مشورت [h=5]حدیث (1) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h] ما يَستَغنى رَجُلٌ عَن مَشوَرَةٍ؛ هيچ كس از مشورت بى نياز نيست. (نهج الفصاحه، ح 1637)[h=5] حدیث (2) امام حسن عليه السلام :[/h] ما تَشاوَرَ قَومٌ إِلاّ هُدوا إِلى رُشدِهِم؛ هيچ ملّتى با هم مشورت نكردند مگر آن كه راه درست خود را پيدا كردند. (تحف العقول، ص 233)[h=5]حدیث (3) امام على عليه السلام :[/h] خَيرُ مَن شاوَرتَ ذَوُواالنُّهى وَالعِلمِ وَاولُوا التَّجارِبِ وَالحَزمِ؛ بهترين كسى كه با او مشورت كنى كسى است كه صاحب عقل و علم و تجربه ها و دورانديشى باشد. (غررالحكم، ج3، ص428، ح4990)[h=5] حدیث (4) امام على عليه السلام :[/h] مَنِ استَبَدَّ بِرَيِهِ هَلَكَ وَمَن شاوَرَ الرَّجالَ شارَكَها فى عُقولِها؛ هر كس خود رأى شد هلاك مى شود و هر كس با افراد صاحب نظر مشورت كند در عقل آنان شريك مى شود. (نهج البلاغه، قصار161)[h=5]حدیث (5) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h] مُشاوَرَةُ العاقِلِ الناصِحِ رُشدٌ وَيُمنٌ وَتَوفيقٌ مِنَ اللّه فَإِذا أَشارَ عَلَيكَ النّاصِحُ العاقِلُ فَإِيّاكَ وَالخِلافَ فَإِنَّ فى ذلِكَ العَطَبَ؛ مشورت كردن با عاقِل خيرخواه مايه هدايت و ميمنت است و توفيقى است از جانب خداوند، پس هرگاه خيرخواه عاقل تو را راهنمايى كرد، مبادا مخالفت كنى كه موجب نابودى مى شود. (محاسن، ج2، ص602، ح25)[h=5] حدیث (6) امام على عليه السلام :[/h] شاوِر فى اُمورِكَ الَّذينَ يَخشَونَ اللّه تَرشُد؛ در كارهاى خود با افراد خدا ترس مشورت كن، تا راه درست را بيابى. (غررالحكم، ج4، ص179، ح5756)[h=5]حدیث (7) امام على عليه السلام :[/h] لا تَستَشِرِ الكَذّابَ فَإِنَّهُ كَالسَّرابِ يُقَرِّبُ عَلَيكَ البَعيدَ وَيُبَعِّهُ عَلَيكَ القَريبَ؛ با دروغگو مشورت نكن، چون دروغگو، مانند سراب، دور را در نظرت نزديك نشان مى دهد و نزديك را دور. (غررالحكم، ج6، ص310، ح10351)[h=5] حدیث (8) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h] مَنِ استَشارَهُ أَخوهُ المُؤمِنُ فَلَم يَمحَضهُ النَّصيحَةَ سَلَبَهُ اللّه لُبَّهُ؛ هر كس برادر مؤمنش با او مشورت كند و او صادقانه راهنمائيش نكند، خداوند عقلش را از او بگيرد. (بحارالأنوار، ج72، ص104، ح36)[h=5]حدیث (9) امام سجاد عليه السلام :[/h] حَقُّ المُستَشيرِ إِن عَلِمتَ أَنَّ لَهُ رَيا أَشَرتَ عَلَيهِ وَإِن لَم تَعلَم أَرشَدتَهُ إِلى مَن يَعلَمُ؛ حقّ مشورت كننده اين است، كه اگر براى راهنمايى او نظر دارى، راهنمائيش كنى و اگر اطلاعى نداشته باشى او را به كسى كه (در آن زمينه) آگاهى دارد راهنمايى كنى. (خصال، ص 570)[h=5] حدیث (10) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h] يا عَلىُّ لاتُشاوِر جَبانا فَإِنَّهُ يُضَيِّقُ عَلَيكَ المَخرَجَ وَلاتُشاوِرِ البَخيلَ فَإِنَّهُ يَقصُرُبِكَ عَن غايَتِكَ وَلاتُشاوِر حَريصا فَإِنَّهُ يُزَيِّنُ لَكَ شَرَّها؛ اى على با ترسو مشورت مكن، زيرا او راه بيرون آمدن از مشكل را بر تو تنگ مى كند و با بخيل مشورت مكن، زيرا او تو را از هدفت باز مى دارد و با حريص مشورت مكن، زيرا او حريص بودن را در نظرت زيبا جلوه مى دهد. (علل الشرايع، ج2، ص559، ح1)[h=5]حدیث (11) امام على عليه السلام :[/h] قَد خاطَرَ بِنَفسِهِ مَنِ استَغنى بِرَأيِهِ؛ هر كس خود را، از رأى و نظر ديگران بى نياز بداند، خودش را به خطر انداخته است. (من لايحضره الفقيه، ج 4، ص 388، ح 5834)[h=5] حدیث (12) امام على عليه السلام :[/h] اِذَا احتَجتَ اِلَى المَشوَرَةِ فى اَمرٍ قَد طَرَاَ عَلَيكَ فَاستَبدِهِ بِبِدايَةِ الشُّبّانِ، فَاِنَّهُم اَحَدُّ اَذهانا وَ اَسرَعُ حَدسا، ثُمَّ رُدَّهُ بَعدَ ذالِكَ اِلى رَىِ الكُهولِ وَ الشُيوخِ لِيَستَعقِبوهُ وَ يُحسِنُوا، اَلختيارَ لَهُ، فَاِنَّ تَجرِبَتَهُم اَكثَرُ؛ هرگاه به مشورت نيازمند شدى، نخست به جوانان مراجعه نما، زيرا آنان ذهنى تيزتر و حدسى سريع تر دارند. سپس (نتيجه) آن را به نظر ميان سالان و پيران برسان تا پيگيرى نموده، عاقبت آن را بسنجند و راه بهتر را انتخاب كنند، چرا كه تجربه آنان بيشتر است. (شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 20، ص 337، ح 866)[h=5]حدیث (13) امام على عليه السلام :[/h]لا غِنَی کالعَقلِ، و لا فَقرَ کالجَهلِ، و لا میراثَ کالاَدَب و لا ظَهیرَ کالمُشاوَرَه؛هیچ ثروتی چون عقل و هیچ فقری چون جهل و هیچ میراثی چون ادب و هیچ پشتیبانی چون مشورت نخواهد بود.(تحف العقول، ص89)[h=5]حدیث (14) امام على عليهالسلام :[/h] مَن شاوَرَ ذَوِى العُقولِ استَضاءَ بِاَنوارِ العُقولِ؛ هر كس با عقلا مشورت كند، از نور عقلها بهره مىبرد. (غررالحكم، ح 8634)[h=5]حدیث (15) امام صادق علیه السلام:[/h]لا تُشـاوِر اَحمَق وَ لا تَستَعِنَّ بَکَذّابٍ وَ لا تَثق بِمَوَدَهِ مُلُوک؛با احمق مشورت نکن و از دروغگو یارى مجو و به دوستى زمامداران اعتماد مکن.(تحف العقول،ص316)[h=5]حدیث (16) امام جواد علیه السلام :[/h]ثَلاثٌ مَن کُنَّ فِیهِ لَم یَندَم: تَرکُ العَجَلة ، وَ المَشوِرَة ، وَ التَّوَکُلُ عَلَی اللهِ عِندَ العَزمِ؛سه چیز است که هر کس آن را مراعات کند ، پشمیان نگردد : 1 - اجتناب از عجله ، 2 - مشورت کردن ، 3 - و توکل بر خدا در هنگام تصمیم گیری . (مسند الامام الجواد، ص 247)[h=5]حدیث (17) امام حسن علیه السلام :[/h]ما تَشاوَرَ قَومٌ إلاّ هُدُوا إلى رُشدِهِم. هيچ قومى با يكديگر مشورت نكردند مگر آن كه به راه پيشرفت خود رهنمون شدند. تحف العقول - ص233
پاسخ : احادیث درباره مصالح اجتماعی مدارا [h=5]حدیث (1) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h]أَمَرَنى رَبّى بِمُداراةِ النّاسِ كَما أَمَرَنى بِأَداءِ الفَرائِضِ؛ پروردگارم، همان گونه كه مرا به انجام واجبات فرمان داده، به مدارا كردن با مردم نيز فرمان داده است. كافى، ج2، ص117، ح4[h=5]حدیث (2) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h]أَعقَلُ النّاسِ أَشَدُّهُم مُداراةً لِلنّاسِ؛ عاقل ترين مردم كسى است كه بيشتر با مردم مدارا كند. من لايحضره الفقيه، ج4، ص395، ح5840[h=5]حدیث (3) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h]مَن أُعطِىَ حَظَّهُ مِنَ الرِّفقٍ فَقَد أُعطِىَ حَظَّهُ مِن خَيرِ الدُّنيا وَالآخِرَةِ؛ هر كس را كه بهره اى از مدارا داده اند، بدون شك بهره اش را از خير دنيا و آخرت داده اند. نهج الفصاحه، ح2838[h=5]حدیث (4) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h]ما كانَ الرِّفقُ فى شَى ءٍ إِلاّ زانَهُ؛ مدارا با چيزى همراه نشد مگر آن كه آن را زينت بخشيد. تحف العقول، ص 47[h=5]حدیث (5) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h]إنَّ اللّه يُحِبُّ الرِّفقَ وَيُعينُ عَلَيهِ؛ خداوند مدارا را دوست دارد و انسان را بر انجام آن يارى مى كند. كافى، ج2، ص120، ح12[h=5]حدیث (6) امام على عليه السلام :[/h]لَيسَ الحَكيمُ مَن لَم يُدارِ مَن لايَجِدُ بُدّا مِن مُداراتِهِ؛ حكيم نيست آن كس كه مدارا نكند با كسى كه چاره اى جز مدارا كردن با او نيست. بحارالأنوار، ج78، ص57، ح121[h=5]حدیث (7) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h]إِنَّ النبياءَ إِنَّما فَضَّلَهُمُ اللّه عَلى خَلقِهِ بِشِدَّةِ مُداراتِهِم لأَِعداءِ دينِ اللّه وَحُسنِ تَقيَّتِهِم لأَِجلِ إِخوانِهِم فِى اللّه ؛ خداوند از اين رو پيامبران را بر ديگر مردمان برترى داد كه با دشمنان دين خدا بسيار با مدارا رفتار مى كردند و براى حفظ برادران همكيش خود نيكو تقيه مى كردند. بحارالأنوار، ج75، ص401، ح42[h=5]حدیث (8) امام حسين عليه السلام :[/h]مَن أَحجَمَ عَنِ الرَّىِ وَعَيِيَت بِهِ الحِيَلُ كانَ الرِّفقَ مِفتاحُهُ؛ هر كس فكرش به جايى نرسد و راه تدبير بر او بسته شود، كليدش مداراست. بحارالأنوار، ج78، ص128، ح11[h=5]حدیث (9) امام صادق عليه السلام :[/h]فى قَولِهِ تَعالى (وَقولوا لِلنَّاسِ حُسنا) ـ : أى لِلنّاسِ كُلِّهِم مُؤمِنِهِم وَمُخالِفِهِم ، أَمَّا المُؤمِنونَ فَيَبسُطُ لَهُم وَجهَهُ ، وَأَمَّا المُخالِفونَ فَيُكَلِّمُهُم بِالمُداراةِ لاِجتِذابِهِم إِلَى اليمانِ ، فَإِنَّهُ بِأَيسَرَ مِن ذلِكَ يَكُفُّ شُرورَهُم عَن نَفسِهِ ، وعَن إخوانِهِ المُؤمِنينَ؛ درباره آيه (و با مردم سخن نيكو گوييد) فرمود: مقصود همه مردمان اعم از مؤمن و كافر است. اما با مؤمنان بايد گشاده رو بود و اما با كافران بايد به نرمى و مدارا سخن گفت، تا به سوى ايمان كشيده شوند و كمترين ثمرش اين است كه خود و برادران مؤمنش را از گزند آنان مصون مى دارد. بحارالأنوار، ج75، ص401، ح42[h=5]حدیث (10) امام على عليه السلام :[/h]دارِ النّاسَ تَمَن غَوائِلَهُم وَتَسلَم مِن مَكايِدِهِم؛ با مردم مدارا كن، تا از گزندهايشان در امان باشى و از نيرنگهايشان سالم بمانى. غررالحكم، ج4، ص15، ح128[h=5]حدیث (11) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h]اِنَّ فِى الرِّفقِ الزّيادَةَ وَ البَرَكَةَ وَ مَن يُحرَمِ الرِّفقُ يُحرَمِ الخَيرَ؛ در مدارا، فزونى و بركت است، و هر كس از مدارا محروم باشد، از خير، محروم شده است. كافى، ج 2، ص 119، ح 7[h=5]حدیث (12) امام حسن عسكرى عليه السلام : [/h]فى تفسير قوله تعالى «وَ قُولُوا لِلنّاسِ حُسنا» قالَ: قُولُوا لِلنّاسِ كُلِّهُم حُسنا مُؤمِنِهُم وَ مُخالِفِهُم، أمّا المؤمِنونَ فَيَبسُطُ لَهُم وَجهَهُ وَ أمّا المُخالِفونَ فَيُكَلِّمُهُم بِالمُداراةِ لاِجتِذابِهِم اِلىَ اليمانِ. فَاِنِ استَتَرَ مِن ذلِكَ بِكفِّ شُرورِهم عَن نَفسِهِ وَ عَن اِخوانِهِ المُؤمِنينَ؛ در تفسير آيه «با مردم به زبان خوش سخن بگوييد» فرمود: يعنى با همه مردم، چه مؤمن و چه مخالف، به زبان خوش سخن بگوييد. مؤمن، به هم مذهبان، روى خوش نشان مى دهد و با مخالفان، با مدارا سخن مى گويد تا به ايمان، جذب شوند و حتّى اگر نشدند، با اين رفتار، از بدى هاى آنان در حقّ خود و برادران مؤمنش، پيشگيرى كرده است. مستدرك الوسائل، ج 12، ص 261[h=5]حدیث (13) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h]لا يَأمُرُ بِالمَعروفِ وَلا يَنهى عَنِ المُنكَرِ إلاّ مَن كانَ فيهِ ثَلاثُ خِصالٍ : رَفيقٌ بِما يَأمُرُ بِهِ رَفيقٌ فيما يَنهى عَنهُ ، عَدلٌ فيما يَأمُرُ بِهِ عَدلٌ فيما يَنهى عَنهُ، عالِمٌ بِما يَأمُرُ بِهِ عالِمٌ بِما يَنهى عَنهُ؛ امر به معروف و نهى از منكر نكند مگر كسى كه سه خصلت در او باشد: در امر و نهى خود مدارا كند، در امر و نهى خود ميانه روى نمايد و به آنچه امر و نهى مى كند، دانا باشد. بحارالأنوار، ج100، ص87، ح64[h=5]حدیث (14) پيامبر صلىاللهعليهوآله :[/h]رَاْسُ الْعَقْلِ بَعْدَ الاْيمانِ بِاللّهِ مُداراةُ النّاسِ فى غَيْرِ تَرْكِ حَقٍّ؛ كمال عقل پس از ايمان به خدا، مدارا كردن با مردم است به شرط آن كه حق، ترك نشود. تحف العقول، ص 42[h=5]حدیث (15) امام على عليهالسلام :[/h]عَلَيكَ بِمُداراةِ النّاسِ وَ اِكْرامِ الْعُلَماءِ وَ الصَّفْحِ عَنْ زَلاّتِ الاِْخْوانِ فَقَدْ اَدَّبَكَ سَيِّدُ الاَْوَّلينَ وَ الآْخِرينَ بِقَولِهِ صلىاللهعليهوآله : اُعْفُ عَمَّنْ ظَـلَمَكَ وَ صِلْ مَنْ قَطَعَكَ وَ اَعْطِ مَنْ حَرَمَكَ ؛ تو را سفارش مىكنم به مداراى با مردم و احترام به علما و گذشت از لغزش برادران (دينى)؛ چرا كه سرور اولين و آخرين، تو را چنين ادب آموخته و فرموده است : «گذشت كن از كسى كه به تو ظلم كرده ، رابطه برقرار كن با كسى كه با تو قطع رابطه كرده و عطا كن به كسى كه از تو دريغ نموده است». اعلام الدين، ص 96[h=5]حدیث (16) امام صادق عليهالسلام :[/h]كَمالُ الاَْدَبِ وَالْمُروءَةِ سَبْعُ خِصالٍ : اَلْعَقلُ وَ الْحِلْمُ ، وَالصَّبْرُ ، وَالرِّفْقُ ، وَالصَّمْتُ ، وَحُسْنُ الْخُلْقِ وَ الْمُداراةُ؛ كمال ادب و مروت در هفت چيز است: عقل، بردبارى، صبر، ملايمت، سكوت، خوشاخلاقى و مدارا. بحار الأنوار ، ج 84 ، ص 325، ح 14[h=5]حدیث (17) پيامبر صلىاللهعليهوآله :[/h]اِنّا اُمِرْنا مَعاشِرَ الاَنْبياءِ بِمُداراةِ النّاسِ، كَما اُمِرْنا بِاِقامَةِ الفَرائِضِ؛ ما پيامبران، همانگونه كه به برپا داشتن واجبات مأمور شدهايم، به مدارا كردن با مردم نيز مأمور شده ايم. امالى طوسى، ص 521[h=5]حدیث (18) پيامبر صلىاللهعليهوآله :[/h]مَنْ حُرِمَ الرِّفْقَ فَقَدْ حُرِمَ الْخَيْرَ كُلَّهُ؛ هر كس از مدارا بىبهره باشد، از همه خوبىها بىبهره مانده است. نهج الفصاحه، ح 2809[h=5]حدیث (19) امام باقر عليه السلام :[/h]لَو یَعلَمُ السّائِلُ ما فی المَسألَةِ ما سالَ أحَدٌ أحَداً وَ لَو یَعلَمُ المَسئولُ ما فی المَنع ما مَنَعَ أحَدٌا أحَداً؛ اگر سائل می دانست که در درخواست چه چیزی نهفته است هرگز کسی از دیگری چیزی درخواست نمی کرد و اگر کسی که از او چیزی درخواست شده می دانست که در ناامید کردن چه چیزی نهفته است هرگز کسی دیگری را ناامید برنمی گرداند. بحار الانوار، ج75، ص180[h=5]حدیث (20) امام محمد باقر علیه السلام:[/h]اِنَّ لِکُلِّ شَیءٍ قُفلاً وَ قُفلُ الایمانِ الرِّفقُ؛ هر چیزی قفلی دارد و قفل ایمان مدارا کردن و نرمی است. جهاد النفس، ح271[h=5]حدیث (21) امام صادق علیه السلام:[/h]إنَ اللهَ رَفیقٌ یُحِبُّ الرّفقَ و یُعینُ عَلَیهِ؛با خداوند اهل مدارا است و مدارا را دوست دارد و (آدمی را) بر مدارا یاری می کند. جهاد النفس، ح 281[h=5]حدیث (22) امام سجاد علیه السلام:[/h]كَفّ الْأذى مِن كَمالِ الْعَقلِ وفِيهِ راحَةٌ لِلبَدَنِ عاجِلاً وآجِلاً؛ خوددارى از آزار ديگران، نشانه كمال خرد و مايه آسايش دو گيتى است تحف العقول، ص 283[h=5]حدیث (23) امام حسین علیه السلام:[/h]إنَّ حَوائِجَ الناسِ إلَیکم مِن نِعَمِ اللهِ عَلَیکم فَلا تَمَلّوا النِّعَمَ نیاز مردم به شما از نعمتهای خدا بر شما است. از این نعمت ها خسته و بیزار نباشید بحارالانوار ج74 ص205
پاسخ : احادیث درباره مصالح اجتماعی همت [h=5]حدیث (1) امام على عليه السلام :[/h] اَلشَّرَفُ بِالهِمَمِ العاليَةِ لا بِالرِّمَمِ الباليَةِ؛ شرافت به همّت هاى بلند است نه به استخوان هاى پوسيده. غررالحكم، ج2، ص106، ح1991[h=5] حدیث (2) امام على عليه السلام :[/h] اَلفِعلُ الجَميلُ يُنبِئُ عَن عُلُوِّ الهِمَّةِ؛ كردار زيبا از بلندى همّت خبر مى دهد. غررالحكم، ج1، ص365، ح1388[h=5]حدیث (3) امام على عليه السلام :[/h] اَلطّاعَةُ هِمَّةُ الكياسِ؛ فرمانبرى از خداوند همّت زيركان است. غررالحكم، ج1، ص162، ح616[h=5] حدیث (4) امام على عليه السلام :[/h] أَشرَفُ الهِمَمِ رِعايَةُ الذِّمامِ؛ شريف ترين همّت ها نگهدارى حق وحرمت هاورعايت عهدوپيمان هاست. غررالحكم، ج2، ص463، ح3305[h=5]حدیث (5) امام على عليه السلام :[/h] اَلكَفُّ عَمّا فى أَيدِى النّاسِ عِفَّةٌ وَكِبَرُ هِمَّةٍ؛ طمع نداشتن به آنچه در نزد مردم است، (نشان) عزت نفس و بلند همتى است. غررالحكم، ج1، ص365، ح1387[h=5] حدیث (6) امام على عليه السلام :[/h] مِن شَرَفِ الهِمَّةِ لُزومِ القِناعَةِ؛ پايبندى به قناعت، از والايى همّت است. غررالحكم، ج6، ص44، ح9435[h=5]حدیث (7) امام على عليه السلام :[/h] اِقصِر هِمَّتَكَ عَلى ما يَلزَمُكَ وَلا تَخُض فيما لا يَعنيكَ؛ همّت خود را صرف چيزهايى كن كه به آن نياز دارى و آنچه را به كار تو نمى آيد پى گيرى مكن. غررالحكم، ج2، ص182، ح2303[h=5] حدیث (8) امام على عليه السلام :[/h] نَعوذُ بِاللّه مِنَ المَطامِعِ الدَّنيَّةِ وَالهِمَمِ الغَيرِ المَرضيَّةِ؛ به خدا پناه مى بريم از مطامع پَست و همّت ها و خواسته هاى ناپسند. غررالحكم، ج6ف ص175، ح9974[h=5]حدیث (9) امام على عليه السلام :[/h] إنَّ سَمَت هِمَّتُكَ لإِِصلاحِ النّاسِ فَابدَ بِنَفسِكَ ، فَإِنَّ تَعاطيَكَ صَلاحَ غَيرِكَ وَأَنتَ فاسِدٌ أَكبَرُ العَيبِ؛ اگرهمّت والاى اصلاح مردم را در سردارى، از خودت آغاز كن، زيرا پرداختن تو به اصلاح ديگران، در حالى كه خود فاسد باشى بزرگترين عيب است. غررالحكم، ج3، ص23، ح3749[h=5] حدیث (10) امام على عليه السلام :[/h] ما أَبعَدَ الخَيرَ مِمَّن هِمَّتُهُ بَطنُهُ وَفَرجُهُ؛ چه دور است خير و خوبى از كسى كه همّ و غمش شكم و شرمگاه اوست. غررالحكم، ج6، ص93، ح9642[h=5] حدیث (11) امام على عليه السلام :[/h] اَلمَعصيَةُ هِمَّةُ الرجاسِ؛ نافرمانى از خدا همّت پليدان است. غررالحكم، ج1، ص162، ح617[h=5] حدیث (12) پيامبر صلى الله عليه و آله : [/h] إِنَّ الْمُؤْمِنَ هِمَّتُهُ فِي الصَّلاةِ وَالصِّيامِ وَالْعِبادَةِ وَالْمُنافِقُ هِمَّتُهُ فِي الطَّعامِ وَالشَّرابِ كَالْبَهيمَةِ؛ همّت مؤمن در نماز و روزه و عبادت است و همّت منافق در خوردن و نوشيدن؛ مانند حيوانات. تنبيه الخواطر،ج1، ص 94
پاسخ : احادیث درباره مصالح اجتماعی رحم [h=5]حدیث (1) رسول اكرم صلىاللهعليهوآله :[/h] إِنَّ اللّه رَحيمٌ يُحِبُّ الرَّحيمَ يَضَعُ رَحمَتَهُ عَلى كُلِّ رَحيمٍ؛ خداوند رحيم است و رحيم را دوست دارد و دستِ مهر خود را بر سر هر رحيمى مىگذارد. نهج الفصاحه، ح992[h=5] حدیث (2) رسول اكرم صلىاللهعليهوآله :[/h] وَالَّذى نَفسى بِيَدِهِ لايَدخُلُ الجَنَّةِ إِلاّ رَحيمٌ، قالوا: «كُلُّنا رَحيمٌ»، قالَ: لا حَتّى تَرحَمَ العامَّةَ؛ سوگند به آن كه جانم در دست اوست كسى جز شخص رحيم به بهشت نمىرود. عرض كردند: «همه ما دلرحم و مهربانيم»، فرمودند: نه، مگر آن گاه كه به عموم مردم رحم كنيد. نهج البلاغه، نامه49[h=5]حدیث (3) رسول اكرم صلىاللهعليهوآله :[/h] مَن رَحِمَ وَلَو ذَبيحَةَ عُصفورٍ رَحِمَهُ اللّهُ يَومَ القيامَةِ؛ هر كس حتى به لاشه گنجشكى رحم كند، خداوند در روز قيامت به او رحم خواهد كرد. اعلام الدین، ص428[h=5] حدیث (4) امام صادق عليهالسلام :[/h] اَلمُؤمِنُ... يَنصُرُ المَظلومَ وَيَرحَمُ المِسكينَ. نَفسُهُ مِنهُ فى عَناءٍ وَالنّاسُ مِنهُ فى راحَةٍ؛ مؤمن... مظلوم را يارى مىكند و به مسكين و درمانده رحم مىنمايد، جانش از او در رنج است و مردم از او در آسايش. خصال، ص69[h=5]حدیث (5) رسول اكرم صلىاللهعليهوآله :[/h] اِرحَمِ الصَّغيرَ وَوَقِّرِ الكَبيرَ تَكُن مِن رُفَقائى؛ به كودكان رحم كن و بزرگسالان را احترام نما تا از دوستان من باشى. كافى، ج2، ص316، ح7[h=5] حدیث (6) امام على عليهالسلام :[/h] إِنَّما يَنبَغى لأَِهلِ العِصمَةِ وَالمَصنوعِ إِلَيهِم فِى السَّلامَةِ أَن يَرحَموا أَهلَ الذُّنوبِ وَالمَعصيَةِ وَيَكونَ الشُّكرَ هُوَ الغالِبَ عَلَيهِم؛ شايسته است كه افراد پاكدامن و بهرهمند از سلامت، با گنهكاران و اهل معصيت، رحيم باشند و سپاسگزارىِ (حق) بر جان آنان چيره شود. غرر الحکم، ج1، ص294، ح1131[h=5]حدیث (7) رسول اكرم صلىاللهعليهوآله :[/h] مَن لايَرحَم لايُرحَم وَمَن لايَغفِر لايُغفَر لَهُ وَمَن لايَتُب لايَتوبُ اللّهُ عَلَيهِ؛ هر كس رحم نكند به او رحم نشود، هر كس نبخشد بخشيده نشود و هر كس پوزش را نپذيرد، خداوند پوزش و توبه او را نخواهد پذيرفت. غررالحكم، ج2، ص438، ح3201[h=5] حدیث (8) امام على عليه السلام :[/h] يا أَيُّهَا النسانُ ما جَرَّأَكَ عَلى ذَنبِكَ...؟! أَما تَرحَمُ مِن نَفسِكَ ما تَرحَمُ مِن غَيرِكَ؛ اى انسان، چه چيز تو را در گناه كردن گستاخ كرده است...؟! چرا همچنان كه به ديگران رحم مىكنى به خودت رحم نمىكنى؟! شرح نهج البلاغه، ج20، ص314، ح607[h=5]حدیث (9) رسول اكرم صلىاللهعليهوآله :[/h] اِرحَموا عَزيزا ذَلَّ، وَغَنيّا افتَقَرَ وَعالِما ضاعَ فى زَمانِ الجُهّالِ؛ به عزيزى كه خوار گشته و ثروتمندى كه فقير شده و دانشمندى كه در روزگار نادانان تباه گرديده است، رحم كنيد. غررالحكم، ج2، ص453، ح3265[h=5] حدیث (10) امام على عليهالسلام :[/h] اِرحَم مَن دونَكَ يَرحَمكَ مَن فَوقَكَ وَقِس سَهوَهُ بِسَهوِكَ وَمَعصيَتَهُ لَكَ بِمَعصيَتَكَ لِرَبَّكَ وَفَقرَهُ إِلى رَحمَتِكَ بِفَقرِكَ إِلى رَحمَةِ رَبِّكَ؛ به زير دست خود رحم كن تا بالا دستت به تو رحم كند و خطاى او را با خطاى خودت و نافرمانىاش از تو را با نافرمانى خود از پروردگارت و احتياج او به ترحم تو را به احتياجت به رحمت و بخشايش خدايت بسنج. نهج البلاغه، نامه 53[h=5] حدیث (10) امام صادق عليهالسلام :[/h] اِنَّ اللّهَ لَيَرحَمُ العَبدَ لِشِدَّةِ حُبِّهِ لِوَلَدِهِ ؛ بدون ترديد ، خداوند بر بنده خود به خاطر شدّت محبّت به فرزندش ، رحم مىكند. كافى، ج 6، ص50، ح 5
پاسخ : احادیث درباره مصالح اجتماعی وحدت [h=5]حدیث (1) پيامبر صلىاللهعليهوآله:[/h] اِعلَموا اَنَّ اللّهَ تعالى قَد فَرَضَ عَلَيكُم الجُمُعَةَ فَمَن تَرَكَها فى حَياتى وَ بَعدَ مَماتى وَ لَهُم اِمامٌ عادِلٌ اِستِخفافا بِها وَ جُحودا لَها فَلا جَمَعَ اللّهُ شَملَهُ وَ لا بارَكَ لَهُ فى اَمرِهِ اَلا وَ لا صَلاةَ لَهُ اَلا وَ لا زَكاةَ لَهُ اَلا وَ لا حَجَّ لَهُ اَلا وَ لا صَومَ لَهُ اَلا وَ لا بَرَكَةَ لَهُ حَتّى يَتوبَ؛ بدانيد كه خداوند متعال نماز جمعه را بر شما واجب ساخته است پس آنان كه در زندگى و پس از مرگ من، از روى سبك شمردن و يا انكار، آن را ترك كنند، با وجود اينكه پيشواى عادلى دارند، خداوند وحدتشان نبخشد و در كارشان بركت ندهد، آگاه باشيد نه زكات، نه نماز، نه حج و نه روزه آنان پذيرفته است. بدانيد كه زندگى آنان بركتى نخواهد داشت، مگر توبه كنند. عوالى اللالى، ج 2، ص 54، ح 146 [h=5] حدیث (2) امام على عليه السلام :[/h] امام على عليهالسلام : اَلنصافُ يَرفَعُ الخِلافُ وَيوجِبُ اليتِلافَ؛ انصاف، اختلافات را از بين مىبرد و موجب الفت و همبستگى مىشود. غررالحكم، ج2، ص30، ح1702 [h=5]حدیث (3) حضرت زهرا سلام الله علیها:[/h] فَجَعَلَ اللهُ...اِطاعَتَنا نِظاماً لِلمِلَّةِ وَ اِمامَتَنا أماناً لِلفِرقَة خدا اطاعت و پیروی از ما اهل بیت را سبب برقراری نظم اجتماعی در امت اسلامی و امامت و رهبری ما را عامل وحدت و درامان ماندن از تفرقه ها قرار داده است. بحار الانوار، ج 43، ص 158 [h=5]حدیث (4) امام على عليهالسلام :[/h] ـ وَ قَدْ سُئِلَ عَنْ تَفسيرِ السُّنَّةِ وَ الْبِدْعَةِ وَ الْجَماعَةِ وَ الْفُرْقَهِ ـ : اَلسُّنَّةُ ـ و اللّهِ ـ سُنَّةُ مُحمِّدٍ صلىاللهعليهوآله وَ الْبِدْعَةُ ما فارَقَها وَ الْجَماعَةُ ـ وَ اللّهِ ـ مُجامَعَةُ اَهْلِ الْحَقِّ وَ اِنْ قَلّوا وَ الْفُرقَةُ مُجامَعَةُ اَهْلِ الْباطِلِ وَ اِنْ كَثُروا؛ در پاسخ به پرسش از معناى سنّت، بدعت، جماعت و تفرقه فرمودند: به خدا سوگند، سنّت، همان سنّت محمّد صلىاللهعليهوآله است و بدعت آنچه خلاف آن باشد و به خدا قسم، جماعت، همدست شدن با اهل حق است هر چند اندك باشند و تفرقه، همدستى با اهل باطل است هر چند بسيار باشند. كنزالعمّال، ح 1644 [h=5]حدیث (5) پيامبر صلىاللهعليهوآله :[/h] ايّاكُمْ وَ التَّلَوُّنَ فى دينِ اللّهِ فَاِنَّ جَماعَةً فيما تَـكْرَهونَ مِنَ الْحَقِّ خَيْرٌ مِنْ فُرْقَةٍ فيما تُحِبّونَ مِنَ الْباطِلِ وَ اِنَّ اللّهَ سُبْحانَهُ لَمْ يُعْطِ اَحَدا بِفُرْقَةٍ خَيْرا مِمَّنْ مَضى وَ لا مِمَّنْ بَقىَ ؛ از چند رنگى و اختلاف در دين خدا بپرهيزيد، زيرا يكپارچگى در آنچه حق است ولى شما آن را ناخوش مىداريد، از پراكندگى در آنچه باطل است اما خوشايند شما مىباشد، بهتر است. خداى سبحان به هيچ يك از گذشتگان و باقى ماندگان بر اثر تفرقه و جدايى خير و خوبى عطا نكرده است. نهج البلاغه، از خطبه 176 [h=5]حدیث (6) پيامبر اکرم (ص) :[/h] أيُّها النّاسُ ، علَيكُم بالجَماعةِ ، وإيّاكُم والفُرْقةَ اى مردم! به جماعت (يكپارچگى) روى آريد و از پراكندگى بپرهيزيد. ميزان الحكمة، ح 2589
پاسخ : احادیث درباره مصالح اجتماعی ادب [TABLE="width: 95%"] [TR] [TD][h=5]حدیث (1) امام على عليهالسلام :[/h] يا مَعشَرَ الفِتيانِ، حَصِّنوا اَعراضَكُم بِالادَبِ وَ دينَـكُم بِالعِلمِ؛اى جوانان! آبرويتان را با ادب و دينتان را با دانش حفظ كنيد. تاريخ يعقوبى، ج 2، ص 210[h=5]حدیث (2) امام صادق عليه السلام :[/h] لايَزالُ المُؤمِنُ يُورِثُ أَهلَ بَيتِهِ العِلمَ وَ الدَبَ الصّالِحَ حَتّى يُدخِلَهُمُ الجَنَّةَ جَميعا؛ مؤمن همواره خانواده خود را از دانش و ادب شايسته بهره مند مى سازد تا همه آنان را وارد بهشت كند. مستدرك الوسايل، ج12، ص201، ح13881[h=5]حدیث (3) امام حسن عسکری علیه السلام:[/h]کَفاکَ ادباً تَجنُّبُکَ ما تَکرهُ مِن غَیرکَ؛ در مقام ادب همین بس که آنچه برای دیگران نمی پسندی، خود از آن دوری کنی. مسند الامام العسکری، ص288 [h=5]حدیث (4) امام حسن عسکری علیه السلام:[/h]لَیسَ مِنَ الاَدَبِ اِظهارِ الفَرَح عِندَ المَحزونِ؛ اظهار شادی نزد غمدیده، از بی ادبی است. تحف العقول، ص489 [h=5]حدیث (5) امام علی علیه السلام:[/h]لا غِنَی کالعَقلِ، و لا فَقرَ کالجَهلِ، و لا میراثَ کالاَدَب و لا ظَهیرَ کالمُشاوَرَه؛ هیچ ثروتی چون عقل و هیچ فقری چون جهل و هیچ میراثی چون ادب و هیچ پشتیبانی چون مشورت نخواهد بود. تحف العقول، ص89 [h=5]حدیث (6) امام علی علیه السلام:[/h]العِلمُ وَراثَهٌ کَریمَهٌ ، وَ الادابُ حُلَلٌ مُجَدَّدَهٌ ، وَ الفِکرُ مِرآهٌ صافِیَهٌ؛ علم میراث گرانبهائی است و ادب لباس فاخر و زینتی است و فکر آئینه ای است صاف. نهج البلاغه [h=5]حدیث (7) رسول اكرم صلىاللهعليهوآله :[/h] اَنـَا اَديبُ اللّهِ وَ عَلىٌّ اَديبى ، اَمَرَنى رَبّى بِالسَّخاءِ وَ الْبِرِّ وَ نَهانى عَنِ الْبُخْلِ وَ الْجَفاءِ وَ ما شَىءٌ اَبْغَضُ اِلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ مِنَ الْبُخْلِ وَ سوءِ الْخُلُقِ، وَ اِنَّهُ ليُفْسِدُ العَمَلَ كَما يُفْسِدُ الخَلُّ الْعَسَلَ؛ من ادب آموخته خدا هستم و على، ادب آموخته من است . پروردگارم مرا به سخاوت و نيكى كردن فرمان داد و از بخل و سختگيرى بازَم داشت . در نزد خداوند عزّوجلّ چيزى منفورتر از بخل و بد اخلاقى نيست . بد اخلاقى ، عمل را ضايع مىكند ، آنسان كه سركه عسل را. مكارم الاخلاق، ص 17 [h=5]حدیث (8) امام على عليهالسلام :[/h] اِنَّ النّاسَ اِلى صالِحِ الاَْدَبِ اَحْوَجُ مِنْهُمْ اِلَى الْفِضَّةِ وَ الذَّهَبِ؛ مردم، به ادب (فرهنگ و تربيتِ) درست ، نيازمندترند، تا به طلا و نقره. مشكاة الانوار، ص 433 [h=5]حدیث (9) امام على عليهالسلام :[/h] اَلنَّفْسُ مَجْبولَةٌ عَلى سوءِ الاَْدَبِ وَ الْعَبْدُ مَأمورٌ بَمُلازَمَةِ حُسْنِ الاَْدَبِ وَ النَّفْسُ تَجرى [بِطَبعِها] فى مَيَدانِ المُخالَفَةِ وَ الْعَبْدُ يَجْهَدُ بِرَدِّها عَنْ سوءِ الْمُطالَبَةِ فَمتى اَطْلَقَ عِنانَها فَهُوَ شَريكٌ فى فَسادِها وَ مَنْ اَعانَ نَفْسَهُ فى هَوى نَفسِهِ فَقَدْ اَشْرَكَ نَفْسَهُ فى قَتْلِ نَفْسِهِ؛ نفس آدمى بر بىادبى سرشته شده است و بنده فرمان دارد كه پايبند ادب نيكو باشد. نفس آدمى با طينت خود در ميدان مخالفت مىتازد و بنده مىكوشد آن را از خواسته ناروايش برگرداند، پس هرگاه عنان نفس را رها سازد، شريك تبهكارى اوست و هر كس نفس خود را در خواهشهايش يارى رساند، در قتل خود همدستِ نفس شده است. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج20، ص 304، ح483 [h=5]حدیث (10) امام على عليهالسلام :[/h] عَلَيْكُمْ بِالاَْدَبِ، فَاِنْ كُنْتُمْ مُلوكا بَرَزْتُمْ وَ اِنْ كُنْتُمْ وَسَطا فُقْتُمْ ، وَ اِنْ اَعْوَزَتْكُمُ الْمَعيشَةُ عِشْتُمْ بِاَدَبِكُم؛ ادب بياموزيد، زيرا كه [در اين صورت] اگر پادشاه باشيد، برجسته مىشويد، اگر ميانه باشيد، سرآمد مىشويد و اگر تنگدست باشيد، با ادبتان گذران زندگى مىكنيد. غرر الحكم، ح 7077 [h=5]حدیث (11) امام على عليهالسلام :[/h] كَفاكَ مُؤَدِّبا لِنَفْسِكَ تَجَنُّبُ ما كَرِهْتَهُ مِنْ غَيْرِكَ؛ براى ادب آموزىات همين بس كه از آنچه از ديگران نمىپسندى ، دورى كنى. بحار الأنوار، ج 43، ص 343، ح 15 [h=5]حدیث (12) اَنَس :[/h] حَيَّتْ جاريَةٌ لِلْحَسَنِ بْنِ عَلىٍّ عليهالسلام بِطاقَةِ رَيْحانٍ ، فَقالَ لَها : اَنـْتِ حُرَّةٌ لِوَجْهِ اللّهِ ، فَقُلْتُ لَهُ فى ذلِكَ ، فَقالَ : اَدَّبَنَا اللّهُ تَعالى فَقالَ : «و إِذا حُيّيتُم بِتَحيَّةٍ فَحَيُّوا بِاَحْسَنَ مِنْها»الآيَةِ، وَ كانَ اَحْسَنُ مِنْها اِعْتاقَها؛ يكى از كنيزان امام حسن عليهالسلام دسته گلى به ايشان تقديم كرد. امام به او فرمود: تو در راه خدا آزادى! دليل اين كارشان را پرسيدم. فرمود: خداوند، ما را [اين گونه] ادب آموخته است ، آنجا كه {در قرآن كريم} مىگويد: «و چون احترام شُديد، به بهتر از آن، پاسخ گوييد» و بهتر از هديه او، آزادى او بود! نهج السعادة، ج 7، ص 386 [h=5]حدیث (13) على بن حَكَم:[/h] عَنْ دِعْبِلِ بنِ علىّ : اَنَّهُ دَخَلَ عَلى اَبِى الحَسَنِ الرِّضا عليهالسلام وَ اَمَرَ لَهُ بِشَىْءٍ ، فَاَخَذَهُ وَ لَمْ يَحْمَدِ اللّهَ . قالَ : فَقالَ لَهُ : لِمَ لَمْ تَحْمَدِ اللّهَ؟! قالَ : ثُمَّ دَخَلْتُ بَعْدُ عَلى اَبى جَعفَرٍ عليهالسلام وَ اَمَرَ لى بِشَىْءٍ ، فَقُلْتُ : اَلْحَمدُ لِلّهِ . فَقالَ لى : تَاَدَّبْتَ؛ دعبل بن على به خدمت امام رضا عليهالسلام رسيد و امام امر فرمودند انعامى به او بدهند . دعبل آن را گرفت، اما خدا را سپاس نگفت . امام به او فرمودند : چرا خداوند را سپاس نگفتى؟! دعبل گفت : پس از مدّتى بار ديگر خدمت امام رضا عليهالسلام رسيدم و ايشان فرمودند انعامى به من بدهند . من گفتم : خدا را سپاسگزارم . امام به من فرمودند : ادب را بهجا آوردى. بحار الأنوار، ج 91، ص 94، ح 12 [h=5]حدیث (14) امام على عليهالسلام :[/h] اَدَّبْتُ نَفْسى فَما وَجَدْتُ لَها بِغَيرِ تَقْوَى الاِْلهِ مِنْ اَدَبِ فى كُلِّ حالاتِها وَ اِن قَصُرَتْ اَفْضَلَ مِنْ صَمْتِها عَنِ الْكَذِبِ وَ غيبَةِ النّاسِ اَن غيبَتَهُم حَرَّمَها ذُوالْجَلالِ فِى الْكُتُبِ اِن كانَ مِن فِضَّةٍ كَلامُكِ يا نَفْسُ فَاِنَّ السُّكوتَ مِن ذَهَبِ؛ به ادب و تربيت نفس خود پرداختم و براىآن / ادبى بهتر از تقواى الهى در تمام حالاتش نيافتم و اگر از پس اين امر برنيامد / براى آن چيزى بهتر از دم فروبستن از دروغ نيافتم و از غيبت مردمان، همانا غيبت آنان را / خداوند با عظمت در كتابها حرام كرده است اى نفس، اگر سخن تو / نقره است، سكوت طلاست اعلام الدين، ص 273 [h=5]حدیث (15) نوف البكالى :[/h] رَاَيْتُ أميرَ المُؤمِنينَ عليهالسلام مُوَلِّيا مُبادِرا ، فَقُلْتُ : اَيْنَ تُريدُ يا مَولاىَ؟ فَقالَ : دَعنى يا نَوفُ ، اِنَّ آمالى تُقَدِّمُنى فِى المَحبوبِ. فَقُلتُ : يا مَولاىَ وَ ما آمالُكَ؟ قالَ : قَدْ عَلِمَهَا الْمَأمولُ وَ اسْتَغنَيتُ عَنْ تَبيينِها لِغَيْرِهِ ، وَكَفى بِالْعَبْدِ اَدَبا اَلاّ يُشْرِكَ فى نِعَمِهِ و اِرْبِهِ غَيْرَ رَبِّهِ؛ امير المؤمنين عليهالسلام را ديدم كه شتابان مىرود . عرض كردم : مولاى من كجا مىروى؟ فرمودند : «اى نوف رهايم كن! آرزوهايم مرا به پيشگاه محبوب مىكشانَد». عرض كردم : مولاى من! آرزوهايتان چيست؟ فرمودند : «آن كس كه مورد آرزوست ، خود آنها را مىداند و نيازى نيست به غير او بگويم . بنده را همين ادب بس كه در نعمتها و نيازش ، غير پروردگارش را شريك نگردانَد» . غرر الحكم، ح 10599 [h=5]حدیث (16) پيامبر صلىاللهعليهوآله :[/h] ايّاكَ اَنْ تَضْحَكَ مِنْ غَيْرِ عَجَبٍ ، اَوْ تَمْشىَ و تَتَـكَلَّمَ فى غَيْرِ اَدَبٍ؛ از خنديدنِ بى تعجّب [و بىجا] يا راه رفتن و سخن گفتنِ بىادبانه بپرهيز. بحار الأنوار، ج 75، ص 8 ، ح 63 [h=5]حدیث (17) امام على عليهالسلام :[/h]لا تَصْفُو الْخِلَّةُ مَعَ غَيْرِ اَديبٍ ؛ دوستى با شخص بىادب ، صميمانه نخواهد شد. بحار الأنوار، ج 67، ص 400، ح 73 [h=5]حدیث (18) امام على عليهالسلام :[/h]فَكونوا اَقَلَّ ما يَكونونَ فِى الْباطِنِ اَمْوالاً ، اَحْسَنَ ما يَكونونَ فِى الظّاهِرِ اَحْوالاً فَاِنَّ اللّهَ تَعالى اَدَّبَ عِبادَهُ الْمُؤمِنينَ الْعارِفينَ اَدَبا حَسَنا ، فَقالَ جَلَّ مِن قائِلٍ : يَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ اَغْنياءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُم بِسيماهُمْ لاَ يَسْئَلونَ النَّاسَ اِلْحافا؛ در حالى كه در واقع از كمترين مال برخوردار هستيد، در ظاهر بهترين حال را از خود نشان دهيد ؛ زيرا خداوند متعال ، بندگان با ايمان با معرفتش را اين گونه نيكو ادب نموده كه [در وصف فقيران پارسا] فرموده است : شخص بىخبر آنان را از شدّت خويشتندارى توانگر مىپندارد . ايشان را از نشانههايشان مىشناسى ، با اصرار (چيزى) از مردم نمىخواهند . تحف العقول، ص 489 [h=5]حدیث (19) امام صادق عليهالسلام :[/h]مَنْ عَرَفَ اللّهَ خافَهُ ، وَ مَنْ خافَ اللّهَ حَثَّهُ الْخَوفُ مِنَ اللّهِ عَلَى الْعَمَلِ بِطاعَتِهِ وَالاَْخْذِ بِتَأديبِهِ ، فَبَشِّرِ الْمُطيعينَ المُتَأَدِّبينَ بِاَدَبِ اللّهِ وَ الاْآخِذينَ عَنِ اللّهِ اَنَّهُ حَقٌّ عَلَى اللّهِ اَنْ يُنْجيَهُ مِنْ مُضِلاّتِ الْفِتَنِ؛ آنكه خدا را شناخت ، از او ترسيد و آن كس كه از خدا ترسيد ، ترس از خدا او را به عمل به فرمان او و در پيش گرفتن ادبش واداشت . پس فرمانبردارانِ ادب شده به ادب خدا و اطاعتكنندگان دستورهاى او را بشارت ده كه بر خداست كه آنها را از فتنههاى گمراهكننده برهاند. مصباح الشريعه، ص 108 [h=5]حدیث (20) امام حسن عسكرى عليهالسلام :[/h]لَيْسَ مِنَ الاَْدَبِ اِظْهارُ الْفَرَحِ عِنْدَ الْمَحْزونِ؛ شادى كردن در حضور غمگين، از ادب به دور است. غرر الحكم، ح 10875 [h=5]حدیث (21) امام صادق عليهالسلام :[/h]ما خَسِرَ وَ اللّهِ مَنْ اَتى بِحَقيقَةِ السُّجودِ ... وَلا بَعُدَ عَنِ اللّهِ اَبَدا مَنْ اَحْسَنَ تَقَرُّبَهُ فِى السُّجودِ وَ لا قَرُبَ اِلَيْهِ اَبَدا مَنْ اَساءَ اَدَبَهُ وَضَيَّعَ حُرْمَتَهُ وَيَتَعَلَّقُ قَلْبُهُ بِسِواهُ؛ سوگند به خدا ، هر كس كه حقيقت سجده را بهجاى آورد ، زيان نكرد و كسى كه در سجده، به خوبى به خداوند نزديك شد، هرگز از خداوند دور نيست. و آنكه به {ساحت مقدس} او بىادبى كرد و حرمتش را زير پا گذاشت ، و به غير او دل بست، هرگز به او نزديك نشد. بحار الأنوار ، ج 75، ص 71، ح 34 [h=5]حدیث (22) امام على عليهالسلام :[/h]لا يَرْاَسُ مَنْ خَلا عَنِ الاَْدَبِ وَ صَبا اِلَى اللَّعِبِ؛ كسى كه از ادب بىبهره باشد و شيفته بازى شود، به رياست نمىرسد. غرر الحكم، ح 4786 [h=5]حدیث (23) امام على عليهالسلام :[/h]عَلَيكَ بِمُداراةِ النّاسِ وَ اِكْرامِ الْعُلَماءِ وَ الصَّفْحِ عَنْ زَلاّتِ الاِْخْوانِ فَقَدْ اَدَّبَكَ سَيِّدُ الاَْوَّلينَ وَ الآْخِرينَ بِقَولِهِ صلىاللهعليهوآله : اُعْفُ عَمَّنْ ظَـلَمَكَ وَ صِلْ مَنْ قَطَعَكَ وَ اَعْطِ مَنْ حَرَمَكَ ؛ تو را سفارش مىكنم به مداراى با مردم و احترام به علما و گذشت از لغزش برادران (دينى)؛ چرا كه سرور اولين و آخرين، تو را چنين ادب آموخته و فرموده است : «گذشت كن از كسى كه به تو ظلم كرده ، رابطه برقرار كن با كسى كه با تو قطع رابطه كرده و عطا كن به كسى كه از تو دريغ نموده است». اعلام الدين، ص 96 [h=5]حدیث (24) امام على عليهالسلام :[/h]جالِسِ الْعُلَماءَ يَزْدَدْ عِلْمُكَ وَ يَحْسُنْ اَدَبُكَ وتَزكُ نَفسُكَ؛ با علما معاشرت كن تا علمت زياد، ادبت نيكو و جانت پاك شود. مطالب السؤول، ص 49 [h=5]حدیث (25) امام صادق عليهالسلام :[/h]اِنَّ الشَّيْطانَ لَيَطْمَعُ فى عالِمٍ بِغَيْرِ اَدَبٍ اَكْثَرُ مِنْ طَمَعِهِ فى عالِمٍ بِاَدَبٍ ، فَتَاَدَّبوا وَ اِلاّ فَاَنْتُمْ اَعرابٌ ؛ شيطان ، در عالِمِ بىبهره از ادب بيشتر طمع مىكند تا عالِمِ برخوردار از ادب . پس ادب داشته باشيد وگرنه شما، بيابانى (فاقد تمدّن) هستيد. كنز العمّال ، ح 45409 [h=5]حدیث (26) امام على عليهالسلام :[/h]عَلَى الْعاقِلِ اَنْ يُحْصى عَلى نَفْسِهِ مَساويَها فِى الدّينِ وَ الرَّأىِ وَ الاَْخْلاقِ وَ الاَْدَبِ ، فَيَجْمَعُ ذلِكَ فى صَدْرِهِ اَوْ فى كِتابٍ وَ يَعْمَلُ فى اِزالَتِها ؛ بر عاقل است كه بدىهايش را در دين، انديشه، اخلاق و ادب يادداشت كند و بهخاطرش بسپارد و براى از بين بردن آنها بكوشد. تحف العقول، ص 376 [h=5]حدیث (27) پيامبر صلىاللهعليهوآله : [/h]اَدِّبوا اَولادَكُمْ عَلى ثَلاثِ خِصالٍ : حُبِّ نَبيِّكُمْ و حُبِّ اَهْلِ بَيْتِهِ وَ عَلى قِراءَةِ الْقُرآنِ ؛ فرزندانتان را به سه چيز ادب كنيد: عشق به پيامبرتان، عشق به خاندان او، و قرآن خواندن. غرر الحكم، ح 4488 [h=5]حدیث (28) امام صادق عليهالسلام :[/h]اَدَّبَنى اَبى عليهالسلام بِثَلاثٍ ... ونَهانى عَنْ ثَلاثٍ : قالَ لى : يا بُنَىَّ مَنْ يَصْحَبْ صاحِبَ السّوءِ لا يَسْلَمْ وَ مَن لا يُقَـيِّد اَ لْفاظَهُ يَنْدَم ، وَ مَنْ يَدْخُل مَداخِلَ السَّوءِ يُتَّهَمْ... وَ نَهانى اَنْ اُصاحِبَ حِاسِدَ نِعْمَةٍ وَ شامِتا بِمُصيبَةٍ ، اَو حامِلَ نَميمَةٍ ؛ پدرم عليهالسلام مرا به سه چيز ادب آموخت و از سه چيز نهىام فرمود . سه نكته ادب اين بود كه فرمود : فرزندم! هركس با دوست بد بنشيند ، سالم نمىماند و هر كس گفتارش را كنترل نكند ، پشيمان مىشود ، و هر كس به جايگاههاى بد وارد شود ، مورد بدگمانى قرار مىگيرد (زير سؤال مىرود) و آن سه چيز كه مرا از آن نهى فرمود: دوستى با كسى كه چشم ديدن نعمت كسى را ندارد، و با كسى كه از مصيبت ديگران شاد مىشود و با سخنچين. نهج البلاغه ، حكمت 73 [h=5]حدیث (29) امام على عليهالسلام :[/h]تَحَرِّى الصِّدْقِ وَ تَجَنُّبُ الْكَذِبِ اَجْمَلُ شيمَةٍ وَ اَفْضَلُ اَدَبٍ؛ راستگو بودن و پرهيز نمودن از دروغ، زيباترين اخلاق و بهترين ادب است. كافى، ج 8 ، ص 150، ح 132 [h=5]حدیث (30) امام على عليهالسلام :[/h]مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنّاسِ اِماما فَليَبْدَأ بِتَعْليمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْليمِ غَيْرِهِ وَلْيَكُنْ تَاْديبُهُ بِسيرَتِهِ قَبْلَ تَأْديبِهِ بِلِسانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُها اَحَقُّ بِالاِْجْلالِ مِنْ مُعَلِّمِ النّاسِ ومُؤَدِّبِهِمْ؛ كسى كه خود را پيشواى مردم قرار داده، بايد پيش از آموزش ديگران، خود را آموزش دهد و پيش از آنكه ديگران را با زبان، ادب بياموزد، باكردارش ادب آموزد و البته آموزش دهنده و ادبآموز خود بيش از آموزگار و ادبآموز مردم، شايسته تجليل است. غرر الحكم، ح 7016 [h=5]حدیث (31) امام صادق عليهالسلام :[/h]اِنْ اُجِّلْتَ فى عُمُرِكَ يَومَيْنِ فَاجْعَلْ اَحَدَهُما لاَِدَبِكَ لِتَسْتَعينَ بِهِ عَلى يَومِ مَوتِكَ. فَقيلَ لَهُ : وَ ما تِلْكَ الاِْسْتِعانَةُ؟ قالَ : تُحْسِنُ تَدبيرَ ما تُخَلِّفُ وَ تُحْكِمُهُ؛ اگر در عُمرت دو روز مهلت داده شدى ، يك روز آن را براى ادب خود قرار ده تا از آن براى روز مُردنت كمك بگيرى. به امام گفته شد : اين كمك گرفتن چگونه است؟ فرمودند : به اينكه آنچه را از خود برجا مىگذارى ، خوب برنامهريزى كنى و محكمكارى نمايى. غرر الحكم، ح 3298 [h=5]حدیث (32) امام على عليهالسلام :[/h]كَفى بِالتَّجارِبِ مُؤَدِّبا ؛ براى ادبآموزى، تجربهها كافىاند. غرر الحكم، ح 9226 [h=5]حدیث (33) امام على عليهالسلام :[/h]اَحْسَنُ الآْدابِ ما كَفَّكَ عَنِ الْمَحارِمِ؛ بهترينِ ادبها آن است كه تو را از حرامها باز دارد. معدن الجواهر، ص 59 [h=5]حدیث (34) امام على عليهالسلام :[/h]مَنْ عَطَفَ عَلَيْهِ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ اَدَّباهُ وَ اَبلَياهُ وَ اِلَى الْمَنايا اَدْنَياهُ ؛ شب و روز بر هر كس بگذرد، او را ادب مىكند، فرسودهاش مىنمايد و به مرگ نزديكش مىسازد. كافى، ج 8 ، ص 17، ح 2 [h=5]حدیث (35) امام صادق عليهالسلام :[/h]كَمالُ الاَْدَبِ وَالْمُروءَةِ سَبْعُ خِصالٍ : اَلْعَقلُ وَ الْحِلْمُ ، وَالصَّبْرُ ، وَالرِّفْقُ ، وَالصَّمْتُ ، وَحُسْنُ الْخُلْقِ وَ الْمُداراةُ؛ كمال ادب و مروت در هفت چيز است: عقل، بردبارى، صبر، ملايمت، سكوت، خوشاخلاقى و مدارا. بحار الأنوار ، ج 84 ، ص 325، ح 14 [h=5]حدیث (36) امام سجاد عليهالسلام :[/h]اِعْتَبِروا يا اُولىِ الاَْبْصارِ وَ احْمَدُوا اللّهَ عَلى ما هَداكُمْ ، وَ اعْلَموا اَ نَّـكُمْ لا تَخْرُجونَ مِنْ قُدْرَةِ اللّهِ اِلى غَيْرِ قُدْرَتِهِ ، وَسَيَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسولُهُ ثُمَّ اِلَيْهِ تُحْشَرونَ ، فَانْتَفِعوا بِالْعِظَةِ وَ تَأَدَّبوا بِآدابِ الصّالِحينَ؛ شما اى اهل بصيرت! پند گيريد و خدا را براى اينكه هدايتتان كرد ، سپاس گوييد و بدانيد كه از قبضه قدرت خداوند ، به سوى قدرتى ديگر بيرون نتوانيد رفت ، و خدا و فرستادهاش ، به زودى كردار شما را مىبينند و آنگاه ، در پيشگاه او ، گرد آورده مىشويد . پس از اندرزها بهره گيريد و ادب شايستگان را داشته باشيد. غرر الحكم، ح 6911 [h=5]حدیث (37) امام على عليهالسلام :[/h]اَللّهُمَّ ارْزُقنى عَقْلاً كامِلاً وَ عَزْما ثاقِبا وَ لُبّا راجِحا وَ قَلْبا زَكيّا وَ عِلْما كَثيرا وَ اَدَبا بارِعا وَاجْعَلْ ذلِكَ كُلَّهُ لى وَلا تَجْعَلْهُ عَلَىَّ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ؛ خدايا مرا عقلى كامل ، تصميمى نافذ، خردى برتر، دلى پاك، دانشى فراوان و ادبى والا روزى كن و تمام اينها را به سود من قرار ده نه به زيانم،اى مهربانترين مهربانان. غرر الحكم، ح 3813 [h=5]حدیث (38) امام على عليهالسلام :[/h]كُلُّ شَىْءٍ يَحتاجُ اِلَى الْعَقْلِ وَالْعَقْلُ يَحْتاجُ اِلَى الاَْدَبِ؛ هر چيزى به عقل نياز دارد و عقل به ادب نيازمند است. فقه الرضا، ص 364 [h=5]حدیث (39) امام على عليهالسلام :[/h]اِنَّكَ مُقَوَّمٌ بِاَدَبِكَ فَزَيِّنْهُ بِالْحِلْمِ؛ تو با ادبت ارزشگذارى مىشوى، پس آن را با بردبارى زينت بخش. مشكاة الأنوار، ص 239، ح 689 [h=5]حدیث (40) امام رضا عليهالسلام :[/h]اَروى اَنَّ جَبْرَئيلَ عليهالسلام اُهْبِطَ اِلى رَسولِ اللّهِ صلىاللهعليهوآله فَقالَ : يا رَسولَ اللّهِ ، اِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ يَقْرَاُ عَلَيْكَ السَّلامَ وَ يَقولُ لَكَ : اِقْرَأ : بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ «لاَ تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ اَزْو جا مِنْهُمْ» الآيَةَ. فَاَمَرَ النَّبىُّ صلىاللهعليهوآله مُناديا يُنادى: مَنْ لَمْ يَتَاَدَّبْ بِاَدَبِ اللّهِ تَقَطَّعَتْ نَفْسُهُ عَلَى الدُّنْيا حَسَراتٍ؛ روايت مىكنم كه جبرئيل عليهالسلام به نزد پيامبر خدا فرود آمد و گفت : اى پيامبر خدا! خداوند تو را سلام مىرساند و به تو مىفرمايد : بخوان به نام خداى مهرگسترِ مهربان، هرگز به آنچه اصنافى از ايشان را از آن برخوردار كردهايم ، چشم مدوز كه زيور زندگى دنياست تا ايشان را بيازماييم . و بدان كه روزىِ پروردگار تو بهتر و پايدارتر است ، پس پيامبر خدا صلىاللهعليهوآله به كسى فرمود تا جار بزند : هر كس [با عمل به اين آيه] به ادب خدا آراسته نگردد ، روحش با حسرت از دنيا جدا مىشود. غرر الحكم، ح 8167 [h=5]حدیث (41) امام على عليهالسلام :[/h]يا مُؤمِنُ اِنَّ هذَا العِلمَ وَالاَْدَبَ ثَمَنُ نَفْسِكَ فَاجْتَهِد فى تَعَلُّمِهِما ، فَما يَزيدُ مِنْ عِلْمِكَ وَ اَدَبِكَ يَزيدُ فى ثَمَنِكَ وَ قَدْرِكَ ، فَاِنَّ بِالْعِلْمِ تَهْتَدى اِلى رَبِّكَ وَ بِالاَْدَبِ تَحْسِنُ خِدْمَةَ رَبِّكَ وَبِأَدَبِ الْخِدْمَةِ يَسْتَوجِبُ الْعَبْدُ وَلايَتَهُ وَقُرْبَهُ ، فَاقْبَلِ النَّصيحَةَ كى تَنْجُوَ مِنَ الْعَذابِ؛ اى مؤمن! به تحقيق اين دانش و ادب بهاى جان توست پس در آموختن آن دو بكوش كه هر چه بر دانش و ادبت افزوده شود بر قيمت و قَدْرت افزوده مىشود ؛ زيرا با دانش به پروردگارت راه مىيابى و با ادب به پروردگارت خوش خدمتى مىكنى و با ادب در خدمتگزارى، بنده سزاوار دوستى و نزديكى به او مىشود . پس [اين [نصيحت را بپذير تا از عذاب بِرَهى. جامع الأخبار، ص 310، ح 852 [h=5]حدیث (42) امام على عليهالسلام :[/h]مَنْ قَعَدَ بِهِ حَسَبُهُ، نَهَضَ بِهِ اَدَبُهُ؛ هر كس اصل و نسبش او را [سُست گرداند و] بنشاند، ادبش او را [حركت بخشد و] برخيزاند. بحار الأنوار، ج 75، ص 127، ح 9 [h=5]حدیث (43) امام حسين عليهالسلام :[/h]اَللّهُمَّ لا تَسْتَدْرِجنى بِالاِْحسانِ وَ لا تُؤَدِّبْنى بِالْبَلاءِ ؛ خدايا! با غرق كردن من در ناز و نعمت، مرا به پرتگاه عذاب خويش مَكشان و با بلايا (گرفتارىها) ادبم مكن. عيون اَخبار الرضا ، ج 1، ص 107 ح 1 [h=5]حدیث (44) امام رضا عليهالسلام :[/h]... فَاِن قالَ قائِلٌ : فَلِمَ وَجَبَ عَلَيْهِمْ مَعْرِفَةُ الرُّسُلِ وَالاِْقْرارُ بِهِم وَالاِْذعانُ لَهُم بِالطّاعَةِ؟ قيلَ : لاَِنـَّهُ لَمّا اَنْ لَمْ يَكُنْ فى خَلْقِهِمْ وَ قُواهُم ما يُكْمِلونَ بِهِ مَصالِحَهُم وَ كانَ الصّانِعُ مُتَعاليا عَنْ اَنْ يُرى وَ كانَ ضَعْفُهُمْ وَ عَجْزُهُمْ عَنْ اِدْراكِهِ ظاهِرا ، لَمْ يَكُنْ بُدٌّ لَهُمْ مِنْ رَسولٍ بَيْنَهُ وَ بَيْنَهُمْ مَعْصومٍ ، يُؤَدّى اِلَيْهِم اَمْرَهُ وَ نَهْيَهُ وَ اَدَبَهُ ، و يَقِفُهُمْ عَلى ما يَكونُ بِهِ اجْتِرارُ مَنافِعِهِمْ وَ مَضارِّهِم ؛ اگر كسى بگويد : چرا شناخت پيامبران و اعتراف به آنها و اقرار به (لزوم) اطاعت از آنان ، بر مردم واجب است؟ در پاسخ گفته شود : چون در وجود مردم و قواى آنان ، چيزى نيست كه با آن ، مصالحشان را كامل سازند و آفريدگار نيز برتر از آن است كه ديده شود ، سستى و ناتوانى آنان از ادراك او آشكار است ، پس چارهاى جز اين نيست كه ميان خداوند و مردم ، پيامآورى معصوم باشد كه اوامر و نواهى و ادب (و آموزههاى) او را به ايشان برساند و آنها را به آنچه مايه سود و زيانشان است ، آگاه سازد. علل الشرايع، ج 2، ص 394، ح 11 [/TD] [/TR] [/TABLE]
پاسخ : احادیث درباره مصالح اجتماعی بانک احادیث موضوعی امانتدارى[TABLE="width: 95%"] [TR] [TD][h=5]حدیث (1) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h] لا تَزالُ اُمَّتى بِخَيرٍ ما تَحابّوا وَ تَهادَوا وَ أَدَّوُا الامانَةَ؛ امّت من تا هنگامى كه يكديگر را دوست بدارند، به يكديگر هديه دهند و امانتدارى كنند، در خير و خوبى خواهند بود. عيون اخبار الرضا، ج1، ص32، ح25[h=5]حدیث (2) امام صادق عليه السلام :[/h]اُنظُر ما بَلَغَ بِهِ عَلىٌّ عليه السلام عِندَ رَسولِ اللّه صلى الله عليه و آله فَالزَمهُ فَإِنَّ عَليّا عليه السلام إِنَّما بَلَغَ ما بَلَغَ بِهِ عِندَ رَسولِ اللّه صلى الله عليه و آله بِصِدقِ الحَديثِ وَأَداءِ الامانَةِ؛بنگر على عليه السلام با چه چيز آن مَقام را نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پيدا كرد همان را پيروى كن. همانا على عليه السلام آن مقام را نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله با راستگويى و امانتدارى بدست آورد. كافى، ج2، ص104، ح5[h=5]حدیث (3) امام صادق عليه السلام :[/h]اِتَّقُوا اللّه، وَعَلَيكُم بِأَداءِ الامانَةِ إِلى مَنِ ائتَمَنَكُم فَلَو أَنَّ قاتِلَ أَميرِالمُؤمِنينَ عليه السلام ائتَمَنَنى عَلى أَمانَةٍ لأََدَّيتُها إِلَيهِ؛ تقواى الهى پيشه كنيد و امانت را به كسى كه شما را امين دانسته است، باز گردانيد، زيرا حتّى اگر قاتل اميرالمؤمنين عليه السلام امانتى را به من بسپرد هر آينه آن را به او بر مى گردانم. امالى صدوق، ص 318 [h=5]حدیث (4) امام على عليه السلام :[/h]اَلامانَةُ تَجُرُّ الرِّزقَ، وَالخيانَةُ تَجُرُّ الفَقرَ؛ امانتدارى روزى مى آورد و خيانت در امانت فقر. بحارالأنوار، ج78، ص60، ح138 [h=5]حدیث (5) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h] لاتَنظُروا إِلى كَثرَةِ صَلاتِهِم وَصَومِهِم وَ كَثرَةِ الحَجِّ وَالمَعروفِ وَطَنطَنَتِهِم بِاللَّيلِ، وَلكِنِ انظُروا إِلى صِدقِ الحَديثِ وَأَداءِ الامانَةِ؛ به زيادى نماز و روزه و حج و احسان و مناجات شبانه مردم نگاه نكنيد، بلكه به راستگويى و امانتدارى آنها توجه كنيد. بحارالأنوار، ج75، ص114، ح5 [h=5]حدیث (6) امام على عليه السلام :[/h]لا تَخُن مَنِ ائتَمَنَكَ وَإِن خانَكَ وَلاتُذِع سِرَّهُ وَإِن أَذاعَ سِرَّكَ؛ به كسى كه تو را امين قرار داده است خيانت مكن هر چند او به تو خيانت كرده باشد و راز او را فاش مساز اگر چه او راز تو را فاش ساخته باشد. بحارالأنوار، ج77، ص208، ح1 [h=5]حدیث (7) امام على عليه السلام :[/h]لا تَمَنَنَّ مَلولاً؛ شخص به ستوه آمده و رنجيده را امين مشمار. نهج البلاغه، حكمت 211 [h=5]حدیث (8) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h]مَن خانَ أَمانَةً فِى الدُّنيا وَلَم يَرُدَّها إِلى أَهلِها ثُمَّ أَدرَكَهُ المَوتُ ماتَ عَلى غَيرِ مِلَّتى وَيَلقَى اللّه وَ هُوَ عَلَيهِ غَضبانٌ؛ كسى كه در دنيا به امانتى خيانت كند و آن را به صاحبش برنگرداند و آنگاه بميرد بر دين من نمرده است و با خدا ديدار مى كند در حالى كه بر او خشمگين است. امالى صدوق، ص 516 [h=5]حدیث (9) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h]مَنِ ائتَمَنَ غَيرَ أَمينٍ فَلَيسَ لَهُ عَلَى اللّه ضَمانٌ لأَِنَّهُ قَدنَهاهُ أَن يَتَمِنَهُ؛ هر كس به فردى غير امين امانت بسپارد، خداوند ضامن او نيست، زيرا او را از امانت سپارى به غير امين بازداشته است. بحارالأنوار، ج103، ص179، ح3 [h=5]حدیث (10) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h]لَيسَ مِنّا مَن يُحَقِّرُ المانَةَ حَتّى يَستَهلِكُها إِذَا استُودِعَها؛ از ما نيست كسى كه امانت را كوچك بشمارد و از آن مواظبت نكند و در معرض تلف شدن قرار بدهد. بحارالأنوار، ج75، ص172، ح13 [h=5]حدیث (11) امام صادق عليه السلام :[/h] إِنَّهُ قالَ لِبَعضِ شيعَتِهِ ـ عَلَيكُم بِالوَرَعِ وَالاِجتِهادِ، وَصِدقِ الحَديثِ وَأَداءِ الامانَةِ وَالتَّمَسُّكِ بِما أَنتُم عَلَيهِ، فَإِنَّما يَغتَبِطُ أَحَدُكُم إِذا انتَهَت نَفسُهُ إِلى هاهُنا، وَأَومى بِيَدِهِ إِلى حَلقِهِ؛ امام صادق عليه السلام به بعضى از شيعيان خود فرمودند: بر شما لازم است پرهيزكارى و تلاش و راستگويى و امانت دارى و چنگ زدن به مذهب خود، زيرا هر يك از شما به هنگام جان دادن، غبطه او را خواهند خورد. دعائم الاسلام، ج1، ص66 [h=5]حدیث (12) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h] إِن أَحبَبتُم أَن يُحِبَّكُمُ اللّه وَرَسولُهُ فَأَدّوا إِذَا ائتُمِنتُم وَاصدُقوا إِذا حَدَّثتُم وَأَحسِنوا جِوارَ مَن جاوَرَكُم؛ اگر مى خواهيد كه خدا و پيغمبر شما را دوست بدارند وقتى امانتى به شما سپردند رد كنيد و چون سخن گوييد راست گوييد و با همسايگان خود به نيكى رفتار نماييد. نهج الفصاحه، ح 554 [h=5]حدیث (13) امام صادق عليه السلام :[/h] اَلمَكارِمُ عَشرٌ ، فَإنِ استَطَعتَ أن تَكونَ فيكَ فَلتَكُن... : صِدقُ الَبسِ ، وَصِدقُ اللِّسانِ ، وَأداءُ الامانَةِ ، وَصِلَةُ الرَّحِمِ ، وَإقراءُ الضَّيفِ ، وَ إطعامُ السّائِلِ ، وَالمُكافاةُ عَلىَ الصَّنائعِ ، وَالتَّذَمُّمُ لِلجارِ ، وَالتَّذَمُّمُ لِلصّاحِبِ ، وَرَأسُهُنَّ الحَياءُ؛ مكارم ده تاست : اگر مى توانى آنها را داشته باش ... : استقامت در سختى ها، راستگويى، امانتدارى، صله رحم، ميهمان نوازى، اطعام نيازمند، جبران كردن نيكى ها، رعايت حق و حرمت همسايه، مراعات حق و حرمت رفيق و در رأس همه، حيا. غررالحكم، ج6، ص441، ح10926 [h=5]حدیث (14) امام على عليه السلام :[/h] أَربَعٌ مَن أُعطيَهُنَّ فَقَد أُعطىَ خَيرَ الدُّنيا وَالخِرَةِ صِدقُ حَديثٍ وَأَداءُ أَمانَةٍ وَعِفَّةُ بَطنٍ وَحُسنُ خُلقٍ؛ چهار چيز است كه به هر كس داده شود خير دنيا و آخرت به او داده شده است: راستگويى، اداء امانت، حلال خورى و خوش اخلاقى. غررالحكم، ج2، ص151، ح2142 [h=5]حدیث (15) امام صادق عليه السلام :[/h] لا تَغتَرّوا بِصَلاتِهِم وَلا بِصيامِهِم، فَإِنَّ الرَّجُلَ رُبَما لَهِجَ بِالصَّلاةِ وَالصَّومِ حَتّى لَو تَرَكَهُ استَوحَشَ ، وَلكِنِ اختَبِروهُم عِندَ صِدقِ الحَديثِ وأداءُ الامانَةِ؛ فريب نماز و روزه مردم را نخوريد، زيرا آدمى گاه چنان به نماز و روزه خو مى كند كه اگر آنها را ترك گويد، احساس ترس مى كند، بلكه آنها را به راستگويى و امانتدارى بيازماييد. كافى، ج2، ص104، ح2 [h=5]حدیث (16) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h] إِذا رَأَيتَ مِن أَخيكَ ثَلاثَ خِصالٍ فَارجُهُ: اَلحَياءُ وَالمانَةُ وَالصِّدقُ؛ هر گاه در برادر (دينى) خود سه صفت ديدى به او اميدوار باش: حيا، امانتدارى و راستگويى. نهج الفصاحه، ح 205 [h=5]حدیث (17) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h] اَقرَبُكُم غَدا مِنّى فِى المَوقِفِ اَصدَقُكُم لِلحَديثِ وَاَدَّاكُم لِلاَمانَةِ وَاوفاكُم بِالعَهدِ وَاَحسَنُكُم خُلقا وَاَقرَبُكُم مِن النّاسِ؛ نزديك ترين شما به من در قيامت، راستگوترين، امانتدارترين، وفادارترين به عهد، خوش اخلاق ترين و نزديك ترين شما به مردم است. بحارالأنوار، ج75، ص94، ح12 [h=5]حدیث (18) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h] ثَلاثٌ لَيسَ لاَِحَدِ مِنَ النّاسِ فيهِنَّ رُخصَةٌ: بِرُّ الوالِدَينِ مُسلِما كانَ اَؤ كافِرا وَ الوَفاءُ بِالعَهدِ لِمُسلِمٍ اَو كافِرا وَاَداءُ الاَمانَةُ اِلى مُسلِمٍ كانَ اَؤ كافِرا؛ سه چيز است كه ترك آن براى هيچ كس جايز نيست: نيكى به پدر و مادر مسلمان باشند يا كافر، وفاى به عهد با مسلمان يا كافر و اداى امانت به مسلمان يا كافر. جامع الصغير، ج2، ص716، ح3469 [h=5]حدیث (19) امام صادق عليه السلام : [/h]إِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ لَم يَبعَث نَبيّا إِلاّ بِصِدقِ الحَديثِ وَأَداءِ المانَةِ إِلَى البَرِّ وَالفاجِرِ؛ خداى عزوجل هيچ پيامبرى را نفرستاد، مگر با راستگويى، و برگرداندن امانت به نيكوكار و يا بدكار. كافى، ج 2، ص 104، ح 1 [h=5]حدیث (20) امام صادق عليه السلام : [/h]لا تَغتَرّوا بِصَلاتِهِم وَلا بِصيامِهِم، فَإِنَّ الرَّجُلَ رُبَما لَهِجَ بِالصَّلاةِ وَالصَّومِ حَتّى لَو تَرَكَهُ استَوحَشَ ، وَلكِنِ اختَبِروهُم عِندَ صِدقِ الحَديثِ وَأداءُ الأمانَةِ؛ فريب نماز و روزه مردم را نخوريد، زيرا آدمى گاه چنان به نماز و روزه خو مىكند كه اگر آنها را ترك گويد، احساس ترس مىكند، بلكه آنها را به راستگويى و امانتدارى بيازماييد. كافى، ج2، ص 104، ح2 [h=5]حدیث (21) رسول اكرم صلى الله عليه و آله : [/h]إِذا رَأَيتَ مِن أَخيكَ ثَلاثَ خِصالٍ فَارجُهُ: اَلحَياءُ وَالمانَةُ وَالصِّدقُ؛ هر گاه در برادر (دينى) خود سه صفت ديدى به او اميدوار باش: حيا، امانتدارى و راستگويى. نهج الفصاحه، ح 205 [h=5]حدیث (22) امام موسى كاظم عليه السلام : [/h]اَداءُ الاَمانَةِ وَالصِّدقُ يَجلِبانِ الرِّزقَ، وَالخيانَةُ وَالكَذِبُ يَجلِبانِ الفَقرَ وَ النِّفاقَ؛ اداى امانت و راستگويى روزى را زياد مىكند و خيانت و دروغگويى باعث فقر و نفاق مىشود. بحارالأنوار، ج 78، ص 327 [h=5]حدیث (23) امام على عليه السلام : [/h]لَيسَ لِكَذوبٍ اَمانَةٌ، وَ لا لِفُجورٍ صيانَةٌ؛ دروغگو امانتدار نيست و بدكار، نگهدارنده اسرار. غررالحكم، ج 5، ص 85 ، ح 7506 [h=5]حدیث (24) رسول اكرم صلى الله عليه و آله : [/h]ثَلاثٌ مَن كُنَّ فيهِ فَهُوَ مُنافِقٌ وَ اِن صامَ وَ صَلّى وَحَجَّ وَاعتَمَرَ وَقالَ «اِنّى مُسلِمٌ» مَن اِذا حَدَّثَ كَذِبَ وَ اِذا وَعَدَ اَخلَفَ وَ اِذَا ائتُمِنَ خانَ؛ سه چيز است كه در هر كس باشد منافق است اگر چه روزه دارد و نماز بخواند و حج و عمره كند و بگويد من مسلمانم، كسى كه هنگام سخن گفتن دروغ بگويد و وقتى كه وعده دهد تخلف نمايد و چون امانت بگيرد، خيانت نمايد. نهج الفصاحه، ح 1280 [h=5]حدیث (25) ابن شهر آشوب :[/h]كانَ النَّبىّ صلىاللهعليهوآله قَبلَ المَبعَثِ مَوصوفا بِعِشرينَ خَصلَةً مِن خِصالِ الاَنبياءِ لَوِ انفَرَدَ واحِدٌ بِاَحَدِها لَدَلَّ عَلى جَلالِهِ فَكَيفَ مَنِ اجتَمَعَت فيهِ؟! كانَ نَبيّا اَمينا، صادِقا، حاذِقا، اَصيلاً، نَبيلاً، مَكينا، فَصيحا، عاقِلاً، فاضِلاً، عابِدا، زاهِدا، سَخيا، كميا، قانِعا، مُتَواضِعا، حَليما، رَحيما، غَيورا، صَبورا، مُوافِقا، مُرافِقا، لَميُخالِط مُنَجِّما وَ لا كاهِنا و لا عَيافا؛ رسول اكرم صلىاللهعليهوآله پيش از مبعوث شدن، بيست خصلت از خصلتهاى پيامبران را دارا بودند، كه اگر كسى يكى از آنها را داشته باشد، دليل عظمت اوست؛ چه رسد به كسى كه همه آنها را دارا باشد، آن حضرت پيامبرى امين، راستگو، ماهر، اصيل، شريف، استوار، سخنور، عاقل، با فضيلت، عابد، زاهد، سخاوتمند، دلير و با شهامت، قانع، متواضع، بردبار، مهربان، غيرتمند، صبور، سازگار، و نرمخو بودند و با هيچ منجّم (قائل به تأثير ستارگان)، غيبگو و پيشگويى همنشين نبودند. المناقب لابن شهر آشوب، ج 1، ص 123 [h=5]حدیث (26) رسول خدا صلی الله علیه و آله:[/h]آیَةُ المُنافِقِ ثَلاثٌ: اِذا حَدَثَ کَذِبَ وَ اِذا وَعَدَ اَخلَفَ وَ اِذا اؤتُمِنَ خانَ؛ نشان منافق سه چیز است: 1 - سخن به دروغ بگوید . 2 - از وعده تخلف کند .3 - در امانت خیانت نماید . صحیح مسلم، کتاب الایمان، ح 89 [/TD] [/TR] [/TABLE]
پاسخ : احادیث درباره مصالح اجتماعی دست دادن [h=5]حدیث (1) امام رضا علیه السلام:[/h]تزاوَرُوا تَحـابـّوا و تَصـافَحُـوا و لا تَحـاشَمُـوا؛ به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشید و دست یکدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید.بحارالانوار، ج78، ص 347
پاسخ : احادیث درباره مصالح اجتماعی وفاى به عهد [TABLE="width: 95%"] [TR] [TD][h=5]حدیث (1) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h] اَقرَبُكُم غَدا مِنّى فِى المَوقِفِ اَصدَقُكُم لِلحَديثِ وَاَدَّاكُم لِلاَمانَةِ وَاوفاكُم بِالعَهدِ وَاَحسَنُكُم خُلقا وَاَقرَبُكُم مِن النّاسِ؛ نزديك ترين شما به من در قيامت، راستگوترين، امانتدارترين، وفادارترين به عهد، خوش اخلاق ترين و نزديك ترين شما به مردم است. بحارالأنوار، ج75، ص94، ح12 [h=5]حدیث (2) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h] مَن كانَ يُؤمِنُ بِاللّه وَاليَومِ الآخِر فَليَفِ اِذا وَعَدَ؛ هر كس به خدا و روز قيامت ايمان دارد، هرگاه وعده مى دهد بايد وفا كند. كافى، ج2، ص364، ح2[h=5]حدیث (3) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h] مَن عامَلَ النّاسَ فَلَم يَظلِمهُم وَحَدَّثَهُم فَلَم يَكذِبهُم وَوَعَدَهُم فَلَم يَخلفهُم فَهُوَ مِمَّن كَمُلَت مُرُوَّتُهُ وَظَهَرَت عَدالَتُهُ وَوَجَبَت اُخُوَّتُهُ وَحَرُمَت غيبَتُهُ؛ هر كس در معاشرت با مردم به آنان ظلم نكند، دروغ نگويد، خلف وعده ننمايد، جوانمرديش كامل، عدالتش آشكار، برادرى با او واجب و غيبتش حرام است. خصال، ص 208 [h=5]حدیث (4) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h] ثَلاثٌ لَيسَ لاَِحَدِ مِنَ النّاسِ فيهِنَّ رُخصَةٌ: بِرُّ الوالِدَينِ مُسلِما كانَ اَؤ كافِرا وَ الوَفاءُ بِالعَهدِ لِمُسلِمٍ اَو كافِرا وَاَداءُ الاَمانَةُ اِلى مُسلِمٍ كانَ اَؤ كافِرا؛ سه چيز است كه ترك آن براى هيچ كس جايز نيست: نيكى به پدر و مادر مسلمان باشند يا كافر، وفاى به عهد با مسلمان يا كافر و اداى امانت به مسلمان يا كافر. جامع الصغير، ج2، ص716، ح3469 [h=5]حدیث (5) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h] ثَلاثٌ مَن كُنَّ فيهِ فَهِىَ راجِعَةٌ عَلى صاحِبِها: اَلبَغىُ وَالمَكرُ وَالنَّكثُ؛ سه خصلت است كه در هر كس باشد (آثارش) به خود او بر مى گردد: ظلم كردن، فريب دادن و تخلّف از وعده. نهج الفصاحه، ح 1281 [h=5]حدیث (6) امام على عليه السلام :[/h] لَيسَ مِن فَرائِضِ اللّه شَى ءٌ اَلنّاسُ اَشَدُّ عَلَيهِ اجتِماعا مَعَ تَفَرُّقِ اَهوائِهِم وَتَشَتُّتِ آرائِهِم مِن تَعظيمِ الوَفاءِ بِالعُهودِ؛ هيچ يك از فرائض الهى همانند وفاى به عهد نيست كه مردم با همه خواسته هاى گوناگون و ديدگاه هاى مختلف، بيشتر بر آن اتّفاق نظر داشته باشند. نهج البلاغه، نامه 53 [h=5]حدیث (7) امام على عليه السلام :[/h] وَإيّاكَ ... اَن تَعِدَهُم فَتُتبِعَ مَوعِدَكَ بِخُلفِكَ... فَاِنَّ الخُلفَ يوجبُ المَقتَ عِندَ اللّه وَالنّاسِ؛ بپرهيز از خلف وعده كه آن موجب نفرت خدا و مردم از تو مى شود. نهج البلاغه، نامه 53 [h=5]حدیث (8) امام على عليه السلام :[/h] لاتَعِدَنَّ عِدَةً لاتَثِقُ مِن نَفسِكَ بِانجازِها؛ وعده اى نده كه از وفاى به آن اطمينان ندارى. غررالحكم، ج6، ص292، ح10297 [h=5]حدیث (9) امام على عليه السلام :[/h] لا تَعتَمِد عَلى مَوَدَّةِ مَن لا يوفِى بِعَهدِهِ؛ به دوستى كه به عهد خود وفا نمى كند اعتماد نكن. غررالحكم، ج6، ص283، ح10260 [h=5]حدیث (10) امام سجّاد عليه السلام :[/h] قُلتُ لِعَلِىّ بنِ الحُسَينِ عليه السلام : اَخبِرنى بِجَميعِ شَرايِعِ الدّينِ قالَ عليه السلام : قَولُ الحَقِّ وَالحُكمُ بِالعَدلِ وَالوَفاءُ بِالعَهدِ؛ به امام سجّاد عليه السلام عرض كردم: مرا از تمام دستورهاى دين آگاه كنيد امام عليه السلام فرمودند: حقگويى، قضاوت عادلانه و وفاى به عهد. خصال، ص 113 [h=5]حدیث (11) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h] اِضمَنوالى سِتّا مِن اَنفُسِكُم اَضمَن لَكُمُ الجَنَّةَ اُصدُقُوا اِذا حَدَّثتُم وَأوفُوا اِذا وَعَدتُم وَاَدُّوا اِذا ئتُمِنتُم وَاحفَظوا فُروجَكُم وَغُضّوا اَبصارَكُم وَكُفّوا اَيديَكُم؛ شش چيز را براى من ضمانت كنيد تا من بهشت را براى شما ضمانت كنم، راستى در گفتار، وفاى به عهد، بر گرداندن امانت، پاكدامنى، چشم بستن از گناه و نگه داشتن دست (از غير حلال). نهج الفصاحه، ح 321 [h=5]حدیث (12) امام صادق عليه السلام :[/h] فَهَلُمَّ اَيُّهَا النّاسُ اِلَى التَّعاوُنِ عَلى طاعَةِ اللّه عَزَّوَجَلَّ وَ القيامِ بِعَدلِهِ وَ الوَفاءِ بِعَهدِهِ وَ النصافِ لَهُ فى جَميعِ حَقِّهِ فَاِنَّهُ لَيسَ العِبادُ اِلى شَى ءٍ اَحوَجَ مِنهُم اِلَى التَّناصُحِ فى ذلِكَ وَ حُسنِ التَّعاوُنِ عَلَيهِ ؛ اى مردم! بيايد يكديگر را بر اطاعت خدا يارى كنيد و عدالتش را بپاداريد و به عهدش (در عبوديت او و ترك طاعت شيطان) وفا كنيد و در تمامى حقوق الهى منصفانه رفتار كنيد، زيرا كه بندگان خدا به چيزى نيازمندتر از اين نيستند كه در اين امور يكديگر را نصيحت و خوب يارى كنند. كافى، ج 8 ، ص 354، ح 550 [h=5]حدیث (13) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :[/h] اَحِبُّوا الصِّبيانَ وَ ارحَمُوهُم ، وَ اِذا وَ عَدتُموهُم شَيئا فَفُوا لَهُم ، فَاِنَّهُم لا يَدرونَ اِلاّ اَ نَّـكُم تَرزُقونَهُم ؛ كودكان را دوست بداريد و با آنان مهربان باشيد و هرگاه به آنان وعده داديد ، به آن وفا كنيد ، زيرا آنان ، روزى دهنده خود را كسى غير از شما نمى دانند. كافى، ج 6، ص 49، ح 3 [h=5]حدیث (14) امام حسن علیه السلام:[/h]المَسؤولُ حُرّ حَتی یَعِد ، وَ مُستَرِقُ المَسئولِ حَتی یَنجَز؛ انسان تا وعده نداده ، آزاد است . اما وقتی وعده میدهد زیر بار مسؤولیت میرود، و تا به وعدهاش عمل نکند رها نخواهد شد. بحار الانوار، ج78، ص113 [h=5]حدیث (15) امام سجاد عليه السلام : [/h]خَيرُ مَفاتيحِ الاُمورِ الصِّدقُ وَ خَيرُ خَواتيمِهَا الوَفاءُ؛ بهترين شروع كارها صداقت و راستگويى و بهترين پايان آنها وفا است. بحارالأنوار، ج 78، ص 161 [h=5]حدیث (16) امام سجاد عليهالسلام :[/h]قُلتُ لِعَلىِّ بنِ الحُسَينِ عليهالسلام اَخبِرنىِ بِجَميعِ شَرايِـعِ الّدينِ، قالَ عليهالسلام : قَولُ الحَقِّ وَ الحُكمُ بِالعَدلِ وَ الوَفاءُ بِالعَهدِ؛ به امام سجّاد عليهالسلام عرض كردم: مرا از تمام دستورهاى دين آگاه كنيد، امام عليهالسلام فرمودند: حقگويى، قضاوت عادلانه و وفاى به عهد. خصال، ص 113، ح 90 [h=5]حدیث (17) پيامبر صلی لله عليه و آله : [/h]ثَلاثٌ مَن كُنَّ فيهِ فَهِىَ راجِعَةٌ عَلى صاحِبِها: اَلبَغىُ وَ المَكرُ وَ النَّـكتُ؛ سه چيز است كه در هر كس باشد [آثارش] به خود او بر مىگردد: ستم كردن، فريب دادن و پيمان شكنى. تحف العقول، ص 256 [h=5]حدیث (18) رسول خدا صلی الله علیه و آله:[/h]آیَةُ المُنافِقِ ثَلاثٌ: اِذا حَدَثَ کَذِبَ وَ اِذا وَعَدَ اَخلَفَ وَ اِذا اؤتُمِنَ خانَ؛ نشان منافق سه چیز است: 1 - سخن به دروغ بگوید . 2 - از وعده تخلف کند .3 - در امانت خیانت نماید . صحیح مسلم، کتاب الایمان، ح 89 [/TD] [/TR] [/TABLE]
پاسخ : احادیث درباره مصالح اجتماعی گذشت [TABLE="width: 95%"] [TR] [TD][h=5]حدیث (1) امام على عليهالسلام :[/h] اَلعَفوُ تاجُ المَكارِمِ؛ گذشت، اُوج بزرگواريهاست. غررالحكم، ج1، ص140، ح520[h=5]حدیث (2) رسول اكرم صلىاللهعليهوآله :[/h] إِذا اوقِفَ العِبادُ نادى مُنادٍ: لِيَقُم مَن أَجرُهُ عَلَى اللّهِ وَليَدخُلِ الجَنَّةَ قيلَ: مَن ذَاالَّذى أَجرُهُ عَلَى اللّهِ؟ قالَ: العافُونَ عَنِ النّاسِ؛ هنگامى كه بندگان در پيشگاه خدا مىايستند، آواز دهندهاى ندا دهد: آن كس كه مزدش با خداست برخيزد و به بهشت رود. گفته مىشود: چه كسى مزدش با خداست؟ مىگويد: گذشت كنندگان از مردم. كنزالعمال، ج3، ص374، ح7009[h=5]حدیث (3) رسول اكرم صلىاللهعليهوآله :[/h] مَن كَثُرَ عَفوُهُ مُدَّ فى عُمُرِهِ؛ هر كس پر گذشت باشد، عمرش طولانى شود. اعلام الدين، ص315 [h=5]حدیث (4) امام رضا عليه السلام :[/h] مَا التَقَت فِئَتانِ قَطُّ إِلاّ نُصِرَ أَعظَمُهُما عَفوا؛ هرگز دو گروه با هم روياروى نشدند، مگر اين كه با گذشت ترين آنها پيروز شد. كافى، ج2، ص108، ح8 [h=5]حدیث (5) پيامبر صلىاللهعليهوآله :[/h] مَن عَفا عَن مَظلَمَةٍ أَبدَ لَهُ اللّهُ بِها عِزّا فِى الدُّنيا وَالخِرَةِ؛ هر كس از ظلمى كه در حق او شده گذشت كند، خداوند به جاى آن در دنيا و آخرت به او عزّت مىبخشد. امالى طوسى، ص 182 [h=5]حدیث (6) امام حسين عليهالسلام :[/h] إِنَّ أَعفَى النّاسِ مَن عَفا عِندَ قُدرَتِهِ؛ با گذشتترين مردم، كسى است كه در زمان قدرت داشتن، گذشت كند. الدرة الباهرة، ص 24 [h=5]حدیث (7) پيامبر صلىاللهعليهوآله :[/h] تَعافَوا تَسقُطِ الضَّغائِنُ بَينَكُم؛ از يكديگر گذشت كنيد، تا كينههاى ميان شما از بين برود. كنزالعمال، ج3، ص373، ح7004 [h=5]حدیث (8) امام رضا عليه السلام :[/h] فى قَولِهِ تَعالى: (فَاصفَحِ الصَّفحَ الجَميلَ) ـ : عَفوٌ مِن غَيرِ عُقوبَةٍ وَلا تَعنيفٍ وَلا عَتبٍ؛ درباره آيه «پس گذشت كن گذشتى زيبا...» فرمودند: مقصود، گذشت بدون مجازات و تندى و سرزنش است. اعلام الدين، ص307 [h=5]حدیث (9) امام على عليهالسلام :[/h] شَرُّ النّاسِ مَن لايَعفو عَنِ الزَّلَّةِ وَلايَستُرُالعَورَةَ؛ بدترين مردم كسى است كه خطاى ديگران را نبخشد و عيب را نپوشاند. غررالحكم، ج4، ص175، ح5735 [h=5]حدیث (10) امام على عليهالسلام :[/h] جازِ بِالحَسَنَةِ وَتَجاوَزعَنِ السَّيِّئَةِ ما لَم يَكُن ثَلَما فِى الدّينِ أَو وَهنا فى سُلطانِ السلامِ؛ (بدى يا خوبى را) به نيكى پاداش ده و از بدى درگذر، به شرط آن كه به دين لطمهاى نزند يا در قدرت اسلام ضعفى پديد نياورد. غررالحكم، ج3، ص373، ح4788 [h=5] حدیث (11) امام صادق عليه السلام :[/h] اَلا اُحَدِّثُكَ بِمَكارِمِ الخلاقِ؟ الصَّفحُ عَنِ النّاسِ وَ مُواساةُ الرَّجُلِ اَخاهُ فى مالِهِ وَ ذِكرُ اللّهِ كَثيرا؛ آيا به شما بگويم كه مكارم اخلاق چيست؟ گذشت كردن از مردم، كمك مالى به برادر (دينى) خود و بسيار به ياد خدا بودن. معانى الأخبار، ص 191، ح 2 [h=5]حدیث (12) امام على عليهالسلام :[/h]عَلَيكَ بِمُداراةِ النّاسِ وَ اِكرامِ العُلَماءِ وَ الصَّفحِ عَن زَلاّتِ الخوانِ فَقَد اَدَّبَكَ سَيِّدُ الوَّلينَ وَ الخِرينَ بِقَولِهِ صلىاللهعليهوآله : اُعفُ عَمَّن ظَـلَمَكَ وَ صِل مَن قَطَعَكَ وَ اَعطِ مَن حَرَمَكَ ؛ تو را سفارش مىكنم به مداراى با مردم و احترام به علما و گذشت از لغزش برادران (دينى)؛ چرا كه سرور اولين و آخرين، تو را چنين ادب آموخته و فرموده است : «گذشت كن از كسى كه به تو ظلم كرده ، رابطه برقرار كن با كسى كه با تو قطع رابطه كرده و عطا كن به كسى كه از تو دريغ نموده است». اعلام الدين، ص 96 [h=5]حدیث (13) پيامبر صلىاللهعليهوآله : [/h]ألا اُخبِرُكُم بِاَشبَهِكُم بى؟ قَالوا: بَلى يا رَسولَ اللّهِ. قالَ: اَحسَنُكُم خُلقا وَ اَليَنُكُم كَنَفا وَ اَبَرُّكُم بِقَرَابَتِهِ وَ اَشَدُّكُم حُبّا لاِِخوانِهِ فى دينِهِ وَ اَصبَرُكُم عَلَى الحَقِّ وَ اَكظَمُكُم لِلغَيظِ وَ اَحسَنُكُم عَفوا وَ اَشَدُّكُم مِن نَفسِهِ اِنصافا فِى الرِّضا وَ الغَضَبِ؛ آيا شما را از شبيه ترينتان به خودم با خبر نسازم؟ گفتند: آرى اى رسول خدا! فرمودند: هر كس خوش اخلاقتر، نرمخوتر، به خويشانش نيكوكارتر، نسبت به برادران دينىاش دوستدارتر، بر حق شكيباتر، خشم را فروخورندهتر و با گذشتتر و در خرسندى و خشم با انصاف تر باشد. كافى، ج 2، ص 240، ح 35 [h=5]حدیث (14) پيامبر صلىاللهعليهوآله :[/h] اَوصانى رَبّى بِسَبعٍ: اَوصانى بِالخلاصِ فِى السِّرِّ وَ العَلانيَةِ وَ اَن اَعفُوَ عَمَّن ظَلَمَنى و اُعطىَ مَن حَرَمَنى و اَصِلَ مَن قَطَعَنى و اَن يَكونَ صَمتى فِكرا وَ نَظَرى عِبَرا؛ پروردگارم هفت چيز را به من سفارش فرمود: اخلاص در نهان و آشكار، گذشت از كسى كه به من ظلم نموده، بخشش به كسى كه مرا محروم كرده، رابطه با كسى كه با من قطع رابطه كرده، و سكوتم همراه با تفكّر و نگاهم براى عبرت باشد. كنزالفوائد، ص 184 [h=5]حدیث (15) پيامبر صلى الله عليه و آله :[/h]مَن يَغفِر يَغفِرِ اللّهُ لَهُ وَ مَن يَعفُ يَعفُ اللّهُ عَنهُ؛ هر كس از خطاها درگذرد، خدايش از او درگذرد و هر كس گذشت كند خدا نيز از او گذشت كند. نهج الفصاحه، ح 2768 [h=5]حدیث (16) امیرالمومنین علی (ع) :[/h]ألعَفوُ یُفسِدُ مِنَ اللَّئیمِ بِقَدر إصلاحِهِ مِنَ الکَریمِ. عفو و گذشت به همان اندازه که در اصلاح شخص بزرگوار موّثر است شخص فرومایه را تباه می کند. بحار الانوار، ج74، ص42 [h=5] حدیث (17) امام صادق علیه السلام:[/h]ثَلاثٌ مـَن کـُنَّ فِیهِ کـانِ سَیِّـداً: کَظمُ الغَیظِ وَالعَفـوُ عَن المَسیىءِ والصِّله بِـالنَفـسِ وَالمـالِ؛ سه چیز است که در هـر که بـاشـد آقـا و سـرور است: خشـم فـرو خـوردن ،گذشت از بدکـردار، کمک و صله رحـم بـا جـان و مـال. تحف العقول، ص 317 [/TD] [/TR] [/TABLE]