1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

ایلامی میانه (حدود 1450 تا 1100 پیش از میلاد)

شروع موضوع توسط rashnou ‏5/5/13 در انجمن ایران

  1. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/12
    ارسال ها:
    727
    تشکر شده:
    518
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    بوتیک
    از چگونگی به پایان رسیدن سلسله­ی سوکل مخ­ها و نیز از چگونگی بر روی کار آمدن خاندان ایگی هلکی، آگاهی چندانی در دست نیست.

    سه شخص که دارای عنوان پادشاه شوش و انشان هستند، به نام­های کیدینو (Kidinu) و تن / دن روهوراتیر دوم (Tan/Dan-Ruhuratir) و اینشوشینک - شر - ایلانی (In-shusinak-shar-Ilani) می­باشند.

    مدارک یافته شده در هفت تپه، متعلق به زمان تپتی - اهر (Tepti-Ahar) پادشاه شوش و انشان است.

    البته، بیشتر گمان برده می­شود که وی یکی از فرمانروایان سلسله­ی سوکل مخ­ها بوده است، اما به کارگیری نام سالی از آن کدشمن - انلیل اول (Kadashman-d.KUR.GAL= Kadashman-Enlil) - مرگ در 1374 پیش از میلاد - در مهری که دارای نام تپتی اهر است، زمان فرمانروایی وی را به حدود سال 1360 پیش از میلاد می­رساند.

    بر اساس یک گل نبشته­ی تاریخ نگاری بابلی، کوری گلزوی دوم Kurigalzu)) - 1345 تا 1324 پیش از میلاد - پادشاه کاشی بابل به ایلام یورش برده و هورپتیل (Horpatila) پادشاه ایلام (Elammat) را شکست داده است.



    از قرن­های سیزدهم و دوازدهم پیش از میلاد، نوشته­های بسیارارزشمندی از شاهان این دوره بر جای مانده است. از نخستین پادشاهان ایلامی میانه، تنها نام­هایی بر جای مانده است که بزرگ­ترین پادشاه تاریخ ایلام به نام شیلهک - این شوشینک (Shilhak-In-shushinak) در فهرست­های خود به هنگام بازسازی پرستشگاه خداوند «این شوشینک» در شهر شوش، از آنان نام برده است. وی نخست از دو پسر ایگی - هلکی (lgi/e-Halki) به نام­های پهیر - ایشن (Pahir-Ishshan) و اتر - کیته (Attar-Kitah) بلافاصله پس از شاهان سلسله­ی سوکل مخ ها یاد می­کند که به احتمال، سه نسل پیش از کیدن - هوترن (Kidin-Hutran) بوده­اند. دو نوشته­ی یافت شده از ده نو، گواه بر فرمانروایی ایگی - هلکی پیش از دو فرزندش است.

    پس از اتر کیته - پسر وی هومبن - نومن (Humban-numena) به پادشاهی رسید که پرستشگاهی در لیان (بوشهر) بنا می­کند. از وی، نوشته­ای اهدایی به اکدی و پاره آجری که بر آن تنها بخشی از نام او باقی مانده، برجاست.

    شیلهک اینشوشینک از وی به عنوان سازنده (بازسازنده) پرستشگاه خداوند اینشوشینک پیش از خود یاد کرده و او را از فرزندان سوکل مخ بزرگ، شیلهه خوانده است.


    پس از هومبن - نومن، پسر وی به نام اونتش - گل / نپیریش (Untash-d.Gal / Napirisha) به پادشاهی رسید و به احتمال، پادشاهی وی همزمان با پادشاهی شولمانو- اشرید اول (Shulmanu-Asharid) - از 1247 تا 1245 پیش از میلاد - پادشاه آشور، و کدشمن - انلیل دوم (Kadashman-Enlil) - 1264 تا 1256 پیش از میلاد - پادشاهان کاشی بابل بوده باشد.

    وی در 42 کیلومتری جنوب شرقی شوش پرستشگاه بزرگ چغازنبیل را در شهر آل - اونتش - گل / نپیریش (شهر اونتش گل / نپیریش) که امروز بزرگ­ترین و سالم­ترین زیگورات بر جای مانده در ایران و میان دو رود است. برای خدایان شوش و ایلام، به ویژه خداوند اینشوشینک ساخت.

    همچنین، از کارهای ساختمانی و بازسازی شوش نیز غافل نبود. با پیدایش سستی در فرمانروایی کشتی – لییش چهارم (Kashti-Liliash) - 1242 تا 1235 پیش از میلاد - پادشاه بابل، اونتش گل / نپیریش بر میان دو رود تاخت و با غنیمت­های بسیار که در بردارنده­ی تندیس­های خدایانی چند نیز بود، به شوش بازگشت.

    در بیست سال پادشاهی اونتش گل / نپیریش، ایلام از انزوای تاریخی خود بیرون آمد و بار دیگر، در پهنه­ی سیاست روز منطقه فعال شد.

    پس از مرگ اونتش - گل / نپیریش، شخصی به نام اونپتر / گل نپیریش (Unpatar-GAL/Napirisha) به پادشاهی رسید، که گفته شده پدرش پهیر ایشن (Pahir-Ishshan) نام داشته است. به احتمال زیاد، این پهیر - ایشن نمی­توانسته عموی هومبن - نومن، پدر اونتش - گل / نپیریش بوده باشد، شاید از نوادگانش باشد.

    در زمان فرمانروایی این پادشاه در آشور توکولتی - نینورت (Tukulti-Ninurta) - 1244 تا 1208 پیش از میلاد - به گسترش قلمرو خود پرداخت و در حمله به بابل کشتی لییش چهارم را به اسارت به آشور برد و شاهی دست نشانده خود را به پادشاهی بابل منصوب کرد.

    در بازگشت از بابل ایلامیان وادار به باز پس نشینی از کناره­های رودخانه­ی کرخه شدند که در تسلط خود داشتند.


    گفته شده که پس از مرگ اونتش - گل / نپیریش به مدت یکسال همسر وی به نام نپیر - اسو (Napir-Asu) که پیکره­ای مفرغی به وزن 2200 کیلو (بدون سر) از وی برجای مانده، پادشاه ایلام شده است. اما، مدرکی که این را تایید کند وجود ندارد.

    پس از او نپتر - گل / نپیریش، برادرش به نام کیدین هوترن (Kidin-Hutran) به پادشاهی رسید که به احتمال، حدود بیست سال پادشاهی کرده است.

    کیدین هوترن با استفاده از ناتوانی پادشاهان کاشی بابل، دو بار بر میان دو رود تاخت و با غنیمت­های بسیار، به شوش بازگشت. با وجود این دو یورش موفقیت آمیز، بابل همچنان زیر سلطه­ی آشور باقی ماند.


    پس از کیدین هوترن، شخصی به نام «هلوتوش / هلودوش - اینشوشینک» سلسله­ی جدید و نیرومندی را در ایلام پایه گذاری کرد که به مدت حدود پنجاه سال، نیرومندترین نیروی سیاسی و نظامی منطقه بوده است.

    شوتروک - نهونت (Shutruk-Nahhunte) پس از هلو دوش - اینشوشینک به پادشاهی رسید. وی با استفاده از زمان مناسب به همراه پسر خود، کوتیر - نهونت (Kutir-Nahhunte) بربابل تاخت - 1160 پ.م. - و شکست سختی را بر پادشاه آن زبب - شوم - ایدی (Zababa-shum-iddina) وارد کرد و سبب سرنگونی وی شد.

    شوتروک - نهونت در بازگشت به شوش، انبوهی از غنیمت­های جنگی را چون ستون قانون حمورابی، سنگ یادبود پیروزی نرام - سین و ستون یادبود من - ایشتو - سو اکدی و ... را با خود به شوش آورد.

    سه سال بعد، (1157 پیش از میلاد) کوتیر- نهونت موفق شد آخرین پادشاه سلسله کاشی­ها به نام انلیل - نادین - آخ (Enlil-nadin-ahe) را دستگیر و به همراه تعداد زیادی از میان دورودی­ها به ایلام بفرستد.


    کوتیر- نهونت که پس از پدر به پادشاهی رسیده بود، با غنیمت­های بسیار، از جمله : پیکر خداوند مردوک، خدای بابل و پیکره­های دیگر خدایان میان دو رودی به شوش باز گشت.

    به اسارت بردن خداوند مردوک، تاثیر بسیاری بر روحیه­ی مردم میان دو رود گذاشت و سبب شد که چهار دهه بعد، میان دو رودی­ها بر ایلام بتازند و آن پیکره را بار دیگر به بابل بازگردانند.

    پس از مرگ کوتیر - نهونت در حدود سال 1140 پیش از میلاد، برادرش شیلهک این شوشینک (Shilhak-In-Shushinak) که بی­گمان بزرگ­ترین پادشاه تاریخ ایلام بود، به پادشاهی رسید. وی با هشت بار لشکرکشی، دامنه­ی سلطه ایلام را تا نواحی کرکوک و کوه­های غربی ابرسن (زاگرس) گسترش داد.

    به احتمال زیاد وی، سبب اختلال در حکومت آشور شد ومسبب قتل «آشور- دان» اول (Ashshurdan) - 1179 تا 1134 پیش از میلاد - گشت.

    همچنین، یک بار نیز به بابل که به احتمال شورش­هایی در آن پدید آمده بود تاخت و تا بابل و فرات پیش رفت. شیلهک - این - شوشینک پس از مرگ برادر، با همسر وی نهونت - اوتو (Nahhunte-Utou) ازدواج کرد و در همه­ی نوشته­ها، همواره برای وی و فرزندانی که از برادرش بودند در خواست طول عمر وشادی و خوشی کرده است.

    از شیلهک - این - شوشینک نوشته­های بسیاری بر جای مانده است. نبشته­های پیروزی­ها و آبادانی­هایش. وی، به هنگام نوسازی پرستشگاه­های گوناگون، از شاهان گذشته­ای که برای نوسازی آن پرستشگاه کوشش کرده بودند نام برده است. از این رو، فهرست طویلی از پادشاهان گذشته­ی ایلام برای ما به یادگار گذاشته است.

    پس از مرگ شیلهک این شوشینک، پسر وی «هوتلودوش - این - شوشینک (Hutelludus-In-Shushinak) به پادشاهی رسید. وی نیز همانند پدر، به نوسازی پرستشگاه­ها پرداخت. در زمان وی، بابل و نواحی دجله از زیر چیرگی ایلام خارج شد و پادشاه بابل، «نبوکدوری - اوصور»(Nabu-kudurri-usur) - 1124 تا 1103 پیش از میلاد - دو حمله به خوزستان و شوش می­کند که دومین آن، در گرمترین روزهای تابستان خوزستان بود.

    در این حمله، هوتلودوش این شوشینک وادار به گریز از شوش شد و نبوکدوری اوصور، تندیس خداوند مردوک را از شوش به بابل بازگرداند. شاید با بازگشت نبوکدوری اوصور، هوتلودوش - این شوشینک به شوش بازگشته و آن جا را در اختیار خود گرفته باشد.
    باپایان یافتن پادشاهی هوتلودوش این شوشینک، یک باره با سکوت کاملی در مورد ایلام و نیز بیشتر سرزمین­های خاور نزدیک روبه رو می­شویم که کم و بیش نزدیک به دویست سال به درازا می­کشد.

    نوشته­های ایلامی میانه­ی قرن هشتم پیش از میلاد، برادر هوتلودوش این شوشینک را به نام «شیلهین - همرو - لگمر» (shilhina-Hamru-Lagamar) پادشاه بعدی ایلام خوانده، ولی در مورد این پادشاه، سندی از زمان خود وی به دست نیامده است.

     
    یک شخص از این تشکر کرد.