پاسخ : احادیث درباره مصالح اجتماعی تربيت [TABLE="width: 95%"] [TR] [TD][h=5]حدیث (1) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h] اَلنّاسُ مَعادِنُ وَالعِرقُ دَسّاسٌ وَأَدَبُ السّوءِ كَعِرقِ السّوءِ؛ مردم همانند معدن ها مختلف اند و اصل و نسب در انسان مؤثر است و تربيت بد همانند اصل و نسب بد است. نهج الفصاحه، ح 3146[h=5]حدیث (2) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h] أكرِموا أولادَكُم وَأَحسِنوا آدابَهُم يُغفَرلَكُم؛ فرزندان خود را گرامى بداريد و خوب تربيتشان كنيد تا گناهان شما آمرزيده شود. مكارم الأخلاق، ص 222[h=5]حدیث (3) امام سجاد عليه السلام :[/h] اَللّهُمَّ... أَعِنّى عَلى تَربيَتِهِم وَتَأديبِهِم وَبِرِّهِم؛ خدايا مرا بر تربيت، ادب آموزى و نيكى كردن به فرزندانم يارى فرما. صحيفه سجاديه، دعاى 25 [h=5]حدیث (4) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h] أَدِّبوا أولادَكُم عَلى ثَلاثِ خِصالٍ: حُبِّ نَبيِّكُم وَحُبِّ أَهلِ بَيتِهِ وَقِراءَةِ القُرآنِ؛ فرزندان خود را به كسب سه خصلت تربيت كنيد: دوستى پيامبرتان و دوستى خاندانش و قرائت قرآن. كنزالعمال، ج16، ص456، ح45409 [h=5]حدیث (5) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h] اَلوَلَدُ سَيِّدٌ سَبعَ سِنينَ وَعَبدٌ سَبعَ سِنينَ وَوَزيرٌ سَبعَ سِنينَ؛ فرزند هفت سال سروَر، هفت سال فرمانبردار و هفت سال وزير است. مكارم الأخلاق، ص 222 [h=5]حدیث (6) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h] قالَ رَجُلٌ: يا رَسولَ اللّه ! ما حَقُّ ابنى هذا؟ قالَ: تُحسِنُ اسمَهُ وَ اَدَبَهُ وَ تَضَعُهُ مَوضِعا حَسَنا؛ مردى به رسول خدا صلى الله عليه و آله عرض كرد: حق اين فرزند بر من چيست؟ پيامبر فرمودند: اسم خوب برايش انتخاب كنى، به خوبى او را تربيت نمايى و به كارى مناسب و پسنديده بگمارى. عدّة الداعى، ص 76 [h=5]حدیث (7) امام صادق عليه السلام :[/h] إنّا نَمُرُ صِبيانَنا بِالصَّلاةِ وَالصّيامِ ما أَطاقواإذاكانواأبناءَسَبعِ سِنينَ؛ ما هنگامى كه كودكانمان هفت ساله مى شوند به اندازه اى كه طاقت دارند آنان را به انجام نماز و روزه فرمان مى دهيم. غررالحكم، ج5، ص264، ح8273 [h=5]حدیث (8) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h] عَرامَةُ الصَّبِىِّ فى صِغَرِهِ زيادَةٌ فى عَقلِهِ فى كِبَرِهِ؛ بازى گوشى كودك در خردسالى اش مايه فزونى عقل در بزرگسالى اوست. دعائم الاسلام، ج1، ص194 [h=5]حدیث (9) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h] يا عَلىُّ: رَحِمَ اللّه والِدَينَ حَمَلا وَلَدَهُما عَلى بِرِّهِما؛ اى على: خداوند رحمت كند پدر و مادرى را كه فرزند خويش را بر نيكى كردن به خودشان يارى كنند. كنزالعمال، ج11، ص91، ح30747 [h=5]حدیث (10) امام على عليه السلام : [/h] لا أدَبَ مَعَ غَضَبٍ؛ با خشم، تربيت {ممكن} نيست . غرر الحكم، ح 10529 [h=5]حدیث (11) امام على عليه السلام : [/h] وَ حَقُّ الوَلَدِ عَلَى الوالِدِ أن يُحَسِّنَ اِسمَهُ وَ يُحَسِّنَ اَدَبَهُ، و يُعَلِّمَهُ القُرآنَ ؛ حقّ فرزند بر پدر ، آن است كه نام خوب بر او بگذارد و او را خوب تربيت كند و قرآن به او بياموزد . نهج البلاغة، حكمت 399 [h=5]حدیث (12) امام على عليه السلام : [/h] فى وَصِيَّتِهِ لاِبنِهِ الحَسَنِ عليه السلام اِنَّما قَلبُ الحَدَثِ كَالرضِ الخاليَةِ ما اُ لقىَ فيها مِن شَى ءٍ قَبِلَتهُ فَبادَرتُكَ بِالدَبِ قَبلَ اَن يَقسُوَ قَلبُكَ وَيَشتَغِلَ لُبُّكَ ؛ در وصيّت به فرزندش امام حسن عليه السلام: دل جوان، مانند زمين كشت نشده است. آنچه در آن افكنده شود، مى پذيرد. از اين رو، پيش از آن كه دلت سخت گردد و خِرَدَت سرگرم شود، به تربيت تو همت گماشتم. نهج البلاغة، از نامه 31 [/TD] [/TR] [/TABLE]
پاسخ : احادیث درباره مصالح اجتماعی هدیه [TABLE="width: 95%"] [TR] [TD][h=5]حدیث (1) پيامبر صلىاللهعليهوآله :[/h] لاتَزالُ اُمَّتى بِخَيرٍ ما تَحابّوا وَتَهادَوا وَأَدَّوُا المانَةَ؛امّت من تا هنگامى كه يكديگر را دوست بدارند، به يكديگر هديه دهند و امانتدارى كنند، در خير و خوبى خواهند بود. عيون اخبار الرضا 1/32/25[h=5] حدیث (2) پيامبر صلىاللهعليهوآله :[/h] تَهادَوا فَإِنَّها تَذهَبُ بِالضَّغائِنِ؛به يكديگر هديه بدهيد، زيرا كينه ها را از بين مى برد. كافى 5/144/14[h=5] حدیث (3) پيامبر صلىاللهعليهوآله :[/h]هَدایا العُمّال حَرامُ کُلُّها هدایایی که به کارگزاران و کارمندان داده می شود تماماً حرام استکنز العمل ح1506[/TD] [/TR] [/TABLE]
پاسخ : احادیث درباره مصالح اجتماعی مسواك [TABLE="width: 95%"] [TR] [TD][h=5]حدیث (1) امام باقر عليه السلام :[/h]لَو يَعلَمُ النّاسُ ما فِى السِّواكِ لأََباتوهُ مَعَهُم فى لِحافٍ؛ اگر مردم نتايج و خواص مسواك كردن را بدانند هيچ گاه مسواك را از خود جدا نمى كنند. بحارالأنوار، ج76، ص130، ح17[h=5]حدیث (2) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h]ما زالَ جَبرَئيلُ يُوَصّينى بِالسِّواكِ حَتّى خِفتُ أن اُحفىَ اَو اُدرِدَ؛ جبرئيل پيوسته مرا به مسواك سفارش مى كرد تا جايى كه ترسيدم (از كثرت مسواك زدن) دندانهايم سائيده شود و از بين برود. وسائل الشيعه، ج1، ص346، ح1 [h=5]حدیث (3) امام صادق عليه السلام :[/h]فِى السِّواكِ اثنَتا عَشَرَةَ خَصلَةً: هُوَ مِنَ السُّنَّةِ، وَمَطهَرَةٌ لِلفَمِ، وَمَجلاةٌ لِلبَصَرِ، وَيُرضِى الرَّحمنَ، يُبَيِّضُ السنانَ، يَذهَبُ بِالحَفَرِ، وَيَشُدُّ اللِّثَّةَ، وَيُشَهِّى الطَّعامَ، وَيَذهَبُ بِالبَلغَمِ، وَيَزيدُ فِى الحِفظِ، وَيُضاعِفُ الحَسَناتِ، وَتَفرَحُ بِهِ المَلائِكَةُ؛ در مسواك زدن دوازده فايده وجود دارد: 1. از سنت پيامبر صلى الله عليه و آله است، 2. دهان را پاكيزه مى كند، 3. نور چشم را زياد مى كند، 4. باعث خشنودى خداوند است، 5. دندانها را سفيد مى كند، 6. پوسيدگى آنها را از بين مى برد، 7. لثه را محكم مى سازد، 8 . اشتها آور است، 9. بلغم را مى برد، 10. حافظه را زياد مى كند، 11. حسنات دو چندان مى شوند، 12. فرشتگان شاد مى گردند. خصال، ص481[h=5]حدیث (4) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h]عَلَيكُم بِالسِّواكِ فَنِعمَ الشَّى ءُ السِّواكُ يَشُدُّ اللِّثَّةَ وَيَذهَبُ بِالبَخرِ وَ يُصلِحُ المِعدَةَ وَيَزيدُ فى دَرَجاتِ الجَنَّةِ وَيُرضِى الرَّبَّ وَيُسخِطُ الشَّيطانَ؛ مسواك كنيد كه مسواك زدن خوب چيزى است لثه را محكم مى كند، بوى دهان را مى برد، معده را اصلاح مى كند، درجات بهشت را مى افزايد، پروردگار را خشنود مى كند و شيطان را به خشم مى آورد. نهج الفصاحه، ح 1975[h=5]حدیث (5) امام على عليه السلام :[/h]اَلسِّواكُ مَرضاةٌ لِلّهِ وَسُنَّةُ النَّبىِّ صلى الله عليه و آله وَمُطَيِّبَةٌ لِلفَمِ؛ مسواك زدن سبب خشنودى خداوند، اجراى سنت پيغمبر و وسيله خوش بويى و پاكيزگى دهان است. مكارم الاخلاق، ص 51[h=5]حدیث (6) امام رضا عليه السلام :[/h]اَلسِّواكُ يَجلُو البَصَرَ وَيُنبِتُ الشَّعرَ وَيَذهَبُ بِالدَّمعَةِ؛ مسواك زدن، نور چشم را زياد مى كند، مو را پر پشت مى نمايد و آبريزش چشم را برطرف مى سازد. بحارالأنوار، ج76، ص 137[h=5]حدیث (7) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h]تَخَلَّلوا فَإِنَّهُ لَيسَ شَى ءٌ أَبغَضُ إِلَى المَلائِكَةِ مِن أَن يَرَوا فى أَسنانِ العَبدِ طَعاما؛ خلال كنيد كه بدترين چيز نزد فرشتگان اين است كه لاى دندانهاى بنده اى مانده غذا ببينند. مكارم الاخلاق، ص 153[h=5]حدیث (8) امام صادق عليه السلام :[/h]ما أَدَرتَ عَلَيهِ لِسانَكَ فَأَخرَجتَهُ فَابلَعهُ وَما أَخرَجتَهُ بِالخَلالِ فَارمِ بِهِ؛ بعد از غذا زبان را دور دهان بگردان، هرچه با زبان درآمد فرو ببر، و آنچه را با خلال بيرون آوردى از دهان بيرون افكن. مكارم الاخلاق، ص 152[h=5]حدیث (9) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h]إِذَا استَكتُم فَاستاكوا عَرضا؛ وقتى مسواك مى كنيد از عرض، دندان ها را مسواك بزنيد. نهج الفصاحه، ح 178[h=5]حدیث (10) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h]عن زيد بن خالدٍ الجُهَنّى: ما كانَ رَسُولُ اللّه صلى الله عليه و آله يَخرُج مِن شَى ءٍ لِشَى ءٍ مِنَ الصَّلَواتِ حَتّى يَستاكَ ؛ زيد بن خالد جُهَنى: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از هيچ نمازى به نماز ديگر مشغول نمى شدند، مگر اين كه در اين فاصله مسواك مى زدند. المعجم الكبير، ج 5، ص 254، ح 5261[h=5]حدیث (11) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h]فِى السِّواكِ اِثنَتَى عَشَرَةَ خَصلَةً: مَطهَرَةٌ لِلفَمِ، و مَرضاتٌ لِلرَّبِّ وَ يُبَيِّضُ السنانَ وَ يَذهَبُ بِالحَفَرِ وَ يُقِلُّ البَلغَمَ وَ يُشَهِّى الطَّعامَ وَ يُضاعِفُ الحَسَناتِ وَ تُصابُ بِهِ السُّنَّةُ وَ تَحضُرُهُ المَلائِكَةُ وَ يَشُدُّ اللِّثَةَ وَ هُوَ يَمُرُّ بِطَريقَةِ القُرآنِ وَ رَكعَتَينِ بِسِواكٍ اَحَبُّ اِلَى اللّه عَزَّوَجَلَّ مِن سَبعينَ رَكعَةً بِغَيرِ سِواكٍ؛ پيامبر صلى الله عليه و آله : مسواك زدن دوازده فايده دارد: دهان را پاكيزه، خداوند را خشنود، دندان ها را سفيد، جرم دندان ها را پاك، بلغم را كم، غذا را مطبوع، حسنات را چندين برابر مى كند، به سنت عمل مى شود، فرشتگان حضور پيدا مى كنند، لثه محكم مى شود، بر گذرگاه تلاوت قرآن مى گذرد و دو ركعت نماز با مسواك، نزد خداوند محبوب تر است از هفتاد ركعت نماز بى مسواك. خصال، ص 480، ح 52 [h=5]حدیث (12) امام باقر عليه السلام :[/h]شَكَتِ الكَعبَةُ اِلَى اللّه ما تَلقى مِن اَنفاسِ المُشرِكينَ، فَاَوحَى اللّه اِلَيها: اَن قَرّى يا كَعبَةُ، فَاِنّى اُبدِلُكَ بِهِم قَوما يَتَخَلَّلونَ بِقُضبانِ الشَّجَرِ. فَلَمّا بَعَثَ اللّه مُحَمَّدا صلى الله عليه و آله اَوحى اِلَيهِ مَعَ جَبرَئيلَ بِالسِّواكِ وَالخِلالِ؛ امام باقر عليه السلام : كعبه از زجرى كه از بوى بد نفس هاى مشركين مى كشيد، به درگاه خداوند شكايت نمود، خداوند به آن وحى كرد، تو را مژده باد كه بجاى اينان كسانى را جايگزين مى كنم كه با شاخه هاى درخت خلال مى كنند. هنگامى كه خداوند حضرت محمد صلى الله عليه و آله را مبعوث فرمود، توسط جبرئيل سفارش مسواك و خلال كردن را به او وحى كرد. محاسن، ج 2، ص 558، ح 924 [h=5]حدیث (13) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h]نِعمَ السِّواكُ الزَّيتونُ مِن شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ، يُطَيِّبُ الفَمَ وَ يَذهَبُ بِالحَفَرِ، وَ هُوَ سِواكى وَ سِواكُ النبياءِ قَبلى؛ چه خوب مسواكى است زيتون! از درختى پر خير و بركت كه دهان را خوشبو مى كند و جِرم دندان را از ميان مى برد. اين مسواك من و پيامبران پيش از من است. مكارم الاخلاق، ص 49 [h=5]حدیث (14) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h]مالى اَراكُم تَدخُلونَ عَلَىَّ قُلحَا مُرغا؟ مالَكُم لاتَستاكونَ؟ شما را چه شده است وقتى بر من وارد مى شويد، مى بينمتان كه دندان هايتان جرم گرفته و زرد و موهايتان ژوليده است. چرا مسواك نمى زنيد. محاسن، ج 2، ص 561، ح 943 [h=5]حدیث (15) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h]وَالسِّواكُ فِى الفَمِ يُثَبِّتُ الضراسَ؛ مسواك، دندان ها را در دهان محكم مى كند. كنزالعمال، ح 17208 [h=5]حدیث (10) پيامبر صلىاللهعليهوآله :[/h]خَمْسٌ مِنْ سُنَنِ الْمُرْسَلينَ: اَْلْحَياءُ وَ الْحِلْمُ وَ الْحِجامَةُ وَ السِّواكُ وَ التَّعَطُّرُ؛ پنج چيز از سنت پيغمبران است: حيا، بردبارى، حجامت كردن، و مسواك و عطر زدن. نهج الفصاحه، ح 1463 [/TD] [/TR] [/TABLE]
پاسخ : احادیث درباره مصالح اجتماعی کوتاه کردن ناخن [TABLE="width: 95%"] [TR] [TD][h=5]حدیث (1) پيامبر صلىاللهعليهوآله :[/h] مَن قَلَّمَ اَظفارَهُ يَومَ الجُمُعَةِ يَزيدُ فى عُمُرِهِ و مالِهِ؛هر كس در روز جمعه ناخنهايش را كوتاه كند، عمر و مالش زياد مىشود. جامع الأخبار، ص 333[h=5]حدیث (2) امام على عليه السلام :[/h] تَقليمُ الظفارِ يَمنَعُ الدّاءَ العظَمَ وَيَزيدُ الرِّزقَ؛ گرفتن ناخنها درد بزرگ را مانع مى شود و روزى را زياد مى كند. وسائل الشيعه، ج1، ص433، ح1[/TD] [/TR] [/TABLE]
پاسخ : احادیث درباره مصالح اجتماعی سلام [TABLE="width: 95%"] [TR] [TD][h=5]حدیث (1) پيامبر صلىاللهعليهوآله :[/h]إنَّ أَولَى النّاسِ بِاللّه وَبِرَسولِهِ مَن بَدا بِالسَّلامِ؛نزديكترين مردم به خدا و رسول او كسى است كه آغازگر سلام باشد. بحارالأنوار 76/12/50[h=5]حدیث (2) امام على عليه السلام :[/h]اَلسَّلامُ سَبعونَ حَسَنَةً تِسعَةٌ وَسِتّونَ لِلمُبتَدى وَواحِدَةٌ لِلرّادِّ؛سلام هفتاد ثواب دارد كه شصت و نه تاى آن براى سلام كننده است و يكى براى جواب دهنده. بحارالأنوار 76/11/46[h=5]حدیث (3) پيامبر صلىاللهعليهوآله :[/h] يُسَلِّمُ الصَّغيرُ عَلَى الكَبيرِ، ويُسَلِّمُ الواحِدُ عَلَى الاِثنَينِ ، وَيُسَلِّمُ القَليلُ عَلَى الكَثيرِ ، وَيُسَلِّمُ الرّاكِبُ عَلَى الماشى ، ويُسَلِّمُ المارُّ عَلَى القائِمِ ، وَيُسَلِّمُ القائِمُ عَلَى القاعِدِ؛ كوچك به بزرگ سلام كند و يك نفر به دو نفر و عده كمتر به عده بيشتر و سواره به پياده و رهگذر به ايستاده و ايستاده به نشسته. كنزالعمال 9/126/25321 [h=5]حدیث (4) امام صادق عليه السلام :[/h]اَلسَّلامُ قَبلَ الكَلامِ؛ نخست سلام، سپس كلام. جامع الأخبار 231/596 [h=5]حدیث (5) پيامبر صلىاللهعليهوآله :[/h]اَلبادى بِالسَّلامِ بَرى ءٌ مِنَ الكِبرِ؛ سلام كننده، از تكبر به دور است. كنزالعمال، ج9، ص 117، ح 25265 [h=5]حدیث (6) پيامبر صلىاللهعليهوآله :[/h]خَمسٌ لا أَدَعُهُنَّ حَتَّى المَماتِ ... وَالتَّسليمُ عَلَى الصِّبيانِ لِتَكونَ سُنَّةً مِن بَعدى؛ پنج چيز است كه تا زنده ام رهايشان نمى كنم... و سلام كردن به كودكان تا بعد از من سنّت شود. خصال ص 271 [h=5]حدیث (7) پيامبر صلىاللهعليهوآله :[/h]أفشِ السَّلامَ يَكثُر خَيرُ بَيتِكَ؛ سلام را رواج ده تا خير و بركت خانه ات زياد شود. خصال ص 181 [h=5]حدیث (8) امام باقر عليه السلام :[/h] إنَّ اللّه يُحِبُّ إطعامَ الطَّعامِ وَإفشاءَ السَّلامِ؛ خداوند غذا دادن و به همه سلام كردن را دوست دارد. محاسن 2/388/7 [h=5]حدیث (9) پيامبر صلىاللهعليهوآله :[/h] إنَّ مِن موجِباتِ المَغفِرَةِ بَذلُ السَّلامِ وَحُسنُ الكَلامِ؛ يكى از موجبات مغفرت، سلام كردن و سخن نيكو گفتن است. جامع الأخبار 230/591 [h=5]حدیث (10) امام باقر عليه السلام:[/h] فى قَولِ اللّه عَزَّوَجَلَّ : (فَإِذا دَخَلتُم بُيُوتا فَسَلِّمُوا عَلى أنفُسِكُم) هُوَ تَسليمُ الرَّجُلِ عَلى أهلِ البَيتِ حينَ يَدخُلُ ، ثُمَّ يَرُدّونَ عَلَيهِ ، فَهُوَ سَلامُكُم عَلى أَنفُسِكُم؛ درباره آيه «هرگاه وارد خانه هايى شديد به خودتان سلام كنيد» فرمود: منظور سلام كردن مرد به اهل خانه است در هنگام وارد شدن به آن و جواب دادن اهل خانه به او. پس، اين سلام شماست به خود شما. بحارالأنوار 76/5/16 [h=5]حدیث (11) پيامبر صلىاللهعليهوآله :[/h] اِذا دَخَلَ اَحَدُكُم بَيتَهُ فَليُسَلِّم، فَاِنَّهُ يُنزِلُهُ البَرَكَةَ وَ تُؤنِسُهُ المَلائِكَةُ؛ هرگاه يكى از شما به خانه خود وارد مى شود، سلام كند، چرا كه سلام بركت مى آورد و فرشتگان با سلام دهنده انس مى گيرند. علل الشرايع، ج 2، ص 583، ح 23 [h=5]حدیث (12) امام صادق عليه السلام :[/h]صِلُوا أرحامَكُم و بِرّوا بِإخوانِكُم وَ لَو بِحُسنِ السَّلامِ وَ رَدِّ الجَوابِ؛ صله رحم نماييد و به برادران (دينى) خود نيكى كنيد، هر چند با سلام كردن خوب و يا جواب سلام خوب باشد. كافى، ج 2، ص 157، ح 31 [h=5]حدیث (13) پيامبر صلىاللهعليهوآله :[/h] وَالّذى نَفسى بِيَدِهِ لاتَدخُلُوا الجَنَّةَ حَتّى تُؤمِنوا وَ لا تُؤمِنوا حَتّى تَحابّوا أولا أدُلُّـكُم عَلى شَئىٍ اِذا فَعَلتُموهُ تَحابَبتُم؟ اَفشُوا السَّلامَ بَينَـكُم؛ به خدايى كه جانم در اختيار اوست، وارد بهشت نمى شويد مگر مؤمن شويد و مؤمن نمى شويد، مگر اين كه يكديگر را دوست بداريد. آيا مى خواهيد شما را به چيزى راهنمايى كنم كه با انجام آن، يكديگر را دوست بداريد؟ سلام كردن بين يكديگر را رواج دهيد. مشكاة الانوار، ص 157 [h=5] حدیث (14) پيامبر صلى الله عليه و آله : [/h]اَلْمُؤْمِنُ يَبْدَأُ بِالسَّلامِ وَ الْمُنافِقُ يَقُولُ: حَتّى يُبدَأَ بي؛ مؤمن ابتدا به سلام مىكند و منافق منتظر سلام ديگران است. كنزالعمّال، ح 778 [h=5]حدیث (15) امام على عليه السلام : [/h]عَوِّدْ لِسانَكَ لينَ الْكَلامِ وَ بَذْلَ السَّلامِ، يَكْثُرْ مُحِبّوكَ وَ يَقِلَّ مُبْغِضوكَ؛ زبان خود را به نرمگويى و سلام كردن عادت ده، تا دوستانت زياد و دشمنانت كم شوند. غررالحكم، ح 6231 [h=5]حدیث (16) ديلمى : [/h]كانَ النَّبىُّ صلىاللهعليهوآله ... يُسَلِّمُ عَلى مَنِ اسْتَقْبَلَهُ مِنْ كَبيرٍ وَ صَغيرٍ وَ غَنىٍّ وَ فَقيرٍ و لا يُحَقِّرُ ما دُعِىَ اِلَيهِ و لو اِلى خَشفِ التَّمْرِ وَ كانَ خَفيفَ المَؤونَةِ كَريمَ الطَّبيعَةِ، جَميلَ المُعاشَرَةِ، طَلِقَ الوَجهِ، بَشّاشا من غَيرِ ضِحكٍ، مَحْزونا مِن غَيرِ عَبوسٍ، مُتَواضِعا مِنْ غَيْرِ مَذَلَّةٍ، جَوادا مِن غَيْرِ سَرَفٍ، رَقيقَ القَلبِ، رَحيما بِكُلِّ مُسْلِمٍ... ؛ رسول اكرم صلىاللهعليهوآله به هر كس برخورد مىنمودند، از بزرگ و كوچك، ثروتمند و فقير، سلام مىكردند و اگر به جايى حتى براى خوردن خرمايى خشك دعوت مىشدند، آن را كوچك نمىشمردند. زندگيشان كم هزينه بود، بزرگ طبع، خوش معاشرت و گشاده رو بودند، بى آنكه بخندند، هميشه متبسم بودند، بىآنكه اخمو باشند، محزون بودند، بىآنكه از خود ذلّتى نشان دهند، متواضع بودند، مىبخشيدند ولى اسراف نمىنمودند، دل نازك و نسبت به تمام مسلمانان مهربان بودند. ارشاد القلوب، ج 1، ص 115 [/TD] [/TR] [/TABLE]
پاسخ : احادیث درباره مصالح اجتماعی امنیت [TABLE="width: 95%"] [TR] [TD][h=5]حدیث (1) امام صادق عليه السلام :[/h]ثَلاثَةُ اَشْياءَ يَحْتاجُ النّاسُ طُرّا اِلَيْها: اَلاَْمْنُ وَالْعَدْلُ وَالْخِصْبُ ؛سه چيز است كه همه مردم به آنها نياز دارند: امنيّت، عدالت و آسايش. تحف العقول، ص 320[h=5]حدیث (2) امام صادق عليهالسلام :[/h]خَمْسُ خِصالٍ مَنْ فَـقَـدَ واحِدَةً مِنْهُنَّ لَمْ يَزَلْ ناقِصَ العَيْشِ زائِلَ الْعَقْلِ مَشْغولَ الْقَلْبِ، فَاَوَّلُّها: صِحَّةُ البَدَنِ وَ الثّانيَةُ: اَلاَْمْنُ وَ الثّالِثَةُ: اَلسَّعَةُ فِى الرِّزْقِ، وَ الرّابِعَةُ: اَلاَْنيسُ الْمُوافِقُ (قال الراوى:) قُلْتُ: و مَا الاَْنيسُ الْمُوافِقُ؟ قال: اَلزَّوجَةُ الصّالِحَةُ، وَ الوَلَدُ الصّالِحُ، وَ الْخَليطُ الصّالِحُ وَ الخامِسَةُ: وَ هِىَ تَجْمَعُ هذِه الْخِصالَ: الدَّعَةُ؛پنج چيز است كه هر كس يكى از آنها را نداشته باشد، همواره در زندگىاش كمبود دارد و كم خرد و دل نگران است: اول، تندرستى، دوم امنيت، سوم روزى فراوان، چهارم همراهِ همرأى. راوى پرسيد: همراهِ همرأى كيست؟ امام فرمودند: همسر و فرزند و همنشين خوب و پنجم كه در برگيرنده همه اينهاست، رفاه و آسايش است.خصال، ص 284[h=5]حدیث (3) امام على عليهالسلام :[/h][h=5][/h][h=5][/h][h=5][/h]وُصولُ الْمَرْءِ اِلى كُلِّ ما يَبْتَغيهِ مِنْ طيبِ عَيْشِهِ وَ اَمنِ سِرْبِهِ وَ سَعَةِ رِزْقِهِ بِحُسْنِ نيَّتِهِ وَ سَعَةِ خُلْقِهِ؛انسان، با نيّت خوب و اخلاق خوب، به تمام آنچه در جستجوى آن است، از زندگى خوش و امنيت محيط و روزى زياد، دست مىيابد.غررالحكم، ح 10141 [/TD] [/TR] [/TABLE]
پاسخ : احادیث درباره مصالح اجتماعی تشكر از مردم [TABLE="width: 95%"] [TR] [TD][h=5]حدیث (1) امام سجاد عليه السلام :[/h] أمّا حَقُّ ذِى المَعروفِ عَلَيكَ فَأن تَشكُرَهُ وتَذكُرَ مَعروفَهُ، وَ تُكسِبَهُ المَقالَةَ الحَسَنَةَ وَتُخلِصَ لَهُ الدُّعاءَ فيما بَينَكَ وَ بَينَ اللّه عَزَّوَجَلَّ، فَإذا فَعَلتَ ذلِكَ كُنتَ قَد شَكَرتَهُ سِرّا وَ عَلانيَةً ، ثُمَّ إن قَدَرتَ عَلى مُكافاتِهِ يَوما كافَيتَهُ؛ حق كسى كه به تو نيكى كرده ، اين است كه از او تشكر كنى و نيكيش را به زبان آورى و از وى به خوبى ياد كنى و ميان خود و خداى عزوجل برايش خالصانه دعا كنى ، هرگاه چنين كردى بى گمان پنهانى و آشكارا از او تشكر كرده اى . سپس اگر روزى توانستى نيكى او را جبران كنى ، جبران كن . خصال، ص 568[h=5]حدیث (2) امام رضا عليه السلام :[/h] مَن لَم يَشكُرِ المُنعِمَ مِنَ المَخلوقينَ لَم يَشكُرِ اللّه عَزَّوَجَلَّ؛ هر كس در مقابل خوبى مردم تشكر نكند، از خداى عزّوجلّ تشكر نكرده است. عيون الاخبارالرضاعليه السلام، ج1، ص27، ح2[h=5]حدیث (3) امام على عليه السلام :[/h] إنَّ مَكرَمَةً صَنَعتَها إلى أحَدٍ مِن النّاسِ ، إنّما أكرَمتَ بِها نَفسَكَ وزَيَّنتَ بِها عِرضَكَ، فَلا تَطلُب مِن غَيرِكَ شُكرَ ما صَنَعتَ إلى نَفسِكَ؛ اگر به كسى خوبى كردى در واقع با اين كار خود را گرامى داشته اى و به خودت آبرو داده اى، پس به سبب خوبى اى كه به خودت كرده اى از ديگران خواهان تشكر مباش . غررالحكم، ج2، ص542، ح3542 [h=5]حدیث (4) امام على عليه السلام :[/h] شُكرُكَ لِلرّاضى عَنكَ يَزيدُهُ رِضا وَوَفاءً، سپاسگزارى تو از كسى كه از تو راضى است، موجب رضايت و وفادارى بيشتر او مى شود. غررالحكم، ج4، ص161، ح5668 [h=5]حدیث (5) امام على عليه السلام :[/h] شُكرُكَ لِلسّاخِطِ عَلَيكَ يوجِبُ لَكَ مِنهُ صَلاحا وَتَعَطُّفا؛ سپاسگزاريت از كسى كه از تو ناخشنود است، سبب رفع ناراحتى و مهربانى او نسبت به تو مى شود. غررالحكم، ج4، ص161، ح5669 [h=5]حدیث (6) امام على عليه السلام :[/h] مَن صَنَعَ بِمِثلِ ما صُنِعَ اِلَيهِ فَاِنَّما كافاهُ وَمَن اَضعَفَهُ كانَ شَكورا؛ هر كس در برابر خوبى اى كه به او شده همانند آن را انجام دهد آن را تلافى كرده است و اگر بيشتر از آن خوبى كند، سپاسگزارى نموده است. كافى، ج4، ص28، ح1 [h=5]حدیث (7) امام رضا عليه السلام :[/h] إنَّ اللّه عَزَّوَجَلَّ أَمَرَ ... بِالشُّكرِ لَهُ وَلِلوالِدَينِ فَمَن لَم يَشكُر والِدَيهِ لَم يَشكُرِ اللّه ؛ خداى عزّوجلّ دستور داد ... به سپاسگزارى از خود و از پدر و مادر، پس كسى كه از پدر و مادر خود سپاسگزارى نكند از خداوند سپاسگزارى نكرده است. خصال، ص156، ح196 [h=5]حدیث (8) امام صادق عليه السلام :[/h] لَعَنَ اللّه قاطِعى سُبُلَ المَعروفِ قيلَ وَما قاطِعوا سُبُلِ المَعروفِ؟ قالَ: اَلرَّجُلُ يُصنَعُ إلَيهِ المَعروفَ فَيَكفُرُهُ ، فَيَمتَنِعُ صاحِبُهُ مِن أن يَصنَعَ ذلِكَ إلى غَيرِهِ؛ خدا لعنت كند راهزنان نيكى را. سئوال شد راهزنان نيكى چه كسانى هستند؟ فرمودند: كسى كه به او نيكى شود، و او ناسپاسى كند، در نتيجه نيكوكار را از نيكى به ديگران باز دارد. كافى، ج4، ص33، ح1 [h=5]حدیث (9) امام على عليه السلام :[/h] لا يُزَهِّدَنَّكَ فِى المَعروفِ مَن لا يَشكُرُ لَكَ، فَقَد يَشكُرُكَ عَلَيهِ مَن لا يَستَمتِعُ بِشَى ءٍ مِنهُ، وَقَد تُدرِكُ مِن شُكرِ الشّاكِرِ أكثَرَ مِمّا أضاعَ الكافِرُ ، واللّه يُحِبُّ المُحسِنينَ؛ تشكر نكردن ديگران از تو نبايد تو را به خوبى كردن بى رغبت سازد، زيرا كسى كه از آن نيكى كم ترين بهره اى نمى برد (يعنى خداوند) از تو قدردانى مى كند و از سپاسگزارى اين سپاسگزار به بيش از آن چيزى مى رسى كه فرد ناسپاس فرو گذاشته است و خداوند نيكوكاران را دوست دارد. نهج البلاغه، حكمت 204 [h=5]حدیث (10) امام صادق عليه السلام :[/h] إنَّ المُؤمِنَ مُكَفَّرٌ وذلِكَ أنَّ مَعروفَهُ يَصعَدُ إلىَ اللّه تَعالى فَلا يَنتَشِرُ فِى النّاسِ ، والكافِرُ مَشهورٌ وذلِكَ أنَّ مَعروفَهُ لِلنّاسِ يَنتَشِرُ فِى النّاسِ ولا يَصعَدُ إلَى السَّماءِ؛ مؤمن ناسپاسى مى شود، زيرا خوبى او به درگاه خداى تعالى بالا مى رود و در ميان مردم شايع نمى شود، اما خوبى هاى كافر شايع مى شود چون براى مردم است و به درگاه الهى بالا نمى رود. علل الشرايع، ج2، ص560، ح1 [h=5]حدیث (11) پيامبر صلىاللهعليهوآله :[/h] أفضَلُ النّاسِ عِندَ اللّه مَنزِلَةً وَأَقرَبُهُم مِنَ اللّه وَسيلَةً المُحسِنُ يُكَفَّرُ إحسانُهُ؛ بهترين مردم در نزد خداوند و نزديك ترين آنان به او، نيكوكارى است كه از نيكى او قدردانى نمى شود. بحارالأنوار، ج75، ص44، ح1 [/TD] [/TR] [/TABLE]
پاسخ : احادیث درباره مصالح اجتماعی جماعت [TABLE="width: 95%"] [TR] [TD][h=5]حدیث (1) پيامبر صلىاللهعليهوآله :[/h] كُلوا جَميعا وَ لا تَفَرَّقوا فَاِنَّ البَرَكَةَ مَعَ الجَماعَةِ؛با هم غذا بخوريد و پراكنده نباشيد، كه بركت با جماعت است. بحارالأنوار، ج 66، ص 349[h=5]حدیث (2) پيامبر صلىاللهعليهوآله :[/h] اَلجَماعَةُ بَرَكَةٌ وَ السَّحوُر بَرَكَةٌ وَ اِطعامٌ مِنَ اللَّيلِ بَرَكَةٌ. تَسَحَّروا تَزدادوا قُوَّةً، تَسَحَّروا تُصيبُوا السُّنَّةَ، تَسَحَّروا وَ لَو بِجُرعَةٍ مِن ماءٍ ؛ جماعت، غذاى سحر و غذا دادن در شب، بركت است. سحرى بخوريد تا نيرويتان زياد شود. سحرى بخوريد تا به سنّت عمل كرده باشيد؛ سحرى بخوريد هر چند يك جرعه آب باشد. تيسير المطالب، ص 282[h=5]حدیث (3) امام على عليهالسلام :[/h]ـ وَ قَدْ سُئِلَ عَنْ تَفسيرِ السُّنَّةِ وَ الْبِدْعَةِ وَ الْجَماعَةِ وَ الْفُرْقَهِ ـ : اَلسُّنَّةُ ـ و اللّهِ ـ سُنَّةُ مُحمِّدٍ صلىاللهعليهوآله وَ الْبِدْعَةُ ما فارَقَها وَ الْجَماعَةُ ـ وَ اللّهِ ـ مُجامَعَةُ اَهْلِ الْحَقِّ وَ اِنْ قَلّوا وَ الْفُرقَةُ مُجامَعَةُ اَهْلِ الْباطِلِ وَ اِنْ كَثُروا؛در پاسخ به پرسش از معناى سنّت، بدعت، جماعت و تفرقه فرمودند: به خدا سوگند، سنّت، همان سنّت محمّد صلىاللهعليهوآله است و بدعت آنچه خلاف آن باشد و به خدا قسم، جماعت، همدست شدن با اهل حق است هر چند اندك باشند و تفرقه، همدستى با اهل باطل است هر چند بسيار باشند. كنزالعمّال، ح 1644[/TD] [/TR] [/TABLE]
پاسخ : احادیث درباره مصالح اجتماعی قرض [TABLE="width: 95%"] [TR] [TD][h=5]حدیث (1) پيامبر صلىاللهعليهوآله :[/h]اَلصَّدَقَةُ بِعَشرَةٍ وَ القَرضُ بِثَمانِيَةَ عَشرَ وَ صِلَةُ الاِخوانِ بِعِشرينَ وَ صِلَةُ الرَّحِمِ بِاَربَعَةٍ وَ عِشرينَ؛صدقه دادن، ده حسنه، قرض دادن، هجده حسنه، رابطه با برادران [دينى]، بيست حسنه و صله رحم، بيست و چهار حسنه دارد.كافى، ج 4، ص 10، ح 3[h=5]حدیث (2) امام صادق عليهالسلام :[/h]لا خَيرَ فى مَن لايُحِبَّ جَمعَ المالِ مِن حَلالٍ فَيَكُفَّ بِهِ وَجهَهُ وَيَقضىَ بِهِ دَينَهُ؛خيرى در آن كس نيست كه دوست ندارد از راه حلال مالى بدست آورد كه آبرويش را حفظ و قرضش را با آن ادا نمايد. بحارالأنوار، ج103، ص7، ح30[h=5]حدیث (3) پيامبر صلىاللهعليهوآله :[/h] مَنْ أَخَذَ أَمْوالَ النّاسِ يُريدُ أَداءَها أَدَّى اللّهُ عَنْهُ وَمَنْ أَخَذَها يُريدُ إِتْلافَها اَتْلَفَهُ اللّهُ؛هر كس اموال مردم را بگيرد و قصد پرداخت آن را داشته باشد خداوند آن را بپردازد (او را يارى مىكند) و هر كس اموال مردم را بگيرد و قصد تلف كردن داشته باشد خداوند آن را تلف كند. نهج الفصاحه، ح 2979[h=5]حدیث (4) پيامبر صلىاللهعليهوآله :[/h] إِنَّ اللّهَ تَعالى مَعَ الدّائِنِ حَتّى يَقْضىَ دَيْنَهُ مالَمْ يَكُنْ دَيْنُهُ فيما يَكْرَهُ اللّهُ؛خداوند يار قرضدار است تا قرض خود را بپردازد بهشرط آنكه قرض وى بر خلاف رضاى خدا نباشد. نهج الفصاحه، ح 733[h=5]حدیث (5) پيامبر صلىاللهعليهوآله :[/h] مَنْ أَقْرَضَ مَلْهوفا فَأَحْسَنَ طِلْبَتَهُ اسْتَأْنَفَ الْعَمَلَ وَ أَعْطاهُ اللّه بِكُلِّ دِرْهَمٍ أَلْفَ قِنْطارٍ مِنَ الْجَنَّةِ؛ هر كس به گرفتار و درمانده اى قرض بدهد و در پس گرفتن آن خوشرفتارى كند [گناهانش پاك شده] اعمالش را دوباره شروع مى كند و خداوند در برابر هر درهم، هزار قنطار (ثروتى فراوان) در بهشت به او عطا كند. ثواب الاعمال، ص 289[h=5]حدیث (6) پيامبر صلىاللهعليهوآله :[/h][h=5][/h][h=5][/h][h=5][/h] مَنِ احْتاجَ إِلَيْهِ أَخوهُ الْمُسْلِمُ فى قَرْضٍ وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَيْهِ فَلَمْ يَفْعَلْ حَرَّمَ اللّه عَلَيْهِ ريحَ الْجَنَّةِ؛ كسى كه برادر مسلمانش در قرضى به او نياز پيدا كند و او بتواند قرض بدهد و چنين نكند، خداوند بوى بهشت را بر او حرام مى كند. امالى صدوق، ص 516[h=5]حدیث (7) پيامبر صلىاللهعليهوآله :[/h] كَمالايَحِلُ لِغَريمِكَ أَنْ يَمْطُلَكَ وَهُوَمُؤْسِرٌفَكَذلِكَ لايَحِلُّ لَكَ أَنْ تَعْسِرَهُ إِذا عَلِمْتَ أَنَّهُ مُعْسِرٌ؛ همانطور كه براى آن كسى كه از تو قرض گرفته جايز نيست كه اداء آن را به تأخير بيندازد، پس براى تو هم جايز نخواهد بود كه با اين كه مى دانى او تنگدست است از او مطالبه كنى. ثواب الاعمال، ص 138[h=5]حدیث (8) امام رضا عليه السلام : [/h] اِعْلَمْ أَنَّ مَنِ اسْتَدانَ دَيْنا وَنَوى قَضاءَهُ، فَهُوَ فى أَمانِ اللّه حَتّى يَقْضيَهُ، فَإنْ لَمْ يَنْوِ قَضاءَهُ فَهُوَ سارِقٌ؛ كسى كه قرض بگيرد در صورتى كه تصميم داشته باشد آن را پس دهد در امان خداست تا آن را اداء كند ولى اگر تصميم نداشته باشد آن را به صاحبش برگرداند، دزد محسوب مى شود. فقه الرضا، ص 268[h=5]حدیث (9) پيامبر صلىاللهعليهوآله :[/h] مَنْ أَرادَ تُسْتَجابُ دَعْوَتُهُ وَأَنْ تُكْشَفَ كُرْبَتُهُ فَلْيُفَرِّجْ عَنْ مُعْسِرٍ؛ هر كس مى خواهد دعايش مستجاب و اندوهش برطرف شود، به تنگدست مهلت دهد. كنزالعمال، ج 6، ص 215، ح 15398[h=5]حدیث (10) پيامبر صلىاللهعليهوآله :[/h] أَقِلَّ مِنَ الدَّيْنِ تَعِشْ حُرّا؛ قرض كمتر گير تا آزاد باشى. نهج الفصاحه، ح 432[h=5]حدیث (11) امام صادق عليه السلام :[/h] لاَِنْ اُقْرِضَ قَرْضا اَحَبُّ اِلَىَّ مِنْ اَنْ اَصِلَ بِمِثْلِهِ؛ مالى را قرض بدهم، بيشتر دوست دارم تا آن را ببخشم. بحارالانور، ج 103، ص 139، ح 5[h=5]حدیث (12) امام صادق عليه السلام :[/h] عَنْ اَبى موسى، قالَ: قُلْتُ لاَِبى عَبْدِاللّه عليه السلام : جُعِلْتُ فِداكَ يَسْتَقْرِضُ الرَّجُلُ وَ يَحِجُّ؟ قالَ: نَعَمْ، قُلْتُ: يَسْتَقْرِضُ وَ يَتَزَوَّجُ؟ قالَ: نَعَمْ، اِنَّهُ يَنْتَظِرُ رِزْقَ اللّه غُدْوَةً وَ عَشيَّةً؛ ابو موسى مى گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم: فدايت شوم، آيا مرد، مى تواند قرض بگيرد و حج برود؟ فرمودند: بله، عرض كردم: آيا مى تواند قرض بگيرد و ازدواج كند؟ فرمودند: بله، قرض كند و ازدواج نمايد و شب و روز منتظر روزى خدا باشد. وسائل الشيعه، ج 13، ص 82 ، ح 1[h=5]حدیث (13) امام صادق عليه السلام :[/h][h=5][/h][h=5][/h][h=5][/h] فَاِنْ اَعْطاهُ اَكْثَرَ مِمّا اَخَذَهُ مِنْ شَرْطٍ بَيْنَهُما فَهُوَ مُباحٌ لَهُ، وَ لَيْسَ لَهُ عِنْدَ اللّه ثَوابٌ فيما اَقْرَضَهُ؛ اگر قرض گيرنده بدون قرار قبلى، سودى به قرض دهنده بدهد مُباح است، ولى آن قرض دهنده پاداشى از خدا نخواهد گرفت. بحارالانوار، ج 103، ص 157، ح 1[h=5]حدیث (14) امام على عليه السلام :[/h][h=5][/h][h=5][/h][h=5][/h] وَ اغْتَنِمْ مَنِ اسْتَقْرَضَكَ فى حالِ غِناكَ لِيَجْعَلَ قَضاءَهُ لَكَ فى يَوْمِ عُسْرَتِكَ؛ غنيمت بدان كسى را كه در زمان توانگريت از تو قرض بخواهد تا در روز تنگدستى ات (قيامت) بپردازد. نهج البلاغه، از نامه 31[h=5]حدیث (15) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h][h=5][/h][h=5][/h][h=5][/h] اَلدَّيْنُ دَيْنانِ: فَمَنْ ماتَ وَ هُوَ يَنْوى قَضاءَهُ فَاَنَا وَليُّهُ وَ مَنْ ماتَ وَلايَنْوى قَضاءَهُ فَذاكَ الَّذى يُؤْخَذُ مِنْ حَسَناتِهِ لَيْسَ يَوْمَئِذٍدينارٌوَلادِرْهَمٌ؛ قرض بر دو نوع است: هر كس از دنيا برود و قصد داشته باشد كه قرض خود را بپردازد من سرپرست او خواهم بود و هر كس از دنيا برود و قصد داشته باشد كه قرض خود را نپردازد، در مقابل آن از اعمال نيك او بر مى دارند، زيرا در آن روز دينار و درهمى نيست. نهج الفصاحه، ح 1609[h=5]حدیث (16) امام على عليه السلام :[/h][h=5][/h][h=5][/h][h=5][/h] اِيّاكُمْ وَ الدَّيْنَ فَاِنَّهُ مَذَلَّةٌ بِالنَّهارِ، وَ مَهَمَّةٌ بِاللَّيلِ وَ قَضاءٌ فِى الدُّنْيا وَ قَضاءٌ فِى الآْخِرَةِ؛ زير بار بدهى نرويد زيرا بدهكارى خوارى روز و اندوه شب است و در دنيا و آخرت باز پرداختى دارد. كافى، ج 5، ص 95، ح 11[h=5]حدیث (17) امام على عليه السلام :[/h][h=5][/h][h=5][/h][h=5][/h] كَثْرَةُ الدَّيْنِ تُصَيِّرُ الصّادِقَ كاذِبا وَ المُنْجِزَ مُخْلِفا؛ بدهى بسيار، راستگو را دروغگو و خوش قول را بدقول مى گرداند. غررالحكم، ج 4، ص 592، ح 7105[h=5]حدیث (18) امام على عليه السلام :[/h][h=5][/h][h=5][/h][h=5][/h] اَلدَّيْنُ رِقٌّ فَلا تَبْذُلْ رِقَّكَ لِمَنْ لا يَعْرِفُ حَقَّكَ؛ بدهى (نوعى) بندگى است، پس زمام اختيار خود را به كسى كه حق تو را نمى شناسد مسپار (كنايه از اين است كه از هر كس قرض نگير). شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد،ج20،ص306،ح503[h=5]حدیث (19) امام على عليه السلام :[/h][h=5][/h][h=5][/h][h=5][/h] وَ اغْتَنِمْ مَنِ اسْتَقْرَضَكَ فى حالِ غِناكَ لِيَجْعَلَ قَضاءَهُ لَكَ فى يَوْمِ عُسْرَتِكَ؛ غنيمت بدان كسى را كه در زمان توانگريت از تو قرض بخواهد تا در روز تنگدستى ات (قيامت) بپردازد. نهج البلاغه، از نامه 31[h=5]حدیث (20) امام كاظم عليه السلام :[/h][h=5][/h][h=5][/h][h=5][/h]عَنْ عَلىِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ اَخيهِ موسَى بْنِ جَعْفَرٍ عليه السلام قالَ: وَ سَاَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ اَعْطى رَجُلاً مِاَةَ دِرْهَمٍ عَلى اَنْ يُعْطيَهُ خَمْسَةَ دَراهِمَ اَوْ اَقَلَّ اَوْ اَكْثَرَ قالَ: هذَا الرِّبَا الْمَحْضُ؛على بن جعفر مى گويد: از برادرم امام كاظم عليه السلام در مورد مردى كه صد درهم قرض به ديگرى داد به اين شرط كه پنج درهم يا كمتر يا بيشتر به او بدهد پرسيدم؟ فرمودند: اين عمل رباى محض است.وسائل الشيعه، ج 13، ص 108، ح 7[h=5] حدیث (21) امام صادق (ع):[/h]ثَلاثٌ تـُورِثُ المَحَبَّه: الـدَیـنُ وَ التَّـواضُعُ وَ البَذلُ؛سه چیز است که محبت آورد: قـرض دادن و فـروتنـى و بخشـش.تحف العقول، ص 316 [h=5]حدیث (21) امام حسين(سلام الله علیه):[/h][h=5][/h][h=5][/h][h=5][/h]لاتَرفَعْ حاجَتَكَ إلّا إلى أحَدِ ثَلاثَةٍ: إلى ذي دينٍ أو مُرُوَّةٍ أو حَسَبٍ جز به نزد يكى از اين سه كس حاجت مبر: ديندار يا صاحب مروّت يا داراى اصالت خانوادگى ميزان الحكمة- ح 4488 [/TD] [/TR] [/TABLE]
پاسخ : احادیث درباره مصالح اجتماعی حيا [TABLE="width: 95%"] [TR] [TD][h=5]حدیث (1) امام على عليه السلام :[/h] اَلحَياءُ مِفتاحُ كُلِّ الخَيرِ؛ حيا كليد همه خوبى هاست. غررالحكم، ج1، ص93، ح340 [h=5]حدیث (2) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h] اَلحَياءُ زينَةُ السلامِ؛ حيا زينت اسلام است. مستدرك الوسايل، ج1، ص488، ح1244[h=5]حدیث (3) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h] إنَّ اللّه يُحِبُّ الحَيِىَّ الحَليمَ العَفيفَ المُتَعفِّفَ؛ خداوند انسان با حياىِ بردبارِ پاك دامنى را كه پاكدامنى مى ورزد، دوست دارد. كافى، ج2، ص112، ح8 [h=5]حدیث (4) امام كاظم عليه السلام :[/h] اَلحَياءُ مِنَ اليمانِ وَاليمانُ فِى الجَنَّةِ وَالبَذاءُ مِنَ الجَفاءِ وَالجَفاءُ فِى النّارِ؛ حيا از ايمان و ايمان در بهشت است و بدزبانى از بى مهرى و بدرفتارى است و بدرفتارى در جهنم است. بحارالأنوار، ج78، ص309، ح1 [h=5]حدیث (5) امام صادق عليه السلام :[/h] اَلحَياءُ عَلى وَجهَينِ فِمِنهُ ضَعفٌ وَمِنهُ قُوَّةٌ وَإسلامٌ وَإيمانٌ؛ حيا بر دو گونه است: يكى حياى ضعف و ناتوانى و ديگرى حياى قدرت و اسلام و ايمان. بحارالأنوار، ج78، ص242، ح108 [h=5]حدیث (6) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h] اَلحَياءُ عَشَرَةُ أَجزاءٍ فَتِسعَةٌ فِى النِّساءِ وَواحِدٌ فِى الرِّجالِ؛ حيا ده جز دارد، نه جزء آن در زنان است و يك جزء در مردان. كنزالعمال، ج3، ص121، ح5769 [h=5]حدیث (7) امام على عليه السلام :[/h] غايَةُ الحَياءِ أن يَستَحيِىَ المَرءُ مِن نَفسِهِ؛ اوج حيا اين است كه آدمى از خودش حيا كند. غررالحكم، ج4، ص373، ح6369 [h=5]حدیث (8) امام على عليه السلام :[/h] ثَلاثٌ لايُستَحيى مِنهُنَّ: خِدمَةُ الرَّجُلِ ضَيفَهُ وَقيامُهُ عَن مَجلِسِهِ لأَِبيهِ وَمُعَلِّمِهِ وَطَلَبُ الحَقِّ وَإن قَلّ؛ از سه كار حيا نبايد كرد: خدمت به ميهمان، از جا برخاستن در برابر پدر و آموزگار خويش و طلب حق گرچه اندك باشد. غررالحكم، ج3، ص338، ح4666 [h=5]حدیث (9) امام على عليه السلام :[/h] اَلحَياءُ مِنَ اللّه يَمحو كَثيرا مِنَ الخَطايا؛ حيا از خدا بسيارى از گناهان را پاك مى كند. غررالحكم، ج1، ص399، ح1548 [h=5]حدیث (10) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h] أمَّا الحَياءُ فَيَتَشَعَّبُ مِنهُ اللِّينُ، والرّأفَةُ، والمُراقَبَةُ للّه فِى السِّرِّ والعَلانيَةِ، والسَّلامَةُ، واجتِنابُ الشَّرِّ، والبَشاشَةُ، والسَّماحَةُ، والظَّفَرُ، وحُسنُ الثَّناءِ عَلَى المَرءِ فِى النّاسِ، فَهذا ما أصابَ العاقِلَ بِالحَياءِ، فَطُوبى لِمَن قَبِلَ نَصيحَةَ اللّه وخافَ فَضيحَتَهُ؛ اما شاخه هاى حيا عبارتند از: نرمش، مهربانى، در نظر داشتن خدا در آشكار و نهان، سلامت، دورى از بدى، خوشرويى، گذشت، بخشندگى ، پيروزى و خوشنامى در ميان مردم، اينها فوايدى است كه خردمند از حيا مى برد. خوشا بحال كسى كه نصيحت خدا را بپذيرد و از رسوايى خودش بترسد. تحف العقول، ص 17 [h=5]حدیث (11) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h] اَلحَياءُ حَسَنٌ وَلكِن فِى النِّساءِ أَحسَنُ؛ حيا خوب است ولى براى زنان خوب تر است. نهج الفصاحه، ح 2006 [h=5]حدیث (12) امام باقر عليه السلام :[/h] فى قَولِهِ «قُولُوا لِلنّاسِ حُسنا» قال: قُولوا لِلنّاسِ أحسَنَ مَا تُحبّونَ أن يُقالَ لَكُم، فَاِنَّ اللّه عزَّوَجلَّ يُبغِضُ اللَّعّانَ السَّبّابَ الطَّعّانَ عَلىَ المُؤمِنين، اَلفاحِشَ المُتَفَّحِشَ السّائَلَ المُلحِفَ، وَ يُحِبُّ الحَيّى الحَليمَ اَ لعفيفَ المُتعَفِّـفَ؛ درباره اين گفته خداوند كه «با مردم به زبان خوش سخن بگوييد» فرمود: بهترين سخنى كه دوست داريد مردم به شما بگويند، به آنها بگوييد، چرا كه خداوند، لعنت كننده، دشنام دهند، زخم زبان زن بر مؤمنان، زشت گفتار، بدزبان و گداى سمج را دشمن مى دارد و با حيا و بردبار و عفيفِ پارسا را دوست دارد. امالى صدوق، ص 326 [h=5]حدیث (13) امام على عليه السلام :[/h] اَصلُ المُروءَةِ الحَياءُ وَ ثَمَرَتُهَا العِفَّةُ؛ ريشه مردانگى حيا و ميوه اش پاكدامنى است. غررالحكم، ج2، ص418، ح3101 [h=5]حدیث (14) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h] إِذا رَأَيتَ مِن أَخيكَ ثَلاثَ خِصالٍ فَارجُهُ: اَلحَياءُ وَالمانَةُ وَالصِّدقُ؛ هر گاه در برادر (دينى) خود سه صفت ديدى به او اميدوار باش: حيا، امانتدارى و راستگويى. نهج الفصاحه، ح 205 [h=5] حدیث (15) امام على عليهالسلام : [/h] اَلْمُؤْمِنُ حَيىٌّ غَنىُّ مُوقِرٌ تَقىٌٌّّ؛ مؤمن، با حيا، بىنياز، باوقار و پرهيزگار است. غررالحكم، ح 1852 [h=5]حدیث (16) رسول اكرم صلى الله عليه و آله : [/h]إِذا رَأَيْتَ مِنْ أَخيكَ ثَلاثَ خِصالٍ فَارْجُهُ: اَلْحَياءُ وَالأَْمانَةُ وَالصِّدْقُ؛ هر گاه در برادر (دينى) خود سه صفت ديدى به او اميدوار باش: حيا، امانتدارى و راستگويى. نهج الفصاحه، ح 205 [h=5]حدیث (17) پيامبر صلىاللهعليهوآله :[/h] اَلْعَدْلُ حَسَنٌ وَلكِنْ فِى الاُْمَراءِ اَحْسَنُ، وَ السَّخاءُ حَسَنٌ وَلكِنْ فِى الاَْغْنياءِ اَحْسَنُ، اَلْوَرَعُ حَسَنٌ وَلكِنْ فِى الْعُلَماءِ اَحْسَنُ، اَلصَّبْرُ حَسَنٌ وَلكِنْ فِى الْفُقَراءِ اَحْسَنُ، اَلتَّوبَةُ حَسَنٌ وَلكِنْ فِى الشَّبابِ اَحْسَنُ، اَلْحَياءُ حَسَنٌ وَلكِنْ فِى النِّساءِ اَحْسَنُ؛ عدالت نيكو است اما از دولتمردان نيكوتر، سخاوت نيكو است اما از ثروتمندان نيكوتر؛ تقوا نيكو است اما از علما نيكوتر؛ صبر نيكو است اما از فقرا نيكوتر، توبه نيكو است اما از جوانان نيكوتر و حيا نيكو است اما از زنان نيكوتر. نهج الفصاحه، ح 2006 [h=5]حدیث (18) ابى سعيد الخدرى :[/h]كانَ رَسولُ اللّهِ صلىاللهعليهوآله اَشَدَّ حَياءً مِنَ العَذراءِ فى خِدْرِها. و كانَ اِذا كَرِهَ شَيئا عَرَفْناهُ فى وَجْهِهِ؛ رسول اكرم صلىاللهعليهوآله از دختران پشت پرده با حياتر بودند، و اگر چيزى را دوست نمىداشتند، از چهرهشان مىفهميديم. مكارم الأخلاق، ص 17 [h=5]حدیث (19) پيامبر صلىاللهعليهوآله :[/h]خَمْسٌ مِنْ سُنَنِ الْمُرْسَلينَ: اَْلْحَياءُ وَ الْحِلْمُ وَ الْحِجامَةُ وَ السِّواكُ وَ التَّعَطُّرُ؛ پنج چيز از سنت پيغمبران است: حيا، بردبارى، حجامت كردن، و مسواك و عطر زدن. نهج الفصاحه، ح 1463 [/TD] [/TR] [/TABLE]