1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

گوشه ای از زندگینامه محمود اعتماد زاده (به آذین)

شروع موضوع توسط tavoos ‏8/5/13 در انجمن معرفی شخصیتها، زندگینامه و کتاب

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏29/8/11
    ارسال ها:
    3,711
    تشکر شده:
    4,792
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    مدرس زبان فرانسه
    محمود اعتمادزاده (به‌آذين) نویسنده و مترجم معاصر ایرانی در سال ۱۲۹۳ خورشيدی در کوی خُمِران چهل‌تن (خمر به ضم خ و کسر میم به معنای کوزه‌گر است و بنا براین کوی خمران به معنای محلهٔ کوزه‌گران است) شهر رشت به دنيا آمد و آموزش ابتدايی و متوسطه را در شهرهای رشت و مشهد و سپس در تهران ادامه داد. او در سال ۱۳۱۱ جزو دانشجويان اعزامی ايران به فرانسه رفت و تا دی‌ماه ۱۳۱۷ در فرانسه ماند و از دانشكدهٔ مهندسی دريايی برِست (Brest) و دانشكدهٔ مهندسی ساختمان دريايی در پاريس گواهی‌نامه گرفت.

    اين مترجم به‌عنوان يكی از سازمان‌دهندگان برگزاری ده شب شعر و سخنرانی در انجمن فرهنگی ايران و آلمان (انستيتو گوته) در مهرماه سال ۱۳۵۶ مطرح بوده است. به ویژهٔ بیانیهٔ پایانی این مراسم و این فراز پایانی آن که به قلم خود به آذین و با صدای وی خوانده شد در یادها مانده‌است که: « دوستان! جوانان! ده شب به صورت جمعيتی که غالبا سر به ده هزار و بيشتر می زد آمديد و اينجا روی چمن و خاک نمناک، روی آجر و سمنت لبه حوض، نشسته و ايستاده، در هوای خنک پاييز و گاه ساعت ها زير باران تند صبر کرديد و گوش به گويندگان داديد. چه شنيديد؟ آزادی، آزادی و آزادی.»

    به‌آذين درباره وظيفهٔ هنر و ادبيات گفته است: «... كه می‌توان و بايد به ياری هنر جامعه را دگرگون كرد و شاعران و نويسندگان در برابر مردم و تكامل اجتماعی متعهد و مسئول هستند...»

    به آذین که فعالیت های سیاسی خود را در ارتباط با حزب توده ایران انجام می داد، در سال ۱۳۶۲ در جریان دستگیری های گستردهٔ اعضای این حزب دستگیر شد و در زندان تحت شکنجه‌های سختی قرار گرفت. او بعد از آزادی از زندان، همواره از عوارض دوران بازداشت و شکنجه‌های سخت رنج می برد.

    به آذین، روز چهارشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۸۵ بر اثر ایست قلبی در بیمارستان آراد تهران درگذشت.

    نوشته ها



    پراکنده (۱۳۲۳)

    بسوی مردم (۱۳۲۷)

    خانوادهٔ امین زادگان (رُمان ناتمام)

    دختر رعیت (۱۳۳۰)

    نقش پرند (۱۳۳۴)

    مُهرهٔ مار (۱۳۴۴)

    گفتار در آزادی (۱۳۴۷)

    شهر خدا (۱۳۴۹)

    مهمان این آقایان (۱۳۵۰، چاپ ۱۹۷۵، کُلن، آلمان)

    از آن سوی دیوار (۱۳۵۱)

    کاوه (نمایشنامه، ۱۳۵۵)

    از هر دری (۱۳۷۱ و ۱۳۷۲)

    مانگدیم و خورشیدچهر

    بر دریاکنار مثنوی

    نامه هائی به پسر

    ترجمه ها



    بابا گوریو نوشتهٔ اُنُره دو بالزاک

    زنبق درّه نوشتهٔ اُنُره دو بالزاک

    چرم ساغری نوشتهٔ اُنُره دو بالزاک

    ژان کریستف نوشتهٔ رومن رولان

    جان شیفته نوشتهٔ رومن رولان

    سفر درونی نوشتهٔ رومن رولان

    زمین نوآباد نوشتهٔ میخائیل شُلُخُف

    دُنِ آرام نوشتهٔ میخائیل شُلُخُف

    شاه لیر نوشتهٔ ویلیام شکسپیر

    هملت نوشتهٔ ویلیام شکسپیر

    مکبث نوشتهٔ ویلیام شکسپیر
    [FONT=arial,helvetica,sans-serif]
    اگر کسی تو را باتمام مهربانیت دوست نداشت...
    [/FONT]
    [FONT=arial,helvetica,sans-serif]
    [/FONT]
    [FONT=arial,helvetica,sans-serif]
    دلگیر مباش که نه تو گنهکاری نه او !!!
    [/FONT]
    [FONT=arial,helvetica,sans-serif]
    [/FONT]
    [FONT=arial,helvetica,sans-serif]
    آنگاه که مهر می ورزی مهربانیت تو را زیباترین معصوم دنیا می کند ...
    [/FONT]
    [FONT=arial,helvetica,sans-serif]
    [/FONT]
    [FONT=arial,helvetica,sans-serif]
    پس خود را گنهکار مبین !!!
    [/FONT]
    [FONT=arial,helvetica,sans-serif]
    [/FONT]
    [FONT=arial,helvetica,sans-serif]
    من عیسی نامی را میشناسم که ده بیمار را در یک روز شفا داد ...
    [/FONT]
    [FONT=arial,helvetica,sans-serif]
    [/FONT]
    [FONT=arial,helvetica,sans-serif]
    و تنها یکی سپاسش گفت !!!
    [/FONT]
    [FONT=arial,helvetica,sans-serif]
    [/FONT]
    [FONT=arial,helvetica,sans-serif]
    من خدایی میشناسم ابر رحمتش به زمین و زمان باریده...
    [/FONT]
    [FONT=arial,helvetica,sans-serif]
    [/FONT]
    [FONT=arial,helvetica,sans-serif]
    یکی سپاسش می گوید و هزاران نفر کفر !!!
    [/FONT]
    [FONT=arial,helvetica,sans-serif]
    [/FONT]
    [FONT=arial,helvetica,sans-serif]
    پس مپندار بهتر از آنچه عیسی و خدایش را سپاس گفتند ...
    [/FONT]
     
    یک شخص از این تشکر کرد.