حضرت آدم مدت پانصد سال در بهشت بود . مدت دويست سال براي دوري از بهشت گريه كرد .هزار بار زيارت كعبه نمود .سيصد سال مشقول آباداني دنيا بود.و پانصد سال هم براي قتل پسرش هابيل جزع كرد . وقتي از بهشت بر زمين آمد قامتش بسيار بلند بود چنانچه پاهايش در كوه صفا و سرش در افق آسمان بود به واسطه حرارت افتاب خدا قامتش را به هفتاد ذراع رسانيد و قامت حوا را به سي وپنج ذراع . حوا پانصد شكم زاييد هر شكم يك دختر ويك پسر كويند عدد اولادش به هزار رسيد. از معجزات حضرت آدم اين است كه بهر جايي قدم مي گذاشت انجا اباد ميشود . لقبش خليفه الله . صفي الله .بود كنيه اش ابوالبشر و ابو محمد .بود . عمر شريفش هزار سال بود. در روز جمه يازدهم محرم در مكه وفات يافت وحوا يكسال وپانزده روز بعداز ادم وفات كرد. قبر ادم وحوا در غار ابوقبيس بود حضرت نوح در زمان طوفان استوخانهاي انهارا در اورد ودر نجف اشرف دفن نمود . زبان حضرت ادم در بهشت عربي بود زماني كه به زمين امد زبان عربي تبديل به سرياني شد.
پاسخ : نكات جالب وشنيدني زندگي انبيا فرزندان ادم هابيل پسر بزرگ ادم بود صدو بيست وپنج سال بعد از هبوط به دنيا امد . و قابيل پنج سال بعد از قابيل . حضرت ادم بعد از وفات هابيل بسيار گريه كرد تا خوداوند پنج سال بعد پسرش شيث را به او عطا كرد تا نبوت بعد از ادم به شيث برسد. خدا خواست كه نسل ادم بسيار شود و جايز نبود ازدواج خواهر ها با برادر ها . بنابرين بعد از ظهر يك پنج شنبه دو ملك به نام حورا و سعدا از بهشت به زمين امدند تا همسران دو پسر ادم به نام شيث و يافث شوند . بعداز آدم شيث و بعد پسر شيث به نام انوش جانشينش شد. انوش اولين كسي بود كه درخت خرما كاشت .
پاسخ : نكات جالب وشنيدني زندگي انبيا حضرت ادريس اسم حضرت ادريس ا حنوخ است و از نوادگان انوش است . و ادريس لقب ان حضرت است و به ان جهت به او ادريس ميگويند چون سنتها و حكمتهاي اسلام را بسيار درس مي كفت او سلطنت با حكمت و نبوت داشته است . او در مصر متولد شده .و دويست سال بعد از وفات آدم به نبوت رسيده . محل اقامتش در مسجد سهله در كوفه بوده است . او اولين كسي بوده كه با سوزن جامه دوخته و با قلم چيزي نوشته . وعلم نجوم تدريس ميكرده . گويند 100 شهر مرغوب بنا كرده است .. حضرت ادريس با علم نبوتش دانسته بود طوفان نوح عالم را ويران مي كند . به خاطر همين دستور داد دو بناي هرمي شكل در غرب مصر بسازند تا از علوم نجوم وعلوم طب وغيره كتبي را در ان اهارم قرار دهند تا محفوظ باشد . اين دو بنا مربع مخروطي شكل هستند .مشتمل بر چهار مثلث كه ارتفاعش 400 ذرع بود . اين بنا ها را در شش ماه ساخت و در پايان فرمود :كساني كه بعد از اين مي اييند بدانند كه خراب نمي شود كرد اين بنا را در مدت شيصد سال در حالي كه خراب كردن اسانتر از بنا كردن است و ما بنا كرديم در مدت شش ماه . وبعد از طوفان فراعنه مصر از اين هرمها ساختند براي مقبره هاي خود . بعد از ان هجده هرم در مصر ساخته شد كه هيچ كدام با ان هرمها از نظر اندازه و محكمي برابري نمي كرد.
پاسخ : نكات جالب وشنيدني زندگي انبيا داستان وفات حضرت ادريس : وقتي خداوند ملكي از ملائكه را بواسطه تقصيري بزمين فرستاده بود . ان ملك پيش ادريس پيامبر امد تا به دعاي شفاعت اورا پيش خدا كند تا او به اسمانها بالا رود . ادريس براي او دعا كرد و خداوند دعايش را اجابت كرد . ان ملك به ادريس گفت :حاجتي از من طلب نما تا به اين نعمتي كه به من دادي تلافي كرده باشم . ادريس از او خواست تا ملك الموت را به او نشان دهد تا لحظه مردنش با او اشنا باشد . ان ملك ادريس را به اسمان برد . در فلك اول اورا جستجو كردند گفتند بالا رفته است تا انكه اورا در ميان فلك چهارم و پنجم يافتند . ديدند كه او ناراحت است و روي ترش كرده ان ملك از ملك الموت پرسيد چرا روي ترش كردي گفت . تعجب ميكنم . زيرا كه در عرش بودم خدا امر فرمود در ميان عرش چهارم و پنجم ادريس را قبض روح كن . ادريس باشنيدن اين حرف لرزيد و همانجا قبض روح شد. . بعد از ادريس پسرش به نام متوشلخ وصي و جانشين او شد .عمرش هفتصد وهشتاد سال بود .بعد از اين كه حضرت ادريس را به اسمانها بالا بردند ميان قومش اختلاف ايجاد شد . بدعتها احداث نمودن و اغاز بت پرستي به ان سالها بر مي گردد . حضرت نوح پسر متوشلخ و نوه حضرت ادريس مي باشد . از هبوط ادم تا ولادت حضرت نوح 1642 سال است
پاسخ : نكات جالب وشنيدني زندگي انبيا حضرت نوح اسم حضرت نوح عبدالغفار يا عبدالاعلي بوده و لقب ان حضرت نوح است . به اين خاطر به او نوح مي گفتند كه براي قوم خود بسيارنوحه و گريه مي كرد . خانه نوح در كوفه شغلش نجار بود . رويش گندم گو ن وباريك بود چشمان درشت و محاسن دراز وپهن بود . بسيار تنومند و قامتي بلند داشت . در سن هشتصدوپنجاه سالگي به پيامبري رسيد . مدت نهصدوپنجاه سال قومش را هدايت مي كرد .اما تغييري نكرد يعني نه قوتش كم شد ن نه مويش سفيد شد واين از معجزات ان حضرت است . اخرين باري كه به هدايت قوم مشغول بود .سنگبارانش كردندو به اذيتش پرداختند . نوح دلتنگ شد و نفرين كرد : پروردگارا وامگذار بروي زمين هيچ كافري را اما............ خدا دعايش را اجابت كرد فرمان داد كه قومت عذاب ميشوند . دستور داد كشتي بساز . قابل توجه : از زمان وعده خدا دويست سال كذشت تا خداوند عذاب را نازل كرد . به توري كه خيلي از ياران باوفا اي نوح به او كافر شدند .
پاسخ : نكات جالب وشنيدني زندگي انبيا [COLOR=black]طوفان نوح : طوفان آغاز شد .انقدر اسمان باريد نا اب از كوه ها گذشت . انهاي كه به كوهها پناه برده بودند نابود شدند . هيچ راه فراري نبود جز كشتي نوح . مدت سيزده ماه وبيست وهفت روز نوح و هشتاد تن از افرادي كه به او ايمان داشتند در كشتي بودند تا بالاخره در اولين روز نوروز كشتي بر روي كوه جودي در موصل متوقف شد. ابها فرو كش كرد و خورشيد ابها را تبخير كرد . نوح مدت پانصد سال به بنا كردن شهر و تعمير شهر ها از جمله شهر بابل پرداخت .[/COLOR]
پاسخ : نكات جالب وشنيدني زندگي انبيا [B][COLOR=#000000] [COLOR=navy][B][COLOR=black]قبض روح نوح : روزي ملك الموت بقبض روح نوح آمد در حاليكه حضرت نوح در افتاب بود . سلام كرد . نوح سر را بلند كرد و جواب داد . و پرسيد اي ملك الموت براي چه امدي ؟ گفت : براي قبض روح تو . نوح گفت : مي گذاري كه از افتاب به سايه روم . گفت :بلي . نوح بسايه رفت و گفت : آنچه از عمر دنيا بر من گذشت مثل آمدن از سايه به اين آفتاب بود . در سال 2993 قبل از ميلاد مسيح نوح قبض روح شد . به او لقب آدم ثاني را دادن به دليل پيدايش نسل انسان از او . عمر شريفش 2500 سال بود و به جهت اين عمر طولاني به او شيخ الانبيا يا شيخ المرسلين نيز مي گوييند . قبرش در نجف اشرف است . همان مكاني كه قبر امير الموئمنين علي بن ابي طالب است . حضرت نوح استوخانهاي حضرت آدم را نيز در همان مكان دفن كرده است .[/COLOR] [/B][/COLOR] [/COLOR][/B]
پاسخ : نكات جالب وشنيدني زندگي انبيا [h=2][B][COLOR=#000000] [IMG]http://www.forums.iranblog.com/images/icons/icon1.png[/IMG] [/COLOR][/B][/h] [B][COLOR=#000000] [/COLOR][/B] [B][COLOR=#000000] [/COLOR][/B] [B][COLOR=#000000] [/COLOR][/B] [COLOR=#fe9601][B][COLOR=#000000] [B][COLOR=black]فرزندان نوح : حضرت نوح چهار پسر داشت كه يكي از انها در طوفان هلاك شد كه نامش كنعان يا ( يام ) بود . بقيه پسرانش در كشتي بودند . نام انها : حام . يافث . وسام بود . روزي حضرت نوح در كشتي خوابيده بود . بادي وزيد و عورتش را گشود . حام ويافث كه شاهد اين ماجرا بودند . خنديدند اما سام انها را منع كرد و در كنار پيكر پدر نشست و هر چه را باد مي گشود او مي پوشاند . حضرت نوح از خواب بيدار شد . علت خنديدن ان دو پسرش را جويا شد وقتي دليل خنديدنشان را فهميد . انها را نفرين كرد و فرمود : خداوندا تغيير بده نطفه ايشان را . پس خداوند متعال فرزندان حام را سياه گرداند و تغيير داد سيماي اولاد يافث را وبعد به انها فرمود خداوند فرزندان شما را غلامان وخدمتكاران فرزندان سام گردانيد . شما عاق من شديد و اين عاقي در چهره فرزندانتان باقي خواهد ماند و علامت نيكو كاري در چهره فرزندان سام باقي ميماند زيرا او به من نيكي كرد . پس از انكه حضرت نوح از كشتي پايين امد . روي زمين را در ميان پسران خود قسمت كرد . مناطق شام و بين النهرين و عراق و عجم وفارس و خراسان را به سام داد . و عراضي مغرب و سودان ومصر و حبشه و قبطي را به حام داد . و عراضي چين و تبت . ساير عراضي شرق را به يافث داد.[/COLOR][/B] [/COLOR][/B][/COLOR]
پاسخ : نكات جالب وشنيدني زندگي انبيا [B][B][B][B][COLOR=#fe9601][B][COLOR=#000000][B][COLOR=black]نبوت بعد از نوح به حضرت سام رسيد . دو پسر حضرت سام به نام هاي ارفخشد كه ابوالانبيا ست و پيامبران از نسل او هستند و كيومرث كه ابولملوك است و بيشتر پادشاهان و فرائنه مصر از اولاد او هستند . حضرت سام اولاد ارفخشد را وليهد و قايم مقام خود فرمود كه بعد از ارفخشد پسر او شالخ به نبوت رسيد . شالخ پدر حضرت هود است .[/COLOR][/B][/COLOR][/B][/COLOR][/B][/B][/B][/B]
پاسخ : نكات جالب وشنيدني زندگي انبيا [B][B][B][B][B][B][B][COLOR=#fe9601][B][COLOR=#000000][B][COLOR=black]حضرت هود او صاحب هئيتي نيكو و اخلاقي پسنديده و با صلابت و وقار داشته است وبسيار شبيه به جدش نوح . او حدود 760 سال قومش راهدايت مي كرد ولي انها كاري نكردند جز نافرماني و شرك . آخر بر قومش نفرين كرد . خداوند مدت هفت سال انه را مبتلا به قحطي كرد و باران نباريد . دراين مدت هم هود باز از انها خواست استغفار كنند اما انها بيشتر عناد ورزيدند . واينبار خدا مدت هفت شبانه روز بادهاي سرد را برانها چيره كرد به طوري كه تمام خانه هايشانه تبديل به سنگريزه هاي شد .فراد قوم عاد با بادهاي شديد از زمين كنده ميشدند و به هوا ميرفتند و از هوا به دريا ها وكوهها پرتاب مي شدند . بعد از هلاك قوم هود ان حضرت به مكه معظمه رفت و انجا وفات كرد[/COLOR][/B][/COLOR][/B][/COLOR][/B][/B][/B][/B][/B][/B][/B]