1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

نگاهی بر زیبایى‏ها و زینت‏ها از منظر قرآن مجید

شروع موضوع توسط karbalaee mohammad ‏8/7/13 در انجمن قرآن کریم

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏21/7/12
    ارسال ها:
    8,510
    تشکر شده:
    4,973
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    دانشجو نرم افزار
    [​IMG]
    واژه «زیبایى» بر اساس تعریف دانشوران لغت، عبارت است از نظم و هماهنگى که همراه با عظمت و پاکى، در شیئى وجود دارد و عقل و تخیل و تمایلات عالى انسان را تحریک مى‏کند و لذت و انبساط پدید مى‏آورد(۱). چنان که برخى دیگر مى‏گویند: «زیبایى به معناى شکوه و زینتى است که بر تصاویر و معانى واقع مى‏شود». و حالتى است که در شخص یا شى‏ء زیبا وجود دارد. از دیدگاه فلاسفه، جمال و زیبایى، صفتى است که در اشیا مورد ملاحظه قرار مى‏گیرد و حالت رضایت و شادمانى را در درون آدمى به وجود مى‏آورد(۲).

    به گزارش شفقنا، عنایت‏اللَّه شریفى در شماره ی ۷ مجله ی مکتب اسلام در سال ۸۷ نوشت:‏ ابن‏سینا - فیلسوف مسلمان - ده قرن پیش بر این باور است که زیبایى و شکوه هر چیزى عبارت است از این‏که به گونه‏اى باشد که باید باشد(۳). استاد محمدتقى جعفرى، زیبایى را نمودى نگارین و شفاف بر روى کمال مى‏داند که عبارت است از قرار گرفتن یک موضوع در مجراى بایستگى‏ها و شایستگى‏هاى مربوط به خود(۴).
    بنابراین، زیبایى، وصف و حالت موجود در خارج و عالَم عین و وجود است که با ایجاد رابطه بصرى و لمسى، توسط انسان درک مى‏شود و احساس خوشایند آن در درون آدمى سبب ایجاد حالت رضایت و سُرور مى‏گردد. این چنین حالت روحى‏یى، برگرفته از فطرتِ رو به کمال بشر بوده و حالتى نسبى و اضافى است.
    اقسام زیبایى‏ها در قرآن‏
    وقتى با دیده اندیشه به عالَم وجود مى‏نگریم، دو نوع زیبایى را مى‏یابیم. یکى زیبایى‏هایى که بدون تصرف آدمى در سطوح جهان هستى زیباست. دیگر آن که پدیده‏هایى که با خلاقیت خدادادى انسان و به کوشش او به وجود مى‏آیند. مى‏خواهیم به بررسى زیبایى از دیدگاه قرآن در دو گونه آن بپردازیم:
    ۱. زیبایى‏هاى وجودى‏
    بى‏شک هر انسانى، آن‏گاه که به تماشاى صحنه‏هاى مختلف عالم هستى مى‏پردازد، از دیدن پاره‏اى از آن‏ها چنان لذت مى‏برد که درصدد تکرار آن لذت و سُرور برمى‏آید.
    کانت مى‏گوید: «از تماشاى دو منظره، هرگز سیر نخواهم شد، آسمان لاجوردین پرستاره که تجسمى از یگانگى دارد و وجدان آدمى که شگفتى‏هایش قابل توصیف نیست».
    ویکتور هوگو نیز مى‏گوید: «در دنیا تماشاگاهى بزرگ وجود دارد که دریا نامیده مى‏شود. تماشاگاهى بزرگ‏تر وجود دارد که آسمان نامیده مى‏شود و تماشاگاهى عظیم‏تر از آن، که وجدان آدمى نامیده مى‏شود».
    قرآن مجید بارها زیبایى‏هاى وجودى عالم هستى را یادآور مى‏شود و به ترسیم تصویرى گویا و زنده از آن مبادرت مى‏ورزد و پیامد آن، هدف نظاره‏کردن آن‏ها را گوشزد مى‏نماید.
    مهم‏ترین زیبایى‏هاى وجودى از دیدگاه قرآن‏
    زیبایى آسمان و ستارگان‏
    در چندین مورد از آیات قرآن، به زیبایى آسمان و آراستن آن به ستارگان تصریح شده است و خداوند عمل زیباسازى آن را به‏طور مستقیم به خود نسبت مى‏دهد و با برقرارى رابطه زیبایى میان آسمان و ستارگان و تشبیه‏هاى گوناگون، به نگریستن و توجه به این زیبایى تأکید مى‏ورزد:
    کانت مى‏گوید: «از تماشاى دو منظره، هرگز سیر نخواهم شد، آسمان لاجوردین پرستاره که تجسمى از یگانگى دارد و وجدان آدمى که شگفتى‏هایش قابل توصیف نیست».
    «إنّا زَیَّنَا السَّماء الدُّنیا بِزینَهِ الکواکب(۵)».
    «به راستى، آسمان دنیا را به زیور ستارگان آراستیم».
    «...و زَیَّنَا السَّماءَ الدُّنیا بِمَصابیحَ و حِفظاً ذلِکَ تقدیرُ العزیزِ العلیم(۶)».
    «...و ما آسمان دنیا را به چراغ‏ها (ستارگان) آراستیم و آن را به خوبى حفظ کردیم، این است اندازه‏آفرینى آن پیروزمند دانا».
    «و لَقَدْ جَعَلْنا فِى السَّماءِ بُرُوجاً و زَیَّنّاها لِلنّاظِرینَ(۷)».
    «و به یقین، در آسمان برج‏هایى قرار دادیم و آن را براى بینندگان آراستیم».
    «أفَلَمْ یَنْظُروا إلَى السَّماءِ فَوْقَهُم کَیْفَ بَنَیْناها و زَیَّنّاها و ما لَها مِنْ فُروجٍ(۸)».
    «آیا به آسمان بالاى سرشان نظاره نمى‏کردند که چگونه آن را ساخته و زیبا گرداندیم و هیچ شکافى در آن وجود ندارد؟».
    خداوند متعال در این آیات، انسان را به تفکر در زیبایى آسمان - به ویژه - آن زمان که ستارگان همچون چراغ‏هاى زیبا در آن مى‏درخشند فرامى‏خواند. اصل خلقت آسمانِ بدون شکاف و آراسته به ستارگان، تنها براى حفظ و نفع‏رسانى نیست، بلکه بدین منظور است که هر بیننده‏اى هنگام تماشاى آن سُرورِ لذت‏بخش حاصل از زیبایى‏اش را در خویش بیابد و از آن احساس لذت نماید تا اصل تکوُّن آن و آراستن آن به برج‏ها و چراغ‏ها او را به تفکر و شناخت آفریدگار آن‏ها واصل نماید.
    زیبایى خلقت انسان‏
    زیباترین زیبایى‏هاى عالم هستى، زیبایى خلقت انسان است. خداوند در سوره «تین» پس از آوردن سوگندهاى چهارگانه (سوگند به انجیر و زیتون، طور سینین و شهر امن (مکه) مى‏فرماید: «لَقَد خَلَقْنَا الإنسانَ فى‏ أحْسَنِ تَقْویمٍ». «هرآینه ما انسان را در بهترین صورت و نظام آفریده‏ایم».
    بهترین و زیباترین تقویم، با گستردگى مفهومى خود، این مطلب را بیان مى‏کند که خداوند انسان را موزون و شایسته آفرید. بنابراین، دو جهت اصیل انسانى یعنى جسمى و روحى، در زیباترین شکل موزونى آفریده شده است. عظمت تقارن زیبایى خلقت فیزیکى و روحى انسان تا آن‏جاست که تاکنون هیچ تحقیق بشرى ادعا نکرده است که بر همه عظمت فعالیت‏هاى مغزى و روانىِ انسان احاطه دارد. در دو سوره دیگر آمده است: «...و صَوَّرَکُم فَأحْسَنَ صُوَرَکُمْ...(۹)». «...و صورت شما را کشید و این صورت‏گرى را زیبا و نیکو انجام داد...».
    چه در مقایسه با صورت دیگر جانوران و چه از جهت نیکویى، خلقت انسان و تناسب و هماهنگى میان اندامش، زیباترین تصویر را برایش ایجاد کرده است که اگر با نگاه طبیعى و بدون غبار به آن بنگریم، نوعى نیکویى و زیبایى کلّى را در آن مى‏یابیم.
    زیبایى حرکت حیوانات‏
    قرآن مجید علاوه بر فواید حیوانات براى انسان، به زیبایى حرکت آنان مى‏پردازد: «و لَکُم فِیها جَمالٌ حینَ تُرِیحونَ و حین تَسْرَحونَ(۱۰)». «و در آن‏ها براى شما منظره زیبایى است که در هنگام شامگاهان آن‏ها را به جایگاه خود برمى‏گردانید و صبح‏گاهان که آن‏ها را به چرا مى‏برید».
    منظره جالب و زیباى حرکت دسته‏جمعى گوسفندان و چهارپایان به سوى چراگاه، سپس بازگشت‏شان به سوى استراحت‏گاه، بیانگر یک حالت روانى تحقق یافته در انسانِ نظاره‏گر بر آن‏هاست که از دو نوع حرکت دسته‏جمعى ایجاد شده است.
    در آیه‏اى دیگر مى‏فرماید: «و الخَیْلَ و البِغالَ و الحَمیرَ لِتَرْکَبوها و زینه و یَخلُقُ ما لا تَعْلَمون(۱۱)». «و هم‏چنین اسب‏ها و استرها و الاغ‏ها را آفرید تا بر آن‏ها سوار شوید و هم مایه زینت شما باشد و چیزهایى مى‏آفریند که شما نمى‏دانید».
    این آیه نیز زینت‏بودن این حیوانات را براى انسان - آن هنگام که بر آن‏ها سوار مى‏شود - تصویر مى‏کند و این نوعى از زیبایى است که در زندگى اجتماعى ظاهر مى‏گردد؛ زیرا سواره به حرکت درآمدن، نشاط و وقار بیشترى دارد. البته با بیان این نکته در پایان این آیه که مَرْکب‏هاى دیگر در آینده مى‏آفریند و در اختیار بشر قرار مى‏دهد نیز به زیبایىِ آن‏چه در آینده خلق مى‏کند اشاره مى‏کند: «و یخلق ما لا تعلمون».
    امیرالمؤمنین على‏علیه السلام به توصیف طاووس پرداخته است و آن را از شگفت‏انگیزترین پرندگان در آفرینش معرفى مى‏کند؛ زیرا پرهایش همچون دسته‏گلى است که از شکوفه‏هاى رنگارنگ گل‏هاى بهارى فراهم آمده است و...
    زیبایى منظره‏هاى زمین‏
    در آیات متعددى از قرآن، درباره زیبایى منظره‏هاى زمین سخن به میان آمده است که خداوند انسان‏ها را به این مناظر زیبا توجه مى‏دهد و به تفکر و دقت در آن فرامى‏خواند: «....و أنزَلَ لَکُم مِنَ السَّماءِ مآءً فَأنْبَتْنا بِهِ حَدائِقَ ذاتَ بَهْجَهٍ....(۱۲)». «...و براى شما از آسمان، آبى فرستاد و به وسیله آن آب، باغ‏هایى سُرورانگیز رویانیدیم....».
    در این آیه، نمودهاى زیبایى زمین به وسیله گل‏ها، درختان و چمن‏زارها و دیگر روییدنى‏ها، به خداوند نسبت داده شده است تا سبب سرور و بهجت انسان بیننده آن‏ها شود. در آیه دیگرى نیز مى‏فرماید: «ألَمْ تَرَ أنَّ اللَّهَ أنزل مِنَ السَّماءِ مآءً فَتُصبحُ الأرضُ مُخْضَرَّه إنَّ اللَّه لَطیفٌ خَبیرٌ(۱۳)». «آیا ندیدى که خداوند از آسمان، آب فرستاد و زمین سبز و خرم گشت؟ بى‏شک خداوند لطیف و آگاه است».
    فرستادن آب از آسمان و به دنبال آن، سبز و خرم‏شدن زمین، لطفى از سوى خداوند به شمار رفته است. مولاى سخن - امیرالمؤمنین‏علیه السلام - در سخنى زیبا، زینت زمین را این‏گونه بیان مى‏کند:
    «پس زمین به وسیله باغ‏هاى زیبا، همگان را به سرور و شادى دعوت کرده است. با لباس نازک گلبرگ‏ها که بر خود پوشید، هر بیننده‏اى را به شگفتى واداشت و با زینت و زیورى که از گل و بندِ گل‏هاى گوناگون، فخرکنان خود را آراست، هر بیننده‏اى را به وجد مى‏آورد».
    در برخى از آیات نیز به جنبه دیگرى از زیبایى زمین اشاره شده است که: شما انسان‏ها در زمین‏هاى هموار، قصرها ساختید و از کوه‏ها خانه‏ها براى خویش تراشیدید. این سخن اشاره‏اى است که به وجود آوردن آنچه که زینت و زیور به حساب مى‏آید از دیدگاه قرآنى جایز است. اما در پایان آیه به این نکته توجه مى‏دهد که با به یادآوردن این نعمت‏هاى خداوندى، در زمین، کار زشت انجام ندهید و فساد نکنید تا خلق و ابداع زیبایى، مطلوب‏بودن خویش را از دست ندهد.
    زیبایى دریا
    هر انسانى که به دریا مى‏نگرد و یا از آن‏چه در اعماق اقیانوس‏ها وجود دارد اطلاع داشته باشد، به زیبایى آن اذعان مى‏کند و ما مى‏خواهیم بگوییم در شیوه بیان نیز به این زیبایى‏ها توجه شده است و بر جواز استفاده این زینت‏ها اشاره مى‏کند: «و هو الّذى سَخَّرَ البَحرَ لِتَأْکُلُوا مِنْهُ لَحْماً طریّاً و تَسْتَخْرِجوا مِنْهُ حِلْیَهً تَلْبَسُونَها....(۱۴)». «و او خدایى است که شما را بر دریا مسلط کرد تا از گوشت تازه بخورید و وسایل زینت را که مى‏پوشید از آن بیرون بیاورید....».
    در این آیه براى مسلطساختن انسان بر دریا، دو علت و غایت ذکر شده است: استفاده از ماهیان دریا و استخراج مواد زینتى. آب‏هاى نیلگون دریاها - آن‏گاه که کشتى‏هاى غول‏پیکر بر روى آن به حرکت درمى‏آیند - براى هر بیننده‏اى در عین زیبایى، نشانه‏اى براى تعظیم در برابر قدرت لایزال الهى است و آیه، آن‏ها را غرض و هدف از خلقت و تسخیر دریا معرفى مى‏کند.
    توصیف افعال به زیبایى‏
    در قرآن مجید پاره‏اى از افعال، به زیبایى و شکوه توصیف شده‏اند تا انسان را از زیبایى‏هاى ظاهرى عبور دهد و او را به زیبایى‏هاى حیات معقول رهنمون گردد و در سیر تکاملى خویش، به این وصف‏هاى زیبا دست یابد؛ که مهم‏ترین آن‏ها عبارت‏اند از:
    زیبایى ایمان‏
    ایمان؛ مصدر فعل باب اِفعال و از ریشه «امن» مى‏باشد. در لغت به معناى امنیت‏یافتن و در اصطلاح به معناى جاى‏گیرشدن اعتقاد در قلب یا تصدیق چیزى با اطمینان و وثوق به چیزى یا کسى است که در هر دو معنا مفهوم ایمنى در کار است. امام رضاعلیه السلام در تعریف ایمان مى‏فرماید: «الإیمان معرفه بالقلب و قول باللسان و عمل بالأرکان(۱۵)»: «ایمان عبارت است از شناخت قلبى و اقرار زبانى و پاى‏بندى به مقتضاى آن در مقام عمل». در آیات و روایات فراوانى به توصیف ایمان و نتیجه‏هاى ایمان و نتیجه‏هاى اثربخش آن توجه شده است. یکى از ویژگى‏هاى مهم ایمان، زیبایى و آراسته‏شدن دل‏هایى است که با عمق جان از آن برخوردار هستند. خداوند در قرآن مى‏فرماید: «...و لکنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إلَیْکُمُ الإیمانَ و زَیَّنَهُ فى قُلُوبِکُم و کَرَّهَ إلَیْکُمُ الکفر و الفُسوقَ و العِصْیان...(۱۶)». «...ولى خداوند ایمان را به دل‏هاى‏تان دوست‏داشتنى قرار داد و ایمان را در دل‏هاى شما با زیبایى بیاراست و کفر و فسوق و معصیت را براى شما زشت و کراهت‏بار ساخت...».
    منظور از محبوب و زیبا قراردادن ایمان، این است که ایمان را به جمالى آراسته است که قلب‏هاى ایشان را به سوى خویش جذب مى‏کند؛ به گونه‏اى که از عصیان و کفر و زشتى که در مقابل ایمان است دورى مى‏گزینند(۱۷).
    از آن جا که خداوند داراى حکمت بى‏انتهاست و مى‏خواهد تکامل انسانى را تحقّق بخشد، زمینه‏هاى آن را فراهم ساخته است. به این معنا که ایمان را که سبب تکامل بشر است، در قلب‏هاى ایشان «دوست‏داشتنى» قرار مى‏دهد. آتش عشق‏طلبى و حقیقت‏جویى را درون جان‏ها شعله‏ور مى‏سازد و روح او را همگام با دستورهاى دینى پرورش مى‏دهد. بنابراین، زیبایى‏خواهىِ انسان، او را به سوى پذیرش صفات و کارهاى زیبا پیش مى‏برد. از این‏رو ترسیم درست و حقیقى از خداوند و دستورهایش هر انسانى را که غبار غفلت بر قلبش نشسته باشد، به سوى خویش فرامى‏خواند. در مقابل، درک زشتى و کفر و کارهاى آلوده‏ساز، با ضمیر زیبایاب انسان سازگار است و انسان را به نفرت نسبت به آن‏ها دعوت مى‏کند.
    زیبایى بخشش‏
    قرآن مجید درباره زیبایىِ بخشش و گذشت از دیگران مى‏فرماید: «...إنَّ السّاعَهَ لآتِیَهٌ فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الجَمیل....(۱۸)». «...بى‏شک روز رستاخیز فراخواهد رسید، با عفو و بخشش زیبا از لغزش‏هاى مردمان...».
    در این آیه به پیامبرصلى الله علیه وآله فرمان داده مى‏شود که در برابر لجاجت، خطاکارى و مخالفت‏هاى پاره‏اى از مردمان، ملایمت و محبت نشان بده و از گناهان ایشان درگذر و آن‏ها را با بخششى زیبا که توأم با سرزنش و ملامت نباشد، مورد لطف خود قرار بده. بنابراین همان‏طور که امام رضاعلیه السلام در تفسیر این آیه فرموده‏اند، عفو و بخششِ زیبا آن گذشتى است که همراه مؤاخذه و سرزنش نباشد: «العفو من غیر عتاب»: «عفو و بخشش بدون سرزنش، جمیل است(۱۹)».
    بردبارى زیبا
    در قرآن مجید در توصیف صبر به زیبایى و فرمان به آن مى‏خوانیم:
    «فَاصْبِرْ صَبْراً جَمیلاً(۲۰)»: «بنابراین، صبرى زیبا پیشه کن».
    استقامت زیبا آن است که به هیچ‏کس غیر خدا شکوه نکنى، به گونه‏اى که غیر او کسى از مصیبت و گرفتارى تو باخبر نشود. صبر جمیل و زیبا به معناى شکیبایى زیبا و قابل توجه است که داراى تداوم باشد و ناامیدى در آن راه نیابد و همراه بى‏تابى و شکایت و آه و ناله نگردد.
    علاّمه محمد تقى جعفرى درباره زیبایىِ بردبارى مى‏نویسد:
    «اگرچه زیبایى تحمل و شکیبایى، نمود نقاشى و ترسیمى و منظر طبیعى ندارد ولى از آن زیبایى برخوردار است که هرگونه زیبایى را معنا و محتوا مى‏بخشد. انسان بردبار و شکیبا که درونى آرام و واقع‏نگر دارد و از آن اضطراب و تلاطم‏ها که در ارتباط با نمودهاى جهان عینى، تأثیر ناهنجار مى‏گذارد، به دور است. در این حالت است که زیباها زیبایى خود را با بهترین وجه براى انسان نمودار مى‏سازند». بنابراین دست‏یابى به روحى زیبا، دستاورد انجام کارهاى زیبا و برگیرى ویژگى‏هاى زیباست(۲۱)».
    بر این اساس، همچنین «صبر زیبا» آن است که انسان از حوادث دشوار زندگى نهراسد و پیمانه صبرش لبریز نگردد و سخنى که نشان‏دهنده ناسپاسى، کفران، بى‏تابى و جزع و فزع است، بر زبان جارى نسازد؛ چرا که در سایه چنین صبرى آن حوادث نیز اسباب تکامل او را فراهم مى‏سازند.
    جدایى و مفارقت زیبا
    خداوند در قرآن مجید به پیامبرش دستور مى‏دهد: «واصْبِرْ على‏ ما یَقولونَ و اهْجُرْهُم هَجْراً جَمیلاً(۲۲)». «به آن‏چه مى‏گویند بردبار باش و از آنان دورى گزین. دورى و جدایى زیبا».
    این زیبایى هنگامى است که انسان نمى‏تواند براى اشخاص منحرف و کج‏رو کارى انجام دهد و آنان را به راه راست هدایت کند پس از آنان دورى مى‏گزیند. در این جدایى نه تنها از اصول و قواعد انسانى تعدّى نمى‏کند و دردى به دردهاى خود و انسان یا گروهى که از آنان جدا مى‏شود نمى‏افزاید، بلکه این کار را براى آگاه‏ساختن و تحصیل اعتدال روحى براى آن انسان یا گروه انجام مى‏دهد.
    روح چنین انسانى از نوعى زیبایى عالى برخوردار است. تحصیل چنین زیبایى بسیار دشوار است و مى‏توان گفت کمتر کسى توانایى به دست‏آوردن این زیبایى ملکوتى را دارد؛ حتى برخى از شخصیت‏هاى چشم‏گیر تاریخ را مى‏بینیم که به جهت ناراحتى از شخص یا گروهى نه تنها نتوانسته است با آن‏ها جدایى و مفارقت زیبا داشته باشد، بلکه همه انسان‏ها را متهم ساخته و به نوعى بدبینى شدید دچار شده است. در تاریخ بشریت تنها یک نفر را مى‏بینیم که داراى چنین روح زیبایى بوده است و او امام على‏علیه السلام است که در لحظات واپسین زندگى به جاى ابراز بدبینى به انسان‏ها و تحقیر و اهانت به آنان، با جملات گوناگون، نهایت احترام و تعظیم را به مقام انسانیت به جا مى‏آورد. از جمله:«لا اُلْفِیَنَّکُم یا بنى عبدالمطلب تَخُوضُونَ فى دِماءِ المُسْلِمینَ. یَقولونَ قُتِلَ علىٌ! قُتِلَ علىٌ!». «نبینم شما را اى فرزندان عبدالمطلب! که در خون مسلمانان فرو روید و کشته‏شدن مرا بهانه بیاورید و بگویید: على کشته شد! على کشته شد!».
    ***
    آن‏چه در مورد زیبایى جدایى گفتیم، مربوط به جایى بود که خودِ زندگى نیز بشر را به سوى جدایى سوق مى‏داد. علاوه بر این‏ها، در قرآن مجید نیز به مواردى از جدایى زیبا اشاره شده است. از باب نمونه، وقتى مردانى که داراى قدرت زیادى هستند و بدین‏گونه همسران‏شان را مورد ظلم قرار مى‏دهند گوش‏زد مى‏کند که یا همسر را به‏طور شایسته نگه‏دارید و یا با نیکى و احترام رهایش کنید. چنان که مى‏فرماید:
    «...و سَرِّحوهُنَّ سَراحاً جَمیلاً(۲۳)»: «...به صورت شایسته و زیبا زنان مطلّقه را رها کنید».
    واژه «سراح جمیل» به معناى رهاساختن همراه با محبت و احترام و ترک هرگونه خشونت و ستم و بى‏احترامى است. وقتى دو همسر به این نتیجه رسیدند که نمى‏توانند با یکدیگر زندگى موفقى داشته باشند و تصمیم به جدایى گرفتند، باز هم نباید هرگونه بى‏مهرى، ظلم، بدگویى و خشونت را براى خود جایز بدانند و جدایى خویش را زشت و زننده کنند، بلکه اگر پیوندها همراه با صلح و صفا زیباست، جدایى‏هاى همراه با تفاهم و اصول نیز زیبا خواهد بود.
    یکى از آثار مهم جدایى زیبا و همراه با احترام این است که امکان و زمینه برگشت به زندگى را در آنان فراهم مى‏سازد؛ زیرا گاه ممکن است در آینده این زن و مرد بار دیگر به فکر تجدید زندگى مشترک بیافتند. در این صورت اگر با بدرفتارى شدید از یکدیگر جدا شده باشند، راه بازگشت را به روى خود بسته‏اند و در صورت بازگشت هم زمینه فکرى و عاطفى مناسبى ندارند. اما اگر با احترام و رعایت عواطف انسانى از یکدیگر جدا شده باشند مى‏توانند دوباره با یکدیگر پیوند زناشویىِ موفق ببندند.