1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

حجاب و فضيلتهاي آن

شروع موضوع توسط ŠEyyEÐ ĦÆþЇþ ‏5/7/13 در انجمن احکام و روایات

  1. کاربر ویژه ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏7/6/12
    ارسال ها:
    9,679
    تشکر شده:
    11,487
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    med_student
    چکيده

    چرا درجوامع اسلامي از طرف تعدادي از مسلمانان وپيروان پيامبر اکرم(ص) اهميّت به حجاب و عفاف که خود به عنوان پوشش ظاهري و يک امر دروني به حساب مي­آيد صورت نمي­گيرد و آيا ميکانيسم و يا مکانيسم هايي و جود دارد که جامعه و مردم آن را در حل اين معضل اجتماعي مدد کار باشد؟ اين مقاله مي کوشد به اين سؤال پاسخ داده و راهکار و يا راهکارهايي را که مي­تواند در حل اين مشکل جامعه را کمک نمايد مورد تحقيق و تحليل قرار دهد.
    اسلام براي برون رفت از ناهنجاري ها و عدم پيروي از قوانين موجود راهکار هايي بيان داشته است که دراين مقاله تلاش انجام گرفته به يکي از اين مکانيسم ها که خود از جمله مکانيسم هاي غير رسمي به حساب مي­آيد اشاره گردد و آن چيزي نيست جز انتظار فرج از مهدي آل محمد(ص)، زيرا ا نتظار واقعي و صحيح نقش مهمي را در ايجاد عفت «که خود امر دورني» وحجاب «که امر ظاهري ومربوط به ظاهر انسان ها است» ايفا مي نمايد چون اگر کسي منتظر مهماني است تلاش مي نمايد زمينه را آنطور که مناسب اوست فراهم نمايد. در مورد حضرت مهدي(ع) نيز چنين چيزي صادق است زيرا اگر کسي امام خود را شاهد اعمال و رفتار خود مي بيند و نسبت به آن حضرت معرفت و شناخت کافي پيدا نموده است ديگر دنبال ناهنجاري هاي اجتماعي مانند ترک حجاب، بي عفتي، چشم چراني، خود آرايي در انظار عموم و اذيت و آزار جنسي نخواهد رفت زيرا؛ عالم را محضر خدا و احاطه شده به حكومت او مي­داند. كه اگر چنين انديشه و تفکري در نهان فرد دروني گردد تلاش خواهد کرد که ظاهر و با طن خود را آراسته به صفات و فضايل متناسب با انتظار امام خود و خدا بنمايد.
     
    3 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  2. کاربر ویژه ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏7/6/12
    ارسال ها:
    9,679
    تشکر شده:
    11,487
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    med_student
    پاسخ : حجاب و فضيلتهاي آن

    مقدمه
    عفاف و حجاب يکي از مباحث بسيار مهم و کليدي و در عين حال مورد نياز و کاربردي در جامعه است؛ جامعه اسلامي را نمي‌توان پيداکرد که درگير اين موضوع نبوده و راهکارهايي را براي حفظ اين گوهر گرانبها تبيين نکرده باشد. از آنجا که رعايت عفاف و حجاب امروزه از طرف جهان غرب به چالش کشيده شده و مدال افتخار براي انسان هاي شهوت ران جوامع اسلامي به حساب مي‌آيد، مي‌طلب كه اين مسئله از جنبه ‌هاي مختلف مورد بحث و بررسي قرار گيرد و راهکارهاي را که درمتون ديني به آن اشاره شده است مورد بررسي قرار دهيم.
    دراين تحقيق به يکي از راهکار هاي حفظ حجاب و عفاف که عبارت از نقش انتظار درجلوگيري ازبي حجابي و بي عفتي است اشاره مي­گردد.
    يکي از راهکارهاي توجه دادن جامعه بسوي حجاب و عفاف نهادينه کردن فرهنگ انتظار از مُنتظر است. که اگر اين فرهنگ در جامعه به صورت صحيح نهادينه شود مي تواند نقش اساسي را در حفظ حجاب و عفاف بازي نمايد. زيرا؛ در جامعه که اميد و آرزوي شان ظهور فرد عدالت کستر باشد. مي تواند خود زمينه ساز اعمال و رفتار مورد پسند و شا يسته او باشد نه آنچه را که هوايي نفس هرفرد خواهان آن است. چون فرد خود را حاضر درپيشگاه منتظر دانسته و او را مظهر « هوبکل شيءعليم » « هوالسميع البصير» و « هوعلي کل شيء شهيد » مي داند.

    به همين جهت است که خداوند و أئمه‌ي معصومين: درآيات و روايات مختلف تذکر به رعايت حجاب و عفاف نموده است چنان که خداوند در سوره نور خطاب به مردان و زنان مؤمن و مؤمنه مي‌فرمايد: «قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَي لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ» به مردان با ايمان بگو ديده فرو نهند و پاكدامني ورزند كه اين براي آنان پاكيزه‏تر است زيرا خدا به آنچه مي‏كنند آگاه است «وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَي جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ». و به زنان با ايمان بگو ديدگان خود را [از هر نامحرمي] فرو بندند و پاكدامني ورزند و زيورهاي خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه طبعا از آن پيداست و بايد روسري خود را بر سينه خويش [فرو] اندازند و زيورهايشان را آشکار نسازند. و در آيه ديگر حتي تصريح به حفظ عفت نموده است «وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّي يُغْنِيَهُمْ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ».و كساني كه [وسيله] زناشويي نمي‏يابند بايد عفت ورزند تا خدا آنان را از فضل خويش بي‏نياز گرداند. باتوجه به آيه هاي ذکر شده نسبت به آگاهي خداوند وبرگزيده گان او براعمال ورفتار انسان بدست مي­آيد که اگر فرهنگ انتظار درجامعه نهادينه گردد مي­تواند حلال بسيار ازمشکلات قرار گيرد. به همين جهت در اين تحقيق تلاش صورت گرفته که نقش انتظاررا درچگونگي رعايت حجاب وعفاف در عصر حاضرمورد بررسي وتحليل قرار دهد.
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  3. کاربر ویژه ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏7/6/12
    ارسال ها:
    9,679
    تشکر شده:
    11,487
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    med_student
    پاسخ : حجاب و فضيلتهاي آن

    مفهوم عفاف

    مفهوم لغوي عفاف
    عفاف واژه‌ي عربي است كه با فرهنگ اسلامي و ديني وارد زبان فارسي شده است. عفاف را به معناي خود نگهداري و باز داشتن نفس انساني از محرمات و خواهش‌هاي شهواني، دانسته‌اند. راغب در مفردات مي‌گويد:
    «العفة حصول حاله للنفس تمتنع بها عن غلبه الشهوة والمتعفف المتعاطي لذالك بضرب من الممارسه والقهر»؛عفّت حالت نفساني است كه مانع تسلّط شهوت بر انسان مي‌گردد و انسان عفيف كسي است كه با تمرين وتلاش مستمر و پيروزي بر شهوت، به اين حالت دست يافته باشد.

    ابن منظور در لسان العرب مي‌گويد:
    «العفة الكف عما لايحل كف عن المحارم والاطماع الدنية وعف اي كف»؛ عفّت خود نگهداري از غير حلال، كارهاي حرام و طمع‌هاي پست است، عفت‌پيشگي يعني خودنگهداري.

    در قاموس قرآن آمده است:
    «عفّت به معناي مناعت است در شرح آن گفته اند: حالت نفساني است كه از غلبه‌ي شهوت باز دارد. پس بايد عفيف به معناي خود نگهدار و با مناعت باشد».
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  4. کاربر ویژه ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏7/6/12
    ارسال ها:
    9,679
    تشکر شده:
    11,487
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    med_student
    پاسخ : حجاب و فضيلتهاي آن

    مفهوم اصطلاحي عفاف

    عفاف اصطلاحي اخلاقي است. عالمان اخلاق، عفاف را در شمار مهم‌ترين فضايل اخلاقي جاي داده‌اند و فيلسوفان در حكمت عملي به آن پرداخته‌اند. ملا صدرا در «اسفار» عفاف را چنين تعريف مي‌كند:
    «هي الخلق الذي يصدر عنه الافعال المتوسط بين الفجور والخمود»؛ عفاف، منشي است كه منشأ صدور كارهاي معتدل مي‌شود نه پرده‌دري مي‌كند و نه گرفتار خمودي مي‌شود.

    خواجه نصير الدين طوسي در تعريف آن مي‌نويسد:
    «عفاف آن است كه نيروي شهوت مطيع عقل باشد تا تصرف او به اقتضاي رأي او بود و اثر خيريت در او ظاهر شود و از تعبد هواي نفس و استخدام لذات فارغ».

    علامه سيد محمد حسين طباطبايي، عفاف را از اصول سه گانه فضيلت‌هاي اخلاقي مي‌داند كه صبر، حيا، ايثار، سخاوت، و... برشاخه آن مي‌رويد. او پس از آن كه قواي شهواني، غضبي و فكري را منشأ و خاستگاه تمامي اخلاق انساني بر مي‌شمرد، مي‌گويد:
    «حد اعتدال در قوة شهواني«عفاف» و افراط و تفريط در آن«شره» و «خمود» ناميده مي‌شود».

    بر اساس آن چه گفته شد، عفاف معنايي فراخ‌تر از پاكدامني و پالودگي از فحشاء و زنا دارد. قرآن كريم و نصوص روايي نيز، عفاف را در معناي وسيع‌تر از عفاف و پاكي جنسي بكار برده و آن را به معناي در پيش گرفتن رويه اعتدال، خودنگهداري، تسلط بر خويشتن، صبوري و ايستادگي در برابركام‌جويي ناروا مي‌داند كه در حوزه تمايلات جسمي و جنسي مي‌گنجد، و نفس انساني خواهان برآورده شدن بي قيد و حصر آن نيازهاست.
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  5. کاربر ویژه ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏7/6/12
    ارسال ها:
    9,679
    تشکر شده:
    11,487
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    med_student
    پاسخ : حجاب و فضيلتهاي آن

    مفهوم حجاب

    مفهوم لغوي حجاب
    «حجاب» نيز مانند «عفاف» واژه‌ي عربي است و زبان شناسان عرب، براي آن، دو معناي اصلي بر شمرده‌اند:
    1ـ حجاب، به مفهوم مانع وحايل ميان دو چيز است، خواه آن دو چيز از امور مادي و اشياي محسوس باشد و يا از امور معنوي و غير محسوس.
    راغب چنين مي‌گويد:

    «الحجب والحجاب المنع من الوصول»؛ حجب و حجاب به معناي منع از وصول و رسيدن دو چيز به همديگر است.

    صاحب مقاييس اللغه نيز مي‌آورد:
    «حجب اصل واحد وهو المنع، يقال حجبته عن كذا اي منعته» حجب داراي يك معناي اصلي است و آن منع است. گفته مي‌شود: حجبته؛ يعني منع كردم او را.

    همچنين در «مصباح المنير» آمده است:
    «حجبة حجبا من باب قتل: منعه ومنه قيل للستر حجاب لانه يمنع المشاهده وقيل للبواب حاجب لانه يمنع من الدخول و الاصل في الحجاب، جسم حائل بين جسدين وقد استعمل في المعاني فقيل: «العجزحجاب بين الانسان و مراده» و«المعصية حجاب بين العبد و ربّه»؛حَجَبَ به معناي منع است و از همين رو به پوشش حجاب گفته مي‌شود؛ زيرا پوشش مانع از مشاهده مي‌شود و به دربان حاجب گفته مي‌شود چون مانع و بازدارنده‌ي از ورود ديگران است. اصل معناي حجاب، جسمي است كه بين دو جسد حائل مي‌شود و گاه بر امور معنوي نيز به كار مي‌رود؛ از اين رو گفته شده است: «عجز» حجاب ميان انسان و مراد اوست و «معصيت» حجاب بين بنده و پرورد گار اوست.

    2ـ حجاب به معناي ستر و پوشش.
    صحاح اللغه معناي پوشش را براي حجاب ياد آور شده و گفته است:
    «الحجاب الستر وحجاب الجوف ما يحجب بين الفوأد و سايره»؛حجاب يعني پوشش و حجاب درون انسان؛ يعني آن‌چه كه بين قلب و ساير آن حائل مي‌شود.

    چنان كه ابن منظور نيز در لسان العرب، حجاب را به معناي ستر دانسته و گفته است:
    «الحجاب الستر ...حجبه: ستره وامرأه محجوبه قد سترت بستر»؛ حجاب به معناي ستر و پوشش است؛ «حجبه» يعني آن را پوشانيد، زن محجوب، زني است كه پوشيده باشد.

    در تعيين اين كه از ميان اين دو معنا كدام يك اصلي و يا هر دو معنا در عرض يكديگر معاني اصلي به شمار مي‌آيد، نظر مؤلف «التحقيق في كلمات القرآن» نزديكتر به صواب و نيز جامع‌ترين ديدگاه‌ها در بيان ساير خصوصيات معناي حجاب مي‌باشد:
    «ان الحجاب هوالحائل الحاجز المانع عن تلاقي شيئين او أثرهما سواء كانا ماديين او معنويين او مختلفين و سواء كان الحاجب ماديا او معنويا»؛ حجاب در اصل به معناي مانع از تلاقي دو چيز يا اثرآن دو است؛ چه هر دو چيز مادي باشند يا معنوي، يا يكي مادي و ديگري معنوي. و نيز بدون تفاوت از اين ناحيه كه آن مانع و حجاب، شيء مادي باشد يا امر معنوي.
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  6. کاربر ویژه ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏7/6/12
    ارسال ها:
    9,679
    تشکر شده:
    11,487
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    med_student
    پاسخ : حجاب و فضيلتهاي آن

    مفهوم حجاب در اصطلاح
    حجاب دركاربرد فقهي و اصطلاح فقيهان، قلمرو كوچكتر و معناي محدودتري دارد و مقصود از آن پوشش ويژه‌اي براي زنان است كه مانع و بازدارنده‌ي نگاه نامحرمان به او و يا مانع انگيزش تمايل جنسي مردان باشد. پيدايش و كاربرد اين اصطلاح به جاي ستر كه در گذشته، ميان فقيهان رايج و معمول بوده است، به باور برخي از محققان چون شهيد مطهري، پيشينه‌ي چنداني ندارد و «يك اصطلاح نسبتاً جديد است».

    منشأ پيدايش و خاستگاه اين اصطلاح و معنا، (چنان كه پيشتر اشاره شد) شماري از نصوص روايي و آيات قرآني است كه در برخي از آن نصوص، واژة حجاب در معناي پرده و چيزي كه مانع ازديده شدن مي‌شود به كار رفته است و در برخي نيز هرچند واژه‌ي حجاب به كار نرفته است. اما مضمون و محتواي آن، حجاب به معناي پيش گفته را مي‌رساند.
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  7. کاربر ویژه ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏7/6/12
    ارسال ها:
    9,679
    تشکر شده:
    11,487
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    med_student
    پاسخ : حجاب و فضيلتهاي آن

    مفهوم انتظار

    مفهوم لغوي انتظار
    انتظار در لغت، به معناي چشم داشت و چشم به راه بودن ديده باني، درنگ درامور و نوعي اميد به آينده داشتن است؛ همچنين به حالت رواني کسي گفته مي­شودکه ازوضع موجود خسته شده است وبراي ايجاد وضع بهتري، تکاپو وتلاش مي­کنند.

    مفهوم اصطلاحي انتظار
    انتظار كيفيتي روحي است كه موجب به وجود آمدن آمادگي براي ظهور و درك منتظَر مي‌شود، و ضد آن يأس و نااميدي است. هر چه انتظار بيشتر باشد آمادگي نيز بيشتر است انتظار ، اميد به آينده اي نويد بخش که درآن ظلم، بي­عدالتي، تبعيض وزشتي نباشدوجهان ازآن رهايي يافته باشد.
    انتظار فرج در اسلام و به ويژه در مذهب تشيع، عبارت است از ايمان استوار به امامت و ولايت حضرت ولي عصر(عليه‌السلام) و اميد به ظهور آن آخرين ذخيره الهي و آرزوي فرا رسيدن روزگار رهايي مستضعفان از چنگال مستكبران، و تمام شدن دوران ظلم و ستم طاغوتيان، و پيروزي نهايي مؤمنان، و آغاز حكومت صالحان، تا پايان جهان است. كه اين انتظار دربردارنده تمامي مباني اعتقادي اسلام است.
    از نظر مذهب، انتظار حالتي است كه از تركيب ايمان به خدا و اعتقاد كامل و راسخ به مباني دين و اشتياق و علاقه به ظهور رهبري الهي و آسماني ـ كه بتواند با مدد خداوند، مردمان جهان را تحت فرمان يك آيين درآورد و ستمگران را سر جاي خود بنشاند و آيين توحيد و يكتاپرستي را رواج دهد و حكومت قسط و عدل را در تمام زمين برقرار نمايد ـ به وجود مي‌آيد و در درون آدمي شعله مي‌كشد و آمال و آرزوهاي انساني و رفتار فردي و اجتماعي وي را دگرگون مي‌كند.
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  8. کاربر ویژه ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏7/6/12
    ارسال ها:
    9,679
    تشکر شده:
    11,487
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    med_student
    پاسخ : حجاب و فضيلتهاي آن

    مفهوم جامعه

    مفهوم لغوي جامعه

    جامعه ازلحاظ لغوي، اسم فاعل مونث ازمصدر«جمع» به معناي گِردکردن، گِرد«هم» آوردن، به معناي گردآوردن، فراهم کردن يا آوردن، وبرهم افزودن، است و، بنابراين، به معناي گرد آورنده فراهم کنند يا آورنده، خواهد بود.اين واژه عرفاَبه معناي «گروه» وعلي الخصوص «گروهي ازانسانها» به کار مي رود خواه آن گروه که در يک روستا وجاي معين زندگي مي کند ياداراي يک دين ويامذهب اند وخواه گروهي که حرفه وشغل واحددارند.
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  9. کاربر ویژه ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏7/6/12
    ارسال ها:
    9,679
    تشکر شده:
    11,487
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    med_student
    پاسخ : حجاب و فضيلتهاي آن

    مفهوم جامعه ازنظر جامعه شناسان جامعه شناسان هنوز به تعريف جامع ومانع، وروشن وبي ابهام که مقبول همه آن ها ويا لااقل گروه متنابهي ازآنان باشد دست نيافته اند لذا تعاريف مختلف را بيان داشته اندکه به دو سه مورد از آن ها اشاره مي گردد
    « جامعه» به گروهي ازمردم گفته مي شود، که به صورت مشترک زندگي مي کنند ومي کوشند تا به اتفاق، وسايل وامکانات زندگي خويشرا تآمين نموده ونسل خودرا ادامه دهند.

    به گروهي ازمردم گفته مي شود، که براي نيل به هدفي عام المنفعت درحال تعاون وهمکاري است.

    سامؤيل گينگ بعد ازبيان تعريف هاي متعددازجامعه شناسان، مي نويسد: جامعه گروهي ازمردم
    هستند، که براثر سنت ها وعادت ها وآداب ورسوم وشيوه زندگي وفرهنگ مشترگ به يکديگر پيوسته وهريگ چنين احساس مي کند که به آن گروه تعلق وپيوند دارد.
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  10. کاربر ویژه ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏7/6/12
    ارسال ها:
    9,679
    تشکر شده:
    11,487
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    med_student
    پاسخ : حجاب و فضيلتهاي آن

    مفهوم نقش

    به رفتاري اطلاق مي­شودکه ديگران از فردي که پايگاه معيني را احراز کرده است، انتظار دارند مثلا اگر کسي درجامعه نقش شاگردي را برعهده گرفت بايد رفتاري را از خود منعکس نمايد که استاد از آن انتظار دارد و دربحث مورد نظر نيز اگر کسي خودرا مُنتظِر وفرمانبردار حضرت مهدي ( عج ) مي­داند بايد رفتاروعمل را به نمايش بگذارد که مورد انتظار حضرت حق وحضرت مهدي ( ع ) در کره خاکي است.

    رابطه عفت و حجاب
    شايد سخن گفتن از حجاب بي عفاف بي معنا باشد، ولي بايد به اين نکته توجه داشت که حجاب يک حکم اسلامي است، درحالي که عفاف يک حالت نفساني و فضيلت اخلاقي مي‌‌باشد. بر اين اساس مي‌‌‌توان از حجاب بي عفاف سخن به ميان آورد، زيرا بر همگان است تا حجاب را به عنوان يکي از قوانين شرعي و احکام اسلامي مراعات کنند، اين در حالي است که در همين مکلفان به قانون حجاب، فضيلت حياء (شرم) و عفت (آزرم) وجود ندارد؛ زيرا لزوم عمل به يک قانون و مراعات آن دليلي بر وجود بازدارندگي دروني وجود ندارد.
    بسياري از مردم از قوانين راهنمايي و رانندگي پيروي مي‌کنند و کمربندهاي خود را درهنگام رانندگي مي‌بندند و يا از چراغ قرمز راهنمايي نمي‌گذرند؛ چرا که در صورت تخلف جريمه مي‌شوند، در حالي اگر به حال خودشان گذاشته شوند، از اين قوانين تخلف کرده و آنها را مراعات نمي‌کنند. چنين چيزي را مي‌توان درباره شهروندان جامعه اسلامي گفت که به قانون حجاب عمل مي‌کنند. تا از جريمه‌ها و مجازات احتمالي آن رهايي يابند. بنابراين مي‌توان شهروندان بسياري را يافت که ناخواسته تن به پوشش حجاب مي‌دهند در حالي که هيچ نيروي باطني آنان را به اين پوشش تشويق و ترغيب نمي‌کند. به سخن ديگر، شهرونداني را مي‌توان يافت که حجاب دارند در حالي که عفاف وحياء در ايشان وجود ندارد و اگر اجبار بيروني از ميان برداشته شود، هيچ گرايشي به حجاب نخواهند داشت، زيرا در درون ايشان عفاف و حياء به عنوان يک ارزش و فضليت اخلاقي شناخته نشده است.
    عفت حالتي نفساني و دروني و فضيلتي اخلاقي است که همه عقلاي عالم آن را به عنوان يک ارزش شناسايي کرده و صاحبان آن را مي‌ستايند. در اسلام نيز عفت به عنوان يک فضيلت و ارزش اخلاقي ستوده شده و دست‌يابي به آن به عنوان وظيفه مؤمنان مورد تشويق و ترغيب قرار گرفته است؛ زيرا اين‌گونه است که عقل آدمي بر نفس شهواني چيره مي‌شود و تقواي عملي تحقق مي‌يابد.
    بر همين اساس علامه نراقي در جامع السعادات هنگامي که از فضايل اخلاقي سخن به ميان مي‌آورد، عفت را فضيلتي مي‌شمارد که انسان مؤمن مي‌بايست در پي کسب آن باشد و آن را در خود ايجاد و يا تقويت نمايد؛ زيرا فطرت سالم و عقل سليم به طور طبيعي گرايش به آن دارد که عفت ورزد و خود را از زشتي‌ها بپوشاند و اجازه ندهد تا شهوت بر او چيره شود و به جاي عقل فرمانرواي جان و تن آدمي شود. از اين‌رو کسي که از فرمان عقل سليم اطاعت و پيروي مي‌کند و قوه شهواني را در چارچوب شايسته مهار و مديريت مي‌کند، انسان عفيف شمرده مي‌شود.
    البته نراقي به اين نکته هم توجه مي‌دهد که عفت هرگز به معناي سرکوب قواي شهواني و نفساني نيست، بلکه مديريت و مهار آن در چارچوب معقول و شايسته‌اي است که عقل بر آن حکم مي‌کند. از اين رو اعتدال عقلاني در خورد و خوراک يا ازدواج و پاسخ‌گويي به نياز شهواني و جنسي در اين شکل معقول و مقبول را از عواملي مي‌داند که تحقق فضيلت عفت را در آدمي اثبات مي‌کند.
    به سخن ديگر، عفت به عنوان يک فضيلت همان حرکت اعتدالي نفس انساني در مسير فرمان‌هاي عقل در جهت مهار و مديريت و پاسخ‌گويي مناسب و شايسته به خواسته‌هاي نفساني است.

    دايره عفت فراتر از دايره اموري است که حجاب به عنوان يک حکم و قانون به آن توجه دارد؛ زيرا حجاب يک عمل و رفتار در حوزه رفتار اجتماعي است که با انجام آن، از سرکشي نفس شهواني ديگران در حوزه عمل جنسي جلوگيري به عمل مي‌آيد. در حقيقت کسي که حجاب را مراعات مي‌کند، زمينه طغيان و سرکشي قواي شهواني در ديگران را از ميان مي‌برد.
    البته آثار اين مديريت نفس، به خود شخصي که حجاب را مراعات مي‌کند باز مي‌گردد؛ زيرا با اين کار از برانگيختن تمايلات نفساني در ديگران جلوگيري کرده و خود را از تعرض ديگران حفظ مي‌کند، چرا که در صورت برانگيختن شهوت ديگري، خود نخستين قرباني اين بي‌حجابي است. از اين‌رو در قرآن خداوند درباره‌ي فلسفه حجاب به اين مهم اشاره مي‌کند که لزوم حجاب براي قرار گرفتن شخص در امنيت جنسي است، زيرا هنگامي که در حجاب است برجستگي‌هاي جنسي وي شناخته نمي‌شود و موجبات تحريک جنسي ديگران نمي‌گردد، تا مورد اذيت و آزار قرارگيرد.
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.