پاسخ : مسئله حجاب ، مفهوم و ابعادش [h=2]حیا مقدم بر حجاب است.[/h]مدیر گروه زنان و خانواده پژوهشکده باقرالعلوم(ع) با بیان اینکه جایگاه حیا در اندیشه اسلامی مقدم بر حجاب است، یادآور شد: بسیاری از فیلمها و سریالها به جای ترویج فرهنگ حجاب، حیا و عفاف، مروج بدحجابی هستند. حجت الاسلام سیدجعفر حق شناس مدیر گروه مطالعات زنان و خانواده پژوهشکده باقرالعلوم ، با تأکید بر روشن بودن مسئله حجاب در حوزه نظری گفت: خوشبختانه در مورد جایگاه حجاب در اسلام به خوبی پرداخته شده است و به نظر می رسد در این حوزه مشکل نظر نداریم و مقالات و کتابهای خوبی در این زمینه نوشته شده است. وی افزود: اگر کسی وارد حوزه اندیشه اسلامی می شود و واقعا نگاه کوتاهی به آموزه های اسلامی داشته باشد به خوبی متوجه می شود حجاب یکی از مسائل روشن، قطعی و ضروری اندیشه اسلامی است و هر مسلمان به محض گفتن اینکه من مسلمان هستم می پذیرد که حجاب (به معنی پوشش) جزئی از اسلام است اما حد و مرز حجاب در اندیشه اسلامی و در روایات و مباحث فقهی بحث مفصلی است. این پژوهشگر با بیان اینکه پوشش، اصلی است که برای زن و مرد بطور مشترک وجود دارد، افزود: پوشش جزو فطریات است و زن و مرد بنا بر فطرتشان حدی از پوشش را رعایت می کنند اسلام نیز براساس همین حکم فطری یک حد ضروری برای مردان گذاشته و برای زنان مرز بیشتری قرار داده است و این دلیل روان شناختی دارد چون همیشه مردان جلب ظاهر زنان می شوند و زنان باید بیشتر مواضع بدن خود را بپوشانند. وی "حیا" را در اندیشه اسلامی مهمتر از حجاب خواند و گفت: باید در جامعه بدنبال توسعه فرهنگ حیا قبل از حجاب باشیم؛ طرح گسترش حجاب باید به طرح توسعه حیا و عفاف تبدیل شود چون حجاب یکی از ثمرات داشتن حیا است. برعکس ما مواردی داشته ایم به دلیل اصرار دستگاههای اجرایی و برخی افراد که زنان باید حجاب کامل داشته باشند اما چون توصیه حیامدارانه نداشته اند، با افرادی بعضا مواجه می شویم که حجاب ظاهری خوبی دارند اما رفتارشان اصلا آمیخته به حیا نیست. حجت الاسلام حق شناس با اشاره به تفاوت عفاف و حیا تصریح کرد: این دو ظاهر یکی است اما در معارف دینی با هم تفاوت دارند، حیا یک حالت درونی است اما عفاف بیشتر به پاکدامنی های جنسی اطلاق می شود ممکن است کسی عفاف داشته باشد اما از سطح مطلوبی از حیا برخوردار نباشد. وی افزود: حیا در معارف اسلامی مسئله وسیعی است، حتی بر حیا در سؤال کردن و جواب دادن و نصیحت کردن و... تأکید شده است، حیا برخلاف عفاف در مسائل غیرجنسی هم وجود دارد. شخصیت با حیا در همه ابعاد زندگی خود را نشان می دهد، حالا در مسائل جنسی حیا در اسلام از جایگاه والایی برخوردار است. در آیات قرآن و روایات چقدر دستور داریم که بچه ها برای ورود به خلوتگاه پدر و مادر باید اجازه بگیرند و این حاکی از حیا است. در آموزه های اسلامی جزو چیزهای مسلمی که متأسفانه کمتر به آن توجه می شود این است که تمایلات جنسی زن و مرد در جامعه اصلا نباید بروز داشته باشد و تنها در خانواده معنا دارد. مدیر گروه زنان و خانواده پژوهشکده باقرالعلوم(ع) تصریح کرد: در اسلام حتی یک زن و شوهر هم در ملأ عام نگاه جنسی خود را نباید بروز دهند و این مسئله را اسلام در کانون خانواده محدود می کند و در اجتماع باید همه به یکدیگر نگاه انسانی داشته باشد، نه جنسی. مباحث جنسی آنقدر در اسلام مقدس و محترم است که تنها در کانال ازدواج و خانواده و آن هم در خلوت می رود و فلسفه آن حفظ خانواده است چون اگر نیاز جنسی به سطح اجتماع برود خانواده دیگر کارکرد خود را از دست می دهد و توجه مرد و یا زن نسبت به یکدیگر کاهش می یابد. وی با بیان اینکه قبل از بحث حجاب و عفاف باید بر روی حیا تأکید کنیم، افزود: تلاش کنیم حجابها و پوشش ها برخاسته از حیا باشد البته پوشش، سطحی از حیا است و کسی که خود را پوشانده حدی از حیا را رعایت کرده است اما این کافی نیست و باید در جامعه به سمتی برویم که اگر زن و مرد از پوشش مناسبی برخوردار هستند نگاهها، رفتارها و سخنانشان هم با حیا و با رعایت حریم همراه باشد. حق شناس با بیان اینکه تردیدی نیست که باید برای گسترش سه محور اصلی حیا، عفاف و پوشش همت اصلی بر کار فرهنگی است، افزود: به هیچ وجه ما در بحث حیا و حجاب بدون یک فرهنگ سازی مناسب و هرگز تنها با الزامات قانونی موفق نمی شویم. وی تأکید کرد: حتما الزامات قانونی باید در یک بستر فرهنگی مناسب صورت گیرد؛ مثلا نیروی انتظامی در بحث برخورد با دزدی و اعتیاد و... به راحتی می تواند عمل کند و کسی معترض برخورد نیروی انتظامی با این قبیل مسائل نیست چون آنچنان کار فرهنگی سنگینی صورت گرفته که امروز هر انسانی از اعتیاد متنفر است. وقتی یک چیزی در جامعه ای بد شد و نقطه مقابل آن چیز مطلوبی معرفی شد آنوقت الزامات در جامعه جواب می دهد اما اگر برای مسئله ای نه تنها کار فرهنگی صورت نگرفت بلکه ضد فرهنگ آن در جامعه در حال تولید است، برخورد قانونی بسیار نشدنی و بسیار سخت است. حق شناس با تأکید بر جایگاه رسانه ها به ویژه صدا و سیما، در امر تروج حیا و حجاب در جامعه، تصریح کرد: متأسفانه صدا و سیما و بسیاری از رسانه های ما از کارکرد واقعی خود بسیار فاصله دارند؛ باید رسانه ها بر روی عفاف و حیا حجاب فرهنگ سازی کنند نه در مدت کوتاه بلکه در زمان طولانی و عمده این فرهنگ سازی هم باید در سریالها نمود پیدا کند چراکه اگر صدا وسیما هزاران برنامه گفتگومحور و علمی در مورد حجاب پخش کند نمی توان گفت که خوب کار کرده بلکه باید برنامه های تأثیرگذار و جذاب را تهیه کند ضمن اینکه فرهنگ حاکم بر گزارشات، اخبار، مجریان، سریالها و... مبتنی بر حیا و پوشش مناسب باشد. وی بر همکاری همه دستگاههای فرهنگی- تبلیغی کشور برای اجرای یک برنامه مدون طولانی مدت تأکید کرد و افزود: باید تلاش کنیم فرهنگ حیا و عفاف را در جامعه توسعه دهیم و اگر این تبلیغات در جای خود قرار گیرد و ضد تبلیغ نشود ما به نتیجه خواهیم رسید اما وقتی می بینیم فیلمهای سینمایی و سریالهای تلویزونی مهمترین عامل در ترویج بدحجابی است چگونه می توان در مورد حجاب و حیا سخن گفت؟ حجت الاسلام حق شناس تأکید کرد: بیننده ما در فیلمهای اجتماعی و خانوادگی هر روز یک زن و شوهری را می بیند که هیچکدام نه تنها ظواهر اسلامی ندارند بلکه بی حیایی حاکم است و یا اکثر کسانی که نقش اول فیلمی را دارند شاید حجاب کامل داشته باشد اما صورت کاملا آرایش کرده و رفتارها کاملا خلاف حیا است و برخوردی کاملا باز و بدون رعایت حدود اخلاقی در فیلم دارند و این در قالب حجاب انجام می شود و این آسیب زا است. وقتی در اکثر برنامه های تلویزیون و سینمایی که مردم چهره های آرایش کرده و بدحجاب را می بینند چگونه ما می توانیم در خیابان به همان چهره بگوییم چرا اینگونه در جامعه ظاهر می شوی؟ این نوع برخورد اصلا معقول نیست و باید به دنبال راهکار درست بود. مدیر گروه زنان و خانواده پژوهشکده باقرالعلوم(ع)با تأکید بر لزوم طبقه بندی افراد بدحجاب، یادآور شد: بسیاری از افراد بدحجاب ممکن است واقعا عناد و لجاجتی هم نداشته باشند و به خاطر جو اینگونه می شوند؛ وقتی فضای اجتماعی به گونه ای شد آنوقت عده ای مطابق با آن حرکت می کنند بنابراین برخوردهای خشن و تذکرات غیرمحترمانه اصلا در این مسیر درست نیست. وی افزود: اگر قرار باشد ما مردم را به تذدکر دادن تشویق کنیم باید ابتدا حیا را در جامعه مثبت معرفی کنیم و خلافش را بد نشان دهیم دوم به مردم آموزش دهیم که تذکرات مهربانانه و محترمانه باشد و روشها را آموزش دهیم. البته بنده معتقدم امر به معروف و نهی از منکرعمومی است و کار یک نهاد خاص نیست و اگر نهاد خاص وظیفه ای هم دارد در یک امور خاص است. حجت الاسلام حق شناس افزود: نیروی انتظامی و همه دستگاهای اجرایی کشور نیز باید در برخورد با افراد بدپوشش بر اساس طبقه بندی عمل کنند یعنی کسانی که عالما و عامدا بنا دارند فضای جنسی جامعه را آلوده کنند باید به شدت با آنها برخورد قانونی شود و سرمنشأ تولید فسادها را شناسایی کنند و با کسانی که متعرض نوامیس مردم می شوند باید به شدت برخورد قانونی محکم صورت گیرد اما برای توسعه فرهنگ حجاب و حیا نیروی انتظامی کارکرد اساسی ندارد؛ این نهاد در واقع جلوی مفاسد را می گیرد و این کار مهمی است که باید به خوبی انجام گیرد. وی با انتقاد از بی توجهی دستگاههای دولتی نسبت به ترویج فرهنگ حیا و حجاب یادآور شد: همه این تدابیری که ذکر کردم یک طرف اما خواست جدی مسئولان و برنامه ریزیان کشور نیز در مسئله حجاب و حیا مسئله ای جدی است که مورد بی توجهی است. یعنی مگر متولی بحث حجاب و عفاف تنها نیروی انتظامی است؟ امروز دستگاههای اجرایی کشور و در رأس آن دولت و وزرا قرار دارند و وزارتخانه ها زیر نظر دولت است آیا ما نمی توانیم همانطور که کارمند یکسری ضوابط رسمی اداری را انجام می دهد، الزامات قانونی رسمی را در زمینه پوشش قرار دهیم؟ این مسئله اصلا فشار دینی نیست و باید قانون اجرایی کشور شود. وی افزود: بر اساس گزارشاتی که به دست بنده از کشورهای اروپایی رسیده در اماکن عمومی اصلا آرایش مرسوم نیست. دولت بهتر است الزام کند هر کارمند رسمی در هر نهاد دولتی چه خانم و چه آقا یکسری ضوابط پوشش را رسما رعایت کند. با این کار بخشی از معضلات بی حیایی در جامعه کم می شود چون اداره جای مثلا آرایش و نمایاندن خود نیست نه برای زن و نه برای مرد و باید در محیط اداری لباس مناسب تعریف شود. حجت الاسلام حق شناس در پایان تأکید کرد: اگر نگاه اجرایی داشته باشیم اولا باید مسئولان اجرایی کشور یکسری الزامات قانونی محترمانه را محکم اجرا کنند و نیروی انتظامی با موارد حاد و فسادپراکنان و با عوامل فساد جنسی برخورد کند و رسانه ها و فرهنگسازان باید یک فرهنگ مناسب حیا و عفاف را در جامعه ایجاد کنند تا جامعه خود به خود این مسیر را انتخاب کند مهمترین اصل این است که حجاب درونی شود. حجاب با ارعاب، مورد نظر اسلام نیست و اسلام می خواهد حجاب درونی شود اما کسانی که می خواهند عمدا جامعه را آلوده کنند باید با آنان برخورد جدی صورت گیرد.
پاسخ : مسئله حجاب ، مفهوم و ابعادش [h=2]علت واجب شدن حجاب؟؟[/h]به چه علت حجاب برای زنان واجب شده است در حالی که برای مردان واجب نشده است؟ فلسفه حجاب در اسلام برای چیست؟ براى روشن شدن فلسفه حجاب زن و راز تفاوت آن با پوشش مردان، توجه به مطالب ذیل لازم است: 1- توجه به رابطه پوشش با فرهنگ دینى بر اساس فرهنگ اسلامى، انسان موجودى است که براى رسیدن به کمال و معنویّت خلق گردیده است. اسلام با تنظیم و تعدیل غرایز به ویژه غریزه جنسى و توجه به هر یک از آنها در حدّ نیاز طبیعى، سبب شکوفایى همه استعدادهاى انسان شده و او را به سوى کمال سوق داده است. پوشش مناسب براى زن و مرد عامل مهمى در تعدیل و تنظیم این غریزه است. 2- توجه به ساختار فیزیولوژى انسان نوع پوشش زن و تفاوت آن با لباس مرد رابطهاى مستقیم با تفاوتهاى جسمى و روحى زن و مرد دارد. در تحقیقات علمى در مورد فیزیولوژى و نیز روانشناسى زن و مرد ثابت شده که مردان نسبت به محرّکهاى چشمىِ شهوتانگیز حساس ترند و چون تأثیر حس بینایى زیادتر است و چشم از فاصله دور و میدان وسیعى قادر به دیدن است، از سوى دیگر ترشّح هورمونها در مرد صورتى یکنواخت و بدون انقطاع دارد، مردان به صورتى گسترده تحت تأثیر محرّکهاى شهوانى قرار مىگیرند اما زنان نسبت به حس لمس و درد حساس ترند و به محرّکهاى حسى پاسخ مىدهند. حس لامسه بروز زیادى ندارد و فعالیتش محدود به تماس نزدیک است. از این گذشته چون هورمونهاى جنسى زن به صورت دورهاى ترشخ مىشوند و به طور متفاوت عمل مىکنند، تأثیر محرّکهاى شهوانى بر زن صورتى بسیار محدود دارد و نسبت به مردان بسیار کمتر است. با توجه به مطالب فوق مىتوان گفت: حجاب در اسلام از یک مسئله کلّى و اساسى ریشه گرفته است. اسلام مىخواهدد انواع التذاذهاى جنسى (چه بصرى و لمسى و چه نوع دیگر) به محیط خانواده و در چهارچوب شرع و قانون اختصاص یابد و اجتماع تنها براى کار و فعالیت باشد، بر خلاف سیستم غربى که حضور در جامعه را با لذت جویى جنسى به هم مىآمیزد و تعدیل و تنظیم امور جنسى را به هم مىریزد. اسلام قائل به تفکیک میان این دو محیط است و براى تأمین این هدف، پوشش و حجاب را توصیه نموده است، زیرا بى بند و بارى در پوشش به معناى عدم ظابطه در تحریک غریزه و عدم محدودیت در رابطه جنسى است که آثار شوم آن بر کسى پوشیده نیست. ج) آثار و فواید رعایت حجاب و پوشش دینى 1- بهداشت روانى اجتماع و کاهش هیجانها و التهاب جنسى که سبب کاهش عطش سیرى ناپذیرى شهوت است. 2- تحکیم روابط خانوادگى و برقرارى صمیمیت کامل زوجین. با رواج بى حجابى و جلوه گرى زن، جوانان مجرد، ازدواج را نوعى محدودیت و پایان آزادىهاى جنسی خود تلقّى مىکنند وافراد متأهل هر روز در مقایسهاى خطرناک میان آن چه دارند و ندارند، قرار مىگیرند. این مقایسهها، هوس را دامن زده و ریشه زندگى را مىسوزاند. 3- استوارى اجتماعى و استیفاى نیروى کار و فعالیّت دختر و پسرى که در محیط کار و دانشگاه تحریک شهوانى شوند، از تمرکز و کارآیى آنها کاسته مىشود و حکومت شهوت بر اجتماع سبب هدر رفتن نیروى فکرى و کارى است. 4- بالارفتن ارزش واقعیت زن و جبران ضعف جسمانى او حیا، عفاف و حجاب زن مىتواند در نقش عاطفى او و تأثیرگذارى بر مرد مؤثر باشد. لباس زن سبب تقویت تخیّل و عشق در مرد است و حریم نگه داشتن یکى از وسائل مرموز براى حفظ مقام و موقعیّت زن در برابر مرد است. اسلام حجاب را براى محدودیّت و حبس زن نیاورده، بلکه براى مصونیّت او توصیه کرده است، زیرا اسلام راضى به حبس، رکود و سرکوبى استعدادهاى زن نیست، بلکه با رعایت عفاف و حفظ حریم، اجازه حضور زن را ىر اجتماع داده امّا از سوء استفاده شهوانى و تجارى منع کرده است. در واقع حجاب موجب محدودیت، مردان هرزه مىباشد که در صدد کام جویىهاى آزاد و بى حد و حصر هستند و مصونیت زنان از دست این گروه از مردان منظور است. علاوه بر مطالب فوق استاد مطهری در بیان این که چرا حجاب به زنان اختصاص یافتهمی گوید: اما علت این که در اسلام دستور پوشش، اختصاص به زنان یافته، این است که میل به خود نمایى و خودآرایى مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلبها و دلها مرد شکار است و زن شکارچى، همچنان که از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار است و مرد شکارچى. میل زن به خود آرایى از حس شکارچىگرى او ناشى مىشود. در هیچ جاى دنیا سابقه ندارد که مردان لباسهاى بدن نما و آرایشهاى تحریک کننده به کار برند. این زن است که به حکم طبیعت خاص خود مىخواهد دلبرى کند و مرد را دل باخته و در دام علاقه خود اسیر سازد. بنابراین انحراف تبرّج و برهنگى، از انحرافهاى مخصوص زنان است و دستور پوشش هم براى آنان مقرر گردیده است».(1) به عبارت دیگر: جاذبه و کشش جنسى و زیبایى خاص زنانه و تحریک پذیرى جنس مردانه، یکى از علتهاى این حکم است. توصیه و دستور الهى به پوشش و حجاب براى زنان، به منظور ایجاد محدودیت و محرومیت و چیزهایى از این قبیل که تنها فریب شیطانىاند نمىباشد، بلکه در واقع براى آگاهى دادن به گوهر ارزشمند در وجود زنان است که باید از آن مراقبت و شده و حفظ شود و به تاراج نرود. این کاملاً معقول است که هر چیزى ارزشمندتر باشد، مراقبت و محافظت بیشترى را مىطلبد تا از دست راهزنان در امان باشد و به شکل یک ابزار براى مطامع سودپرستان در نیاید. به یاد داشته باشیم که غریزه جنسى، نیرومند و عمیق است. هر چه بیشتر اطاعت شود، سرکشتر مىگردد، همچون آتش که هر چه به آن بیشتر هیزم بدهند، شعله ورتر مىشود، و شهوت خود را به صورت یک عطش روحى و خواست اشباع نشدنى در مىآورد.(2) و وضعیت جهان معاصر و کشانده شدن عدهاى به همجنس بازى نشانه آشکارى از این حالت است. بنابراین رعایت نکردن پوشش اسلامى توسط زنان نه تنها از بین رفتن حساسیت مردان را به دنبال ندارد، بلکه موجب طغیان غریزه جنسى آنان نیز مىگردد و پس از مدتى باعث دلزدگى و بى معنایى آن خواهد شد. در مورد مردان نیز این گونه نیست که بتوانند با هر نوع لباسی از خانه بیرون آیند و نوع پوشش آنها می تواند به هر صورتی باشد بلکه مردان نیز در این جهت با محدودیت های خاص خود نسبت به پوشش مواجه هستند اما محدوده پوشش آنان به جهت حضور بیشتر در اجتماع و کارهای سخت و به جهاتی که در بالا ذکر شد با زنان متفاوت است.
پاسخ : مسئله حجاب ، مفهوم و ابعادش [h=2]چرا حجاب؟[/h]واقعا حجاب مهم است؟ چرا تا این اندازه اسلام بر روی آن تاکید دارد به حدی که ضرورت حجاب مورد اتفاق شیعه و سنی است؟ و چرا برخی کشور های غربی و غیر اسلامی مانند فرانسه و ترکیه نسبت به آن این چنین حساسیت نشان می دهند و برای زنان محجبه محدودیت ایجاد می کنند؟ چرا نسبت به آنان تبعیض قائل می شوند و انواع فشارها را بر آنها وارد می کنند؟ امروزه نمونه این فشارها را در این کشورها زیاد می بینیم به طور مثال می توان به اخراج پیرزنی از یک بیمارستان در ترکیه اشاره کرد که به علت داشتن همراه محجبه اخراج شد. اهمیت مسئله حجاب تا حدی است که سکولارها در ترکیه روسری را نماد اسلام سیاسی می دانند. آنها به خوبی متوجه جایگاه زنان و حجاب آنان در عفاف جوامع اسلامی شده اند که به هر صورت در صدد ضربه زدن به آن هستند تا بتوانند از طریق آن به اهداف خود دست پیدا کنند. بر خلاف ادعای غرب، زن در اسلام از جایگاه والایی برخوردار است، اهمیت مقام زن را در جمله ای زیبا از امام خمینی می شود درک کرد: (( از دامن زن مرد به معراج می رسد.)) با قدری تامل می توان به حقیقت این جمله دست یافت یقینا وقتی زنان جامعه ای خوب و باحیا باشند، مردان آن جامعه نیز از تربیتی صحیح و نیکو بهره مندخواهند بو د و تاثیر زنان بر زندگی مردان انکار ناپذیر است. غربیان نیز به درستی این سخنان پی بردند و درصدد ضربه زدن به ما هستند، آنها فهمیده اند که از مواردی که می توان با آن به حیا زنان آسیب وارد کرد حجاب آنان است. اماحجاب در باب پیدا شدن حجاب نظریات گوناگونی مطرح شده است که غالبا این دلایل برای ظالمانه یا جاهلانه جلوه دادن حجاب بیان شده است. از جمله این دلایل عبارتند از: میل به ریاضت و رهبانیت (ریشه فلسفی)، عدم امنیت و عدالت اجتماعی (ریشه اجتماعی)، پدر شاهی و تسلط مرد بر زن و استثمار نیروی وی در جهت منافع اقتصادی مرد (ریشه اقتصادی)، حسادت و خود خواهی مرد(ریشه اخلاقی) و عادت زنانگی و احساس او به اینکه در خلقت از مرد چیزی کم دارد به علاوه مقررات خشنی که در زمینه پلیدی او و ترک معاشرت با او در ایام عادت وضع شده است که شهید مطهری در کتاب مسئله حجاب خود به بیان هر یک از این علل می پردازد و ضمن انتقاد به آنها، ثابت می کند که اسلام در فلسفه اجتماعی خود به هیچ یک ازاین جهات نظر نداشته است. واقعا حجاب مهم است؟ فلسفه پوشش در اسلام فلسفه پوشش در اسلام شامل مواردی می شود که هر کدام به جنبه های روانی، خانوادگی، اجتماعی، بالا بردن احترام زن و جلوگیری از ابتذال او برمی گردد. در واقع پوشش زن در اسلام در این است که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گری و خودنمایی نپردازد. زنان چون مظهر جمال خداوند هستند و همینطور به این دلیل است که میل به خود نمایی و خود آرایی دارند، پوشش در اسلام به آنها اختصاص یافته است و برای مردان هم مسئله کنترل نگاه بیان شده است. اما در فلسفه پوشش در اسلام به آرامش روانی نیز توجه شده است که در اثر وجود حجاب و عفاف در زنان این آرامش برای جامعه به ارمغان می آید. در صورت عدم آن و از بین رفتن حریم میان زن و مرد هیجانها و التهابهای جنسی افزایش می یابد و باعث می شود که جامعه آرامش خود را از دست بدهد و دچار تزلل شده و افراد آن به بیماری های روحی مبتلا شوند، این با توجه به روح سرکش و غریزه اشباع نشدنی انسان قابل درک است. جنبه دیگر فلسفه پوشش جنبه خانوادگی است که به استحکام پیوند خانوادگی برمی گردد، این کاملا واضح است که زن اگر زیبایی های خود را در خانه و برای همسر خود محدود کند هم به تقویت بنیان خانواده ی خود کمک می کند و هم به آرامش روانی جامعه و جلوگیری از ایجاد فساد در آن، با رواج یافتن التذاذهای جنسی در سطح جامعه و بیرون از محیط خانه باعث آسیب های اجتماعی از جمله گریز جوانان از ازدواج می شود. حجاب جنبه اجتماعی حجاب به استواری اجتماع مربوط می شود. همانطور که در مورد قبلی مطرح کردیم کشیده شدن التذاذهای جنسی از محیط خانه به اجتماع علاوه بر بروز آسیب های اجتماعی متفاوت، باعث تضعیف نیروی کار و فعالیت جامعه می شود شهید مطهری در این باره می فرمایند که بر عکس آنچه که مخالفین حجاب خرده گیری کرده اند و گفته اند: ((حجاب موجب فلج کردن نیمی از افراد اجتماع است)) بی حجابی و ترویج روابط آزاد جنسی موجب فلج کردن نیروی نیمی از افراد اجتماع است. و این کاملا در کشورهای غربی معلوم است و چه رسوایی هایی که در اینباره در این جوامع پیش آمده و می آید. و بالاخره آخرین جنبه که بالا بردن احترام زن و جلوگیری از ابتذال او است موجب ارزش و احترام زن میگردد، زنان هر چقدر که در جامعه و در رفتارشان با نامحرمان عفیف تر و با وقار تر باشند بر ارزششان افزوده می شود و احترامشان بیشتر می شود و مردان اجازه هر نوع برخوردی با آنان را به خود نمی دهند. حال غرب با توجه به حجاب و اهمیت آن در سلامت جوامع اسلامی سالهاست که درصدد ضربه زدن به آن درآمده تا بتواند از طریق آن به پاکی زنان ضربه وارد کند و از طریق این ضربه است به راحتی می تواند به تمامی جامعه آسیب زند و به سمت نیل باهداف خود پیش برود.