1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

یهود در قرآن و اسلام

شروع موضوع توسط *NaSrIn* ‏31/1/11 در انجمن احکام و روایات

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏10/12/10
    ارسال ها:
    2,142
    تشکر شده:
    992
    امتیاز دستاورد:
    0
    در سوره مبارکه طه می خوانیم: «و ای موسی چه چیز تو را به شتاب واداشته است گفت: اینان در پی منند و من ای پروردگار به سویت شتافتم تا خشنود شوی. فرمود: در حقیقت ما قوم تو را پس از عزیمت تو آزمودیم و سامری آنها را گمراه ساخت پس موسی خشمگین و اندوهناک به سوی قوم خود برگشت و گفت: ای قوم من آیا پروردگارتان به شما وعده ی نیکو نداد آیا این مدت بر شما طولانی نمود یا خواستید خشمی از پروردگارتان بر شما فرود آید، که با وعده من مخالفت کردید؟ گفتند: ما به اختیار خود با تو خلاف وعده نکردیم ولی از زینت آلات قوم، بارهایی سنگین بر دوش داشتیم و آنها را افکندیم و خود سامری هم چنین کرد پس برای آنان پیکر گوساله ای که صدایی داشت بیرون آورد و گفتند: این خدای شما و خدای موسی است .... موسی گفت: ای هارون وقتی دیدی آنها گمراه شدند چه چیز مانع تو شد؟... گفت: ای پسر مادرم نه ریش مرا بگیر نه موی سرم را من ترسیدم بگویی میان بنی اسرائیل تفرقه انداختی موسی گفت: ای سامری منظور تو چه بود؟ گفت: به چیزی که دیگران پی به آن نبردند پی بردم و به قدر مشتی از ردّ پای فرستاده ی خدا برداشتم و آن را در پیکر گوساله انداختم و نفس من برایم چنین فریبکاری کرد موسی گفت: برو که بهره تو در زندگی این باشد که بگویی: به من دست نزنید و تو را موعدی خواهد بود که هرگز از آن تخلف نخواهی کرد و اینکه به خدایی که ملازمش بودی بنگر که آن را می سوزانیم و خاکسترش می کنیم و به دریا می پاشیم.»
    قرآن در بخش دیگر به زیبایی بدون آنکه نامی از سامری بیاورد گناه گوساله پرستی را به کل قوم بنی اسرائیل نسبت می دهد. «و قوم موسی پس از عزیمت او، از زیورهای خود مجسمه ی گوساله ای برای خود ساختند که صدای گاو داشت ... و چون موسی خشمناک و اندوهگین به سوی قوم خود بازگشت گفت: پس از من چه بد جانشینی برای من بودید آیا بر فرمان پروردگارتان پیشی گرفتید و الواح (ده فرمان) را افکند و موسی سر برادرش را گرفت و او را به طرف خود کشید هارون گفت: ای فرزند مادرم این قوم مرا ناتوان یافتند و چیزی نمانده بود که مرا بکشند پس مرا دشمن شاد مکن و در شمار ستمکاران قرار نده» [سوره اعراف / 148 ـ 150]
    ولی در روایت تورات نامی از سامری نیامده است در عوض این هارون برادر موسی است که رهبری گمراهی قوم را بر عهده دارد در باب 32 سفر خروج می خوانیم: «وقتی بازگشت موسی از کوه سینا به طول انجامید، مردم نزد هارون جمع شده گفتند برخیز و برای ما خدایی بساز تا ما را هدایت کند چون نمی دانیم بر سر موسی که ما را از مصر بیرون آورد چه آمده است. هارون گفت: گوشواره های طلا را که در گوش های زنان و دختران و پسران شماست پیش من بیاورید بنابراین قوم گوشواره های طلای خود را به هارون دادند هارون نیز آنها را ذوب کرد و در قالبی که ساخته بود ریخت و مجسمه ای به شکل گوساله ساخت، قوم اسرائیل وقتی گوساله را دیدند فریاد بر آوردند: ای بنی اسرائیل این همان خدایی است که شما را از مصر بیرون آورد.» [سفر خروج / باب 32 ـ آیات 1 ـ 4]
    قرآن کریم ساحت پیامبر الهی را از بت پرستی پاک می داند اصولاً چطور ممکن است یکی از پیامبران الهی از یکی از بدیهی ترین و ابتدایی ترین اصول دین یعنی «توحید» بی خبر باشد و به این سادگی تحت تأثیر جماعتی فریبکار قرار گیرد؟ امّا بهرحال وجود کلمه «سامری» در قرآن موجبات اعتراض اهل کتاب را فراهم کرده است. آنها معتقدند امکان ندارد که در زمان موسی چنین کسی وجود داشته باشد چرا که سامری منسوب به شهر سامره است که دهها سال بعد از موسی و به وسیله ی یکی از پادشاهان اسرائیل به نام عُمری ساخته شده است در کتاب
    «اوّل پادشاهان» که یکی از کتب عهد عتیق است می خوانیم:
    «در سی و یکمین سال سلطنت آسا پادشاه یهودا، عُمری به پادشاهی اسرائیل رسید او تپه سامره را از شخصی به نام سامِر خرید و شهری روی آن ساخت و نام آن را سامره گذاشت.»
    [کتاب اوّل پادشاهان / باب 16 / آیات 24 ـ 25]
    علامه بلاغی در کتاب الهدی الی دین المصطفی چنین پاسخ می دهد: در بنی اسرائیل فردی به نام شمرون بن یسّاکار بن یعقوب وجود داشته که خاندان وی شمرونی نامیده می شدند. شمرونی در تلفظ عربی به سامری تبدیل شده است.
    بعد از این ماجرا به روایت تورات موسی دوباره چهل روز را بر روی کوه می گذراند و در آنجا پروردگار دوباره ده فرمان را بروی دو لوح سنگی حک می کند. در آیه 154 سوره اعراف هم اشاره ای به این مطلب شده است.
    همچنین در آیه 54 سوره بقره جزای گوساله پرستی یهودیان کُشته شدن به وسیله یکدیگر قرار داده شده است، در باب 32 سفر خروج هم به نحوی همین مجازات ذکر شده است.
    آیا بنی اسرائیل به همراه موسی وارد أرض موعود می شوند؟
    «موسی: ای قوم من به سرزمین مقدسی که خداوند برای شما مقرر داشته است در آیید و به عقب باز نگردید که زیانکار خواهید شد، گفتند: ای موسی در آنجا مردمی زورمندند و تا آنان از آنجا بیرون نروند ما هرگز وارد آن نمی شویم ... دو مرد از کسانی که از خداوند می ترسیدند و خدا به آنان نعمت داده بود گفتند: از آن دروازه برایشان وارد شوید که اگر از آن، در آمدید قطعاً پیروز خواهید شد گفتند: ای موسی، ما هرگز وارد نشویم. تو و پروردگارت بروید و جنگ کنید که ما همین جا می نشینیم موسی گفت: پروردگارا من جز اختیار خود و برادرم را ندارم. پس میان ما و این قوم نافرمان جدایی بینداز، خدا به موسی فرمود: ورود آنان چهل سال برایشان حرام شد آنان در بیابان سرگردان خواهند بود پس تو برگروه نافرمان اندوه مخور» [سوره مائده / 21 تا 26].
    این بخش در واقع آخرین بخش تاریخ موسی و هارون در قرآن می باشد، البته قرآن مشخص نمی کند که آیا موسی بعد از چهل سال وارد أرض مقدس می شود یا اینکه در همان چهل سال فوت می کند. در مقابل روایت تورات از تفصیل بیشتری برخوردار است. «خداوند به موسی فرمود: افرادی به سرزمین کنعان بفرست تا آنجا را مورد بررسی قرار دهند موسی هم از هر قبیله یک نفر و در مجموع 12 نفر را فرستاد یُوشِِع بن نُون و کالیب بن یَفُنَه هم در بین فرستاده شدگان بودند. گزارش آنان چنین بود: سرزمینی است حاصلخیز که شیر و عسل در آن جاری است امّا ساکنان آن جا خیلی قوی هستند و شهرهایشان بسیار بزرگ و حصارداراست.»
    از این گذشته غول های عمالیقی را هم در آنجا دیدیم خلاصه بنی اسرائیل را حسابی ترساندند تنها کالیب و یوشع بودند که آنها را به جنگ و فتح أرض مقدس تشویق و تحریض نمودند بنی اسرائیل وقعی به حرف آن دو تن ننهادند. حتی آن دو را به مرگ تهدید کردند. خدا گفت: چهل سال این زمین بر آنها حرام است». [سفر اعداد / باب 13 و 14]
    به احتمال بسیار قوی آن دو تنی که بنی اسرائیل را تحریض به هجوم کردند و قرآن از آنها نام برده است یوشع بن نون وکالیب بن یَفُنَه هستند به روایت تورات موسی و هارون هرگز وارد أرض موعود نمی شوند و در خارج آن جان به جان آفرین تسلیم می کنند بعد از موسی به گفته تورات یوشع بن نون رهبری قوم را بر عهده می گیرد. [کتاب تثنیه / باب 34]...

    مرتضی زنگی آبادی