كاروانسرای حوض سلطان قم [h=3]كاروانسرای حوض سلطان ( رباط حوض سلطان )[/h] كاروانسرای حوض سلطان یا رباط حوض سلطان ، بنایی است آجری كه در جاده تهران – قم بر روی پایه ای سنگی استوار شده و در كنار یك كاروانسرا ی دوره صفویه در دشت های جنوبی كوهمره قرا ر دارد . این كاروانسرا در دوره ناصرالدین شاه قاجار احداث شد. تنها مدخل كاروانسرا به صورت پیش خوانی دربرابر حیاط اصلی قرار می گیرد . از آنجا می توان وارد دروازه اصلی كاروانسرا شد . درطرفین این دروازه اتاق هایی برای نگهبانان و دوقهوه خانه وجود دارد. حیاط اصلی با قرینه سازی كامل ، شامل ایوان هایی است كه در دیگر كاروانسراها مشاهده می شود . در كنار ایوان ها ، راهروهایی وجود دارد كه به اصطبل ها راه دارد . در كناریكی از ایوان ها پلكانی به طرف بالاخانه می رود . پشت سراین ایوان ها تالاری وجود دارد كه هوایش به وسیله چهارتنوره ، مطبوع و خنك می شود. اصطبل مركب از دهلیز وسیعی درگوشه شمال شرقی است كه به یك تالار ستون دار منتهی می شود. مجموعه ، آب انباری دارد كه محل ذخیره آب مورد استفاده روزانه بود. اطراف حیاط نیز اتاق های آجری با ازاره ها یی از سنگ سفید آهكی وجود دارد. جلوی كاروانسرا حیاط دیگری با طاق نما دیده می شود . پیش از حیاط اصلی مكانی است كه هنگام وزش غبار و بادهای سوزان ، كاروانیان با اقامت درآن محفوظ می ماندند . اطراف كاروانسرا طاق نماهایی وجود دارد كه اسب سواران از آن استفاده می كردند . درسمت جنوب نیز چند اتاق ساخته شده كه دیوارشان به دیوار كاروانسرای قدیمی صفویه چسبیده است. در گوشه جنوب غربی پیشخوان ، یك حمام ، مركب از یك اتاق بزرگ و دو اتاق كوچك قرار دارد. اتاق بزرگ تر به عنوان رخت كن و سربینه به كا ر می رفت . یكی از دو اتاق كوچك برای شستشو بود و اتاق دوم حوضچه ای برای آ ب تنی داشت . كوره حمام در زیر این مجموعه قرار دارد. این كاروانسرا مدت زیادی دایر نبود و به سبب ایجاد دریاچه حوض سلطان راه عبور ازآن مسیر مسدود شد .
معرفى اجمالى حوزه علميه قم ساليانى است كه شهر مقدس قم رسما به عنوان مركز علمى و فرهنگى جهان تشيع مطرح است و اين به واسطه اجلال نزول مراجع عظام تقليد و عالمان دين و تشكيل حلقات دروس حوزه در سطوح عاليه است و از آن جا كه طلاب علوم دينى در حين تحصيل همزمان به تدريس و تأليف و همچنين كارهاى تحقيقى مى پردازند، همين امور موجب شده است كه سطوح متوسط و حتى سطوح اوليه علوم ديني نيز در اين شهر علم و اجتهاد داير شود. البته اين رونق علمى در حوزه مقدس قم را ائمه معصومين (ع) نيز پيش گويى كرده بودند، از جمله اين كه امام صادق(ع) فرمود:... زمانى مى رسد كه از قم علم و دانش به ديگر شهرها از شرق تا غرب منتشر مى شود، تا جايى كه اين شهر بر شهرهاى ديگر دليل و اسوه گشته و تا آن جا كه هيچ كس درزمين نيست كه از قم به او بهره هاى علمى و دينى نرسد. آن گاه است كه زمان ظهور حجت خدا و قائم ما فرا مى رسد. (بحارالانوار، ج 60، ص 213.) به نظر مى رسد فعاليت هاى علمى و مذهبى در اين شهر مقدس به زمانى كه بر مى گردد اشعريون براى عمران و آبادانى و يا امنيت خود به اين منطقه روى آوردند و سنگ بناى مسائل علمى و مذهبى در اين شهر به دست عالم فقيه، و محدث نامدار عبدالله بن سعد اشعرى گذارده شد و سپس توسط عالمان بزرگوارى چون ابراهيم بن هاشم قمى ،« ابن بابويه» و زكريا بن آدم و احمد بن اسحاق قمى (ره) و ديگران از اصحاب ائمه معصومين(ع) رشد يافت، و بازار علم و ادب و نقل حديث در اين مركز شيعى رونق گرفت، تا جايى كه معروف است منقولات رجال حديث قم مورد امضاي ائمه معصومين (ع) بود. متقابلا علماي قم نيز با سخت گيرى و دقت تمام ناقلان تاريخ و حديث ر ابه زودى تأييد نمى كردند و حتى افراد ساده انديش و سست عقيده در نقل حديث را از اين شهر اخراج مى نمودند. پس از گذشت ساليان متمادى از اين روش با حضور مرحوم ميرزاى قمى (ره) آن عالم فرزانه و سترگ توجه حكومت قاجار و شاهان اين سلسله به اين شهر مقدس بيش تر مى شود. هجرت مرحوم ملاصدرا آن فيلسوف بزرگ وحكيم متأله از شيراز و سكنا گزيدن ايشان در كهك قم برگ ديگرى از تاريخ علم و حكمت در اين شهر است و همچنين اقبال و اسكان حكيم نامدار مرحوم فيض كاشانى (ره) و تأسيس مدرسه مباركه فيضيه در جوار حرم مطهر و ملكوتى حضرت فاطمه معصومه (س) نشان از رشد فكرى و انديشه مردم و رغبت طلاب علوم ديني به اين شهر مقدس است. اما از اواخر دوره قاجاريه و شروع دوره پهلوى، حوزه مقدس نجف اشرف با توسعه و رونق شگفت انگيز خود مركز اجتماع فرهيختگان فقه و فقاهت گرديد و تمام توجهات به آن شهر مقدس معطوف گشت و تبعا يك رخوت و سستى در حوزه مقدس قم پيش آمد و طلاب و عالمان ساكن در اين شهر باسختى زياد، دور از درياى علم (در حوزه نجف اشرف) با اندوخته هاى علمى و با آميزه اى ازغيرت ملى و يا از باب احساس تكليف از پرچم و چراغ علم و فضيلت نگهبانى مى نمودند. با مهاجرت مرحوم آيت الله العظمى حاج شيخ عبدالكريم حائرى يزدى (ره) در سال 1315 شمسى از اراك به قم و تشكيل جلسات و دروس حوزوى، غبار غربت از اين حوزه مقدس برداشته و روحى تازه در كالبد دانش پژوهان و طلاب اين شهر مقدس دميده شد. تأسيس مدرسه دارالشفا در مجاورت مدرسه فيضيه نشانه اقبال طلاب جوان به اين حوزه مقدس بود واز آن سال ها ديگر در كنار حوزه علميه نجف نام حوزه علميه قم به طور جدى مطرح بود. پس ازارتحال مرحوم حاج شيخ عبدالكريم (ره) مجددا هاله اى از غربت اما زودگذر بر تارك اين حوزه مقدس سايه افكند. اما علماي ثلاث يعنى مرحوم آيت الله حجت (ره)، مرحوم آيت الله سيد محمد تقى خوانسارى (ره) و مرحوم آيت الله سيد صدر الدين صدر(ره) اين علم را دست به دست گرداندند تا اين كه اين دوره نيز با سختى هايش گذشت. در سال 1322 با هجرت نورانى حضرت آيت الله العظمى حاج آقا حسين طباطبايى بروجردى اعلى الله مقامه الشريف و تشكيل درس عالمانه و عميق ايشان وكرسى هاى دروس علما و فضلاي گرانقدر و فعاليت هاى فرهنگى و اجتماعى ديگر در حوزه مقدس قم كه از طرفى با رحلت مرحوم آيت الله العظمى حاج سيد ابوالحسن اصفهانى (ره) (در نجف اشرف) و ارجاع مرجعيت عامه شيعه به عالم وارسته حوزه قم يعنى آيت الله العظمى بروجردى (ره) و اقبال عمومى طلاب به مراجعت به وطن و بهره مندى ازفيوضات معنوى و علمى آن عالم و فقيه بزرگ، اهميت و منزلت حوزه علميه قم را به اوج رسانيد. از آن سال هابه بعداين حوزه مقدس در عرض و رديف حوزه نجف مورد توجه بود، گر چه پس از ارتحال حضرت آيت الله بروجردى (ره) فراز و نشيب هاى ديگرى ايجاد شد و در اين دوره تا قبل از پيروزى انقلاب اسلامى مجدداً مهاجرت هاى محدودى از سوى طلاب به نجف اشرف آغاز شد خصوصاً كه سياسيت هاى رژيم منحوس پهلوى عليه حوزه مقدس قم شدت گرفت .با آغاز نهضت امام خمينى در خرداد 1341 و قيام خونين طلاب و مردم و سركوب شدن آن قيام يك آرامش قبل از طوفان بر حوزه قم حاكم شد گرچه مبارزات مخفيانه ادامه داشت و علماي اعلام ـ حضرات آيات عظام، گلپايگانى و اراكى (ره) ونجفى مرعشى(ره) و علماي ديگر مسائل حوزه رارهبرى مى نمودند. سال 1357 با پيروزى انقلاب اسلامى ايران به رهبرى خردمندانه امام خمينى (ره) و شروع جنگ تحميلى حكومت بعثى عراق عليه ملت و ميهن اسلامى ايران و مبارزه ددمنشانه آن رژيم بعثى با حوزه مقدس نجف اشرف و به شهادت رساندن و يا اخراج و تبعيد و شكنجه عالمان برجسته حوزه نجف، نهايتا پناهگاه اين عالمان و فقيهان شهر مقدس قم گشت و هم اكنون به بركت معنوى حضرت فاطمه معصومه (س) مجمع بزرگى از مراجع و آيات عظام و فقيهان و مجتهدان در اين شهر نورانى و ملكوتى ايجاد شده است كه مورد توجه جهانيان است. بحمدالله هم اكنون حدود هزاران نفر ازطلاب و دانش پژوهان علوم اسلامى در اين حوزه مقدس اشتغال دارند كه با زعامت مراجع عظام و مديريت مركزى برنامه ريزى هاى خاصى براى توسعه وبارور نمودن هر چه بيشتر علوم تخصصى و اسلامى در حال انجام است كه آينده روشن و بالنده ترى را نويد مى دهد . در گوشه و كنار اين شهر علمى وجود مدارس علميه مختلف ديده مى شود كه جمعا به حدود 50 مدرسه علميه مى رسد
پاسخ : معرفى اجمالى حوزه علميه قم امام على(ع) مىفرمايد: «سلام اللّه على اهل قم و رحمة اللّه على اهل قم... هم اهل ركوع و خشوع و سجود و قيام و صيام. هم الفقهاء العلماء الفهماء. هم اهل الدين و الولاية و حسن العبادة صلوات اللّه عليهم و رحمة اللّه و بركاته.» «سلام خدا بر مردم قم... آنان اهل ركوع و سجود و خشوع و نماز و روزهاند آنان فقيهان، عالمان و هوشمندانند آنان ديندار و دوستدار خاندان پيامبر(ص) و اهل عبادتهاى شايستهاند درود خدا و رحمت و بركت بر او و بر آنان باد.» دوره اول نخستين دوره از حوزه علميه قم به عصر امامت و شاگردان حوزههاى درس ايشان اختصاص دارد كه پس از اخذ علم و توانايى در نشر فرهنگ اسلامى، قم را به عنوان پايگاه شيعه انتخاب نموده و در آن به ترويج مكتب علوى پرداختهاند. قم در قرن سوم هجرى مركز نشر حديث اماميه گرديد و آن زمانى است كه كوفه به عنوان نخستين پايگاه شيعى نفوذ خود را از دست داد و محدثانى بسان «حسين بن سعيد اهوازى» و برادرش ابتدا به اهواز و از آنجا به قم آمدند. دوره دوم اين دوره به دو قرن چهارم و پنجم هجرى اختصاص دارد كه شاگردان دوره اول يا شاگرد شاگردان آنها مىباشند. در قرن چهارم رونق حوزه علميه رى حوزه علميه قم را تحت الشعاع قرار داد چرا كه با وجود شخصيتهايى چون شيخ صدوق در رى دانشجويان اسلامى رى را بر قم ترجيح مىدادند ليكن نبايد از خاطر دور داشت كه سيره علمى محدثان اسلامى بر اين بودهاست كه در شهرى بخصوص ساكن نباشند و با مسافرتهاى خويش علاوه بر نشر احاديث معصومين(ع) به فراگيرى احاديث از اساتيد فن همت گمارند لذا دانشمندان حوزه رى و قم نوعى تبادل فرهنگى داشتند و شايد از اين روست كه مورخين تاريخ قم و رى، برخى از دانشمندان اين دوره رابه شهر خويش منسوب مىدارند. با اين حال شيخ آقا بزرگ تهرانى در طبقات اعلام الشيعة نام دهها دانشمند قمى را در اين دوره ذكر كردهاست. بدين ترتيب دوره دوم حوزه علميه قم را گروه كثيرى ازمحدثان و فقهاى شيعه شكل دادهاند كه شاگردان دوره اول و اساتيد علماى شيعه قرن پنجم بودهاند. دانشمند متتبع شيخ عبدالكريم ربانى شيرازى 252 تن از اساتيد و 27 تن از شاگردان شيخ صدوق را در مقدمه «معانى الاخبار» (چاپ مكتبه صدوق) نقل كردهاست.كتب شيخ صدوق كه در اين دوره نگارش يافتهاست از مهمترين كتب اماميه شناخته مىشود و اگر ثمره تحرك علمى اين دوره را فقط به كتب شيعه اختصاص دهيم بايد آن را ارج نهاد چرا كه شيخ صدوق توانست آثار روايى شيعه از پيشينيان را به ارث برد و با تاليف سيصد كتاب مبانى اسلامى را با مهارتهاى قابل تحسين تدوين نمايد. دوره سوم اين دوره از قرن ششم تا قرن نهم هجرى را شامل استحوزه علميه قم در اين دوره از وضع مناسبى برخوردار نبود و مردم آن بارها قتل عام شده و شهر روبه ويرانى نهاد. هر چند مدتى نيز پايتخت تيموريان بود. در تاريخ قم به قتل عامها و تخريب شهر بر مىخوريم ولى شايد حمله مغول در سال 631 از ويرانگرترين نوع آن قتل عامها و تخريبها به شمار رود كه تا عصر تيموريان باقى بوده و زكرياى قزوينى و حمداللّه مستوفى به آن اشاره كردهاند و تنها تاسيس «مدرسه رضويه» به اين دوره نسبت داده شدهاست. با اين حال شيخ آقا بزرگ در طبقات اعلام الشيعه متجاوز از سى تن از دانشمندان قرن ششم را نام بردهاست كه رقم آنان در قرن هفتم به سه نفر تقليل يافتهاست و در قرن ششم تنها يك نفر نام برده و هفت تن از علماى قم را در قرن نهم ذكر كردهاست بدين ترتيب ركود علمى از قرن ششم شروع شد و در قرن هفتم و هشتم با حضور سلسلههاى ويرانگر مغول و تيموريان رشد كرد در قرن نهم علماى قم با اخذ تدابير زيركانه به مقابله با ركود فرهنگى برخاستند و در صدد تحكيم پايههاى علمى در حوزه پرسابقه قم برآمدند. دوره چهارم اين دوره از قرن دهم شروع مىشود و تا قرن سيزدهم معاصر با سلسلههاى صفويه افاغنه، افشاريه، زنديه، و قاجاريه امتداد مىيابد. نخستين بخش از اين دوره معاصر با سلسله صفويه است كه با مهاجرت علماى شيعه جبل عامل لبنان به ايران و نشر تفكر اصولى شيعه همراه بودهاست و آن زمانى است كه در چند سال اول دولت صفوى چنين تشخيص داده شدهبود كه منصب حكومت از آن ولى فقيه است ليكن پس از چندى اين تفكر به فراموشى سپردهشد كه با بازگشت دانشمندان فرزانهاى بسان محقق كركى به عتبات عاليات همراه بود حوزه علميه اصفهان به موجب توجه صفويان از پرتحركترين حوزههاى جهان تشيع در اين دوره است با تاسيس مدارس شيعى در اصفهان و ديگر شهرهاى ايران چون قم، شيراز، قزوين و مشهد دانشهاى دينى و تفكر شيعى و از آن جمله علوم عقلى - فلسفه و كلام - رو به رشد گذاشت. با رشد اخبارىگرى در حوزه اصفهان نه تنها علماى اصولى اين حوزه را ترك كردند بلكه برخى از دانشمندان علوم عقلى نيز از اين ديار رانده شدند. فيلسوف پرآوازه صدرالدين شيرازى مشهور به «ملا صدرا» در اين زمره قرارداشت. هجرت صدر المتالهين شيرازى از اصفهان به قم هر چند موجبات ركود علوم عقلى را در حوزه اصفهان به همراه داشت ولى باعث رونق دانشهاى عقلى در حوزه علميه قم گرديد و با پرورش شاگردان و تاليفات خويش زمينه پذيرش تفكر اصولى را در اين حوزه فراهم ساخت; درحالى كه حوزه قم تا قبل از اين دوره بيشتر مهد پرورش محدثان شيعه بود و البته نبايد اين نكته را ناديده گرفت كه محدثان قم خود از آن فرزانگانى بودند كه هر حديثى را براحتى قبول نمىكردند و در مقابل برخى كه به نقل روايات ضعيف مىپرداختند عكس العمل نشان مىدادند چنانكه «احمد بن محمد بن خالد برقى» «سهل بن زياد آدمى رازى» و «ابوسمينه محمد بن على صيرفى» از سوى «احمد بن محمد بن عيسى» بزرگ عالم قم از اين شهر تبعيد شدند و سال 255 ق به نام سال تبعيد محدثان و علما از قم شهرت يافت بعدها خالد برقى رابه قم بازگردانيدند ولى آن دو نفر ديگر همچنان در تبعيد به سربردند بعلت تبعيد اين افراد نقل روايات از راويان ضعيف و يا شهرت به غلو در حق ائمه(ع) بود. صدرالمتالهين محمد بن ابراهيم شيرازى (979 - 1050ق.) از فلاسفه و متكلمان و مفسران شيعه است كه در اين دوره مىزيستهاست و دوران حضورى وى در حوزه علميه قم مقارن با عصر گوشهگيرى و انقطاع اوست كه به پرورش شاگردان و تاليف و تصنيف پرداخته و تامل در علوم را بر آميزش با مردمان ترجيح دادهاست. ظهور علم اصول چنانكه گذشتحضور حكماى الهى در اين دوره از حوزه علميه قم باعث ظهور علم اصول در آن گرديد چرا كه فلاسفهاى چون صدرالمتالهين شيرازى زمينه انديشه آزاد را در حوزه قم ايجاد كرده بودند لذا ميرزاى قمى قدس سره(1151 - 1231) پس از تحصيل در عتبات عاليات و بهرهمندى از اساتيد فقه و اصول حوزه علميه نجف اشرف و كربلا بسان وحيد بهبهانى دامنه اصول فقه را از عتبات عاليات به قم كشاند و آن زمانى بود كه پس از بازگشت از عراق حوزه اصفهان و شيراز را مناسب مقام خويش نيافت و وقتى وارد حوزه علميه قم شد تشنگان معارف جعفرى را با فقه شيعى و مبانى اجتهادى آن آشنا ساخت و مرجع دينى شيعيان در عصر خود شد و با تاليف و تدريس اصول استنباط و منطق اجتهاد به محقق قمى مشهور گرديد. كتاب «القوانين المحكمة فى علم الاصول» از مهمترين كتب وى مىباشد كه تا زمان ما از كتب درسى حوزهها محسوب مىگرديد. بدين ترتيب اگر هشام بن حكم (متوفى 199 ق.)، «يونس بن عبد الرحمن»، «ابوسهل نوبختى»و «حسن بن موسى نوبختى» را كه از اصحاب ائمه(ع) بودند نخستين دانشندان شيعى و مؤلفان علم اصول و ترويج دهندگان آن بدانيم ميرزا ابوالقاسم قمى در آن رديف از چهارمين دوره مدرسه اصول شيعه است كه حوزه علميه قم را براى تربيت دانشمندان علم اصول برگزيده است; هر چند پيش از وى سيد مرتضى حوزه علميه بغداد را براى اين مقام انتخاب كردهبود و شيخ طوسى در مرحله نخستحوزه نجف و در مرحله دوم حوزه علميه قم از پركارترين حوزههاى شيعه دراين علم شريف بودهاند; اگر چه فرزانگانى بسان «فاضل تونى» در حوزه علميه مشهد نيز به اين علم پرداخته و با تبحرى كه داشتهاند مخالفان اخبارى را پاسخ دادهاند. حضرت آية اللّه العظمى ميرزا ابوالقاسم قمى قدس سره با سعى وافرى كه در ايجاد جنبش اصولى از خود نشانداد احياگر علم اصول در حوزه علميه قم شناختهشد و با پرورش شاگردانى بسان «سيد محمد باقر حجة الاسلام» «حاج محمد ابراهيم كلباسى»، «آقا محمد على هزار جريبى»، «آقا احمد كرمانشاهى»، «سيد محمد مهدى خوانسارى»، «سيد على خوانسارى»، «ميرزا ابوطالب قمى»، «حاج ملا اسد اللّه بروجردى»، «حاج ملا محمد كزازى»، تفكر اصولى را از حوزه قم به حوزههاى اصفهان، قمشه و كرمانشاه انتقال داد و با نوآورىهاى خويش تحولى شگرف به حوزه قم بخشيد و سالها ركود و سكوت را به عصر طلايى جهاد و اجتهاد تبديل نمود. دوره پنجم اين دوره از اواخر قرن سيزدهم شروع مىشود و تا عصر حاضر امتداد مىيابد. نقطه تحول اين دوره از زمانى آغاز مىشود كه حضرت آية اللّه العظمى حائرى قدس سره در اين حوزه مسكن گزيد و با انفاس قدسيه خويش حوزه علميه قم را جانى تازه بخشيد و به «آية اللّه مؤسس» شهرت يافت. پيش از آية اللّه حائرى علامه مجاهد آية اللّه شيخ محمد تقى بافقى يزدى از نجف اشرف به قم مهاجرت كرد و با هماهنگى بين دانشمندانى چون«آية اللّه حاج شيخ ابوالقاسم كبير قمى» و «آية اللّه حاج شيخ مهدى»و «آية اللّه حاج محمد ارباب» مقدمات تاسيس حوزه را فراهمآورد آنان پس از بحث و بررسى به اين نتيجه رسيدند كه فردى خارج از قم به اين شهر آمده رايت علم و فقه را در حوزه برافرازد شخصى كه خود از جهات علمى و تقوايى به مدارج عالى كمال نايل آمده و توانايى رهبرى و رياستحوزه علمى شيعه را داشتهباشد اين شخصيت برجسته كسى جز آية اللّه شيخ عبدالكريم حائرى نبود دانشمند فرزانهاى كه از محضر اساتيد عتبات عاليات بهره برده و به درياى علوم اهل بيت(ع) پيوسته بود. هجرت آية اللّه حائرى از اراك به قم و سامان بخشيدن به نظام آموزشى آن به اندازهاى اهميت دارد كه حضرت امام قدس سره حضور نيافتن ايشان در آن دوره را برابر با از ميان رفتن اسم و رسم مسلمانى دانستهاند. چه آنكه بيانات حضرت روحاللّه همواره دور از مبالغه است و تاريخ اين دوره برابر با تهاجم به پيكره دين اسلام مىباشد و از اين روست كه آية اللّه حائرى را آية اللّه مؤسس مىنامند. زيرا بىحضور ايشان نه تنها از حوزه علميه قم اثرى نمىماند بلكه آيين توحيدى نيز رخت برمىبست. نزديكى حوزه علميه قم به مركز باعثشد كه رهبر شيعيان و مرجع تقليد آنان بر اصول سياست گذارى دولتها نظارت داشتهباشد و اگر اصلى با موازين اسلامى موافق نباشد به مخالفت پردازد و اين پايه گذارى نهضت علمى در قم به متابعت از تشكل حوزه در شهر سامرا بود كه در نزديكى بغداد (مركز عراق) جاى گرفتهبود. نخستين سال تاسيس حوزه علميه قم مقارن با تبعيد برخى از مراجع عظام و نوابغ قرن چهاردهم هجرى از عتبات به ايران بود. 1 - آية اللّه سيد ابوالحسن اصفهانى 2 -آية اللّه ميرزا حسين نائينى 3 - آية اللّه سيد على شهرستانى 4 - آية اللّه سيد عبدالحسين حجت كربلايى 5 - آية اللّه شيخ محمد حسين اصفهانى غروى 6 - آية اللّه شيخ مهدى خالصى از جمله دانشمندانى بودند كه به همراه برخى از شاگردانشان به ايران تبعيد و در حوزه قم ساكن شدند.
پاسخ : معرفى اجمالى حوزه علميه قم سال 1363 ق. برابر با ورود حضرت آية اللّه العظمى بروجردى قدس سره به حوزه علميه قم بود هر چند ايشان در زمان آية اللّه مؤسس از سوى وى به قم دعوت شدهبود ليكن كنارهگيرى از مناصب اجتماعى را ترجيح داده، دعوت آية اللّه حائرى را اجابت نكردند تا در اواخر سال 1363 ق. دوران رياستسه مرجع بزرگوار - خوانسارى، حجت، صدر - به قم آمده، در حوزه علميه قم اقامت اختيار كردند. حضرت آية اللّه بروجردى علاوه بر علوم اسلامى چون فقه و اصول و رجال و حديث در فلسفه و كلام و هيات يدى طولانى داشت وخود تا پيش از ورود به حوزه علميه قم به تدريس فلسفه مشغول بود و با ورود به قم تدريس فقه و اصول را آغاز نمود كه درس اصول شش سال دوام يافت و درس فقه را تا آخرين روزهاى حيات تدريس نمود. حضرت آية الله العظمى امام الموسوى الخمينى از مراجع تقليد شيعه و از بزرگانى بود كه پس از آية الله بروجردى رهبرى حوزه علميه قم را به دست گرفت امام خمينى ضمن تدريس و تعليم دانشجويان علوم دينى مبارزات سياسى خود را بر عليه رژيم منحوس پهلوى ادامه داد تا اينكه توسط نظام حاكم به خارج از وطن خويش تبعيد شد. «حضرت آية الله سيد شهاب الدين حسيني مرعشى نجفى» از دانشمندان فرزانهاى است كه بنا به درخواست آية الله مؤسس به قم آمد و به تربيت دانشجويان دينى پرداخت همزمان با ايشان آية الله العظمى سيد محمد رضا گلپايگانى و آية الله شيخ محمد على اراكى از اساطين بزرگ حوزه عليه قم بودند كه زعامت و مرجعيت مردم و حوزه قم را به عهده گرفتند علاوه بر اين مراجع بزرگوار در اين دوره رجال علم و دانشمندانى در علوم مختلف اسلامى حوزه قم را مركز دانشپژوهى و تعليم و تربيت قرار دادهاند و مدرسان و مجتهدان و مبلغان دوره آينده را تربيت مىكنند كه ما فعلا از ذكر نام آنها صرف نظر كرده و در بخش معرفى علماى قم مفصلا آنها را معرفى خواهيم كرد. حوزه فلسفى قم با توجه به اينكه بحثهاى عميق فلسفى در كلام پيشوايان شيعه وجود داشتحوزههاى علميه جهان تشيع بيش از حوزههاى اهل سنت به فلسفه روى آوردند و چون ايران مكتب تشيع را پذيرفته بود پس از«شيخ الرئيس ابن سينا» حوزه فلسفى به ايران انتقال يافت و قريب به اتفاق فلاسفه بزرگ جهان اسلام از ميان شيعيان و ايرانيان برخاست دوره چهارم از حوزه علميه قم نخستين دوره از پيدايى حوزه فلسفى در اين شهر مقدس است كه با هجرت «صدر المتالهين شيرازى» (979 - 1050) و تربيتشاگردانى چون «فيض كاشانى» «فياض لاهيجى» به وجود آمد و با دانش اندوزى «قاضى سعيد قمى» ادامه يافت. علامه طباطبايى كه خود از شاگردان حوزه فلسفى نجف اشرف و از اساتيد حوزه قم در دوره پنجم است تاريخ فلسفه اسلامى را اين گونه بيان مىدارد: «نظر به اينكه بحثشيعه در حقايق معارف با روش تحليل و انتقاد و كنجكاوى عقلى آزاد بود و بحثهاى عميق فلسفى در كلام پيشوايان اين طايفه به حد وفور وجود داشت اين طايفه نسبت به بقيه طوايف اسلامى استعداد بيشترى به فرا گرفتن فلسفه داشتند و از اين روى هنگامى كه كتب فلسفى يونان و غير آن به عربى ترجمه شد و كم و بيش در ميان مسلمين رواج يافت (با اين خاصيت كه مطالب فلسفى در حوز افهام همگانى نيست) در نفوس شيعه نسبت به ديگران تاثيرى عميقتر داشته است و نقشى روشنتر مىبست. در ابتداى حال مكتب اشراقين در اسلام رواج نيافت و حكما و فلاسفه اسلامى به مكتب مشائين (اتباع ارسطو) اقبال نمودند ولى ديرى نگذشت كه به نزديكى رابطه فلسفه و دين پىبرده و در صدد توفيق ميان فلسفه و دين برآمده و بحثهايى تا اندازهاى ساده و ابتدايى انجام دادند اين حقيقت را در تاليفات «معلم ثانى، ابىنصر محمد بن طرخان فارابى» و پس از آن در تاليفات تقسيرى «شيخ الرئيس ابن سينا» مىتوان يافت.» ايشان ادامه مىدهند فلاسفه اسلامى دريافتند كه با هر يك از سه راه دين، فلسفه، عرفان، مىتوان به حقايق كليه آفرينش نايل گرديد با اين ويژگى كه زبان دين،زبان همگانى است كه با بيانى ساده آدمى را به اسرار آفرينش آگاه مىكند ليكن مطالب فلسفى تنها در خور فهم گروهى خاص است كه با رياضات عقلى ورزيده شده و برهان را از قياسات جدلى و خطابى تميز مىدهند و اهل عرفان با تعليمات دينى و رياضات شرعى آيينه نفس را صيقلى داده و طبق عنايتهاى الهى حقايق را مشاهده مىكنند علامه طباطبايى پس از برشمردن سير فلسفى مىفرمايد: «كليد رمزهايى به دست اين فلسفه اسلامى افتاده كه هرگز در فلسفه هاى كهن «كلد» «مصر»، «يونان» و «اسكندريه» به دست نمىآيد.» در نتيجه اولاً مسايل فلسفى كه به حسب آنچه از كتب فلسفى گذشتگان به عربى ترجمه شده و به دست مسلمين رسيده و تقريبا دويست مساله بوده در اين مكتب فلسفى تقريبا به هفتصد مساله بالغ مىشود. ثانياً: مسايل فلسفى كه مخصوصاً درمكتب مشائين از يونانىها به طور غير منظم توجيه شده و نوع مسايل از همديگر جدا و به همديگر مربوط نبودند در اين مكتب فلسفى حالت مسايل يك فن رياضى را پيداكرده و به همديگر مترتب شدهاند به نحوى كه با حل دو سه مساله اولى كه فلسفه را افتتاح مىكنند همه مسائل فلسفى را مىتوان حل و توجيه نمود وبه همين جهت به آسانى مىتوان رابطه فلسفه را از طبيعيات قديم و هيات قديم قطع كرد و در نتيجه هيچ گونه برخورد و منافاتى ميان اين مكتب فلسفى و علم امروز اتفاق نمىافتد. ثالثاً: فلسفه تقريباً جامد و كهنه به واسطه روش اين مكتب فلسفى به كلى تغيير وضع و قيافه داده و مطبوع طبع انسانى و مقبول ذوق و عقل و شرع مىباشد و مسايلى را كه علم جديد تازه موفق به كشف آنها شده يا اميد حل آنها را دارد اين مكتب فلسفى يا مايه شگرفتخود به طور عموم و كليت به حل آنها موفق يا شالوده حل آنها را مىريزد. چنانكه به واسطه حل شدن مساله «حركت جوهرى» كه سيصد سال پيش با اين روش فلسفى حل شده است مساله «بعد چهارم در اجسام» به طور روشن بدست آمده و با اين مساله «نسبيت» (البته در خارج از افكار نه در افكار) روشن گرديده است و مسايل ديگرى كه هنوز از راه علم مورد بحث نشده به طور كليتخاتمه يافتهاست.» در دوره متاخر حوزه فلسفى قم شخصيتهاى فرزانهاى را به خود ديد كه در تفكر فلسفى و سياسى جهان اسلام نقش مؤثرى داشتند همان گونه كه در دورههاى پيشين نيز با وجود حكيم الهى صدر المتالهين شيرازى و شاگردانش حوزه فلسفى قم نقش مهمى در دوره صفوى داشت. «حكيم متاله آية اللّه سيد ابوالحسن رفيعى قزوينى» (1310 - 1395ق.) از جمله شخصيتهاى علمى و فلسفى بودند كه علوم عقلى را در حوزه تهران از آية اللّه حاج شيخ عبد النبى نورى، حكيم ميرزا محسن كرمانشاهى، فاضل تهرانى و ميرزا محمود قمى آموخته بود. در زمان آية اللّه حائرى به قم آمده و به تدريس علوم عقلى پرداخت و از نخبهترين شاگردان ايشان در اين عصر حضرت امام خمينى قدس سره است. آية اللّه رفيعى قزوينى سپس مدتى در تهران اقامت نمود و مكتب فلسفى قم را شاگردان ايشان اداره مىكردند البته معظم له در زمان مرجعيت آية اللّه بروجردى نيز دو ماه در قم اقامت نمودند ليكن انتقال حوزه فلسفى تهران به قم و تربيتشاگردان فلسفه و حكمت به دوره نخست اقامت ايشان در قم برمىگردد. «حضرت آية اللّه العظمى امام خمينى» قدس سره حكيم متاله و عارف واصلى است كه پس از استاد مكتب فلسفى وى را تداوم بخشيد ويژگى خاص حضرت امام ژرف نگرى معظم له به مسايل فلسفى و توجه به ابعاد مختلف علوم اسلامى بود لذا مباحث پراكنده فلسفى فقهى اخلافى و عرفانى را كه در انديشه فلسفه سياسى نقش داشتند به صورت منسجم در مكتب درس ايشان مطرح شد و نظريه «ولايت فقيه» كامل شده و در مكتبهاى فلسفى و فقهى حوزههاى علميه پيروانى يافت كه با گسترش آن از حوزه علميه قم به انقلاب اسلامى و تاسيس حكومت اسلامى انجاميد. «حضرت آية اللّه سيد محمد حسين طباطبايى» از ديگر شخصيتهاى فلسفى بودند كه در اشاعه انديشه صدرايى و رواج آن سهم عمدهاى داشت و چند دوره «اسفار» و «شفا» را تدريس نموده و «بداية الحكمه» و «نهاية الحكمة» را در ترويج مكتب صدر المتالهين به رشته تحرير درآوردند البته تاليفات علامه طباطبايى به دو اثر خلاصه نمىشود ايشان دهها كتاب، رساله و يا تعليقه در فلسفه الهى داشتند نقش مؤثر ايشان در حوزه فلسفى قم طرح نظريات فلسفه الهى به سبك جديد و پاسخ به فلسفه مادى «ماترياليسم ديالكتيك» بود. با برپايى انجمنى علمى و طرح مسايل جديدى كه در حوزه تفكر مادى مطرح شده پاسخ برهانى خويش را در«اصول فلسفه و روش رئاليسم» تهيه ديد كه با شرح شاگرد فرزانهاش «استاد شهيد آية اللّه مرتضى مطهرى» اعلى اللّه مقامه الشريف اين سيره علمى در اقصى نقاط عالم اسلامى منتشر شد. «علامه شهيد مرتضى مطهرى» پيرو مكتبى فلسفى دو استاد فرزانهاش حضرت امام خمينى و علامه طباطبايى بود كه با تدوين و تدريس كتبى در فلسفه تطبيقى و نقد تفكر ماركسيسم مبانى فكرى فلسفه اسلام را در حوزه قم و تهران به اقشار مختلف فرهنگى اعم از طلاب علوم دينى، دانشجويان و عموم مردم رواج داد.
تاريخچه تاسيس مرکزآموزش درماني حضرت زهرا(س) در قم اين مرکز درسال 1361 درانتهاي خيابان امامزاده ابراهيم توسط مرحوم حاج غلامرضا قديري حسن آباد (ره) احداث شده و در سال1362 توسط شبکه بهداشت درمان قم - زير نظر دانشگاه علوم پزشکي تهران - بعنوان زايشگاه شروع به فعاليت نمود و در ابتدا فقط انجام زايمان هاي کم خطر و بي مشکل در اين مرکز انجام مي شده و بيماران مساله دار با آمبولانس به مرکز ايزدي منتقل مي شده اند. باگذشت زمان نياز به اتاق عمل بيشتر احساس شد و باعث الحاق اتاق عمل و بخش بستري زنان گرديد، به مرور درمانگاهي نيز درجلوي بيمارستان ساخته شد تا بيماران از خدمات سرپايي نيز بهره مند شوند که اين رويه تاسال 1379 با افزايش تدريجي آمار مراجعين ادامه داشته است . درسال 1379 در طبقه فوقاني اتاق زايمان بخش ديگري بوسيله آقاي حاج ابوالفضل قديري ساخته شده و بخش جراحي زنان به آنجا منتقل گرديده است . بر طبق سياستهاي وزارت بهداشت و الزام کليه بيمارستانها به داشتن بخش اورژانس ، ساختمان درمانگاه جلوي بيمارستان با تغييراتي درساختار فيزيکي آن بعنوان بخش اورژانس افتتاح گرديد و در همان زمان تصميم بر اين شدکه بخش قبلي زنان نيز بعنوان بخش جراحي عمومي و داخلي زنان وهمچنين بخش مراقبتهاي ويژه و بخش اطفال افتتاح گردند و بدين ترتيب اين مرکز به يک بيمارستان جنرال تبديل شد. البته در ادامه کار با ناکارآمدي بخش داخلي و مراقبتهاي ويژه واطفال ابتدا بخش اطفال وسپس بخشهاي داخلي ومراقبتهاي ويژه تعطيل شدند. (1384) در همان سال با روي کار آمدن دولت نهم و تغييرات مديريتي در دانشگاه علوم پزشکي قم ، جلسه اي دراين مرکز تشکيل شد و برمبناي بررسي هاي صورت گرفته و تجربه هاي انجام شده قرار بر اين شد تا اين مرکز بصورت تک تخصصي زنان و زايمان و نوزادان ادامه فعاليت دهد و در همين راستا بخش مراقبتهاي ويژه نوزادان توسعه و تجهيز گرديدکه اکنون بعنوان بزرگترين مرکز مراقبتهاي ويژه نوزادان (NICU) استان درحال فعاليت وتوسعه بيشتر مي باشد
بیمارستان حضرت معصومه (س) قم این بیمارستان در شهرستان قم واقع شده و بیمارستانی خیریه – درمانی است كه در سال 1374 باظرفیت 180 تخت ثابت, تأسیس, و در حال حاضر 96 تخت دایر دارد.تخصصهای موجود در این بیمارستان عبارتند از: داخلی ، جراحی ، زنان و زایمان ، قلب ، ارتوپدی ، نرولوژی ، کودکان ، چشم ، اورژانس ، CCU،Post CCU ،ICU تاریخچه: مرکز آموزشی درمانی حضرت معصومه یک مرکز آموزشی درمانی جنرال می باشد. که دارای 131 تخت فعال با ضریب اشغال حدود 75 درصد می باشد این مرکز حدود 8600 متر مربع زیر بنا دارد و یکی از مراکز وابسته به دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی قم می باشد. در این مرکز برخی تخصصهای پزشکی مانند: ارتوپدی ، زنان زایمان ، جراحی عمومی و برخی از رشته های فوق تخصصی مانند: گوارش ، داخلی ریه ، روماتولوژی ، غدد و عفونی. مورد آموزش و درمان قرار می گیرد. همچنین این مرکزدارای بخشهای ویژه ICU و CCUمی باشد. واحدهای کلینیکی و پاراکلینیکی: درمانگاه حضرت معصومه دارای 12 درمانگاه تخصصی و فوق تخصصی فعال با پذیرش ماهانه حدود 1600 بیمار می باشد. همچنین واحدهای پارا کلینیکی شامل آندوسکوپی ، کلونوسکوپی ، برونکوسکوپی ، رادیولوژی و سونوگرافی ، اکوکاردیوگرافی ، آزمایشگاه جهت انجام انواع آزمایشات نظیر تستهای پاتولوژی ، میکروب شناسی ویروس شناسی و غیره و توانبخشی جهت انجام اقداماتی همچون فیوتراپی فعالیت می نمایند
بیمارستان کامکار عرب نیا قم این بیمارستان در شهرستان قم واقع شده و بیمارستانی دانشگاهی – آموزشی است كه در سال 1343باظرفیت 187 تخت ثابت, تأسیس, و در حال حاضر 195تخت دایر دارد.تخصصهای موجود در این بیمارستان عبارتند از: داخلی ، اورژانس ، چشم پزشکی ، قلب ، عفونی ، گوش و حلق و بینی ، نرولوژی ،ICU، CCU معرفی و تاريخچه مرکز مرکز آموزشی درمانی کامکار- عرب نيا در سال 1343 توسط دو خير، به نامهای مرحوم حسين کامکار و مرحوم حيدرعلی عرب نيا در مرکز شهر (چهار راه بازار کنونی) تأسيس گرديد و در موقوفه آستانه مقدسه حضرت معصومه(س) در سال 1347 قرار گرفت. اين مرکز از ابتدای شروع به کار خود فقط مرکز درمانی بود و زير نظر وزارت بهداری فعاليت می نمود و با 60 تخت فعال شامل بخش های جراحی مردان، جراحی زنان، زنان و زايمان، اورژانس و فوريت های پزشکی، درمانگاه و داروخانه و واحدهای تشخيصی راديولوژی و آزمايشگاه بود. (25 تخت جراحی زنان، 10 تخت زنان و زايمان، 20 تخت جراحی مردان و 5 تخت اورژانس) همچنين يک اتاق عمل جراحی عمومی که 3 پزشک متخصص در آن به خدمت مشغول بودند. اورژانس بيمارستان علاوه بر ارائه خدمات فوريتهای پزشکی، بيماران سوانح و سوختگی، ارتوپدی را سرويس دهی می نمود و دارای يک اتاق عمل سرپايي بود. در آن زمان درمانگاه بيمارستان از 3 پزشک متخصص و يک پزشک عمومی بهره می گرفت. در سال 1352 اين مرکز از وزارت بهداری به جمعيت هلال احمر(شير و خورشيد سابق) واگذار شد. در سال 1355 اتاق عمل گوش و حلق و بينی کار خود را آغاز کرد و يک متخصص عمل های مربوطه را انجام می داد. در سال 1358 اين مرکز از جمعيت شير و خورشيد به وزارت بهداری واگذار شد و به بخش های زير تفکيک گرديد: جراحی مردان، جراحی زنان، داخلی مردان، داخلی زنان، سی سی يو. در سال 1362 مرکز دياليز اين بيمارستان کار خود را با 10 دستگاه دياليز آغاز کرد و تا سال 1373 تعداد دستگاهها به 26 دستگاه افزايش يافت و در دو شيفت به 52 بيمار ارائه خدمت می شد. در سال 1375 بخش آی سی يو اين مرکز افتتاح شد که شامل 6 تخت بود. اولين بخش عفونی در سال 1374 در اين مرکز راه اندازی شد که شامل 22 تخت فعال بود. اين مرکز در سال 1380 به مرکز آموزشی درمانی کامکار- عرب نيا مبدل شد. در سال 1381 با افزايش تعداد دستگاهها به 41 دستگاه دياليز در سه بخش مجزا و در سه نوبت کاری به خدمت پرداخته است. در ارديبهشت سال 1381 اتاق عمل ارولوژی و جراحی عمومی آماده بهره برداری گرديد. در خرداد ماه سال 1382 بخش سنگ شکن اين مرکز آغاز به کار کرد. در سال 1387 بخش سی تی اسکن بيمارستان فعال شد. مرکز آموزشی درمانی کامکار- عرب نيا با توجه به تعداد مراجعين و نوع خدمت رسانی يکی از فعالترين مراکز آموزشی درمانی در سطح استان قم در طی سالهای اخير بوده است.
سرو پانصد ساله گرگابي جمکران اين سرو که هم اکنون دور آن حصاري از نرده فلزي کشيده شده و با تابلويي قدمت آن بيان شده زينت بخش امامزاده هادي و مهدي گرگابي جمکران است که شکل مخروطي زيبايي دارد پايداري و سن درخت با توجه به گرم بودن محيط قم حايز اهميت است. اکنون به تازگي نرده ها برداشته شده و دور آن پرچين سنگي واقع شده است و خبري از تابلو توضيحات وجود ندارد . ضاهرا اين کار را براي جلوگيري از بعضي کارها ي زوار کرده اند. [h=5]سبزپرس: درخت سرو کهنسال 5 امزاده قم در نردیکی مسجد جمکران 20 روز قبل به دستور اداره اوقاف استان قم بعد از 500 سال عمر و تحمل تمامی رنج و مشقت های کویر نشینی ، ریشه کن شد .مصطفی معراجی ، هنرمند عکاس مقیم قم قبل از قطع این درخت ، یاد و خاطره این سرو 500 ساله را برای همیشه به ثبت رساند .[/h] [FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]تصاویر این هنرمند قمی نشان می دهد که ادعای خشکیده بودن درخت سرو زربین 5 امامزاده قم کاملا پوچ بوده و این درخت کاملا سبز و شاداب بوده اما به جرم اینکه مردم به این درخت در حرم امامزاده دخیل می بستند و برای آن ارزش و کرامت قائل می شدند شبانه ریشه کن شد .[/FONT]
آشنايى با کتابخانه بزرگ آيتالله العظمى مرعشى نجفى قم هسته اوليه اين کتابخانه هنگامى که مؤسس بزرگوار کتابخانه در نجفاشرف به تحصيل اشتغال داشتند شکلگرفته است. در آن روزگار ارزش و اهميت ميراث اسلامى بر همگان روشن نبود. ايشان نخست فهرستى از کتابهاى ارزشمند خطى و چاپى نادر را که در کمتر کتابخانهاى يافت ميشد تهيه کرد؛ به اميد آن که بتواند به تدريج آنها را به دست آورد. عدم تمکن مالى و رقيبان قدرتمندى که ميراث فرهنگى اسلامى را از کشورهاى اسلامى خارج مىساختند، دو مشکل اساسى بر سر راه ايشان بود. حتى روزى بر سر خريد يک نسخه خطى با نماينده کنسول انگليس در عراق درگير شد و شبى را در زندان سپرى نمود. آيتالله مرعشى با انجام نماز و روزه استيجارى، حذف يک وعده غذاى روزانه، کاستن بخشى از مخارج زندگى و کار شبانه در کارگاههاى برنجکوبى در نجفاشرف ـ پس از فراغت از درس و بحث، و با انگيزه و عشق سرشار به جمعآورى ميراث و ذخاير اسلامى و فائق آمدن بر مشکلات و شکنجههاى روحى، که در مسير اين هدف مقدس قرار داشت ـ سرانجام به مجموعهاى نفيس از نسخههاى خطى و کتابهاى چاپى ناياب دست يازيد. هنگامى که ايشان طلبه بود و در نجفاشرف با شهريهاى اندک زندگى ميکرد، بارها اتفاق مىافتاد که ترجيح مىداد با اين مبلغ کم نيز کتاب بخرد. روزى هم پس از تحمل گرسنگى چند روزه با پول ناچيزشان کتابى خريده و آن را در آغوش گرفته بودند که ناگاه بر زمين مىافتند، ليکن همچنان کتاب را در آغوش خود مىفشردهاند. گاه با گرو گذاشتن عبا و قبا و يا ديگر لباسهايشان کتاب تهيه ميکردند. اين همه، گوياى اشتياق زايدالوصف آن بزرگوار به تهيه کتب پيشينيان و مطالعه و پژوهش و سپس به يادگار گذاشتن آنها براى ديگر طالبان علم است. با مهاجرت ايشان از عراق به ايران در سال ١٣٤٢ق، مجموعههاى فراهم شده نيز به ايران انتقال يافت و در منزل شخصى خويش به نگاهدارى از آنها پرداخت؛ و به جمعآورى ديگر نسخههاى نفيس همّت گمارد. در همان دوران استادان مشهور دانشگاه به قم مىآمدند و از نسخههاى نفيس موجود در منزل ايشان ـ که در هيچ کتابخانهاى يافت نمىشد ـ بهره مىگرفتند. شيخ آقابزرگ تهرانى در تأليف الذريعة، از کتابخانه معظمله بيشترين بهره را برده و در جاىجاى اين اثر از ايشان ياد مىکند. مرقد ایت الله نجفی در کنار کتابخانه