اصول علم پزشکی در زمان ساسانیان همان روایتها و دستورهای اوستا بوده به اضافه قسمتهائی از طب هندی و یونانی و مخصوصا در اواخر طب بقراط که به آن مخلوط گردیده بود. به طوریکه نوشتهاند یکی از مؤلفان و محققان از روی اوستا ۴۳۳۳ نوع بیماری روحی و جسمی را گردآوری کرده که در بین بیماریهای جسمانی و بدنی ، سردی و خشکی و بوی بد و گرسنگی و تشنگی و پیری و غم و اندوه هم نام برده شده است. در هوسپارم نسک ۱ مطالب زیادی در باب پزشکی و پزشکان نوشته شده ، از آن جمله متذکر گردیده که اهورمزدا برای درمان هربیماری ، گیاهان مخصوصی آفریده است که با بکار بردن آن ، بیماریها درمان میشدهاند. در همین نامه برای پزشک بر حسب گروههای گوناگون و پایه تخصص و تبحر دستمزد حقالقدم تعیین گردیده که نسبت به شخصیت و شأن و دارائی اشخاص و همچنین ضعف و شدت درد یا عمل جراحی عضوی از اعضاء بدن تغییر مینموده است. برای درمان سه راه وجود داشته: بکار بردن داروهای طبی و ریشه گیاهان و نباتات ، جراحی ، سوزانیدن و داغ کردن. در وندیداد این سه راه درمان ذکر شده ولی مرحله سومی را درمانهای روانی و روحی دانسته که با ورد و دعا از روی کتابهای مقدس دینی به عمل میآمده و گاهی هم مؤثر میگردیده است. پزشکان بیماریهای روحی و روانی از پزشکان بیماریهای جسمی و بدنی جدا و جزو دسته روحانیان و مؤبدان بودهاند. عقیده به ارواح خبیثه و زیان رساننده نادیدنی و چشم بد و ناپاک حسودان و سحر و جادوی دشمن ، در این زمان رایج بوده و از این جهت بیماران روحی و روانی را نزد مؤبدان میبردند و آنان آیاتی را که در حق « َاَشهَ و هیشتَه» «راستی و درستی» و یا « آریامه » یا« هائومه» « صفات خداوندی» نازل شده به بیمار میخواندند و او را از سر تا پا در پارچه سفیدی میپیچیدند و هر چند یکبار نام اهریمنانی که به نظر موجب ناخوشی و آزار بیمار را فراهم ساخته ، میخواندند و بدین وسیله رفع شر آنها از سر بیمار میشد. [۱] در طب یونانی با تعادل چهار طبع مخالف : « برودت ، حرارت ،رطوبت ، خشکی » صحت و سلامتی بدن تأمین میگردیده است.طب ایرانی نیز این اصل را به صورت دیگر و با تطبیق به اصول مندرجات کتابهای زرتشتی ، قائل بوده و ملاک عمل قرار میداشتهاند. خوراک خوب ، بایستی از مواد و عناصری که بدن از ان ترکیب یافته و برای رفع کمبود این عناصر بدان نیاز داشته ، تشکیل گردد. غذا باید به حد کافی حرارت ( عنصر آتش ) داشته باشد تا سردی را دفع نماید و مواد خاکی آن با عنصر خاکی بدن و هوای موجود در آن با هوای خالص ترکیب شده در مزاج جذب گردد و در همه حال ، در خوردن غذا رعایت تعادل را مینمودهاند. برای پاکی و تقویت خون میکوشیدند و عقیده داشتند ، همانطور که جلا و شفافیت ظاهری چهره با خون سالم تولید میشود ، جلا و شفافیت ظاهری چهره با خون سالم تولید میشود ، جل او سلامت درون نیز با خون پاک به وجود میآید. از واگیری پارهای از ناخوشیها آگاه بودند و پزشکان در دیدار از این گونه بیماران به یاد داشتندکه تا خود را پاک ننمایند ، به بازدید بیمار دیگری نروند تا سبب سرایت ناخوشی به سایرین نگردد. انداختن جنین در حکم قتل عمدی و بعد از زمانی که روح در نطقه دمیده میشود ، که بر حسب مندرجات اوستا ، بعد از چهار ماه و یکروز از عقد نطفه تعیین گردیده ، چنانچه جنین را از بین میبردند ، گناهکار و تحت تعقیب قانونی قرار میگرفتند. علاوه بر این مرتکب نجس و ناپاک تشخیص داده میشد و موظف بوده است تا برطرف شدن دوران نقاهت و ضعف تا بیست متری آب و آتش نزدیک نشود و برای برگشت سلامتیش شرابی خفیف و شیری تجویز مینمودهاند. القفطی۲ در کتاب اخبارالحکماء نوشته است :« ایرانیان در علوم پیشرفتهای سریع کردند و روشهای جدید برای معالجه بیماریها و اصول تداوی به وجود آوردند تا جائیکه معالجات آنان بالاتر از معالجات یونانیان و هندیان شناخته شد. به علاوه پزشکان گندیشاپور روشهای علمی اقوام دیگر را میپذیرفتند و آنها را با تجربیات و اکتشافات خود تلفیق میکردند و تغییر میدادند. برای فن طبابت مقرراتی وضع کردند و کارها و مطالعات علمی خود را یادداشت و ثبت مینمودند.» پزشک بیماران جسمی باید پس از آموختن دانستنیهایی که لازمه اشتغال به این پیشه بوده است ، زیر آزمایش قرار گیرند ، و چنانچه از عهده امتحان برمیآمده به او گواهی پزشکی داده میشد و پیش از آنکه یک فرد زرتشتی را درمان نماید باید یک نفر از بیماران سایر ادیان را درمان نماید و چنانچه از عهده طبابت برمیآمد ، اجازه پیدا میکرد که همکیشان خود را نیز درمان نماید اگر سه بار بیمار در اثر بی مبالاتی یا سوءتشخیص او ضمن درمان میمردند ، برای همیشه از شغل طبابت محروم میگشت. بیماران در بدو امر موظف بودهاند ، به پزشکان ایرانی مراجعه نمایند و چنانچه درمان آنها بدون نتیجه میشد ، حق داشتهاند به پزشکان بیگانه مراجعه کنند ، در غیر این صورت خطاکار بودهاند. در دربار پادشاهان اغلب پزشکان بیگانه« یونانی – هندی – سریانی » هم بودهاند. پزشک خوب باید از عهده عمل پزشکی و شناسائی اعضاء و جوارح بدن برآید واز عوارض دردها و خواص گیاهان به خوبی آگاه باشد و کتاب زیاد خوانده باشد ، بیماران خود را عیادت نماید. مردم نیز موظف بودهاند وسیله آمد و رفت و آسایش پزشک را فراهم سازند.