شخصی بنام مارسل دیولافوا ، فرانسوی در سال 1298 .ق به شوش سفر میکند و متوجه میشود که انگلیسیان آثار زیادی نبرده و هنوز جه گنجهائی در این خرابه ها باقی مانده است ، پس در سال 1300 .ق به کمک سفیر خود در تهران از شاه ایران ( ناصرالدین شاه قاجار ) امتیاز کاوش در شوش را می گیرند و شرط این امتیازنامه آن بوده که هر جه گوهر و ابزار بدست آمد سهم دولت ایران و از دیگر چیزها نیز نیمی سهم ایران و نیمی سهم فرانسه باشد که با استفاده از این قرارداد و از فرصت بدست آمده که به قول خودشان آنرا مدیون شخصی بنام دکتر تولوزان دوست و طبیب شخصی ناصرالدین شاه ، دانسته ، استفاده کرده و با هیاتی کامل و با علم به اینکه یک سال پیش از شوش دیدن کرده ، در روز 27 آذر سال 1263 ه.ش سوار کشتی شده و در روز 7 اسفند همان سال وارد دزفول و همان روز به سمت شوش حرکت و روز هشتم اسفند 1263 ه.ش به این شهر وارد می شوند و پس از استقرار و احداث کمپ موقت ، اقدام به استخدام کارگر از دزفول و شوش (البته شوش در این زمان فاقد سکنه به شکل کنونی بوده است و از عشایر ساکن در اطراف شوش ) نموده و با استفاده کارگران فراوان اقدام به کاوش می کنند و نکته قابل توجه در این قرارداد که بسیار مهم و بعدا از آن استفاده بسیار می برنند این بوده که قرارداد تاریخی را برای پایان کاوش ها در نظر نمی گیرد و گویی قرارداد ابدیی است ، بهر صورت این سفر نزدیک به دو سال بطول انجامید و تعداد 250 صندوق آثار باستانی کشف شده در این مدت بدون استرداد سهم ایران و به لطف حاکم بی خرد خوزستان و با پرداخت وجه ای اندک ، به فرانسه منتقل و همکنون در غرفه ای بنام تمدن شوش در موزه لوور پاریس در مغرض دید بازدیدکنندگان قراردارند و بعد از این موفقیت بزرگ در نزدیکی های سال 1315 .ق دولت فرانسه از مظفرالدین شاه ، این بار امتیاز کاوش در ویران های (مناطق باستانی ) سراسر ایران را می گیرند که در این قرارداد شهرهای معروف مانند شوش ، تخت جمیشد ، ری و همدان را بدو قسمت تقسیم کرده و به جز شوش که در قرارداد جدید براین می شود که هر چه در شوش بدست آید تماما سهم فرانسه و در دیگر شهر ها مانند قرارداد قبلی که طلاجات سهم ایران و مابقی نصف به نصف سهم ببرنند و این بار نیز تاریخی برای پایان قرارداد مشخص نمی شود و پس از بستن این قرارداد ، دولت فرانسه لین بار سرهنگ دمرگان را برای کاوش در شوش مامور میکندو البته او نیز هفت سال پیش از شوش دیدن کرده و اطلاعات کافی دارد و به همین دلیل ، بیدرنگ در همان سال عقد قرارداد با هیاتی راهی شوش شده و با توجه به تجربیات اسلاف خود ، اقدام به استخدام کارگر نموده و با توجه به اینکه دولت فرانسه بودجه کافی در اختیار او قرارداده ، اقدام به ساخت دژی به بزرگی زندان باستیل و با همان طرح ونقشه بر روی تپه اکروپل میکند که این نقطه مرتفع ترین بلندی شوش است ، تا اشیائ اکتشافی مورد تعارض یا دزدی ایرانیان که صاحبان اصلی این اثار هستند ، قرار نگیرندو تا سال 1320 .ق در شوش به کاوش خود ادامه داده و به مانند گذشتگان خود 183 صندوق را به پاریس ارسال می کند و در سال 1318 .ق برابر با سال 1900 .م در نمایشگاهی بزرگ در پاریس به معرض نمایش عموم میگذارد و این اکتشافات از از آن سال و برابر این قرارداد ادامه پیدا میکند تا در زمانی که رضا شاه پهلوی برای سرکوبی شیخ خزعل به خوزستان در سال 1303 . ش لشکرکشی می کند به شوش آمده و از اهتزاز پرچم فرانسه برروی بام قلعه ی شوش (قلعه فرنگی ) ناراحت و آنرا به زیر آورده و پرچم ایران را بالا می برد و از فرانسویان می خواهد که جهت تنظیم قرارداد جدید به تهران مراجعه کنند که بعدا مشخص شد که او نیز کاری از پیش نبرد چون مشکلات ایران چنان دولت مردان وقت را به هم پیچنده بود که آثار باستانی اهمیت نداشت و این کاوشها تا روز 10/3/1359 ه.ش در شوش توسط فرانسویان ادامه داشت و از این تاریخ و با شروع جنگ تحمیلی از سوی عراق و گلوله باران این شهر توسط ارتش عراق ، سبب شد تا فرانسویان از شوش خارج شوند و بعدا با پلمپ کردن انبارهای قلعه و پس از گذشت سالها از انقلاب بالاخره قلعه را به ایران تحویل دادنند و آخرین رئیس هیات باستان شناسی فرانسوی در شوش را شخصی بنام ژان پرو بعهده داشت و او از سال 1965 .م الی 1980 .م این سمت را بعهده داشت . در پایان فقط جند خطی از خاطرات مادام دیولافوا را که به همراه همسرش به شوش آمده و نگرش آنها را از دیدگاه خودشان نسبت به اعمال خود واینکه این آثار متعلق به کی هستند میاورم تا روشن شود که فرانسویان در شوش چه کرده ؟ و چه برده اند؟!! " گنجینه باستان شناسی هخامنشی را که نمی توان قیمتی برای آن تعیین کرد بدست آوردیم ، ما آثار مقدس کاخهای هخامنشی را از بناهای عالی بر نگرفتیم بلکه انها را از لابلای خاک یافتیم و به بهای جان خود آنها را بدست آوردیم ، من بنام عضو گزارشگر هیات باستان شناسی خوزستان می توانم با صدای بلند و بدون فروتنی سخن بگویم هیات باستان شناسی خوزستان با ناامیدی جنگید و بخواست خداوند پیروزمندانه بازگشت . فرانسه مالکیت این گنجینه گرانبها را بدست آورده است و خود را مرهون سخاوتمندی شاه و احساسات شریف او می داند و همچنین اگر کمکهای دایمی شیخ خزعل نبود سرستون کاخ خشیارشاه هنوز در اسکله بندر بود . " خود بخوانید از این حدیث مفصل اینک همه باستان شناسان خارجی را که در شوش به کاوش پرداخته بصورت یک جا آورده و البته باید توجه داشت این افراد مسئول هیات باستان شناسی بوده و دیگر باستان شناسان زیر نظر این افراد به کاوش پرداخته اند و شرح اسامی آنان بصورت تک تک از حوصله این بحث خارج است .