[h=2]نحوه پوشش زنان ایرانی در طول تاریخ[/h]ه گزارش جهان به نقل از سایت حوزه علمیه خواهران؛ لباس سه خاصيت اساسي براي آدمي دارد اول آنكه او را از سرما و گرما محفوظ مي دارد، دوم آنكه با حياي ذاتي انسان تناسب دارد و او را به ميزان لازم مستور مي نمايد و از ديد ديگران مي پوشاند؛ و سوم اينكه براي او ماية زينت و زيبايي و متانت است. گفته مي شود زنان اولين افرادي هستند كه به بافتن ريشه و شاخه الياف درختان پرداختند. زنان به دليل فرصت بيشتر به فعاليتهاي كشاورزي مي پرداختند و علاوه بر تهيه خوراك، از ريشه و شاخه گياهان لباس نيز تهيه مي كردند. اين در حالي بود كه به دليل كم شدن شكار و در نتيجه كم شدن پوست حيوانات، نياز به لباس بيشتر احساس مي شد. پس از موفقيتهاي مقدماتي، قرنها طول كشيد تا انسان با كمك خياطان ماهر و زبردست توانست لباس را از يك طرف وسيله پوشش و از طرف ديگر وسيله خودنمايي و خودآرايي و نشان دادن موقعيت اجتماعي و طبقاتي خود قرار دهد و در راه آموختن و آراستن و پيراستن آن، تفنن و ظرافت بسيار به كار برد. پوشاك زنان از آغاز درجلد اول تاريخ طبري در باره نخستين لباس آدميان آمده: چون ابليس، آدم و حوا را فريب داد و آنها از ميوه ممنوعه خوردند، عورتشان نمايان شد. آنها خود را با برگ درختان بهشت پوشاندند و آدم به دل درخت پناه برد. پس از آن خداوند آدم و حوا را از بهشت بيرون راند و هر كدام را در منطقه اي از زمين فرودآورد و قد آنها را كوتاه كرد تا ديگر صدا و نظاره فرشتگان را نشوند و نبينند و بوي بهشت به آنها نخورد. سپس چون خداوند برهنگي آدم و حوا را بديد، بفرمود تا يك گوسفند از هشت جنتي كه از بهشت فرود آورده بود، بكشند و او آن گوسفند را بگرفت و بكشت و پشم آنرا بگرفت و برداشت و با حوا ببافتند، آدم براي خود جبه اي كرد و حوا يك پيراهن و روسري كرد و آنرا بپوشيدند و خداوند به آدم وحي كرد كه مرا در مقابل عرشم حرمي است؛ برو و آنجا خانه اي بساز و به دور آن باش چنانكه فرشتگان را ديده اي كه بدور عرش منند تا من درآنجا دعاي تو و فرزندان تو را كه مطيع من باشند، اجابت كنم . . . انسان در ابتدا به وسيله پوست حيوانات شكار شده بدن خود را از گزند سرما و گرما و جانوران مي پوشاند. با كم شدن پوست حيوانات، لباس خود را از الياف و ريشه درختان تهيه كرد. در اين دوران نيز به حكم غريزه، انسان خود را مي آراست و اين تنها مختص زنان نبود، هر دو جنس زن و مرد علاقه به آرايش خود داشتند. كمربندهايي از صدف ترتيب مي دادند و حلقه انگشتري و دستبند از صدف هاي بزرگ و يا سنگهاي نرم مي ساختند. مادها اولين حكومت فراگير در فلات ايران بودند آنان از هر طبقه و قومي كه بودند براي جلوه گري هر چه بيشتر خود به هر چيزي كه گمان مي بردند خودآرايي است مانند يك نياز حتمي و حياتي دست مي يافتند و در هر زمان وسايل موجود را از طلا، نقره، مفرغ، آهن تا گچ و سنگ و صدف مي ساختند. پوشش و پوشاك زنان در دوران مادها از پوشاك زنان در دوران مادها اطلاع چنداني در دست نمي باشد. آنچه در مورد پوشاك مادها مي دانيم، از نقشهايي است كه در تخت جمشيد، طاق بستان و . . . مي باشد، ولي آنچه مسلم است و گذشت روزگار نشان داده است لباس و خودآرايي آنان نه به دارايي و فقرشان بستگي داشته و نه در انحصار نژاد و قومي معين بوده است. بلكه همگي يك پيراهن و دامن بلند كه زير آن يك پيراهن بلندتر بوده است، مي پوشيدند. بافتن پارچه در اين دوره به عهده زنان بوده و به عنوان هنر شناخته شده و در هر خانه يك دستگاه بافندگي پارچه وجود داشت. « هرودوت » مي نويسد: « آيس تريس زن خشايارشاه كه ملكه بود، پارچه هايي رنگارنگ به دست خود بافته و لباس گرانبهايي براي شاه تهيه كرد و خشايارشاه از داشتن چنين لباسي غرق شعف شد و آنرا پوشيده به ديدن آرتاايست رفت و در موقعي كه فريفته دلربايي اين زن بود، بدو گفت: از من چيزي خواه تا هر آنچه خواهي دهم. زن گفت: شاها واقعاً هر آنچه خواهم دهي؟ خشايارشاه محكم ياد كردكه چنين خواهد كرد و هيچ گمان نمي كرد كه او همين لباس را خواهد خواست. پس از آنكه آرتاايست از وعده شاه مطمئن گشت، از خشايارشاه خواست كه لباس خود را بدهد. شاه با مشكلي مواجه شد زيرا قبلاً هم ملكه از طرز رفتار شاه ظنين بود، بنابراين به التماس افتاد و آنچه به نظرش آمد از جواهرات، نقره، طلا و حتي سرداري لشگر به او وعده داد تا او را از مسئله لباس منصرف دارد. سرداري لشگر بزرگترين عطيه ايست كه در پارس ميدادند ولي هيچكدام از اين وعده ها زن را راضي نكرد و بالاخره خشايارشاه لباس خود را به او داد و زن آنرا پوشيد.» بدين ترتيب معلوم مي گردد زنان پارسي لباس مردان را نيز به تن مي كرده اند. شكل اين لباسها از نظر دامن و بالاپوش طوري است كه شانه و آستين آن مانند شنل است و به هر هيكلي جور در مي آيد و دامن آن نيز در صورتي كه قد زن و مرد با هم اختلاف زيادي نداشته باشد، مي تواند مناسب درآيد. بنابراين ممكن است اختلاف زيادي بين لباس زنان و مردان در اين دوره، نباشد. پوشش و پوشاك زنان در دوران اشكاني لباس زنان اشكاني پيراهني بلند روي زمين، گشاد، پرچين، آستين دار و يقه راست بوده است و پيراهن ديگري روي آن را مي پوشانيده است. قد پيراهن دوم نسبت به اولي كوتاه و ضمناً يقه باز بوده است و روي اين دو پيراهن چادر به سر مي كردند. پيراهن ها از پارچه هاي منقش ( مخصوصاً قلابدوزي شده ) تهيه مي شده است. آنان كفش ساده دوران اشكاني را به پا مي كردند و كمربند آنان منحصر به نواري بوده كه براي جمع كردن گشادي پيراهن در زير سينه مي بستند. هيبت مجلل و با شكوه زنانه شان، در پوشيدن البسه پرچين دست دوزي شده و به كار بردن زينت آلات فراوان و گاهي كلاههاي با ابهّتشان بوده است. براي مثال در مجسمه اي، پرنس داشفاري دختر سناتروك اشكاني ( اشك دهم ) به سكويي نشسته، كلاهي به شكل مخروط ناقص و پنج قسمتي بر سر نهاده است. در بالاي كلاه، از يك قطعه فلز تخت و گرد دانه نشان، دو رشته جواهر گرد به دو سوي پيشاني اش فرود آمده، و گوشواره هاي سنگين به گوش آويخته دارد، گردنبندي نازك به گردن و دو رشته سينه ريز وزين نيز روي سينه اش گسترده است. زنجيري از طرفين اين سينه ريزها به وسط سينه راه يافته، گوهري را كه به شكل دل است به خود آويخته است. دامن پرچين، پيراهن آستين دارش كه بسيار بلند است، از زير چادرش در جلو پيداست و پيراهن ديگري پوشيده كه سرشانه آن در محل چپ به وسيله دكمه اي به پشت وصل است. كف دست راستش به علامت حرمت بالاست و بر مچ اين دست دانه هايي درشت به شكل دستبند دارد و دست چپش بر روي زانوي چپ قرار دارد و چادري را كه از روي شانه اش افكنده، گرفته است. نقش برجستة ديگري از پالير در موزه لوور هست كه زني از دوره اشكاني را نشان مي دهد. اين زن چادر به سر دارد و زير آن عمامه اش به خوبي نمايان است. بر بالاي پيشاني ( پايين عمامه ) فلزي پهن منقوش و برجسته چون نواري موهاي جلوي سر را پوشانده و با وضع مطلوبي به عقب سر برده است. يك رشته گردنبند از دانه هاي گرد به گردن و گوشواره هاي كوتاه به گوش دارد، يقه راست پيراهن او كه سه گوش بر روي سينه ريخته، پيداست و گوشه چادر كه زير يك قطعه فلز به شكل حيوان بسته شده است، از شانه سمت چپ آويزان است. پوشش و پوشاك زنان در دوران هخامنشي تصوير به جا مانده بر روي تخته سنگهاي دوره هخامنشي نشان مي دهد كه همانندي بين لباس زنان و مردان پارسي وجود داشته است. زنان پارسي به جز لباس شبيه آنچه ملكه مي پوشيده، لباس ديگري نيز داشته اند، پيراهن آنان پوششي ساده، بلند يا داراي راسته چين و آستين كوتاه بوده كه دامن از زانو به پايين شرابه هايي از مچ پا آويزان داشته، علاوه بر اينها زنان پارسي از چادر نيز استفاده مي كردند، چادر آنها مستطيل شكل بوده و آنرا بر روي تن خود مي انداختند به طوري كه تمام لباسهاي زير را مي پوشانيد. نقوشي كه روي فرش پازيريك كه در سيبري پيدا شده و آنرا مربوط به ايران در دوران هخامنشي مي دانند، اين مطلب را تصديق مي كند زيرا زناني كه بر روي اين فرش نقش كرده اند پوششي سر اندر پا چيزي شبيه چادر روي همه پوشاك خود داشته اند. پوشش و پوشاك زنان در دوران ساساني براي لباس بانوان ساساني با توجه به نقوش سنگي و چند طرح از بشقابهايي كه در موزه هاي كشورهاي بيگانه هست، به شكلهايي انواع لباسهاي بانوان اين دوره را نشان مي دهد. با مقايسه اين نقوش چنين به نظر مي رسد كه بانون ساساني پيراهني بلند با آستين يا بدون آستين، پرچين و گشاد مي پوشيده اند و آنرا با نواري در زير سينه مانند زنان اشكاني جمع مي كردند، از طرز قلم زني و چين سازي پيراهن و دامن پيداست كه در انتهاي دامن بر پشت پا، پارچه اي اضافه و پرچين به آن دوخته اند يقه پيراهن آنان اغلب گرد ولي يقه جلو باز تا پايين تر از سينه نيز ديده مي شود زنان ساساني گاهي چادر گشاد و پرچين سر مي كردند كه تا ساق پا مي رسيده است. در طرح بشقاب ضيافت شاه كه بهرام گور و بانو سپينود را ساخته اند، بانو سپينود پيراهني بلند با دامن پرچين پوشيده و بر روي آن نيز پيراهن ديگري بر تن دارد كه به علت اشتباه كاري سازنده آن نمي توان به طور مشخص پيراهن رويي را با آستين يا بي آستين شناخت. زيرا يك پيراهن مربوط به پيراهن بلند و ديگري مربوط به پيراهن رويي اوست و در اين ميان برسينه نقشي از آرخالق دارد كه آرخالق نيز با آستين است و اين طرح دروغي است كه هيچيك از آستين ها را نمي توان براي آرخالق به حساب آورد. در طرح بشقابي كه شاهزاده اي را در بزم نشان مي دهد و دو زن را كه هر كدام دستمالي روي دهان خود به پشت سر بسته اند و شلواري چون شلوار مردان به پا دارند و قباي آنها جلوي دامن سه چاك دارد كه با حساب قرينه سازي گرداگرد آن بايد داراي شش چاك باشدو سراسر دور دامن و چاكها حاشيه بسته اند
پاسخ : مسئله حجاب ، مفهوم و ابعادش [h=2][/h] [TABLE="class: cms_table_ncode_imageresizer_warning"] [TR] [TD="class: cms_table_td2, align: center"][/TD] [/TR] [/TABLE] [TABLE="class: cms_table_ncode_imageresizer_warning"] [TR] [TD="class: cms_table_td1, align: center"][/TD] [TD="class: cms_table_td2, align: center"][/TD] [/TR] [/TABLE]
پاسخ : مسئله حجاب ، مفهوم و ابعادش [h=2]چه مشاغلی برای زنان حرام است؟[/h] 1-آرایشگری اجرت و درآمد آرایشگر حرام است اگر: در کتب فقهی اصطلاحی با عنوان «تدلیس ماشطه» به معنای «حیله گری آرایشگر» وجود دارد. اگر آرایشگر با ترفندهایی که به کار می برد عیوب زنی را بپوشاند و وی را دارای محاسنی کند تا زمینه ازدواج او را با مردی فراهم سازد، به این کار تدلیس ماشطه می گویند که در این صورت اجرتش حرام است. اگر آرایشگر بدون هیچ قصدی زنی را آرایش کند ولی آن زن خود، قصد فریب دیگری را داشته باشد، اجرت آرایشگر حلال است و تدلیس بر آن صدق نمی کند. [۱] بعد از تدلیس، برای زن آرایشگر، «تبــــــــرج» مطرح می شود. در واژه های قرآنی، تبرج به معنای خودنمایی است. تبرج از ماده برج گرفته شده و به معنای زنی است که زیبایی های خود را به مردان آشکار کند. اگر آرایشگر، زنی را به گونه تبرج آرایش کند، خود عمل تزیین حرام است و به همین دلیل اجرت حاصل از آن نیز حرام می باشد. موضوع دیگر درباره شغل آرایشگری بانوان، دریافت وجه است. بهتر است آرایشگر برای اجرت خود شرطی قرار ندهد وآنچه به او می دهند را بپذیرد. مستحب است آرایشگر مبلغ بیش از حق خود را مطالبه نکند و اجرت دهنده دستمزد او را پرداخت کند. ۲-آوازه خوانی: خوانندگی از دیگر مشاغلی است در کتب فقهی برای زنان حرام یاد شده است. درباره غنا در میان فقها اختلاف نظر وجود دارد. برخی از فقها همچون محدث کاشانی و آخوند خراسانی غنا را به طور مطلق حرام نمی دانند، بلکه حرام بودن آن را ناظر به زمانی می دانند که مواردی حرام مانند اختلاط زن و مرد در مجلس و سرگرمی های لهو به آن ملحق شود. [۲]. اما محقق بحرانی این توجیه را دربارة حرمت غنا توهمی بیش نمیداند و آن را نمیپذیرد. طبق نظر مشهور فقها، همانگونه که غنا حرام است، اجرت زن آوازهخوان (خواننده) نیز حرام است، مگر اینکه این خوانندگی در شب عروسی باشد و همراه با حرام دیگری مانند دروغ گفتن، تار زدن و یا داخل شدن مردان در مجلس عروسی، با آن همراه نشود. در این صورت اجرت و کسب زن خواننده حلال است.
پاسخ : مسئله حجاب ، مفهوم و ابعادش در دنیای مجازی هم باید حجاب رفتاری داشت! حال در فـضـای مـجـازی که اینقدر رابطهها تنگاتنگ و به عبارتی رابطه خواهر- برادری شده مسئله حجاب چگونه تفسیر میشود؟ حجاب را میتوان در حجاب نگاه، حجاب گفتار، حجاب رفتار، حجاب فیزیکی بدن و حجاب قلب تفسیر کرد. در مواجهه با شرایطی جدید مثل فضای مجازی، عدم توجه به ابعاد دیگر حجاب سر باز میکند و معضلات تازهای را به وجود میآورد. آیا صحبتهایی که رد و بدل میشود، تصاویری که دیده میشود، واکنشهایی که صورت میگیرد و خلاصه هر عمل و عکسالعملی که دو جنس مخالف در اینترنت به صورت زنده یا جز آن در قبال هم انجام میدهند، قانون حجاب اسلام نباید روشی برای آن پیشنهاد دهد؟ آنچه مسلم است این است که علاوه بر رعایت حدود شرعی وجه و کفین در ارتباطات تصویری، باید نگاهی هم به حالات فردی خودمان در رفتار مجازیمانداشته باشیم. یکی از معانی توجه به حال فردی این است که خودمان را با خودمان مقایسه کنیم. خود مجازی و رابطهها و رفتارهای مجازیمان را با حدودی که در دنیای واقعی برای ارتباطاتمان قائلیم بسنجیم و سعی کنیم اختلاف این حدود را به حداقل برسانیم. یعنی سعی کنیم رفتار واقعیمان را ملاک قرار دهیم و رفتار مجازیمان بازتر از رفتاری که با محیط پیرامون خود داریم نباشد. اگر در دنیای واقعی تا به حال با هیچ نامحرمی همکلام نشدهایم ، چت با نامحرم در اینترنت برای شخص خودمان یک نوع هنجارشکنی به حساب میآید. اگر در زندگی دوست نداریم کسی عکس هر چند با حجابمان را نداشته باشد، با گذاشتن تصویرمان در پروفایل، برخلاف عرف خودمان عمل کردهایم و این عمل ممکن است به لغزشهای عملی منجر شود. درست است که کلا در اینترنت رفتارها بازتر شدهاست؛ اما بد نیست هر از گاهی رفتارهای مجازیمان را با برخوردهایمان در دنیای حقیقی محک بزنیم و ببینیم چقدر غرق این مجازی صفر و یک شدهایم؟ چقدر بر ارزشهایی که به آنها معتقدیم پافشاری میکنیم و چقدر تابع شرایط محیطی هستیم؟ آیا آنچه به دست میآوریم ارزشمندتر است یا آنچه از دست میدهیم؟ هیچ وقت به خودمون خیلی مطمئن نباشیم که: ما؟ اصلا! ابدا...!! امکان نداره! شیطان قوی هست و در کمین، قرار هم نیست فقط سراغ انسان های ضعیف النفس بره، بلکه قسم یاد کرده تا جایی که می تونه در زمان ها و مکان های مختلف، از هر سو و با هر وسیله ای انسان رو وسوسه کنه تا از مسیر حق منحرف بشه. این وسوسه های شیطانی گاهی اینقدر خفیف و ناپیداست که حتی زرنگ ترین و عابدترین انسان ها نیز ممکنه متوجه نباشند. پس باید به خدا پناه برد و در مسائل شبهه ناک حتی الامکان مسیر مطمئن را در پیش گرفت اما چرا اینقدر در مورد این مسائل سفارش شده است؟ شاید علت این باشه که یکی از غرایز قوی در انسان شهوات جنسی است که اگر طغیان و سرکشی کند، کنترل آن ناممکن یا مشکل خواهد بود. بروز و ظهور و غلبه غریزه ی شهوانی هم در انسان به صورت پلکانی و تدریجی هست، و به تعبیر قرآن کریم شیطان از طریق سیاست گام به گام به هدف خودش میرسه. وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ - بقره، 168 بررسی و ریشه یابی بسیاری از گناهان و جنایات که هر روز در جوامع مختلف رخ می دهد نیز نشان دهنده همین موضوع است که از مسائل ناچیز و عادی آغاز شده اند. همیشه پیش گیری راحت تر از درمان است. شوخی با جنس مخالف هم (اگر چه رکیک نباشد) شکی نیست زمینه را برای انحراف و تسلط شیطان فراهم می کند. به همین جهات اسلام در مبارزه با انحراف از زمینه های آن نیز جلوگیری به عمل آورد، مثلاً مردها را از نشستن در جای زن قبل از سرد شدن، نهی نمود. و یا به زن ها دستور داده در برخورد با نامحرم نرمی و ملاطفت نشان ندهند. نتیجه این که بهتر است از شوخی با نامحرم اگر چه رکیک هم نباشد اجتناب کرد.
پاسخ : مسئله حجاب ، مفهوم و ابعادش [h=2]آیا حجاب مانع آزادی زن است؟[/h]در پاسخ به این شبهه، ابتدا باید دانست تعریف ما از آزادی چیست که حجاب را محدود کننده آن می دانند! مقدمه: ارزش و اهمیت آزادیآزادی، راه و روشی است برای رسیدن به مقصد؛ لذا آزادی، خود، هدف و مقصد نیست؛ بلکه تنها معبر و گذرگاهی است برای رسیدن و دستیابی به هدف هایی برتر و والاتر. هدف انسان این نیست که آزاد باشد؛ ولی انسان باید آزاد باشد، تا به کمالات خودش برسد. بنابراین آزادی به خودی خود، دارای تقدس و ارزش نیست؛ بلکه از آن جهت ارزشمند و متعالی است که در فقدان آن، انسان نیز همچون سایر موجودات از قدرت انتخاب برخوردار نخواهد بود. پس آزادی، می تواند انسان را به عالی ترین کمالات و مقامات برساند و نیز می تواند به اسفل السافلین سقوط دهد. تعریف آزادی: تعریف آزادی برای ما از آن جهت اهمیت دارد که بفهمیم آن آزادی که مشکل ما را حل نمی کند و به حال ما مفید است و یک ضرورت حیاتی برای ما محسوب می شود، کدام است؟ کدام آزادی است که مقصود و مطلوب همه آزادگان و اندیشمندان جهان است؟ می دانیم که برای آزادی تعاریف متعددی وجود دارد؛ اما آن چه که ما را در شناخت مفهوم درست آزادی و رسیدن به تعریف صحیح رهنمون می سازد ( با توجه به مقدمه ای که در ارزش و اهمیت آزادی گفته شد) چیزی نیست جز هدف که نقش اساسی و انکار ناپذیری را در تعریف درست از آزادی دارد. حال با توجه به مطالب فوق می توان دو تعریف کلی از آزادی داشت. اقسام آزادی و تعریف آن آزادی مطلق و رها یعنی حرکت به سوی هدف، بدون در نظر گرفتن حقوق و حدود فردی و اجتماعی. آزادی در چار چوب قوانین یعنی حرکت آزاد جامعه به سوی هدف، بدون تجاوز به حدود و حقوق فردی و اجتماعی. در ادامه مطلب بخوانید... شرح و توضیح معنای اول آزادی برخی فکر می کنند آزادی یعنی این که انسان هر کاری دلش خواست، بتواند انجام دهد. این نوع تفسیر از آزادی، پرسش هایی را به همراه دارد که باید به آنان پاسخ داده شود. ابتدا از تفسیر کنندگان این نوع آزادی باید پرسید که: اولاً:آیا این تعریف و تفسیر از آزادی را به عنوان یک قانون کلی، برای تمام افراد جامعه می پذیرند، یا فقط برای خود چنین برداشتی قائلند؟ ثانیاً:آیا این تفسیر از آزادی، در تمام رفتارهای اجتماعی مورد پذیرش است، یا فقط در حوزه پوشش زنان مدّ نظر است؟ در پاسخ به سؤال اول باید گفت: روشن است اگر مقصود از آزادی همین تفسیر نوع اول باشد و آن را فقط برای خود بپذیرد، نه دیگر افراد جامعه؛ این مصادره آزادی به نفع خود و منافع شخصی خویش می باشد که این امری غیر معقول است. در پاسخ به سؤال دوم نیز باید گفت: اگر مقصود از آزادی و تفسیر آن، فقط آزادی در پوشش زنان باشد؛ هیچ دلیلی وجود ندارد که هزاران حوزه دیگر، از آزادی مورد نظر برخوردار نباشند و انحصارا پوشش بانوان را شامل شود. چرا که آزادی، مساوی با اختیار در پوشش زنان نیست؛ بلکه اختیار در پوشش بانوان یکی از مصادیق آزادی می تواند باشد. پس تفسیر از آزادی عمل، فقط در حوزه حجاب و پوشش، امری غیر منطقی خواهد بود. با خارج شدن حوزه فردی و حوزه انحصاری حجاب، از تعریف آزادی (به معنای مطلق) آنچه حاصل می شود، این است که همه افراد در همه امور و حوزه ها آزاد و رهایند. در نتیجه هر کس هر کاری که میلش میکشد، می تواند انجام دهد. آری! اگر این قانون را بپذیریم، باید آثار و عواقب آن مورد بررسی قرار گیرد که آیا مورد قبول واقع می شود، یا نه؟ از آثار این قانون، آن است که در آن تمام امیال و خواسته های مشروع و غیر مشروع و معقول و غیر معقول انسان ها پا به عرصه رقابت می گذارند. باید پذیرفت در چنین جامعه ای سارقان می توانند بدون هیچ دغدغه ای به کار خود بپردازند، مفسدان و قاتلان هم می توانند به فساد و قتل و غارت جامعه پرداخته و متجاوزان به عنف و حریمبانوان هم می توانند با این تفسیر از آزادی، به امیال نفسانی خود برسند. در این رقابت، قطعاً افرادی به خواسته ها و امیالشان می رسند که از قدرت بیشتری برخوردارند و طبیعی است افراد ضعیف تر جامعه از جمله زنان، مقهور و مغلوب آنان شده و اولین قربانیان این عرصه خواهند گردید. این نوع تفسیر از آزادی، با چالش های فراوان دیگری هم از جمله پذیرش هرج و مرج، عدم تمکین در مقابل هر قانون اجتماعی و در نهایت نابودی جامعه و به تبع آن، تباهی بشریت را در پی خواهد داشت و حیات در آن قطعاً غیر ممکن خواهد بود. پس اجرا و پذیرش این قسم از آزادی(آزادی مطلق) با هر سه نوعش یعنی آزادی فردی، آزادی فقط در حوزه پوشش زنان و آزادی همه افراد جامعه در هر نوع عملی، به ترتیب غیر معقول، غیر منطقی و غیر ممکن خواهد بود. شرح و توضیح معنای دوم آزادی: در این قسم از آزادی، افراد جامعه برای رسیدن به اهدافشان آزادند؛ اما برای رسیدن به اهداف و خواسته های خویش، نباید از حدود و حقوق خود، تجاوز و به حدود و حقوق دیگران تعرض کنند. نکته حائز اهمیت و قابل توجه در این قسم از آزادی این است که گاهی تجاوز به حدود و حقوق دیگران را عقل به راحتی درک کرده و متوجه می شود؛ مثلاً اگر کسی بدون جهت، دیگری را به قتل برساند و یا اقدام به سرقت اموال و دارایی مردم کند، این تجاوز آشکارِِ به حقوق جانی و مالی دیگران را، عقل به راحتی درک می کند. اما برخی از حدود و حقوق هستند که تعیین و تشخیص و تجاوز از آن در وهله اول برای همگان روشن نبوده و باید زیر ذره بین عقل، مورد کنکاش بیشتر قرار گیرد تا زوایای پنهان و پیدای آن آشکارتر شود. رعایت پوشش و حجاب بانوان در جامعه نیز از این مقوله می باشد.حال طبق این تفسیر دوم از آزادی(آزادی قانونمند) زن با هر پوششی که بخواهد، می تواند در جامعه حاضر شود، به شرط آن که هیچ حقی را زیر پا نگذارد. ممکن است سؤال شود: زنی که با لباس جلف یا نیمه برهنه و یا برهنه در جامعه حاضر می شود، چه حقی را ضایع نموده و یا به حدود چه کسانی تجاوز کرده است که متجاوز به حقوق دیگران محسوب می شود؟ در پاسخ، گفته می شود: این چنین شخصی، حداقل سه حق را مورد تعرض قرار داده، که اگر بتواند این سه حق را ایفا کند، هیچ محدودیتی برای هیچ نوع پوششی نخواهد داشت: 1- تجاوز به حق خویش: زنی که هنگام بیرون رفتن از منزل، پوششی بر زیبایی های خود نمی نهد، هوس بازان فراوانی را به سوی خود دعوت کرده و علاوه بر به مخاطره انداختن امنیت اخلاقی خویش، امنیت جانی خود را نیز به خطرمی اندازد و چه بسیار زنان و دخترانی که بدون قصد و غرض، لباس نامناسب به تن کرده و خود را گرفتار حوادث تلخ و ناگواری نموده اند که نمونه-های آن هر روز در صفحه حوادث جراید و سایت های خبری، فراوان به چشم می خورد. ممکن است توهم شود، مگر انسان مالک خویش نیست و اختیار و اجازه به خطر انداختن خود را ندارد؟ پاسخ به این سؤال، روشن است که خیر؛ چرا که اولاً در هیچ آیین و مذهبی، انسان مالک خود شناخته نشده؛ بلکه مالکیت حقیقی از آن خالق اوست. ثانیاً انسان دارای حقوق فراوانی است که البته برخی از آنان را می تواند اسقاط کند؛ مثل حق مالکیت بر دارایی خود و گذشت از توهین و یا بی احترامی و یا ظلمی که به او شده است. اما برخی از حقوق انسان، قابل اغماض و اسقاط نیست و انسان حق پایمال کردن این حق خویش را ندارد؛ مثلاً کسی حق ندارد، خودکشی کند و حق حیات را از خود سلب نماید و یا خود را در معرض تجاوز اخلاقی و یا عِرضی و آبرویی قرار دهد. با توجه به مطالب فوق، واضح است ایجاد زمینه تجاوز های اخلاقی و جانی و آبرویی، مورد پذیرش و قبول شرع و عقل نخواهد بود و اقدام به چنین عملی، تجاوز به حق خود محسوب شده، که به هیچ نحوی قابل گذشت و اغماض نمی-باشد. 2- تجاوز به حق پروردگار: کسی که اعتقاد به خالق هستی دارد، با مراجعه به فرامین دینی، در هر آیین و شریعتی در می یابد که پوشش و حجاب زن، طبق آنچه در آن شرایع بیان گردیده، یک تکلیف الهی بوده و کسی نمی تواند این حق الهی را نادیده بگیرد. آری! کسی که این دستور را رعایت نکند، حق پروردگار خویش را زیر پا گذاشته و گنهکار محسوب خواهد شد. 3- تجاوز به حقافراد جامعه: زنی که با پوششی نامناسب، در اجتماع حضور پیدا می کند، عوارض ناگواری را بر جامعه تحمیل نموده و خواه ناخواه علاوه بر تحریک جنس مخالف، موجب بر هم زدن آرامش روانی آنان و بالا بردن التهاب های جنسی در جامعه می شود؛ که برافروختن التهاب های جنسی آثار زیان بار ذیل را به همراه دارد: الف) مبتلا شدن افراد جامعه، به بیماری های اعصاب و روان: جنس مخالف با دیدن مکرر و متعدد زنان، همراه با پوشش های نامناسب، موجب تحریک از ناحیه آنان شده و چون این تحریک، ممکن است بی پاسخ بماند و در برخی موارد سرکوب شود، در خوش بینانه ترین حالت، او با تحمل فشارهای روانی از ناحیه شهوت جنسی، به بیماری های اعصاب دچار خواهد شد. ب) فراهم شدن زمینه مناسب، جهت تعرض وتجاوز به زنان و دختران: با بیدار شدن غریزه جنسی افراد سست عنصرِ کم ایمان توسط زنان بی حجاب، این افراد در این حالت، جهت برطرف نمودن و خاموش کردن نیاز خود، اراده و اختیار خویش را از کف داده و دست به رفتارهای بسیار خطرناکی همچون تعرض به نوامیس دیگران می زنند. ج) دلسرد شدن مردان، نسبت به همسرانشان: مرد با دیدن اندام و چهره های زننده متفاوت و تیپ های متنوع زنان، و مقایسه آنان با همسر خود، در یک فرایند ذهنی آرام، بی میلی و بی علاقگی نسبت به همسر در دل او رسوخ نموده و چه بسیار دیده و شنیده شده که این بی میلی، عاملی برای دور شدن مرد از شریک مهربان خود و نزدیک شدن به زنان دیگر شده است. د) فروپاشی نظام خانواده و افزایش طلاق: در اثر تحریک حس تنوع طلبی مرد نسبت به جنس مخالف، زمینه های عشق و محبت درخانواده ها، کم فروغ شده و چه بسیاری از طلاق ها و شکست ها، آشفتگی ها و آوارگی های فرزندان و مادران، که ره آورد همین التهاب های جنسی است. ه) افزایش فساد و به تبع آن، قتل در جامعه: با تحریک غریزه جنسی، رقابت های شهوانی در جهت تصاحب زنان و دختران بی حجاب، پا به عرصه می گذارند و هر آنچه را که مزاحم خواسته خود بیابند، از سر راه برداشته و جنون وار، حاضرند همه چیز حتی جان افراد را فدای ارضای تمایلات نفسانی و حیوانی خود نمایند. بنابراین تحریک جنس مخالف و ایجاد بیماری های روانی در مرد، فراهم نمودن زمینه مناسب جهت تعرض به زنان و دختران توسط افراد سست عنصر کم ایمان، دلسرد کردن شوهران نسبت به همسران، فروپاشی نظام خانواده در اثر طلاق، بی سرپرستی زنان، آوارگی و افزایش فرزندان طلاق و یا حتی قتل در بازار شهوت پرستی در جامعه، عواقب ناگواری است که بدپوششی زن، آن را خواه ناخواه به همراه دارد. لذا تجاوز به حقوق این افراد، گاه جبران پذیر نبوده و توبه از آن، در اثر این گونه تخریب های روحی، اجتماعی، خانوادگی غیر ممکن خواهد بود. با تبیین معنای آزادی و شقوق آن، نکته ذیل، قابل تأمل است: آزادی برای زن، یا زن در اختیار آزادی! حال باید پرسید چه کسانی به دنبال آزادی زنان در حوزه پوشش و حجابند و آن را سرسختانه دنبال می کنند؟ جهت پاسخ به این سؤال و تحلیل بهتر بحث، به مثال زیر توجه کنید: فرض کنید بانویی در حریمی امن و دژی محکم، با آرامش خاطر در حال زندگی باشد و افراد سودجویی، او را با شعار آزادی، به خارج آن حریم، دعوت کنند. به نظرشما آیا انگیزه دعوت کنندگان و پاسخ دهندگان به این دعوت، یکی است؟ و اصلا انگیزه دو طرف برای این دعوت و پاسخ به آن، کدام است ؟ زن با ادعای به اصطلاح آزادی بیشتر، به دنبال راحتی و رهایی از تکلیف و وظیفه انسانی خود و رسیدن به یک لذت لحظه ای است که به این ندا پاسخ می دهد؛ ولی کسانی که او را به این امر فرا می خوانند و به حمایت از او، شعار آزادی سر می دهند، در پی سودجویی و بهره کشی بیشتر از زن و برآورده نمودن نیازهای نفسانی خویشند، نه دنبال آزادی و سعادت واقعی زن. ممکن است این زن با نیتی سالم، این دعوت پر خطر را بپذیرد؛ امامطمئنا نتیجه آن، چیزی جز اسارت و بی آبرویی او نخواهد بود. نکته جالب توجه اینجاست که این دو گروه در شعار "آزادی"مشترک، اما در نیت متفاوتند. پس با این شعار آزادی پوشش برای زنان، ممکن است بانوان با نیت سالم به دنبال رهایی و لذتی آنی باشند؛ اما حامیان آنان که جنس مخالف هستند، در دفاع از زن با لحنی دلسوزانه و صدایی بلند، فریاد آزادی سر می دهند؛ تا بلکه بتوانند او را از حریم حجاب خارج نموده و آسان تر به هوای نفسانی خود برسند. اما در این دعوت، زن با کم توجهی، بدون آنکه بداند چه سرنوشتی در انتظار اوست، با شعار آزادی به سرعت از حریم خود دور شده، بلافاصله سودجویان و هوسبازان، با سوت و کف، با همان شعار آزادی از او استقبال می نمایند. اما باید دید، در این میهمانی و میزبانی کدام، سود می برند؟ میهمان(زن) یا میزبان(مرد)؟ بی گمان میزبان چیزی را برای از دست دادن ندارد و قطعا این میهمانِ فریب خورده است که حیثیت و هستی خود را رایگان ارزانی داشته است. پس شعار آزادی برای زن، نه از آن روست که آزادی در اختیار زن باشد؛ بلکه می خواهند زن را در چنگال خود و در قفسی به نام آزادی به هر سو که می خواهند بکشند. و این گونه است که با کمال تاسف و ناباوری، برخی با طعمه آزادی در قفس اسارت گرفتارآمده و عاقبت، پشیمان می شوند؛ اما دیگر پشیمانی و ندامت، سودی برای آنان نخواهد داشت. آری! این است داستان مبارزه با حجاب به نام آزادی زن
پاسخ : مسئله حجاب ، مفهوم و ابعادش [h=2]زن همسایه و قصاب داستیانی از عاقبت شوم بدحجابی![/h]یکی از قضات دادگستری نقل میکند: در یوسف آباد تهران، خانوادهای بود که مرد خانواده، کارمند اداره بود، و همسرش رعایت حجاب و شئون اسلامی را نمیکرد. روزی طبق معمول، مرد به اداره میرود و زن نیز پس از دادن صبحانة بچهها به قصد خرید گوشت، از خانه بیرون میرود. پس از گذشت چند ساعت، بچهها از بازی خسته شده و شروع به گریه میکنند و تا آمدن مرد به خانه، ناآرامی بچهها طول میکشد. مرد خانه، سراغ همسر خود را از بچهها میگیرد و بچهها میگویند که مادر برای خرید گوشت از خانه بیرون رفته و هنوز برنگشته، مرد سراغ قصاب محله میرود و پرس و جو میکند؛ ولی قصاب اظهار بیاطلاعی میکند. آن مرد پس از تلفن به اقوام و آشنایان سراغ پاسگاه نیروی انتظامی میرود و جریان را تعریف میکند. مأموران پس از تحقیقات اولیه، سراغ قصاب رفته و از وی پرسش میکنند اما قصاب با قاطعیت تمام، اظهار بیاطلاعی کرد.مأمورین به تفحص در مغازه پرداختند. سپس به زیرزمین که گوسفندان را پس از ذبح به آن جا میبردند، رفتند. هنگام خارج شدن، مأمورین مقداری مو مییابند که موها، موی گوسفند نیست و قصاب برای بازجویی بیشتر به پاسگاه بردند. سرانجام با پیگیریهای دقیق، قصاب به جنایت خود اعتراف کرد که: این زن، همسایة ما بود ولی رعایت پاکدامنی را نمیکرد و سر و سینه خود را نمیپوشاند. و از جمال خوبی هم برخوردار بود. آن روز که به مغازه آمد به گونهای به خودش رسیده بود که نفس اماره مرا به وادار کرد کامی از آن زن بگیرم. او را برای دیدن گوشت بهتر به داخل مغازه دعوت کردم و به او گفتم گوشت خوب و مورد پسند شما، پشت یخچال است. وقتی پشت یخچال رفت او را به زیرزمین کشاندم و با کاردی که در دست داشتم او را تهدید کردم و از او خواستم تن به زنا بدهد، بیچاره میلرزید، اما چارهای نداشت. در پایان که از او کامی گرفتم. افکار شیطانی مرا واداشت برای آن که کسی از ماجرا باخبر نشود، او را بکشم اما باز افکار شیطانی مرا رها نکرد و گوشت زن را جدا کرده، همراه گوشت گوسفندان چرخ کردم و فروختم و استخوانها را نیز در فلان منطقه خاک کردم. این داستان از بدحجابی زن سرچشمه گرفت. شاید هیچگاه آن زن فکر نمیکرد که بدحجابی میتواند پایانی چنین تلخ و پرگناه داشته باشد و به تجاوز، قتل، یتیم شدن فرزندان و سرگردانی همسرش بینجامد و نیز چنین عواقبی برای قابل خود در پی داشته باشد.
پاسخ : مسئله حجاب ، مفهوم و ابعادش [h=2]آیا «کشف حجاب» از خدمات مهم رضاخان بود![/h]حجاب، مسأله ای فطری است که از دیرباز در فرهنگ ملی و باستانی ما ایرانیان وجود داشته و به همین دلیل استعمارگران جهانی و برخی از روشنفکران غرب زده بی حجابی و «کشف حجاب» را از سال های بسیار دور مورد توجه قرار داده بودند. نفش روشنفکران غرب زده در ترویج بی حجابی اهمیت واقعۀ «کشف حجاب»، به عنوان نماد و نشان استیلای فرهنگ غرب بر برهه ای از تاریخ ایران، که عده ای از آن با نام عصر تجدد یاد می کنند، بر کسی پوشیده نیست. اما با وجود اینکه توطئه «کشف حجاب» یکی از پلیدترین توطئه های دشمنان اسلام در تاریخ معاصر به شمار می رود ولی مبارزه ی فرهنگی با حجاب، از سال ها پیش از رضاخان، و آن هم توسط روشنفکران غرب زده و خودباخته ی در برابرِ افکار بیگانه باب شده بود؛ مبارزه ای که بی تردید سهم آن در برداشتن حجاب از سر زنان ایرانی و هماهنگ ساختن آنان با زنان اروپایی کمتر از زور سرنیزه و قلدری امنیه و شهربانی رضاشاهی نبود. بسیاری از این روشنفکران غرب زده، از همان ابتدای آشنایی با تمدن غرب، از موضع فرهنگیِ مغلوب و عقب مانده خود کوشیدند با تشبّه جویی و تمسک کورکورانه به غرب، خود را به عالم تجدد وارد نمایند. این روشنفکران متجدد برای مبارزه به منظور تغییر نوع لباس و پوشش سنتی مردم ایران، و تخفیف دایره حجاب، به طمع پیشرفت از نوع غربی و ورود به عالم تجدد، در مقابل قشرهای متدیّن جامعه قرار گرفتند که این فعالیت ها تا به امروز نیز به صورت گسترده ادامه دارد. اخیراً نیز یک بازیگر خودفروخته و وطن فروش(گلشیفته فراهانی) که بعد از خروج از ایران و فروختن شرافت و حیثیت خود و بازی در فیلم های مستهجن غربی، هویت و اعتبار خود را از دست داده است، سعی کرده با زنده کردن افکار هم مسلکان و همفکران پیشین خود و در راستای کسب درآمد بیشتر و جلب توجه خاندان منفور پهلوی، کشف حجاب و اجباری کردن کلاه پهلوی را به عنوان یکی از خدمات مهم رضاخان میرپنج یاد نماید! این فرد و همفکرانش سعی دارند با دیدگاه های ساده انگارانه، نوع لباس و پوشش سنتی ایرانیان را مانع پیشرفت کشور پنداشته و بیهوده القاء نمایند که پیروزی و بهروزی قوم غربی به دلیل همین ظواهر بوده است! به هر صورت هر چند کشف حجاب در ایران برای اولین بار توسط رضاخان مطرح و ترویج شد، ولی امروزه و در راستای تأمین اهداف استعمارگران و زنده کردن آن واقعه تلخ تاریخی، عده ای خودفروخته در راستای کسب منافع خویش، با در هم آمیخن شبهه علمی و شهوت عملی، تمام تلاش خود را برای مقابله با عفت و حجاب بانوان در سرزمین های اسلامی به ویژه ایران به کار گرفته اند. تاریخچه «کشف حجاب» توسط رضا خان با توجه به اهمیت حجاب در فرهنگ کشورهای اسلامی و به ویژه ایران، دشمنان همواره تلاش داشتند که میان حجاب و اصل دین جدایی به وجود آورند. بر همین اساس، استعمارگران رضا خان را در ایران، امان الله خان را در افغانستان، و کمال آتاتورک را در ترکیه برگزیدند تا در این کشورها به اسلام زدایی بپردازند و فرهنگ وارداتی غرب را جایگزین کنند. رضاخان میرپنج که از قزاق های سپاه ایران در عهد قاجار بود، با زیرکی خاصی که داشت خود را به هرم قدرت نزدیک کرد و با حمایت های دول بیگانه خصوصاً انگلیس خود را به بالاترین مقامات سیاسی در ایران رساند و پله پله تا دستیابی به سلطنت صعود کرده و توانست تخت احمد شاه قاجار آخرین پادشاه سلسله قاجار را با دادن شعارهای اصلاحاتی و تظاهر به جمهوری خواهی و رفتارهای عوام فریبانه و حمایت انگلیس تصاحب نماید. او توانست در حکومت احمد شاه قاجار، سردار سپه و وزیر کابینه شده و با طی این مراحل در ایران دوره ی مستبدانه ی جدیدی را پایه گذاری نماید. او حتی با تظاهر به مذهب و ریاکاری توانست تا حدی حمایت علماء که اهل فرهنگ و ذی نفوذ در اجتماع بودند را، جلب کند. انگلیس هم با به قدرت رساندن چهره های ضعیفی مثل سید ضیاء و نا امن نمودن اوضاع داخلی که از حضور بیگانگان نیز سرچشمه می گرفت، زمینه را مساعدتر می نمود، تا قدرت گیری رضاخان مقبولیت بیشتری پیدا کند و ضعف ها متوجه قاجاریه شده و از این طریق یک کودتای آرام در کشور صورت پذیرد. بالاخره رضا خان در سوم اسفند ماه سال 1299 هجری شمسی و در پی یک کودتا، با حمایت و هدایت انگلیسی ها بر سر کار آمد. او پس از سوار شدن بر اریکه قدرت، امیال درونی خویش و خواسته های اربابانِ بیگانه خود را با هدایت برخی از درباریان، مثل فروغی، اظهار و دشمنی های خویش را با مظاهر اسلام آشکار و با تبلیغات جنجال برانگیز این خیانت ها را به نام اصلاحات مطرح کرده و به طور علنی مخالفت صریح خود را با نمادهای مذهبی و باورهای دینی و هنجارهای عرفی و شرعی آغاز نمود. او همواره درصدد اجرای تز اسلام زدایی و جایگزینی ارزش های لیبرالیستی در جامعه بود که از مهم ترین جلوه های این طرح، پدیده «کشف حجاب» بود. کشف حجاب و اجباری کردن کلاه پهلوی بنابراین ابتدا در راستای آماده ساختن زمینه «کشف حجاب»، مجلس وقت، در ششم دی ماه 1307 قانون متحدالشکل نمودن البسه را تصویب کرد که بر اساس آن، پوشیدن کت و شلوار و کراوات و کلاه فرنگی برای مردان، الزامی شد. تلاش های رضا خان باعث شد تا عده ای از زنان غرب زده، به ویژه زنان درباری و دولتمردان، به صورت بی حجاب یا بدحجاب، در مجامع و معابر عمومی ظاهر شوند و مردم نیز تحت تأثیر اختناق و ظلم رضاخانی، حساسیت لازم را از خود نشان ندهند. تأثیر پذیری رضاخان در کشف حجاب و اصلاحات از آتاتورک در سال 1313 رضا خان عازم ترکیه شد و با مشاهده تغییراتی که رژیم لائیک ترکیه به رهبری مصطفی کمال آتاتورک در جهت غربی کردن جامعه مسلمان ترکیه اجرا کرده بود، تحت تاثیر قرار گرفته و شدیدتر از گذشته در راستای اسلام زدایی و به ویژه حجاب زدایی گام برداشت. (البته باید به این مطلب توجه داشت که مقصود از حجاب در اینجا نوعی پوشش کامل و سراسری می باشد که شامل چادر یا مقنعه و یا چیزی است که بانوان خود را با آن بپوشانند، تا در معرض دیگران نمایان نشوند و مصداق بارز و متبادر عرفی آن چادر می باشد و مقصود از کشف حجاب هم که در عصر رضاخان صورت گرفت باز داشتن بانوان از این نوع حجاب بود.) او پس از مسافرت به ترکیه که اولین و آخرین سفر خارجی او در مدت 20 ساله حکومتش بود، این مفاسد را با نام اصلاحات آغاز کرد، مسافرت او به ترکیه نیز با تحریک و ترغیب محمد علی فروغی انجام گرفت، تا رضاخان بی سواد، تحت تأثیر افکار و رفتار آتاتورک قرار گیرد و از نزدیک شیفته ی کارهای او شود. آتاتورک همان کسی بود که امپراطوری عظیم اسلامی را با افکار غرب گرایانه خویش منقرض و بهترین خدمت را به جهان غرب و اربابان غربی خود انجام داد و نام اسلام را از کشورهای اروپایی برافکند و وحدت و یکپارچگی جهان اسلام را از بین برده و زمینه های حضور مستمر استعمارگران را در کشورهای اسلامی و منطقه را فراهم کرد. رضاخان پس از دیدار با آتاتورک در مراجعت به ایران چنین اظهار داشت: «... این چادر، چارچوها را چطور می شود از بین برد، دو سال است که این موضوع فکر مرا به خود مشغول داشته... از وقتی که به ترکیه رفتم، زن های آنجا را دیدم که... حجاب را دور انداخته و دوش به دوش مردها کار می کنند، دیگر از هر چه زن چادری بود بدم آمد...» در بهمن 1313 و در جریان افتتاح دانشگاه تهران، به دختران دستور دادند که بدون حجاب به تحصیل مشغول شوند. این اقدامات رضاخان در این جهت، واکنش و مخالفت های زیادی از سوی مردم به رهبری روحانیت را باعث شد که از جمله مهم ترین آن ها می توان به سرکوب قیام مسجد گوهرشاد و کشتار مردم مظلوم اشاره کرد. حدود شش ماه پس از فاجعه مسجد گوهرشاد، رضا خان با بی اعتنایی به علما و مردم، در روز 17 دی 1314 در جشن فارغ التحصیلی دانشسرای مقدماتی دختران در تهران، قانون «کشف حجاب» زنان را به طور آشکار و رسمی اعلام کرد و خود به اتفاق همسر و دخترانش که بدون حجاب بودند، در این جشن که به ابتکار علی اصغر حکمت، وزیر معارف و فراموسونر معروف تشکیل گردید، شرکت و سخنرانی کرد و دوره ای سیاه برای زنان ایران در تاریخ شروع شد. ماموران رضاخان در اجرای این قانون، شب و روز در کوچه ها و خیابان ها گشت می زدند و هر جا زن باحجابی را می یافتند، با خشونت چادر و روسریش را برمی داشتند و مردها را مجبور می کردند تا زن هایشان را سر برهنه به خیابان ها و مجالس ببرند. واکنش علما در مخالفت با قانون منع حجاب پس از توطئه متحد الشکل شدن البسه و اجرای برنامه استعماری «کشف حجاب» و اهانت به ساحت نوامیس مسلمین از طرف رضاخان مزدور، علما و روحانیت برای مقابله با این فعالیت های ضد دینی به شدت موضع گرفتند و حتی زنان آگاه و متدین ایران نیز درمقابل «کشف حجاب» رضاخان ، قیام کردند. نوشته اند که وقتی آیة الله حائری از این توطئه خطرناک مطلع شدند، به قدری برآشفتند که با اضطراب و نگرانی فزون از حد به رگهای گلوی خود اشاره کردند وگفتند: «تا پای جان باید ایستاد و من هم می ایستم. ناموس است، حجاب است، ضروری دین و قرآن است.» با این که آیة الله حائری از رذالت و سرسپردگی رضاخان آگاه بود، به ناچار برای او تلگرافی در این باره ارسال نمود که با توجه به شرایط آن زمان بسیار شدید اللحن و قاطع می نمود. طی این تلگراف حاج شیخ، «کشف حجاب» را مخالفت صریح با طریقه جعفریه و قانون اسلام دانسته و رضاخان را از انجام این گونه اقدامات استعماری، بر حذر داشت. متن آن تلگراف به این شرح است: «بنده با اینکه تاکنون در هیچ کاری دخالت نداشته ام، اکنون می شنوم اقدام به کارهایی می شود که مخالفت صریح با طریقه جعفریه و قانون اسلام دارد که دیگر خودداری و تحمل برایم مشکل است.» «الاحقر عبد الکریم حائری» غربی ها عامل اصلی اجرای نقشه «کشف حجاب» در ایران اما با همه این اوصاف و با وجود اینکه رضا خان «کشف حجاب» را در ایران اجرایی کرد ولی نمی توان گفت که رضاخان منع حجاب را به تحریک آتاتورک در ایران آغاز کرد؛ بلکه محرک اصلی رضاخان در مخالفت با اسلام، غربی ها بودند که نماینده آنها در دربارِ شاه، محمد علی فروغی بود که رضاخان را تحریک به مسافرت نمود. در واقع رضاخان با تقلید از آتاتورک به انجام این امور در ایران با نام اصلاحات دست زد که در حقیقت نمی توان حتی آن را اصلاحات نام نهاد؛ بلکه او با این عملکرد و با اجرای چنین قوانینی در پی رسیدن به اهداف قلدرمآبانه خود و راضی کردن اربابان خویش بود که می خواستند، ایران به عنوان مستعمره مشترک آن ها باشد و یکی شیلات شمال را در اختیار داشته باشد و دیگری نفت جنوب را و معادن و آثار باستانی را به یغما ببرد و هم زمان فرهنگ اسلامی را به تحلیل برده و از ریشه برکنند و ایران را همانند کشور ترکیه یکی از مستعمرات پایدار خود نمایند. رضا خان در واقع با اجرای قانون منع حجاب و انجام اموری مانند: ایجاد ارتش نوپا و جدید، اجرای طرح سراسری خط آهن از غرب تا جنوب، اصلاحات ارضی و... که هر یک از این ها را به عنوان اصلاحات یاد می کرد، به دنبال هدف خاصی بود و آن هم اینکه استقلال کشور را به طور کامل محو بنماید و اساس دین را از ریشه بر کند.
پاسخ : مسئله حجاب ، مفهوم و ابعادش [h=2]طبق آیات قرآن حجاب دارای ابعاد پنجگانه است[/h]طبق آیات قرآن حجاب دارای ابعاد پنجگانه است از دیدگاه قرآن حجاب دارای ابعاد و شاخصهای پنجگانهی نگاه، گفتار، رفتار، قلب و بدن است که رعایت آن به زن و مرد توصیه شده است. به گزارش راسخون به نقل از ایکنا، حجتالاسلام خادمی، روحانی اعزامی از قم سهشنبه، 7 آذرماه در نخستین کارگاه آموزشی امر به معروف و نهی از منکر و حجاب و عفاف که در دانشگاه پیامنور نودان برگزار شده بود، گفت: احیای امر به معروف و نهی از منکر بیانگر حیات و سرزندگی جامعه است. وی در خصوص امر به معروف و نهی از منکر افزود: معروف در واقع کلامی است که از جانب خداوند مورد تأیید و تأکید قرار گرفته و منکر از نظر خداوند نوعی نافرمانی محسوب میشود. حجتالاسلام خادمی با بیان اینکه امر به معروف و نهی از منکر دخالت استبدادی در امور دیگران نیست، گفت: دخالت در امور دیگران هنگامی صورت میگیرد که همراه با فشار غیر منطقی و تحمیل یک نظر غیر مسوولانه به افراد باشد و امر به معروف به معنای احساس مسئولیت کردن در برابر آنها است. این استاد حوزه و دانشگاه در بخش دیگری از سخنان خود در خصوص حجاب و عفاف گفت: از دیدگاه قرآن حجاب دارای ابعاد و شاخصهای پنجگانهی نگاه، گفتار، رفتار، قلب و بدن است که رعایت آن به مرد و زن توصیه شده است. وی حجاب را مسألهای مهم در همهی ادیان عنوان کرد و گفت: در همهی دینها به عفاف و حجاب توجه شده اما همیشه افراط و تفریطهایی وجود داشته است در حالی که اسلام واضع قانون حجاب نیست بلکه آن را قانونمند و متعادل کرده تا با روحیه و سرشت انسانها سازگار باشد. حجتالاسلام خادمی حجاب را حفاظی برای آسیبهای اجتماعی و روحی دانست و افزود: نوع آفرینش و ظرافت وجودی زن باعث شده تا خداوند برای حراست و حفظ او از دسترسی بیگانگان، تدبیری اندیشد که سیمای حقیقی حجاب، یعنی حضور در لباسی که به مدد آن بتوان بدون آسیبهای اجتماعی و روحی به انجام وظایف دینی، اجتماعی و علمی خود پرداخت.
پاسخ : مسئله حجاب ، مفهوم و ابعادش سخنان امام صادق(ع) درباره حجاب زنان امام صادق(ع) می فرماید: حجاب زن برای طراوت وزیبایی اش مفید است. آری همیشه در و گوهر را در خزانه های آهنین نگهداری می کنند و زن هم اگر قدر و منزلت خویش را بداند آن را در گوهر حجاب محفوظ می دارد و اجازه نمی دهد نامحرمان به حریم او تجاوز نمایند. حجاب موجب زیبایی می شود امام صادق علیه السلام می فرماید: حجاب زن برای طراوت وزیبایی اش مفید است. آری همیشه در و گوهر را در خزانه های آهنین نگهداری می کنند و زن هم اگر قدر و منزلت خویش را بداند آن را در گوهر حجاب محفوظ می دارد و اجازه نمی دهد نامحرمان به حریم او تجاوز نمایند. حرکت زن در مجالس عروسی و عزا امام صادق(ع) از رسول خدا (ص) نقل فرمودند: اگر زنی بخواهد با وضع نامناسب درعروسی، عزا، بازار، گردشگاه ها و حتی اماکن عمومی برود و شوهرش جلوگیری نکند و یا از شوهرش بخواهد لباس های نامناسب و نازک برایش تهیه کند و شوهرش چنان نماید، خداوند او را با صورت به جهنم می افکند. حضرت امام جعفر صادق علیه السلام می فرماید: اگر زن عفت داشته باشد به دنیا می ارزد و گرنه به خاک هم نمی ارزد. نگاه به زن عقبه بن خالد می گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود: نگاه یکی از تیرهای زهرآگین ابلیس است، چه بسا یک نگاه سبب حسرت و ندامت طولانی شود. از امام صادق روایت شده است: وقتی شخصی بخواهد با زنی ازدواج کند، باکی نیست که به چهره و عمل و دستبندها نگاه کند. اگر قصد ازدواج در کار نباشد نگاه کردن جایز نیست.
پاسخ : مسئله حجاب ، مفهوم و ابعادش کتاب پوشش اسلامی به چاپ دوم رسید پوشش و حجاب مقولهای است قابل تامل و بسیار زیبا که یکی از معجزات اسلام محسوب میشود، این مقوله زیبا در مواجهه با سادهانگاریهای ما در حال تخریب است و میتوان گفت حتی دید خوب و عمیقی که نسبت به آن وجود داشته از بین رفته است. کتاب راهکارهای فرهنگی در نهادینه شدن حجاب، به چاپ دوم رسید. حسن بنیانیان در کتاب «پوشش اسلامی» در پنج فصل٬ به بررسی چالشها و راهکارهای فرهنگی درباره حجاب پرداخته است. بنیانیان درباره نگارش کتاب «پوشش اسلامی» گفت: در این کتاب سعی کردم راهکارهای فرهنگی نهادینه شدن حجاب در جامعه را بررسی کنم تا روشهای قانونی برخورد با این مساله نیز اصلاح شود و همه در محیطی آزاد حجاب را بپذیرند. وی افزود: پوشش و حجاب مقولهای است قابل تامل و بسیار زیبا که یکی از معجزات اسلام محسوب میشود، این مقوله زیبا در مواجهه با سادهانگاریهای ما در حال تخریب است و میتوان گفت حتی دید خوب و عمیقی که نسبت به آن وجود داشته از بین رفته است. این محقق فرهنگی در ادامه گفت: با دستورالعمل حکومتی نمیتوان زنان را محجبه کرد، هر چند مداخله قانون لازم است اما باید با فرهنگسازی و فعالیتهایی فرهنگی این مقوله را در جامعه نهادینه کرد و در غیر اینصورت نمیتوان در این حیطه هیچ گام مثبتی برداشت. کتاب «پوشش اسلامی» چالشها و راهکارها با رویکردی به مهندسی فرهنگی، قطع رقعی، دو هزار و ۵۰۰ نسخه، از سوی انتشارات سوره مهر به چاپ دوم رسیده است.