سخن گفتن با خدا مانند صحبت کردن با یک دوست پشت تلفن است… ممکن است او را در طرف دیگر نبینیم، اما می دانیم که دارد گوش می کند…
می دونی فرشته هایی که باعث خوب شدن حال دوروبری هاشون می شن ؛ چراغ راه بقیه هستن . و اینکه ؛ چه جوری خودشونو از چشم بقیه پنهون کردن ؟؟ ببینم تا حالا دقت کردی که بعضی ها حتی خودشونم نمی دونن که فرشته اند ؟
دلم کوچک است! کوچکتر از باغچه ی پشت پنجره! ولی انقدر جا دارد که برای دوستی که دوستش دارم نیمکتی بگذارم برای همیشه..
من پری غمگینی را دیده ام که با هزار حوض کاشی دلش منگنه ی ماهیها نمیشود و سازی ندارد تا غمش را بلند بلند دران بنوازد...
روزی روزگاری،پسری جلوی در خانه دختری می ایستاد و او را میپایید... دخترک،هر روز فکر میکرد که اگر او مرا میخواهد،چرا پا پیش نمیگذارد و برای خاستگاری نمی آید؟ هشت ماه گذشت و پسرک هر روز جلوی خانه دخترک او را میپایید تا اینکه دخترک با خودش گفت: من باید بروم و حرف دل آن پسر را گوش کنم رفت و از آن پسر پرسید: آهای پسر!تو هشت ماه است اینجا مرا میپایی،اگر مرا میخواهی چرا پا پیش نمیگذاری؟ پسرک گفت: . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . وای فای خونتون پسورد نداره....D: Happy New Esgah!
دور گردنش شال پیچیدند... روی سرش کلاه گذاشتند و رفتند!... ولی کسی نفهمید که همین محبت ها آدم برفی را آب کرد...