پاسخ : حجاب و فضيلتهاي آن از نظر قرآن، حجاب يک حکم اجتماعي است که حتي از سوي کساني که حياء و شرمي ندارند ميبايست رعايت شود. به اين معنا که اگر حتي شخص داراي عفت نباشد و حتي در حوزه اخلاق جنسي، قواي شهواني بر او چيره باشد، ولي به عنوان يک شهروند موظف است تا حجاب را مراعات کند تا زمينه و بستر ايجاد و يا تقويت اختلال شهواني جنسي فراهم نيايد؛ زيرا حجاب به معناي پوشش مناسبي است که دو جنس مخالف را نسبت به هم در حالتي شبه عفت قرار ميدهد و از سرکشي و چيرگي نفس شهواني و جنسي باز ميدارد. بنابراين، بر همه شهروندان امت اسلامي است تا قانون حجاب را به عنوان يک رفتار اجتماعي و هنجاري مراعات کنند؛ زيرا هدف اسلام ايجاد جامعهاي است که شرايط مناسب بروز فضايل اخلاقي و چيرگي رفتارهاي هنجاري و عقلاني و عقلايي در آن فراهم آيد. حجاب نيز شرايطي را فراهم ميآورد تا عقل بتواند در جامعه، از چيرگي شهوات جنسي جلوگيري به عمل آورد و از طغيان و سرکشي آن باز دارد. البته کساني که داراي عفت نفس هستند، از آمادگي بيشتري براي حجاب برخوردار هستند، زيرا نفس آنان تحت مديريت عقل و فرمانفرمايي آن قرار دارد. از اين رو حضرت آدم و حوا 8 پس از آشکار شدن جسدشان، به سرعت به پوشيدن عورتهاي خويش با استفاده از برگهاي درختان بهشت اقدام کردند در حالي که تنها اين زن و شوهر آنجا حضور داشند؛ زيرا عفت وجودي ايشان به عنوان عاملي موثر در گرايش ايشان به حجاب بوده است. هدف از قانون حجاب در اسلام، دستيابي به عفاف و فضيلتي نفساني و اخلاقي است که از طريق آن براي شخص و جامعه فراهم ميآيد. ايجاد شرايط مناسبي که با حجاب براي شهروندان مهيا ميشود موجب ميشود تا شرايط دستيابي به عفت و فضيلت آن آسانتر گردد. از اين رو خداوند در آيه ۵۹ سوره احزاب حجاب را عامل مهمي براي مصونيت از اذيت و آزار از سوي ديگران به ويژه بيمار دلان بر ميشمارد؛ زيرا با مصونيتيابي شرايط براي دستيابي به فضايل بيشتر براي آدمي فراهم ميشود. از آيات از جمله آيه ۵ و ۷ سوره مؤمنون و نيز ۲۹ و ۳۱ سوره معارج اين معنا به دست ميآيد که عفت و پاکدامني موجب ميشود تا انسان در مسايل جنسي رو به اعتدال رود و از گرايش به اسراف در اين حوزه خودداري ورزد. هم چنين عفت ورزي و ايجاد شرايط عفاف در انسان موجب ميشود تا نفس از هر زشتي محافظت شود و امکان سوءاستفاده و نيز نسبتهاي ناروا به انسان براي ديگران فراهم نيايد.[26] به هر حال بايد به اين نکته توجه کرد که هدف از حجاب واقعي دستيابي به فضيلت اخلاقي عفت است که مديريت عقل بر نفس و چيرگي بر آن در چارچوبهاي پذيرفته شده و فطري و طبيعي است. اما اين بدان معنا نيست که حجاب به سبب وجود عفت باطني مراعات نشود و شخص با اين توجيه که قلب من پاک است و عقلم بر نفسم چيره است، از حجاب اجتناب ورزد؛ زيرا حجاب، يک قانون و حکم اجتماعي است تا ديگران به گناه آلوده نشوند و شرايط عمومي براي رشد و کمال فراهم آيد. از سوي ديگر، اکر کسي خواهان عفت نيست نميتواند از حجاب اجتناب ورزد، زيرا چنان که گفته شد حجاب، يک قانون در حوزه عمل اجتماعي و رفتاري است و بر همه شهروندان است تا براي ايجاد جامعه سالم، آن را مراعات کنند و در صورت مخالفت و زير پا گذاشتن قانون ميبايست مجازات مناسب آن را تحمل کنند. به سخن ديگر، حجاب يک قانون اسلامي و حکم شرعي است که مراعات آن از سوي همه شهروندان لازم است. اين بدان معنا است که مخالفان حجاب، افزون بر اين که گناهي مرتکب شده و در آخرت مجازات شده و يا تبعات گناه بر ايشان بار ميشود، همچنين به عنوان بزهکاران و قانون شکنان ميبايست مجازات شوند. بعد ازروشن شدن معناي حجاب وعفاف وتفاوت هريك لازم است به طور مختصر به گونه هاي حجاب نيز اشاره گردد.
پاسخ : حجاب و فضيلتهاي آن گونههاي حجاب خداوند در سوره مباركة احزاب سه فرمان دربارهي حجاب داده است كه گونههاي مختلف حجاب را بيان ميكند و دو فرمان آن پيش از همه متوجه شخص پيامبر6 و خانوادهي آن حضرت و درگام بعدي، متوجه مؤمنان و جامعهي اسلامي است. 1. حجاب پوششي در يك فرمان از اين دستورهاي سه گانه، خدا از پيامبر( ص ) خواسته است تا همسران و دختران خود و نيز همسران اهل ايمان را، به رعايت و حفظ نوعي از پوشش دعوت كند تا از اين رهگذر مورد اذيّت قرار نگيرند: «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لأزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَي أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ...»؛ اي پيامبر به همسر و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلبابها [روسريهاي بلند] خود را بر خويش فرو افكنند، اين كار براي آن كه شناخته شوند و مورد اذيت وآزار قرار نگيرند مناسب تراست. در اين آيهي شريفه ـ بي آن كه خداوند، ريز مسايل حجاب و پوشش را بيان كند ـ دستور ميدهد كه پوشش و فرو انداختن چادر و يا روسريهاي خانوادهي پيامبر6 و ساير بانوان مؤمنين به گونهاي باشد كه مانع جلب نگاهها و آزارها شود. گرچه شماري از فقيهان و مفسران در تبيين شيوه پوشيدن جلباب گفتهاند به گونهاي باشد كه زير گلو، روي سينه و بنا گوش آنان را كه ـ در عرف زنان عرب آن روزگار برهنه بود ـ بپوشاند. تا ناپاكان بيماردل با ديدن اين شيوه از پوشش و حجاب، حيا و پاكدامني آنان را دريابند و در پي آزار و اذيت و تعقيب آنان برنيايند. به هر روي، موضوع آيهي مباركه حجاب به مفهوم پوششي است كه كاركرد مصونيت بخشي و بازدارندگي از آلايشها و مزاحمتها را دارد. در سورهي مباركهي نور، بخش ديگري از پوشش و حجاب را براي بانوان مسلمان ياد آور شده است: «وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَي جُيُوبِهِنَّ »؛ و زينت خود را ـ جز آن مقدار كه نمايان است ـ آشكار ننمايند و [اطراف] روسريهاي خود را بر سينه خود افكنند [تا گردن وسينهي آنها پوشانده شود].» در معنا و مراد «زينت» در آية شريفه، مفسران و فقيهان، ديدگاهها و آراي مختلف ارائه داشتهاند؛ برخي آن را به معناي موضع زينت، پارهاي نيز به معناي زيورهاي ميدانند كه زنان برخود ميبندند و گروهي نيز اين هر دو را، در حوزهي معناي زينت و مقصود شارع جاي ميدهند، آثار اين تفاوت نظر و ديدگاهها، گو اين كه در شيوه و مقدار پوشش و نيز در اين ساحت پديدار ميشود كه بر اساس يك معنا، تمامي جسم و تن زنان، زينت و داراي ويژگي أثرگذاري و جلب توجه و نگاه ديگران شناخته ميشود ـ كه خود، برآيندهاي افزون رواني، اجتماعي، فقهي و... در پي خواهد داشت ـ اما به هر روي، زينت، چه به معناي مواضع زينت و جسم و تن باشد و يا زيورهاي كه زنان استفاده ميكنند و يا هر دوي آنان، در اين نتيجه تفاوت ندارد كه بايد بخشهايي از بدن زنان كه موضع زينت و زيور است از ديد و منظر نامحرمان، پوشيده باشد. چه حتي اگر مراد از زينت زيورهاي زنان باشد، پوشيده داشتن زيورها، بدون پوشاندن مواضع زينت در بدن، ميسّر نيست. و بدين سان آية شريفه گونهاي از حجاب پوششي را فرمان ميدهد.
پاسخ : حجاب و فضيلتهاي آن 2. حجاب گفتاري دستور دوم خداوند دربارة حجاب، به شيوة مخصوصي از سخن گفتن و كاركرد آن در تعامل اجتماعي زنان، نظر دارد و بي آن كه از واژة حجاب استفاده كند : «يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلا مَعْرُوفًا»؛ اي همسران پيامبر، شما همچون يكي از زنان معمولي نيستيد، اگر تقوا پيشه كنيد، پس به گونهاي هوسانگيز سخن نگوييد كه بيماردلان در شما طمع كنند و سخن شايسته بگوييد. آيهي شريفه ـ با پيش فرض مشروعيت و روا بودن اصل سخن گفتن زن با مرد نامحرم ـ سخن گفتن زنان با مردان نامحرم را بر دوگونه تقسيم كرده است؛ قسم نخست، سخن گفتن معمولي و متعارف است كه در آن هيچ تغييري در آهنگ و طنين صداي زن، رخ نميدهد و نيز واژههاي مورد استفاده، از واژههاي معمول و متعارف فراتر نميرود. و قسم دوم، سخن گفتني كه درآن واژهها به گونه خاصي لطيف و تحريكآميز انتخاب شده و يا با لحن و طنين خاصي ادا ميشود. قرآن كريم، از شيوهي دوم، نهي كرده است و دليل آن را چنين بيان كرده است كه سخن متعارف و معمولي از طمع و انگيزش هوس افراد مريض و بيماردلي كه با احساس هر نشانه و زمينهاي، در پي بهره جويي و كامجويي بر ميآيند، جلوگيري ميكند. اين كه چرا در آيه عنوان زنان و دختران پيامبر6 به ويژه ياد شده است ـ گذشته از شأن نزول ـ ميتواند به اين جهت باشد كه خانوادهي پيامبر6 ميبايست در اجراي آموزههاي دين، مسؤليت بيشتري را احساس كنند. و با پيشگامي در اين عرصه همانند ساير عرصهها، الگوي عيني و عملي براي جامعه ايماني ارائه دهد، تا ديگران با سهولت و رغبت بيشتر انجام دهند.
پاسخ : حجاب و فضيلتهاي آن 3. حجاب رفتاري پارهاي از رفتارها در تعامل و معاشرت زنان و مردان چنان است كه پيامهاي ويژهاي را در دو سوي طهارت و پاكي و يا انحراف و آلودگي، براي طرف مقابل به همراه دارد. در قرآن كريم نمونههاي از اين گونه رفتارها ياد شده و مسلمانان به ويژه بانوان مسلمان ـ كه ساختار جسماني، اندامي و شيوههاي رفتاري آنان حساسيت بيشتري را سبب ميشود و باعث جلب توجه مردان ميگرددـ دستور داده شده است كه از چنان شيوههاي رفتاري بپرهيزند و برحذر باشند. 1ـ تبرّج= خودنمايي قرآن نوع خاصي از رفتار و حضور اجتماعي زنان را «تبرّج» ناميده و از آن نهي كرده است: «وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الأولَي»؛ همچون دوران جاهليت نخستين در ميان مردم ظاهر نشويد. علامه طباطبايي در مقصود از «تبرّج جاهلي» مينويسد: «تبرّج، خود را نشان دادن براي مردم است، بدانسان كه ساختمانهاي رفيع در چشم بينندگان، خود نمايي ميكنند». 2- غض بصر = فروكاستن نگاه درسورة مباركة نور، نوع ديگري از حجاب رفتاري، به زنان و مردان مؤمن توصيه شده و آن فرو گذاشتن چشم از نگاه آلوده زنان به مردان و مردان به زناني است كه نامحرم شمرده ميشوند: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَي لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ * وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ...»؛ به مؤمنان بگو چشمهاي خود را [از نگاه به نامحرمان] فرو گيرند و دامان خويش را حفظ كنند، اين براي شان پاكيزهتر است، خداوند از آنچه انجام ميدهند، آگاه است... و به زنان با ايمان بگو چشمهاي خود را [از نامحرمان] فرو گيرند و دامان خويش را حفظ كنند. واژة «غض» را برخي به معناي برهم نهادن پلك چشم دانستهاند، علامه طباطبايي در الميزان ميگويد: «الغض اطباق الجفن علي الجفن»؛ غض، بر روي هم نهادن پلك چشم است. بر اساس اين معنا، برهم نهادن پلك چشمان، كنايه از نگاه نكردن و چشمپوشي مردان از زنان و زنان از مردان نامحرم است. شماري ديگر از قرآن پژوهان و زبان شناسان عرب، غض را، فرو كاستن نگاه يعني «خيره نشدن» معنا كردهاند. راغب در مفردات آورده است: «الغض النقصان من الطرف والصوت وما في الاناء.»؛ غض فروكاستن از نگاه يا صدا است و نيز به معناي كم كردن چيزي است كه در ظرف وجود دارد. شيخ طبرسي در مجمع البيان در تفسير همين آيه مينويسد: «اصل الغض النقصان يقال غض من صوته و من بصره اي نقص»؛ اصل معناي «غض» كاستن و كم كردن است. از همين روي گفته ميشود از نگاه و صوت خويش كاست. همو در تفسيرآيهي سوم سورهي حجرات ميگويد: «غض بصره اذا ضعفه عن حده النظر.»؛ غض بصر يعني از شدت نگاه خود كاست. سبب نزول آيهي شريفه و ديگر نصوص روايي بيانگر درستي همين معنا و دريافت از آيه است. سبب نزول آية در روايتي از امام باقر(ع) چنين آمده است: «جواني از انصار در يكي از كوچههاي مدينه با زني روبرو شد زن (براساس سنت و عرف) روسري خويش را پشت گوش انداخته بود و صورت، جلو سر و گردنش پيدا بود، چشم جوان به زن افتاد، زن گذشت اما جوان چشم از او برنداشت، همچنان كه راه ميرفت، پشت سر، به آن زن نگاه ميكرد تا اين كه، صورتش به ديوار خورد و بر اثر شيء تيزي كه در ديوار بود، پوست صورتش آسيب ديد، به خود آمد و ديد كه خون از صورتش سرازير است، با خود گفت: به خدا سوگند، ميروم و ماجرا را به پيامبر ( ص ) ميگويم. آمد و قصه را باز گفت. بدين سبب آيهي[غض بصر] نازل شد». در روايتي از امام صادق ( ع ) آمده است: «النظرة بعد النظر تزرع في القلب الشهوة»؛ نگاه پشت سرنگاه، بذر شهوت را در دل انسان ميكارد. در روايت ديگر از آن حضرت ميان نگاه اول تا سوم تفاوت قائل شده و فرموده است: «اول نظرة لك والثاني عليك ولا لك والثالثة فيها الهلاك»؛ نگاه اول را باكي نيست، نگاه دوم مايهي ضرر و نگاه سوم، باعث هلاكت است. بدانسان كه پيداست اين دسته از نصوص با سبب نزول آيهي مباركه، دركمال سازگاري است و مراد و مفهوم آيه را روشن ميكند كه مراد از آن استمرار نگاه و يا نظر دوختن و خيره شدن است.
پاسخ : حجاب و فضيلتهاي آن 3ـ عشوهگري در راه رفتن راه رفتن انسان، گونههاي مختلف ميتواند داشته باشد كه سه نوع آن در قرآن كريم ياد شده است: اول هون: راه رفتن طبيعي و به گونهاي كه مطابق ساختار فيزيكي و متناسب طبع و آفرينش هر فرد و راه رفتن به هنجار است. دوم مرح: راه رفتن متكبرانه كه نشانگر حالت غرور و خودبيني فرد است و شخص متكبر از سر عمد و انتخاب چنان راه رفتني را بر ميگزيند. سوم: راه رفتني است كه زنان از سر عشوهگري، جلب توجه ديگران و نماياندن خود و زيورهاي خويش به بينندگان چنان راه ميروند: «وَلا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ»؛ و هنگام راه رفتن پاهاي خود را به زمين نزنند تا زينت پنهاني شان دانسته شود [و صداي خلخالي كه بر پا دارند به گوش برسد]. شاخصهي برجستهي اين نوع راه رفتن ـ كه علت حرمت آن نيز شناخته شده ـ پاي كوبيدن بر زمين، هنگام راه رفتن است. چه اينكه قبل از اسلام، در ميان عرب جاهلي، زينت و خلخال بستن بر پاي زنان، رايج و مرسوم بوده است. هنگام راه رفتن و محكم خوردن پا بر زمين، بر اثر صداي زيورها و خلخال، به طور طبيعي، نگاهها به طرف بانواني كه چنين راه ميرفتهاند جلب ميشده است و چه بسا زنان هرزه براي جلب نگاه مردان از سر عمد، چنين راه ميرفتهاند. از اين روي، قرآن، بانوان مسلمان را از اينگونه راه رفتن منع ميكند. يادكرد علت تحريم اين شيوه راه رفتن در فراز آخر آيه «ليعلم مايخفين من زينتهن» نشان دهندهي آن است كه ملاك حرمت و ممنوع شدن، راه رفتني است كه نگاه ديگران را جلب كند و زمينهي مزاحمت و يا فساد را فراهم آورد، هرچند، كوبيدن پا بر زمين نباشد و يا زيور و خلخالي بر پا نداشته باشد. نقش انتظاردرترويج عفت وحجاب درجامعه بعد ازروشن شدن مفاهيم اساسي و گونه هاي حجاب لازم است به نقش وتأثير انتظار در عملياتي شدن حجاب وعفاف درجامعه اشاره شود.
پاسخ : حجاب و فضيلتهاي آن نقش انتظار در حجاب و عفاف انتظار نقش اساسي را در کنترل رفتار هاي بزهکارانه وانحرافي در زندگي اجتماعي- فردي دارد اما قبل ازاين که به نقش وکارکرد انتظاردرکنترل کجروي مانند بي عفتي و بي حجابي بپردازيم لازم است به مکانيسم هاي کنترل؛ تعريف هنجار، بي هنجار، و انحراف اجتماعي که مرتبط به کجروي است اشاره نماييم؛ زيرا فهم کجروي باتوجه به تعريف که ازبراي آن بيان گرديد مرتبط به روشن شدن هريگ ازموارد ذکر شده است وتا هرکدام ازآنها روشن نگرددکجروي ونقش انتظار درکجروي معلوم ومبرهن نخواهد گرديد. براي کنترل رفتار اجتماعي ونظم درروابط اجتماعي شيوه ها ومکانيسم هاي مختلف درجوامع وجود دارد. الف: مکانيسم هاي رسمي مبتني برعنصر حقوقي وقانوني کنترل اجتماعي است که سرپيچي از آن کيفر بدنبال دارد مانند پليس، زندان، دادگاهها. ب: مکانيسم هاي غيررسمي مکانيسم هاي غير رسمي درعرصه هاي رويارويي اجتماعي اعضاي جامعه، خانواده، مدرسه محل کارو غيره ... تحقق مييابد؛ دراين حالت حفظ آبرووترس ازبي آبرويي و يا بي احترامي، فردرا از هنجارشکني باز ميدارد
پاسخ : حجاب و فضيلتهاي آن به هرگونه الگوي رفتاري اطلاق ميشودکه هنجارهاي اجتماعي يک جامعه ياگروه معين، آن را تأييد نکند و يا آن الگو باقوانين و قواعد اجتماعي مغايرت داشته باشد، به عبارت ديگر ميتوان انحراف را نا همنوايي با هنجار يا مجموعه هنجارهاي معين تعريف کرد که توسط تعداد قابل ملاحظه اي ازمردم درجامعه پذيرفته شده است. البته بايد توجه داشته باشيم که انحراف، امرنسبي است وبه هرفرد و هرجامعه فرق دارد و ممکن است عملي نسبت به يک جامعه و يافرد انحرافي حساب شود اما نسبت به جامعه ديگر و فردديگر حساب نشود. پس اين که چه کسي منحرف و چه رفتاري انحرافي تلقي ميشود، به کسي بستگي دارد که انحراف و منحرف را تعريف ميکند. بعد ازبيان مکانسيم هاي کنترل، هنجار، و انحراف لازم است به کارکرد و نقش انتظار درکنترل کجروي اشاره گردد، که انتظار ازکدام نوع ازمکانسيم بوده و چگونه باعث کنترل کجروي درسايه عفت و پاکدامني ميگردد. احکام اسلامي، شيوه هاي خاصي را براي تنبيه هنجار شکنان و کجروان ( مانند اذيت و آزار دختران توسط پسران ) و اصلاح آنان و کنترل جرايم و نا هنجاري ها تدوين کرده است که اگر به اين موازين و قوانين اسلامي درزندگي فردي و اجتماعي عمل گردد خود باعث کنترل جامعه و رفتار فرد ميگردد زيرا مکتب انسانساز و جامعه ساز اسلام رفتارها و روابط هاي بين مردم را چنان تنظيم و تشريح نموده است که خود ميتواند سد محکم دربرابر کجروي، جرم و گناه قرارگيرد، به همين دليل احکام تربيتي و تعليماتي اسلام، کسترده دقيق و فراوان است، و لي قوانين جزايي آن زياد پرحجم نيست. يکي از دستورات اسلام براي بيرون رفت ازفحشاء ومنکرات و کجروي ها، انتظار فرج است زيرا قوانين اسلام بطور عام و انتظار به طور خاص ارزش هاي خود را به مردم عرضه ميکند تا به صورت قوانين و هنجار درآيد و ازطريق تقويت آن ها، نقش اساسي خود ر ا درکنترل رفتار افراد به شکل مؤثر ايفاء نمايد. انتظار فرج، يکي ازمکانسيم هاي مهم و غير رسمي براي کنترل در راوبط اجتماعي و حتي فردي است، زيرا افراد موجود درجامعه براساس انتظار خود را در محضرخدا و حضرت ولي عصر ( عج ) ميبيند واورا ناظر بر اعمال و رفتار خود احساس ميكند. که اگر چنين فرهنگي درجامعه و رفتار اجتماعي افراد نهادينه شود خود زمينه ساز کنترل در رفتارفرد و افراد ميگردد و منجر ميشود که ديگر فرد به سوي گناه، و رفتار انحراف آميز و بدور از مدل و هنجار حرکت ننمايد زيرا؛ جامعه را محيط به احاطه او ميداند و ميفهمد که اعمال و کردار او توسط فرد مُنتَظر ارزيابي و به مقام عبوديت تقديم ميگردد درهمين زمينه خداوند درسوره توبه ميفرمايد: ازآنچه که انسان انجام ميدهد بزودي خداوند پيامبر وأئمه معصومين ( ع ) از احوال آن ها مطلع خواهد گرديد. (( وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَيَرَي اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَي عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ )) و بگو [هر كاري ميخواهيد] بكنيد كه به زودي خدا و پيامبر او و مؤمنان در كردار شما خواهند نگريست و به زودي به سوي داناي نهان و آشكار بازگردانيده ميشويد پس ما را به آنچه انجام ميداديد آگاه خواهد كرد وحضرت مهدي ( ع ) نيز درهمين زمينه ميفرمايد: فإنا نحيط علماً بأنباتکم ولايعزب عنآشيء من أخبارکم مابراخبار و احوالتان آگاهيم و هيچ چيزي از اوضاع شما برما پوشيده نيست. اگر کسي خود را منتظر حضرت ميداند بايد در برابر آنچه که از طرف حضرت برعهده دارند عامل و ملزم به انجام آن باشد. حضرت علي ( ع ) ميفرمايد: إن غاب عن الناس شخصه في حال هدايتهم، فإن علمه وآدابه في قلوب المؤمنين مثبتة، فهم بها عاملون؛ اگر شخصي او( وليعصر ) ازمردم در صلح و متارکه با مخالفان، غايب ماند، به راستي که علم وآداب او دردل هاي مؤمنان ثبت است که به آن عمل ميکنند. بنا براين جامعه و افراد آن طبق آيه و روايت که بيان گرديد اگر چشم انتظار حضرت مهدي و آنحضرت را ناظر بر اعمال خود بدانند نه تنها به اصلاح خويش مشغول نميشوند بلکه در راه اصلاح جامعه و ديگران نيز تلاش ميکنند. دراين نوشته به تعدادي از تأثيرات انتظار در حفظ عفت وپاکدامني اشار ميگردد.
پاسخ : حجاب و فضيلتهاي آن حجاب وعفت درسايه معرفت وانتظار . يکي ازتأثيرات ونقش انتظار در جامعه اين است که روحيه حفظ حجاب و عفت به يک فرهنگ تبديل ميگردد زيرا؛ جامعهي که معرفت و روحيهاي انتظاردر آن حاکم است تلاش دارد اعمال و رفتاري را انجام دهد که، جامعه و افراد آن را بسوي فضايل اخلاقي و معنوي هدايت نمايد. چنان که حضرت يوسف به خاطر معرفت و شناختش به حضرت حق نه تنها خود را درسخترين شرايطي که تمام اسباب گناه در آن آماده بود حفظ کرد بلکه جامعه آن روز را نيز از شرک و بت پرستي رهانيده و بسوي حق و يکتا پرستي هدايت کرد چنان که خداوند درسوره يوسف دررابطه با حضرت يوسف ( ع ) ميفرمايد: «وَراوَدَتْهُ الَّتي هُوَ في بَيْتِها عَنْ نَفْسِهِ وَغَلَّقَتِ الْأَبْوابَ وَقالَتْ هَيْتَ لَكَ قالَ مَعاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوايَ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ * وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأي بُرْهانَ رَبِّهِ كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصين». در اين دو آيه، سخن از«عفت» و پاكدامني يوسف ( ع ) است زيرا آن حضرت با معرفت و شناخت که نسبت به حضرت حق پيدا نمود در سخت ترين شرايطي كه تمام اسباب گناه در آن آماده بود، خود را حفظ كرد و به خداوند خويش پناهنده شد. زيرا فرد خودرا حاضر درپيشگاه حضرت باري و منتظر دانسته واورا مظهر «هوبکل شيءعليم» « هوالسميع البصير » و « هوعلي کل شيء شهيد » ميشناسد، هماره خويش را به محضر خليفه الهي و امام معصوم خود ميداند بطور که حيا پيشه ساخته، و اززشتي ها، معاصي و کارهاي که باعث آلودگي قلب و دوري ازحضرت حق و امام معصوم ميگردد دوري ميگزيند که خود موجب تزکيه، مهذب شدن نفس، و نوراني شدن قلب ميگردد. انتظار ازمصلح زماني معني داردکه انسان خود را صالح کرده و بسازد تابتواند تحت ولايت مَنتظرباقي مانده اجر و پاداش شهيدان بدر و احد را به ارمغان آورد. چنان که امام سجاد ( ع ) ميفرمايد: من ثبت علي ولايتنا في غيبت قائمنا أعطاءالله أجرألف شهيد، مثل شهداء بدرواحد. هرگاه در روز غيبت قائم ما، برولايت ما استوار ماند، خداوند پاداش هزار شهيد مانند بدر و احد را به وي عطاء فرمايد. پس انتظار وثبات درولايت أئمه زماني معني دارد که انسان خود را درمشهد امام ديده و از هر نوع معاصي، بد حجابي و بي عفتي دوري نمايد.
پاسخ : حجاب و فضيلتهاي آن نهادينه شدن عفت وحجاب دومين کارکرد انتظار در جامعه و زندگي انسان اقدام به دروني کردن عفت و حجاب است زيرا؛ صرف چشم به راه بودن کافي نيست. بلکه براي رسيدن به هدف نهايي لازم است هر فرد خود را به لباس عفت و حجاب آراسته نمايد تا بتواند ازجمله چشم انتظاران داد گستر جهان قرار گيرد. چنان که امام صادق ( ع ) ميفرمايد: بي شک حکومت آل محمد ( ص ) تأسيس خواهد شد. پس هرکس علاقه مند است از اصحاب و ياران قائم ما باشد، بايد کاملا از خود مراقبت کند و تقوي پيشه باشد. خودش را به اخلاق و رفتارهاي اسلامي مزين کند. و سپس انتظار فرج قائم آل محمد ( ص ) را بکشد، هرکس براي ظهور قائم ما چنين آمادگي و انتظاري را داشت، ولي توفيق نصيبش نگشت و پيش ازظهور آن حضرت، اجلش فرارسيد. به ثواب ياران آن جناب ميرسد. بلکه تقوا، حفظ حجاب و عفت شرط رهروان و رهپويان راه حق است که اگر تقوا و خود سازي و بدنبال آن رعايت عفت و حجاب در و جود انسان نهادينه نشده باشد نميتواند خود را منتظر کسي بداند که هدفش رشد و نمو تقوي در قلوب، روح و روان انسان هاست. انتظار و تقوا است که بذر و نهال سجايا و فضايل اخلاقي را در نهان و درون انسان به بار ور منشاند تا بتواند انسان با قلب پاک و صالح مِنتظر منتَظربماند. پس انتظار يعني باور، عقيده و ايمان که تقوا و رعايت عفت و حجاب ميوه آن ايمان ونتيجه اش پيدايش نور يقين و ايمان شهودي درجان انسان است، هرقدر نور « تقوا » افزون شود نور « يقين » نيز افزون خواهد شد، لذا در روايات اسلامي ميبينيم « تقوا » درجه بالاتر از « ايمان » و يک درجه پائين تر از « يقين » شمرده شده، چنان که امام رضا( ع ) ميفرمايد: الايمان فوق الاسلام بدرجة، و التقوي فوق الايمان بدرجة، و اليقين فوق التقوي بدرجة و ماقسم في الناس شئ اقل من اليقين. « ايمان يک درجه برتر از«اسلام» است، و« تقوي» درجه است بالاتراز« ايمان » و« يقين» درجه برتر ازتقوي است و هيچ چيز درميان مردم کمتر از «يقين » تقسيم نشده است. درجاي ديگر پيامبر اسلام ميفرمايد: پارسايي، پاکدامني، درستي، و صبورانه درانتظارفرج بودن جز، دين امامان است. من دين الأئمه الورع، والعفة والصلاح
پاسخ : حجاب و فضيلتهاي آن ترک بي حجابي و چشم چراني سومين نقش را که انتظار درجامعه و زندگي جمعي دارد آن است که باعث ميشود انسان چشم خود را از نگاه هاي غير مجاز بازداشته و دامن خود را حفظ نمايد زيرا کسي که خود را درحضور امام خود ميبيند بايد آنچه را که خداوند دستور داده است عمل نمايد چنان که خداوند در سوره نور ميفرمايد: «قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَي لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ * وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَي جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ ...». در اين آيات خداوند براي مردان و زنان سفارش به عفت و پاکدامني نموده و فرموده: به زنان با ايمان بگو: از بعضي نگاههاي خود (نگاههاي غير مجاز) چشم پوشي کنند و دامنهاي خود را حفظ کنيد و جز آن چه (به طور طبيعي) ظاهر است، زينتهاي خود را آشکار نکنند و بايد روسري خود را بر گردن خويش بيافکنند (تا علاوه بر سر، گردن و سينه آنان نيز پوشيده باشد) و زينت خود را ظاهر نکنند جز براي افراد خاص... در اين آيه تعبير به وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ شده که شايد منظور از «فروج خود را حفظ کنند» اين باشد که پاک دامن باشند و دامن خود را از هر چه روا نيست؛ يعني از زنا و فحشاء و هر کار زشت ديگري نگه دارند.در همين زمينه حديث است كه مفضل از امام صادق ( ع ) در توصيف شيعيان واقعي نقلشده، آن حضرت چنين ميفرمايند: «انما شيعة جعفر من عف بطنه و فرجه و اشتد جهادهو عمله لخالقه و رجاء ثوابه و خاف عقابه فاذا رايت اولئك فاولئك شيعة جعفر؛ پيروان حقيقي جعفر بن محمد، كساني هستند كه در برابر شكم پرستي و بي بند و باري جنسي، عفت و (در راه بندگي خدا) تلاش و كوشش فراوان دارند، به ثواب او اميدوارند و از عقاب او بيمناك. (به همين دليل، پيوسته، در راه حق حركت ميكنند. هرگاه كسي را با اين صفات ببيني، آنها پيروان و شيعيان جعفر بن محمد ( ع ) ميباشند». بنا بر اين هرکس پيرو حقيقي امام معصوم و امام مُنتظَر است بايد مطابق گفتار خداوند وامام صادق (ع ) رفتار نمايد و از چشم چراني و بي حجابي پرهيز نمايند .