1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

اشعار رسول یونـــان ; شــاعر آرامش +زندگینامه

شروع موضوع توسط ᙢØhâmmaℭ ‏20/3/13 در انجمن معرفی شخصیتها، زندگینامه و کتاب

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏12/9/12
    ارسال ها:
    3,341
    تشکر شده:
    4,030
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    دانشجو
    پاسخ : اشعار رسول یونـــان ; شــاعر آرامش

    هرگاه كه مي آيي
    خانه ام ويران مي شود
    صداي قدم هايت
    تنها توفان ها را بيدار مي كند
    ديگر نيا
    دوستت نمي دارم
    ماه ،پشت درختان كاج مي رود
    و تو
    با همين شعر تمام مي شوي .

    امشب تمام قمار بازان مي بازند.
     
  2. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏12/9/12
    ارسال ها:
    3,341
    تشکر شده:
    4,030
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    دانشجو
    پاسخ : اشعار رسول یونـــان ; شــاعر آرامش

    اي كاش
    نمي خنديدي
    و آتش عشق
    هرگز روشن نمي شد .
    پيراهن مان سوخت
    به شهر كه آمديم
    به عرياني مان خنديدند.
     
  3. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏12/9/12
    ارسال ها:
    3,341
    تشکر شده:
    4,030
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    دانشجو
    پاسخ : اشعار رسول یونـــان ; شــاعر آرامش

    خون
    تپش
    زندگی یعنی تو
    آن چه را باید می فهمیدم
    فهمیدم
    ماه
    زیباتر از همیشه می تابد
    دیگر دنبالت نخواهم گشت
    رد پای تو به قلبم می رسد...
     
  4. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏12/9/12
    ارسال ها:
    3,341
    تشکر شده:
    4,030
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    دانشجو
    پاسخ : اشعار رسول یونـــان ; شــاعر آرامش

    بايد خودم
    باد را متقاعد كنم
    كه نوزد

    بايد خودم
    حرمت كلبه ام را
    به دريا گوشزد كنم

    زمين جاي خطرناكي است
    و كسي كه
    بايد بيايد
    هميشه دير مي آيد.
     
  5. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏12/9/12
    ارسال ها:
    3,341
    تشکر شده:
    4,030
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    دانشجو
    پاسخ : اشعار رسول یونـــان ; شــاعر آرامش

    بايد
    خداوند با من باشد
    و گرنه
    مي مردم بي تو
    در اين خيابان پرت
    هيچ چراغي روشن نيست.
     
  6. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏12/9/12
    ارسال ها:
    3,341
    تشکر شده:
    4,030
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    دانشجو
    پاسخ : اشعار رسول یونـــان ; شــاعر آرامش

    جهان از آن من است .
    من عاشقم ،
    و هيچ كس
    نمي تواند مرا بكشد
    حتا مرگ.

    من پادشاهي بي زوالم
    هرچند
    شايد غم انگيز باشد
    پادشاهي
    با تاجي مصنوعي
    در اتاقي تاريك.


    كنسرت در جهنم
     
  7. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏12/9/12
    ارسال ها:
    3,341
    تشکر شده:
    4,030
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    دانشجو
    پاسخ : اشعار رسول یونـــان ; شــاعر آرامش

    جهان از آن من است .
    من عاشقم ،
    و هيچ كس
    نمي تواند مرا بكشد
    حتا مرگ.

    من پادشاهي بي زوالم
    هرچند
    شايد غم انگيز باشد
    پادشاهي
    با تاجي مصنوعي
    در اتاقي تاريك.

    كنسرت در جهنم
     
  8. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏12/9/12
    ارسال ها:
    3,341
    تشکر شده:
    4,030
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    دانشجو
    پاسخ : اشعار رسول یونـــان ; شــاعر آرامش

    [HR][/HR] من خدا را در يك تراموا ديدم
    و با او

    پشت سر گذاشتم
    يك روز برفي را.
    خيابان را سراسر مه گرفته بود
    اما او راننده را تنها نگذاشت.

    كلاهي سفيد بر سر داشت
    و چمداني در دست
    لباسي سفيد پوشيده
    و چشم هايش آبي آبي بود.
    من خدا را در يك تراموا ديدم.
    مي دانم
    شما حرف مرا باور نخواهيد كرد.

    اگر آنكه را كه من ديدم
    خدا نبود
    پس آن مرد چه كسي بود
    و چه نام داشت؟!
    چرا شير در رگ هايم جاري ست
    چرا طعم آسمان را
    در دهانم حس مي كنم؟!
     
  9. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏12/9/12
    ارسال ها:
    3,341
    تشکر شده:
    4,030
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    دانشجو
    پاسخ : اشعار رسول یونـــان ; شــاعر آرامش

    من بلاخره از اینجا خواهم رفت
    و فرق هم نمی کند
    فانوس داشته باشم
    یا نه...
    کسی که می گریزد از گم شدن نمی ترسد !
     
  10. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏12/9/12
    ارسال ها:
    3,341
    تشکر شده:
    4,030
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    دانشجو
    پاسخ : اشعار رسول یونـــان ; شــاعر آرامش

    خسته از تو
    در پياده روها پرسه مي زنم
    و خوشبختي
    همان ماشين ليمويي بود
    كه از كنارم گذشت
    ديگر زيبا نخواهي بود
    من عشق را
    مثل سيگاري دود مي كنم.