پاسخ : مسئله حجاب ، مفهوم و ابعادش [h=2]پسران آزادتر از دختران؟[/h]شناخت رفتارها و آرزوهاي دخترانه دختران در گروه هاي کوچک و خصوصي بازي مي کنند و اعضاي گروه بازي، هم سن هستند؛ بازي ها جنبه ي همکاري و تعاون دارد، فعاليت هاي مربوط به بازي به هيچ وجه جنبه رقابتي ندارد و کسي به خاطر داشتن قدرت، از ديگران متمايز نمي شود. در دوستي هاي آنها صميميت، برابري و وفاداري به يکديگر بسيار مهم است. در ساخت روابط اجتماعي دختران، همه بايد نسبت به يکديگر سازگاري داشته باشند، ولي اگر اين سازش و تساهل صورت نگرفت، بايد منتظر تضاد و کشمکش بود. براي حل مشکل و رفع تضاد، دختران سعي نمي کنندتا مسئله را حل کنند و اکثر اوقات اين دوستي ها به هم مي خورد و جدايي پيش مي آيد. بنابراين آنها بيشتر شکننده اند و عواطف آن ها زودتر دچار خدشه مي گردد. به همين دليل رسول خدا(ص) مي فرمايد: «دختران خود را ناخوش نداريد، زيرا آنها مونس هاي گرانبهايي هستند.» در اين زمينه مي توان ويژگي هاي ديگري نيز براي دختران برشمرد؛ از جمله: 1. داشتن رابطه صميمانه و برابر با يکديگر دوستي در بين دختران، بيشتر بر اساس کلام صورت مي گيرد؛ روابط دوستي با رعايت نوبت صحبت، اجازه ي صحبت دادن به ديگران و قبول محتواي گفتاري شکل مي گيرد. به کارگيري کلماتي که در آن ضماير و افعال همکاري نهفته است، مانند «بچه ها بياييد»، «ما بايد» و «دخترها»، نشان دهنده ي توان آنها در سازمان دادن کار گروهي است. وفاداري، يکي از ويژگي هاي عمده ي دوستي بين دختران 12 تا 14 ساله است. اکثر اوقات، دختران وقت خود را به حرف زدن اختصاص مي دهند و صحبت ها، انعکاس دهنده ي افکار دروني آنهاست. 2. انتقاد و تفسير رفتارها و گفتارها روابط دختران با يکديگر بر اساس روابط رئيس و مرئوس نيست؛ خواست ها و اعتراضات خود را از طرف جمع مطرح مي کنند و به آنها جنبه ي شخصي و فردي نمي دهند. معمولاً کنار گذاشتن کسي به بهانه عدم هماهنگي او با هنجارهاي گروه قلمداد مي شود. معيار سنجش صميميت دختران، منوط به درميان گذاشتن اسرار پنهاني است. براي موفقيت اجتماعي، دانستن صحيح اين روابط بسيار ضروري است، حتي مي توان گفت راز باقي ماندن در اجتماع، وابسته به اين اصول است. گفتني است که اين چند ويژگي، بخشي از اسرار دروني دختران است که شناخت آنها و ديگر اوصاف روحي - رواني دختران، مي تواند هم براي خود دختران و هم براي خانواده ها و نيز طرف ارتباط آنها سودمند باشد و از خطا و اشتباهات آنها را مصون سازد. شناخت رفتارها و آرزوهاي پسرانه بازي پسرها در گروه هاي بزرگتر و بر اساس هرم سلسله مراتبي انجام مي گيرد. هر پسري اين فرصت را دارد تا شانس خود را آزمايش کند و از اين هرم صعود کند و يا در بعضي مواقع، سقوط کرده، شکست را بپذيرد. در دنياي پسران، گفتار داراي سه نقش اساسي است: 1. استفاده از گفتار براي بيان موضوع غالب در گروه؛ در اردوگاه پسران ديده شده که آنها با بکار گيري نحوه خاصي از گفتار، قادر به نشان دادن تسلط خود در گروه هستند. قابل توجه است که بدانيم قدرت پسرها در جمع در نحوه ي به کارگيري صحيح و به جاي کلمات و گفتار است. به عبارت ديگر، موفقيت اجتماعي پسران نه تنها بستگي به دانستن صرف جملات و واژگان است، بلکه وابسته به نحوه ي استفاده ي صحيح از آنهاست. 2. جلب و حفظ گروه با استفاده از واژگان صحيح در گفتار؛ دومين جنبه ي جامعه شناسي زبان در تعامل دوستانه در بين پسران، استفاده از واژگان براي حفظ و نگهداري و جلب هم گروهان است. قصه سرايي، لطيفه گويي و ديگر عمليات گفتاري، جنبه هاي عادي در تعامل اجتماعي پسران است. گوينده ي لطيفه بايد ياد بگيرد که در خلال صحبت خود، حال و هواي شنوندگان را نيز ارزيابي کند تا بر اساس آن لطيفه را به انجام رساند. 3. تأکيد بر موجوديت خود هنگامي که ديگران ميدان دار گروه هستند؛ پسرها در تعاملات خود با ديگر پسران، ياد مي گيرند که چگونه به عنوان شنوندگان داستان و يا لطيفه عمل کنند. به نظر مي رسد که واکنش پسرها به داستانهاي ديگران، توأم با چالش و اظهارات گوناگون است. اين عکس العمل براي تأکيد خود در جمع حضار و برجسته تر کردن موقعيت خويش در جمع است. امام صادق(ع) مي فرمايد: «پسران نعمت اند و دختران حسنه؛ خداوند از نعمت ها بازخواست مي کند و براي حسنات، پاداش مي دهد.»(1) اين نکته در اين حديث نشان مي دهد که ميزان خطاپذيري و به خطا انداختن پسرها، پررنگ تر است؛ از اين رو در اين حديث، خانواده را بيشتر متوجه تربيت پسران مي داند و والدين را در برابر آنها مسئول و مورد بازخواست قلمداد کرده است. پوشش دختران در روابط اجتماعي يافته هاي روان شناسي نشان مي دهند که توسل به خودنمايي و خودآرايي، بيشتر در بين دختران رايج است. همچنين تجربه ي بشري نشان مي دهد که در تصاحب قلب ها، پسر، شکار است و دختر، شکارچي! همچنان که در تصاحب جسم و وجود مادي، دختر، شکار است وپسر، شکارچي! ميل دختر به خودآرايي،از اين حس شکارچي گري او ناشي مي شود که خداوند، هدف متعالي «پيوند همسري» را در طبيعت و سرشت او نهاده است. کمتر اتفاق افتاده که پسران، لباس هاي بدن نما و آرايش هاي تحريک کننده به کار ببرند. بعضي از دختران، بيشتر به حکم طبيعت خاص خود، مي خواهند دلبري کنند و پسر را دلباخته ي خود سازند. اين ويژگي، البته فرصت تفکر و انتخاب عاقلانه را از طرفين مي گيرد. بنابراين، مي توان گفت که انحراف برهنگي، از انحراف هاي مخصوص دختران يا غالب در آنهاست؛ از اين رو دستور پوشش هم براي آنان و به اقتضاي طبيعت لطيف آنان، سختگيرانه تر است. برخي معتقدند اگر پسران و دختران آزاد باشند، اشباع مي شوند و عطش آنها کمتر مي شود اما تجربه جوامع گوناگون نشان داده که چنين نيست. اگر چنين است، چرا خيلي از کشورهاي اروپايي تصميم به جداسازي مدارس و دانشگاه ها و حتي مترو گرفته اند؟ مگر چشم چراني ها، روابط غير قانوني، خشونت عليه زنان و ناامني فضاهاي اجتماعي براي دختران و ... در جوامع آزاد غربي، کم تر شده است؟ جسم سالم و روح زيبا و شخصيت مطلوب اجتماعي، گوهرها و سرمايه هاي دختران و پسران جوان اند. کدام انسان خردمندي بهترين سرمايه هاي خويش را در معرض استفاده هرکس و ناکس قرار مي دهد؟ علت تأکيد بر بيشتر بودن پوشش قانوني دختران در جامعه و فرهنگ ما، جذاب تر بودن زن و منع کامجويي جنسي از آنان است که قطعاً به دوام بيشتر کانون خانواده و صميميت و محبت و دل بستگي بيشتر آنها در زندگي مشترک آينده خواهد انجاميد. دختر و پسري که قبل از ازدواج، عفيفانه تر زيسته اند و ازدواجشان نخستين تجربه آنها در هر گونه رابطه جنسي است، خوش بخت تر زندگي مي کنند. پس در واقع، دختران با رعايت حدود پوشش، به سلامت زندگي آينده و سالم تر ماندن همسر آينده خود کمک کرده اند و البته چنين خويشتن داري و عفافي از سوي پسران نيز تضمين خوبي براي زندگي آينده ي خود آنهاست. شايد يک علت اينکه جوانان امروز در جوامع غربي، از ازدواج گريزان هستند، همين باشد، زيرا آنان ازدواج را براي خود، يک محدوديت مي دانند و اکثر کام جويي هاي آنها در غير محيط خانواده و در غير کادر رسمي، در جريان معاشرت هاي آزاد و در محيط هايي غير از خانه انجام مي پذيرد. طبيعي است که براي چنين کساني، ازدواج، آغاز محروميت است. برخلاف فرهنگ اسلامي که در آن، ازدواج جوانان، پايان محروميت، آغاز يک زندگي نوين و نيز کانون محبت و فضايي براي کمال جويي و پيشرفت دو طرفه است. براي رسيدن به چنين سعادتي است که اسلام به صورت جدي، مسلمانان را از دوستي با جنس مخالف نهي مي کند، چرا که خانواده کمک مي کند تا طرفين، جلوه هاي کمال و اخلاق را به واسطه ي حضور شخصي ديگر در خود ظهور و بروز دهند و با مراعات حقوق يکديگر، براي کمال انساني خويش گام بردارند. پوشش دختران در اجتماع، مانع رشد يا عامل رشد؟ پوشش مطلوب اسلام (بدون آنکه بر نوع خاصي از پوشش اصرار بورزيم) براي دختر، مانع هيچ گونه فعاليت فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي وسياسي نيست. آنچه موجب به هم ريختگي جامعه و فلج شدن نيروهاي فعال اجتماع مي گردد، آلوده شدن محيط کار و تحصيل و ... با آزاد گذاشتن لذت جويي ها و چشم چراني هاي مردان و ميدان دادن به عشوه گري ها و خودنمايي هاي دختران در محيط عمومي است. اگر در محيط دانشگاه، دختران بدن خود را بپوشانند و هيچ گونه آرايشي نداشته باشند، بهتر درس مي خوانند، بهتر فکر مي کنند و بهتر به سخن استاد گوش مي دهند يا وقتي که در کنار هر پسري يک دختر آرايش کرده و با وضع زننده (در کلاس درس)، نشسته باشد، پسري که در اوج نياز جنسي است چقدر مي تواند متمرکز به مباحث علمي شود؟ انصافاً کدام روش، التهاب را در دختران و پسران کاهش مي دهد و به نفع آنهاست؟ و عقل، کدام را تصديق مي کند؟ آيا اگر پسران ما در خيابان، کوچه و بازار، مدرسه و اداره، کارخانه و ... با رفتارهاي فريبنده و سخنان و وعده هاي شعارگونه و غير واقعي، دائماً در صدد يافتن دختران پاک و ساده و صميمي جامعه باشند و هربار، با فرونشستن عشق هاي سطحي و خامشان به ديگري رو کنند، آرامش و امنيتي براي دختران ما خواهد ماند؟ به تجربه ثابت شده هر محيطي که در آن، رفت و آمد و درگيري کم تري ميان دو جنس بوده و پوشش صحيح و حريم خصوصي افراد رعايت شده، در آنجا پسرها و دخترها هم احساس آرامش بيشتري داشته اند و در کار و تحصيل موفق تر بوده اند. ترديد نکنيد که در دانشگاه هاي تک جنسيتي، آرامش روحي جوان و رشد علمي او معمولاً بيشتر مي باشد. عفاف، مصونيت يا محدوديت؟ تقريباً در تمامي فرهنگها و جوامع، دختر هر اندازه متين تر، با وقارتر و عفيف تر حرکت کند، خود را پوشيده تر نگه دارد و کمتر در معرض تماشاي بيگانگان قرار دهد بيشتر مورد احترام و ارزش پسران است. حتي افراد بي بندوبار نيز هنگامي که سر عقل مي آيند و مي خواهند تشکيل خانواده بدهند، براي گزينش همسر، به دنبال دختري پاک و عفيف مي گردند که تا پيش از آن، با هيچ پسري رابطه نداشته باشد. اصولاً افراد پاک و عفيف که به عفاف شناخته شده اند، از دسترس آزاد افراد منحرف و آلوده به دور هستند. قرآن کريم مي فرمايد: «رعايت حريم عفاف (در روابط اجتماعي) از سوي زنان، براي اين است که به عفاف و پاکي شناخته شوند و از آزار و اذيت بيمار دلان به دور باشند.»(2) خودنمايي يا عرضه کردن خود به نامحرمان، از عزت و شُکوه دختران مي کاهد. علاوه بر آن، زمينه را براي نفوذ افراد آلوده و ارتباط با آنان فراهم مي سازد و پسران جوان را - که بايد مظهر اراده، فعاليت، شجاعت، مردانگي و تصميم باشند - به افرادي هوس باز، چشم چران، لوده، بي اراده و ضعيف تبديل مي کنند. اگر دختران در روابط اجتماعي خود در اجتماعات عمومي، لباس ساده ولي زيبا بپوشند، کفش مناسب به پا کنند و با چادر يا مانتوي مناسب به مدرسه و دانشگاه بروند، قطعاً خودشان هم آرامش بيشتري خواهند داشت و بهتر درس مي خوانند. خوب است که دختر جوان مسلمان، در اجتماع چنان رفتار کند که علائم عفاف، وقار، متانت و پاکي از او هويدا باشد و به اين صفات شناخته شود. تنها در اين صورت است که بيماردلان - که به دنبال شکار مي گردند - از او مأيوس مي شوند. اين، تقريباً يک اصل هميشگي است که پسران ولگرد، به دنبال دختران جلف، سبک و خودنما مي گردند. گويي وضع لباس و پوشش، راه رفتن و سخن گفتن چنين دختراني معنادار است و به زبان بي زباني مي گويند: به من توجه کن! به من نگاه کن! مرا تعقيب کن! و ... در حالي که عفاف و رفتار و حرکات سنگين و با وقار دختر ديگر، مي فهماند که دست تعرض از اين حريم، کوتاه است و هيچ پسري جرأت نمي کند به او تعرض يا بي احترامي کند. دختران خوب جامعه ما انصاف دهند که آيا حقيقت، جز اين است؟ و اگر جز اين باشد، حقيقتي جز بي ارزشي و هدر رفتن سرمايه هاي وجودي خانم ها را در پي ندارد؟ گوهر خود را مزن بر سنگ هر بي قابلي صبر کن گوهر شناس قابلي پيدا شود آيا پسران آزادتر از دختران هستند؟ مسلماً جواب «منفي» است. اولاً، درصد آسيب پذيري دختران به خاطر لطافت روح و جسم شان بيش تر از پسران و آثار نامطلوب ولنگاري در دختران، بيش از پسران است و مفاسد اجتماعي که مترتب بر اين دو مي شود، متفاوت است. آسيب پذيري دختران و احساسي بودن آنها در کنار وجود بعضي پسران فاسد و هوس باز و فريبکار در جامعه باعث شده تا، خانواده ها براي دختران محدوديت بيشتري قائل شوند. ثانياً، پدران و مادران متدين و مذهبي نه تنها براي دختران خود، بلکه براي پسران نيز محدوديت هايي ايجاد مي کنند؛ آنان را از شرکت در هر مکاني بر حذر مي دارند و به پوشيدن هر گونه لباسي رضايت نمي دهند و به آنان اجازه نمي دهند با دختران رابطه داشته باشند. بنابراين پدران و مادراني که متدين هستند، هم براي دختران و هم براي پسرانشان محدوديت و به تعبير صحيح تر، مصونيت ايجاد مي کنند. البته درصد محدوديت براي دختران به جهت آسيب پذيري آنها، بيشتر است. اين واقعيت را نبايد کتمان کرد که بعضي از خانواده ها به دليل تعصب و يا آداب و رسوم خاص، براي دختران محدوديت هايي قائل شده اند که بايد نگرش آنها اصلاح شود. بايد بدانيم که تعريف محدوديت، زنداني کردن نيست! دختران فهيم نيز نبايد از اين نکته غافل شوند که خانواده ها و والدين از سر دلسوزي، نگراني و محبت است که اين محدوديت ها را ايجاد مي کنند؛ از اين رو نبايد در برابر آنها موضع بي ادبانه و کينه توزانه گرفت؛ اگر کسي بداند داروي تلخ محدوديت، او را از بيماريهاي روحي - رواني و فسادهاي اجتماعي مصون مي سازد، خود را از اين دارو محروم نمي کند و ديد کينه توزانه و دشمن مآبانه به آن نخواهد داشت. علت تمايز بين دختر و پسر و حضور کم رنگ زنان در جامعه چيست؟ تمايز دختر و پسر، باعث حضور کم رنگ دختران نشده، بلکه در بعضي از مناطق به دليل نگرش نادرست نسبت به جنس مؤنث و چيرگي فرهنگ و سنتهاي غلط، به اشتباه مانع حضور دختران در اجتماع شده اند. (البته بايد گفت در جامعه ي امروز ما هيچ کس حضور بانوان در اجتماع را انکار نمي کند.) از نظر اسلام، دختر به حکم دختر بودن ازفعاليت هاي اجتماعي محروم نيست؛ دختر با حفظ شئون اسلامي و عفت اجتماعي مي تواند به تحصيل، کارهاي هنري و ورزشي بپردازد و به جامعه خدمت نمايد و از اين جهت، محدوديت ندارد. امروز زنان زيادي در کشور هستند که در مراکز علمي و پژوهشي به تحقيق، تدريس و تحصيل مشغول اند و يا در مراکز اداري، در شرکتها و اداره ها نقش مهمي ايفا مي کنند و يا به عنوان وزير، نماينده ي مجلس، معاون وزير، يا مشاور رئيس جمهور، فعاليت مي نمايند. بر اساس آمار، از ميان پذيرفته شدگان دردانشگاه در سالهاي اخير، تعداد دانشجويان دختر بيشتر از پسران بوده است. بنابراين آنچه دين ما بر آن تأکيد دارد، اولويت بندي در وظايف زنانه است؛ يعني هر گاه حضور زني در اجتماع او را از وظيفه ي فطري مادري و تربيت فرزند و نيز مديريت خانواده دور نکند، حضور او پذيرفته شده و از آن نهي نشده است. چرا يک دختر نمي تواند با يک پسر رابطه اي سالم و شرعي برقرار کند؟ ابتدا بايد رابطه ي شرعي و سالم را تعريف کرد. رابطه ي شرعي و سالم دختر با پسر نا محرم، يعني ارتباط کلامي و غيرکلامي در چارچوب مقررات اسلامي، به عبارت ديگر، بايد حرف زدن، نگاه کردن و ... بدون قصد لذت صورت گيرد و ملاک اين ارتباط، ضرورت هاي شرعي، عقلي و عرفي باشد. اگر اين حدود رعايت شود، از نظر اسلام منعي براي ارتباط کلامي نيست؛ همانگونه که درجامعه اين نوع ارتباطات ديده مي شود؛ مثل رجوع به پزشک، خريد از بازار، حضور در محل کار و تحصيل و ارتباط با معلم و استاد و همکار و مدير، اما اگر ارتباط به طور وسيع انجام گيرد و هر دختر و پسري با هم ارتباط برقرار کنند، هر چند در مراحل اول به نظر، شرعي مي آيد، ولي کم کم مسائل احساسي، عاطفي و نهايتاً شهواني و نفساني بر اين روابط حاکم مي شود و آن را از جهت سداد و صلاح خارج مي سازد. جاذبه ي جنسي و طبيعي دختر و پسر، به ويژه در سنين جواني، زمينه ي انحراف ارتباط ها را فراهم مي سازد و ارتباط ها را تحت تأثير قرار مي دهد. بر اين اساس، دين به ما هشدار مي دهد که هر گاه دو غير هم جنس، در قالب هر ارتباطي در مکاني خلوت و دور از ديد ديگران قرار گيرند، شيطان با آنها خواهد بود و روابط صحيح آنها را تهديد مي کند. تهديد در روابط دختر با دختر يا پسر با پسر کمتر است. نکته ي ديگري که حساسيت اين نوع ارتباط را فزوني مي بخشد، پيامد منفي شکست يا منحرف شدن روابط انساني، به سبب جاذبه جنسي است. اگر ارتباط به انحراف گرايد، سبب از دست رفتن آبرو و حيثيت اجتماعي و سرمايه زندگي، همچنين ارزش و کرامت انساني دختر و پسر مي گردد که جبران ناپذير است. چرا در جامعه ي اسلامي ميان پسر و دختر تبعيض وجود دارد؟ منظور از تبعيض در اينجا روشن نيست. آيا منظور، تبعيض در جامعه يا درون خانواده، يا از نظر دين و احکام اسلام است؟ اگر در درون خانواده يا جامعه باشد، بسياري از اين تبعيض ها به واسطه ي ضعف فرهنگي و رسم و رسوم جاهليت است که به خاطر ناآشنا بودن به وظايف والدين نسبت به فرزندان، يا نگاه منفي و غلط جامعه نسبت به اين دو جنس اعمال مي شود، اما از ديدگاه اسلام، تفاوتي بين دختر و پسر وجود ندارد و ارزش انساني آنها برابر است و هر دو مي توانند بالاترين مراحل کمال را طي کنند. قرآن کريم در موارد متعددي تصريح کرده که رسيدن به مقام والاي انسانيت، نيل به مراتب بالاي معنويت و قرب الهي و وصول به «حيات طيبه»، به جنسيت مربوط نيست، بلکه به ايمان و عمل صالح بستگي دارد: (من عمل صالحاً من ذکرٍ أو أنثي و هو مؤمنٌ فلنحييّنه حياه طيّبه و لنجزيّنهم أجرهم بأحسن ما کانوا يعملون)(3)؛ هر کس عمل صالح انجام دهد؛ خواه مرد باشد يا زن، درحالي که ايمان داشته باشد، ما به او زندگي پاک ارزاني مي کنيم و پاداش وي را به بهترين اعمالي که انجام داده، مي دهيم. در آيات و روايات بسياري به اين حقيقت تأکيد شده است، حتي ازنظر اظهار محبت، در روايات آمده که اين مسئله بايد در مورد دختران بيشتر توجه شود، چون آنها از احساسات وعواطف رقيق تري برخوردارند و نياز به محبت بيشتر دارند. با اينکه اسلام چنين نگرشي به زن و مرد دارد، ولي متأسفانه در عمل، بعضي خانواده ها در مقام ارزش گذاري، پسران را بر دختران ترجيح مي دهند. از همه مهم تر، خداوند براي مؤمنان و پرهيزکاران، حضرت مريم، حضرت آسيه، حضرت خديجه و حضرت زهرا(س) را به عنوان برترين زنان معرفي مي کند. دوگانگي عمل و عقايد مسلمانان، مي تواند معلول چند علت باشد: 1. بي خبري و ناآگاهي آنان از معارف و قوانين دين مقدس اسلام. 2. ممکن است برخوردهاي دوگانه معلول ناآگاهي نباشد؛ شخص در مقام سخن و استدلال به روشني و با شفافيت تمام از عدم تفاوت زن و مرد سخن مي گويد و چه بسا به آيات و روايات هم استدلال کند، ولي در مقام عمل «آن کار ديگر» مي کند. همانگونه که مي داند دروغ، غيبت، تهمت، فريب مردم، رشوه، ربا، تجاوز به مال و جان و يا ناموس مردم از گناهان کبيره است، ولي با تمسک به توجيهات شيطاني، اين گونه کارها را ممکن است انجام دهد و نام مسلمان هم بر خود نهد. واضح است که اين گونه کارها غالباً معلول عدم آگاهي نيست، بلکه به «ضعف ايمان، کم سو بودن چراغ تقوا و دور بودن از ترس و خشيت الهي» بر مي گردد. 3. علت سوم، حاکميت آداب و رسوم غلط قومي و قبيله اي يا بقاي رسوبات جاهليت در انديشه ها و عمل بسياري از افراد است که در مقام عمل، تفاوتي بين مردم عامي و بسياري از درس خوانده ها و حتي آگاهان به مسائل ديني وجود ندارد. 4. عدم خودباوري دختران و زنان نيز اين ذهنيت را درجامعه ايجاد کرده که مردها قابليت بيشتري دارند. بانوان با خودباوري و اعتماد به نفس و حضور در صحنه هاي مختلف مي توانند توانايي هاي خود را نشان دهند. 5. در جوامع سنتي مثل روستاها و شهرهاي کوچک که حوزه ي فعاليت پسران گسترده تر است و پسران در کنار پدر، به شغل کشاورزي، کارگري، تجارت و ... اشتغال داشته، به اصطلاح عصاي دست پدر بوده اند، اين امر باعث شده پدر، پسر را حامي خود بداند و او را بر دختر مقدم بدارد. 6. عدم تعريف جداگانه وظايف جنيستي، (وظايفي که در جسم و شخصيت، بين زن و مرد تفاوت ايجاد مي کند) در وظايف و تکاليف اجتماعي و جامعه شناسي زن و مرد هم باعث تفاوت مي گردد. نظر دين در مورد اختلاط دختر و پسر سؤال اصلي اين است که آيا در تعامل و برخورد دختران و پسران و به طور کلي زنان و مردان، مي توان به يک اصل و قاعده کلي روي آورد؟ آن اصل و قاعده کلي چيست؟ آيا بنابر اختلاط و آميختگي است يا تفکيک و جداسازي؟ آيا در آموزه هاي ديني و متون شرعي، اختلاط و آميختگي حالت استثنا و ضرورت دارد و جز در ظرف ضرورت ها و ناچاري ها نمي توان به آن گردن نهاد؟ آيا شيوه پيشوايان معصوم نسبت به اختلاط زنان و مردان بازدارنده بوده يا تشويق و ترغيب؟ يا آن که آنان در اين مسئله سکوت کرده اند؟ پاسخ را از سخن عالمان دين آغاز مي کنيم. در ميان فقيهان شيعه، ملا محمد کاظم يزدي از جمله کساني است که به طرح اين مسئله پرداخته است؛ وي اختلاط زنان و مردان را - جز براي پيران - مکروه دانسته است. متن گفتار وي چنين است: «اختلاط زنان با مردان - جز براي پيران- مکروه است.»(4) اختصاص کراهت به غير پيران شايد به خاطر ويژگي اي باشد که در جوانان است و در پيران و از کارافتادگان نيست. آن ويژگي - هر چه باشد- سبب صدور حکم کراهت شده است. آيا آن ويژگي؛ توفان غرايزي است که در جوانان است و در پيران و از کار افتاده نيست؟! آيا نيروي تجاذب و کشش در جوانان هست و در پيران نيست، يا اگر باشد، بسيار کم رنگ و بي رنگ است؟ بهتر است رد پاي حکم کراهت را در آينه احاديث پي گيري کنيم که مستند و مبناي اين حکم چيست؟ از اولين پيشواي معصوم اميرمؤمنان علي(ع) روايت شده که آن حضرت در برابر مردم مي ايستاد و به آنان مي فرمود: «يا اهل العراق نبئت أنّ نسائکم يدافعن الرّجال في الطّريق أمّا تستحيون»(5)؛؟ اي مردم عراق؛ خبر يافتم که پهلوي زنان شما در راه ها به پهلوي مردان خورد، آيا شرم نمي کنيد؟ بايد ديد منظور اين روايت چيست؟ آيا منظور آن است که زنان و مردان در هيچ حال و هيچ مکاني نبايد همراه و هم دوش يکديگر باشند؛ هر چند به يکديگر تنه نزنند و با احتياط از کنار يکديگر عبور کنند؟ در حقيقت آيا منظور امام(ع) واداشتن مردم عراق به رعايت اصول پيشگيري و اقدامات تأميني است؟ همان که در نوشتار پيشين به اشارت از آن سخن رفت؟ آيا دين، از دين باوران خواسته تا با از بين بردن زمينه هاي اختلاط و هم دوشي - که مقدماتي اختياري هستند- زمينه هاي ارتباط هاي فيزيکي و تماس هاي بدني را از بين ببرد؟ ممکن است همه اين مصلحت انديشي ها منظور آورنده ي دين باشد. گفتني است که مطرح کردن اصل تفکيک، رعايت حفظ حريم و پرهيز از اختلاط و آميختگي، به هيچ وجه به معناي محروم کردن نيمي از پيکره ي اجتماع - زنان و دختران- از حقوق اجتماعي و شرکت در اجتماعات نيست. چه اينکه رعايت اين اصول، اختصاص به دختران و زنان ندارد، بلکه پسران و مردان را نيز در بر مي گيرد. از اين گذشته، لازمه ي حفظ حريم، محروم ماندن از شرکت در اجتماعات نيست، چرا که هر دو گروه دختران و پسران با رعايت اين اصل مي توانند در اجتماعات و سمينارها شرکت کرده، به تحصيل علم و دانش روي آورند. چنان که شيوه ي تفکيک در حوزه هاي ديني ما همواره رعايت مي شده، مدارس دختران و پسران از همديگر جدا بوده و تحصيل و دانش در هر دو جريان داشته است. در همين زمينه شهيد مطهري مي گويد: سنت جاري مسلمانان از زمان رسول خدا همين بوده است که زنان از شرکت در مجالس و مجامع منع نمي شده اند، ولي همواره «حريم» رعايت مي شده است. در مساجد و مجامع، حتي در کوچه و معبر، زن با مرد مختلط نبوده است.(6) او مي گويد: اسلام در عين اين که به زنان اجازه ي شرکت در مساجد را مي دهد، دستور مي دهد به صورت مختلط نباشد، محل ها از يکديگر جدا باشد. آورده اند که پيغمبر اکرم(ص) در زمان حيات خويش اشاره کرد که در ورودي زنان به مسجد از در ورودي مردان مجزا باشد. روزي اشاره به يکي از درها کرد و فرمود: خوب است اين در را به بانوان اختصاص دهيم. نيز نقل شده است که پيغمبر اکرم دستور داد: شب هنگام که نماز تمام مي شود، اول زن ها بيرون بروند، بعد مردها. رسول خدا خوش نمي داشت که زن و مرد در حال اختلاط از مسجد بيرون روند، زيرا فتنه ها از همين اختلاط ها برمي خيزد. رسول خدا براي اينکه برخورد و اصطکاکي رخ ندهد، دستور مي داد که مردان از وسط و زنان از کنار کوچه يا خيابان بروند. يک روز رسول خدا در بيرون مسجد بود، ديد مردان و زنان با هم از مسجد بيرون آمدند. فرمود: بهتر اين است شما صبر کنيد تا آنها بروند.(7) خلاصه آن که آنچه از آيات، روايات و سخن عالمان به دست مي آيد، اين است که در روابط زنان و مردان و دختران و پسران، اصل بر حفظ حريم و پرهيز از اختلاط و آميختگي است. چرا عده اي مي گويند اسلام با حضور دختر و پسر در اجتماع مخالف است؟ با اين که افراد ناآشنا به مباني ديني، اسلام را متهم مي کنند که مخالف حضور دختران در اجتماع است، احاديث صريحي داريم که طالب علم و دانش و فراگيرنده ي آن، چه دختر و چه پسر، محبوب خدايند و براي کسب دانش و کارهاي مفيد اجتماعي، دختران و پسران مي توانند با حفظ پوشش و عفاف، به راحتي در جامعه ظاهر شوند و به انجام وظيفه بپردازند. حضور دختر و پسر دراجتماع، با اختلاط دختر و پسر يکي نيست؛ روابط اجتماعي به سبکي که دنياي غرب آن را پذيرفته و رواج مي دهد، اختلاط دختر و پسر است و پيامدهاي زيان بار آن را نيز مي بيند و به روي خود نمي آورد. اسلام با «اختلاط» دختر و پسر مخالف است، نه با شرکت دختر و پسر در مجامع عمومي و علمي با حفظ حريم. آنچه در جامعه اسلامي ناپسند است، روابط ناصحيح دختر و پسر در جامعه است، نه حضور فعال آنها در اجتماع. از زمان رسول اکرم(ص)، در جامعه مسلمين غالباً سنت جاري بر اين بوده که حضور دختران و پسران و زنان و مردان در جامعه، با صيانت از قلمروهاي شخصي و توأم با پاکدامني و بزرگ منشي باشد. دختران و پسران و زنان و مردان، هيچ گاه از مجالس و محافل عمومي و مساجد منع نمي شده اند؛ ولي هميشه حافظ «حريم» و «حرمت» و «کرامت» و «عفاف»، به عنوان يک اصل در جامعه حکومت کرده و رعايت شده است. رفت و آمد دختران و پسران در جوامع و محافل عمومي و مساجد و حتي کوچه و خيابان و بازار و ... به طور مختلط و دوش به دوش هم نبوده است. روشي که همچنان فرهنگ غالب بر جوامع اسلامي است و به وضوح، با فرهنگ غربي متفاوت است.
پاسخ : مسئله حجاب ، مفهوم و ابعادش [h=2]چه لذتی دارد حجاب؟[/h]نمىدانید؛ واقعاً نمىدانید چه لذتى دارد وقتى سیاهى چادرم، دل مردهایى که چشمشان به دنبال خوشرنگترین زنهاست را مىزند. نمىدانید چقدر لذتبخش است وقتى وارد مغازهاى مىشوم و مىپرسم: آقا! اینا قیمتش چنده؟ و فروشنده جوابم را نمىدهد؛ دوباره مىپرسم: آقا! اینا چنده؟ فروشنده که محو موهاى مشکرده زن دیگرى است و حالش دگرگون است، من را اصلاً نمىبیند. باز هم سؤالم بىجواب مىماند و من، خوشحال، از مغازه بیرون مىآیم. نمىدانید؛ واقعاً نمىدانید چه لذتى دارد وقتى مردهایى که به خیابان مىآیند تا لذت ببرند، ذرهاى به تو محل نمىگذارند. نمىدانید؛ واقعاً نمىدانید چه لذتى دارد وقتى شاد و سرخوش، در خیابان قدم مىزنید؛ در حالى که دغدغه این را ندارید که شاید گوشهاى از زیبایىهاتان، پاک شده باشد و مجبور نیستید خود را با دلهره، به نزدیکترین محل امن برسانید تا هر چه زودتر، زیبایى خود را کنترل کنید؛ زیبایى از دست رفتهتان را به صورتتان باز گردانید و خود را جبران کنید. نمىدانید؛ واقعاً نمىدانید چه لذتى دارد وقتى در خیابان و دانشگاه و... راه مىروید و صد قافله دل کثیف، همره شما نیست. نمىدانید؛ واقعاً نمىدانید چه لذتى دارد وقتى جولانگاه نظرهاى ناپاک و افکار پلید مردان شهرتان نیستید. نمىدانید؛ واقعاً نمىدانید چه لذتى دارد وقتى کرم قلاب ماهىگیرى شیطان براى به دام انداختن مردان شهر نیستید. نمىدانید؛ واقعاً نمىدانید چه لذتى دارد وقتى مىبینى که مىتوانى اطاعت خدایت را بکنى؛ نه هوایت را. نمىدانید؛ واقعاً نمىدانید چه لذتى دارد وقتى در خیابان راه مىروید؛ در حالى که یک عروسک متحرک نیستید؛ یک انسان رهگذرید. نمىدانید؛ واقعاً نمىدانید چه لذتى دارد این حجاب! خدایا! لذتم مدام باد.
پاسخ : مسئله حجاب ، مفهوم و ابعادش [h=2]تاريخچه حجاب در اسلام[/h]حجاب به معناي پوشاندن بدن زن در برابر نامحرم از احكام ضروري دين اسلام است. در اديان الهي ديگر از جمله آئين زرتشت، يهود و مسيحيت نيز اين حكم با تفاوتهايي وجود دارد. در سرزميني كه اسلام در آن ظهور كرد زنان با صورتي گشاده و گريباني چاك در معابر آمد و شد مي كردند. برخي نويسندگان چنين اظهار نظر كرده اند كه پوشش اسلامي نتيجه تعامل فرهنگي بين اعراب و ايرانيان و روميان است و در نتيجه، اسلام نسبت به چگونگي حضور زن در برابر نامحرم قانوني خاص ندارد و آن چه امروز به صورت دستوري شرعي در آمده، مستندي شرعي ندارد. اين نوشتار به تحقيق درباره صحت و سقم نظر مي پردازد. مفهوم لغوي حجاب به گفته اهل لغت اين واژه به صورت متعدي به معناي در پرده قرار دادن به كار مي رود. ابن دريد مي گويد:«حجبت الشيء... اذا سترته، و الحجاب:الستر...، احتجبت الشمس في السحاب اذا تستترت فيه». پوششي است كه روي شيء را فرا مي گيرد و حجاب يعني پرده...، زماني كه خورشيد در ابر فرو مي رود عرب مي گويد: احتجبت الشمس في السحاب». فيومي اين واژه را چنين توضيح مي دهد: حجب فعلي متعدي است و به معناي مانع شدن به كار مي رود. به پرده، حجاب مي گويند، زيرا مانع از ديدن است و به دربان حاجب گفته مي شود، زيرا وي مانع از ورود افراد است. اين واژه در اصل بر موانع اطلاق مي گردد، ولي برخي مواقع به موانع معنوي نيز حجاب گفته مي شود. از گفتار اهل لغت مي توان نتيجه گرفت كه در زبان عرب، حجاب به پوششي گفته مي شود كه مانع از ديدن شيئي پوشانده شده مي شود. شهيد مطهري نتيجه تحقيقات لغوي خود را درباره اين واژه، چنين بيان مي كند: كلمه حجاب هم به معناي پوشيدن است و هم به معني پرده و حاجب، بيشتر استعمال به معني پرده است. اين كلمه از آن جهت مفهوم پوشش مي دهد كه پرده وسيله پوشش است و شايد بتوان گفت كه به حسب اصل لغت هر پوشش حجاب نيست؛ آن پوشش حجاب ناميده مي شود که از طريق پشت پرده واقع شدن صورت گيرد. اين واژه در قرآن و حديث نيز با عنايت با معناي لغوي به كار رفته و معناي خاصي پيدا نكرده است. شهيد مطهري مي فرمايد: در قرآن كريم در داستان سليمان غروب خورشيد را اين طور توصيف مي كند:« حتي تورات بالحجاب» يعني تا آن وقتي كه خورشيد در پشت پرده مخفي شد. تعبير حجاب با همين معنا در آيه51 سوره شوري و نيز در آيه 53 سوره احزاب به كار برده شده است... . در دستوري كه اميرالمؤمنين(عليه السلام) به مالك اشتر نوشته است مي فرمايد:« فلاتطولن احتجابك عن رعيتك» يعني در ميان مردم باش كمتر خود را در اندرون خانه از مردم پنهان كن. حاجب و دربان تو را از مردم جدا نكند بلكه خودت را در معرض ملاقات و تماس مردم قرار ده. حجاب در ايران و روم باستان در كتاب تمدن مي خوانيم: پس از داريوش مقام زن خصوصاً در طبقه ثروتمندان تنزل پيدا كرد. زنان فقير چون براي كار كردن ناچار ازآمد و شد در ميان مردم بودند آزادي خود را حفظ كردند، ولي در مورد زنان ديگر گوشه نشيني زمان حيض كه برايشان واجب بود رفته رفته امتداد پيدا كرد و سراسر زندگي اجتماعي شان را فرا گرفت... . زنان طبقات بالاي اجتماعي جرأت آن را نداشتند كه جز در تخت روان روپوش دار از خانه بيرون بيايند و هرگز به آنان اجازه داده نمي شد كه آشكارا با مردان آميزش كنند. زنان شوهر دار حق نداشتند هيچ مردي را ولو پدر يا برادرشان باشد ببينند درنقشهايي كه از ايران باستان بر جاي مانده هيچ صورت زن ديده نمي شود و نامي از ايشان به نظر نمي رسد. شهيد مطهري از سخنان جواهر لعل نهرو چنين استنباط مي كند كه او معتقد است كه«روميان نيز(شايد تحت تأثير قوم يهود) حجاب داشته اند و رسم حرم سراداري نيز از روم و ايران به دربار خلفاي اسلامي راه يافت». پوشش زنان عرب قبل از اسلام شواهد متعددي از قرآن از اين نكته است كه در جامعه عرب قبل از اسلام زنان براي حضور در اجتماع از پوشش مناسب و مطلوبي برخوردار نبودند. به همين دليل همسران پيامبر-صلوات الله و سلامه عليه و آله- از متابعت آن الگو منع مي شوند: يا نساء النبي لستن كاحد من النساء ان اتقيتن فلا تخضعن بالقول فيطمع الذي في قلبه مرض و قلن قولا معروفاً*و قرن في بيوتكن و لا تبرجن الجاهيله الاولي؛ اي همسران پيامبر شما مانند هيچ يك از زنان[ديگر] نيستيد اگر سر پروا داريد پس به ناز سخن مگوييد تا آن كه در دلش بيماري است طمع ورزد و گفتاري شايسته گوييد. و درخانه هايتان قرار گيريد و مانند روزگار جاهليت قديم زينتهاي خود را آشكار مكنيد. دستورهاي اصلاحي اسلام نسبت به پوشش زنان نيز حاكي از برخي نقص ها و كاستي ها در پوشش زنان آن دوره و فاصله آن با پوشش مورد سفارش اسلام است: يا ايها النبي قل لازواجك و بناتك و نساء المؤمنين يدنين عليهن من جلابيبهن ذلك ادني ان يعرفن فلا يوذين و كان الله غفوراً رحيماً؛ اي پيامبر به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوشش هاي خود را بر خود فروتر گيرند اين براي آن كه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند[به احتياط] نزديك تر است و خدا آمرزنده مهربان است. همين نكته، از آيات سوره نور نيز كه درباره آن ها بحث خواهد شد، فهميده مي شود. شأن نزول آيه 30 سوره نور اشاره اي به كيفيت پوشش قبل از دستور حجاب دارد. در اين شأن نزول آمده است«كان النسا يتقنعن خلف آذانهن؛ زنان دنباله مقنعه خود را به پشت گوش هاي خود مي انداختند» بنابراين، گلو و بنا گوش آن ها هويدا بود. تاريخ پژوهان نيز اين نكته را كه زنان جزيرة العرب از حجاب مناسبي برخوردار نبودند، تأييد مي كنند. اكنون سخن در اين است كه اين وضعيت به دنبال وضع قانون اسلامي مبني بر ضرورت حجاب بر هم مي خورد. اصطلاحات مزبور: واژه جلباب در آيه 59 سوره احزاب«يا ايها النبي قل لازواجك و بناتك و نساءالمؤمنين يدنين عليهن من جلابيبهن...» به معني پوشش سراسري زن است كه در قديم مرسوم بوده است و اين واژه در قرآن خطاب به زنان امر شده است كه جلابيب را به خود نزديك كنيد. اين قرآن پژوه افزود: جلبات نوعي چادر امروزي و يك روپوش بسيار گشادي بوده است كه زنان در قديم مي پوشيدند كه در روايات مربوط به خطبه فدكيه نيز عنوان شده است كه حضرت زهرا(س) براي رفتن به مسجد و ايراد خطبه فدكيه جلبات خود را مي پوشيد. قرآن مي فرمايد« و قل للمومنات يغضضن من ابصارهن و يحفظن فروجهن و لا يبدين زينتهن الا ما ظهر منها وليضربن بخمرهن علي جيوبهن و لا يبدين زينتهن الا لبعولتهن او ابائهن او اباء بعولتهن او ابنائهن او ابنا بعولتهن أو اخوانهن اوبني اخوانهن أو بني أخواتهن أو نسائهن او ما ملكت ايمانهن او التابعين غير اولي الاربه من الرجال او الطفل الذين لم يظهروا علي عورات النساء ولا يضربن بارجلهن ليعلم ما يخفين من زينتهن و توبوا الي الله جميعاً ايها المومنون لعلكم تفلحون»سوره نور آيه 31. در اينجا بر اساس كلمات«لايبدين زينتهن الا ما ظهر» اين برداشت مي شود كه حجاب مقدار پوششي است كه زينتهاي بدن زن را بپوشاند چه زينت مربوط به بدن زن كه در عرف مشخص است و يا زينت عاريه اي مثل گوشواره، گردنبند و... باشد. روايات ما نيز هماني است كه در قرآن ذكر شده است و در روايات بر پوشش تمام بدن زن به جز كف و وجه يعني دست تا مچ و گردي صورت كه در نماز هم همين مقدار استثنا شده است، تأكيد شده است. روايات جدا يا در عرض قرآن مساله اي را بيان نكرده اند بلكه در روايات آيات الهي روشن مي شود و آنچه در روايات در مورد پوشش بدن زن به ويژه مستوري مو و زينتهاي زن و هر آنچه باعث تحريك مردان مي شود مثل خلخال و... آمده بر اساس آيات قرآن است. در قرآن كليت و اصول آمده است و در روايات ذكر مصداق و تبيين و تطبيق به مورد ذكر شده است و امر يا نهي در قرآن دلالت بر وجوب و يا حرمت مي كند كه بر اساس آيات سوره احزاب و نور وجوب حجاب مشخص شده است.
پاسخ : مسئله حجاب ، مفهوم و ابعادش [h=2]چادر حجاب خوب يا برتر؟[/h][h=2]پرسش: آيا روايت يا حديثي در مورد چادر اسلامي هست؟ معني افراط و تفريط در حجاب اسلامي چيست؟ در مورد برتري چادر نسبت به هر پوشش ديگري توضيح بدهيد. پاسخ: حجاب حضرت زهرا سلام الله عليها در روايات «جلباب» آمده است(1)که جلباب در واقع پوشش سراسري است شبيه همين چادرهاي امروزي. البته شايد از چادر عمومي تر باشد، ولي به هر حال جلباب يعني آن پوششي که از سر تا وسط هاي ساق پا را مي گيرد. البته بقيه پا پوشيده است. (مقدار حجاب زن پوشش همه بدن بجز گردي صورت و دست ها تا مچ هست لذا پيدا بودن موي سر يا نپوشيدن پا با جوراب و... امثال اين ها حرام است)ولي آن جلباب تا آن جا را نمي گيرد، ولي در مورد حضرت زهرا عليها السلام داريم که حتي جلبابش وقتي براي خطبه خواندن و حضور در جامعه مي آمد به زمين کشيده مي شد. اما نسبت به حجاب طبيعي است آن چه مورد نظر اسلام است، پوشش است. ديگر کم و کيف پوشش مهم نيست، مگر هدف حاصل نشود، اسلام مي خواهد که زن در پرده عفاف و حجاب پوشيده باشد اين که رنگ و جنس و مدلش چي باشد، مورد نظر قرآن و اسلام نيست، اما برجستگي هاي بدن مثلا نمايان باشد که اين مصداق تبرّج مي شود. خانم نبايد «برج» شود، «انگشت نما» شود. بنابراين ممکن است کسي چادر بپوشد ولي چادر او را انگشت نما کند. اين حجاب دارد ولي حجابي که همراه با تبرّج است، اين هم مدّ نظر قرآن نيست. قرآن به دو چيز امر مي کند:1-پوشش(2)2-عدم تبرج(3)هر دو بايد با هم باشد، هم کلّ بدن خانم پوشيده باشد جز گردي صورت و دست ها تا مچ، هم بايد تبرّج نداشته باشد. اي بسا که همه بدن پوشيده است، آن چه که در قرآن دارد اين است که پاي تان را به زمين نکوبيد.(4)که خلخال هاتان صدا کند مشخص شد اين تبرج جاهلي است، بنابراين بدن پوشيده است ولي همين که سر و صدا مي کند، تبرج مي شود. چادر به سر دارد، ولي آن قدر زرق و برق دارد که اين خانم را انگشت نما مي کند، در ديد همه قرار مي دهد. بنابراين آن چه نظر اسلام است:1-پوششي که بايد بدن را بپوشاند. 2-پوششي که انگشت نما نکند و جلب توجه نکند، يعني تحريک کننده نباشد. اين دو حداقلي است که اسلام مي خواهد. بنده تقريباً پوشش هاي همه ملت هاي اسلامي را دقت کردم و ديدم که باوقارترين، متين ترين و بهترين پوشش همين چادر معمولي مشکي ايراني است. عرض کردم تقريباً همه را با نگاه کارشناسي دقت کردم، انصافاً هيچ پوششي به اين اندازه تأمين کننده آن متانت و آن وقار و آن چه که اسلام در نظرش است، نيست. اسلام مي خواهد که شخصيت خانم حفظ شود هم روح و هم جسمش حفظ شود. جامعه در امان باشد، چون بي حجابي هم مردها را نا امن مي کند هم خانم ها را. بدحجابي جامعه را ناامن مي کند. اسلام مي خواهد اين خطر را حذف کند. حق اين است که بهترين نوع اين پوشش ها همان چادرهاي مشکي است که باز تأکيد مي کنم چادر مشکي. چادر مشکي خانم هاي ايراني. اما خوب پوشش هاي ديگر هم هست، انواع پوشش ها. مثلا مانتو که گشاد باشد، برجستگي هاي بدن را نمايان نکند، رنگش جلب توجه نکند و محرک نباشد و بعضي چيزهايي ديگر رعايت شود، شرعاً مرتکب حرامي نشده است. ما يک وقت خوب مي خواهيم، گاه خوب تر مي خواهيم. اگر سوال از خوب تر است، حق و انصاف اين است که چادر خوب تر و بهترين پوشش است، ولي اگر خوب بخواهد، حداقل مانتو کافي است. روسري هم اگر موها پوشيده باشد و فقط گردي صورت بيرون باشد و صورت هم آرايش کرده نباشد، کافي است. چون اگر صورت آرايش کرده باشد، قطعا بايد پوشيده باشد. دست ها آرايش کرده نباشد و اگر زينت کرده باشد بايد بپوشاند ولي اگر دست و چهره طبيعي است، لازم نيست به فتواي اکثر مراجع پوشاند. البته تعداد کمي احتياط واجب کرده اند که صورت پوشيده باشد. پس بهترين حجاب چادر است دليلش وجدان است و مطالعه ميداني. چادر حّد متوسط است. افراط شايد اين طور باشد که مثلا خانم خودش را طوري حبس کند که از خانه اصلا بيرون نيايد، يا وقتي بيرون مي آيد شکل حجاب طوري باشد که حتي جلوي خود را نبيند و يا چيزهايي از اين قبيل که مي شود گفت افراط است ولي چادر حد متوسط است. مانتو شايد در جنبه تفريط واقع شود. جزييات کيفيت حضور حضرت زهرا عليه السلام در مسجد، براي خواندن خطبه فدکيه نقل شده است. از جمله اين که چه چادري بر سر داشت، قد اين چادر چقدر بود، چه رنگي بود. اين ها در خطبه آمده است که مدرکش «احتجاج»مرحوم طبرسي، جلد يک است. در روايت دارد که «لاتت (لاثت)خمارها علي راسها»(5) مقنعه اش را بر سرش انداخته بود «و اشتملت بجلبابها»(6)علاوه بر مقنعه که پوشيده بود با جلباب همه بدنش پوشيده بود. «و اقبلت في لمه من حفدتها»(7) درحالي که باز هم مقنعه و هم چادر داشت، گروهي از خانم هاي اطرافيان و قومش دوره اش کرده بودند آمد در حالي که «تطا ذيولها»(8)پايين جلباب زير پايش مي رفت. با اين لباس بلند و گشاد و همه بدن پوشيده بود. حضرت در مسجد پيغمبر حاضر شد، در عين حال دستور داده بود، پرده هم زده بودند. در مورد حضرت روايت هاي ديگر هم داريم که همه با همين جلباب ذکر شده است که در واقع ترجمه فارسي آن همين چادر است يا آن عباهايي که خانم هاي عرب به سر مي اندازند. منتهي آن ها هم بعضي خوب است و بعضي به وقار و سنگيني چادر مشکي ها نيست. بعضي تقريبا مثل چادر مشکي است. حضرت زهرا عليها السلام با چادر مي آمد و رنگش هم تيره بود که البته پارچه ها و دوخت آن زمان فرق مي کرد ولي آن چه ما در روايات داريم اين است که ما واقعا مي خواهيم ايشان را که سيد و سرور زن هاي عالميان است، الگو قرار دهيم، اين پوشش او است: نه مانتو بوده است نه روسري هاي نامناسب، بلکه علاوه بر مقنعه حضرت جلباب هم داشته است. در روايت ديگر دارد که با اين که در آن زمان مقنعه ها بلند نبود که مثلا تا شانه و سر دوش ها را بگيرد، در روايت دارد که مقنعه حضرت زهرا عليه السلام آن قدر بلند بود که سر شانه تا پايين شانه ها را مي گرفت. نکته اي ديگر آن که گرچه گاهي چادر هم ممکن است جنبه تبّرج پيدا کند ولي اگر بخواهيم مقايسه کنيم بين چادر و مانتو و ببينيم کدام به تبّرج نزديک تر است، انصاف اين است که چادر از تبّرج دورتر است تا مانتو، چون چادر نه تنها بدن را مي پوشاند، برجستگي هاي بدن را هم مي پوشاند، در نتيجه تبّرج از بين مي رود ولي مانتو گاهي اين مشکل را دارد. [/h]
پاسخ : مسئله حجاب ، مفهوم و ابعادش [h=2]فوق العاده دخترانه[/h]گفتم: توي يک مقاله خواندم که: اصلا هم حجاب پوشاندن مو نيست، نوشته بود به پوشاندن مو توي قرآن اشاره نشده. نوشته بود حجاب معمول که مي گويند دايره صورت و دست ها تا مچ را علماي دين تعيين کرده اند. چرا تا اين حدش را نمي دانم، ولي مي دانم مصيبت است که هميشه حواست به مويت باشد که از کنار روسري ديده نشود. مو است ديگر، ليز مي خورد و بيرون مي زند. مخصوصا اگر لخت باشد. بدون اين که چيزي بگويد بلند شد و رفت. با خودم گفتم ديدي کم آورد؟ دو سه دقيقه بعد با يک بسته فلش کارت برگشت و کنارم نشست. گفت: آرزو داشتم به قرآن مسلط باشم اما تا به حال به آن آرزو نرسيده ام. ديروز توي اين فلش کارت ها به آيه اي برخوردم که امروز مي تواند به کارمان بيايد. فلش کارت را داد دستم. آيه 59 سوره احزاب بود. از همسران و دختران پيامبر و زنان مؤمن مي خواست خودشان را با جليبات بپوشاند... يک نگاه به فلش کارت کردم و يک نگاه به صورت دوستم. گفت مي داني جليبات چيست؟ گفتم نه گفت: لغت شناس ها روي اين کلمه اختلاف نظر دارند. بعضي مي گويند چيزي مثل چادر است، بعضي معتقداَند مقنعه يا روسري بزرگي است که سر و گردن و روي سينه را مي پوشاند و تا زانو پايين مي آيد. بعيد است چنان پارچه اي مو را نپوشاند. آن هم با سربند خاصي که زن هاي عرب دارند. پرسيدم: منظورت شلمه است؟ جواب داد: يک چيزي مثل آن که از بالاي روسري شان مي بندند. گفتم خبر را شنيده اي؟ پرسيد: کدامش را؟ آب دهانم را قورت دادم و گفتم: آن زن که نزديک پاساژ صدف گدايي مي کرده... گفت طرف سرمايه دار از آب درآمده؟ گفتم زهي خيال باطل... بگو خودفروش. ديدي چه روبندي مي زد و چقدر چادرش را سفت... نگذاشت حرفم تمام شود. گفت اين حرف ها زدن ندارد. گفتم خوب ديگر وقتي چادري ها اين کارها را مي کنند به من حق بده که راحت باشم. خنديد و گفت: اين همه صغري کبري چيدي که اين را بگويي؟ گفتم وقتي حجاب نشانه فقر و ريا در جامعه باشد، مي شود نقل خرقه زمان حافظ. بايد از آن دوري کرد، تا تو را با آن جور آدم ها اشتباه نگيرند. گفت: اول اين که آن زن نه دين را فهميده، نه حجاب را. تو هم بايد بپذيري که توي جامعه هر جور آدمي زندگي مي کند. بعد هم چند بار به تو بگويم گناه کسي را به پاي ديگري نمي نويسند؟ تو اگر عفيف باشي و حجابت را رعايت کني، خود به خود يک انرژي مثبت به ديگران منتقل مي کني و اين خيلي ارزش دارد. ديگر اين که همه اگر با اين ديد حجاب را کنار بگذارند، ارزش ها و ضد ارزش ها وارونه مي شوند و اين خطرناک است.
پاسخ : مسئله حجاب ، مفهوم و ابعادش [h=2]گوهر ناب[/h]چکیده فصلهای این مقاله که درباره حجاب است به بررسی آن در اسلام، قرآن، آیین مسیح و نصرانی پرداخته است. بعضی از این فصلها که جامعه کنونی به آن گرفتار است که یکی از این فصلها به بررسی پوشش بانوان در زندگی امروزی و نظر معصومین را در این باره آورده شده است. یکی دیگر از این فصلها در مورد عوامل بیحجابی است که باید به آن توجه داشت و میطلبد که مسئولین در این باره با جدیت کار کنند و این معزل را از کشور اسلامی و شیعه رهایی دهند. کلید واژهها: حجاب- چادر- پوشش- زینت- بانوان- اسلام مقدمه: انسان فطرتی خداجو و دنبال رشد و کمال است و با شناختی نسبی از پروردگار عالم آوای عبودیت سر میدهد؛ و از روی میل و اشتیاق در برابر اوامر و نواهی الهی سرتسلیم فرود میآورد. البته به شرط آنکه مورد تعلیم و تربیت صحیح دینی قرار گیرد. پوشیدگی زن یکی از احکام ضروری اسلام است که اگر به سبک منطقی و جامع به آن پرداخته شود از آن استقبال میکنند و از برکات فراوان حجاب بهرهمند میشوند و از آفتهای متعدد و زیانبار بیحجابی و بدحجابی مصون میماند. امام امت (ره) این فریادگر بزرگ مظلومیت انسان به موضوع حجاب توجهی شگرف داشته و در بیانیهها، سخنرانیها زنان را به بازشناسی هویت اسلامی فراخوانده و عملاً جایگاه اصیل آنان را در اجتماع یادآوری کردند و با تعیین سالروز بزرگ بانوی بشریت حضرت زهرا (س) اسوه کامل عفاف، حیا و ایمان و در حضور در اجتماع به عنوان روز زن فرصتی را فراهم آورد تا اندیشوارن، عالمان و متفکران در این باره به کاوش و جستجو پرداخته و حقایق بیشتری را عرضه کنند. حجاب زن مایه مباهات زن است، حجاب سند شخصیت زن است نه وسیلهی عقب ماندن او در اجتماع، حجاب حریم مقدس و قلعه آرامش زن است. رسم است که هر چیز با ارزش را پنهان دارند تا از دستبرد نااهلان مصون باشد. ای زن تو نیز باحجاب باش تا اسرار وجودیت از ارزش نیفتد. امید است با خواندن این مقاله، باارزش اخلاقی و تربیتی و انتخاب بهترین راه، انسانی با شخصیت و مسلمانی کامل باشیم و رضایت حضرت ولیعصر ارواحنا فداه را فراهم نماییم و خدای نکرده مایه ننگ و غم و اندوه آن عزیز مهربان نگردیم. فصل اول: حجاب پیشینهی حجاب: پوشش دینی بانوان از اختراعات آیین اسلامی نیست بلکه ریشه در تاریخ دارد. به گفته ویل دورانت: (قوم یهود و ایرانیان قدیم، حجاب را برای بانوان یک نوع کرامت و شرافت، و از واجبات دینی میدانستند) اسلام، پوشش و حجاب را برای شبهجزیره عربستان به ارمغان آورد. هماکنون در اسرائیل، بسیاری از بانوان قوم یهود با پوشش کامل به مدرسه و دانشگاه میروند، ولی در فرانسه و ترکیه به جرمداشتن حجاب، زنان از تحصیل باز داشته میشوند، درحالی که از نظر منشور جهانی هر انسانی در اتخاذ عقیده، شغل، مسکن و نوع لباس، آزاد است. هر کشوری لباس ملی خاصی دارد که هر انسانی حرمت آن را پاس میدارد و کسی حق تعرض و مزاحمت ندارد درحالی که برخی از حکومتهای غربی، چادر و یا پوشش اسلامی را که هیچگونه ضرر و زیانی ندارد، برنمیتابند. اما در مقابل برهنگی و خودآرایی زنان را که باعث تهییج شهوات و ناهنجاریهای اجتماعی و اخلاقی و ناامنیهاست، مورد تشویق قرار میدهند. بیبند و باری و مفاسد اخلاقی و جنسی در این کشورها به حدی است که برخی از دختران غربی برای حفظ امنیت خود، به سیاهپوستان پناه میبرند. حجاب و حدود آن در اسلام واژه حجاب و مشقات آن هفتبار در قرآن کریم تکرار شده و در تمام موارد به معنای پرده و مانع است. حجاب از نظر لغت، در معانی گوناگونی به کار رفته است: 1 پرده، چادر، روپوش، روبند، آنچه با آن چیزی را بپوشانند. 2 پرده حایل میان قلب و شکم. 3 غروب خورشید در تاریکی نیز، در حجاب قرارگرفتن تعبیر شده است. اما به کارگرفتن کلمه (حجاب) درخصوص پوشش بانوان، یک اصطلاح تازه و جدید است. در قدیم مخصوصاً در اصطلاح فقها کلمه «ستر» که به معنی پوشش است به کار رفته است. فقها چه در کتاب الصوهی و چه در کتاب النکاح کلمه «ستر» را به کار بردهاند نه کلمه «حجاب» را. بهتر این بود که این کلمه عوض نمیشد و ما همیشه همان کلمه «پوشش» را به کار میبردیم، زیرا چنانکه گفتیم معنی شایع لغت «حجاب» پرده است و اگر در مورد پوشش به کار برده میشود به اعتبار پشتپرده واقعشدن زن است و همین امر موجب شده که عده زیادی گمان کنند که اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود. (1) فلسفهی حجاب: تردیدی نیست که حجاب و پوشش زن یکی از احکام ضروری اسلام به شمار میرود. قرآن مجید درباره این امر مهم میفرماید: (یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْنَی أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا)؛ «ای پیامبر به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلباب ها (روسریهای بلند) خود را بر خویش فروافکنند. این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند، بهتر است و خداوند همواره غفور و رحیم است».پوشش سابقهای به اندازه حیات بشریت دارد و غیر از پیروان یکی از مکاتب که بر لزوم برهنه زیستی پای میفشارد همه بشریت به نوعی رعایت میکنند. درباره اهمیت و فلسفه حجاب اشاره به چند نکته حائز اهمیت است: 1- کاهش خطا و خطر: مصونیت زن در برابر طمعورزی هوسبازان از ثمرات آشکار رعایت حجاب است. 2- حفظ احترام: اگرچه رعایت حجاب، از یک سو به مردان کمک میکند که به طور ناخواسته، و خارج از چارچوبها، عواطف و احساسات خود را هزینه نکنند. اما بیش از آن به خانمها کمک میکند به طور ناخواسته و خارج از چارچوبها، وسیله لذتانگاری قرار نگیرند و شخصیت و احترام آنان خدشهدار نگردد. 3- نشاط و رغبت: احکام الهی بیش از آنکه به محدودیت لذتها بیانجامد به ماندگاری لذتها و پایداری نشاط و خوشیها میانجامد از اینرو اگرچه حجاب از یکسو برای خانمها محدودیت است و موجب خستگی و زحمت میباشد اما از سوی دیگر اوج احساسات را سالم نگه میدارد و عاطفهها و محبتها را در کانون گرم خانواده متمرکز میسازد و زن و مرد را از بیتفاوتی نسبت به همدیگر در نظام خانواده نجات میدهد و این بحرانی است که هماکنون دامنگیر جوامع غربی شده است به طوری که در هنگام برپایی کانون خانواده که براساس عشق و محبت باید تحکیم شود و مهمترین ابزار آن میل جنسی نسبت به یکدیگر است این میل رو به افول گذاشته و بنیان خانوادهها را متزلزل ساخته است. (2) 4- مبارزه با نفس: میل به خودنمائی و جلوهگری به مصالحی در سرشت زن، نهفته است که باید در مسیر درست و هدفی و الابکار گرفته شود. بیگمان این گرایش در وجود زن اگر همچون سایر میلها به درستی به کار گرفته شود، ثمرات مطلوبی خواهد داشت و در جهت کمال او کارآمد خواهد بود و در مسیر فراهمآوردن محیطی مناسب همراه با زندگیش، سودمند خواهد شد. چرا که هیچ گرایشی درونی بدون جهت در جان انسان به ودیعت نهاده نشده است. اما اگر این گرایش مرزی نداشته باشد و خودنمائی و جلوهگری همواره و در همهجا نمو داشته باشد، قطعاً فسادآفرین خواهد بود و در ایجاد زمینههای ناهنجاری در جامعه تأثیر خواهد کرد، پوشش را میتوان مهمترین عامل تعدیل این میل دانست. زیبایی برای زن، سرمایه است اما باید بجا مصرف شود و زکات جمال حفظ عفاف و پوشش است. مانندسازی جمال زن به سرمایه، نشانگر آن است که از یکسوی سودمند و کارآمد است و از سوی دیگر کنترلشدنی و تعدیلیافتنی میباشد و اشاره است به اینکه در صورت مرزشکنی، فتنهانگیز و فسادآفرین خواهد بود. 5- جواز حضور در اجتماع: بدون هیچ تردیدی اندام زن به ویژه اگر به آرایهها و پیرایههایی، آراسته گردد هیجان بار و هوسآفرین است. از سوی دیگر زن، بخش عظیمی از نیروی انسانی یک جامعه را تشکیل میدهد و در ابعاد مختلف فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و سیاسی میتواند نقشآفرینی عظیمی داشته باشد. اسلام با طرح پوشش زن در حقیقت جواز حضور در اجتماع او را رقم زده است و با دستورات حکیمانه و راهگشایی که در چگونگی منش و روش او ارائه داده از یک سوی این نیروی عظیم را از تباهشدن و در گوشهای بیهدف و اثرماندن نجات داده و از سوی دیگر جلو فسادگستری و ناهنجاریهای ناشی از اختلالهای مرد و زن را گرفته است. همه آحاد جامعه در مقابل سلامت نفسانی جامعه مسئولند و مسئولیت مهمتر در این باره بر دوش خانمهاست. دقت در آنچه گفتیم بیپایگی تفکر هوس آلودانی را که حجاب را حصار تلقی کرده وبرای آزمندیهای خود، زن را برای شکستن به اصطلاح حصار دعوت میکنند، روشن میشود و به خوبی دانسته میشود که حجاب عملاً عامل مهمی است درجهت آزادی زن نه اسارت او مهم این است که تلقی ما از آزادی دقیقاً روشن باشد. 6- ایجاد امنیت: جامعه موظف است امنیت را در ابعاد مختلف برای افراد فراهم سازد بخش عمدهای از این مهم به عهده زن است که با حفظ پوشش به این امر جامه عمل بپوشاند. اگر این حریم دریده شود ضمانتی برای سلامتی شخص وجود ندارد، زن چون از این حصار منیع درآمد، در معرض ضربات دیدههای آلوده و قلوب منحرف قرار میگیرد و آرامش خود را از دست داده و نهایتاً نجات از تلاطم امواج بلا را نامعلوم میسازد. در سایه رعایت عفاف، زن با شهامت هر چه تمامتر به وظیفه خود مشغول شده و خطری از ناحیه اجتماع متوجه وی نمیشود بدین سان با قاطعیت تمام معتقد هستیم که پوشش، امنیت زن را در جامعه فراهم میسازد و در حریم پوشش است که میتوان با خیالی آسوده به جامعه آمد و به فعالیت پرداخت و در سنگر حجاب، حضور عینی خود را در ابعاد مختلف اجتماع، تحقق بخشید. (3) حجاب در آئین مسیح و نصرانیت تمام آیات «تورات و انجیل که درباره حجاب آورده شده مورد توجه و دقت مفسرین قرار گرفته و مسائلی را مطرح ساختهاند که بسیار جالب میباشد از جمله: در آیات 3 الی 17 باب 11 رساله اول» پولس خطاب به قرنایتان چنین آمده است: اما میخواهیم شما بدانید که سر هر مرد، مسیح است و سر زن و مرد، و سر مسیح خدا. هر مردی که سر پوشیده عبادت یا ندبه میکند سر خود را رسوا مینماید. اما هر زنی که سر برهنه دعا یا ندبه کند سر خود را رسوا میسازد که چنین است که تراشیده شود. زیرا اگر زن نمیپوشد موی سر را نیز میبرد و اگر زن را مویچیدن یا تراشیدن قبیح است باید بپوشد... از اینجهت زن میباید پوشش بر سر داشته باشد به سبب فرشتگان آیا شایسته است که زن ناپوشیده دعای خدا بکند و اگر زن موی دراز دارد، زینت است که موی به جهت پرده بدو داده شده است. پولس در رساله خود به قرنایتان تصریح مینماید: چون زنان بیحجاب به کلیسا میرفتند، مارپولس آنان را نهی کرد تا موجبات هیجان شهوت و پریشانی حواس را کاهش داده باشد و این که سر تراشیدن را با سر برهنه داشتن برابر شمرده، کنایهای از عدم امکان تساوی مرد و زن در بسیاری از موارد از جمله- سربرهنهکردن است و در ضمن چون تراشیدن نشانی از توهین و تحقیر گناهکاران است که در کیفر خواستشان به چنین رسوایی محکوم میباشند، خواستند. سر برهنگی زن را تحقیر و توهین نمایند. مفسرین انجیل گویند: اینکه گفت، سر هر مرد مسیح است و سر زن و مرد و سر مسیح خدا، مراتب بزرگی را نشان داده و محفوظ میدارد که رئیس مسیح، خداست و رئیس مؤمن، مسیح و رئیس مومنه شوهرش، و تنها سر زن میتواند برای شوهرش مکشوف بماند و حتی برای پیامبر نه. ضمن این مباحث و آثار پی میبریم که در آئین مسیح روی مسأله حجاب عنایت داشتهاند و مورد توجه بوده است، حتی زمانی که دین مسیح تعریف شد و تعلیمات آن مورد تهاجم سوء قرار گرفت، رهبران دین مسیح باز روی مسأله حجاب تأکید داشتند، تا آنجا که این رهبران برای حفظ سیاست رهبری خود و تحکیم مبانی رهبانیت دیدند. اگر زن در پوشش باقی نماند، چون تنها وسیله عیش و کامرانی و شهوت انگیزی است و به علاوه که خود زن دارای احساسات سریع التأثیر است زودتر گرفتار احساسات شهوت و غضب و جنایت قرار میگیرد. خوشگذرانی کامجویی، عیش و نوش جز با زن مفهومی ندارد لذا آنها زن را به پوشش رهبانیت موظف نمودند که زن مسیحی باید پوشیده باشد و عموم زنان هم از آنان تبعیت نمودند. زن مسیحی باید با روزه لب و دهان و چانه و مو و بدن را بپوشاند تا از دستبرد چشمگیر شهوت دیگران مصون بماند در نهایت این پوشش به قدری افراطی شد که زنان را از خانهداری دور ساخت و از ازدواج محروم نمود و آن مقدار حظ و نصیب طبیعی را هم از آنها ممنوع ساخت. ریاضت و ترکدنیا زنان مسیحی را در حجاب نگاه داشت. (4) نظر دو مرجع بزرگ مسیحیت درباره حجاب: کلمنت و ترتولیانوس میگویند: زن باید کاملاً در حجاب و پوشیده باشد الا آنکه در خانه باشد، زیرا فقط لباسی که او را میپوشاند میتواند از خیرهشدن چشمها به سوی او مانع گردد. زن نباید صورت خود را عریان ارائه دهد تا دیگری را با نگاهکردن به صورتش و ادار به گناه نماید. برای زن مؤمن عیسوی در نظر خداوند پسندیده نیست که به زیور آراسته گردد و حتی زیبایی طبیعی آن باید با اختفا و فراموشی آن، از بین برده شود. زیرا برای بینندگان خطرناک است. درستکردن موی سر و آرایش آن و تنظیم آنها در آیینه فقط از خصوصیات زنانی است که شرم و حیاء را از دست دادهاند. (5) بنابراین در آیین مسیحیت از یک سو مواجهیم با قداست و تقدیس زن و از سویی با تحقیرها و توهینها از یک طرف همه فرشتگان را به صورت زن مجسم کردهاند. با اینکه علم الادیان جنسیت خاص و مادی بودن فرشتگان را نفی میکند. از طرف دیگر برای نجات زنها از زیر بار ستم مردان آنها را در دیرها پناه داده و دیر نشینی و رهبانیت زنان را صلاح دیده است. ولی از دیدی دیگر آنان را بعدها برای خدمت به مسیحیت خواندهاند و بعدها دیرها مرکز آلودگی فحشاء شد و به کابارهها و فحشاخانههای بزرگ تبدیل شدند که تمام مردان و زنان بدون هیچ ممنوعیتی با هم وارد آنجا میشدند و هزاران تخم فساد و آلودگی با خود در جامعه میپراکندند، که این مراکز به مرور زمان از غرب به شرق هم سرایت کرد و مانند یک بیماری مسری تمام جوامع را فرا گرفت. تاریخ مبارزه با حجاب در ایران همانطور که میدانید زنان ایرانی در طول تاریخ پاسدار فرهنگ عفت و حیا بودهاند و حجاب را به عنوان انسانی همیشه حفظ کردهاند. با اینحال در اواخر دوره قاجاریه بر اثر نفوذ دولتهای استعماری در دستگاه حکومت، زمزمههای بیحجابی آغاز شد و پس از برقراری مشروطیت، صحبت از رفع حجاب به میان آمد و تفکر آزادی زن به سبک غربی به تدریج توسعه یافت سپس با اعلام رسمی رفع حجاب در 17 دی ماه سال 1314 شمسی از سوی رضاخان، حجاب در بین تمام زنان ایرانی ممنوع شد و این ممنوعیت تا سال 1320 که همزمان با برکناری رضاخان از حکومت ایران بود ادامه پیدا کرد. پس از رضاخان نیز مخالفت با حجاب ادامه پیدا کرد گرچه محمدرضا نتواست مانند پدرش با آن قاطعانه برخورد کند و به ظاهر زنان را در انتخاب پوشش آزاد گذاشت، ولی از راه تهاجم فرهنگی بر ضد حجاب با آن مبارزه کرد تا سرانجام با لطف و یاری خداوند در سال 1357 شمسی، انقلاب اسلامی ملت بزرگ ایران به این حکومت شیطانی خاتمه داد و زنان مسلمان کشورمان دوباره چون سابق، سنگر دار سنگر حجاب شدند. بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره) در این باره میفرماید: شما (زنان) را رژیم سابق نشناخته بود گمان میکرد که بانوان ایران مثل همان چندنفر یا عدهی معدود منحرفین است و اینها همه به دست آنها میشود که انحراف پیدا کند لیکن بانوان محترم ایران ثابت کردند که دستخوش اینطور توطئهها نشدهاند و نمیشوند و ثابت کردند که در دژ محکم عفت و عصمت هستند و جوانان صحیح و نیرومند و دختران عفیف و متعهد به این کشور، تسلیم خواهد کرد و هیچگاه در آن راههایی که قدرتهای بزرگ برای تباهکردن این کشور پیش آنان گذاشته بود نخواهد رفت. (6) حضرت امام دربارهی واقعهی کشف حجاب میفرماید: در زمان رضاخان که شاید اکثر شما یادتان نباشد، ما شاهد چه صحنههایی بودیم، در همین قم و نسبت به بانوان محترم این قم و در همه شهرها نسبت به بانوان محترم شهرها. این به تبع از کسانی که تعلیم به او میدادند به اسم کشف حجاب، هتک حرمت اسلام، هتک حرمت مومنین، هتک حرمت بانوان ما را چقدر اذیت کرد چقدر پارهکردن چادرهای آنها را، چقدر به یغما بردند چادرها و روسریهای آنان را ما شاهد اینها بودیم و شما شاهد این پسر بودید که به اسم تمدن بزرگ با این مملکت چه کرد. (7) آثار حجاب: حجاب همانند هر عمل دیگری آثار و خواصی دارد که آنها را مورد بحث قرار میدهیم. 1- موفقیتهای معنوی: زن پوشیده از بین خود و خدا، خدا را برگزیده است و از بین احکام دین و خواستههای نفس به احکام دین روکرده است. چنین انتخابی به روحیه، تفکر و عمل او حال و هوای دیگری میبخشد و به پوشش او معنا میدهد و آن را عمل منطقی، خدا پسندانه و در راستای حرکتهای تکاملی او قرار میدهد که به زیبائیهای درونی او تجلی بخشیده است. پوشیدگی زن نمود بارز تقوای اوست و او را از آثار تقوا برخوردار میسازد. قرآن کریم فرموده است: ای کسانی که ایمان آوردهاید اگر خداترس و با تقوا باشید خدا به شما فرقان (تمییز حق از باطل و راه سعادت از شقاوت) میبخشد و گناهان شما را میپوشاند و شما را مورد آمرزش قرار میدهد و خداوند دارای فضل و رحمتی بزرگ است. وقتی زن تقوای جنسی را مراعات کند و خود را از نامحرم بپوشاند وعدههای الهی که برای پرهیزکاران داده شده است دربارهی او محقق میگردد، از تشخیص حق و باطل برخوردار میشود. (8) 2- احترام: اصولاً غلبه بر هواهای نفسانی و گذشت از لذتهای حرام به انسان هیبت و وقار میبخشد. حجاب زن جهاد اکبر اوست که در ورای آن نفس امّارهی به زانو درآمده است. از اینرو پوشیدگی زن از بعد عرفانی بلندی برخوردار است. این حقیقت را همه میدانند و حتی دانشمندان غیرمسلمان به آن اذعان کردهاند که حجاب به زن هیبت و وقار میبخشد و او را شایستهی احترام دیگران میسازد. زنان خودنما مطلوبیت جنسی دارند اما محبوبیت ارزشی از آن زنان پوشیده است. به طور کلی نوع نگاه گفتار و برخورد مردان با زنان از دو ماهیت متفاوت برخوردار است. برخورد با زنانی که از جلوهگری یا پوشش ناقصی برخوردارند برخورد شهوی، تفریحی و ظاهری است، اما برخورد با زنان پوشیده برخوردی همراه با احترام و تکریمی قلبی است. (9) 3- مبارزه با تهاجم فرهنگی غرب: غرب که خود در آتش فساد و تباهی میسوزد و میرود تا به انهدام کامل برسد سعی جدی در به تباهیکشاندن بشر دارد تا همانند غریقی دیگران را با خود همراه سازد و به اهداف شوم استعماری خود نیز دست یابد. حجاب ستیزی از اهداف مهم تهاجم فرهنگی غرب است. پوشش دینی همواره مورد هدفهای تیرهای زهراگین فرهنگی دشمنان اسلام بوده است. آنها در برداشتن خاکریز بزرگ حجاب جدیت کامل داشتهاند. زیرا پوشش دینی سدی بزرگ در برابر تهاجم فرهنگی غرب است که آنها را از نیل به مطامع فرهنگی و اقتصادی خود ممنوع میسازد. اگر قلعه مستحکم حجاب زن مسلمان فتح شود راه بردگی جامعه اسلامی هموار میگردد زنان پوشیده هرگز خود را پایگاه استعمار نمیکنند بلکه به عنوان نیروهای مسلح فرهنگی سدی مستحکم در برابر آنان پدید میآورند به گونهای که میتوان گفت پوشش دینی پادزهر تهاجم فرهنگی غرب است. زن پوشیده به نوعی محرومیت را به استعمارگران تحمیل میکند پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی که در سال 1357 تحقق یافت مرهون حرکت گسترده زنانی بود که با بر خورداری از پوشش اسلامی به ویژه چادرهای مشکی که چون زرهای محکم بر تن کرده بودند و به میدان مبارزه آمده بودند. در این تظاهرات میلیونی یک زن بیحجاب به چشم دیده نمیشد. نکته عرفانی: خواهرم حجاب اسلامی حضور حماسی زن در جامعه است که قلب استعمارگران از هیمنهاش در بیم و هراس است چرا که پوشش دینی آئینهی تمام نمای عصیان و تسلیم است. (10) 4- کاهش مفاسد: مقایسه آمار جنایات جنسی در فصل تابستان و زمستان و جوامع غربی و اسلامی که زنان از پوشیدگی بیشتری بر خوردارند نشان میدهد که پوشیدگی زنان نقش مؤثری در کاهش مفاسد اجتماعی دارد. زیرا بسیاری از مفاسد اجتماعی به شهوات جنسی مربوط میشود که با پوشیدگی زن زمینه آنها از بین میرود وقتی چشمها نبینند و دلها نخواهند تحریکات جنسی، هیجانات و عشقهای کاذب نیز از میان میروند و سلامت اخلاقی بر اجتماع حاکمیت مییابد. زن و مرد همانند دو سیم برق میمانند که نبود عایق در بین آنها سبب بروز آتشسوزیهای اخلاقی میگردد و آتش آن بسیاری از ارزشها را محو میگرداند و حجاب عایقی است که از این جاذبهها و آتشسوزیها پیشگیری میکند. 5- آرامش و امنیت مردان: نفس آدمی دریائی از خواستنیهاست. زمانی که به چیزی تمایل ندارد آرامش بر آن حاکمیت دارد و چون به آن رغبت کند همانند دریا طوفانی میشود و تنها رسیدن به خواستهی او میتواند جزر و مد این دریای طوفانی را آرام کند. مادامی که بانوان خود را به طور کامل از دید چشمهای حریص مردان میپوشانند دریای نفس آنها آرام است. اما وقتی خود را به نمایش میگذارند چشم آنها میبیند و دل آنها هوس میکند و آرامش درونی و امنیت آنها به هم میریزد؛ و از این جا معلوم میگردد که زنان جلوهگر چه اندازه در ایجاد اضطرابهای روحی و نابسامانیهای درونی مردان جامعه نقش دارند. نکته عرفانی: خواهرم اقیانوس دل مردان ساحل ندارد و از ژرفائی مهیب برخوردار است پس مبادا آن را به موج آوری که در ناآرامی آن خطرها نهفته است که بین زنان و مردان تقسیم میشود پس با پوشیدگی خود آرامش مردان را پاسدار تا خود در آرامش بمانی. (11) حجاب دختر مسلمان آمریکایی دکتر مرتضی آقا تهرانی تعریف میکند که: وقتی در مؤسسهی اسلامی نیویورک مشغول فعالیت بودم روزی دختر جوانی آمد که میخواست مسلمان شود گفتم: برای پذیرش اسلام، ابتدا باید خوب تحقیق کنید بعد اگر به این نتیجه رسیدید که دین اسلام دین حق است، میتوانید مسلمان شوید. او رفت و شروع به مطالعه کرد. در این بین چندین بار دیگر به من مراجعه کرد و در نهایت با ناراحتی گفت: «اگر مرا مسلمان نکنید، من میروم و در وسط سالن فریاد میزنم و میگویم: من مسلمانم!» گفتم حالا که در پذیرفتن اسلام مصمّم شدهاید فردا که روز میلاد است بیایید تا در طی مراسمی تشرف شما انجام شود. روز بعد در بین مراسم گفتم این خانم میخواهد امروز به دین مبین اسلام مشرف شود. یکی از حضار گفت: لابد این دختر عاشق یک پسر مسلمان شده و چون دین ما اجازه ازدواج او را نمیدهد میخواهد به صورت صوری مسلمان شود. گفتم: از صراحت لهجه شما متشکرم! ولی اینطور که شما گفتید نیست زیرا او در مورد حقانیت اسلام مطالعه گستردهای داشته است و به عنوان مثال در عقاید اسلامی چیزی به نام «بداء» هست که میدانم هیچکدام از شما چیزی از آن نمیدانید ولی این دخترخانم میداند. به هر حال او در آن مراسم مشرف به اسلام شد. خانوادهی وی مسیحی بودند با دیدن حجاب او، شروع به آزار و اذیّت او کردند. این آزار واذیّت روزبه روز بیشتر میشد بهحدی که مجبور شدم با «آیتالله مظاهری» تماس گرفته و جریان را با ایشان در میان گذارم. ایشان فرمودند: آیا احتمال خطر جانی وجود دارد؟ گفتم: بیخطر هم نیست. فرمودند پس شما به ایشان بگویید روسری خود را بردارد. ماجرا را به آن خانم ابلاغ کردم و گفتم: میتوانید روسری خود را بردارید. او پرسید: آیا این حکم اولیه است یا حکم ثانویه است و به خاطر تقیه صادر شده است؟ گفتم: نه حکم ثانویه است و به خاطر تقیه صادر شده است. گفت: اگر روسری خود را برندارم و به خاطر حفظ حجابم کشته شوم آیا من شهید محسوب میشوم؟ گفتم: بله. گفت: والله روسری خود را برنمیدارم هرچند در راه حفظ حجابم جانم را از دست بدهم. البته بعد از این ماجرا خانوادهی او نیز با مشاهدهی رفتار بسیار مؤدبانه دخترشان از این خواسته صرفنظر کردند. (12) حجاب از نظر قرآن قرآن حجاب را در سه مرحله تقسیمبندی میکند: 1- حجاب در مرحلهی اول فارق و ممیز است میان عاقل و غیرعاقل. اگر انسان به این مرحله عمل نماید یک درجه از عالم حیوانی نجات مییابد و به مقام و مرتبهی انسانی میرسد. حجاب در این مرحله عبارت است فرو پوشاندن دیده از آنچه روا است، و پوشاندن عورت. انسان دیوانه و حیوان عاجزند و نمیتوانند به این دو حکم عمل نمایند، زیرا به جهت عدم عقل، دو چیز از او سلب شده: یکی «ادراک حسن و قبح اشیاء» و دیگری «عدم توانایی بر کف نفس و مهارنمودن اراده». این مرحله از حجاب که از نشانههای عقل است و در میان مردم به حیا و عفت معروف است اختصاص به زن ندارد و مردان در این حکم شریکند. در واقع این حجاب مانع از گلاویز شدن انسان در هنگام تحریک غریزه است به خلاف حیوانات که رادع و مانعی در این جهت برای آنان وجود ندارد. خداوند سبحان در قرآن ابتدا مردان را مکلف به این مرحله از حجاب نموده و آنگاه زنان را قرآن میگوید: «وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُن» ای پیامبر به مردان بگو دیدههای خود را از آنچه ناروا است بپوشانند؛ و عورتهای خود را حفظ کنند که این کار برای آنان پاکیزهتر است. همانا خداوند به آنچه که میکنند آگاه است؛ و به زنان مؤمن بگو چشمانشان را فرو گیرند و عورتهای خود را حفظ کنند. (13) 2- قرآن مرحله دوم حجاب را چنین مطرح میکند: «وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَی جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُوْلِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلَی عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَی اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُون» : ای پیامبر به زنان مؤمن بگو: زینت خود را ظاهر نسازند، مگر آنچه قهراً ظاهر میشود و روسریهای خود را بر گریبانشان بزنند، و زینتشان را هویدا نکنند، مگر برای شوهران یا پدران، یا پدرشوهران، یا پسران یا پسر شوهران، یا برادران، یا پسر برادران، یا پسر خواهران، یا زنان، یا بردگان ملکی، یا مردان از کارافتاده و پیری که احتیاج به زن ندارد، یا اطفالی که نسبت به عورتها و امور جنسی زنان بیخبرند. زنان طوری به زمین پای نکوبند که زینت آلات پنهانشان آشکار شود و همگی به سوی خدا آیید و توبه کنید ای مومنان، شاید که رستگار شوید. یک زن با ایمان میتواند یک عمر از محرمات مثل شراب، قمار، زنا اجتناب کند، لیکن، نمیتواند یک عمر صورت و کفین خود را نامحرم بپوشاند به طوری که هیچ نامحرمی او را ندیده باشد. ظاهر معنای آیه این است که اگر وجه کفین خود به خود ظاهر شود مورد عفو است نه اینکه وجه کفین را عمداً و اختیاراً اظهار کرد و بیرون آورد. (14) 3- مرحله سوم حجاب را آیه قرآن اینگونه بیان میکند: «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْنَی أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا» ای پیامبربه همسرانت و دخترانت و زنان مومن بگو پوششهای بزرگ (چادر) را به خود نزدیک سازند که این کار نزدیکتر است از اینکه شناخته شوند، تا مورد اذیّت و آزار جوانان قرار نگیرند و خدا آمرزنده و مهربان است. از این آیه مبارکه استفاده میشود که زن باید طوری صورت خود را بپوشاند که کسی او را به وسیله صورت نشناسد. (15) ام سلمه از زنان بزرگوار پیامبر اسلام میگوید: هنگامی که آیه حجاب نازل شد (که زنها باید روسری بلند و چادر را بر خویش فروافکنند) زنان انصار از منزل بیرون آمدند درحالی که عبا (و چادر مشکی) بر سر داشتند. ازاین حدیث چنین استفاده میشود که چادر مشکی امروز لباس بیرون از منزل زنان با شخصیت و باتقواست در صدر اسلام هم حجاب زنان پاکدامن بوده است. (16)
پاسخ : مسئله حجاب ، مفهوم و ابعادش فصل دوم زینت از جمله واژههایی که در آیات حجاب بکار رفته و بازشناسی دقیق مفهوم و مصداق آن در تعیین حد و پوشش نقش اساسی دارد واژه زینت است. زینت بیگمان به معنای زیبایی است و در مقابل «شین» به معنای زشتی و ننگ و رسوائی. اینک از کهنترین متن لغوی شروع میکنیم: خلیل بن احمد فراهیدی میگوید الذَینُ نَقیضُ الشَین... و الزینه، جامعٌ لکُلِّ ما یُتَزیَّنُ بِه. زیبایی نقیض زشتی است ...و زینت هر آنچه را که به واسطه آن آراسته شود در بر دارد. سخن وی نشانگر آن است که زینت مطلق زیبایی و آرایه است، هر آنچه با آن آراسته میشود و تزیین میگردد در مصباح المنیر و قاموس المحیط نیز زینت و زیبایی در مقابل زشتی قرار داده شده است. آقای مصطفوی پس از نقل اقوال لغویان نوشته است: روشن شد که حقیقت زینت عبارت است از: نیکویی در ظاهر هر چیز است خواه عرضی یا ذاتی باشد پس زینت در زن هر آن چیزی است که از زیباییها و نیکوییهایش آشکار میشود. (17) زینت طبیعی یا اکتسابی؟ در تبیین ابعاد زینت، توجه به این نکته ضروری است که واژه زینت براساس آنچه در بخش واژه شناسی روشن شد، به طور مطلق زینت اکتسابی و طبیعی را شامل میشود. فخر رازی در این زمینه مینویسد: بدان! زینت نامی است که بر زیباییها مخلوق که خداوند آفریده و همینطور به آنچه انسان به وسیلهی آنها آراسته و مزین میشود مثل لباس و زیور و ... اطلاق میشود. اما کسانی که زینت را صرفاً زینت اکتسابی میدانند دلیل استواری برای ادعایشان ندارند. حال که زینت شامل زینتهای اکتسابی و طبیعی هر دو میشود. آیا زن را مأمور میکند که زینتهایش را بپوشاند و زینتش را در مقابل چشمان نامحرم ننهد. (18) زمخشری میگوید: زینت عبارت از چیزهایی است که زن خود را بدان ها میآراید از قبیل: طلاآلات- سرمه خضاب که آشکارکردنش مانع ندارد اما زینتهای باطن مثل دست و پای برنجن، بازوبند، گردنبند، تاج کمربند و گوشواره که باید پوشانیده شود. (19) معنای زینت 1- زینتی که به خودی خود (از آن نظر که زینت است) واجب است پوشانده شود. 2- زینتی که نشاندادن آن به غیر از زوج حرام است. دستهای از روایات سؤال از قسم اول زینت میکنند مثل: روای گوید از حضرت صادق (ع) سؤال کردم از معنای اما قول خداوند عزوجل وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا حضرت (ع) فرمودند: انگشتر، دستبند و النگو است. (20) اما روایتی از قسم ثانی زینت در این آیه کریمه سؤال میکند عبارت است از صحیحه فضیل که در آن سؤال از ذراعین زن میکند که آیا این دو از همان زینتی است که خدای عزوجل فرمود: «وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ» پس حضرت در جواب فرمودند: بله، لذا این روایت دلالت میکند بر حرمت اظهار و نشاندادن ذراعین زن به غیر از زوج است. (21) مراد از زینت در آیهی 31 سوره نور این است که: در موضوعات شرعی اگر از شرع مقدس اسلام چیزی دربارهی زینت نرسیده باشد باید به عرف مردم رجوع شود باید آنان بگویند زینت چیست؟ در هر زمانی و مکانی زینت تفاوت میکند. آنچه را که عرف حکم کند همان زینت محسوب میشود مثلاً در روایت است که سرمه چشم و انگشتر زینت حساب میشود. منظور از إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا در آیه 31 نور چیست؟ طبق آنچه در برخی احادیث آمده مقصود از «إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا» وجه (صورت) و کفین (دو دست تا مچ) میباشد و در بعضی روایات «ظاهر القدمین» (روی پاها) را نیز اضافه کردهاند. (22) زنان باید خود پاسدار عفت جامعهی خویش باشند زیرا هرکسی با رشد عقلی خویش میداند که حکم حجاب، زینت و پوشیدگی برای حفظ عفت و احترام زنان است. زیرا خودنمایی زنان در کوچه و بازار باعث تحریکات جوانان شده مفسدهی آن گریبانگیر صنف زن است. درست است که جلوهگری و دلربایی نوعی لذتجویی است ولی فساد و نابسامانی جامعه هم یکنوع دلهره و شکنجهی روحی است و معلوم است که گشادهرویی و خود نمایی زنان گذشته از معصیت و نافرمانی خدای تعالی برای بعضی افراد جامعه بدون آفت و فساد اخلاق نیست و چون خود نمایی جزو ذات و طبیعت زن است، حکم حجاب و حفاظت عفت جامعه نیز به عهدهی زنان است. ندیدید که دشمنان دین خدا و انسانیت که مدعی بیحجابی شدند چه صحنههای شرمآور و غیرانسانی به وجود آوردند و معنای انسانیت را لگدمال کردند و بهطوری که اجازهی یک صلوات فرستادن را نداشتند و طرفداران دین خدا به زیر شکنجههای دژخیمان خوک صفت جان میدادند و کسی را یارای اظهار حیات نبود. ما باید به جایی برسیم که خود را از حیاء و حجاب و عفت جامعه را تشخیص دهیم. (23) فصل سوم جلباب برای جلباب دو معنا ذکر شده است: 1- پوششی که سر و گردن و بالاتنه را میپوشاند (مقنعه) 2- چیزی که تمام بدن را بپوشاند (چادر) بنابراین میتوان گفت که جلباب منحصراً بر چادر دلالت دارد. ولی اگر کسی بتواند به شکل صحیح از چادر استفاده کند، مسلماً چادر حجاب برتر است زیرا حکمتهای حجاب در چادر بیشتر یافت میشود گرچه پوشیدن چادر واجب نیست ولی چون به مقنعه اشاره شده در پوشش باید حتماً زیرگلو و شانهها پوشیده باشد. برای همین اگر چادر پوشیده نمیشود باید مقنعه به سر کرد یا حتی روسری که شانهها و سینهها را بپوشاند. حجاب منحصر در چادر و حتی مانتو نیست، بلکه هر لباسی که غیر از وجه کفین (دستها تا مچ) را بپوشاند و موجب تحریک و جلب توجه نامحرم نگردد کافی است ولی باید توجه داشت که همانطور که بقیه واجبات دارای مراتب مختلفی میباشد حجاب نیز دارای مراتب خوب، متوسط و خوبتر است و چادر حجاب برتر بانوان محسوب میگردد. (24) دزی، مستشرقی که تتبع قابلتوجه در لباسها و پوششهای مسلمانان انجام داده است و مینویسد: جلباب، به معنای چادر بزرگی که در شرق، زنان هنگام بیرونشدن از خانه سر تا پای خود را با آن میپوشانند جوهری نیز جلباب را ملحفه معنا میکند که در حقیقت همان ازار است. به قول قاموس این کلمه به معنای قمیص هم آمده همچنین به معنای لبایگشادی که زنان در زیرملحفه میپوشند یا بالاخره معرف همان پردهایست که خمار نامند. اما درازمنه تازهتر ظاهراً در مغرب این کلمه مفهوم کاملاً متفاوتی یافته است کلمه جلباب معرف نوعی نیمتنه آستیندار یا بدون آستین است که مخصوصاً در مواقع کار به کمر میبندند. (25) چادر مشکی که بدن زن را به طور یکنواخت میپوشاند، تأثیر بهسزایی در کم شدن نظرهای سوءمردان داشته و میتواند مانع بزرگی در مقابل آنها باشد اگر زنان محجبه و با عفت همه شرایط حجاب را رعایت نمایند، بر وقار و منزلت آنان افزوده میشود و حتی مردان لاابالی هم در برابر آنها به شدت مراقب رفتار و برخوردهای خود میباشند بیشتر دست و پای خود را جمع میکنند به طوری که کسی جرأت نمیکند مزاحمتی برای آنان به وجود آورد، تا چه رسد به اینکه مورد سوء ظن یا سوء قصد قرار گیرند این پوشش کامل، چادر نه تنها مانع کار و تلاش و شرکت زن در کارهای اجتماعی نمیباشد بلکه بر عکس تجربه زندگی میلیونها زن مسلمان در ممالک اسلامی در طول پانزده قرن و شرکت آنان در میدان کار و تولید و حتی جنگ و پیکار نشان میدهد، که زنان با همان حجاب شرعی خود میتوانند با بزرگترین مشکلات زندگی مقابله نمایند، و اتفاقاً از زنان بیبند و بار بیحجاب هم موفقتر و مقاومتر باشند. (26) توصیهی بزرگان دینی و پیش از همه قرآن کریم بر استفادهی از چادر بیانگر آثار و امتیازات فراوان این پوشش شکوهمند است که در اینجا به ده مورد آن اشاره میشود: 1- چادر بیش از هر لباسی حجم و ژست بدن را پوشش میدهد و بزرگواری و تواضع زن را در برابر احکام اسلامی و ارزشهای اخلاقی آشکار میسازد. 2- چادر کمال پوشش است و انتخاب آگاهانه آن جز در پرتو رشد و کمال زن میسر نیست. تنها با چنین پوششی است که زن مطمئن میگردد که در اثر نوسانات جوی، حرکات و فراز و نشیبهایی که پیش آمد میکند حجاب او آسیب نمیبیند چه اینکه وزیدن باد نمیتواند آن را همانند روسری و مقنعه برگرداند و موهای سر را آشکار کند. 3- چادر سمبل حجاب اسلامی است که بارزترین نمود عینی پوشش دینی را به خود اختصاص داده است. 4- چادر با پوشش یکنواخت و یکپارچه بدن، جلب توجه نامحرم را به کمترین حد خود میرساند. اما پوششهای دیگر به خاطر عدم یکپارچگی و آشکار بودن اعضا و ژست بدن از چنین کمالی برخوردار نیستند. 5- چادر پوششی دینی و ملی زنان ایران است که دیانت، ملیت و استقلال فرهنگی ملت مسلمان ایرانی را در دنیا تجلّی میبخشد. 6- چادر بیش از هر پوششی زن را بر رو گرفتن در برابر نامحرم توانا میسازد. به گونهای میتواند در صورت ضرورت چهرهی خود را از مرد هوسرانی که آن را مورد نگاههای مکرر و آلوده خود قرار داده است بپوشاند. 7- چادر دارای بیشترین بار فرهنگی حیا و عفاف است که بیش از هر پوششی دست رد بر سینه نامحرم میزند. 8- چادر لباس مورد اشاره قرآن است که بیشتر از هر جامهای مورد تأیید علمای دین و آماج سخنان زهرآگین دشمنان اسلام استعمارگران و جاهلیت جدید قرار گرفته است. 9- چادر زیبائیهای جسمانی زن را تحتالشعاع زیبائیهای معنوی او قرار میدهد و به او نشاط دینی میبخشد. 10- چادر امنیت و آرامش زن را میافزاید. زیرا تعرض و مزاحمت برای کسی که در چادر قرار گرفته است به مراتب دشوارتر از کسی است که از این لحاظ مطمئن بیرون است. (27) فصل چهارم حجاب و اهل بیت: فاطمه (س) مظهر عفاف و تقوی، سرمشق و سرور تمامی زنان مسلمان است روزی پیامبر (ص) از صحابه پرسید: چه چیز برای زنان از همه بهتر است. یاران ندانستند علی (ع) خدمت فاطمه (س) آمد فاطمه (س) پاسخ داد: از همه چیز بهتر این است که نه آنها مردان بیگانه را ببینند و نه مردان بیگانه آنها را. چون علی بازگشت و پاسخ داد حضرت رسول (ص) فرمودند: چه کسی این پاسخ را برای تو بیان کرد؟ عرض کرد: فاطمه (س) و حضرت فرمود: او پاره تن من است. روشن است که علی (ع) پاسخ را میدانست وسؤال از آن بزرگوار برای طرح مقام والا و مکانت عظیم فاطمه اطهر است. یادآوری کنیم که بر اساس آنچه گذشت مقصود از اینکه زن مردان بیگانه را نبیند و بالعکس، هر نوع نگاهی نیست بلکه نگاه خیره و همراه با ریبه است. جایگاه بلند و شخصیت والای حضرت زهرا (س) روشنتر از آن است که نیاز به گفت و گو داشتهباشد در روایتی آمده است که به هنگام تولد لباسی از بهشت برای آن حضرت آورده شد و جسمش پوشش کامل یافت تا زمینه برای تعالی روحش باشد. در جامه سفیدی که از شیر سفیدتر و از مشک و عنبر خوشبوتر بودند آوردند یکی را به اندام پیچید و دومی را مقنعه ساخت. زهرای اطهر این برترین الگوی زن و عالیترین چهره بشریت گو اینکه فریادگری علیه ظلم را پیشه دارد و ستم بر امام خویش و مألا جامعه را بر نمیتابد و از محدوده خانه پا به بیرون مینهد و در اجتماع حضور مییابد و با بلیغترین جملهها از حق و حقیقت دفاع میکند اما این همه در نهایت آزرم، حیا و عفاف است: او در حالیکه مقنعه را محکم به سر بسته و خود را در جامهای فراگیر پیچیده بود در جمع زنان بنیهاشم در حالیکه جامههای بلندش قدمها را پوشیده داشت، با ابهت، آزرم و متانت شگرفی قدم بر میداشت و برای همگان راه رفتن اوگام زدن رسول الله (ص) را به یاد میآورد (28) و... حجاب و نهضت عاشورا: در نهضت عاشورا نیز زنان حضوری جدی و نقش عظیم دارند در عین عفاف، آزرم و باشکوه پوشش، آنان در اوج مصائب و سختیها، حریم عفاف و حجاب را پاس داشتند و به آخرین وصیت پیشوای بزرگ شهامت، معلم بیبدیل شهادت، امام حسین (ع) را که در آستانه رفتن به میدان نبرد آویزه گوش قراردادند که فرمود: «آماده مصیبت باشید لباسهای (روی) خود را بپوشید بدانید خدا حامی شماست و از شما محافظت میکند و از شر دشمنان نجاتتان میدهد و عاقبت امورتان را خیر میکند. بنگرید امام حسین (ع) در آن هنگامه شگرف و در آخرین لحظات حیات، زنان را به حجاب و پاس داشتن حرمتشان سفارش میکند. آنان نیز چنینی میدانستند که غداره بندان سپاه یزید و آزمندان و بدسگالان ارتش بنی امیه اسیر زرق و برق دنیاست زیورآلات خود را به سوی آنان پرتاب کردند تا در پی غارت آنان قدری به یاسانید. زینب (س) که پیامآور این حماسه و قافله سالار این پیامبران نور است در کوفه و برای بیدار کردن و جدانها و لرزاندن دلها و به هوش آوردن خفتگان در عین عفاف و آزرم سخن گفت: کلام زینب (س) و منش والای او به هنگام سخن گفتن به گونهای بود که گفتند:» و لَم أرَواللهِ خَفِرۀً قَصدُّ نطَقَ مِنها به خدا سوگند هرگز زن با آزرمی را ندیدم که از زینب شیواتر سخن بگوید. آن حضرت با همه شکوه و شهامت در مجلس یزید بپاخاست و پرده دری آن مدعی خلافت را بر سرش کوفت و فریاد زد که: آیا عدالت همین است که زنان و کنیزان خود را در پس پردهی بنشانی و دختران رسول خدا (ص) را در مجلس بیگانگان برپابداری. پرده زنان ما را هتک کردی و نقاب از چهرهشان به غارت (29)... مسألهی حجاب و سر و پوشش زن در نظر حضرت زینب (س) چه اهمیت ویژهای داشته که در حضور یزید آنجا که اعمال رسوای او را بیان میکند با اینکه جنایات یزید و عمال و ایادی او تنها این مسائل نبوده بلکه آن همه جنایت نسبت به خاندان اهل بیت و شخصی امام حسین (ع) و اصحابش روا داشتهاست ولی زینب کبری نمونه کامل عفاف و حمیت دینی با لحنی تحقیرآمیز و اشارهای به سابقه کفر و شرکت خاندان بنی امیه او را طرف خطاب قرار میدهد : این از مردانگی و حمیت است که تو که خاندان و پدرانت به دست اسلام بعد از فتح مکه آزاد شدند زنان و وابستگان خویش را در حریم عفاف و حجاب نگهداری و فرزندان و خاندان ولی نعمت یعنی خاندان رسول خدا را بی حجاب و هتک پوشش نموده و به این طرف و آن طرف بکشانی (30). فصل پنجم عوامل بیحجابی و بدحجابی عوامل بد حجابی و بی حجابی و راههای مبارزه با آن بی حجابی پدیدهای است اجتماعی که برای رسیدن به عوامل و علل آن باید با نگاهی اجتماعی، مسائل و زمینههای آن را کاوید این بحث از جهات مختلف قابل تأمل و توجه است و بیگمان در چگونگی پیدایش و رشد و گسترش آن نمیتوان به یک یا چند عامل بسنده کرد. چنانکه راه حلهای این معظلهی اجتماعی را نیز میتوان ساده انگارانه در مطالبی محدود کرد. آنچه اینک بدان میپردازیم نگاهی است گذرا به این مسأله که بیگمان تفصیل آن در خور تحقیقی مستقل و رسالهای جداست این نگاه کوتاه در دو بخش میآید: الف عوامل بدحجابی و بی حجابی 1- هویت و شخصیت زن در گرو منش و روش زندگی اوست، حجاب و پوشش منش والای زن مسلمان و شیوه عظیم زندگی اوست زن با حجاب از اینکه بازیچه هوسها قرار گیرد مانع میشود و از اینکه عامل فساد گستری فساد اندیشان شود جلو میگیرد (31). حضرت امام «رضوان الله علیه» به انگیزههای جباران و نیز ابعاد این توطئه اشاره دقیق دارند: ما میدانیم که این سخنان برای کسانیکه با خیانتکاری و شهوت پرستی و آواز و نواز و رقص و هزار جور مظاهر فسوق و بی عفتی بار آمدند خیلی گران است. البته آنان که تمدن و تعالی مملکت را به لخت شدن زنها در خیابانها میدانند و به گفته بی خردانه خودشان با کشف حجاب نصف جمعیت مملکت کارگر میشود حاضر نیستند مملکت با طرز معقولانه و در زیر قانون خدا و عقل اداره شود. آنهایی که این قدر قوه تمیز ندارند که کلاه لنگی را که پس مانده درندگان اروپاست ترقی کشور میدانند با آنها ما حرفی نداریم که آنها از ما سخن خردمندانه را بپذیرند و عقل و هوش و حس آنها را اجانب دزدیدهاند. آن روزکه کلاه پهلوی سرآنها گذاشتند همه میگفتند مملکت باید شعار ملی داشته باشد، استقلال در پوشش دلیل استقلال مملکت و حافظ آن است. چند روز بعد کلاه لنگی گذاشتند سرآنها یک دفعه حرفها عوض شد گفتند ما با اجانب مراوده داریم باید همه هم شکل باشیم تا در جهان با عظمت باشیم مملکتی که با کلاه عظمت برای خود درست میکند و یا برایش درست میکنند هر روزی کلاهش را ربودند عظمتش را هم میبرند (32). 2- دگرگونی ارزشها: اسلام زن را در متن اجتماع به تلاش و کوشش خوانده اما با حجب، حیاء، وقار، متانت، سنگینی رفتار، شکوه گفتار و سلامت کردار و این همه را برای او ارزش دانستهاست. حجاب را نشانی از شخصیتش تلقی کردهاست، وقتی این ارزشها دگرگون شود و تلقی زن از شخصیت و ارزش عرضه وجود، نمایاندن آرایهها و زیبائیهایش میشود و در بینش او دیگر سانی بوجود آمده خود نمایی را ارزش میپندارد، در عمل نیز در این وادی گام مینهد و گرایش درونی و تمایل فطریش راهی دیگر میگیرد و به فساد آفرینی دست مییازد (33) . سخن امام علی (ع) ضمن خطبهای پندآموز است: «وَإن النساءَ هَمتهُنَ زینۀُ الحیاۀِ الدُنیا و الفَسادُ فیها» تلاش و همت زنان در جهت زینت و آرایههای زندگانی دنیا و ایجاد فساد و تباهی در آن است. بی گمان مصداق کلام زنی است که زینت گرایی فطری را به راه افراط کشانده و در مسیر تباهی گام نهاده است. این چگونگی تا بدانجا پیش میرود که پوشش نه برای حفاظت بدن که نوعی عرضه وجود است از این رو غالباً اینگونه کسان پوشش را نیز برای نمایاندن بر میانگیزنند. سخن تأمل برانگیز علی (ع) که گویا در آینه غیب این حقایق را مینگرد شایان توجه است: در آخر الزمان که برترین زمانهاست جمعی از زنان پوشیدهای که برهنه است (لباس دارند اما آنقدر نازک است گویا نپوشیدهاند) و از خانه با خود آرائی بیرون آیند، اینان از دین بیرون رفتگانند و در فتنهها وارد شوندگان و به سوی شهوات تمایل دارند و به کوی لذات نفسانی در شتابند و حرامها را حلال دانند و در دوزخ به عذاب ابدی گرفتار (34). 3- الگوهای ناهنجار: انسان فطرتاً الگو گزین و الگوپذیر است. پیوسته در این اندیشه است ارزشهایی را که بدان باور دارد در چهرهای مجسم بنگرد و خود را همانند آن بسازد. مسئله الگو در اخلاق اسلامی و روانشناسی امروز نیز جایگاه مهمی دارد توجه دادن قرآن، انسان را به پیامبر به عنوان «اسوه حسنه» و بر نمودن چهرههای نیک و بد همه و همه در جهت توجه به جایگاه الگو در ساختار روحی و انسانی است، از این رو هویت ستیزان در پی اقدامهای گسترده، در جایگزینی الگوها نیز تلاشی شگرف بهکار گرفتهاند. قهرمانسازی، الگوآفرینی آنچنانی برای زن در جهت زدایش و هویت او برنامه وسیع استعمار بودهاست. این مسئله نیز جای تحلیل گسترده اجتماعی و تاریخی دارد که باید بدان به گونه جدی رسیدگی شود (35). ب راههای مبارزه با بد حجابی و بیحجابی آنچه را که دشمن انجام داده باید ویران کرد و آنچه را انجام میدهد باید نمود وآبی را که بر جوی روان است باید بازگرداند، چگونگی این نیز، بحثی دراز دامن میطلبد اکنون به اشارهای بسنده میکنیم: 1- تقویت ایمان و اعتقاد: در زن باید باور استوار، ایمان عمیق ایجاد شود زنی که دل به حق داده و اندیشه به خدا سپرده و فرجام زندگی دنیویاش را پذیرفته چطور حاضر میشود خودآرایی و خودنمایی کند و خود را در معرض دیدههای آلوده قرار دهد و زمینههای تلذذ دیگران فساد آفرینی را به وجودآورد. این جمله حضرت علی (ع) که فرمود: اَلمرءُ بایمانِه. شخصیت انسان در گرو باورهای اوست. المومِنُ به عمله؛ و ایمان انسان در عمل او جلوهگر است. نشانگر آن است که باورهای درست و ایمانهای راسخ، عالیترین نقش را در کیفیت زندگانی انسان ایفاء میکنند (36). 2- احیاء فرهنگ اصیل اسلامی: احیاء ارزشهای اصیل اسلامی و فراخوانی زن مسلمان به تعقل و دریافتن ارزشها و آفریدن روح تعبد و تعهد نسبت به اینها نقش مهمی در این زمینه خواهد داشت. زن مؤمن باید به آنچه اسلام به عنوان ارزش بدان مینگرد، باور داشته باشد و بداند که شخصیت و عظمت او در گرو روح بلند، اندیشه والا، قلب پاک و جان پیراسته از آلودگی است که او را به روش انسانی و منش اسلامی فرا خواهد خواند و بداند تن آرایه بسته و ظاهر فریبنده هرگز نمایشگر شخصیت او نیست. اینک کلام بیدادگر حضرت مسیح را میآوریم که فرمود: به حق برای شما میگویم: تن چه سودی دهد در صورتیکه ظاهرش درست باشد و درونش تباه، بدنهای شما چه سودتان دهد که خوشتان دارد و دلهایتان تباه باشد و سودی نبرید که پوست خود را پاک نگاه دارید و دلهای شما چرکین باشد (37). 3- شناساندن الگوهای والا: گفتیم الگوها در ساختار روحی و رفتاری نقش مهمی دارد. امروز یکی از تأسفهای جدی این است که زن مسلمان آن چنانکه بایسته و شایسته است با چهرههای بلند تاریخ اسلام آشنا نیست، زندگانی حضرت زهرا (س) و فرزند برومندش پیامآور عاشورا حضرت زینب (س) و دیگر چهرههای والای تاریخ گذشته و معاصر باید برای زن مؤمن نشان داده شود تا بنگرد چه سان با حفظ هویت و شخصیت و وقار و متانت میتواند در جامعه حضور پیداکرده و ایفای نقش نماید. کلامی از امام صادق (ع) تأمل برانگیز و قابل توجه است: به زنان دوستی آل علی (ع) را الهام کنید و به همین مسائل اندک رهایشان کنید. زن اگر حب علی (ع) را فرا گرفت و او را راهبر شناخت و خاندان او را الگو پذیرفت و بر راهی رفت که اهل بیت (ع) رفتهاند و آنان را سرمشق گرفت، رویین تن میشود و حضورش در جامعه دلهرهآفرین نخواهد بود. توجه داریم که محتوای راستین حب، متابعت و پیروی از محبوب است که خداوند فرمود: قُلْ إِن کُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی (ای پیامبر) بگو اگر خداوند را دوست میدارید از من پیروی کنید. بنابراین آموزش حب یعنی آموزش الگوگیری، سرمشق گزینی و اثرپذیری. از خداوند این توفیق را مسئلت میکنیم (38) فصل ششم بررسی پوشش بانوان در عصر حاضر 1-چادر: حجاب یکی از ضروریات دین مقدس اسلام است. اگر کسی منکر یکی ازضروریات دین شود در صورتی که انکار خداوند سبحان و رسول مکرم اسلام (ص) بازگردد مرتد و کافر است. آنچه در مورد حجاب باید مد نظر قرار گیرد این است که زن با پوشش هم خود را حفاظت میکند و هم جامعه را از فساد نجات میبخشد. در اینجا این سوال مطرح میشود که بهترین نوع حجاب در چیست؟ بهترین وسیله برای پوشش و مستور بودن زن از نامحرم چادر است طوری که رهبر معظم انقلاب فرمود: چادر بهترین نوع حجاب و نشانه ملی ماست. و نیز فرمود: چادر لباس ملی و اسلامی مورد علاقه زنان مسلمان ایران است (39). 2- مقنعه-روسری: مقنعه و روسری از جمله پوششهای مورد استفاده زنان عصر ماست. خِمار مقنعه، روسری یکی از اقلام نوزدهگانه جهیزیه فاطمه زهرا (س) بود. مقنعه یا روسری که از شرایط پوششی مقنعه برخوردار باشد از جمله لباسهایی است که اگر به طور صحیح مورد استفاده قرارگیرد بخشی از حجاب اسلامی را تأمین میکند و نشانی از عفت و پاکدامنی زن به شمار میرود. از همین رو در کشورها غربی پوشیدن آن را جرم تلقی میکنند و دختران مسلمان را به خاطر داشتن روسری از مدرسه یا دانشگاه اخراج میکنند. آن اندازه که غرب از یک زن پوشیده مسلمان هراس دارد از یک نفر مسلحی که متعرض جان مردم شدهاست نمیترسد و این حاکی از اهمیت پوشش اسلامی است. اما مقنعههایی که در عصر کنونی مورد استفاده قرارمیگیرند با توجه به ضخامت و رنگ سرمهای و مشکی که دارند پوشش مطلوبی برای سروگردن به حساب میآیند اگر چه برخی کوتاه بوده و برای پوشش برآمدگیهای مهیج نامحرم کافی به شمار نمیروند مگر آنکه این نقیصه با چادر جبران گردد. مقنعه بلند از پوششهای متین و خداپسندانهای است که زنان مؤمن خود را از آن بینیاز نمیبینند (40). اما روسریهای موجود غالباً ناقص و از شرعیت لازم برخوردار نیستند. روسریهای کوتاه و یا نازک و یا جالب توجه مردان نمیتوانند مصداق سراندازی باشند که خداوند پوشش آن را واجب کردهاست. عجیب است که کشورها غیر اسلامی به فکر صدور روسریهای کوتاه و نازک و در رنگ آمیزیهای مختلف برای بانوان مسلمان ایرانی افتادهاند و آفتمندترین روسریها را به کشور اسلامی ما صادر میکنند و سود جویان جاهل بدون کمترین تأملی در تبلیغ و ترویج فروش آن سعی بلیغ دارند تا به هر شکلی شدهاست آن را جایگزین مقنعه کنند و در نهایت حجاب زن را آفتمند و تحریک آمیز نمایند. اینگونه واردات معنادار زنگ خطری است که مسئولیت نظام اسلامی به طور آگاهانهتری با آن برخورد جدی داشته باشند و پوشیدگی زنان از اهم وظایف حکومت است. استفاده از روسری نازکی که زیر آن گوش یا گوشواره و زینتهای سر زن و موی سر او نمایان باشد و یا به خاطر کوتاهی توان پوشش موهای جلو و پشت سر را به طور همزمان ندارد نه تنها شرعیتی ندارد که نشان از گرههای اخلاقی و بعضاً اعتقادی یک زن هوسران میدهد که خواسته او همان آزادی جنسی است که زن غربی را غریب و غارت زده ساختهاست. موههای سر زنان تحریک کنندهاست. ارائه موههای رنگ کرده همراه با روسریهای مبتذل یک خشونت جنسی است که آثارآن را میتوان در روح جوانان پیدا کرد. پیامبر اکرم (ص) فرمود: زنی که با موهایش بر جهنم آویزان است کسی است که موهای خود را از نامحرم نمیپوشاند. زنان عفیف از روسریهای تشریفاتی نازک، ناقص و تحریک آمیز پرهیز دارند و لذا به سه اصل ضخامت سادگی و بزرگی که همهی موهای سر، گلو، اطراف سینه و برآمدگیهای آن را بپوشاند توجه کامل دارند و بسیاری از روسریهای کنونی این گونه نیستند (41). 3- مانتو: مانتو از جمله پوشش رایج زنان مسلمان عصر ماست که در صورت برخورداری از ضخامت، گشادگی آستین بلند و سادگی از زواید بیمورد، زینت و رنگهای زننده میتواند بخشی از حجاب دینی را تأمین کند و با همراهی مقنعه و شلوار حجاب متوسط و مطلوبی را به وجود میآورد. بنابراین مانتوهایی که از کمر تنگ یا کمربند، دگمههای اضافی، رنگهای زننده، چاکهای زاید یا بیش از اندازه، مدلهای انگشتنما و دوختهای تحریک آمیز و یا هر گونه زینت برخوردار باشند پوشش اسلامی را تأمین نمیکند بلکه مصداق تبرج و خود نمائی و جامه حرامی است که قرآن کریم از آن نهی فرموده است. قد متناسب مانتو در صورتی که با شلوار همراه باشد تا نیمههای ساق پا و در صورتی که با جوراب واجد شرایط شرعی همراه باشد تا پایین ساق پا میباشد. برخی مانتو سراها و مراکز تولید این پوشش که به مراکز فساد بد لباسی تبدیل شدهاند مدلهای الهام گرفته از دشمنان اسلام را به مردم تحمیل میکنند اما اگر زنان مسلمان بر مانتوهای واجد شرایط شرعی درخواست و اصرار داشته باشند و در صورت لزوم اگر چه به قیمت بالاتر، خود به دوخت آن اقدام نمایند آنها نیز تسلیم درخواستهای مردم خواهند شد. البته برخورد نظام اسلامی با چنین مراکزی از اقدامات اساسی و ضروری به حساب میآید (42). شلوار - جوراب یکی از لباسهای مورد استفاده بانوان شلوار است. شلوار بهترین پوشانندهی پاهاست که بسیاری از دختران و زنان پوشیده بیشترین استفاده از آن داشته و دارند. زیرا از دو ویژگی تنگی و نازکی جوراب که یکی دیگر از پوشیدنیهای موجود بانوان است برکنار میباشد. جوراب از لباسهای چسبانی است که حجم پای زن را آشکار میکند و چنانچه نمایش حجم پا سبب جلب نظر نامحرم گردد به فتوای فقها باید پوشانیده شود. از این رو نمیتوان جوراب را از جمله پوششهای موجه و مطلوب درتأمین حجاب اسلامی بانوان دانست. اگرچه جورابهای ضخیمی که به رنگ پا یا زینتی نمیباشند حداقل پوشش واجب را تأمین میکنند. اما بانوان مسلمان نباید به خاطر راحتی خود از جورابهایی که امروز غالب آنها واجد شرایط شرعی نیستند استفاده کنند. چه زنان پوشیدهای که با کاملترین شکل از نامحرم رو گرفتهاند و توجه ندارند که جوراب نازک حجاب آنها را ناقص کرده است. مگر اینکه از ساق شلواری که مکمل جوراب است نیز استفاده کنند. شلواری که از نازکی، تنگی، زینت و رنگ زننده به دور باشد از پوششهای متین بانوان است که پیامبر اکرم (ص) بر پوشیدن آن عنایت خاصی داشته است. امیرالمؤمنین (ع) میفرماید: من و رسول خدا (ص) در بقیع نشسته بودیم که زنی سوار بر الاغ میگذشت ناگاه دست الاغ در گودا الی فررفت و آن زن بر زمین افتاد. پیامبر (ص) صورت خود را برگردانید تا نگاهش به پاهای او نیفتد. اصحاب عرض کردند: یا رسول الله! این زن شلوار پوشیده است رسول خدا گفت: خدایا زنانی که شلوار میپوشند را مورد مغفرت قرارده. سپس فرمود: ای مردم! شلوار بپوشید که پوشانندهترین لباسهای شماست و زنان خود را به هنگامی که از منزل بیرون میروند با شلوار بپوشانید. از این روایت استفاده میشود که شلوار از جمله لباسهائی است که مورد توجه نبی اکرم بودهاست و تأکید بر استفاده از آن با توجه به نقش مؤثری که در پوشاندن بدن و حفظ ارزشهای اخلاقی دارد امری منطقی است (43). ضمن اینکه پوشیدن شلوار تنگ سبب قطع اکسیژن به بدن، فشار بر اعضاء، تحریک و بیداری شهوت و بلوغ زودرس جنسی نوجوان از پسر و دختر را به همراه دارد (44) فصل هفتم احکام حجاب 1- پوشش بدن برای زنان باید چگونه باشد؟ 2- همه مراجع (به جزصافی) : زن باید تمام بدن و موی خود را به جز گردی صورت و دستها تا مچ در برابر نامحرم بپوشاند. آیت الله صافی: زن باید تمام بدن و موی خود را در برابرنامحرم بپوشاند و بنابر احتیاط واجب، باید دست و صورت رانیز بپوشاند (45). 2- چرا پوشش بانوان مشکی است با اینکه پوشیدن لباس مشکی را در اسلام مکروه است؟ آیات عظام امام، بهجت، تبریزی، صافی، فاضل، نوری و وحید: پوشیدن لباس سیاه، هر چند مکروه است ولی عبا از آن استثنا شده و چادر مشکی نیز داخل عنوان عبا است و مکروه نیست. آیات عظام سیستانی و مکارم: به طور کلی پوشیدن لباس سیاه مکروه نیست. افزودن بر آنکه چادر مشکی داخل عنوان عبا است و عبا استثنا شده است. 3- چادر بهتر است یا مانتو؟ همه مراجع: برای زن کافی است که حجاب کامل (شرعی) را با هر لباس مناسبی، در برابر مرد نامحرم رعایت کند، ولی بی شک چادر به عنوان حجاب برتر (به ویژه در اماکن مذهبی) از ارزش والایی برخوردار است. 4- آیا لازم است حجاب را برای توریستها الزامی کنیم؟ همه مراجع: افراد توریست از جهت حکم فقهی حجاب، تابع دین خود هستند؛ لکن همانگونه که ملزم به رعایت دیگر قوانین کشور هستند، نباید اجازه داده شود خلاف ارزشهای دینی و فرهنگی کشور اقدام کنند و باعث اشاعهی فساد و ابتذال اخلاقی شوند. 5- آیا حفظ حجاب در سفر به کشورهای غیر مسلمان واجب است؟ همه مراجع: آری، حفظ حجاب کامل (شرعی) بر زن در برابر مرد نامحرم واجب است، خواه مسلمان باشد یا کافر و یا در کشور اسلامی باشد یا غیر اسلامی. 6- اگر موی زنی به طور غیر عمد بیرون باشد و یا به طور سهوی چادر کنار برود، آیا گناه کرده است؟ همه مراجع: اگر بدون توجه و به طور غیر عمد باشد گناه نکردهاست و از زمانی که متوجه شد باید تمام آن را در برابر نامحرم بپوشاند. 7- آیا پوشیدن چادر و لباسهایی با رنگ روشن در مهمانیها و در برابر نامحرم نه به قصد جذب نگاه مرد نامحرم حرام است؟ همه مراجع: اگر باعث جلب توجه نامحرم و مفسده نشود اشکال ندارد. تبصره: اگر لباس به گونهای بدن نما باشد و یا زینت محسوب شود. پوشاندن آن واجب است. 8- پوشیدن جوراب نازک چه حکمی دارد؟ همه مراجع: اگر ظاهر پا در آن پیدا باشد، پوشیدن آن جایز نیست. تبصره: به فتوای آیت الله مکارم پوشاندن روی پا واجب نیست. 9- رفتن بدون حجاب به حیات منزلی که ساختمانهای بلند بر آن مشرف است چه حکمی دارد؟ آیات عظام امام، بهجت، صافی، فاضل، مکارم، نوری و وحید: اگر احتمال بدهد که مرد نامحرم او را میبیند بنابر احتیاط واجب باید حجاب خود را در اینگونه محلها حفظ نماید. 10- آیاعدم پوشش دختر دایی، دختر عمه، دختر خاله ودختر عمو که تأثیری در من ندارد گناه است؟ همه مراجع: آری، گناه است و باید خود را بپوشاند و با سایر نامحرمان تفاوتی ندارد ونگاه شما بر مو و بدن آنان جایز نیست (46). 11- پوشیدن پیراهن آستین کوتاه توسط مردان در مقابل زن نامحرم چه حکمی دارد؟ همه مراجع (به جز بهجت، صافی، نوری) : اگر باعث مفسده نشود اشکال ندارد. آیات عظام بهجت و صافی: بنابر احتیاط واجب باید لباس آستین دار بر تن کند. آیتالله نوری: اگر مخالف عفت عمومی نباشد و در نظر افراد مشرع منکر محسوب نشود اشکال ندارد (47). نتیجه گیری دشمن با تبلیغ واژههای فریبنده آزادی، تربیت و فرهنگ روز، جلوهگری و بی حجابی زنان و دختران را ترویج و با زمینهسازی اشتغال و اختلاط زنان و مردان، سد عفت و شرف آنان را درهم کوبید و اساس گرم خانواده را در هم ریخت. چادر و حجاب فاطمی که نمود عفت و نشان قداست، متانت، نجابت و حریم امن زنان بود، جای خود را به مانتو، مقنعه، روسری و لباسهای مهیج و مبتذل آن چنانی داد و پس از موفقیت در این توطئه شوم در صورت غفلت و سهل انگاری و بی تفاوتی مسئولین، گویندگان و نویسندگان، مانتو، مقنعه و روسری نیز، سرنوشت تلخ چادر را خواهد داشت و با کمال تأسف کشور اسلامی ما به بی حجابی و رسوائی و ابتذال کشیده خواهد شد چرا که دشمن به هیچ نوعی پوشش، خواه چادر باشد و خواه مانتو و روسری و یا هر نوع پوشش دیگر تمایل ندارد آنچه او میخواهد بی حجابی کامل و به فساد کشیدن جامعه اسلامی و تسلط بر کشور است. البته اگر مسئولین در ترویج پوشش دینی در جامعه فرهنگ سازی کنند میتوان خیلی ازمسائل بی حجابی را کنترل کرد. 1-آموزش حجاب در مدارس: تدریس پوشش دینی در مدارس در ضمن یکی از مواد درسی منطقیترین، طبیعیترین، موفقترین و کلیدیترین راه تحقیق عملی حجاب اسلامی در کشور است به ویژه آنکه با کارآموزی لازم همراه باشد خلأ این برنامه درسی به گونهای است که اگر برطرف بخش عمدهای از معضل بدحجابی دختران و زنان برطرف خواهد شد. 2-تشویق: تشویق همواره به عنوان یک اصل مهم در جهت تربیت آدمی مورد استفاده قرار میگرفته است. تشویقها مختلف است و میتواند بارعاطفی، مالی، تشریفاتی، شغلی و امثال آن داشته باشد که تمام این موارد میتوانند در ترویج فرهنگ حجاب مورد استفاده قرار گیرند. 3- فعالیتهای علمی، فرهنگی، هنری : عامل دیگر ترویج فرهنگ حجاب دینی فعالیتهای گسترده علمی، فرهنگی، هنری مربوط به حجاب در تمام سطوح فکری جامعه است. ارائه پوستر، نشریه و به ویژه کتابهای مفید، میزگرد، شعر، تعیین موضوع حجاب برای انشاءو... آثار مثبتی به همراه دارند. طرح برنامهای با عنوان «حجاب» در رادیو و تلویزیون، مجلات که به بررسی و آموزش حجاب پرداخته و از آیات و روایات استفاده کند و صاحب نظران به ویژه خانمها در آن حضور چشمگیری داشته باشند.
پاسخ : مسئله حجاب ، مفهوم و ابعادش فصل دوم زینت از جمله واژههایی که در آیات حجاب بکار رفته و بازشناسی دقیق مفهوم و مصداق آن در تعیین حد و پوشش نقش اساسی دارد واژه زینت است. زینت بیگمان به معنای زیبایی است و در مقابل «شین» به معنای زشتی و ننگ و رسوائی. اینک از کهنترین متن لغوی شروع میکنیم: خلیل بن احمد فراهیدی میگوید الذَینُ نَقیضُ الشَین... و الزینه، جامعٌ لکُلِّ ما یُتَزیَّنُ بِه. زیبایی نقیض زشتی است ...و زینت هر آنچه را که به واسطه آن آراسته شود در بر دارد. سخن وی نشانگر آن است که زینت مطلق زیبایی و آرایه است، هر آنچه با آن آراسته میشود و تزیین میگردد در مصباح المنیر و قاموس المحیط نیز زینت و زیبایی در مقابل زشتی قرار داده شده است. آقای مصطفوی پس از نقل اقوال لغویان نوشته است: روشن شد که حقیقت زینت عبارت است از: نیکویی در ظاهر هر چیز است خواه عرضی یا ذاتی باشد پس زینت در زن هر آن چیزی است که از زیباییها و نیکوییهایش آشکار میشود. (17) زینت طبیعی یا اکتسابی؟ در تبیین ابعاد زینت، توجه به این نکته ضروری است که واژه زینت براساس آنچه در بخش واژه شناسی روشن شد، به طور مطلق زینت اکتسابی و طبیعی را شامل میشود. فخر رازی در این زمینه مینویسد: بدان! زینت نامی است که بر زیباییها مخلوق که خداوند آفریده و همینطور به آنچه انسان به وسیلهی آنها آراسته و مزین میشود مثل لباس و زیور و ... اطلاق میشود. اما کسانی که زینت را صرفاً زینت اکتسابی میدانند دلیل استواری برای ادعایشان ندارند. حال که زینت شامل زینتهای اکتسابی و طبیعی هر دو میشود. آیا زن را مأمور میکند که زینتهایش را بپوشاند و زینتش را در مقابل چشمان نامحرم ننهد. (18) زمخشری میگوید: زینت عبارت از چیزهایی است که زن خود را بدان ها میآراید از قبیل: طلاآلات- سرمه خضاب که آشکارکردنش مانع ندارد اما زینتهای باطن مثل دست و پای برنجن، بازوبند، گردنبند، تاج کمربند و گوشواره که باید پوشانیده شود. (19) معنای زینت 1- زینتی که به خودی خود (از آن نظر که زینت است) واجب است پوشانده شود. 2- زینتی که نشاندادن آن به غیر از زوج حرام است. دستهای از روایات سؤال از قسم اول زینت میکنند مثل: روای گوید از حضرت صادق (ع) سؤال کردم از معنای اما قول خداوند عزوجل وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا حضرت (ع) فرمودند: انگشتر، دستبند و النگو است. (20) اما روایتی از قسم ثانی زینت در این آیه کریمه سؤال میکند عبارت است از صحیحه فضیل که در آن سؤال از ذراعین زن میکند که آیا این دو از همان زینتی است که خدای عزوجل فرمود: «وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ» پس حضرت در جواب فرمودند: بله، لذا این روایت دلالت میکند بر حرمت اظهار و نشاندادن ذراعین زن به غیر از زوج است. (21) مراد از زینت در آیهی 31 سوره نور این است که: در موضوعات شرعی اگر از شرع مقدس اسلام چیزی دربارهی زینت نرسیده باشد باید به عرف مردم رجوع شود باید آنان بگویند زینت چیست؟ در هر زمانی و مکانی زینت تفاوت میکند. آنچه را که عرف حکم کند همان زینت محسوب میشود مثلاً در روایت است که سرمه چشم و انگشتر زینت حساب میشود. منظور از إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا در آیه 31 نور چیست؟ طبق آنچه در برخی احادیث آمده مقصود از «إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا» وجه (صورت) و کفین (دو دست تا مچ) میباشد و در بعضی روایات «ظاهر القدمین» (روی پاها) را نیز اضافه کردهاند. (22) زنان باید خود پاسدار عفت جامعهی خویش باشند زیرا هرکسی با رشد عقلی خویش میداند که حکم حجاب، زینت و پوشیدگی برای حفظ عفت و احترام زنان است. زیرا خودنمایی زنان در کوچه و بازار باعث تحریکات جوانان شده مفسدهی آن گریبانگیر صنف زن است. درست است که جلوهگری و دلربایی نوعی لذتجویی است ولی فساد و نابسامانی جامعه هم یکنوع دلهره و شکنجهی روحی است و معلوم است که گشادهرویی و خود نمایی زنان گذشته از معصیت و نافرمانی خدای تعالی برای بعضی افراد جامعه بدون آفت و فساد اخلاق نیست و چون خود نمایی جزو ذات و طبیعت زن است، حکم حجاب و حفاظت عفت جامعه نیز به عهدهی زنان است. ندیدید که دشمنان دین خدا و انسانیت که مدعی بیحجابی شدند چه صحنههای شرمآور و غیرانسانی به وجود آوردند و معنای انسانیت را لگدمال کردند و بهطوری که اجازهی یک صلوات فرستادن را نداشتند و طرفداران دین خدا به زیر شکنجههای دژخیمان خوک صفت جان میدادند و کسی را یارای اظهار حیات نبود. ما باید به جایی برسیم که خود را از حیاء و حجاب و عفت جامعه را تشخیص دهیم. (23) فصل سوم جلباب برای جلباب دو معنا ذکر شده است: 1- پوششی که سر و گردن و بالاتنه را میپوشاند (مقنعه) 2- چیزی که تمام بدن را بپوشاند (چادر) بنابراین میتوان گفت که جلباب منحصراً بر چادر دلالت دارد. ولی اگر کسی بتواند به شکل صحیح از چادر استفاده کند، مسلماً چادر حجاب برتر است زیرا حکمتهای حجاب در چادر بیشتر یافت میشود گرچه پوشیدن چادر واجب نیست ولی چون به مقنعه اشاره شده در پوشش باید حتماً زیرگلو و شانهها پوشیده باشد. برای همین اگر چادر پوشیده نمیشود باید مقنعه به سر کرد یا حتی روسری که شانهها و سینهها را بپوشاند. حجاب منحصر در چادر و حتی مانتو نیست، بلکه هر لباسی که غیر از وجه کفین (دستها تا مچ) را بپوشاند و موجب تحریک و جلب توجه نامحرم نگردد کافی است ولی باید توجه داشت که همانطور که بقیه واجبات دارای مراتب مختلفی میباشد حجاب نیز دارای مراتب خوب، متوسط و خوبتر است و چادر حجاب برتر بانوان محسوب میگردد. (24) دزی، مستشرقی که تتبع قابلتوجه در لباسها و پوششهای مسلمانان انجام داده است و مینویسد: جلباب، به معنای چادر بزرگی که در شرق، زنان هنگام بیرونشدن از خانه سر تا پای خود را با آن میپوشانند جوهری نیز جلباب را ملحفه معنا میکند که در حقیقت همان ازار است. به قول قاموس این کلمه به معنای قمیص هم آمده همچنین به معنای لبایگشادی که زنان در زیرملحفه میپوشند یا بالاخره معرف همان پردهایست که خمار نامند. اما درازمنه تازهتر ظاهراً در مغرب این کلمه مفهوم کاملاً متفاوتی یافته است کلمه جلباب معرف نوعی نیمتنه آستیندار یا بدون آستین است که مخصوصاً در مواقع کار به کمر میبندند. (25) چادر مشکی که بدن زن را به طور یکنواخت میپوشاند، تأثیر بهسزایی در کم شدن نظرهای سوءمردان داشته و میتواند مانع بزرگی در مقابل آنها باشد اگر زنان محجبه و با عفت همه شرایط حجاب را رعایت نمایند، بر وقار و منزلت آنان افزوده میشود و حتی مردان لاابالی هم در برابر آنها به شدت مراقب رفتار و برخوردهای خود میباشند بیشتر دست و پای خود را جمع میکنند به طوری که کسی جرأت نمیکند مزاحمتی برای آنان به وجود آورد، تا چه رسد به اینکه مورد سوء ظن یا سوء قصد قرار گیرند این پوشش کامل، چادر نه تنها مانع کار و تلاش و شرکت زن در کارهای اجتماعی نمیباشد بلکه بر عکس تجربه زندگی میلیونها زن مسلمان در ممالک اسلامی در طول پانزده قرن و شرکت آنان در میدان کار و تولید و حتی جنگ و پیکار نشان میدهد، که زنان با همان حجاب شرعی خود میتوانند با بزرگترین مشکلات زندگی مقابله نمایند، و اتفاقاً از زنان بیبند و بار بیحجاب هم موفقتر و مقاومتر باشند. (26) توصیهی بزرگان دینی و پیش از همه قرآن کریم بر استفادهی از چادر بیانگر آثار و امتیازات فراوان این پوشش شکوهمند است که در اینجا به ده مورد آن اشاره میشود: 1- چادر بیش از هر لباسی حجم و ژست بدن را پوشش میدهد و بزرگواری و تواضع زن را در برابر احکام اسلامی و ارزشهای اخلاقی آشکار میسازد. 2- چادر کمال پوشش است و انتخاب آگاهانه آن جز در پرتو رشد و کمال زن میسر نیست. تنها با چنین پوششی است که زن مطمئن میگردد که در اثر نوسانات جوی، حرکات و فراز و نشیبهایی که پیش آمد میکند حجاب او آسیب نمیبیند چه اینکه وزیدن باد نمیتواند آن را همانند روسری و مقنعه برگرداند و موهای سر را آشکار کند. 3- چادر سمبل حجاب اسلامی است که بارزترین نمود عینی پوشش دینی را به خود اختصاص داده است. 4- چادر با پوشش یکنواخت و یکپارچه بدن، جلب توجه نامحرم را به کمترین حد خود میرساند. اما پوششهای دیگر به خاطر عدم یکپارچگی و آشکار بودن اعضا و ژست بدن از چنین کمالی برخوردار نیستند. 5- چادر پوششی دینی و ملی زنان ایران است که دیانت، ملیت و استقلال فرهنگی ملت مسلمان ایرانی را در دنیا تجلّی میبخشد. 6- چادر بیش از هر پوششی زن را بر رو گرفتن در برابر نامحرم توانا میسازد. به گونهای میتواند در صورت ضرورت چهرهی خود را از مرد هوسرانی که آن را مورد نگاههای مکرر و آلوده خود قرار داده است بپوشاند. 7- چادر دارای بیشترین بار فرهنگی حیا و عفاف است که بیش از هر پوششی دست رد بر سینه نامحرم میزند. 8- چادر لباس مورد اشاره قرآن است که بیشتر از هر جامهای مورد تأیید علمای دین و آماج سخنان زهرآگین دشمنان اسلام استعمارگران و جاهلیت جدید قرار گرفته است. 9- چادر زیبائیهای جسمانی زن را تحتالشعاع زیبائیهای معنوی او قرار میدهد و به او نشاط دینی میبخشد. 10- چادر امنیت و آرامش زن را میافزاید. زیرا تعرض و مزاحمت برای کسی که در چادر قرار گرفته است به مراتب دشوارتر از کسی است که از این لحاظ مطمئن بیرون است. (27) فصل چهارم حجاب و اهل بیت: فاطمه (س) مظهر عفاف و تقوی، سرمشق و سرور تمامی زنان مسلمان است روزی پیامبر (ص) از صحابه پرسید: چه چیز برای زنان از همه بهتر است. یاران ندانستند علی (ع) خدمت فاطمه (س) آمد فاطمه (س) پاسخ داد: از همه چیز بهتر این است که نه آنها مردان بیگانه را ببینند و نه مردان بیگانه آنها را. چون علی بازگشت و پاسخ داد حضرت رسول (ص) فرمودند: چه کسی این پاسخ را برای تو بیان کرد؟ عرض کرد: فاطمه (س) و حضرت فرمود: او پاره تن من است. روشن است که علی (ع) پاسخ را میدانست وسؤال از آن بزرگوار برای طرح مقام والا و مکانت عظیم فاطمه اطهر است. یادآوری کنیم که بر اساس آنچه گذشت مقصود از اینکه زن مردان بیگانه را نبیند و بالعکس، هر نوع نگاهی نیست بلکه نگاه خیره و همراه با ریبه است. جایگاه بلند و شخصیت والای حضرت زهرا (س) روشنتر از آن است که نیاز به گفت و گو داشتهباشد در روایتی آمده است که به هنگام تولد لباسی از بهشت برای آن حضرت آورده شد و جسمش پوشش کامل یافت تا زمینه برای تعالی روحش باشد. در جامه سفیدی که از شیر سفیدتر و از مشک و عنبر خوشبوتر بودند آوردند یکی را به اندام پیچید و دومی را مقنعه ساخت. زهرای اطهر این برترین الگوی زن و عالیترین چهره بشریت گو اینکه فریادگری علیه ظلم را پیشه دارد و ستم بر امام خویش و مألا جامعه را بر نمیتابد و از محدوده خانه پا به بیرون مینهد و در اجتماع حضور مییابد و با بلیغترین جملهها از حق و حقیقت دفاع میکند اما این همه در نهایت آزرم، حیا و عفاف است: او در حالیکه مقنعه را محکم به سر بسته و خود را در جامهای فراگیر پیچیده بود در جمع زنان بنیهاشم در حالیکه جامههای بلندش قدمها را پوشیده داشت، با ابهت، آزرم و متانت شگرفی قدم بر میداشت و برای همگان راه رفتن اوگام زدن رسول الله (ص) را به یاد میآورد (28) و... حجاب و نهضت عاشورا: در نهضت عاشورا نیز زنان حضوری جدی و نقش عظیم دارند در عین عفاف، آزرم و باشکوه پوشش، آنان در اوج مصائب و سختیها، حریم عفاف و حجاب را پاس داشتند و به آخرین وصیت پیشوای بزرگ شهامت، معلم بیبدیل شهادت، امام حسین (ع) را که در آستانه رفتن به میدان نبرد آویزه گوش قراردادند که فرمود: «آماده مصیبت باشید لباسهای (روی) خود را بپوشید بدانید خدا حامی شماست و از شما محافظت میکند و از شر دشمنان نجاتتان میدهد و عاقبت امورتان را خیر میکند. بنگرید امام حسین (ع) در آن هنگامه شگرف و در آخرین لحظات حیات، زنان را به حجاب و پاس داشتن حرمتشان سفارش میکند. آنان نیز چنینی میدانستند که غداره بندان سپاه یزید و آزمندان و بدسگالان ارتش بنی امیه اسیر زرق و برق دنیاست زیورآلات خود را به سوی آنان پرتاب کردند تا در پی غارت آنان قدری به یاسانید. زینب (س) که پیامآور این حماسه و قافله سالار این پیامبران نور است در کوفه و برای بیدار کردن و جدانها و لرزاندن دلها و به هوش آوردن خفتگان در عین عفاف و آزرم سخن گفت: کلام زینب (س) و منش والای او به هنگام سخن گفتن به گونهای بود که گفتند:» و لَم أرَواللهِ خَفِرۀً قَصدُّ نطَقَ مِنها به خدا سوگند هرگز زن با آزرمی را ندیدم که از زینب شیواتر سخن بگوید. آن حضرت با همه شکوه و شهامت در مجلس یزید بپاخاست و پرده دری آن مدعی خلافت را بر سرش کوفت و فریاد زد که: آیا عدالت همین است که زنان و کنیزان خود را در پس پردهی بنشانی و دختران رسول خدا (ص) را در مجلس بیگانگان برپابداری. پرده زنان ما را هتک کردی و نقاب از چهرهشان به غارت (29)... مسألهی حجاب و سر و پوشش زن در نظر حضرت زینب (س) چه اهمیت ویژهای داشته که در حضور یزید آنجا که اعمال رسوای او را بیان میکند با اینکه جنایات یزید و عمال و ایادی او تنها این مسائل نبوده بلکه آن همه جنایت نسبت به خاندان اهل بیت و شخصی امام حسین (ع) و اصحابش روا داشتهاست ولی زینب کبری نمونه کامل عفاف و حمیت دینی با لحنی تحقیرآمیز و اشارهای به سابقه کفر و شرکت خاندان بنی امیه او را طرف خطاب قرار میدهد : این از مردانگی و حمیت است که تو که خاندان و پدرانت به دست اسلام بعد از فتح مکه آزاد شدند زنان و وابستگان خویش را در حریم عفاف و حجاب نگهداری و فرزندان و خاندان ولی نعمت یعنی خاندان رسول خدا را بی حجاب و هتک پوشش نموده و به این طرف و آن طرف بکشانی (30). فصل پنجم عوامل بیحجابی و بدحجابی عوامل بد حجابی و بی حجابی و راههای مبارزه با آن بی حجابی پدیدهای است اجتماعی که برای رسیدن به عوامل و علل آن باید با نگاهی اجتماعی، مسائل و زمینههای آن را کاوید این بحث از جهات مختلف قابل تأمل و توجه است و بیگمان در چگونگی پیدایش و رشد و گسترش آن نمیتوان به یک یا چند عامل بسنده کرد. چنانکه راه حلهای این معظلهی اجتماعی را نیز میتوان ساده انگارانه در مطالبی محدود کرد. آنچه اینک بدان میپردازیم نگاهی است گذرا به این مسأله که بیگمان تفصیل آن در خور تحقیقی مستقل و رسالهای جداست این نگاه کوتاه در دو بخش میآید: الف عوامل بدحجابی و بی حجابی 1- هویت و شخصیت زن در گرو منش و روش زندگی اوست، حجاب و پوشش منش والای زن مسلمان و شیوه عظیم زندگی اوست زن با حجاب از اینکه بازیچه هوسها قرار گیرد مانع میشود و از اینکه عامل فساد گستری فساد اندیشان شود جلو میگیرد (31). حضرت امام «رضوان الله علیه» به انگیزههای جباران و نیز ابعاد این توطئه اشاره دقیق دارند: ما میدانیم که این سخنان برای کسانیکه با خیانتکاری و شهوت پرستی و آواز و نواز و رقص و هزار جور مظاهر فسوق و بی عفتی بار آمدند خیلی گران است. البته آنان که تمدن و تعالی مملکت را به لخت شدن زنها در خیابانها میدانند و به گفته بی خردانه خودشان با کشف حجاب نصف جمعیت مملکت کارگر میشود حاضر نیستند مملکت با طرز معقولانه و در زیر قانون خدا و عقل اداره شود. آنهایی که این قدر قوه تمیز ندارند که کلاه لنگی را که پس مانده درندگان اروپاست ترقی کشور میدانند با آنها ما حرفی نداریم که آنها از ما سخن خردمندانه را بپذیرند و عقل و هوش و حس آنها را اجانب دزدیدهاند. آن روزکه کلاه پهلوی سرآنها گذاشتند همه میگفتند مملکت باید شعار ملی داشته باشد، استقلال در پوشش دلیل استقلال مملکت و حافظ آن است. چند روز بعد کلاه لنگی گذاشتند سرآنها یک دفعه حرفها عوض شد گفتند ما با اجانب مراوده داریم باید همه هم شکل باشیم تا در جهان با عظمت باشیم مملکتی که با کلاه عظمت برای خود درست میکند و یا برایش درست میکنند هر روزی کلاهش را ربودند عظمتش را هم میبرند (32). 2- دگرگونی ارزشها: اسلام زن را در متن اجتماع به تلاش و کوشش خوانده اما با حجب، حیاء، وقار، متانت، سنگینی رفتار، شکوه گفتار و سلامت کردار و این همه را برای او ارزش دانستهاست. حجاب را نشانی از شخصیتش تلقی کردهاست، وقتی این ارزشها دگرگون شود و تلقی زن از شخصیت و ارزش عرضه وجود، نمایاندن آرایهها و زیبائیهایش میشود و در بینش او دیگر سانی بوجود آمده خود نمایی را ارزش میپندارد، در عمل نیز در این وادی گام مینهد و گرایش درونی و تمایل فطریش راهی دیگر میگیرد و به فساد آفرینی دست مییازد (33) . سخن امام علی (ع) ضمن خطبهای پندآموز است: «وَإن النساءَ هَمتهُنَ زینۀُ الحیاۀِ الدُنیا و الفَسادُ فیها» تلاش و همت زنان در جهت زینت و آرایههای زندگانی دنیا و ایجاد فساد و تباهی در آن است. بی گمان مصداق کلام زنی است که زینت گرایی فطری را به راه افراط کشانده و در مسیر تباهی گام نهاده است. این چگونگی تا بدانجا پیش میرود که پوشش نه برای حفاظت بدن که نوعی عرضه وجود است از این رو غالباً اینگونه کسان پوشش را نیز برای نمایاندن بر میانگیزنند. سخن تأمل برانگیز علی (ع) که گویا در آینه غیب این حقایق را مینگرد شایان توجه است: در آخر الزمان که برترین زمانهاست جمعی از زنان پوشیدهای که برهنه است (لباس دارند اما آنقدر نازک است گویا نپوشیدهاند) و از خانه با خود آرائی بیرون آیند، اینان از دین بیرون رفتگانند و در فتنهها وارد شوندگان و به سوی شهوات تمایل دارند و به کوی لذات نفسانی در شتابند و حرامها را حلال دانند و در دوزخ به عذاب ابدی گرفتار (34). 3- الگوهای ناهنجار: انسان فطرتاً الگو گزین و الگوپذیر است. پیوسته در این اندیشه است ارزشهایی را که بدان باور دارد در چهرهای مجسم بنگرد و خود را همانند آن بسازد. مسئله الگو در اخلاق اسلامی و روانشناسی امروز نیز جایگاه مهمی دارد توجه دادن قرآن، انسان را به پیامبر به عنوان «اسوه حسنه» و بر نمودن چهرههای نیک و بد همه و همه در جهت توجه به جایگاه الگو در ساختار روحی و انسانی است، از این رو هویت ستیزان در پی اقدامهای گسترده، در جایگزینی الگوها نیز تلاشی شگرف بهکار گرفتهاند. قهرمانسازی، الگوآفرینی آنچنانی برای زن در جهت زدایش و هویت او برنامه وسیع استعمار بودهاست. این مسئله نیز جای تحلیل گسترده اجتماعی و تاریخی دارد که باید بدان به گونه جدی رسیدگی شود (35). ب راههای مبارزه با بد حجابی و بیحجابی آنچه را که دشمن انجام داده باید ویران کرد و آنچه را انجام میدهد باید نمود وآبی را که بر جوی روان است باید بازگرداند، چگونگی این نیز، بحثی دراز دامن میطلبد اکنون به اشارهای بسنده میکنیم: 1- تقویت ایمان و اعتقاد: در زن باید باور استوار، ایمان عمیق ایجاد شود زنی که دل به حق داده و اندیشه به خدا سپرده و فرجام زندگی دنیویاش را پذیرفته چطور حاضر میشود خودآرایی و خودنمایی کند و خود را در معرض دیدههای آلوده قرار دهد و زمینههای تلذذ دیگران فساد آفرینی را به وجودآورد. این جمله حضرت علی (ع) که فرمود: اَلمرءُ بایمانِه. شخصیت انسان در گرو باورهای اوست. المومِنُ به عمله؛ و ایمان انسان در عمل او جلوهگر است. نشانگر آن است که باورهای درست و ایمانهای راسخ، عالیترین نقش را در کیفیت زندگانی انسان ایفاء میکنند (36). 2- احیاء فرهنگ اصیل اسلامی: احیاء ارزشهای اصیل اسلامی و فراخوانی زن مسلمان به تعقل و دریافتن ارزشها و آفریدن روح تعبد و تعهد نسبت به اینها نقش مهمی در این زمینه خواهد داشت. زن مؤمن باید به آنچه اسلام به عنوان ارزش بدان مینگرد، باور داشته باشد و بداند که شخصیت و عظمت او در گرو روح بلند، اندیشه والا، قلب پاک و جان پیراسته از آلودگی است که او را به روش انسانی و منش اسلامی فرا خواهد خواند و بداند تن آرایه بسته و ظاهر فریبنده هرگز نمایشگر شخصیت او نیست. اینک کلام بیدادگر حضرت مسیح را میآوریم که فرمود: به حق برای شما میگویم: تن چه سودی دهد در صورتیکه ظاهرش درست باشد و درونش تباه، بدنهای شما چه سودتان دهد که خوشتان دارد و دلهایتان تباه باشد و سودی نبرید که پوست خود را پاک نگاه دارید و دلهای شما چرکین باشد (37). 3- شناساندن الگوهای والا: گفتیم الگوها در ساختار روحی و رفتاری نقش مهمی دارد. امروز یکی از تأسفهای جدی این است که زن مسلمان آن چنانکه بایسته و شایسته است با چهرههای بلند تاریخ اسلام آشنا نیست، زندگانی حضرت زهرا (س) و فرزند برومندش پیامآور عاشورا حضرت زینب (س) و دیگر چهرههای والای تاریخ گذشته و معاصر باید برای زن مؤمن نشان داده شود تا بنگرد چه سان با حفظ هویت و شخصیت و وقار و متانت میتواند در جامعه حضور پیداکرده و ایفای نقش نماید. کلامی از امام صادق (ع) تأمل برانگیز و قابل توجه است: به زنان دوستی آل علی (ع) را الهام کنید و به همین مسائل اندک رهایشان کنید. زن اگر حب علی (ع) را فرا گرفت و او را راهبر شناخت و خاندان او را الگو پذیرفت و بر راهی رفت که اهل بیت (ع) رفتهاند و آنان را سرمشق گرفت، رویین تن میشود و حضورش در جامعه دلهرهآفرین نخواهد بود. توجه داریم که محتوای راستین حب، متابعت و پیروی از محبوب است که خداوند فرمود: قُلْ إِن کُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی (ای پیامبر) بگو اگر خداوند را دوست میدارید از من پیروی کنید. بنابراین آموزش حب یعنی آموزش الگوگیری، سرمشق گزینی و اثرپذیری. از خداوند این توفیق را مسئلت میکنیم (38) فصل ششم بررسی پوشش بانوان در عصر حاضر 1-چادر: حجاب یکی از ضروریات دین مقدس اسلام است. اگر کسی منکر یکی ازضروریات دین شود در صورتی که انکار خداوند سبحان و رسول مکرم اسلام (ص) بازگردد مرتد و کافر است. آنچه در مورد حجاب باید مد نظر قرار گیرد این است که زن با پوشش هم خود را حفاظت میکند و هم جامعه را از فساد نجات میبخشد. در اینجا این سوال مطرح میشود که بهترین نوع حجاب در چیست؟ بهترین وسیله برای پوشش و مستور بودن زن از نامحرم چادر است طوری که رهبر معظم انقلاب فرمود: چادر بهترین نوع حجاب و نشانه ملی ماست. و نیز فرمود: چادر لباس ملی و اسلامی مورد علاقه زنان مسلمان ایران است (39). 2- مقنعه-روسری: مقنعه و روسری از جمله پوششهای مورد استفاده زنان عصر ماست. خِمار مقنعه، روسری یکی از اقلام نوزدهگانه جهیزیه فاطمه زهرا (س) بود. مقنعه یا روسری که از شرایط پوششی مقنعه برخوردار باشد از جمله لباسهایی است که اگر به طور صحیح مورد استفاده قرارگیرد بخشی از حجاب اسلامی را تأمین میکند و نشانی از عفت و پاکدامنی زن به شمار میرود. از همین رو در کشورها غربی پوشیدن آن را جرم تلقی میکنند و دختران مسلمان را به خاطر داشتن روسری از مدرسه یا دانشگاه اخراج میکنند. آن اندازه که غرب از یک زن پوشیده مسلمان هراس دارد از یک نفر مسلحی که متعرض جان مردم شدهاست نمیترسد و این حاکی از اهمیت پوشش اسلامی است. اما مقنعههایی که در عصر کنونی مورد استفاده قرارمیگیرند با توجه به ضخامت و رنگ سرمهای و مشکی که دارند پوشش مطلوبی برای سروگردن به حساب میآیند اگر چه برخی کوتاه بوده و برای پوشش برآمدگیهای مهیج نامحرم کافی به شمار نمیروند مگر آنکه این نقیصه با چادر جبران گردد. مقنعه بلند از پوششهای متین و خداپسندانهای است که زنان مؤمن خود را از آن بینیاز نمیبینند (40). اما روسریهای موجود غالباً ناقص و از شرعیت لازم برخوردار نیستند. روسریهای کوتاه و یا نازک و یا جالب توجه مردان نمیتوانند مصداق سراندازی باشند که خداوند پوشش آن را واجب کردهاست. عجیب است که کشورها غیر اسلامی به فکر صدور روسریهای کوتاه و نازک و در رنگ آمیزیهای مختلف برای بانوان مسلمان ایرانی افتادهاند و آفتمندترین روسریها را به کشور اسلامی ما صادر میکنند و سود جویان جاهل بدون کمترین تأملی در تبلیغ و ترویج فروش آن سعی بلیغ دارند تا به هر شکلی شدهاست آن را جایگزین مقنعه کنند و در نهایت حجاب زن را آفتمند و تحریک آمیز نمایند. اینگونه واردات معنادار زنگ خطری است که مسئولیت نظام اسلامی به طور آگاهانهتری با آن برخورد جدی داشته باشند و پوشیدگی زنان از اهم وظایف حکومت است. استفاده از روسری نازکی که زیر آن گوش یا گوشواره و زینتهای سر زن و موی سر او نمایان باشد و یا به خاطر کوتاهی توان پوشش موهای جلو و پشت سر را به طور همزمان ندارد نه تنها شرعیتی ندارد که نشان از گرههای اخلاقی و بعضاً اعتقادی یک زن هوسران میدهد که خواسته او همان آزادی جنسی است که زن غربی را غریب و غارت زده ساختهاست. موههای سر زنان تحریک کنندهاست. ارائه موههای رنگ کرده همراه با روسریهای مبتذل یک خشونت جنسی است که آثارآن را میتوان در روح جوانان پیدا کرد. پیامبر اکرم (ص) فرمود: زنی که با موهایش بر جهنم آویزان است کسی است که موهای خود را از نامحرم نمیپوشاند. زنان عفیف از روسریهای تشریفاتی نازک، ناقص و تحریک آمیز پرهیز دارند و لذا به سه اصل ضخامت سادگی و بزرگی که همهی موهای سر، گلو، اطراف سینه و برآمدگیهای آن را بپوشاند توجه کامل دارند و بسیاری از روسریهای کنونی این گونه نیستند (41). 3- مانتو: مانتو از جمله پوشش رایج زنان مسلمان عصر ماست که در صورت برخورداری از ضخامت، گشادگی آستین بلند و سادگی از زواید بیمورد، زینت و رنگهای زننده میتواند بخشی از حجاب دینی را تأمین کند و با همراهی مقنعه و شلوار حجاب متوسط و مطلوبی را به وجود میآورد. بنابراین مانتوهایی که از کمر تنگ یا کمربند، دگمههای اضافی، رنگهای زننده، چاکهای زاید یا بیش از اندازه، مدلهای انگشتنما و دوختهای تحریک آمیز و یا هر گونه زینت برخوردار باشند پوشش اسلامی را تأمین نمیکند بلکه مصداق تبرج و خود نمائی و جامه حرامی است که قرآن کریم از آن نهی فرموده است. قد متناسب مانتو در صورتی که با شلوار همراه باشد تا نیمههای ساق پا و در صورتی که با جوراب واجد شرایط شرعی همراه باشد تا پایین ساق پا میباشد. برخی مانتو سراها و مراکز تولید این پوشش که به مراکز فساد بد لباسی تبدیل شدهاند مدلهای الهام گرفته از دشمنان اسلام را به مردم تحمیل میکنند اما اگر زنان مسلمان بر مانتوهای واجد شرایط شرعی درخواست و اصرار داشته باشند و در صورت لزوم اگر چه به قیمت بالاتر، خود به دوخت آن اقدام نمایند آنها نیز تسلیم درخواستهای مردم خواهند شد. البته برخورد نظام اسلامی با چنین مراکزی از اقدامات اساسی و ضروری به حساب میآید (42). شلوار - جوراب یکی از لباسهای مورد استفاده بانوان شلوار است. شلوار بهترین پوشانندهی پاهاست که بسیاری از دختران و زنان پوشیده بیشترین استفاده از آن داشته و دارند. زیرا از دو ویژگی تنگی و نازکی جوراب که یکی دیگر از پوشیدنیهای موجود بانوان است برکنار میباشد. جوراب از لباسهای چسبانی است که حجم پای زن را آشکار میکند و چنانچه نمایش حجم پا سبب جلب نظر نامحرم گردد به فتوای فقها باید پوشانیده شود. از این رو نمیتوان جوراب را از جمله پوششهای موجه و مطلوب درتأمین حجاب اسلامی بانوان دانست. اگرچه جورابهای ضخیمی که به رنگ پا یا زینتی نمیباشند حداقل پوشش واجب را تأمین میکنند. اما بانوان مسلمان نباید به خاطر راحتی خود از جورابهایی که امروز غالب آنها واجد شرایط شرعی نیستند استفاده کنند. چه زنان پوشیدهای که با کاملترین شکل از نامحرم رو گرفتهاند و توجه ندارند که جوراب نازک حجاب آنها را ناقص کرده است. مگر اینکه از ساق شلواری که مکمل جوراب است نیز استفاده کنند. شلواری که از نازکی، تنگی، زینت و رنگ زننده به دور باشد از پوششهای متین بانوان است که پیامبر اکرم (ص) بر پوشیدن آن عنایت خاصی داشته است. امیرالمؤمنین (ع) میفرماید: من و رسول خدا (ص) در بقیع نشسته بودیم که زنی سوار بر الاغ میگذشت ناگاه دست الاغ در گودا الی فررفت و آن زن بر زمین افتاد. پیامبر (ص) صورت خود را برگردانید تا نگاهش به پاهای او نیفتد. اصحاب عرض کردند: یا رسول الله! این زن شلوار پوشیده است رسول خدا گفت: خدایا زنانی که شلوار میپوشند را مورد مغفرت قرارده. سپس فرمود: ای مردم! شلوار بپوشید که پوشانندهترین لباسهای شماست و زنان خود را به هنگامی که از منزل بیرون میروند با شلوار بپوشانید. از این روایت استفاده میشود که شلوار از جمله لباسهائی است که مورد توجه نبی اکرم بودهاست و تأکید بر استفاده از آن با توجه به نقش مؤثری که در پوشاندن بدن و حفظ ارزشهای اخلاقی دارد امری منطقی است (43). ضمن اینکه پوشیدن شلوار تنگ سبب قطع اکسیژن به بدن، فشار بر اعضاء، تحریک و بیداری شهوت و بلوغ زودرس جنسی نوجوان از پسر و دختر را به همراه دارد (44) فصل هفتم احکام حجاب 1- پوشش بدن برای زنان باید چگونه باشد؟ 2- همه مراجع (به جزصافی) : زن باید تمام بدن و موی خود را به جز گردی صورت و دستها تا مچ در برابر نامحرم بپوشاند. آیت الله صافی: زن باید تمام بدن و موی خود را در برابرنامحرم بپوشاند و بنابر احتیاط واجب، باید دست و صورت رانیز بپوشاند (45). 2- چرا پوشش بانوان مشکی است با اینکه پوشیدن لباس مشکی را در اسلام مکروه است؟ آیات عظام امام، بهجت، تبریزی، صافی، فاضل، نوری و وحید: پوشیدن لباس سیاه، هر چند مکروه است ولی عبا از آن استثنا شده و چادر مشکی نیز داخل عنوان عبا است و مکروه نیست. آیات عظام سیستانی و مکارم: به طور کلی پوشیدن لباس سیاه مکروه نیست. افزودن بر آنکه چادر مشکی داخل عنوان عبا است و عبا استثنا شده است. 3- چادر بهتر است یا مانتو؟ همه مراجع: برای زن کافی است که حجاب کامل (شرعی) را با هر لباس مناسبی، در برابر مرد نامحرم رعایت کند، ولی بی شک چادر به عنوان حجاب برتر (به ویژه در اماکن مذهبی) از ارزش والایی برخوردار است. 4- آیا لازم است حجاب را برای توریستها الزامی کنیم؟ همه مراجع: افراد توریست از جهت حکم فقهی حجاب، تابع دین خود هستند؛ لکن همانگونه که ملزم به رعایت دیگر قوانین کشور هستند، نباید اجازه داده شود خلاف ارزشهای دینی و فرهنگی کشور اقدام کنند و باعث اشاعهی فساد و ابتذال اخلاقی شوند. 5- آیا حفظ حجاب در سفر به کشورهای غیر مسلمان واجب است؟ همه مراجع: آری، حفظ حجاب کامل (شرعی) بر زن در برابر مرد نامحرم واجب است، خواه مسلمان باشد یا کافر و یا در کشور اسلامی باشد یا غیر اسلامی. 6- اگر موی زنی به طور غیر عمد بیرون باشد و یا به طور سهوی چادر کنار برود، آیا گناه کرده است؟ همه مراجع: اگر بدون توجه و به طور غیر عمد باشد گناه نکردهاست و از زمانی که متوجه شد باید تمام آن را در برابر نامحرم بپوشاند. 7- آیا پوشیدن چادر و لباسهایی با رنگ روشن در مهمانیها و در برابر نامحرم نه به قصد جذب نگاه مرد نامحرم حرام است؟ همه مراجع: اگر باعث جلب توجه نامحرم و مفسده نشود اشکال ندارد. تبصره: اگر لباس به گونهای بدن نما باشد و یا زینت محسوب شود. پوشاندن آن واجب است. 8- پوشیدن جوراب نازک چه حکمی دارد؟ همه مراجع: اگر ظاهر پا در آن پیدا باشد، پوشیدن آن جایز نیست. تبصره: به فتوای آیت الله مکارم پوشاندن روی پا واجب نیست. 9- رفتن بدون حجاب به حیات منزلی که ساختمانهای بلند بر آن مشرف است چه حکمی دارد؟ آیات عظام امام، بهجت، صافی، فاضل، مکارم، نوری و وحید: اگر احتمال بدهد که مرد نامحرم او را میبیند بنابر احتیاط واجب باید حجاب خود را در اینگونه محلها حفظ نماید. 10- آیاعدم پوشش دختر دایی، دختر عمه، دختر خاله ودختر عمو که تأثیری در من ندارد گناه است؟ همه مراجع: آری، گناه است و باید خود را بپوشاند و با سایر نامحرمان تفاوتی ندارد ونگاه شما بر مو و بدن آنان جایز نیست (46). 11- پوشیدن پیراهن آستین کوتاه توسط مردان در مقابل زن نامحرم چه حکمی دارد؟ همه مراجع (به جز بهجت، صافی، نوری) : اگر باعث مفسده نشود اشکال ندارد. آیات عظام بهجت و صافی: بنابر احتیاط واجب باید لباس آستین دار بر تن کند. آیتالله نوری: اگر مخالف عفت عمومی نباشد و در نظر افراد مشرع منکر محسوب نشود اشکال ندارد (47). نتیجه گیری دشمن با تبلیغ واژههای فریبنده آزادی، تربیت و فرهنگ روز، جلوهگری و بی حجابی زنان و دختران را ترویج و با زمینهسازی اشتغال و اختلاط زنان و مردان، سد عفت و شرف آنان را درهم کوبید و اساس گرم خانواده را در هم ریخت. چادر و حجاب فاطمی که نمود عفت و نشان قداست، متانت، نجابت و حریم امن زنان بود، جای خود را به مانتو، مقنعه، روسری و لباسهای مهیج و مبتذل آن چنانی داد و پس از موفقیت در این توطئه شوم در صورت غفلت و سهل انگاری و بی تفاوتی مسئولین، گویندگان و نویسندگان، مانتو، مقنعه و روسری نیز، سرنوشت تلخ چادر را خواهد داشت و با کمال تأسف کشور اسلامی ما به بی حجابی و رسوائی و ابتذال کشیده خواهد شد چرا که دشمن به هیچ نوعی پوشش، خواه چادر باشد و خواه مانتو و روسری و یا هر نوع پوشش دیگر تمایل ندارد آنچه او میخواهد بی حجابی کامل و به فساد کشیدن جامعه اسلامی و تسلط بر کشور است. البته اگر مسئولین در ترویج پوشش دینی در جامعه فرهنگ سازی کنند میتوان خیلی ازمسائل بی حجابی را کنترل کرد. 1-آموزش حجاب در مدارس: تدریس پوشش دینی در مدارس در ضمن یکی از مواد درسی منطقیترین، طبیعیترین، موفقترین و کلیدیترین راه تحقیق عملی حجاب اسلامی در کشور است به ویژه آنکه با کارآموزی لازم همراه باشد خلأ این برنامه درسی به گونهای است که اگر برطرف بخش عمدهای از معضل بدحجابی دختران و زنان برطرف خواهد شد. 2-تشویق: تشویق همواره به عنوان یک اصل مهم در جهت تربیت آدمی مورد استفاده قرار میگرفته است. تشویقها مختلف است و میتواند بارعاطفی، مالی، تشریفاتی، شغلی و امثال آن داشته باشد که تمام این موارد میتوانند در ترویج فرهنگ حجاب مورد استفاده قرار گیرند. 3- فعالیتهای علمی، فرهنگی، هنری : عامل دیگر ترویج فرهنگ حجاب دینی فعالیتهای گسترده علمی، فرهنگی، هنری مربوط به حجاب در تمام سطوح فکری جامعه است. ارائه پوستر، نشریه و به ویژه کتابهای مفید، میزگرد، شعر، تعیین موضوع حجاب برای انشاءو... آثار مثبتی به همراه دارند. طرح برنامهای با عنوان «حجاب» در رادیو و تلویزیون، مجلات که به بررسی و آموزش حجاب پرداخته و از آیات و روایات استفاده کند و صاحب نظران به ویژه خانمها در آن حضور چشمگیری داشته باشند.
پاسخ : مسئله حجاب ، مفهوم و ابعادش [h=2]وقتي اوضاع بر عکس مي شود[/h]پرسيد: مي داني وقتي آدم و حوا را از بهشت بيرون کردند، حتي لباس هايشان را گرفتند... آن ها چکار کردند؟ گفتم: خب معلوم است با برگ هاي درخت انجيرخودشان را پوشاندند. پرسيد: مي داني چرا؟ شانه بالا انداختم. گفت: ما آدم ها ناخودآگاه دوست داريم پوشيده باشيم. به همين خاطر وقتي اوضاع برعکس مي شود اعصاب مان به هم مي ريزد. *** پرسيد: چرا با حجاب مي گردي؟ گفتم: به خاطر دور ماندن از عذاب خدا... اصلاً حجاب يکي از راه هاي رفتن به بهشت است. و بعد با انديشه گفت: اگر بهشت و جهنم را بردارند، باز هم با حجاب مي گردم؟! *** گريه ام گرفته بود. از کار خودم. از لحن تند آن زن. دوستم آرام کنارم نشست و گفت: قبول داري که کار درستي نکردي؟ گفتم نه اين که او کار درستي کرد؟ از وسط اتوبوس داد زد: هوي روسري ات را جلو بکش. نمي داني له شدن زير نگاه مسافران چه دردي داشت. مي توانست نزديک تر بيايد و کنارم بايستد و حرفش را بزند... باور کن آن وقت لج نمي کردم. دوستم سرش را پايين انداخت. بعد از چند لحظه گفت: هر کس گناه خودش را به دوش مي کشد. *** گفتم: شد يک روز بيرون بيايم و کسي به من گوشه و کنايه نزند؟! گفت: خودت مقصري. گفتم: من که با آن ها کاري ندارم. راه خود را مي روم. گفت: يک روز براي امتحان هم که شده ساده بيرون بيا!
پاسخ : مسئله حجاب ، مفهوم و ابعادش [h=2]شکار،دختر است یا پسر؟[/h]میل دختر به خودآرایى، از این حسّ شكارچىگرى او ناشى مىشود كه خداوند براى هدف متعالى «پیوند همسرى» در طبیعت و سرشت او نهاده است. بدین سبب ، دستور پوشش براى دختران به اقتضاى طبیعت لطیف آنان، سختگیرانهتر است. حال در این مقاله ، به بررسی دلیل این امر می پردازیم : علّتِ بیشتر بودن پوشش قانونى دختران در جامعه و فرهنگ ما، منع كام جویى جنسى از آنان است كه قطعاً به دوام بیشتر كانون خانواده و صمیمیت و محبت و دلبستگى بیشتر آنها در زندگى مشترك آیندهشان خواهد انجامید. دختر و پسرى كه قبل از ازدواج، عفیفانهتر زیستهاند و ازدواجشان نخستین تجربه آنهاست ، خوشبختتر زندگى مىكنند. پس در واقع، دختران، با رعایت حدود پوشش، به سلامت زندگى آینده و سالمتر ماندن همسر آینده خود، كمك كردهاند و البته چنین خویشتندارى و عفافى از سوى پسران نیز تضمین خوبى براى زندگى آینده خود آنهاست. شاید یك علّت اینكه جوانان امروز در جوامع غربى از ازدواج، گریزان هستند، همین باشد ؛ زیرا آنان ازدواج را براى خود، یك محدودیت مىدانند و اكثر كامجویىهاى آنها در غیر محیط خانواده و در غیر كادر رسمى و در جریان معاشرتهاى آزاد و در محیطهایى غیر از خانه انجام مىپذیرد. طبیعى است كه براى چنین كسانى، ازدواج، آغاز محرومیت است. برخلاف فرهنگ اسلامى كه در آن، ازدواج جوانان، پایان محرومیّت و آغاز یك زندگى نوین و نیز كانون محبّت و فضایى براى كمالجویى و پیشرفتِ دوشادوش است. براى رسیدن به چنین سعادتى است كه اسلام، به صورتى جدّى، مسلمانان را از دوستى با جنس مخالف، نهى مىكند. اگر پسران و دختران آزاد باشند، اشباع مىشوند ؟ كسانى گفتهاند كه اگر پسران و دختران آزاد باشند، اشباع مىشوند و عطش آنها كمتر مىشود ؛ امّا تجربه جوامع گوناگون، نشان داده است كه این چنین نیست. مگر چشمچرانىها و روابط غیر قانونى و خشونت علیه زنان و ناامنى فضاهاى اجتماعى براى دختران و... در جوامع آزاد غربى، كمتر شده است؟ جسم سالم و روح زیبا و شخصیّت مطلوب اجتماعى، گوهرها و سرمایههاى دختران و پسران جواناند. كدام انسان خردمندى بهترین سرمایههاى خویش را در معرض استفاده هر كس و ناكس قرار مىدهد؟ به تجربه ثابت شده است كه هر محیطى كه در آن، رفت و آمد كمترى میان دو جنس بوده و پوشش صحیح و حریم خصوصى افراد رعایت شده، در آنجا، پسرها و دخترها هم احساس آرامش بیشترى داشتهاند و در كار و تحصیل، موفقتر بودهاند آیا پوشش دختران، مانع رشد آنها است؟ پوشش مطلوب اسلام (بدون آنكه بر نوع خاصّى از پوشش، اصرار بورزیم)، براى دختر، مانع هیچگونه فعالیت فرهنگى و یا اجتماعى و اقتصادى و سیاسى نیست. آنچه موجب بههم ریختگى جامعه و فلج شدن نیروهاى فعال اجتماع مىگردد، آلودهشدن محیط كار و تحصیل و...، با آزاد گذاشتن لذّت جویىها و چشمچرانىهاى مردان و میدان دادن به عشوهگرىها و خودنمایىهاى دختران در محیط عمومى است. اگر در محیط دانشگاه، دختران، خود را بپوشانند و هیچگونه آرایشى نداشته باشند، بهتر درس مىخوانند، بهترفكر مىكنند و بهتر به سخن استاد گوش مىدهند . وقتى كه در كنار هر پسرى یك دختر آرایش كرده و با وضع نامتناسب (با كلاس و درس)، نشسته باشد ، جایی برای تمرکز و اندیشه باقی می ماند ؟ انصافاً كدام روش، التهاب را در دختران و پسران، كاهش مىدهد و به نفع آنهاست؟ و عقل، كدام را تصدیق مىكند؟ آیا اگر پسران ما در خیابان و كوچه و بازار و مدرسه و اداره و كارخانه و... با رفتارهاى فریبنده و سخنان و وعدههاى شعارگونه و غیر واقعى، دائماً در صدد یافتن دختران پاك و ساده و صمیمى جامعه باشند و هر بار، با فرو نشستن عشقهاى سطحى و خام شان به دیگرى رو كنند، آرامش و امنیّتى براى دختران ما خواهد ماند؟ به تجربه ثابت شده است كه هر محیطى كه در آن، رفت و آمد كمترى میان دو جنس بوده و پوشش صحیح و حریم خصوصى افراد رعایت شده، در آنجا، پسرها و دخترها هم احساس آرامش بیشترى داشتهاند و در كار و تحصیل، موفقتر بودهاند. تقریباً در تمامى فرهنگها و جوامع، دختر، هر اندازه متینتر و با وقارتر و عفیفتر حركت كند و خود را پوشیدهتر نگه دارد و كمتر در معرض تماشاى بیگانگان قرار گیرد، بیشتر مورد احترام و ارزش پسر است. حتى افراد بىبندبار هم هنگامى كه سر عقل مىآیند و مىخواهند تشكیل خانواده بدهند، براى گزینش همسر، به دنبال دخترى پاك و عفیف كه تا قبل از آن با هیچ پسرى رابطه نداشته باشد، مىگردند. اصولاً افراد پاك و عفیف كه به عفاف، شناخته شدهاند، از دسترس آزاد افراد منحرف و آلوده، به دور هستند. قرآن مىفرماید: «رعایت حریم عفاف (در روابط اجتماعى) از سوى زنان، براى این است كه به عفاف و پاكى شناخته شوند و از آزار و اذیت بیماردلان، به دور باشند». (احزاب، آیه 59) خودنمایى یا عرضه كردن خود به نامحرمان، از عزّت و شُكوه دختران مىكاهد و علاوه بر آنكه زمینه را براى نفوذ افراد آلوده و ارتباط با آنان فراهم مىسازد، پسران جوان را كه باید مظهر اراده و فعالیت و شجاعت و مردانگى و تصمیم باشند، به افرادى هوسباز، چشم چران وآلوده و بىاراده و ضعیف، تبدیل مىكند. البته اگر دختران در روابط اجتماعى خود در اجتماعات عمومى لباس ساده بپوشند، كفش ساده به پا كنند و با چادر یا مانتو و روسرى مناسب به مدرسه و دانشگاه بروند، قطعاً خودشان هم آرامش روانىِ بیشترى خواهند داشت و بهتر درس مىخوانند. چهقدر خوب است كه دختر جوان مسلمان، در اجتماع، آنچنان رفتار كند كه علائم عفاف و وقار و سنگینى و پاكى از او هویدا باشد و به این صفات، شناخته شود. تنها در این صورت است كه بیماردلان (كه به دنبال شكار مىگردند) از او مأیوس مىشوند این، تقریباً یك اصل همیشگى است كه پسران ولگرد، به دنبال دختران جِلف و سبك و خودنما مىگردند. اینگونه دختران، گویى وضع لباس و پوشش، راه رفتن و سخن گفتنشان، معنادار است و به زبان بىزبانى مىگویند: به من توجه كن! بهسوى من نگاه كن! مرا تعقیب كن! و... درحالىكه عفاف و رفتار و حركات سنگین و با وقار دختر دیگر، مىفهماند كه دست تعرّض از این حریم، كوتاه است و هیچ پسرى جرئت نمىكند به او تعرّض یا بىاحترامى كند. دختران خوب جامعه ما، انصاف دهند كه آیا حقیقت، جز این است؟