عوامل اساسی گرایش به دین اسلام: این عوامل در دو شاخهی مهم خلاصه می شوند: 1. انگیزههای گریز از عوامل اختلال و بی نظمی در زندگی ایدهآل و مورد نظر مردم از قبیل فساد اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، ستم و ظلم حاكمان زر و زور، ناهنجاری های حاكم بر جامعه در بعد اخلاقی، تبعیض نژادی، حق كشی و مظلوم كشی، نظام بهره برداری، خرافه پرستی و موهوم پرستی در بعد عقیدتی، دوری از معنویات و فاصله گرفتن از شرایع آسمانی و مكاتب انبیاء، كینه توزیهای خونبار مرسوم در جهان، چه در میان اقوام شبه جزیره عربستان و چه در سایر سرزمین ها از قبیل ایران، روم، شام و غیره و جنگهای طولانی ناشی از این جریانات، همه و همه باعث جذب مردم به سوی اسلام شد و حقانیت و آرامش و عدالت این دین جدید، مكتب تازه و فرهنگ نورا در برابر عقول و دیدگان آنان متجلی و منسجم ساخت. زیرا واقعا تعداد جنگها و ادامهی ناهنجاریها و خواب و غفلتها از معنویات، كرامت و عزت انسانی، هیچ فرصتی را برای شكوفایی و رشد و اعتلای فرهنگی، حقوقی، دینی، اقتصادی و اخلاقی در جامعه باقی نمیگذاشت و طبیعی است كه وجود مفاسدی مثل اسیر گرفتن زنان طائفه مقابل، زنده به گور كردن دختران، غارت ها و غارتگری های اموال مردم، برده گیری ها و خرافه پرستی ها همه از انواع بی نظمی و اختلال در زندگی مطلوب و ایدهآل انسان ها محسوب شده و به شمار میآمدند و این بود كه بلافاصله پس از اعلام دعوت دین و اعلان تعالیم رهایی بخش قرآن و سنت، فورا مردم استقبال كرده و آن را با جان و دل پذیرفتند زیرا تشنه حقایق گم شده و متنفر وبیزار از اوضاع موجود و خسته و كوفته از مسائل تكرار شده و پر از ظلم و اجحاف وبی عدالتی بودند و در اولین فرصت ممكن، طعم حیات و معنویات را چشیدند و از خصومت و جنگ و بی عفتی دست كشیدند و گوش به فرمان اعتصام به ریسمان خداوندی داده و آن را در لابلای زندگی خود اجرا كردند.