1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

فردوسی

شروع موضوع توسط hector2141 ‏3/7/13 در انجمن اشعار

  1. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏6/9/12
    ارسال ها:
    14,318
    تشکر شده:
    2,702
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    daneshjo
    [h=2] فردوسی
    [/h]
    ​
    [​IMG]

    فردوسی
    ​
    حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی (زادهٔ ۳۲۹ ه‍.ق، ۳۱۹ ه‍.خ - درگذشتهٔ پیش از ۴۱۱ ه‍.ق، ۳۹۷ ه‍.خ در توس خراسان)، سخن‌سرای نامی ایران و سرایندهٔ شاهنامه حماسهٔ ملی ایرانیان. او را بزرگ‌ترین سرایندهٔ پارسی‌گو دانسته‌اند. نام و آوازه فردوسی در همه جای جهان شناخته و ستوده شده است. شاهنامهٔ فردوسی به بسیاری از زبان‌های زنده جهان برگردانده شده است. در ایران روز ۲۵ اردیبهشت به نام روز بزرگداشت فردوسی نامگذاری شده است. ​
    ​
    شاهنامه
    ​
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  2. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏6/9/12
    ارسال ها:
    14,318
    تشکر شده:
    2,702
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    daneshjo
    پاسخ : فردوسی

    [h=2] شاهنامه فردوسی[/h]
    ​
    [​IMG]
    فردوسی » شاهنامه فردوسی
    ​
    آغاز کتاب​
    کیومرث​
    هوشنگ​
    طهمورث​
    جمشید​
    ضحاک​
    فریدون​
    منوچهر​
    پادشاهی نوذر​
    پادشاهی زوطهماسپ​
    پادشاهی گرشاسپ​
    کیقباد​
    پادشاهی کی‌کاووس و رفتن او به مازندران​
    رزم کاووس با شاه هاماوران​
    سهراب​
    داستان سیاوش​
    پادشاهی کیخسرو شصت سال بود​
    گفتار اندر داستان فرود سیاوش​
    داستان کاموس کشانی​
    داستان خاقان چین​
    داستان اکوان دیو​
    داستان بیژن و منیژه​
    داستان دوازده رخ​
    اندر ستایش سلطان محمود​
    پادشاهی لهراسپ​
    پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود​
    داستان هفتخوان اسفندیار​
    داستان رستم و اسفندیار​
    داستان رستم و شغاد​
    پادشاهی بهمن اسفندیار صد و دوازده سال بود​
    پادشاهی همای چهرزاد سی و دو سال بود​
    پادشاهی داراب دوازده سال بود​
    پادشاهی دارای داراب چهارده سال بود​
    پادشاهی اسکندر​
    پادشاهی اشکانیان​
    پادشاهی اردشیر​
    پادشاهی شاپور پسر اردشیر سی و یک سال بود​
    پادشاهی اورمزد​
    پادشاهی بهرام اورمزد​
    پادشاهی بهرام نوزده سال بود​
    پادشاهی بهرام بهرامیان​
    پادشاهی نرسی بهرام​
    پادشاهی اورمزد نرسی​
    پادشاهی شاپور ذوالاکتاف​
    پادشاهی اردشیر نکوکار​
    پادشاهی شاپور سوم​
    پادشاهی بهرام شاپور​
    پادشاهی یزدگرد بزه‌گر​
    پادشاهی بهرام گور​
    پادشاهی یزدگرد هجده سال بود​
    پادشاهی قباد چهل و سه سال بود​
    پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود​
    پادشاهی هرمزد دوازده سال بود​
    پادشاهی خسرو پرویز​
    پادشاهی شیرویه​
    پادشاهی اردشیر شیروی​
    پادشاهی فرایین​
    پادشاهی پوران دخت​
    پادشاهی آزرم دخت​
    پادشاهی فرخ زاد​
    پادشاهی یزدگرد​

    ​


    ​
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  3. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏6/9/12
    ارسال ها:
    14,318
    تشکر شده:
    2,702
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    daneshjo
    پاسخ : فردوسی

    [h=2] بخش ۱ - آغاز کتاب
    [/h]
    ​
    [​IMG]
    فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب
    ​
    به نام خداوند جان و خرد​

    کزین برتر اندیشه برنگذرد​


    خداوند نام و خداوند جای​

    خداوند روزی ده رهنمای​


    خداوند کیوان و گردان سپهر​

    فروزنده ماه و ناهید و مهر​


    ز نام و نشان و گمان برترست​

    نگارندهٔ بر شده پیکرست​


    به بینندگان آفریننده را​

    نبینی مرنجان دو بیننده را​


    نیابد بدو نیز اندیشه راه​

    که او برتر از نام و از جایگاه​


    سخن هر چه زین گوهران بگذرد​

    نیابد بدو راه جان و خرد​


    خرد گر سخن برگزیند همی​

    همان را گزیند که بیند همی​


    ستودن نداند کس او را چو هست​

    میان بندگی را ببایدت بست​


    خرد را و جان را همی سنجد اوی​

    در اندیشهٔ سخته کی گنجد اوی​


    بدین آلت رای و جان و زبان​

    ستود آفریننده را کی توان​


    به هستیش باید که خستو شوی​

    ز گفتار بی‌کار یکسو شوی​


    پرستنده باشی و جوینده راه​

    به ژرفی به فرمانش کردن نگاه​


    توانا بود هر که دانا بود​

    ز دانش دل پیر برنا بود​


    از این پرده برتر سخن‌گاه نیست​

    ز هستی مر اندیشه را راه نیست​


    ​
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  4. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏6/9/12
    ارسال ها:
    14,318
    تشکر شده:
    2,702
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    daneshjo
    پاسخ : فردوسی

    [h=2] بخش ۲ - ستایش خرد
    [/h]
    ​
    [​IMG]
    فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب
    ​
    کنون ای خردمند وصف خرد​

    بدین جایگه گفتن اندرخورد​


    کنون تا چه داری بیار از خرد​

    که گوش نیوشنده زو برخورد​


    خرد بهتر از هر چه ایزد بداد​

    ستایش خرد را به از راه داد​


    خرد رهنمای و خرد دلگشای​

    خرد دست گیرد به هر دو سرای​


    ازو شادمانی وزویت غمیست​

    وزویت فزونی وزویت کمیست​


    خرد تیره و مرد روشن روان​

    نباشد همی شادمان یک زمان​


    چه گفت آن خردمند مرد خرد​

    که دانا ز گفتار از برخورد​


    کسی کو خرد را ندارد ز پیش​

    دلش گردد از کردهٔ خویش ریش​


    هشیوار دیوانه خواند ورا​

    همان خویش بیگانه داند ورا​


    ازویی به هر دو سرای ارجمند​

    گسسته خرد پای دارد ببند​


    خرد چشم جانست چون بنگری​

    تو بی‌چشم شادان جهان نسپری​


    نخست آفرینش خرد را شناس​

    نگهبان جانست و آن سه پاس​


    سه پاس تو چشم است وگوش و زبان​

    کزین سه رسد نیک و بد بی‌گمان​


    خرد را و جان را که یارد ستود​

    و گر من ستایم که یارد شنود​


    حکیما چو کس نیست گفتن چه سود​

    ازین پس بگو کافرینش چه بود​


    تویی کردهٔ کردگار جهان​

    ببینی همی آشکار و نهان​


    به گفتار دانندگان راه جوی​

    به گیتی بپوی و به هر کس بگوی​


    ز هر دانشی چون سخن بشنوی​

    از آموختن یک زمان نغنوی​


    چو دیدار یابی به شاخ سخن​

    بدانی که دانش نیاید به بن​


    ​
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  5. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏6/9/12
    ارسال ها:
    14,318
    تشکر شده:
    2,702
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    daneshjo
    پاسخ : فردوسی

    [h=2] بخش ۳ - گفتار اندر آفرینش عالم
    [/h]
    ​
    [​IMG]
    فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب
    ​
    از آغاز باید که دانی درست​

    سر مایهٔ گوهران از نخست​


    که یزدان ز ناچیز چیز آفرید​

    بدان تا توانایی آرد پدید​


    سرمایهٔ گوهران این چهار​

    برآورده بی‌رنج و بی‌روزگار​


    یکی آتشی برشده تابناک​

    میان آب و باد از بر تیره خاک​


    نخستین که آتش به جنبش دمید​

    ز گرمیش پس خشکی آمد پدید​


    وزان پس ز آرام سردی نمود​

    ز سردی همان باز تری فزود​


    چو این چار گوهر به جای آمدند​

    ز بهر سپنجی سرای آمدند​


    گهرها یک اندر دگر ساخته​

    ز هرگونه گردن برافراخته​


    پدید آمد این گنبد تیزرو​

    شگفتی نمایندهٔ نوبه‌نو​


    ابر ده و دو هفت شد کدخدای​

    گرفتند هر یک سزاوار جای​


    در بخشش و دادن آمد پدید​

    ببخشید دانا چنان چون سزید​


    فلکها یک اندر دگر بسته شد​

    بجنبید چون کار پیوسته شد​


    چو دریا و چون کوه و چون دشت و راغ​

    زمین شد به کردار روشن چراغ​


    ببالید کوه آبها بر دمید​

    سر رستنی سوی بالا کشید​


    زمین را بلندی نبد جایگاه​

    یکی مرکزی تیره بود و سیاه​


    ستاره برو بر شگفتی نمود​

    به خاک اندرون روشنائی فزود​


    همی بر شد آتش فرود آمد آب​

    همی گشت گرد زمین آفتاب​


    گیا رست با چند گونه درخت​

    به زیر اندر آمد سرانشان ز بخت​


    ببالد ندارد جز این نیرویی​

    نپوید چو پیوندگان هر سویی​


    وزان پس چو جنبنده آمد پدید​

    همه رستنی زیر خویش آورید​


    خور و خواب و آرام جوید همی​

    وزان زندگی کام جوید همی​


    نه گویا زبان و نه جویا خرد​

    ز خاک و ز خاشاک تن پرورد​


    نداند بد و نیک فرجام کار​

    نخواهد ازو بندگی کردگار​


    چو دانا توانا بد و دادگر​

    از ایرا نکرد ایچ پنهان هنر​


    چنینست فرجام کار جهان​

    نداند کسی آشکار و نهان​

     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  6. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏6/9/12
    ارسال ها:
    14,318
    تشکر شده:
    2,702
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    daneshjo
    پاسخ : فردوسی

    [h=2] بخش ۴ - گفتار اندر آفرینش مردم
    [/h]
    ​
    [​IMG]
    فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب
    ​
    چو زین بگذری مردم آمد پدید​

    شد این بندها را سراسر کلید​


    سرش راست بر شد چو سرو بلند​

    به گفتار خوب و خرد کاربند​


    پذیرندهٔ هوش و رای و خرد​

    مر او را دد و دام فرمان برد​


    ز راه خرد بنگری اندکی​

    که مردم به معنی چه باشد یکی​


    مگر مردمی خیره خوانی همی​

    جز این را نشانی ندانی همی​


    ترا از دو گیتی برآورده‌اند​

    به چندین میانجی بپرورده‌اند​


    نخستین فطرت پسین شمار​

    تویی خویشتن را به بازی مدار​


    شنیدم ز دانا دگرگونه زین​

    چه دانیم راز جهان آفرین​


    نگه کن سرانجام خود را ببین​

    چو کاری بیابی ازین به گزین​


    به رنج اندر آری تنت را رواست​

    که خود رنج بردن به دانش سزاست​


    چو خواهی که یابی ز هر بد رها​

    سر اندر نیاری به دام بلا​


    نگه کن بدین گنبد تیزگرد​

    که درمان ازویست و زویست درد​


    نه گشت زمانه بفرسایدش​

    نه آن رنج و تیمار بگزایدش​


    نه از جنبش آرام گیرد همی​

    نه چون ما تباهی پذیرد همی​


    ازو دان فزونی ازو هم شمار​

    بد و نیک نزدیک او آشکار​

     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  7. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏6/9/12
    ارسال ها:
    14,318
    تشکر شده:
    2,702
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    daneshjo
    پاسخ : فردوسی

    [h=2] بخش ۵ - گفتار اندر آفرینش آفتاب
    [/h]



    [​IMG]
    فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب




    ز یاقوت سرخست چرخ کبود



    نه از آب و گرد و نه از باد و دود






    به چندین فروغ و به چندین چراغ



    بیاراسته چون به نوروز باغ






    روان اندرو گوهر دلفروز



    کزو روشنایی گرفتست روز






    ز خاور برآید سوی باختر



    نباشد ازین یک روش راست‌تر






    ایا آنکه تو آفتابی همی



    چه بودت که بر من نتابی همی



    ​
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  8. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏6/9/12
    ارسال ها:
    14,318
    تشکر شده:
    2,702
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    daneshjo
    پاسخ : فردوسی

    [h=2] بخش ۶ - در آفرینش ماه
    [/h]
    ​
    [​IMG]
    فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب
    ​
    چراغست مر تیره شب را بسیچ​

    به بد تا توانی تو هرگز مپیچ​


    چو سی روز گردش بپیمایدا​

    شود تیره گیتی بدو روشنا​


    پدید آید آنگاه باریک و زرد​

    چو پشت کسی کو غم عشق خورد​


    چو بیننده دیدارش از دور دید​

    هم اندر زمان او شود ناپدید​


    دگر شب نمایش کند بیشتر​

    ترا روشنایی دهد بیشتر​


    به دو هفته گردد تمام و درست​

    بدان باز گردد که بود از نخست​


    بود هر شبانگاه باریکتر​

    به خورشید تابنده نزدیکتر​


    بدینسان نهادش خداوند داد​

    بود تا بود هم بدین یک نهاد​

     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  9. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏6/9/12
    ارسال ها:
    14,318
    تشکر شده:
    2,702
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    daneshjo
    پاسخ : فردوسی

    [h=2] بخش ۷ - گفتار اندر ستایش پیغمبر
    [/h]
    ​
    [​IMG]
    فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب
    ​
    ترا دانش و دین رهاند درست​

    در رستگاری ببایدت جست​


    وگر دل نخواهی که باشد نژند​

    نخواهی که دایم بوی مستمند​


    به گفتار پیغمبرت راه جوی​

    دل از تیرگیها بدین آب شوی​


    چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی​

    خداوند امر و خداوند نهی​


    که خورشید بعد از رسولان مه​

    نتابید بر کس ز بوبکر به​


    عمر کرد اسلام را آشکار​

    بیاراست گیتی چو باغ بهار​


    پس از هر دوان بود عثمان گزین​

    خداوند شرم و خداوند دین​


    چهارم علی بود جفت بتول​

    که او را به خوبی ستاید رسول​


    که من شهر علمم علیم در ست​

    درست این سخن قول پیغمبرست​


    گواهی دهم کاین سخنها ز اوست​

    تو گویی دو گوشم پرآواز اوست​


    علی را چنین گفت و دیگر همین​

    کزیشان قوی شد به هر گونه دین​


    نبی آفتاب و صحابان چو ماه​

    به هم بستهٔ یکدگر راست راه​


    منم بندهٔ اهل بیت نبی​

    ستایندهٔ خاک و پای وصی​


    حکیم این جهان را چو دریا نهاد​

    برانگیخته موج ازو تندباد​


    چو هفتاد کشتی برو ساخته​

    همه بادبانها برافراخته​


    یکی پهن کشتی بسان عروس​

    بیاراسته همچو چشم خروس​


    محمد بدو اندرون با علی​

    همان اهل بیت نبی و ولی​


    خردمند کز دور دریا بدید​

    کرانه نه پیدا و بن ناپدید​


    بدانست کو موج خواهد زدن​

    کس از غرق بیرون نخواهد شدن​


    به دل گفت اگر با نبی و وصی​

    شوم غرقه دارم دو یار وفی​


    همانا که باشد مرا دستگیر​

    خداوند تاج و لوا و سریر​


    خداوند جوی می و انگبین​

    همان چشمهٔ شیر و ماء معین​


    اگر چشم داری به دیگر سرای​

    به نزد نبی و علی گیر جای​


    گرت زین بد آید گناه منست​

    چنین است و این دین و راه منست​


    برین زادم و هم برین بگذرم​

    چنان دان که خاک پی حیدرم​


    دلت گر به راه خطا مایلست​

    ترا دشمن اندر جهان خود دلست​


    نباشد جز از بی‌پدر دشمنش​

    که یزدان به آتش بسوزد تنش​


    هر آنکس که در جانش بغض علیست​

    ازو زارتر در جهان زار کیست​


    نگر تا نداری به بازی جهان​

    نه برگردی از نیک پی همرهان​


    همه نیکی ات باید آغاز کرد​

    چو با نیکنامان بوی همنورد​


    از این در سخن چند رانم همی​

    همانا کرانش ندانم همی​

     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  10. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏6/9/12
    ارسال ها:
    14,318
    تشکر شده:
    2,702
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    daneshjo
    پاسخ : فردوسی

    [h=2] بخش ۸ - گفتار اندر فراهم آوردن کتاب
    [/h]
    ​
    [​IMG]
    فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب
    ​
    سخن هر چه گویم همه گفته‌اند​

    بر باغ دانش همه رفته‌اند​


    اگر بر درخت برومند جای​

    نیابم که از بر شدن نیست رای​


    کسی کو شود زیر نخل بلند​

    همان سایه زو بازدارد گزند​


    توانم مگر پایه‌ای ساختن​

    بر شاخ آن سرو سایه فکن​


    کزین نامور نامهٔ شهریار​

    به گیتی بمانم یکی یادگار​


    تو این را دروغ و فسانه مدان​

    به رنگ فسون و بهانه مدان​


    ازو هر چه اندر خورد با خرد​

    دگر بر ره رمز و معنی برد​


    یکی نامه بود از گه باستان​

    فراوان بدو اندرون داستان​


    پراگنده در دست هر موبدی​

    ازو بهره‌ای نزد هر بخردی​


    یکی پهلوان بود دهقان نژاد​

    دلیر و بزرگ و خردمند و راد​


    پژوهندهٔ روزگار نخست​

    گذشته سخنها همه باز جست​


    ز هر کشوری موبدی سالخورد​

    بیاورد کاین نامه را یاد کرد​


    بپرسیدشان از کیان جهان​

    وزان نامداران فرخ مهان​


    که گیتی به آغاز چون داشتند​

    که ایدون به ما خوار بگذاشتند​


    چه گونه سرآمد به نیک اختری​

    برایشان همه روز کند آوری​


    بگفتند پیشش یکایک مهان​

    سخنهای شاهان و گشت جهان​


    چو بشنید ازیشان سپهبد سخن​

    یکی نامور نافه افکند بن​


    چنین یادگاری شد اندر جهان​

    برو آفرین از کهان و مهان​

     
    یک شخص از این تشکر کرد.