1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

مسئله حجاب ، مفهوم و ابعادش

شروع موضوع توسط Stalin ‏4/7/13 در انجمن احکام و روایات

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/11
    ارسال ها:
    15,730
    تشکر شده:
    8,311
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : مسئله حجاب ، مفهوم و ابعادش

    [h=2]پوشش زن را به آرامش روانی خواهد رساند[/h]










    • مسئله ی دیگر این است كه اصل مطلب برای چیست؟ چه لزوم و ضرورتی دارد؟ چرا باید مسئله ی محرم و نامحرم مطرح باشد؟ چرا باید زن خودش را از غیر محارم خود بپوشاند؟ رمز و سرّ این مطلب چیست و چه فایده ای دارد؟






    اولین خاصیتش خاصیت روانی است، یعنی آرامش روانی.
    در هر جامعه ای كه روابط زن و مرد بر اساس عفاف بود- عفاف در همین حدود اسلامی كه عرض می كنم- یعنی زنان در خارج دایره و كادر ازدواج، خودآرا و خودنما نبودند و وسیله ی تهییج مردان را فراهم نكردند و مردان هم در خارج از دایره ی ازدواج دنبال لذت جویی و كامجویی به وسیله ی چشم، دست، لامسه و غیر لامسه نبودند قلبها و روحها آرام و سالم است، و در هر جامعه ای كه برعكسِ [این حالت ] است اولین ناراحتی اجتماعی، ناراحتیهای روانی است.


    گروهی از فرنگیها گفتند خیر، وقتی زن و مرد از یكدیگر دور باشند ناراحتیها و عقده های روانی به وجود می آید. ولی تجربه ی همین یك قرن گذشته و كمتر از یك قرن گذشته كاملاً ثابت كرد كه مسئله برعكس است: به هر اندازه كه آزادی در مسائل جنسی بیشتر است التهاب در افرادْ زیادتر و بیشتر است، چون غریزه ی جنسی انسان (مانند چند غریزه ی دیگر مثل غریزه ی جاه طلبی، غریزه ی علم طلبی و غریزه ی عبادت) صرفاً ظرفیت جسمانی ندارد، ظرفیت روحی هم دارد. غرایزی كه صرفاً ظرفیت جسمانی دارند مثل خوردن، دارای یك ظرفیت محدودی هستند. انسان یك مقدار محدود می تواند غذا بخورد، از آن بیشتر نمی تواند؛ اگر بگویند باز هم می خواهی، برایش مجازات است. ولی مالكیت چطور؟ مالكیت هم مثل خوردن است؟ آیا ظرفیت مالكیت برای انسان یك ظرفیت محدود است؛ یعنی اگر انسان مثلاً مالك صد هزار تومان شد و شكمش از نان پر شد، دیگر روحش هم از مالكیت خواهی پر می شود؟ نه، وقتی صد هزار تومان را دارا شد می خواهد دویست هزار تومان داشته باشد، وقتی دویست هزار تومان دارا شد تشنه تر است برای پانصد هزارتومان، میلیونر كه شد تشنه تر می شود برای میلیاردر شدن؛ و آن كه از همه ی مردم دنیا ثروتمندتر است، از همه ی مردم دنیا برای ثروت تشنه تر است.


    جاه طلبی چطور؟ آن هم همین طور است. یك آدمی كه هیچ چیز ندارد، برای این كه رئیس یك انجمن بشود دلش [لك ] می زند ولی آیا رئیس انجمن كه شد دیگر ظرفیتش پر می شود و می گوید همین كافی است؟ نه، بعد دلش می خواهد توسعه ی بیشتری پیدا كند، مثلاً شهردار یك منطقه یا یك شهر كوچك بشود. بعد، از آن بالاتر [را می خواهد. ] اگر به یك نفر تمام دنیا را بدهند و بگویند تو سلطان جمیع

    عالم هستی، باز دغدغه ی بیشتری دارد كه آیا می شود یك كُره ی دیگری را هم تصاحب كنیم و بر آن كره هم حكومت كنیم؟ غریزه ی جنسی انسان هم همین طور است.
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  2. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/11
    ارسال ها:
    15,730
    تشکر شده:
    8,311
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : مسئله حجاب ، مفهوم و ابعادش

    [h=2]حجاب حضرت زهرا[/h]
    وبلاگ علمدار ولایت بسیجیان فدایت نوشت:به گزارش سایت حرف تو،

    دخترک رو به من کرد و گفت:واقعا آقا؟!

    گفتم:ببخشید چی واقعا؟!

    گفت:واقعا شما بچه بسیجی ها از دخترای چادر به سر بیشتر از ما خوشتون میاد!

    گفتم:بله

    گفت:اگه آره، پس چرا پسرایی که از ما ها خوششون میاد از کنار ما که میگذرند محو ما میشن، ولی همین خود تو و امثال تو از چند متری یه دختر چادری که رد میشیدفقط سر پایین میندازید و رد میشید!

    گفتم: آره راست میگی، سر پایین انداختن کمه!

    گفت:کمه؟ببخشید متوجه نمیشم؟

    گفتم: برای تعظیم مقابل حجاب حضرت زهرا(س) باید زانو زد حقاکه سرپایین انداختن کمه

    آره تو راست میگی ...
    [​IMG]

     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  3. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/11
    ارسال ها:
    15,730
    تشکر شده:
    8,311
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : مسئله حجاب ، مفهوم و ابعادش

    [h=2]حجاب چیه؟ مهم اینه که دل آدم پاک باشه![/h]
    بهش گفتم: امام زمان عج رو دوست داری؟ گفت: آره ! خیلی دوسش دارم.
    • گفتم: امام زمان حجاب رو دوست داره یا نه؟


    گفت: آره!
    • گفتم : پس چرا کاری که آقا دوست داره انجام نمیدی؟
    گفت: خب چیزه!…. ولی دوست داشتن امام زمان عج به ظاهر نیست ، به دله


    • گفتم: از این حرف که میگن به ظاهر نیست ، به دله بدم میاد.
    گفت: چرا؟
    براش یه مثال زدم.


    • گفتم:
    فرض کن یه نفر بهت خبر بده که شوهرت با یه دختر خانوم دوست شده و الان توی یه رستوران داره باهاش شام می خوره. تو هم سراسیمه میری و می بینی بله! آقا نشسته و داره به دختره دل میده و قلوه می گیره. عصبانی میشی و بهش میگی: ای نامرد! بهم خیانت کردی؟
    بعد شوهرت بلند میشه و بهت میگه : عزیزم! من فقط تو رو دوست دارم. بعد تو بهش میگی: اگه منو دوست داری این دختره کیه؟ چرا باهاش دوست شدی؟ چرا آوردیش رستوران؟ اونم بر می گرده میگه: عزیزم ظاهر رو نبین! مهم دلمه! دوست داشتن به دله…


    دیدم حالتش عوض شده...
    • بهش گفتم: تو این لحظه به شوهرت نمیگی: مرده شور دلت رو ببرن؟ تو نشستی با یه دختره عشقبازی می کنی بعد میگی من تو دلم تو رو دوست دارم؟ حرف شوهرت رو باور می کنی؟
    گفت: معلومه که نه! دارم می بینم که خیانت می کنه، چطور باور کنم؟ معلومه که دروغ میگه...


    • گفتم: پس حجابت….
    اشک تو چشاش جمع شده بود. روسری اش رو کشید جلو.
    با صدای لرزونش گفت: من جونم رو فدای امام زمانم می کنم، حجاب که قابلش رو نداره.
    از فردا دیدم با چادر اومده.


    • گفتم: با یه مانتو مناسب هم میشد حجاب رو رعایت کرد!
    خندید و گفت: می دونم ! ولی امام زمانم چــــــادر رو بیشتر دوست داره.
    می گفت: احساس می کنم آقا داره بهم لبخنــــــــــد می زنه...




    [​IMG]
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  4. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/11
    ارسال ها:
    15,730
    تشکر شده:
    8,311
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : مسئله حجاب ، مفهوم و ابعادش

    [h=2]موضع گیری های علما در برابر کشف حجاب[/h]
    موضع گیری های علما در برابر کشف حجاب

    [​IMG]







    الف) بررسی دیدگاه و عملکرد مخالفان
    گروهی از علما با وجود فشارهای رژیم یاد شده، از اظهار مخالفت خود با وضع قوانین ضد شرعی یاد شده کوتاه نیامدند. این گروه به دو دسته تقسیم می شدند: دسته اول، آنانی بودند که با در نظر گرفتن مقتضیات زمان، نوعی مخالفت همراه با احتیاط را سرلوحه کار خویش قرار دادند. حاج شیخ عبدالکریم حائری، برجسته ترین شخصیت این دسته بود. فعالیت های شیخ در این مسئله دو شکل داشت.
    شکل اول، مخالفت مستقیم حاج شیخ و اطرافیانش با این قوانین بود. ایشان تلگرافی برای رضاخان نوشت و در آن، اوضاع جاری مملکت را مخالف با شرع مقدس و مکتب جعفری دانست و از او خواست به این قضیه فیصله بدهد. این تلگراف در زمانی فرستاده شد که رضاخان در اوج قدرت دیکتاتوری خود قرار داشت. ازاین رو، موضع گیری یکی از علمای برجسته، موجب شگفتی رضاخان شد؛ زیرا او پیش از اعلام رسمی شدن بی حجابی، فضا را به گونه ای آماده ساخته بود که کسی جرئت مخالفت با این قضیه را به خود ندهد. رضاخان در واکنش به این تلگراف، از سوی رئیس الوزرا، جوابیه ای محکم و گستاخانه برای شیخ فرستاد.1 بعضی ها هم می گویند رضاخان پس از ارسال تلگراف، خود، به خانه حاج عبدالکریم در قم رفت و ایشان را تهدید کرد که اگر از رفتارش دست برندارد، حوزه قم را با خاک یکسان خواهد کرد.2 او حتی تعدادی از روحانیان را به بهانه تحریک کردن شیخ تبعید کرد. شیخ هم بعد از این جریان ها، مصلحت را در این دید که چون زمینه اجتماعی برای برخورد مستقیم و جدّی با این قضیه وجود ندارد، به شکل دیگری، با این معضل روبه رو شود.
    شکل دومِ برخورد شیخ این بود که برای کاهش فشار بر روحانیان، این مسئله را به رژیم تحمیل کرد که روحانیان در صورت داشتن جواز اجتهاد از طرف مراجع، بتوانند با عمامه و عبا در مجامع عمومی ظاهر شوند. خود ایشان در موارد متعددی برای طلبه ها جواز اجتهاد صادر می کرد. بدین ترتیب، آنها از پوشیدن لباس و کلاه شاپوری معاف شدند. ایشان همچنین همواره حکومت را به رعایت حال مردم و روحانیت توصیه می کرد.3
    شیخ تشخیص داده بود استبداد و خفقان رضاخان به گونه ای است که مبارزه مستقیم با او در آن زمان و از طرف شخصی مانند ایشان که عامل حفظ و بقای حوزه علمیه و مصالح مسلمانان بود، ممکن است آسیب جبران ناپذیری به اساس دین وارد سازد. از این رو، سیاست خود را بر کاهش فشار از روی دوش مردم و روحانیانی قرار داده بود که درگیر این معضل بودند.
    دسته دوم، علمایی بودند که مسئله کشف حجاب و وجود انحراف های اخلاقی، چنان آنها را ناراحت کرده بود که هیچ گونه ملاحظه ای را روا نمی دانستند. این دسته از علما، به مقابله سرسختانه با قوانین یاد شده پرداختند و از بیان سخنرانی، اعلام اعتراض و مهاجرت برای مقابله با این مسائل استفاده کردند. برای مثال، حاج حسین قمی در حال اعتراض از مشهد به تهران آمد و در جوار حضرت عبدالعظیم حسنی منزل گزید و مردم هم دسته دسته به سوی ایشان رفتند. همین مسئله سبب شد مأموران رضاخان با محاصره حرم حضرت عبدالعظیم حسنی، از ورود مردم به آنجا جلوگیری کنند. هنگامی که مردم مشهد از قضیه آگاه شدند، اجتماع بزرگی در صحن نو حضرت رضا علیه السلام برپا کردند. در این هنگام، دستور رسید مردم را به توپ ببندند. در نتیجه، تعدادی از مردم به خاک و خون کشیده شدند. در پی این واقعه، مرحوم حجت الاسلام بهلول، واعظ معروف خراسان، از مردم داغدار خواست در مسجد گوهرشاد جمع شوند. این بار هم به دستور رضاخان، جمع شدگان در مسجد گوهرشاد، در حالی که مشغول دعا و مناجات بودند، به مسلسل بسته شدند و فاجعه معروف مسجد گوهرشاد روی داد.4 پس از این واقعه، تمام علمایی که در این قیام دخالت داشتند و سرشناس بودند، دستگیر و در تهران، محاکمه شدند.5
    ب) بررسی دیدگاه و عملکرد موافقان
    در میان علمای طراز اول در آن زمان و عموم روحانیت شیعه، کسی را نمی توان یافت که با مسئله کشف حجاب و پوشیدن لباس متحدالشکل موافق باشد یا اینکه در ظاهر اظهار موافقت کرده باشد. تنها برخی افراد به دلایل مختلف یا به خواست خود با این مسائل موافق بودند که در سه دسته قرار می گیرند:6
    دسته اول، تحت تأثیر تبلیغات و نیرنگ های روشن فکران، با آنها همراه شدند. اینها طلبه های کم سوادی بودند که به تدریج، موج روشن فکری آنها را با خود همراه ساخت. باید دانست روشن فکران غرب زده در ابتدا، به شکل کاملاً ظریفی این بحث را آغاز کردند. آنها ابتدا با استناد به روایات، بحث حجاب را به صورت ضرورت نداشتن پوشش وجه و کفین مطرح کردند. این سخن درست بود، ولی مقدمه ای برای پیشبرد اهدافشان به شمار می آمد؛ چون کم کم بعضی دین داران و آخوندها را با خود همراه ساختند و سپس بحث بی حجابی کامل را مطرح کردند.7 می توان گفت پیش از اعلام رسمی کشف حجاب از سوی رضاخان، این گروه، مقدمات آن را فراهم کرده بودند.
    دسته دوم، گروهی از روحانی نمایان بودند که دین خود را به دنیایشان فروختند. اگر دسته اول، ناآگاهانه وارد این مسئله شده بودند، این گروه برای به دست آوردن مقام های دولتی، با موج بی دینی همراه شدند. از جمله این افراد، آقای وحیدی، فرزند ابوالقاسم رئیس العلمای کرمانشاهی و از نوادگان مرحوم آیت اللّه محمدباقر بهبهانی بود که از طلاب نجف و از شاگردان آقا ضیاء عراقی به شمار می رفت. وی در مجلس جشن بی حجابی در سال 1314، همراه با همسرش شرکت کرد و قصیده ای طولانی را با مطلع «به شرع احمد مرسل، حجاب لازم نیست» خواند. سپس به تهران آمد، عمامه و قبا را برداشت و کراوات و زنار بست و ریشش را تراشید. بدین ترتیب، به خدمت دولت پهلوی درآمد و بارها وکیل و سناتور شد.8
    دسته سوم، عده ای بودند که نه فریب خورده بودند و نه اعتقادی به بی حجابی داشتند و نه اینکه برای به دست آوردن مقام و منصب، با بی حجابی موافق بودند. آنها چون شجاعت و جسارت لازم را برای ایستادگی در مقابل این مسئله نداشتند، تحت تأثیر فشارها و خفقان حاکم، به این مسئله تن دادند. این عده که به شدت از دیکتاتوری رضاخان واهمه داشتند، به زور موظف می شدند با همسران بی حجاب خود در جشن ها شرکت کنند.9​
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  5. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/11
    ارسال ها:
    15,730
    تشکر شده:
    8,311
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : مسئله حجاب ، مفهوم و ابعادش

    [h=2]حجاب، تاج افتخار زن مسلمان[/h]
    حجاب، تاج افتخار زن مسلمان

    [​IMG]


    نویسنده: عبداللطیف نظری






    واژه حجاب در لغت و اصطلاح
    حجاب در لغت به معنای پرده، پوشش و حایل است. در کتاب لسان العرب درباره معانی آن چنین آمده است: «حجاب به معنای پوشش است. زن محجوبه یعنی زنی که به وسیله‏ای پوشیده شده است».1 در زبان فارسی نیز برای کلمه حجاب معانی متفاوتی نقل شده است. فرهنگ‏های معین و عمید برای واژه حجاب معانی زیر را عرضه کرده‏اند: پرده، سِتر، نقابی که زنان چهره خود را بدان پوشانند، رویْ‏بند، و چادری که زنان سرتاپای خود را بدان پوشانند.2 علاوه بر معانی فوق، در لغت، معانی دیگری نیز برای واژه حجاب ذکر شده است. واژه حجاب در اصطلاح دینی به معنای «پوشش مخصوص زنان» به کار می‏رود.

    واژه حجاب در نگاه شهید مطهری
    «حجاب» واژه‏ای است عربی که دارای معانی مختلفی در لغت و اصطلاح است. شهید مطهری رحمت الله علیه در بیانات محققانه خود در این زمینه، چنین نگاشته‏اند: «کلمه حجاب هم به معنی پوشیدن است و هم به معنی پرده و حجاب. بیشتر استعمالش به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می‏دهد که پرده، وسیله پوشش است و شاید بتوان گفت که به حسب اصل لغت، هر پوششی حجاب نیست؛ آن پوشش حجاب نامیده می‏شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد. استعمال کلمه حجاب در مورد پوشش زن، یک اصطلاح نسبتا جدید است. در قدیم و مخصوصا در اصطلاح فقها، کلمه «ستر» ـ که به معنی پوشش است ـ به کار رفته است. بهتر این بود که این کلمه عوض نمی‏شد و ما همیشه همان کلمه «پوشش» را به کار می‏بردیم؛ زیرا معنی شایع لغت حجاب، پرده است و اگر در مورد پوشش به کار برده می‏شود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همین امر موجب شده که عده زیادی گمان کنند که اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود».3
    بانوان و حفظ عفت عمومی(با تکیه بر دیدگاه امام)
    حضرت امام خمینی رحمت الله علیه بارها بر وظایف و مسئولیت‏های اجتماعی بانوان تأکید ورزیده‏اند و در عین حال حفظ شئون دینی را یادآور شده‏اند. ایشان می‏فرمایند: « امروز باید خانم‏ها وظایف اجتماعی خودشان را و وظایف دینی خودشان را باید عمل بکنند و عفت عمومی را حفظ بکنند و روی آن عفت عمومی، کارهای اجتماعی و سیاسی را انجام دهند».4

    زنِ بدحجاب در نگاه امام رحمت الله علیه
    بنیان‏گذار جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی رحمت الله علیه ، زن‏ها را به تقوا سفارش و از ملعبه قرار گرفتن به شدت نهی کرده و فرموده است: «از جنایت‏های بزرگی که به ملت ما شد... بانوان ما را ملعبه کردند. بانوان ما را مثل عروسک‏ها کردند. اینها می‏خواستند زن را مثل شی‏ء، مثل یک چیز، مثل یک متاع، به این دست و آن دست بگذارند. زن هم باید از فساد اجتناب کند. زن‏ها نباید ملعبه جوان‏های هرزه بشوند. زن‏ها نباید مقام خودشان را منحط کنند و خدای‏ناخواسته بزک‏کرده بیرون بیایند و در انظار مردم فاسد قرار گیرند. زن‏ها باید تقوا داشته باشند. زن‏ها اختیار دارند، همان‏طوری که مردها اختیار دارند. آنها که زن‏ها را می‏خواهند ملعبه مردان و ملعبه جوانان فاسد قرار بدهند جنایت‏کارند. زن‏ها نباید گول بخورند. زن گمان نکند این مقام زن است که بزک‏کرده بیرون برود با سرِ باز و لخت. این مقام زن نیست. این عروسک بازی است نه زن. زن آدم‏ساز است؛ زن مربی است».5

    بهترین نوع حجاب در نگاه رهبر معظم انقلاب
    مقام معظم رهبری حضرت آیت‏الله خامنه‏ای، مدظله‏العالی، درباره عدم رعایت شئون زن فرموده‏اند: « آیا جنایتی از این بزرگ‏تر نسبت به زن هست که زن را با آرایش، مد، و جلوه‏گری زیورآلات سرگرم کنند و از او به عنوان یک ابزار و وسیله استفاده کنند؟ امروز سر و سینه را از زیورآلات پرکردن و آرایش و مد و لباس را بت خود قرار دادن برای زن انقلابی مسلمان ایران ننگ است چادر بهترین نوع حجاب و نشانه ملی ماست».6

    گنج
    معنی ناموس چیست؟ روی نهان داشتن
    پرده عفت زدن، حفظ روان داشتن
    عصمت و ناموس ما، به مسلک هوشمند
    گنج بود گنج را، به که نهان داشتن7

    افضل طاعات
    ای زن به تو از فاطمه این گونه خطاب است
    ارزنده‏ترین زینت زن حفظ حجاب است
    فرمان خدا، قول نبی، نصّ کتاب است
    از بهر زنان، افضلِ طاعات، حجاب است8
    حجاب از دیدگاه استاد مسلمان انگلیسی زبان
    فلسفه حجاب، حفظ ارزش والای زن است و از همین روست که خداوند پوشش دینی را بر او واجب و نگاه به بدن و موی سر او را حرام فرموده است. خانم «فاطمه دولان» استادِ مسلمانِ انگلیسی‏زبان می‏گوید: من به عنوان کسی که در کشور غربی زندگی کرده است می‏فهمم که فلسفه حجاب چیست. وجود حجاب باعث می‏شود که زن ارزش خود را از حد کالایی تجارتی و یا وسیله‏ای برای بهره‏دهی بیشتر، بالا ببرد و هم خود برای خویش ارزش قائل باشد و هم جامعه را وادار به احترام کند.9

    حجاب، سنگر و سلاح
    حجاب آمده است تا تقوا و ایمان را به بشر باز گرداند. حجاب آمده است تا عزّت و شرف و حمیت و غیرت را به امت اسلام و جهان باز گرداند. حجاب شعاری زیبا و برخاسته از شعوری والاست. حجاب سلاح است و پاسخ به فساد و دنیای غرب. حجاب آمده است تا چگونه زن بودن را به جامعه بشری بیاموزد. حجاب آمده است تا بار دیگر انسان اسیر و آواره را به خانه تقوا و بهشت انسانیت باز گرداند. حجاب نه لباس و جامه، که سلاح و برنامه است و امروز دنیای استکبار از این سلاح ساده و برنامه پاکیزه به هراس افتاده است. پس ای خواهر من، حجاب تو سنگر و سلاح توست که دنیای تبهکاران را نشانه گرفته و دل ستمگران را به لرزه انداخته است. این سنگر و سلاح را پاس بدار.

    در صدف حجاب
    زن از دیدگاه اسلام دارای شخصیتی شایسته و رسالت و موقعیتی الهی است که می‏تواند مدارج کمال را طی کرده، مراتب عالی انسانیت را باز یابد و مصداق تحقق فلسفه خلقت یعنی خلیفگی خدا شود. وجود زن زینت‏بخش آفرینش انسان است و افق روح او تجلی‏گاه رحمت. دامنِ زن مدرسه بشر است و کمال مرد بدون او ممکن نیست. زن مظهر ظرافت و جمال آفرینش است. اصلاح جامعه در گرو تقوای زن، و محیط خانواده محل درس اوست و بر همین اساس زن مربی بشر است و می‏تواند با تربیت فرزندی، امتی را رهایی بخشد. جایگاه والای این گوهر آفرینش اقتضا دارد که در صدف حجاب قرار گیرد تا ارزش‏های او حفظ شود و این است فلسفه پوششی که خدای حکیم برای انسان واجب کرده است.

    پیام عفت
    بی‏تردید، پوشش دینی، پیام عفت، شخصیت و خداترسی زن مسلمان است و مردان جامعه نه تنها به چنین بانویی چشم طمع نخواهند داشت که پاکی و نجابت او را می‏ستایند. از طرفی بدن او در سایه حجابی که دارد از چشم نامحرم پوشیده خواهد بود. در این صورت است که زن در سنگر حجابِ خود از تیر نگاه‏های زهرآلود و سخنان آزاردهنده و برخوردهای اراذل جامعه مصون خواهد بود و امنیت و آرامش درونی او برقرار خواهد شد.
    جسم فروپوش چو دُر در صدف
    تا نشوی تیر نگه را هدف
    قرآن کریم نیز در این باره چنین فرموده است: «ای پیامبر، به زنان و دخترانت و زن‏های مؤمن بگو خود را با ساتری بلند بپوشانند که این پوشش برای آن‏که به عفت شناخته شوند بهتر است تا (از تعرض هوس‏رانان) آزار نبینند».10

    نمایشگر سیمای زیبای دنیای ایمان
    زن چه نیکو مقامی دارد که فاطمه علیهاالسلام از افق او تجلی کرد و مریم و زینب از آسمان او درخشیدند و آسیه و خدیجه از هستی او طلوع کردند. پس ای زن، گوهر وجود خود را به صدف حجاب زینت‏بخش که حجاب اسلامی از جلوه‏های زیبای بندگی است. حجاب، نمایشگر سیمای زیبای ایمان است. حجاب، هدیه والای خون‏های شهیدان است و شمشیری برّان بر دنیای تبهکاران. حجاب آمده است تا فرهنگ برهنگی را بزداید و گناه را بمیراند و پلیدی را بسوزاند و ایمان و اسلام و تقوا را باز گرداند. حجاب آمده است تا فرهنگ فساد را بسوزاند و فرمان خداوند را جاری سازد. حجاب آمده است تا رنگی جهانی پیدا کند و فرهنگی آسمانی بیافریند. سلام بر حجاب، کوبنده تبهکاران، و درود بر عفاف، یار و یاور پرهیزکاران.

    پوشش معنادار
    زنِ پوشیده از بین هوای نفس و خدا، خدا را برگزیده است و از بین احکام دین و خواسته‏های نفس، به احکام دین رو کرده است. چنین انتخابی به روحیه، تفکر و عمل او حال و هوای دیگری می‏بخشد و به پوشش او معنا می‏دهد و آن را عملی منطقی، خداپسندانه و در مسیر حرکت‏های تکاملی او قرار می‏دهد که به زیبایی‏های درونی او تجلی بخشیده است. امام باقر علیه‏السلام از قول خداوند عزوجل فرموده است: «به عزت و جلال و بزرگی و بلندای مقامم سوگند که بنده مؤمنی مرا در امری از دنیا بر هوای خود بر نمی‏گزیند، مگر این که او را غنی کرده، خواهش او را در آخرتش قرار می‏دهم و آسمان‏
    و زمین را عهده‏دار روزی‏اش می‏کنم».11

    حجاب و مصونیت
    پوشش دینی نگهبان زن از نگاه‏های آلوده و آسیب‏های احتمالی است که به زن مصونیت و آرامش می‏بخشد. هرچه این پوشش کامل‏تر شود، ایمین بخشی آن بالاتر می‏رود. بنابراین، امنیت و آرامش خاطر از آثار بارز حجاب اسلامی به شمار می‏رود.

    حجاب و تکریم
    منظره زیبای حجاب اسلامی که از عمق ایمان و پاکی زنان سرچشمه می‏گیرد، هر مردی را به کرنش و تحسین وا می‏دارد؛ چه این پوشش به انتخاب رب العالمین بوده است و پوشش‏های مهیج محصول انتخاب وسوسه‏آمیز کسی است که از درگاه خداوند رانده شد.

    حجاب و سلامت
    بدون شک حجاب، زن را از آفات و بیماری‏های بسیاری بیمه می‏کند و می‏تواند طراوت و جمال او را پایدار سازد. دشواری حجاب بهایی است که زن برای تأمین سلامت خود می‏پردازد؛ زیرا حجاب پرده‏ای است که از ورود تیرهای نگاه، سخنان بیهوده، و روییدن علف‏های هرز جامعه به درون محیط امن او جلوگیری می‏کند. مستر همفر انگلیسی می‏گوید: زنانِ دارای حجاب محکم‏اند که نفوذ فساد در میانشان ممکن نیست12به همین علت است که اسلام اولین شرط حضور زن در جامعه را رعایت پوشش دینی اعلام کرده است.

    حجاب و مبارزه با تهاجم فرهنگی
    غرب که خود در آتش فساد و تباهی می‏سوزد و در آستانه نابودی کامل است، سعی جدی در به تباهی کشاندن جوامع اسلامی دارد تا از این طریق به اهداف شوم استعماری خود دست یابد. از این رو حجابْ‏ستیزی از اهداف مهم تهاجم فرهنگی غرب به شمار می‏رود. پوشش دینی همواره آماج تیرهای زهرآگین فرهنگی دشمنان اسلام قرار گرفته است. آنان همواره در برداشتن خاکریز بزرگ حجاب جدیت کامل داشته‏اند؛ زیرا پوشش دینی را سدی بزرگ در برابر تهاجم فرهنگی خویش می‏دانند که آنها را از نیل به مطامع فرهنگی و اقتصادی‏شان باز می‏دارد. اگر قلعه مستحکمِ حجابِ زنِ مسلمان فتح شود، راه بردگی جامعه اسلامی هموار خواهد شد. این است که می‏بینیم زنان مسلمان هرگز خود را تسلیم اهداف شوم استعمار نمی‏کنند؛ بلکه به عنوان نیروهای فرهنگی همواره سدی محکم در برابر آنان پدید آورده‏اند؛ به گونه‏ای که امروزه پوشش دینی پادزهر تهاجم فرهنگی غرب تلقی می‏شود.

    حجاب، غنچه درخت تسلیم
    خواهرم! نیک بدان که دین گلستان ارزش‏هاست و حجاب غنچه نوشکفته درخت تسلیم است. در بوستان محمدی خود را به این غنچه زیبا آراسته دار، که حجاب زیور تو و تو زینت آفرینشی. خواهرم، حجاب اسلامی نماد حضور حماسی زن در جامعه است که قلب استعمارگران از هیمنه‏اش در بیم و هراس است؛ چرا که پوشش دینی آینه تمام‏نمای عصیان در برابر شیطان و تسلیم در پیشگاه خداوند است. خواهرم، فاطمه علیهاالسلام صراط مستقیم زن مسلمان است و پوشیدگی نمود بارز مکتب اوست. پس بکوش تا بر محور فاطمه بگردی که حضرتش فرمود: «بهترین چیز برای زن آن است که به مردی نگاه نکند و مردی او را نبیند».13

    لباس عشق به خدا
    ای ساکن دیار حجب و حیا، چه عارفانه به میدان آمده‏ای! پوشش دینی تو پاکانِ روزگار را به شوق آورده است؛ چرا که این پوشش از زره جنگاوران میدان رزم بسی والاتر است که آن زرهِ میدان جهاد اصغر است و حجاب تو زرهِ آوردگاه جهاد اکبر. ای ساکن وادی عشق که خدا را معشوق خود ساخته‏ای، دانسته بودم که عاشقْ انتخاب‏هایش را به معشوق وا می‏گذارد و دیدم که خلعت زیبای حجابت به انتخاب معشوق تو بوده است. پس مبارک بادت حجاب اسلامی که لباس عشق به خداست.

    حجاب برتر
    چادر بارزترین نمود حجاب اسلامی در عصر حاضر است که ریشه در قرآن و سیره اهل بیت به ویژه فاطمه زهرا علیهاالسلام دارد. پیامبر اکرم صلی ‏الله ‏علیه‏ و‏ آله ‏و سلم چادر را به عنوان یکی از اقلام نوزده گانه ضروری جهیزیه برای دخترش زهرا قرار داد. چادر مشکی بهترین و سالم‏ترین پوشش زن مسلمان است که سراسر حجم بدن او را با وقاری خاص و یک‏نواخت می‏پوشاند. از همین رو چادر حجاب برتر و کامل‏ترین نوع پوشش زن مسلمان است. قرآن کریم می‏فرماید: «ای پیامبر، به زنان و دخترانت و به زنان مؤمن بگو خود را با «جلباب» بپوشانند.14 اکثر مفسران و لغویان جلباب را به معنای چادر و عبا معنا کرده‏اند. بنابراین، توصیه بزرگان دین و پیش از همه قرآن کریم بر استفاده از چادر نشان دهنده آثار و امتیازات فراوان این پوشش شکوهمند است. چادر دارای بیشترین بار فرهنگی حیا و عفاف است که بیش از هر پوششی دست رد بر سینه نامحرم می‏زند، و بزرگواری و تواضع زن را در برابر احکام اسلام و ارزش‏های اخلاقی آشکار می‏سازد.

    انقلاب چادرها
    بدون شک آوردن بانوان به صحنه انقلاب و میدان مبارزه یکی از هنرهای امام راحل رحمت الله علیه بود. هنر امام این بود که نه ضرورت حضور اجتماعی و سازنده بانوان در سرنوشت خود و جامعه را فدای یکسونگری و تنگ‏نظری به دین و جایگاه زن کرد و نه به عذر مبارزه و حضور بانوان در صحنه‏های مختلف آن، چارچوب‏های شرعی و شئون مورد نظر شریعت در روابط اجتماعی بانوان را نادیده گرفت. در نگاه امام شخصیت اجتماعی و کرامت انسانی زن مسلمان و حضور سازنده او در جامعه و نقش کامل وی در تبیین سرنوشت خود، تنها با حفظ همه مسائل شرعی، ممکن است.

    پوشش کامل
    پیامبر گرامی اسلام صلی ‏الله ‏علیه‏ و‏ آله ‏و سلم علاوه بر تأکیداتی که بر رعایت حجاب داشته‏اند، با ارائه راه‏کارهایی، جامعه اسلامی را به سوی تهذیب و پاکی رهنمون شده‏اند؛ به عنوان نمونه، روزی اسما دختر ابوبکر ـ که خواهر زن پیامبر بود ـ با لباس نامناسبی به خانه پیامبر آمد، پیامبر صلی ‏الله ‏علیه‏ و‏ آله ‏و سلم روی خود را از او برگرداند و فرمود: ای اسما، زن وقتی به حد بلوغ رسید نباید جایی از بدن و اندامش دیده شود، مگر صورت و دست‏ها.15
    سیره عملی زنان مسلمان در مورد حجاب
    از زمان نزول آیات وجوب حجاب، زنان مسلمان در رعایت این قانون الهی نهایت تلاش خود را به کار برده‏اند و این شیوه نیکو هم‏چنان در بین زنان مسلمان استمرار دارد. دستور اسلام در بین زنان تحوّلی چشم‏گیر ایجاد کرد. ام سلمه، همسر پیامبر، در مورد این تحوّل ـ که با ستایش او از زنان انصار همراه است ـ چنین می‏گوید: مرحبا به زنان انصار! همین که آیه سوره احزاب نازل شد یک نفر از آنان دیده نشد که چون گذشته بیرون بیاید.16
    عفاف از منظر امام خمینی رحمت الله علیه
    امام خمینی رحمت الله علیه طی سفارش‏های متعدد درباره عفاف، زنان جامعه اسلامی را به تبعیت از حضرت زهرا علیهاالسلام فراخوانده، می‏فرمایند: «بانوان محترم ایران ثابت کردند که در دژ محکم عفت و عصمت هستند و جوانان صحیح و نیرومند و دختران عفیف و متعهد، به کشور تسلیم خواهند کرد و هیچ‏گاه در آن راه‏هایی که قدرت‏های بزرگ برای تباه کردن کشور، پیش پای آنها گذاشته بودند، نخواهند رفت».17
    «زن‏ها باید در میدان زهد و تقوا و عفاف و تحصیل و مجاهده و دفاع از اسلام، از حضرت زهرا علیهاالسلام تبعیت کنند».18

    رابطه حیا و حجاب
    حیا عامل بازدارنده‏ای است که موجب پای‏بندشدن انسان به قوانین دین می‏شود. حیا عامل حفظ دختران و پسران از تن دادن به انحراف‏ها و آسیب‏های اجتماعی است. امام صادق علیه‏السلام فرمود: «بعضی از مردم اگر حیا نداشتند، حق پدر و مادر و حق ارحام و بستگان خود را رعایت نمی‏کردند و اگر حیا و ترس از ملامت مردم نمی‏بود، هیچ امانتی را به صاحب آن بر نمی‏گرداندند و از هیچ فحشا و بی‏عفتی چشم‏پوشی نمی‏کردند».19

    بی‏حجابی، عامل طلاق و جدایی
    آمارهای قطعی و مستند20 نشان می‏دهد که با افزایش بی‏حجابی در جهان، طلاق و ازهم‏گسیختگی خانواده در دنیا مدام رو به افزایش است؛ چرا که به قول باباطاهر «هر آنچه دیده بیند، دل کند یاد» و هر آنچه دل از آن یاد کند به هر قیمتی که باشد در پی آن خواهد رفت. ولی در محیطی که فرهنگ حجاب و عفاف، مطرح است، همسران، متعلق به یکدیگرند و احساسات و عواطفشان مخصوص یکدیگر است و پیوندهای قلبی عمیق و مستحکم در خانواده حاکم است.

    کیفیت حجاب
    پوشش واقعی پوششی است که بدن انسان را از نامحرمان بپوشاند و نازک و بدن‏نما نباشد. علی علیه‏السلام فرمود: «از لباس نازک بپرهیزید؛ زیرا کسی که لباسش نازک است ایمانش هم ضعیف و کم‏رنگ است».21

    اختلاط از منظر رسول خدا صلی‏الله‏ علیه ‏و‏ آله ‏و سلم
    اسلام در عین این که به زنان، اجازه شرکت در اجتماع را می‏دهد، از اختلاط با مردان نهی فرموده است. پیامبر صلی ‏الله ‏علیه‏ و‏ آله ‏و سلم در زمان حیات خویش دستور داد که برای زنان، درِ ورودی جداگانه‏ای به مسجد النبی بسازند22 که هنوز هم به نام «باب النساء» خوانده می‏شود. پیغمبر صلی ‏الله ‏علیه‏ و‏ آله ‏و سلم هم‏چنین دستور داد که شب‏هنگام پس از اتمام نماز، ابتدا زن‏ها و سپس مردها از مسجد خارج شوند و در مسیر کوچه و خیابان، زنان از کنار، و مردان از وسط حرکت کنند. روزی رسول خدا دید مردان و زنان با هم از مسجد بیرون آمدند. خطاب به زن‏ها فرمود: «بهتر است که شما صبر کنید تا مردها بروند، سپس شما بروید».23

    اختلاط از دیدگاه شهید مطهری رحمت الله علیه
    متفکر بزرگ شهید مطهری رحمت الله علیه فرهنگ اختلاط را مغایر با سنت‏های اسلامی و نبوی دانسته، خطر آن را این‏گونه بازگو می‏فرمایند: «جامعه امروزی، زیان‏های اجتماع مختلط را به چشم خود می‏بیند. چه لزومی دارد که زنان، فعالیت‏های اجتماعی خود را به اصطلاح، دوشادوش مردان انجام دهند؟ آیا اگر در دو صف جداگانه انجام دهند، نقصی در فعالیت کار آنان رخ می‏دهد؟ اثر این دوشادوشی‏ها این است که هر دو همدوش را از کار باز می‏دارد و هر یک را به جای توجه به کار، متوجه همدوش می‏کند».24

    تفاوت عفاف و حجاب
    ما پیوسته سخن از حجاب گفته یا شنیده‏ایم، ولی مسئله اصلی و بنیادین، عفت است. عفت فراتر و برتر از حجاب است. حجاب، همان پوشش ویژه و عفت، گونه‏ای خصلت و بینش و منش است. حجاب، پوششی بیرونی است، ولی عفت، هم پوشش بیرونی و هم پوشش درونی است. حجاب می‏تواند ریایی، تحمیلی یا ظاهری باشد، ولی عفت، خصلت و ارزشی اختیاری است. عفت، نمودهای گوناگونی دارد؛ از جمله: عفت در نگاه، عفت در سخن، عفت در شهوت و... ممکن است کسی حجاب مناسب داشته باشد ولی در نگاه یا سخن گفتن عفت نداشته باشد که این خود نمونه حجاب بدون عفت است. بنابراین برای سالم‏سازی جامعه باید به دنبال عفت عمومی باشیم تا حجاب آگاهانه گسترش یابد.

    عفاف از دیدگاه پیامبر صلی ‏الله ‏علیه‏ و‏ آله ‏و سلم
    پیامبر گرامی اسلام صلی ‏الله ‏علیه‏ و‏ آله ‏و سلم که از وی به عنوان مظهر عفاف25 یاد می‏کنیم، تلاش بسیاری برای حاکمیت عفاف و پاک‏دامنی کرد تا جامعه‏ای بسازد که در آن، عفاف و پاکی، ارزش، و بی‏عفتی، ضدارزش به شمار آید. پیامبر صلی ‏الله ‏علیه‏ و‏ آله ‏و سلم در جریان بیعت با زنان مکه از آنان پیمان گرفت که پاسدار پاک‏دامنی و عفاف باشند26 و فرمودند: «زنان با مردان نامحرم نباید در خلوت بنشینند».27 از این رو وقتی به پیامبر خبر رسید که در مدینه دو نفر با نام‏های «هبت» و «ماتع» ـ که از افراد هرزه هستند ـ نزد مردان نشسته، از اوصاف زنان و لباس‏های آنان حرف می‏زنند و با سخنان شهوت‏انگیز هوس‏های آلوده را تحریک، و به حریم عفاف تجاوز می‏کنند، آنها را احضار و به محلی به نام «العوایا» تبعید کرد؛ به گونه‏ای که آنها فقط روزهای جمعه برای خرید غذا و لوازم ضروری به مدینه می‏آمدند و سپس به تبعیدگاهشان باز می‏گشتند.28

    شناساندن مقام واقعی زن
    زنی که از مقام و ارزش‏های واقعی خود آگاهی یابد و فلسفه حجاب را از دیدگاه اسلامی بداند و در انتخاب حجاب، ریشه‏ای برخورد کند نه موروثی، دیگر حجاب را حصار و زندان تلقی نمی‏کند؛ بلکه آن را برای خویش وقار و متانت می‏یابد. وقتی آگاهی افراد جامعه نسبت به ضرورت حجاب بالا رفت، دیگر نیازی نیست که نیرویی تهدیدآمیز از بیرون، زنان را مجبور به رعایت حجاب سازد. چنین زنی حتی اگر در فاسدترین مکان‏ها قرار بگیرد با شهامت و آگاهی و بدون توجه به عقاید دیگران، حجاب و عفت خویش را حفظ خواهد کرد.

    الگوی عفت و حیا
    سیمای پرفروغ تو ای کعبه عفاف
    آینه تمام نمای محمد است
    ای دخت مصطفی،
    الگوی عفتی و نشان فضیلتی
    مریم به پاکدامنی‏ات رشک می‏بَرَد
    زیبنده است جامه ایمان به قامتت
    در چهره‏ات حیای «محمد» نهفته است
    در گفته‏ات کلام پدر هست جلوه‏گر
    ای مادر پدر29

    ای زن!
    در آسمان دانش و تقوا و برتری
    پیدا نشد چو فاطمه، تابنده اختری
    در زهد و پاکدامنی و عفت و وقار
    دارد به بانوان جهان فضل و برتری
    جز او که پرورید گهرهای تابناک
    در دامن عطوفت و الطاف مادری؟
    ای زن، برای زندگی راحت تو گفت
    زهرا کلام نغز و خوش و روح‏پروری
    حفظ عفاف کن که نباشد به زندگی
    زیباتر از عفاف، تو را زیب و زیوری30

    حجاب در ایران
    از دیرباز، زنان ایران دارای حجاب کامل بوده‏اند. مطالعه فرهنگ پوشاک مردم ایران در طول تاریخ نشان می‏دهد که زنان شریف ایران حجاب را به عنوان ارزشی والا پاس داشته و بدان افتخار می‏کردند و همگان در مجامع عمومی با پوششی کامل ظاهر می‏شده‏اند. ادبیات، آثار باستانی و نقوش به‏جای مانده از آن دوران، هریک به خوبی نشان اهمیت و جایگاه عظیم و والای حجاب در میان زنان نجیب ایرانی است؛ به عنوان نمونه درباره حجاب زنان ایرانی در دوره اشکانیان چنین آمده است: لباس زنان اشکانی پیراهنی بلند تا روی زمین، گشاد، پُرچین، آستین‏دار و یقه‏راست بوده است. پیراهن دیگری داشته‏اند که روی اولی می‏پوشیدند و قد این یکی، نسبت به اوّلی کوتاه، و هم‏چنین یقه‏باز بوده است و روی این دو پیراهن، چادری سر می‏کردند.31

    تاریخ بی‏حجابی
    اکثر قریب به اتفاق زنان کشورها و مذاهب مختلف تا قبل از نوزایی (رنسانس) دارای حجاب بوده‏اند. پس از دوران نوزایی و انقلاب علمی صنعتی و نیز جنگ جهانی دوم به تدریج زمینه لازم در اروپا فراهم آمد و با وقوع نهضت به اصطلاح آزادی زنان (!) کنار گذاشتن حجاب تشویق شد.

    حیا و پاک‏دامنی از منظر امام علی علیه‏السلام
    امیرمؤمنان حضرت علی علیه‏السلام حیا و عفت را از صفات و دست‏آوردهای ایمان می‏شمارد و از سجایای آزادگان و رسم‏های نیکان می‏داند. حضرت می‏فرمایند: «حیا و پاکدامنی، نشانه آزادگی و جوان‏مردی و لازمه ایمان است».32​
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  6. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/11
    ارسال ها:
    15,730
    تشکر شده:
    8,311
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : مسئله حجاب ، مفهوم و ابعادش

    [h=2]پوشیدگی آزادی است[/h]
    پوشیدگی آزادی است

    [​IMG]


    نویسنده: امیر حضور بخش
    منبع:راسخون




    (جستاری پیرامون آزادی و حجاب)
    چکیده:
    مسأله‌ی آزادی امری است که بنا بر فطرتِ انسان برای او باید فراهم باشد چون انسان بالوجدان می‌یابد که اختیار دارد و دوست دارد که آزاد باشد، بنابراین همه‌ی جوامع سعی بر ارائه‌ی آزادی به نحو احسن دارند لکن سؤالی که در این بین مطرح می‌شود این است که چه چیز ملاک بهتر بودن آزادی است؟ و در واقع چه چیز باعث می‌شود که یک جامعه‌ای را نسبت به جامعه‌ای دیگر آزادتر بدانیم؟ آیا پهنای باند آزادی جوامع ملاک بهتر بودن آزادی است یا اینکه آن افق و خاستگاهی که می‌خواهیم با آزادی به آن برسیم مبنای آزادی را معلوم می‌کند؟ آیا آزادیِ مطلق امری پسندیده است یا برعکس محدود بودن انسان در بعضی موارد لازم است و برای نیل جامعه به سعادت ضروری است؟ و در نهایت آیا به طور مثال جوامع اسلامی با امر حجاب، آزادی افراد جامعه‌ی خود را از آن‌ها گرفته‌اند یا اینکه باعث آزادی آن‌ها شده‌اند؟ در این مقاله بر آنیم که پاسخ سؤال‌های بالا و مسائلی از این قبیل را بدهیم و دریابیم که حقیقت انسان، روحِ متعالی اوست و آزادی در درجه‌ی اول برای آن باید ترسیم شود و در مرحله‌ی بعد آزادیِ جسم مورد توجه قرار می‌گیرد و می‌خواهیم بیان کنیم که بازتر بودنِ پهنای باندِ آزادیِ جوامع ملاک بهتر بودن آن‌ها نیست بلکه رساندن افرادِ جامعه به سعادتِ انسانی به آزادی جوامع ارزش می‌دهد و در این راستا آنجا که لازم است باید محدودیت‌هایی برای انسان در نظر گرفت که این امر را عقل هم تایید می‌کند، و نهایتاً برآنیم که بیان کنیم اصل حجاب در اسلام نه تنها با آزادی انسان منافاتی ندارد بلکه برهنگی است که سلبِ آزادی از روان و خاطر وجسم انسانها می‌کند. اهمیتِ این نوشتار آنجا روشن می‌شود که بعضی برآنند که اسلام را از آزادی دور بدانند و آزادی را آنگونه که در جوامع غربی است صحیح می‌دانند در حالی که آزادی حقیقی را اسلام به انسان‌ها می‌دهد و مبنای غرب انسان را در بند انسان‌ها در می‌آورد و این یعنی مرگ آزادی.
    کلید واژه:
    آزادی، اومانیسم، توحید، دین، روح و حجاب.
    مقدمه:
    مولای متقیان امیر المؤمنین علیه السلام می‌فرمایند: حق در توصیف و گفتار گسترده ترین چیزهاست اما در عمل تنگ ترین چیزهاست. (1)
    به نظر می‌رسد که در موردِ مفهومِ آزادی نیز چنین باشد یعنی سخن در باب آن بسیار است لکن آزادی حقیقی و برخورداری از آن، جز برای اندکی از انسان‌ها حاصل نیست. و اکثر انسان‌ها آزاد نیستند، در جهانِ امروزِ ما آزادی بیشترین مُدعی را دارد یعنی انسان‌های زیادی ادعای آزاد بودن می‌کنند لکن کمترین مصداق را انسان‌های آزاد دارند. مسأله این است که گاه انسان گمشده‌ای دارد و در پی آن می‌گردد تا آن را بیابد ولی گاه انسان گمشده‌اش را هم گم می‌کند و اصلا نمی‌داند که گمشده‌ای دارد. در باب مفهوم آزادی در قرن 21 همین مساله رخ داده است یعنی ما انسان‌ها آزادی حقیقی را فراموش کرده‌ایم و اصلاً متوجه هم نیستیم که ما باید آزاد باشیم، بلکه با خیالات و توهماتی از آزادی خود را فریب داده‌ایم و بهره مندی تن از لذت‌ها و شهوات و باز بودنِ زبان برای گفتن‌ها و نگفتن‌ها را اوج آزادی دانسته‌ایم، در حالی که از آزادی روح غافل مانده‌ایم. ما سعی کرده‌ایم آزادی را برای انسان تعریف کنیم در حالی که ابتدا نیاز داریم انسان را تعریف کنیم و بدانیم که حقیقتِ انسان چیست و سپس آزادی را برای آن حقیقت ترسیم کنیم، غافل بودن از اینکه حقیقت و اصلِ انسان به چیست، اشتباه در تعریف از آزادی او را به همراه خواهد داشت پس ابتدا باید انسان را شناخت، و چه کسی بهتر از آنکه انسان را خلق کرده می‌تواند اورا به ما معرفی کند؟ آری بهترین راه برای شناخت حقیقی انسان این است که از دین مدد بجوئیم و بعد از آنکه حقیقت انسان برای ما روشن شد سعی در تعریف آزادی برای او بکنیم و اگر جز این عمل کنیم احتمالِ به خطا رفتنمان زیاد است. دین دو ساحتِ روح و جسم را برای حقیقت انسان معرفی می‌کند پس در تعریف آزادی باید هر دو ساحت را مدِّ نظر داشت، سپس از خود دین بفهمیم که کدام ساحت مهم‌تر و اساسی‌تر است و برای آزادی آن ساحت بکوشیم، همچنین غایت و هدفی که برای انسان ترسیم شده را می‌توان از دین فهمید و آزادی را در راستای رسیدن به آن می‌توان تبیین کرد. این‌ها نکاتی است که بشر امروز به آن توجهی ندارد و ما در این تحقیق سعی بر توجه بر آن‌ها کرده‌ایم. اکثریت انسان‌ها بر مبنای دین آزادی را تعریف نکرده اند و آزاد نیستند، تنها عده‌ای قلیل که دین دارِ واقعی هستند آزاد زندگی می‌کنند، آزادی بشر امروز در بند بی دینی اوست و این چه آزادی است که در بند است؟ نکته‌ای که باید در اینجا اشاره کنیم این است که در این تحقیق سعی شده از دو فرهنگ اسلامی و غربی سخن رانده شود و آزادی تبیین گردد لکن منظور از غرب، غرب مکانی نیست بلکه فرهنگ غیر دینی آن است که شاید در جامعه‌ی خود ما هم مشاهده شود و منظور از اسلام، دین اسلام است که در هر جای دنیا رسوخ کرده است و وجود دارد. این مقاله در دو بخش تدوین شده است، بخش اول به مساله‌ی آزادی و تبیین آزادی حقیقی پرداخته است و بخش دوم به بررسی این مساله که آیا حجاب منافاتی با آزادی دارد یا خیر رسیدگی کرده است (با استفاده از کتابِ مساله‌ی حجابِ شهید مطهری). البته عقلی بودن و استدلالی بودن امری است که در همه‌ی تحقیق مدِّ نظرِ گردآورنده بوده است تا هر اندیشه‌ی بی غرضی بتواند نتیجه گیری صحیح از مطا لب این مقاله داشته باشد. در بخش‌های زیادی نگارنده نظر و عقیده‌ی شخصی خود را ارائه کرده است و امیدوار است که نقایصِ اندیشه‌اش به مرور و به فضل الهی تصحیح گردد. امید است که رضای پروردگار و خوشنودی حضرت بقیة الله در ورای این تلاشِ ناچیز قرار داشته باشد.
    بخش اول: آزادی
    فصل 1: آزاد یا محدود
    آزادی چیست؟
    آزادی از مفاهیمی است که آن را نسبتاً بدیهی می‌دانند و هر کس بالوجدان می‌تواند بفهمد که آزاد هست یا خیر، و البته با این همه آزادی مفهومی است که تعاریف مختلف و گاه متضادی از آن ارائه شده است که به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم و سپس سعی می‌کنیم تعریفی صحیح را برگزینیم. جان لاک می‌گوید: آزادی عبارتست از قدرتی که انسان برای انجام عملی خاص یا اجتناب از آن داراست. اسپیونزا می‌گوید: انسانی آزاد است که به موجب عقل زندگی می‌کند. کانت اعتقاد دارد: آزادی یعنی استقلال از هر چیز غیر از اصول اخلاقی. گروهی آزادی را برخورداری هر چه بیشتر از لذت‌های مادی و جنسی دانسته‌اند. آزادی در اسلام عبارتست از آنکه انسان در رسیدن به تعالی و کمالِ انسانی هیچگونه مانعی نداشته باشد که این پیوسته با مسئولیت وی همراه است. نکته: باید توجه داشت که علاقه‌ی انسان به آزادی ریشه‌ی تکوینی دارد که منشأ آن وجود اراده در اوست(2) و ما در این مقاله در صدد بیان دو تعریف آخر و برگزیدن یکی از این دو هستیم.
    بیانی از آزادی در فرهنگ غرب وفرهنگ اسلام
    آزادی که امروز جوامع غربی بر سر آن پافشاری دارند ریشه در اومانیسم دارد(یعنی انسان محوری). غرب اولاً با مفهومِ سکولاریزم، خود را از آسمان جدا کرد و ثانیاً با مفهوم اومانیسم انسان را محورِ همه چیز قرار داد و لیبرالیسم (آزادی خواهی) را حاکم بر زندگی افرادش کرد. فرهنگ غرب، فر هنگ مُدرنیته است که ریشه و اساسِ این فرهنگ اومانیسم است. فرهنگِ مُدرینته مقابلِ فرهنگِ توحیدی اسلام است چرا که مدرنیته ریشه در اومانیسم و انسان محوری دارد و باتوجه به کثرتِ امیال و خواسته های انسان یک فرهنگِ کثرت گراست، حال آنکه فرهنگِ اسلام یک فرهنگ توحیدی و وحدت گراست که ریشه در خدا محوری دارد و این دو فرهنگ با هم قابل جمع نیستند.(چون کثرت و وحدت با هم قابل جمع نیستند) (3) ما در بحثِ آزادی در ابتدای امر باید متوجه این موضوع باشیم که آزادی را از دیدگاه کدام فرهنگ می‌خواهیم تعریف کنیم، برخی می‌خواهند با تفکر اومانیستی تعریفی از آزادی برای جامعه‌ی اسلامی ارائه دهند که این کار اشتباه است. در فرهنگ اسلام، اسلام بر آن است که ابتدا روشن کند که انسان جدا از آسمان نیست بلکه دارای دو بُعدِ روحانی و جسمانی است و نمی‌شود برای انسانی که دارای دو ساحت است فقط با در نظر گرفتنِ ساحت جسمانی‌اش برنامه ریزی کرد و آزادیِ او را در آزادیِ جسمش دید، چه بسا آزادی‌های جسم که لطمه به آزادی روح می‌زنند. ولی غرب ساحت روحانیِ انسان را نادیده گرفت و تنها با نظر به ساحت جسمانی او برای او برنامه ریزی کرد و آزادی انسان را نیز با همین تفکر تعریف کرد، که درست یا غلط بودن آن باید بررسی شود.
    آزادیِ مطلق ممنوع؛ به دلیل اصل عدالت
    آنچه در این قسمت می‌خواهیم برای خود روشن کنیم این است که جایگاهِ آزادی تا کجاست؟ یعنی آیا آزادی باید بی قید و شرط محقق شود یا اینکه عقل حکم می‌کند بر اینکه جاده‌ی آزادی باید دارای دو حد و دو طرف باشد؟ آنچه که در همه‌ی دنیا دیده می‌شود این است که هیچ عقل و آئینی آزادی مطلق را قبول ندارد، یعنی حتی جوامعی که خود را دارای بیشترین آزادی می‌دانند دارای قوانینی هستند که این آزادی را محدود می‌کند، به طور مثال در هیچ جای دنیا کُشتنِ انسان بی گناه آزاد نیست حال اگر کسی بگوید من می‌خواهم در انسان کُشی آزاد باشم و این حقِ من است که آزاد باشم این حرف را از او نمی‌پذیریم (در ماده‌ی 29 اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر اینگونه آمده است: هر کس در اِعمالِ حقوق و آزادی‌های خود باید فقط تابع محدودیت‌هایی باشد که توسط قانون صرفاً به منظور تامین شناسایی و احترام لازم به حقوق و آزادی‌های دیگران و برآورده کردن مقتضیات عادلانه‌ی اخلاق، نظم عمومی و رفاه همگانی در جامعه‌ای دموکراتیک مقرر می‌شود)(4). در واقع عدالت مفهومی است که همه بر خوب بودن آن اذعان دارند و عدالت طبق بیانی زیبا از امام علی(علیه السلام) این گونه تعریف می‌شود: قرار گرفتن هر چیز در جای خودش.(5) پس قانون می‌آید و جایگاه امور از جمله آزادی را تعیین می‌کند و سپس با قرار گرفتن امور در جایگاهشان عدالت محقق می‌شود. پس محدود شدنِ آزادی انسان‌ها به وسیله‌ی قانون گذار برای رسیدن به عدالت و مفاهیمی از قبیل آن مثلِ رشد و کمال و صلح و غیره نه تنها اشکالی ندارد بلکه امری پسندیده است که همه‌ی عقولِ بشری آن را قبول دارند و نه تنها آن را مقابل آزادی نمی‌دانند بلکه اصلاً اگر این محدودیتِ آزادی نباشد آن را تقبیح می‌کنند و آزادی مطلق را مصداقِ ظلم به حساب می‌آورند، یعنی عدالت باعث می‌شود که ارضای نیازها عادلانه باشد نه ظالمانه. نهایتاً آنکه آزادی مطلق یک امر رد شده است و همه آزادی در حیطه‌ی قانون را قبول دارند، تنها تفاوتی که هست این است که دو حد و دو طرف جاده‌ی آزادی تا کجا باید تعیین شود؟ یعنی تفاوتِ افراد و کشورها و آئین ها در این است که خطوط قرمزشان تا کجاست؟ پهنایِ باندِ آزادیِ برخی از جوامع وسیع است و برخی محدود، حال سؤال این است که آیا هر چه پهنای این باند بیشتر باشد بهتر است یا کمتر؟ در جواب باید گفت: وُسعتِ جاده‌ی آزادی به معنای بهتر بودن آزادی یک جامعه نیست و همچنین تنگ بودن آن نیز به معنی آزادی بهتر نیست و به طور مطلق هیچ یک از این دو راه را نمی‌توان پسندید، به طور مثال اگر یک جامعه‌ای کِشت مواد مخدر را آزاد کند ما این افزایشِ آزادی را خوب قلمداد نمی‌کنیم، و اتفاقاً برعکس محدود بودن جامعه را در این امر بهتر می‌دانیم، از آن طرف نیز اگر جامعه‌ای مردمش را از حقوق اولیه مثل حق رأی محروم کند ما این تنگ شدن باندِ آزادی را بد می‌دانیم پس ملاک پهنای باند آزادی نیست بلکه ملاک این است که ببینیم این قوانین تا چه حد در راستای رسیدن به اهداف و آرمان‌های آن جامعه توانسته اند مؤثر باشند. نهایتاً اینکه اگر جامعه‌ای با محدودیتِ بیشتر بتواند عدالت و اهداف و آرمان‌های خودش را بیشتر محقق سازد آزادیِ آن جامعه با ارزش‌تر است و بر عکس جامعه‌ای که با گسترش پهنای باندِ آزادیِ خود از اهداف خود دور مانده آزادی‌اش بی ارزش است. حال اگر دین در ظاهر محدودیت‌های بیشتری تعیین کند و خطوطِ قرمزش بیشتر باشد ولی در عوض باعث رشد و کمالِ جامعه و انسان بشود باید بگوییم آن دین به آزادی ارزش داده و اصلاً آزادی که آن دین ترسیم کرده راهِ صحیح بوده است، که این مطلب را در ادامه بیشتر توضیح می‌دهیم.
    فصل 2: اسلام و آزادی
    بیان اسلام از آزادی
    در مبنای توحیدیِ اسلام اولین نکته‌ای که مدِّ نظر قرار می‌گیرد این است که روحِ انسان اصل و شالوده‌ی انسان است و جسم ابزاری است در اختیارِ روح، یعنی نکته‌ای که مدِّ نظر قرار می‌گیرد این است که انسان یک تن دارد و یک من، که حقیقت انسان من یا نفس یا روح اوست، یعنی هر انسانی می‌یابد که خودش غیر از جسمش است و بنابراین مثلا با قطع شدن یک دستش نمی‌گوید چیزی از انسان بودنش کم شده بلکه آن را فقط نقص در جسمش می‌یابد، این مطلب در خواب هم برای انسان قابل فهم است که انسان خود را در مکانی که خواب می‌بیند می‌یابد و واقعاً هم همینطور است در حالیکه جسمش در رختخواب است(6)، پس اصل روح است و این تن ابزاری است برای اینکه نفس استعداد های بالقوه‌اش را بالفعل کند و به همین جهت نفس تن را دوست دارد تا با آن به کمال برسد. با توجه به آنچه بیان شد آزادی باید برای روح تعریف شود و باعث ارتقاءِ روح باشد و آن آزادی که روحِ انسان را از کمال باز می‌دارد نه تنها آزادی برای انسان حساب نمی‌شود بلکه اسارت است برای انسان(چون اصلِ انسان روحِ اوست)، بنابرین اگر آزادیِ جسم باعث لطمه و محدودیت روح شود این نه تنها آزادی نیست بلکه محدویت است.
    مقصد آزادی در اسلام کمال است
    فرهنگِ توحیدی اسلام می‌خواهد به ما بفهماند که باید متوجه بود که انسان دارای دو ساحت است (جسم و روح) و در این دو ساحت نیز آنچه اصلِ انسان را تشکیل می‌دهد روح اوست و آزادی اگر باعث کمال روح و ارتقاءِ آن نباشد آزادی نیست بلکه محدودیت و غُل و زنجیر است بر پای روح. طبق فرهنگ اسلام روح انسان مخلوق از روحی است که از جانب خداست (و نَفختُ فیه مِن روحی) و کمال و ارزش این روح در این است که هر چه بیشتر به سمت اصل و اساس خود (خدا) حرکت کند، طبقِ قرآن در سوره‌ی تین می‌خوانیم که(لَقد خَلقنَا الانسانَ فی احسنِ تَقویم – ثُم رَدَدناهُ اسفلَ سافلین) یعنی خداوند به عنوان خالقِ انسان، انسان را در بهترین مقام خلق کرد (خلقت روح او) سپس او را به پایین‌ترین حدش آورد (یعنی او را در جسم قرار داد چون عالم ماده پایین‌ترین عالمی است که خدا خلق کرده) سپس این را می‌فهماند که انسان در این اسفل سافلین(جسم) می‌ماند مگر آنکه با انجام عمل صالح روحِ خود را بالا بکشد و به سمتِ اصل و اساس خود حرکت کند (الّا الذینَ امنوا و عَملوا الصالحاتِ فلَهُم اجرٌ غیرُ مَمنونٍ). پس مبنای توحیدی اسلام این است که باید اصل آزادی را بر روح بگذاریم یعنی شرایطی فراهم کنیم که روح انسان بتواند در سمتِ کمالِ خود حرکت کند وگرنه آزادی را از انسان گرفته‌ایم، البته در این راستا آزادی جسم هم در تبعیت و همراهی با روح مطرح است و جسم انسان نیز باید آزادی داشته باشد تا روح با استفاده از آن به سمت کمال حرکت کند.
    یک سؤال کلیدی
    مطلبی که هست این است که نفسِ انسان به دنبال آزادی مطلق است و اتفاقاً دوست دارد که هر کاری که خواست انجام بدهد و مانعی نداشته باشد، حال سؤال این است که آزادی در دین اسلام چرا برای این نفس محدودیت ایجاد می‌کند؟ مثلاً روحِ انسان زیبایی را دوست دارد و می‌خواهد خود را به همه با صورتی زیبا نشان دهد ولی دین مانع این کار او می‌شود و مثلاً حجاب را برای او واجب می‌کند. در جواب باید گفت که روح انسان هم گرایش به اموری دارد که از نظر اخلاقی پسندیده نیست و هم گرایش به امور اخلاقی و خوب، و این به خاطر وجودِ نفس امّاره(امر کننده به بدی) و نفس لوّامه (بازدارنده از بدی) است، بنابراین می‌بینیم که انسان با شنیدنِ موسیقی مُطرب لذت می‌برد و میل به گناهی مثل رقصیدن پیدا می‌کند و با شنیدنِ اوصاف و احوالاتِ افرادِ آرام و با اخلاق نیز تحت تاثیر قرار می‌گیرد و این کمالات را برای خودش هم می‌پسندد. پس انسان در نفسِ خود با دو قدرت امّاره و لوّامه مُواجه است که هر کدام می‌خواهند نفسِ انسان را در خدمت خود گیرند، حال اگرانسان در این حالت به خودش واگذار شود نمی‌تواند تشخیص دهد که کدام یک صحیح است و کدام غلط؟ آیا پیروِ نفس امّاره بودن درست است یا نفس لوّامه؟ یا پیروی کردنِ از هر دو؟ در اینجاست که انسان نیاز به یک راهنما دارد برای اینکه مشخص کند که کدام راه صحیح است و انسان را به کمال می‌رساند، در ابتدا انسان با کمکِ عقلِ خود می‌تواند تشخیص دهد که کدام راه صحیح و کدام راه غلط است لکن گاهاً در برخی موارد تشخیص به این سادگی نیست و عقل نمی‌تواند بفهمد چه باید بکند تا به کمال برسد، چون عقلِ انسان یا از راه آزمون و خطا به نتیجه می‌رسد و یا از راه استفاده از تجربه‌ی دیگران، و انسان طبیعتاً آنقدر وقت ندارد که همه چیز را بیازماید و یا همه تجربه‌ها را امتحان کند پس نیاز به امری بالاتر از خود دارد، در اینجا نیاز به وحی احساس می‌شود تا موجودی که خودش دارای کمالِ مطلق است و انسان را خلق کرده این انسان را سمت کمال هدایت کند، حال از اینجا به بعد پای دین هم به وسط می‌آید تا کمک کند که این انسان به کمال برسد. نهایتاً دین انسان را از دو راهیِ نفس امّاره و لوّامه نجات می‌دهد و چارچوب و قوانینی را مطرح می‌کند که به وسیله‌ی آن انسان بتواند به سمت کمال حقیقی خود حرکت کند و این چارچوب و قوانین هم منافاتی با آزادیِ هدفمند او ندارد(چون قبلا عرض کردیم که هیچ عقل وآئینی آزادی مطلق را نمی‌پذیرد) در نتیجه انسان با کمک عقل و وحی راهِ صحیحِ به کمال رسیدن را می‌یابد و برخی محدودیت‌ها را برای نفسِ امّاره می‌پذیرد تا بتواند به کمال حقیقی خود برسد، پس اگر میل به نشان دادنِ خود داشته باشد ولی وحی حجاب را برای او واجب کند ناراحت نمی‌شود چون می‌داند وحی در ورای این محدودیت می‌خواهد کمالی بالاتر را برای او به ارمغان آورد پس آن را می‌پذیرد و کلاً هر آنچه از جانب کامل مطلق باشد را می‌پذیرد.
    استدلال برای نیاز به کامل برای کمال
    انسان برای رسیدن به کمال دو راه دارد:
    1- یا باید از طریق خودش کمال را بدست آورد: که این امر باطل است، چون انسان فاقد کمال است و نمی‌تواند به خودش کمال بدهد یعنی فاقد شیء نمی‌تواند معطی شیء باشد.
    2- یا از طریق «دیگری» کمال را تحصیل کند: در این صورت «دیگری» خودش کمال را ندارد، که دوباره اشکال فاقد شی معطی شیء نیست مطرح می‌شود. اما اگر «دیگری» خودش کمال دارد، این می‌تواند باعث کمال انسان بشود که مصداق اکمل آن‌ها خداست. طبق این استدلال انسان برای رسیدن به سعادت و کمال نیاز به موجودِ کامل(خدا) دارد و چارچوبِ آزادی او را هم خدا تعیین می‌کند و انسان به سمتِ کمال خود حرکت می‌کند. بنابراین آنجایی هم که مانعی بر سر راه خودش دید که از جانب دین بود آن را می‌پذیرد حتی اگر دلیل آن را نداند، چون معتقد است خداوند که کامل مطلق است و می‌تواند باعث کمال او شود این برنامه را داده و این را مغایر با آزادی خود نمی‌بیند بلکه آزادی را در همین می‌داند چون آزادی روح و نفسِ انسان در این است که به سمت کمال خود حرکت کند.
    نتیجه‌ی بخش
    طبق آنچه بیان شد در فرهنگ اسلام کاملِ مطلق با قوانینِ خود آزادی مطلق را تبدیل به آزادی هدفمندی می‌کند که هدف آن هم کمال و سعادت انسان است. ولی در فرهنگ غرب اولاً مسئله‌ی دو ساحتی بودن انسان نادیده گرفته شده و فقط به جسم توجه شده است و ثانیاً محورِ همه چیز انسان قرار گرفته که باعث می‌شود جهت‌های مختلف و متضادی به آزادی داده شود چون امیال انسان‌ها کثیر و مختلف اند. و نهایتا در این فرهنگ تعالی و رشدی برای روح انسان‌ها که اصل و شالوده‌ی انسان را تشکیل می‌دهد در نظر گرفته نشده است، بنابراین آزادیِ فرهنگ اسلام که آزادی روح و کمال روح است والاتر و پسندیده تر است.
    بخش دوم: حجاب
    در راستای بحثِ آزادی مطلبی که به نظر می‌رسد حائز اهمیت باشد که بحث شود مساله حجاب است، بی شک این مسئله که آیا حجاب در اسلام مخصوصاً برای زنان با آزادی منافاتی دارد یا خیر یکی از مسائل مهمِ بحثِ آزادی است. البته قبلاً اشاره‌ای به این مسئله شد لکن بهتر است به طور تفصیلی مورد بررسی قرار گیرد.
    فصل 1: برهنگی ≠ آزادی
    اسلام با توجه به مبانی خودش حجاب را چه برای زن و چه برای مرد واجب می‌داند حال هر کدام به حسب خودشان، در مقابل تفکراتِ دیگری مِن جمله تفکراتِ غربی حجاب داشتن و پوشیده بودن را لازم نمی‌دانند. ما قبلاً اشاره کردیم اسلام با توجه به اینکه که از جانبِ کامل مطلق آمده و این کامل مطلق است که می‌تواند انسان را به کمال برساند و همچنین کمال انسان در کمال روح است بیان کردیم که نظر اسلام این است که قانون حجاب اگر چه محدودیتی در ظاهر ایجاد می‌کند لکن آزادی روح را به همراه دارد بنابراین انسانِ آگاه با تمام وجود این محدودیت را برای جسمش می‌پذیرد تا روحش که اصل و شالوده‌ی او را تشکیل می‌دهد به کمال برسد و اصلاً آزادی حقیقی هم همین است. در تفکر غربی مبنا چیزی غیر از این است یعنی برخی از اندیشمندان غربی معتقدند که آزادی، آزادی جسم است و بنابراین حرف‌های دین در راستای تعالی روح بی پایه و اساس است و انسان هر طور که خواست باید با مساله حجاب برخورد کند و به خاطر این طرز فکر برهنگی برای بشر امروز به ارمغان آمده است.
    طبق آنچه که از دین اسلام بیان شد و نظرات مساعدی که از جانب اندیشمندان خودِ غرب هم مطرح است ما اینگونه برداشت می‌کنیم که برهنگی متضاد آزادی است چون یک زن با برهنگی خودش روح سایر افراد جامعه را اسیر خود می‌کند و از طرفی با در معرض قرار دادن خودش، خودش را اسیر نگاه‌ها و لذت طلبی‌های سایرین می‌کند و این برهنگی سلب آزادی دو طرفه را به همراه دارد.
    فصل2: پوشیدگی = آزادی
    تبیین حجاب در اسلام
    در دین اسلام حجاب برای زن ومرد لازم است، طبق آیه 30 و31 سوره‌ی نور(6) و آیه‌ی 59 سوره‌ی احزاب(7) مؤمنین و مؤمنات وظیفه دارند پوشیدگی خود را حفظ کنند و همچنین چشم‌های خود را از نگاه به نامحرم باز دارند، آیه‌ای دیگر نیز هست که آیه‌ی 54 سوره‌ی احزاب است و معروف به آیه‌ی حجاب، که بیان می‌دارد اگر از آن‌ها چیزی خواستید از پشت پرده بخواهید. برخی با استفاده از این آیه خواستند اینگونه القا کنند که اسلام اعتقاد دارد زنان در خانه بنشینند و همیشه در پشت پرده باشند و این معنای حجاب است، حال آنکه این آیه برای زنان پیامبر نازل شده که در پشت پرده باشند نه برای سایر زنان، دلیل آن هم این بوده که سوء استفاده های سیاسی از زنان پیغمبر نشود، ولی لفظ حجاب برای سایر زنانِ مسلمان به کار نرفته تا اینکه منظور پشت پرده و خانه نشینی آن‌ها باشد بلکه پوشیده بودن و سِتر داشتن به کار رفته برای حفظِ حیاء و عفتِ فرد و جامعه وگرنه اسلام با اجتماعی بودن زن و روابطی که در شأن و عفت او باشد هیچ مخالفتی ندارد.
    کلمه‌ی حجاب به مرور به جای ستر و پوشیدگی استفاده شده آن هم در بین خود مردم وگرنه قرآن و اسلام از این لفظ برای غیر زنان پیغمبر استفاده نکرده، در لسان فقهای قدیم هم کلمه‌ی ستر استفاده می‌شده،(8) اسلام با در نظر گرفتن پوشیدگی چه برای زن و چه برای مرد به دنبال مدینه‌ی فاضله است که باعث تعالی روح می‌شود که از باب نمونه برخی از اثراتِ حجاب را بیان می‌داریم.
    اثرات حجاب داشتن
    شهید مطهری در کتاب مسأله‌ی حجاب این‌گونه بیان می‌دارد: از نظر اسلام محدودیتِ کامیابی جنسی به محیط خانوادگی و همسران مشروع، از جنبه‌ی روانی به بهداشت روانی اجتماع کمک می‌کند و از جنبه‌ی خانوادگی سبب تحکیمِ روابطِ افراد خانواده و برقراری صمیمیت کامل بین زوجین می‌گردد و از جنبه‌ی اجتماعی موجب حفظ و استیفای نیروی کار و فعالیت اجتماعی می‌گردد واز نظر وضع مرد در برابر مرد سبب می‌گردد که ارزش زن در برابر مرد بالا رود پس اثرات حجاب یکی آرامش روانی، دوم استحکام پیوند خانوادگی، سوم استواری اجتماع و ارزش واحترام زن است. (9)
    الف) آرامش روانی:
    توضیح آنکه روح بشر فوق‌العاده تحریک‌پذیر است، و این‌گونه نیست که تحریک‌پذیری آن محدود به حدِ خاصی باشد و پس از آن آرام گیرد، شهوت در انسان مانند آتش است که هر چه به آن خوراک بدهی شعله ورتر و سرکش‌تر می‌شود. پس با گسترش بی بند و باریِ جنسی نه تنها روح انسان آرام نمی‌گیرد بلکه بیشتر مشوش و ناآرام می‌شود بنابراین راه صحیح آن این است که با حفظ این غریزه آن را جهت دهی کنیم تا از ناملایمات و تشویش‌های روحی در امان باشیم.
    ب) استحکام خانوادگی:
    در جامعه‌ای که حجاب و عفت حکم فرماست افراد با ازدواج خود را از محرومیتِ جنسی آزاد کرده و با لذت فوق العاده‌ای که می‌برند پایبندی زیادی نسبت به خانواده ایجاد می‌شود، لکن در جامعه‌ای که بی‌بند و باری جنسی رواج دارد فرد ازدواج را برای خود محدودیت می‌داند و حاضر نیست ازدواج کند چون هر گونه لذت جنسی را که بخواهد. می‌تواند بدون ازدواج تجربه کند بنابراین ازدواج را می‌گذارد برای دوران بعد از جوانی که در این صورت دیگر یا برای فرزند آوری زن را می‌خواهد و یا برای خدمتکاری و رهایی از تنهایی، و مسلماً خانواده در حالت اول بهتر و بهینه‌تر است نسبت به خانواده در حالت دوم.
    ج) استواری اجتماع و ارزش و احترام زن:
    در فرهنگ اسلام هدف آن است که با تدبیری مثل حجاب ارزش و جایگاه زن حفظ شود (آن چیزی که در فرهنگ غرب نمی‌توان مشاهده کرد)، مرد غربی اینگونه احساس می‌کند که هر وقت خواست از هر زنی که خوشش آمد، می‌تواند بهره‌ی جنسی ببرد (حال یا در حد نگاه یا لمس وغیره) و مسلماً این امر باعث پایین آمدن ارزشِ جایگاه زن در نزد مرد می‌گردد. این یک قاعده‌ی عقلی است که هر چیزی که ارزشمندتر بود را باید محافظت بیشتری کرد مثلاً هیچکس طلا و نقره‌ی خود را در کنار آهن آلات در کوچه نمی‌گذارد بلکه آن را در صندوق و جاهای امن نگه می‌دارد، این محدودیت و محفوظیت را هم نه تنها کسی رد نمی‌کند بلکه همه لازم می‌دانند چون پی به ارزشِ بالای طلا برده‌اند، حال اسلام نیز با محدودیتِ حجاب به بهای بالای زن ارج نهاده و نخواسته آن را بی ارزش در جامعه کند، لکن جوامع غربی با اهمیت ندادن به ارزش ذاتی زن و تفاوت قائل نشدن بین زن و مرد ـ با وجود تفاوت‌های اساسی که بین آن دو هست ـ باعث بی ارزش شدن و نزول مقام زن شده‌اند. طبق تفکر اسلام تنها مردی می‌تواند از جسم زن و روح بلند او بهره ببرد که نفقه و خرج او را بدهد و بارِ مسؤلیت او را بپذیرد و برعکس در غرب مرد از زن بیشترین لذت را می‌برد، بدون آنکه مسؤلیت بعدی در قبال او داشته باشد.
    برداشت این بحث
    طبق آنچه که بیان شد اسلام می‌گوید التذاذاتِ جنسی ولو در حد نگاه باید به محیط خانوادگی و به همسر مشروع اختصاص یابد و محیط اجتماع خالص برای کار وفعالیت باشد و برای همین به زن اجازه نمی‌دهد که وقتی از خانه بیرون می‌رود موجبات تحریک مرد را فراهم آورد. حجاب در اسلام مغایرت با آزادی ندارد بلکه باعث آزادی روح و روان انسان و چه بسا جسم انسان می‌گردد، اینکه در ابتدای بحث ما برهنگی را متضاد با آزادی معرفی کردیم بیانگر این مطلب است که برهنگی نه تنها آزادی نیست بلکه در بند کردن روح و جسمِ عطشان سایر انسان‌هاست، یعنی یک زن با آرایش کردن و پوشش بدِ خود، ذهن و افکار مرد را به خود جلب می‌کند و روح او را در اسارت نفس خودش و آن زن در می‌آورد، از طرفی آن زن خودش را در اختیار آن مرد قرار داده و در بند نگاهِ شهوت آمیز و غرایضِ آن مرد قرار گرفته است، پس از طرفی سلب آزادی فکر و روح و حتی جسم کرده از یک نفر دیگر و از طرفی سلب آزادی سیر در اجتماع کرده از خودش با خریدن اسارت سنگینِ نگاه های مردم. آنچه مسلم است این است که در این بین دو روح این دو انسان در اسارت یکدیگر قرار می‌گیرد و این یعنی سلب آزادی، پس برهنگی متضاد می‌شود با آزادی روح، و پوشیدگی مساوی می‌شود با آزادی روح وجسم وجان آدمی.
    نتیجه
    در این مقاله سعی شد که تبیین شود محدودیت هایی که اسلام برای جسم در نظر می گیرد سبب آزادی روح می گردد تا مسیرش را به سمت رشد و کمال به خوبی طی کند. و از آنجا که جسم و روح هر دو خواهان آزادی ها و تمایلات خود هستند نیاز به منبعی بالاتر هست تا چارچوب آزادی این دو را مشخص کند. در اینجاست که دین دو ساحتی بودن انسان را به او گوشزد می کند و اصالت انسان را به روح می دهد تا به کمال برسد. در این راستا یکی از جاهایی که دین برای جسم محدودیت ایجاد می‌کند مسأله‌ی حجاب است که به آن اشاره شد و بیان شد که حجاب آزادی روحِ خود زن و آزادی روحِ مرد نامحرم را به همراه دارد. والسلام علی من اتبع الهدی​
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  7. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/11
    ارسال ها:
    15,730
    تشکر شده:
    8,311
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : مسئله حجاب ، مفهوم و ابعادش

    [h=2]تربیت اسلامی[/h]
    تربیت اسلامی اصولاً از خصوصیات منحصر به فردی برخوردار است که ذیلاً به اهم جوانب آن پرداخته می‌شود:۱ـ تربیت اسلامی در صدد بارآوردن انسان صالح است. البته هدف مکاتب تربیتی دیگر، غالباً در آماده سازی فرد به اساس اصل خدمت به وطن و آنچه اخلاق ملی خوانده می‌شود، خلاصه می‌گردد و در بستر ارزش‌های انسان شمول رشد و نمو نمی‌کند. لذا تماماصول تربیتی از قبیل وفاء، درستکاری، صلح، عدم تجاوز بر حقوق دیگران، عدم تقلب در تولید کالا و امثال آن در مکتب‌های بیگانه، نسبی بوده و درهمه حال بستگی به مصالح ملی و میزان خدمت به وطن دارد. پس انسان شایسته از نقطه نظر غربی، همان است که اخلاقیاتش از منافع ملی و قومی او سرچشمه گیرد و تنها به ارزش‌هایی متعهد باشد که به مصلحت وطنش می‌انجامد و بس!اما اسلام عزیز از چنین دوگانگی در اهداف تربیتی، بیزار بوده و اخلاق بر حساب مصلحت را نمی‌پذیرد. اخلاق در اسلام عبارت از یک سلسله ارزش ایمانی است که انسان مسلمان در هر وقت و زمانی باید به آن ملتزم باشد و از پیامد آن هم بیم نکند.ازینرو مسلمان در هرجا و هر زمانی راستگو و درستکار بوده و از خیانت بامسلمان و یا غیرمسلمان اجتناب می‌ورزد. و اگر به این دست از ارزش‌های اخلاقی و تربیتی پابند نبود،دانی که او از اسلام دور و یا روش تربیتی او ناتمام بوده است. و البته برنامه تربیتی سالم و پخته اسلامی، همان برنامه‌ای است که افرادی را بارآورد که علیرغم تفاوت در رنگ و بو و یا در چهارچوب مصالح قومی، بازهم در حوزه اخلاق و تعهد به اصول تربیتی باهم یکسان و همنوا باشند.۲ـ تربیت اسلامی عمدتاً یک تربیت الهی است. جنبه ایمانی و ربانی بودن در تربیت اسلامی از مهمترین ویژگی‌های آن به شمار می‌رود. بدیهی است که تربیت اسلامی قبل از همه در صدد ساختن انسان مؤمن و بادیانت می‌باشد. و البته ایمان در قاموس اسلام تنها حرفی بر زبان و یا آوازی در هوا نیست، بلکه ایمان حقیقتی است که دامنه شعاع آن وقتی به عقل می‌رسد، آن را قانع می‌سازد و چون به عاطفه سرایت می‌کند، آن را می‌شوراند و هرگاه به اراده می‌پیوندد، آن را برمی‌انگیزد و بهحرکت درمی‌آورد و بالاخره ایمان پدیده‌ای است که در قلب جا می‌گیرد و عمل آن را تصدیق می‌کند. خداوند می‌فرماید:إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آَمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ. ( الحجرات/ ١۵)مؤمنان راستین کسانی‌اند که به خدا و پیامبرش ایمان دارند و در ایمان خویش متزلزل نیستند و با مال و جان در راه خدا به جهاد و مبارزه ی‌یپردازند.همچنان ایمان از دیدگاه اسلام، تنها شناخت ذهنی مجرد از نوع شناخت علمای کلام و فلاسفه و یا محض ذایقه روحی همانند جذبات صوفیانه و یا مجرد سلوک تعبدی خالص از قبیل سلوک زاهدان نمی‌باشد. بلکه ایمان اسلامی از مجموع این امتیازات برخورداربوده که افراط و تفریط در آن راه ندارد و علاوه‌بر آن ایمان یگانه نیرویی است که به اعمار زمین بر اساس حق و عدالت می‌پردازد و زندگی را پر از خیر ساخته و بشر را به سوی رشد و تکامل در تمامی عرصه‌ها و زمینه‌ها سوق می‌دهد.نباید فراموش کرد که محور تربیت ربانی، همانا قلب زنده و بیداری است که متوجه خداوند بوده و به ملاقات و بازپرس او در روز رستاخیز باور قاطع داشته و به رحمتش امیدوار و از عذابش بیمناک می‌باشد. در حدیث آمده است: “آگاه باشید که در بدن، پاره گوشتی است که اگر صلاح یافت، همه بدن صلاح می‌یابد و اگر فاسدشد، بدن را نیز فاسد می‌گرداند. و آنقلب است”. قلب زنده همواره مورد توجه خداوند و جایگاه تجلیات و روشنایی‌های او بوده و سلامت آن هم تنها وسیله‌ای است که بنده آن را به پیشگاه خداوند در روز قیامت بخاطر نجات خویش تقدیم می‌کند. خداوند می‌فرماید:یَوْمَ لَا یَنْفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ (۸۸) إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ.( الشعراء/٨٨ – ٨٩)در آن روز به کسی مال و فرزندش سودی نمی‌بخشد، مگر کیی که در پیشگاه خداوند همراه با قلب سالم حاضر گردد.هرگاه انسان دارای قلبی نباشد که با ایمان اعمار شده و با نور یقین روشن است، پس او انسانی است مرده که گرچه ظاهراً با زندگان محشور است، اما آب حیات را نچشیده و لذت زندگانیرا لمس نخواهد کرد.خداوند می‌فرماید:أَوَمَنْ کَانَ مَیْتًا فَأَحْیَیْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا یَمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ کَمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُمَاتِ لَیْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا. (الأنعام/ ١٢٢)آیا آن کسی که مرده بود و ما او را زندهکردیم و برایش نوری بخشیدیم که با پرتو آن در میان مردم راه می‌رود، همانند کسی است که در تاریکیها به سر می‌برد و راه بیرون رفتن از آنرا ندارد؟!با توجه به این حقایق است که تربیت اسلامی قبل از همه در صدد زنده‌سازی و تقویه دل‌های مردم بوده تا آن را از خراب و فساد جلوگیری کند و به راه سلامت و اطمینان استوار گرداند.خداوند می‌فرماید:أَلَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آَمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّوَلَا یَکُونُوا کَالَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِنْ قَبْلُ فَطَالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ. (الحدید/١۶)دل‌های مؤمنان باید هنگام یاد خدا و آنچه از حق نازل فرموده، خاشع باشد. نه مانند اهل کتاب که چون مهلت طولانیتر شد، دل‌هایشان نیز سخت‌تر گردید.آری، با این شیوه تربیتی سازنده استکه قلب مؤمن نرم و لطیف شده و در برابر رنج‌ها و ناملایمت‌ها نیروی مقاومت و شکیبایی یافته و حتی از هر درد و مصیبتی که در راه خدا به وی برسد، احساس لذت می‌کند و دایم لبریز از رضا و خوشنودی می‌باشد. البتهقلب انسان درست همانند بدنش به سهچیز نیاز دارد: یکی به پاسداری و حفاظت تا سالم بماند. دوم به غــذا تا زنده بماند. سوم به علاج و مداوا تا درمان شود. پس نخستین چیزی که قلب را از آن باید نگه داشت، حب دنیا است. زیرا حب دنیا منشأ هر گناه و اساس هر درد و مصیبت است. و البته یقین به آخرت و یادآوری پاداش الهی و بازپرس او در آن روز و همچنان درک و لمس این حقیقت که آنچه در نزد خدا است با ارزش و آنچه در نزد ما است بی‌اهمیت است، بهترین وسیله پاسداری و نگهداری دل از گزند این بیماری می‌باشد. خداوند می‌فرماید:مَا عِنْدَکُمْ یَنْفَدُ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ. (النحل/ ٩۶)آنچه در نزد شما است، فانی و آنچه در نزد خدا است، همیشه ماندنی است.همچنان فرموده است:زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِینَ وَالْقَنَاطِیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالْأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِکَ مَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآَبِ. قُلْ أَؤُنَبِّئُکُمْ بِخَیْرٍ مِنْ ذَلِکُمْ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَأَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِیرٌبِالْعِبَادِ.( آل‌عمران/ ١۴ – ١۵)محبت امور مادی از قبیل زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و اسب‌های ممتاز و چهارپایان و زراعت، در نظر مردم جلوه داده شده است. اینها سرمایه زندیی پست هستند و البته فرجام نیک در نزد خدا است. بگو آیا شما را از آنچه بهتر از این همه باشد، آگاه کنم؟ آن اینکه برای پرهیزگاران در نزد پروردگارشان باغ هایی است که دارای نهرها بوده و در آنجا جاودان خواهند ماند. و همچنان ایشان را همسران پاکیزه توأم با خوشنودی الهی است و خداوند به همه بندگان خویش بینا است.البته شهوات انسان صرف در گرایشات مادی از قبیل غریزه جنسی، شهوت شکم و حب مال و جاه خلاصه نمی‌گردد. بلکه فراتر از اینها شهوات خطرناکتر دیگری وجود دارد کهاصولاً شهوات قلبی و هوای نفسانی خوانده می‌شود و در واقع بدترین پدیده‌ای است که بازهم مورد پرستش و کرنش طبقه‌ای از انسان ها قرار می‌گیرد! چنانچه خداوند فرموده است:فَإِنْ لَمْ یَسْتَجِیبُوا لَکَ فَاعْلَمْ أَنَّمَا یَتَّبِعُونَ أَهْوَاءَهُمْ وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنَ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَیْرِ هُدًىمِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ. (سوره القصص/۵۰)چه کسی گمراه‌تر از شخصی است که بجای پیروی از رهنمود الهی از هوای نفسانی خود پیروی می‌کند؟ یقیناً که خداوند گروه ستمکار را راهنمایی نخواهد کرد.یکی از مرض‌های کشنده‌ای که قلب آدمی را میرسد و بالاخره آن را فلجمی‌سازد، همانا شهوت جاه طلبی و حب ریاست و عشق شهرت در میان مردمو امثال اینها است. متأسفانه بسیاری از مردم این چنین مهلکات معنوی را که دامنگیر افراد و جامعه‌ها است، از نظر دور انداخته و کلیه توجه و اهتمام خود راصرف مهلکات ظاهری از قبیل دزدی، زنا، شراب نوشی و امثال آن می‌کنند. در حالی که مهلکات معنوی از حیث زیان و خطر به مراتب بالاتر از مهلکات ظاهری بوده و تأثیر منفی آندر هردو قلمرو فرد و جامعه بیشتر می‌باشد. و البته یگانه درمان بیماری قلب، همانا ادامه رابطه با خداوند و ذکر دایمی او در ضمن شکر نعمت ها و عبادت شایسته او تعالی می‌باشد و تنها از همین رهگذر استکه دل بیمار شفا یافته و در راه مستقیم استوار می‌گردد. خداوند می‌فرماید:وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ.( الذاریات/۵۶)من انسان و جن را صرفاً بخاطر عبادت آفریده‌ام.روی هم رفته، جنبه ایمانی و ربانی در تربیت اسلامی از مهمترین ویژگی‌های آن به حساب می‌آید و برنامه تربیتیاسلام روی همین محور در چرخش است، بگونه‌ای که نسل خداجویی را بارمی‌آورد که در هر کار به خداوند توجه داشته و جز خوشنودی او هدف و مرامدیگری به دل ندارند. از اینرو هر حرکت و جنبش اسلامی در صورتی که تربیت افراد با تربیت ایمانی و ربانی در صدر برنامه کار و فعالیتش قرار نگیرد، ناکام و نافرجام است. به این معنا که هرنوع فعالیت و تلاش دیگر آن بی‌نتیجه بوده و تأثیر ثمربخشی در جهت رسیدن به هدف از خود بجا نخواهد گذاشت.البته از جمله اصول اساسی که تربیت اسلامی در زمینه تربیت معنوی انسان از طریق انجام عبادت و پرستش سالم مقررداشته است، قرار ذیل می‌باشد.التزام به سنت و روش پیامبر صلی الله علیه وسلم و خودداری از هرنوع بدعت.اهتمام به فرایض دینی.چنانچه در حدیث قدسی بنا به روایت بخاری آمده است: ادای فرایض، کوتاهترین راه رسیدن بنده به من می‌باشد.رغبت در ادای نماز با جماعت.میل به انجام عبادات نفلی.رغبت در ذکر و یاد همیشگی خداوند.نباید فراموش کرد که بهترین نوع ذکر، همانا تلاوت قرآن بوده و ضمناً تسبیح و تمجید و تهلیل و تکبیر و دعاء و استغفار و درود گفتن بر حضرت محمد صلی الله علیه وسلم از طریقه‌هایدیگر ذکر به شمار می‌رود. همچنان توبه نصوح و استغفار راستین از مهمترین وسایل معالجه دل‌های بیمار می‌باشد.به این معنا که باید انسان شعور به گناه داشته و در عین حال از کیفر الهی در هراس باشد و آنگه از صدق بندگیبه خداوند تضرع نموده و به گناهش عاجزانه اعتراف و سپس از بابت کرده‌هایش پوزش بخواهد. چنانچه خداوند با حکایت از نحوه توبه آدم و حواء می‌فرماید:قالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِینَ.( الأعراف/۲۳)پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم. اینک اگر تو ما را مشمول بخشایش و رحمت خود نسازی، یقیناً که زیانکار خواهیم بود.پس انسان مسلمان و دعوتگر وقتی مسئولیت ایجاد دگرگونی در صحنه زندگی را بدوش می‌گیرد و می‌خواهد که بر وفق منهج متکامل تربیت اسلامی در این راه به پیش رود، نخست باید از خودش آغاز کند. زیرا خودسازی یگانه وسیله بهتر و مؤثر در راستای جامعه سازی و ایجاد تحول مثبت در زندگی می‌باشد.​
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  8. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/11
    ارسال ها:
    15,730
    تشکر شده:
    8,311
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : مسئله حجاب ، مفهوم و ابعادش

    [h=2]دختر بی حجاب و سئوال از آیت الله صافی[/h]
    آیت‌الله صافی گلپایگانی در پاسخ به نامه دختر جوانی درباره حجاب گفت: مساله حجاب را تحت احساسات جوانی نمی‌توان بررسی کرد

    به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله صافی گلپایگانی متن نامه به این مرجع تقلید و پاسخ وی به این شرح است:


    مرجع عزیز و عالیقدر آیت الله صافی گلپایگانی

    سلام علیکم؛


    من فاطمه 21 ساله هستم. شما را بارها در مشهد دیده‌ام، و به شما به چشم یک پدر معنوی نگاه می‌کنم. آقا من یک دختر بدحجاب هستم، راستش نمی‌دانم حجاب چیست؟ چرا حجاب بر ما واجب است؟ چرا حجاب ارزش است؟ آیا چادر یک تکه پارچه با ارزش و مقدس است؟ دختر 9 ساله از چادر چه می‌داند؟ چرا فقط در دین ما چادر و حجاب وجود دارد، یعنی پیامبران دیگر نمی‌دانستند؟!

    آیا معنای پوشش، نبودن من در جامعه نیست؟ پس چگونه باید برای جامعه مفید باشم؟چرا ما زنان باید تاوان دل‌های مریض بعضی مردان را بدهیم؟ آیا بهتر نیست حجاب در کشور اختیاری باشد؟ لطفاً مرا نصیحت کنید و به سؤالاتم جواب دهید که من پی‌جوی حقیقتم. منتظر پاسخ شما هستم.


    آیت‌الله صافی گلپایگانی در پاسخ این نامه بیان داشته است:


    بسم الله الرحمن الرحیم


    علیکم السلام و رحمه الله

    دخترم! انشاءالله تعالی تندرست و سعادتمند باشید و اندیشه‌های نیک و درست را در خود پرورش دهید.


    نامه شما را خواندم. از بیداری باطن و معنویت پاک و اصالت فطرت شما امیدوار شدم.

    نوشته‌اید پی‌جوی حقیقت هستید و نصیحت می‌خواهید. حقیقت ظاهر و آشکار است به هرچه نگاه کنید از ذره تا مجرّه، از زمین تا آسمان و کهکشان‌ها و جنبندگان بزرگ و کوچکی که با چشم غیر مسلح به زحمت رؤیت می‌شوند، آب و هوا، باغ و سبزه‌زارها و درخت‌ها، حیوانات برّی و بحری و این انسان، این من و تو و این همه دستگاه‌ها و تأسیساتی که در بدن ما برقرار است و علی الدوام بی‌آن‌که ما نقشی داشته باشیم به طور خودکار عمل می‌کنند، این همه گل‌ها، این همه میوه‌ها و این همه ... و این همه ...، همه انسان را نصیحت می‌کنند؛ همه حقیقت و حق را نشان می‌دهند که غافل نباشید، بیدار و هشیار باشید، از این کتاب آفرینش که میلیون‌ها و میلیون‌ها و میلیاردها و بیش از حساب و شمار درس بصیرت و بینش دارد بخوانید، و پند بگیرید.

    بدانید که شما در برابر این معانی ژرف و این وجود پر از حکمت نباید آرام بنشینید. باید پرده‌های جهالت را هرچه می‌توانید پاره کنید، و به سوی روشنایی بیشتر گام بردارید.

    مسئله حجاب و مسائل جنسی و جنسیتی را تحت احساسات جوانی دختر یا پسر نمی‌شود بررسی کرد، و نگاه غیر احساساتی باید به آن داشت.

    این برنامه و روابط مرد و زن و حجاب، همه باید با دید عقل و مصلحت بررسی شود. مفاسد و مصالح بسیار در اینجا ملاحظه می‌شود. کرامت و شخصیّت زن بیشترین مصلحتی است که باید حفظ شود.

    حجاب و پوشش و چادر و جدایی‌هایی که بین دو جنس به حکم عقل و شرع مقدس اسلام رعایت می‌شود همه، جامعه را از فساد، و خانواده را از ویرانی نجات می‌دهد. حجاب برای زن حصاری حصین و قلعه‌ای‌ محکم است.

    در جامعه کاری که برحسب وضع طبیعی بین زن و مرد توزیع شده است هر دو کار است، هر دو شریف است، هر دو باید رعایت شود تا جامعه بر نظام درست برقرار باشد.

    خانه‌داری زن از اشرف کارها است. زن خانه‌دار بیکار نیست. مرد هم که مشاغل بسا سخت بیرون را عهده‌دار است جهاد فی سبیل الله است. کارهای پر زحمت و سخت به عهده مرد است.

    بعض افراد بی‌اطلاع، نگاه ظاهری به غرب و اروپا و آمریکا می‌کنند، و یک زن را می‌بینند که مثلاً وزیر یا وکیل شده است امّا هزاران زن را که در نهایت محرومیت‌های اقتصادی گوناگون هستند نمی‌بینند.

    امروز در غرب، کار فساد بی‌حجابی و اختلاط زن و مرد به جایی رسیده است که از جلوگیری مفاسد آن عاجز شده و به مفاسد بسیار مخرب آن تن در داده‌اند.

    در غرب طبق اخباری که خبرگزاری‌ها منتشر می‌کنند زن‌ها در هر نهاد و مخصوصاً نهادهای ارتشی مورد اذیت و آزار مردهای مافوق هستند. زندگی راحت و آرام و انسانی ندارند. موالید تا حد چهل و هشت درصد در شناسنامه بی پدر معرفی می‌شوند.

    ما باید به تعالیم اسلام افتخار کنیم. سالم‌ترین مجتمعات و جوامع، مجتمعات اسلامی است. تفکیک جنسیتی برای سلامت جامعه شرط اساسی است. چادر و رعایت محرم و نامحرمی و اختصاص‌یافتن بعض مشاغل به زن، و بعض مشاغل به مرد بر اساس همین تفکیک لازم جنسیتی و ترتیبات و ضوابط آن است.

    در احکام شرع جنبه‌های جسمانی و روحی مرد و زن ملاحظه شده است، و بر اساس صرف برتری‌دادن یک جنس بر جنس دیگر دستور و برنامه‌ای نیست. پیامبران همه به حجاب دستور داده‌اند، و اختصاص به اسلام ندارد، و حکم ملازم زن و مرد است.

    همین روزها به یکی از وزراء در ایتالیا پیشنهاد کرده بودند که زنان مسلمان را از روبند ممنوع سازد، جواب داده بود که از کار و برنامه‌ای که حضرت مریم داشت کسی را منع نمی‌کنم! یعنی حضرت مریم هم حجاب کامل داشته‌اند.

    دخترم راجع به حجاب، راجع به توانایی‌های زن و مرد و نقش این دو جنس در ساختن یک جامعه عقل‌پسند با کرامت، کتاب‌های بسیار شیعه و سنی، و مسلمان و کافر نوشته‌اند.

    من به شما توصیه می‌کنم به تمام وجود اگر سعادت حقیقی خود را می‌خواهید، حجاب و تعلیمات عالیه اسلام را در همه برنامه‌ها رعایت کنید.

    خداوند متعال شما را حفظ و به همه آرزوها و آمال مشروع و عقل‌پسند برساند، والسلام.
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  9. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/11
    ارسال ها:
    15,730
    تشکر شده:
    8,311
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : مسئله حجاب ، مفهوم و ابعادش

    [h=2]حجاب[/h]
    حجاب در قرآن


    اشاره: با نگاه به آيات قرآن کريم، گذري بر فلسفه حجاب و انواع آن به مناسبت 21 تيرماه روز عفاف و حجاب داريم:
    هدف و فلسفه حجاب:

    از قرآن کريم استفاده مي شود که هدف از تشريح حکم الهي وجوب حجاب اسلامي، دست يابي به تزکيه نفس، طهارت، عفت و پاکدامني است. آيه 30 سوره نور به اين مطلب اشاره دارد: قل للمومنين يغضوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم ذلک ازکي لهم؛ به مردان با ايمان بگو ديده فرو نهند و پاکدامني ورزند که اين براي آنان باعث تزکيه و پاکي بيشتر است.
    بله تزکيه نفس و جان انسان را به مرتبه تقوا رهنمون مي کند و تقوا نيز ملاک تقرب به خداست: «ان اکرمکم عندالله اتقاکم بزرگوار و با افتخار ترين شما نزد خدا با تقواترين شماست. حجرات آيه 13 با اين توصيف آن که حجاب را سر لوحه زندگي خود قرار مي دهد، تقرب بيشتري به خداوند دارد.
    حجاب سراسري:

    پوشش بايد سراسري بوده و به جز گردي صورت و دست ها تا مچ، بقيه اعضاء پوشيده باشد. «يا ايها النبي قل لازواجک و بناتک و نساء المومنين يدنين عليهن من جلابيبهن * اي پيامبر به زنان و دخترانت و به زنان مومنان بگو پوشش هاي خود را بر خود فروتر گيرند». احزاب آيه 59
    «ولتضرين بخمرهن علي جيوبهن* و بايد روسري خود را بر سينه خويش [فرو] اندازند». نور آيه 31
    حجاب چشم:

    «قل للمومنين يغضوا من ابصارهم * اي رسول ما به مردان مومن بگو تا چشم ها را از نگاه ناروا بپوشند». نور آيه 30
    «قل للمومنات يغضضن من ابصارهن * اي رسول به زنان مومن بگو تا چشم ها را از نگاه ناروا بپوشند: نور آيه 31
    حجاب در گفتار: نوع ديگر حجاب و پوشش قرآني، حجاب گفتاري زنان در مقابل نامحرم است « قلا تخضعن بالقول فيطمع الذي في قلبه مرض* پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگوييد؛ مبادا آن که دلش بيمار (هوا وهوس) است به طمع افتد». احزاب آيه 32

    حجاب رفتاري : نوع ديگر حجاب و پوشش قرآني، حجاب رفتاري زنان درمقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونه اي راه نروند که با نشان دادن زينت هاي خود باعث جلب توجه نامحرم شوند: «ولا يضربن بارجلهن ليعلم ما يخفين من زينتهن* و آن طور پاي به زمين نزنند که خلخال و زيور پنهان پاهايشان معلوم شود. نور آيه 31
    از مجموع مباحث طرح شده به روشني استفاده مي شود که مراد از حجاب اسلامي، پوشش و حريم قايل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحاي مختلف رفتار، مثل نحوه پوشش، نگاه، حرف زدن و راه رفتن است. بنابراين حجاب و پوشش زن نيز به منزله ي يک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرف درحريم ناموس ديگران را دارند. همين مفهوم منع و امتناع در ريشه لغوي عفت نيز وجود دارد.
    حجاب و عفت:

    دو واژه «حجاب» و «عفت» دراصل معناي منع و امتناع مشترک اند. تفاوتي که بين منع و بازداري حجاب و عفت است تفاوت بين ظاهر و باطن است؛ يعني منع و بازداري در حجاب مربوط به ظاهر است، ولي منع و بازداري در عفت مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت يک حالت دروني است، ولي با توجه به اين که تأثير ظاهر بر باطن و تأثير باطن بر ظاهر، يکي از ويژگي هاي عمومي انسان است؛ بنابراين، بين حجاب و پوشش ظاهري و عفت و بازداري باطني انسان، تأثير و تأثر متقابل است؛ بدين ترتيب که هر چه حجاب و پوشش ظاهري بيش تر و بهتر باشد، اين نوع حجاب در تقويت و پرورش روحيه باطني و دروني عفت، تأثير بيشتري دارد و بالعکس هر چه عفت دروني و باطني بيش تر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهري بيش تر و بهتر در مواجهه با نامحرم مي گردد.
    وقتي که چادري شدم!

    به نظرم چادر هم مثل خمس مثل نماز مثل هر چيزي که آدم بايد فقط به خاطر معشوقش انجام بده ظاهر سختي داره و حلاوتش رو تا وقتي انجام ندي نمي توني بفهمي حتي وقتي به زور قانون و فشار خانواده و...چادر سرت کني هم نمي فهمي. بايد فقط به خاطر او به قصد قربت او اين کارها رو انجام بدي تا بفهمي تا حالا خودت رو از چه موهبتي محروم کردي. اما مي دونيد براي من از کجا شروع شد؟ خيلي ساده اين اتفاق افتاد يک اردوي سه روزه بود به مشهد مقدس... اين قدر اين مدت کم بود که آدم دلش نمي اومد به جز حرم مطهر امام رئوفش جاي ديگه اي بره. از خونه که بيرون مي آمديم صاف مي رفتيم حرم و از حرم صاف مي آمديم خونه و به همين دليل من او سه روز دائم چادر سرم بود. خب من دوست نداشتم دقيقاً جلوي در حرم چادر سرم کنم آخه آدم از لحظه اي که پاشو از درخونه به سمت حرم مقدس بيرون مي زاره انگار مورد توجه امام رضاست و... برگشتيم به شهرمون چادرم رو تا کردم و صاف گذاشتم تو کشو براي زيارت دفعه بعد.اولين باري که مي خواستم از خونه برم بيرون آماده شده بودم داشتم از پله ها مي رفتم پايين. تو همين فاصله ازخودم پرسيدم تو مشهد براي چي چادر سرت مي کردي؟ و به خودم جواب دادم: به حرمت امام رضا (ع) يک دفعه از خودم پرسيدم خب اين جا هم مورد توجه امام زمان هستي آقا داره تو رو مي بينه. چطوري مي خواي بري توي خيابون برگشتم تو اتاقم چادرم رو برداشتم و چادري شدم براي هميشه. به حرمت امام زمان (عج) من عاشق چادرم هستم. اينم تاج بندگي منه براي خدا و نشونه حرمتي که براي آخرين حجتش دارم و شاهدي که هر لحظه بهم يادآوري مي کنه؛ الان جلوي چشم امام زمانت هستي. شايد براتون جالب باشه هيچ کدوم از دوستان و آشنايان و فاميل هيچ عکس العمل سختي نشون ندادند. شايدم نشون دادند ولي حتي اون قدر مهم نبود که الان يادم مونده باشه. شايد اين از مکرهاي شيطانه که آدم را از بهترين ها محروم مي کنه با تهديد و ترس از واکنش ديگران و گرنه واقعاً واکنش ديگران چقدر اهميت داره وقتي آدم به درستي کارش مطمئنه.
    به آقايان بگوييد نگاه نکنند!

    در اتوبوس نشسته بودم که دختري بد حجاب وارد اتوبوس شد و کنار من نشست به او سلام کردم و بعد از کمي خوش و بش به او گفتم : بهتر نيست حجابت را بيشتر رعايت کني؟ نگاهي به من انداخت و در پاسخ گفت: خب به آقايان بگوييد نگاه نکنند! موهاي خودم است، اختيارشان را دارم... پاسخي که دختر جوان به من داد شايد پاسخي باشد که زياد شنيده مي شود. اما آيا اين پاسخي درست و دليلي منطقي براي بد حجابي مي باشد؟ در کتاب «جوان و کنترل غريزه» در اين باره مي خوانيم که : «تدبير دين در کنترل مفاسد، حذف زمينه هاي فساد است و ابتدا بايد زمينه فساد را از بين برد، هميشه پيش گيري بهتر از درمان است. خداوند نفرموده، اي پيامبر به هر طريق ممکن جلوي مزاحمين خياباني را بگير و آنان را مؤاخذه و تعزير کن، بلکه فرمودند به زنان بگو حجابشان را کامل کنند و با بي حجابي و بد حجابي و نشان دادن گيسو، صورت، گردن و... باعث تحريک مردان نشوند.»
    آيت الله جوادي آملي مي فرمايند: " حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد نه مال شوهر و نه ويژه برادران و فرزندانش مي باشد. همه اين ها اگر رضايت بدهند، قرآن راضي نخواهد بود چون حرمت زن و حيثيت زن به عنوان حق الله مطرح است، حجاب زن حقي است الهي، عصمت زن حق الله است، زن به عنوان امين حق الله از نظر قرآن مطرح است،؛ زن بايد اين مسئله را درک کند که حجاب او تنها مربوط به خود او نيست تا بگويد من از حق خودم صرف نظر کردم، حجاب زن مربوط به مرد نيست تا مرد بگويد من راضيم، حجاب زن مال خانواده نيست تا اعضاي خانواده رضايت دهند؛ حجاب زن، حقي است الهي."​
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  10. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/11
    ارسال ها:
    15,730
    تشکر شده:
    8,311
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : مسئله حجاب ، مفهوم و ابعادش

    [h=2]بيم ها و اميدها در ماجراي حجاب و عفاف[/h]
    بازخواني انديشه هاي امام خميني(ره)


    اشاره:

    فرهنگ از مسائل استراتژيک نظام و جوهره انقلاب اسلامي است که اگر صدمه ببيند و يا در استحاله فرهنگي به انحراف کشيده شود، به صورت ناخودآگاه کشور را به جايي خواهد برد که در طراحي دشمن پنجاه سال يا صد سال زمان براي آن در نظر گرفته شده است. مسئله حجاب و عفاف از مقوله هاي راهبردي فرهنگ اسلامي است که دشمنان روي آن سرمايه گذاري کرده و خودي ها توجه کافي به آن نداشته اند؛
    گاهي بحث حجاب و عفاف مطرح شده، ولي عزم جدي براي مقابله با بدحجابي در عرصه فرهنگ و اجرا وجود نداشته است نگارنده که در اين زمينه مقالات بسياري را در اين ماهنامه به خوانندگان ارائه داده است، در سال 89 نيز که بحث حجاب و عفاف بار ديگر مطرح و با چالش هايي از سوي برخي مسئولان روبه رو شد. بر آن شد تا مباحث مطرح شده طي يک سال را از زاويه هاي مختلف بررسي کند و با جمع آوري اسناد و مستندات آن، مجموعه اي را تدوين کند و در اختيارخوانندگان قرار دهد. اين مجموعه به صورت يک کتاب عرضه مي شود که هم گزارشي است براي امروز و فردا و محاجه فرهنگي با کساني که به وظيفه قانوني خود عمل نمي کنند و هم ارائه يک راهکار و روشنگري در فضاي کشور براي امروز و آينده است.
    سياست اندلسي کردن کشور

    پس از پايان جنگ تحميلي و پيروزي در دفاع مقدس، دشمنان انقلاب اسلامي حوزه انديشه، ايمان و اخلاق را هدف گرفتند. رهبر معظم در بيست سال گذشته همواره در مورد تهاجم فرهنگي يا ناتوي فرهنگي که اخيراً عنوان جنگ نرم به آن داده شده است، هشدار داده اند.
    سياست اندلسي کردن کشور( به تعبير معظم له) يعني تهاجم عليه اسلام و مسلمين با ابزار اباحه گري، ترويج فساد و ابتذال و کشف حجاب و استفاده ابزاري از برخي زنان و دختران، همواره در دستور کار استعمار و استکبار بوده و ايشان آن را ويرانگرتر از تهاجم نظامي مي دانند.
    از همان آغاز که پاي غربي ها به مشرق زمين و کشورهاي اسلامي باز شد، به منظور تسخير کشورهاي اسلامي و غارت منابع مسلمين و سلطه برآنها، تحميل فرهنگ غربي و بي بند وباري را زير لواي روشنفکري و تجدد خواهي در برنامه خود داشتند و عملي کردند. نمونه بارز آن دوره قاجار و رابطه آنان با غرب و آوردن سوغات فرنگ به ايران و بالاخره اجرايي شدن آن سياست ها به دست مزدوراني چون آتاتورک در ترکيه، امان الله خان در افغانستان و رضاخان ميرپنج در ايران و ديگر مزدوران دست نشانده شان در ديگر کشورهاي اسلامي بود.
    حضرت امام(ره) از همان آغاز کشف حجاب و اعمال سياست هاي بيگانه به دست اين مزدوران، رژيم طاغوت را زير سوال بردند و در اين باره گفتند: « در آن زمان به اسم اينکه مي خواهيم نيمي از جمعيت ايران را فعال کنيم، آن شقي جنايتکار دست به يک جنايت زد و آن جنايت کشف حجاب بود او به جاي اينکه نيمي از جمعيت ايران را فعال کند، آن نيم ديگر را هم که نيمه مردان بود، بطور بسيار زيادي از فعاليت انداخت و اين عروسک هايي را که درست کردند، در همه ادارات جا دادند و در همه خيابان ها به راه انداختند. آنهايي که در ادارات بودند، ساير افرادي را هم که در ادارات بودند، از کارهاي خودشان بازداشتند و آنهائي که در خيابان ها رها بودند، جوان هاي ما را به فساد کشاندند و فعاليت جوان هاي ما را به فساد کشاندند و فعاليت جوان هاي ما را از دست آنها گرفتند».( صحيفه نور، ج17، ص210)
    در سايه مبارزات و مجاهدات ده ها ساله مردم ايران و نهضت هاي اسلامي به رهبري حضرت امام خميني(ره) و پشتيباني ملت بزرگ، رژيم اسلامي مستقر شد و معادلات سياسي جهان را دگرگون ساخت. عنصر اصلي و جوهره انقلاب اسلام و فرهنگ ديني بود که به ديگر نقاط جهان نيز نفوذ کرد و اين روزها در منطقه خاورميانه و برخي از کشورهاي اسلامي، شاهد انفجار آن هستيم. اين را دشمنان بخوبي دريافتند و از همان آغاز به توطئه هاي گوناگون براي براندازي دست زدند.
    امپرياليسم و صهيونيسم که در همه توطئه ها شکست خوردند و از کاميابي در عرصه نظامي نوميد شدند، بار ديگر به تشديد تهاجم فرهنگي روي آوردند و هم اکنون مرکز استراتژيک امريکا، در ميانه گزينه هاي پيش رو، جنگ نرم را به عنوان تنها راهبرد خود در مقابله با جمهوري اسلامي و گسترش اين فرهنگ در جهان برگزيده است که بخشي از آن براندازي نرم سياسي و بخش ديگر آن فرهنگي است.
    امريکا و تغيير فرهنگ جهان اسلام

    تغيير فرهنگ جهان اسلام سياستي بود که جمهوري خواهان و نومحافظه کاران در دوره جديد سلطه فرهنگي براي خاورميانه طراحي کردند. وزير خارجه اسبق امريکا از طرح جديد دولت بوش براي تغيير فرهنگ خاورميانه خبر داد. براي اجراي اين طرح در آغاز 29 ميليون دلار در نظر گرفته شد. يکي از اين اقدامات اين است که 55 زن عرب را به امريکا ببرند و آنان را تحت آموزش هاي مورد نظر قرار دهند. وزيرخارجه ( پاول) گفته بود: «در اين طرح توجه ويژه اي به دانش آموزان دختر شده است» وي براي اجراي اين طرح در تعدادي از کشورهاي وابسته به امريکا اظهار اميدواري کرده است.(1)( جمهوري اسلامي، 81/9/25).
    اخيراً يکي از نظريه پردازان آمريکا گفته بود: «به جاي انداختن بمب، دامن کوتاه براي مسلمانان بفرستيد.»
    اين سياست هرچند سابقه ديرين دارد و از سال ها قبل در کشورهاي اسلامي به اجرا درآمد، اما بعد از انقلاب اسلامي وارد مرحله جديدي شد، زيرا با گسترش فرهنگ انقلاب و صدور آن به بسياري از مناطق جهان، استعمارگران، قدرت انقلاب اسلامي را تجربه کردند و حساسيت روي مسائل مردمي، از جمله مسئله حجاب تا بدانجا پيش رفت که ورود دختران محجبّه به مدارس و دانشگاه هاي برخي از کشورها را ممنوع کردند و حجاب اسلامي را با منافع غرب در تضاد ديدند، زيرا حجاب نمودار اسلام گرايي است و با سياست اسلام ستيزي قابل جمع نيست.
    غربي ها دو عنصر شهادت و حجاب را شاخصه استکبار ستيزي دانستند و بر آن شدند تا با حجاب اسلامي و عفاف خانوادگي و عزت و حميت ديني معارضه کنند و در اجراي اين سياست از هزينه هاي ميليوني رسانه هاي ماهواره اي و اشاعه فحشا و شکستن حريم خانواده، انواع دسيسه ها را به کار گرفتند که نمونه آن «فارسي وان » و «بي بي .سي» و صداي آمريکا و صدها کانال ماهواره اي و اينترنتي و ابزارهاي گوناگون در فضاي مجازي و ارائه فيلم هاي ضداخلاق و اعزام مانکن هاي ###ي و حتي ارسال عروسک هاي ###ي براي کودکان و طراحي لباس هاي تنگ و نازک و صدور آنها به کشور است که شرح اين ماجرا از حوصله اين مقال بيرون است.
    با گذشت زمان، طرح توطئه فرهنگي عليه ايران اسلامي گسترش روز افزون يافته است و اخيراً رسانه هاي امريکايي از دولت اوباما پول بيشتري براي جنگ نرم درخواست کرده اند. هيئت رئيسه رسانه هاي آمريکا(bbg) اخيراً از دولت اوباما درخواست کرده است به منظور تشديد جنگ نرم عليه دشمنان امريکا، از جمله ايران و روسيه و چين بودجه بيشتري را تخصيص دهد. بي بي جي سالانه 700 ميليون دلار از بودجه آمريکا را صرف اداره سازمان هايي چون صداي امريکا، راديو آزاد اروپا و راديو آزاد آسيايي مي کند. اين در حالي است که رئيس جمهور آمريکا در آبان ماه گذشته، طي مراسمي در کاخ سفيد لايحه اختصاصي 55 ميليون دلاري کميته دفاعي و نظامي کنگره امريکا براي جنگ نرم و همراهي با مخالفان نظام جمهوري اسلامي ايران را امضا کرد.( وطن امروز، 18 مهرماه89).
    تهاجم انگليسي به اخلاق ايراني

    دولت بريتانيا در تازه ترين روند فعاليت خود برضد اسلام و انقلاب، وارد فاز تخريب اخلاق ايراني شد و بتازگي شبکه اي با عنوان « من وتو» توسط نهادهاي وابسته به دولت بريتانيا راه اندازي کرده که همچون شبکه فارسي وان با محوريت ترويج فساد و ابتذال عمل مي کند. همچنين شبکه بي.بي.سي نمايش يک سريال ضد اسلامي را آغاز کرده است. سوابق برخي از مجريان و تهيه کنندگان اين تلويزيون، بخوبي حمايت گروهک بهائيت مستقر در لندن را با کمک سرويس هاي اطلاعاتي انگلستان، در راستاي ضربه فرهنگي به انقلاب اسلامي نشان مي دهد. براساس اين گزارش «سالومه-س» يکي از تهيه کنندگان شبکه مزبور، پيش از اين در دوره اصلاحات با روزنامه «زن» به مسئوليت فائزه هاشمي رفسنجاني همکاري مي کرده است. مجري و تهيه کننده ديگر اين شبکه از عناصر بهايي است که در آشوب هاي خياباني سال گذشته (88)مشارکت داشته و از وابستگان بهاييت در انگليس است. شبکه «من وتو» به ترويج رقص و آواز و ابتذال مي کوشد و در اين پوشش، فعاليت هاي سياسي و ضدانقلابي را ترويج مي کند. گروه هدف اين شبکه، مادران و زنان جامعه ايران هستند شبکه بي.بي.سي فارسي اجراي همان فرمولي را در دستور کار خود دارد که شبکه هاي ايران ستيزي مانند فارسي وان در پيش گرفته اند.
    سرنخ بدحجابي به بيرون از کشور وصل است.

    ترديد نبايد کرد که ترويج فساد و بي حجابي و بدحجابي، چنان که گفتيم از سياست هاي راهبردي دشمنان اسلام است که امروزه در کشور به اجرا در مي آيد. افزون بر اين، با سياسي کردن مسئله بدحجابي مي خواهند پرونده حجاب را ببندند. مسئولان بايد مراقب اين توطئه باشند و بدانند کوتاه آمدن آنها در مسئله حجاب، برگ برنده اي در دست دشمنان و پياده نظام آنها در داخل کشور است تا مسئولين را به موضع انفعالي بکشانند و متأسفانه در اين توطئه گام هايي را هم به پيش برداشته اند.
    برخي مسئولان فکر مي کنند اگر ژست روشنفکري بگيرند و مسئله حجاب را مسئله فرعي و بي اهميتي بدانند- همان طور که اعلام کرده اند- به اين وسيله مي توانند قشرهاي خاکستري، متجدد و سکولار را جذب کنند! در حالي که اين يکي از اشتباهات فاحش آنهاست، زيرا با اين گونه اظهارات و موضع گيري ها، نه تنها قشرهاي سکولار را جذب نخواهند کرد، بلکه ياران وفادار خود را هم از دست خواهند داد.
    بعد سياسي بد حجابي و براندازي نرم

    همان گونه که گفتيم موضوع بدحجابي علاوه بر بعد فرهنگي، ماهيت سياسي نيز دارد. مسئولين نيز اين را باور دارند. عليرضا افشار معاون فرهنگي و اجتماعي وزيرکشور، در همايش طلايه داران عفاف و حجاب تأکيد کرد: « بخشي از آسيب هاي مربوط به بدحجابي در کشور، ماهيت سياسي دارد و اگر شنيده مي شود کسي در نقطه اي از تهران کشف حجاب کرده است، اينها کساني نيستند که حجاب داشته يا بد حجاب بوده اند و پوشش خود را برداشته اند، بلکه افرادي که کشف حجاب مي کنند توسط يک حرکت سياسي ساماندهي مي شوند.»
    بعضي از افراد مي خواهند با ترويج بي حجابي و بي عفتي و با طرفداري از حاميان فتنه، به هنجارشکني و مقابله با نظام بپردازند و با اين کار عقده هاي خود را برطرف کنند.( روزنامه ايران و همشهري، 89/4/12).
    مشاور وزير کشور و مدير کل امور زنان وزارت کشور نيز با اعتراف به اين توطئه گفت:« سرنخ هاي اشکال ناهنجار حجاب به بيرون کشور وصل است.» زهرا حاج عباسقلي در حاشيه آئين افتتاحيه اولين نمايشگاه و همايش بين المللي توانمندي هاي زنان و خانواده، خواستار بازنگري قانون مجازات اسلامي در زمينه برخورد با بدحجابي شد. وي افزود براي برخورد با بدحجابي و بي حجابي در جامعه، جهاد فرهنگي لازم است. وي ضعف اعتقادي و معنويت و تقويت نشدن عفاف در درون انسان ها را از جمله عوامل بروز پديده بدحجابي ذکر کرد و اظهار داشت برخورد غلط و ديدگاه هاي ناهماهنگ دولت هاي گذشته نيز در بروز و تشديد بدحجابي مؤثر بوده است. وي استفاده از فضاهاي مجازي و کنترل نشدن اين فضاها، از جمله اينترنت را از ديگر عوامل گسترش بدحجابي و بي حجابي ذکر کرد و گفت در مورد استفاده از فضاي مجازي و تأثيرات مخرب و متفاوت آن بايد به خانواده ها هشدار داده شود. مشاور وزير و مديرکل دفتر امور زنان وزارت کشور موضوع برخورد با پديده بدحجابي و بي حجابي را ضروري عنوان کرد و گفت: « دشمنان با سياسي کردن مسئله مي خواهند پرونده برخورد با بدحجاب ها و بي حجاب ها را ببندند.»
    تحرکات ضدايراني و کشف حجاب

    همان گونه که گفتيم کشف حجاب و بدحجابي که مسير بي حجابي است يکي از سلاح هايي است که دشمنان اسلام براي حمله به کيان امت اسلام و ايران اسلامي به کار گرفته اند. شواهد بسياري هست که عناصرضد انقلاب وقتي پايشان به خارج بازشد، اولين کارشان کشف حجاب بود و کوشيدند ابتذال اخلاقي خود را به کشورمان صادر کنند. چندي پيش خوانديم يکي از هنرمندان زن که از سيماي جمهوري اسلامي نيز ديده مي شد، به خارج رفته و در حالي که نوار سبز به مچ دست خود بسته بود، پوشش از سر برداشت. متعاقب اين خبر از مسئولين صدا و سيما خواسته شد او را از ليست همکاران رسانه حذف کنند.
    يکي از اين زنان فراري(ف.د.م) در تازه ترين تحرکات ضدايراني خود اقدام به برپايي کارگاه هاي آموزشي با هدف براندازي نرم براي اقشار گوناگون در ايران کرده است. به گزارش تابناک، نامبرده که بتازگي در امريکا به صورت زنده کشف حجاب کرده، در کارنامه خود همکاري با مرکز تحقيقاتي و آموزشي جامعه مدني ايران، صندوق اعانه ملي براي دموکراسي(ned)، عضويت در خانه آزادي، وابستگي به سازمان اطلاعات مرکزي امريکا(سيا)، همکاري با رسانه هاي فارسي زبان خارج از کشور، وابستگي به بنياد ايفوس و رسانه هاي وابسته به سازمان اطلاعات هلند و ... را دارد.( وطن امروز، 89/8/25).
    خانم زهره الهيان عضو کميسيون امنيت ملي مجلس با اشاره به اينکه دشمنان تلاش مي کنند از طريق جنگ نرم و هجمه فرهنگي عليه ايران اسلامي، به فرهنگ و تفکر زنان خدشه وارد کنند، گفت: « الان آنها سعي مي کنند از طريق فضاي مجازي ماهواره و اينترنت، نماد و الگويي از زن غربي را در جامعه معرفي کنند تا بتوانند توطئه شکست خورده خود در غرب را بين زنان ما پياده کنند.»
    وزير ارشاد در همايش طلايه داران حجاب و عفاف، با اشاره به توطئه فرهنگي غرب عليه حجاب در مقابل اسلام هراسي و گسترش فرهنگ اسلامي گفت: « غرب از گسترش گرايش به حجاب در جهان هراس دارد و مي خواهد فرهنگ برهنگي را در فضاي مجازي و شبکه هاي ماهواره اي ترويج کند.» دکتر حسيني تأکيد کرد: «بايد در بحث حجاب و عفاف سرمايه گذاري هاي کلان انجام دهيم تا با تقويت فضاي مجازي که بيشترين تأثير را دارد، جوانان مان را به سمت و سوي درست استفاده کردن از اين فضا سوق دهيم.»( روزنامه ايران)
    بطور خلاصه، همان گونه که رهبر معظم انقلاب که همواره درباره تهاجم فرهنگي با تعبير ناتوي فرهنگي هشدار داده اند، در جمع پرستاران نمونه با اشاره به توطئه بيگانگان عليه ملت مسلمان فرمودند: « در اين برهه از زمان که دشمنان اسلام و انقلاب و عزت و شرف دين مرز و بوم، در تهاجم نظامي تحريم اقتصادي و ايجاد فتنه در راستاي جنگ فرهنگي مأيوس گرديده اند، به ترفندهاي ديگري روي آورده اند و حجاب زنان و دختران افتخار آفرين ما را هدف گرفته اند تا به خيال خام خود اندلسي ديگر را در ايران اسلامي تجربه کنند و به توصيه نظريه پردازان و تئوريسين هاي جنگ نرم مانند «ميشل هولباس»، نويسنده اسلام ستيز فرانسوي عمل نمايند که در جديدترين اظهاراتش که در اينترنت منتشر شد تصريح کرده ما از راه زور نمي توانيم اسلام گرايي را متوقف کنيم، پس بهتر است مسلمانان را به فساد بکشيم. جنگ برضد اسلام گرايي با کشتن مسلمانان فايده اي ندارد و فقط با فاسد کردن آنها مي توان به اين پيروزي دست يافت. پس بايد به جاي بمب، دامن کوتاه برآنها فرو بريزيم.»
    خبرنگار روزنامه «ادموند» چاپ مادريد اسپانيا از اينکه مچ پاي برخي از زنان را در معابر خيابان هاي تهران ديده ذوق زده شده است و مي گويد: « مانتوهاي زنان ايراني روز به روز کوتاه تر مي شود و روسري ها عقب تر مي رود.»(نشريه شما89/3/1).
    مسئوليت در اين ماجرا

    روح الله حسينيان در اين باره به مسئولين اعلام خطر کرد و در نطق پيش از دستور خود گفت: «وزير دربار شاه از مشاهده 20:30 دانشجوي محجبّه احساس خطر کرد و شاه روحانيون را مورد فحاشي قرار داد. گزارشگران خارجي حجاب را نماد فرهنگ رويکرد به اسلام و سقوط شاه ارزيابي کردند و ساواک از آن گزارش تهيه کرد. اگر اعتقاد داشته باشيم که انقلاب ما انقلابي فرهنگي است، بايد در قبال رشد بدحجابي از خود عکس العمل نشان دهيم و از تأثيرات بي حجابي در جامعه درس بگيريم. حجاب، غرب را به چالش کشيده است. ما نيز بايد همچون گذشتگان نسبت به شيوع بدحجابي احساس خطر کنيم.
    حسينيان با طرح اين سئوال که بايد چگونه و از کجا آغاز کنيم، بر ريشه يابي علت اساسي بدحجابي در جامعه تأکيد کرد و گفت: « هرچند در گزارش وزارت اطلاعات آمده است که به تمسخر کشيدن حجاب و انعکاس آن در رسانه هاي خارجي بعد از فتنه 88 گسترش يافته است، اما نبايد ما را از دقت به عوامل فرهنگي دور کند. حوزه هاي علميه و مجامع روحاني و طلاب بايد وارد عمل شوند و در حوزه نهضتي را ايجاد کنند. بايد طلايه ها را براي ترويج حجاب به سراسر کشور بفرستيم و صدها ميزگرد در صدا وسيما و در سطح کشور ترتيب دهيم».
    به عقيده او:«دولت بايد ازخود شروع کند و در ايجاد مدينه ديني از هيچ چيز نترسد عزت و ذلت دست خداست نبايد به دليل ترس از نگرش بخشي از مردم به دولت، نسبت به حجاب بي تفاوت باشيد. دولت نبايد به دنبال عزت نزد عده اي بي مبالات، عزت خود نزد متقيان را از دست دهد.»( جرائد، 89/2/22).
    پيوند کشف حجاب يا فتنه سبز

    همان گونه که ديديم، در فتنه پس از انتخابات، سبزها هر قدر که توانستند در مورد اصول نظام، از جمله مسئله حجاب، چه در تجمعات تهران و برخي استان ها و چه در خارج از کشور پرده دري کردند و چنان که ديديم خوانندگان و رقاصه هاي فراري با اعلام حمايت از سران فتنه، جلوي دوربين ها ظاهر شدند و شعار دادند. افزون بر اين باند ضدانقلاب با تشکيل اتاق فکر لندن علاوه بر خدمت به بيگانه در عرصه سياسي، تدريجاً پرده ها را کنار زدند و زنانشان را بي حجاب به صحنه آوردند. برخي از اصلاح طلبان فراري و حاميان فتنه سبز نيز هم اکنون در کشورهايي نظيرآمريکا، انگليس، فرانسه و آلمان اقدام به کشف حجاب کرده اند و به گزارش خبرگزاري ها، يکي از هنرمندان فراري که در سايه حمايت بيگانه به سر مي برد، جايزه ### و فلسفه را به همسر يکي از سرکردگان فتنه تقديم کرده و در فيلم هايي که ساخته، در مسائل جنسي پرده دري کرده است.​
     
    یک شخص از این تشکر کرد.