات مربوط به جانشینی، برای مدتی امارت نیشابور را خالی گذاشته بود، برای استرداد آن ناچار شد تا با بکتوزون که در آن ایام از بخارا به امارت خراسان آمده بود، درگیر شود. از سوی دیگر چون منصور به دست بکتوزون و فایق خلع و به جای وی، امارت رسماً به عبدالملک واگذار شد. بدین ترتیب محمود بهانهای به دست آورد تا خود را از انقیاد دربار بخارا آزاد سازد و خراسان را به کلی از آل سامان جدا نماید. خلیفه القادر بالله هم که از آل سامان ناراضی بود، در مقابل درخواست و اظهار تبعیت مستقیم محمود؛ منشور امارت خراسان را با لقب «یمین الدوله» و «امین المله» و عنوان «ولی امیر المؤمنین» برای وی ارسال داشت. بدین گونه، غلام ترک دربارِ آل سامان، با انقراض آنها، وارث مستقل حکومت خراسان و غزنه شد.
پاسخ : سلسله غزنویان حفظ حکومت غزنوی پس گرفتن سیستان محمود که وارث بخشی از آل سامان شده بود، از همان آغاز کوشید تا امرای محلی اطراف را که خراجگزار درباربخارا بوده و غالباً مزاحم و مدعی آن بودند، تحت انقیاد و اطاعت خویش درآورد. نخست سیستان را که در آن ایام، خلف بن احمد، پسر ابوجعفر بانویه، در آن جا حکمروایی داشت، پس گرفت. از طرفی تحریکات عیاران سیستانی نیز که بعد از آن گه گاه بر ضد او روی میداد «ذی الحجه 393 ق / اکتبر 1003 م» نتوانست به قدرت برسد و در آن جا خللی وارد سازد. سپس جوزجانان را نیز که آل فریغون در آن جا حکومت داشتند، چند سال بعد ضمیمه قلمرو خویش نمود. 401 ق / 1010 م مضاف بر این که امیر غرجستان که عنوان شار داشت، به بهانه این که در عزیمت محمود به جنگ «کفار» هندی، در رکابش حاضر نشده بود، مورد توبیخ قرار داد.
پاسخ : سلسله غزنویان تبلیغ خون بار و خشونت آمیز در اغلب موارد، آن چه که از این جنگها عایدش میشد؛ از حد آن که بت خانهای را ویران و یا بُت سنگی یا فلزی را بشکند و باغنائم، پیلان، اسیران، کنیزکان و جواهرات فراوان به غزنه بازگردد، پیشتر نمیرفت. طُرفه آن که فتح نامهای برای آن فتوحات «درخشان» خویش به اطراف میفرستاد و از این رو مجیز گویان و متملقان را به ثنای خود وا میداشت. جالب این که به غیر از سپاه منظم محمود، بسیاری از مطوعه هم به قصد نیل به ثواب و تبلیغ دین در لشکرکشیهایش شرکت میکردند و در برخی ولایات هم معابد «کفار» را به مساجد مسلمین تبدیل میکردند. ولی با وجود چنین سعی و همّتی، این طرز تبلیغ خون بار و خشونت آمیز و این همه مایه تهدید و ارعاب مردمان، موجبات توجه هندوان را به آیین اسلام فراهم نکرد و از طرفی از آن چه سپاه جبار و بی اخلاق محمود به هندوان هدیه کرد، حاصل عمدهای جز نفرت عامه هندوان از مهاجمان فاتح به دست نیامد. بدین گونه تمامی مساعی این سلطان ،غزوات و جهاد ، تا آن جا که ناظر به نشر و ترویج آیین توحید بود، در بین هندوان با بی اعتنایی رو به رو شد.
پاسخ : سلسله غزنویان جلب حمایت خلیفه بغداد اما حاصل دیگر این غزوان، جلب عنایت و پشتیبانی خلیفه بغداد بود که به امیر غزنه در میان دیگر امیران عصر، امتیاز فوق العادهای میداد. در یک مورد نیز، حمله به هند، تنها برای تنبیه ابوالفتح داود بن خضر، حاکم مولتان بود «396 ق / 1005 - 6 م» که از بقایای مطوعه غازیان به شمار میرفت. وی به حکم سلطان محمود، پس از فتح مولتان، در آن جا ماند. چون به سلطان خبر رسید که ابوالفتح در مولتان به نشر و ترویج مذهب باطنی میپردازد، محمود دفع او را هم نوعی جهاد مقدس تلقی کرد.
پاسخ : سلسله غزنویان سکوت و رضایت خلیفه و بزرگان دین در عین حال این القاب، تأییدی بر اقدامات جنایتکارانه امیر غزنه در جنگ و صلح با کفار و مسلمین به شمار میرفت. جالب این که عادت سلطان به باده گساری و پرداختن به منهیات مسلم دین، که همه قراین و از جمله اشعار ستایشگرانش آن را مسجل میسازد، از جانب خلیفه، فقیهان و بزرگان دین و صدقات خراسان مورد اعتراض واقع نمیشد و جنگهای او با امیران خراسان و ماوراءالنهر که به هر حال مایه اتلاف نفوس مسلمین بود، به خاطر هدایا و اموالی که به این متولیان داده میشد، با سکوت و رضایت همراه بود. با این وجود این سلطان غازی، القابی نظیر؛ نظام الدین، ناصر الحق، کهف الدولة و الاسلام را دریافت میداشت که همین القاب بعدها به پسرش مسعود داده شد. از سوی دیگر، تبلیغات دامنه دار و پر سر و صدایش و قصههایی که حاکی از دین پروری و عدالت جویی وی بود، به وسیله ستایشگرانش ، همه جا در افواه عامه، انتشار می یافت.
پاسخ : سلسله غزنویان غزوات محمود جهاد با کفار هند، برای محمود وسیلهای برای تحصیل غنیمت بود بلکه مایه کسب حیثیت و شهرت نیز بود. جنگ محمود با (جیپال راجه ویهنه)، در محرم 392 ق / نوامبر 1001 م، لشکرکشی به مولتان در 394 ق / 1004 م، نبرد با ایلک خان در 394 و 398 ق / 1004 و 1007 م، تنبیه انندپال فرزند جیپال در 399 ق / 1008 م، غزوه تانسیر در 405 ق / 1014 م، جنگ محمود در کشمیر در 407 ق / 1016 م، لشکرکشی به قنوج در 409 ق / 1018 م، غزوه سومنات 416 ق / 1025 م، غزوه ناراین در 400 ق / 1009 - 10 م و بالاخره آخرین اقدام جنگی و تجاوز کارانه محمود
پاسخ : سلسله غزنویان آغاز افول حکومت غزنوی نارضایتی مردم از محمود غزنوی به هر حال استبداد خشن و بی رحمانه محمود، با وجودی که رعایت ظاهر شریعت گه گاه آن را تعدیل میکرد، اما به راستی برای رعایای غیر مسلمان باری گران محسوب میشد. از طرفی رسمی که در مصادره اموال عمال و حکام خویش اعمال میکرد، تأثیری که از خود به جای میگذاشت آن بود که به نوبه خود، دست همین عوامل و مجریان حکومت را در غارت اموال رعایا باز میگذاشت و تشویق میکرد. از سوی دیگر، آگاهی محمود به عدم پذیرش حکومتش از سوی مردم، او را به صورتی افراطی در مراقبت دایم بر تمامی امور و همه اطرافیان وا میداشت تا جایی که رسم فضیه نویسی را حتی برای فرزندان خویش نیز لازم میشمرد. نتیجه آن که دایماً نسبت به همه اطرافیانش سوء ظن داشت. جنگهای وقفه ناپذیر او در داخل و خارج محدوده اسلام، غالباً قطحی های پی در پی، ویرانیهای گسترده و خسارتهای جانی و مالی فراوانی برای خلق به بار میآورد. تعصب کوته نظرانهاش که اتهامات مذهبی را گه گاه بهانهای برای اخذ و مصادره اموال صاحبان مکنت میکرد، در اغلب مواقع منجر به تعدیهای وحشیانه میشد. دستاوردهای ناخوب حکومت محمود غزنوی چنین بود دستاوردهای سی و یک سال حکومت مستبدانه محمود غزنوی، ایجاد کینههای قومی و مذهبی، ویرانی و محنت عامه مردم، رخت بر بستن هر گونه اخلاق و پارسایی، لطمه زدن به حیثیت دین، آیین و باور مردمان و وجه المصالحه قرار دادن آن برای باج ستانی و دروغپردازی. اگرچه خود محمود از عواقب نافرجام این بی رسمیها، به علت بیماری جانستانی که او را در شصت سالگی طعمه مرگ قرار داد، در امان ماند؛ اما طولی نکشید که کفاره این مظالم و تعدیها، دامنگیر جانشینانش شد و در اندک زمانی، طومار این خاندان را دست کم در ایران برچید. محمود که به بیماری سل و اسهال دچار بود، در ظرف مدت دو سال دوران نقاهت، رفته رفته ضعیفتر شد، اما هیچگاه خود را تسلیم بستر بیماری نکرد و تن به نالانی و رنجوری نداد و به قول گردیزی «همچنان نشسته همی بود و اندر آن حال جان بداد». مرگ محمود در ماه صفر یا ربیع الاول 421 ق / فوریه یا مارس 1030 م اتفاق افتاد. گفته میشود که محمود، پسرش محمد را به جانشینی خود انتخاب کرده بود. اما در نزاع دو برادر مسعود و محمد، تاریخ بار دیگر، همان خاطره دوران به حکومت رسیدن محمود و رابطهاش با برادرش اسماعیل را تکرار کرد.