روابط ايرانيان و ارمنيان از هزاره اول پيش از ميلاد آغاز مي شود. ايرانيان و ارمنيان در هزاره اول پيش از ميلاد نخستين خاستگاه اقوام آريايي به حركت در آمدند، ارمنيان چون به سرزميني رسيدند كه بعدا ارمنستان ناميده شد، در آن سرزمين ساكن شدند، و ايرانيان به سوي جنوب به حركت خود ادامه دادند و به ايران زمين رسيدند. در اين كوچ بزرگ ايرانيان و ارمنيان مدت دويست سال در جوار يكديگر زيستند، سرزمين ارمنستان ادامه فلات ايران زمين است، زبان ارمني يكي از شاخه هاي مستقل زبان هند اروپايي است ولي با زبان فارسي پيوندي ناگسستني دارد. تعداد كثيري از نامه هاي ارمنيان مانند آرشام (نام نياي داريوش هخامنشي) سورن، گارن، آرشاك، نام هاي هخامنشي و اشكاني است كه ارمنيان با نهادن اين نام ها بر فرزندان خود در حفظ و نگهداري آنها پايمردي كرده اند و هم اكنون نيز از اين نام استفاده مي كنند. تا پايان روزگار اشكانيان، ايزدان واحدي مورد پرستش ايرانيان و ارمنيان بود، هر دو دين واحدي داشتند. جشن هاي ايران باستان و ارمنستان باستان مشابه هم است و كوچكترين تفاوتي با يكديگر ندارند. گاه شماري ارمنستان باستان همانند گاه شماري ايران باستان عبارت از دوازده ماه سي روز بود كه پنج روز مانده (خمسه مسترقه) را ايرانيان به آخر ماه هشتم و ارمنيان به آخر ماه دوازدهم مي افزودند. هر روز از روزهاي ماه هاي ارمنيان همانند ايرانيان نام خاصي داشت، داستان ها و افسانه ها و باورهاي ايرانيان و ارمنيان شباهت بسيار با يكديگر دارند و از هم متاثر شده اند، هيچ قوم و ملتي به اندازه ارمنيان با ايرانيان نزديك نمي باشند، در حقيقت ايرانيان و ارمنيان دو برادر هم نژاد و هم خون مي باشند كه از يك ديگر آگاهي چنداني ندارند. به نوشته موسي خورني پدر تاريخ ارمنيان (سده پنجم ميلادي) پادشاه ماد (وارباكس)، (هوخشتره) به باروير ونيس قوم ارمنيان وعده تاج و تخت داد. و او را با خود متحد كرد، (باروير) در فتح نينوا پايتخت آشور (612 پ.م) پادشاه ماد را ياري داد پس از نابودي آشور به پاس اين خدمت، پادشاه ماد (باروير) را به پادشاهي ارمنستان برگزيد. پس از پيروزي كوروش هخامنشي بر دولت ماد ارمنيان در ايران هخامنشي جايگاه ويژه اي يافتند. پس از پارس ها و مادها سومين جايگاه را ارمنيان داشتنند. فرماهندهي سپاه هخامنشيان به جز پارس ها و مادها به ساير اقوام تابع امپراتوري هخامنشي محول نمي گرديد، ولي ارمنيان از اين قاعده مستثني بودند به استناد كتيبه بيستون (480 پ.م.) ارمنيان فرماندهي سپاهيان ايران را داشتند و در شورش ارمنستان «دادارشي» سردار ارمني داريوش هخامنشي فرماندهي سپاهيان را به عهده داشت. در حمله اسكندر مقدوني به ايران زمين، جناحين راست و چپ سپاه ايران را سپاهيان ارمني به فرماندهي سرداران ارمني تشكيل مي دادند. فرمانده جناح راست يرواند (داماد شاهنشاه هخامنشي) و فرمانده جناح چپ ميترا اوستس بود. پس از پيروزي مقدونيان، يرواند در ارمنستان ادعاي استقلال كرد و به سلطنت پرداخت، خاندان يروانديان كه بر ارمنستان فرمان مي راندند، سياست ضد سلوكي داشتند و تا حدودي توانستند استقلال ارمنستان را حفظ كنند. در سال 189 پيش از ميلاد «آرتاشس» اول كه منسوب به خاندان يروانديان بود بر تخت سلطنت ارمنستان جلوس كرد و ارمنستان را به عظمت و قدرت رساند. (تيگران) دوم (95 – 55 پيش از ميلاد) نواده آرتاشس كه در تاريخ ارمنيان به تيگران كبير اشتهار دارد به توسعه سرزمين هاي متصرفي پرداخت و حدود ارمنستان را از شمال به اران، از شرق به درياي خزر، از جنوب تا نزديك فلسطين و از غرب به درياي مديترانه رساند. روابط ايرانيان و ارمنيان در روزگار اشكانيان بسيار صميمانه تر و نزديك تر شد. در دهه ششم سده اول ميلادي بلاش اشكاني برادر خود، تيرداد را به سلطنت ارمنستان منصوب كرد، تيرداد بنيانگذار سلسله اشكانيان در ارمنستان شد و يك شاخه از سلاطين اشكاني نزديك به چهار صد سال در ارمنستان سلطنت كردند، در سال 428 م. سلسله اشكانيان در ارمنستان منقرض شد، اميران ارمنستان به اطاعت دولت ساساني در آمدند. يزدگرد دوم در سال 447 م. فرماني صادر كرد كه در ارمنستان سرشماري به عمل آيد. پس از سرشماري ماليات سنگيني بر مناطق آباد و باير وضع كرد سپس دستور داد ارمنيان پيرو دين زرتشت گردند. شوراي اميران ارمنستان تشكيل شد و هم پيمان شدند كه تسليم خواست يزدگرد ساساني نشوند. ظهر روز 24 ماه مه 451 م. دردشت ماكو نبرد خونيني بين ارمنيان به فرماندهي وارتان ماميگرنيان با سپاهيان يزدگرد در گرفت، وارتان ماميگرنيان، سپهسالار ارمنيان همراه با يك هزار و سي و شش تن از سپاهيان و سرداران ارمني در جنگ كشته شدند، شبانگاه كه دو سپاه از يكديگر جدا شدند، نيروهاي ارمني صحنه كارزار را ترك گفتند، سپاه ساساني بدون اخذ نتيجه بازگشت، فيروز شاهنشاه ساساني در 460 م. مجددا در صدد زرتشتي كردن ارمنيان برآمد. ارمنيان دوباره شورش كردند و سپاهيان فيروز را در نزديكي روستاي «آگور» به سختي شكست دادند، پافشاري پادشاهان ساساني براي تغيير دين ارمنيان باعث گرديد، كه ارمنيان و ايرانيان كه دو برادر هم نژاد و هم خون بودند از يكديگر فاصله بگيرند. در سده اول ميلادي را گروه زيادي از ارمنيان ساكن آذربايجان بودند، تاتووس مقدس يكي از حواريون حضرت مسيح كه براي تعميد دادن ارمنيان به آن خطه رفته بود، پس از شهادت در جنوب ماكو به خاك سپرده شد. وجود تعداد بسياري كليساهاي كهن ارمنيان در آذربايجان، مانند : كليساي تاتووس مقدس (سده ششم) در ماكو، استبانوس مقدس (سده هشتم ميلادي) در جلفا، كليساهاي سركيس در خوي، هرپيسمه مقدس در موژومبار (سده دوازدهم ميلادي) مويد سكونت ارمنيان در بخش باختري ايران زمين است.
پاسخ : روابط ايرانيان و ارمنيان از هزاره اول پيش از ميلاد واژه ارمني از نام منطقه " ارمنيا " در تركيه امروزي گرفته شده است . اين منطقه محل اردوگاه اسراي از اقوام كشورهاي گوناگون و از نژادها و زبان هاي گوناگون بود. آشوريان ، اسيران صنعتگر را به اين منطقه مي آوردند تا در ساخت تجهيزات نظامي و .. كار كنند. پس از فروپاشي آشور مردم اين منطقه پراكنده شدند و در اقوام گوناگون مستحيل شدند. اما گروه ديگري در منطقه ساكن شدند كه با گروه اول پيوندي نداشتند و خود را " خاي / هاي / هائيك " مي ناميدند و چون در منطقه ارمنستان بودند نام ارمني را به خود گرفتند و سپس به نواحي ارمنستان و نواحي ديگر كوچيدند. اينان با پذيرش دين مسيحيت با پيروان آيين زردشت اختلاف ديني پيدا كردند. موبدان به آنان تهمت جاسوس زدند و اعدام و شكنجه كردند كه اقدامات موبد موبدان كرتير در دورهع ساساني معروف است. ارمنيان با لشكر روم همدست شده و عليه سلسله هاي اشكاني و ساساني جنگيدند.