1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

استقلال اقتصادی زن در قرآن

شروع موضوع توسط karbalaee mohammad ‏9/6/13 در انجمن قرآن کریم

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏21/7/12
    ارسال ها:
    8,510
    تشکر شده:
    4,973
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    دانشجو نرم افزار
    [HR][/HR] اسلام به زن استقلال اقتصادی داد، اما به قول ویل دورانت خانه براندازی نکرد، اساس خانواده‏ها را متزلزل نکرد، زنان را علیه شوهران و دختران را علیه پدران به تمرد و عصیان وادار نکرد. اسلام با این دو آیه انقلاب عظیم اجتماعی به وجود آورد اما آرام و بی ضرر و بی خطر.

    [HR][/HR] [h=2][​IMG]
    قرآن و استقلال اقتصادی زن[/h] در زمانی که حتی در یونان و بیشتر کشورهای اروپایی بازنان همچون کودکان نابالغ برخورد می‏شد، و تا قرن نوزدهم این طرز تلقی وجود داشت.
    قرآن کریم سیزده قرن قبل از اروپا به زن استقلال اقتصادی داد.
    اسلام در هزارو چهارصد سال پیش این قانون را گذراند و گفت: مردان از آنچه کسب می‏کنند و به دست می‏آورند بهره‏ای است و زنان را از آنچه کسب می‏کنند و به دست می‏آورند بهره‏ای است.
    قرآن مجید همان‏طوری که مردان را از نتایج کار و فعالیت‎شان ذی حق دانست، زنان را نیز در نتیجه کار و فعالیت‏شان ذی حق شمرد.
    در آیه دیگری داریم: مردان را از مالی که پدر و مادر و یا خویشاوندان بعد از مردن خود باقی می‎گذارند بهره‏ای است و زنان را هم از آنچه پدرومادر و خویشاوندان از خود باقی می‎گذارند بهره‏ای است.این آیه حق ارث بردن را تثبیت کرد. عرب جاهلیت حاضرنبود به زن ارث بدهد اما قرآن کریم این حق را برای زن تثبیت کرد.

    [h=2]یک مقایسه[/h] پس قرآن کریم سیزده قرن قبل از اروپا به زن استقلال اقتصادی داد، با این تفاوت ؛
    اولاً: انگیزه‎ای که سبب شد اسلام به زن استقلال اقتصادی بدهد به جز جنبه‏های انسانی و عدالت دوستی و الهی اسلام نبوده است. اما غرب برای مطامع سرمایه داران قوانینی را برای حقوق زنان تصویب کرد و بعد با بوق و کرنا دنیا را پر کردند که ما حق زن را به رسمیت شناختیم و حقوق زن و مرد را مساوی داشتیم.
    ثانیاً: اسلام به زن استقلال اقتصادی داد، اما به قول ویل دورانت خانه براندازی نکرد، اساس خانواده‏ها را متزلزل نکرد، زنان را علیه شوهران و دختران را علیه پدران به تمرد و عصیان وادار نکرد. اسلام با این دو آیه انقلاب عظیم اجتماعی به وجود آورد اما آرام و بی ضرر و بی خطر.
    زن مسلمان شوهردار، آزاد است در ثروتش آن طور که مایل است در حد قانون دخل و تصرف نماید. حق دارد بفروشد و آنچه را که اراده کند بخرد. اموال خود را برای هر مصرفی که می‎خواهد و شخصا ثروت خودش را حفظ کند و در آن دخالت نماید و شوهر به هیچ عنوان حق ندارد در دارایی او مداخله نماید. زمانی که شوهرش می‏میرد از دارایی او ارث می‏برد و خداوند در این باره فرموده: چنانچه فرزند نداشته باشید سهم ارث زنان یک چهارم ترکه شما مردان است و اگر فرزند داشته باشید یک هشتم خواهد بود​

    ثالثاً: آنچه دنیای غرب کرد این بود که به قول ویل دورانت زن را به بندگی و جان کندن در خانه رهانید و گرفتار بندگی و جان کندن در مغازه و کارخانه کرد، یعنی اروپا غل و زنجیری از دست و پای زن باز کرد و زنجیر دیگری که کمتر از اولی نبود به دست و پای او بست. اما اسلام زن را از بندگی و بردگی مرد در خانه و مزارع و غیره رهانید و با الزام مرد به تأمین بودجه اجتماع خانوادگی، هرنوع اجبار و الزامی را از دوش زن برای تأمین مخارج خود و خانواده برداشت.
    زن از نظر اسلام در عین اینکه حق دارد طبق غرایز انسانی به تحصیل ثروت و حفظ و افزایش آن بپردازد، طوری نیست که جبر زندگی، او را تحت فشار قرار دهد و غرور و جمال و زیبایی را که همیشه با اطمینان خاطر باید همراه وی باشد از او بگیرد.
    زن مسلمان شوهردار، آزاد است در ثروتش آن طور که مایل است در حد قانون دخل و تصرف نماید. حق دارد بفروشد و آنچه را که اراده کند بخرد. اموال خود را برای هر مصرفی که می‎خواهد و شخصا ثروت خودش را حفظ کند و در آن دخالت نماید و شوهر به هیچ عنوان حق ندارد در دارایی او مداخله نماید. زمانی که شوهرش می‏میرد از دارایی او ارث می‏برد و خداوند در این باره فرموده: چنانچه فرزند نداشته باشید سهم ارث زنان یک چهارم ترکه شما مردان است و اگر فرزند داشته باشید یک هشتم خواهد بود.
    اسلام به زن استقلال اقتصادی داد، اما به قول ویل دورانت خانه براندازی نکرد، اساس خانواده‏ها را متزلزل نکرد، زنان را علیه شوهران و دختران را علیه پدران به تمرد و عصیان وادار نکرد. اسلام با این دو آیه انقلاب عظیم اجتماعی به وجود آورد اما آرام و بی ضرر و بی خطر​

    یک زن مسلمان آزاد است بدون دخالت پدر یا شوهر یا هر کس که می‎خواهد قراردادی را منعقد کند. در دین مبین اسلام به زن اجازه مالک شدن را داده و او می‎تواند وکیل دیگران هم باشد و نصیب و روزی خود را طلب کند و در کاری که انتخاب می‏کند استخدام شود و همان‏طور که برادر، پدر یا شوهر در ثروت‎شان تصرف می‏نماند او هم تصرف نماید.
    با این توضیحات کاملا معلوم می‏شود که دین مبین اسلام عادلانه با زن رفتار کرده و به او کمال محبت و بذل توجه را نموده و کوچکترین حق او را مورد غصب و پایمال شدن قرار نداده است، خواه ذریتش دختر باشد یا همسر یا مادر.
    اینها بیانات اسلام درباره زن است. اما در همین زمان که قرآن این مسائل را مطرح می‏کند دولت روم، قانونی را به تصویب می‏رساند که زن مانند کودک نمی‎تواند صاحب ملک و تصرف باشد و باید رئیس خانواده کارهایش را انجام دهد و از نظر قانون مانند یک نابالغ دایمی شمرده می‏شود.و یا در قانون فرانسه آمده است که زن بدون اجازه و رضای شوهرش نمی‎تواند قراردادی را منعقد کند.
    پس معلوم شد که زن از نظر قوانین موضوعه بشری در غرب نمی‏تواند در املاکش دخل و تصرف داشته باشد در حالی که اسلام زن را مانند مردان حق تصرف در املاک‏شان برای خرید و فروش و رهن عطا کرده است.
    اسلام زن را گرامی داشت و با او رفتار شرافتمندانه‏ و عزتمندی در پیش گرفت. از حقوق و وظایفی که برای مرد مقرر داشته به زن هم ارزانی داشت. حقوقی به او اعطا فرمود که قبل از آن هیچکس از ادیان یا دولت‏ها به او نبخشیده بودند.