1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

اشعار كيكاووس ياكيـــــده

شروع موضوع توسط ᙢØhâmmaℭ ‏20/3/13 در انجمن اشعار

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏12/9/12
    ارسال ها:
    3,341
    تشکر شده:
    4,030
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    دانشجو

    کیکاووس یاکیده متولد بهمن ماه ۱۳۴۷ در تهران است.

    بیشتر به عنوان دوبلور و گوینده در فیلمهای سینمایی مشهور ‌است.

    (دوبله صدای نقاش آمریکایی باب راس در سری برنامه لذت نقاشی توسط کیکاووس یاکیده انجام شده.)

    اخیرا کتابی از ایشان تحت عنوان (بانو و آخرین کولی سایه فروش) از طریق انتشارات کاروان،
    منتشرگردیده که رویکردی متفاوت به شعر سپید است

    و به نوعی هایکو وارهایی بسیار ملموس.


    آثار مکتوب

    • مجموعه شعر بانو و آخرین کولی سایه‌فروش، انتشارات کاروان، ۱۳۸۱

    • مجموعه داستان کوچهٔ بابل، نشر آرویج، ۱۳۸۲

    • مجموعه شعر کولی پیراهن تنگ یک خواب بلند، انتشارات کاروان، ۱۳۸۶

    جوایز و افتخارات

    دیپلم افتخار سردبیر انجمن بین‌المللی شعر در آمریکا ۲۰۰۲

    شاعر برگزیده توسط سایت poetry.com در آمریکا ۲۰۰۳

    مدال شعر شایسته از سمپوزیوم شعر واشنگتون دی سی

    دریافت کاپ شایستگی از انجمن بین المللی شعر/ ۲۰۰۴

    از افتخارات این هنرمند می‌باشد
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  2. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏12/9/12
    ارسال ها:
    3,341
    تشکر شده:
    4,030
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    دانشجو
    پاسخ : اشعار كيكاووس ياكيـــــده

    پا برهنه،


    تاکجا دویده‌ای؟


    که این همه


    گل، شکفته‌است...؟!
     
  3. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏12/9/12
    ارسال ها:
    3,341
    تشکر شده:
    4,030
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    دانشجو
    پاسخ : اشعار كيكاووس ياكيـــــده

    در اینجا،

    کوهی است


    که گم شده


    بی آنکه تورا

    دیده باشد
     
  4. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏12/9/12
    ارسال ها:
    3,341
    تشکر شده:
    4,030
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    دانشجو
    پاسخ : اشعار كيكاووس ياكيـــــده

    رو!
    بانو


    بگذار بیدار شوم


    باید بروم


    خیال تورا به دوش کشیدن

    خرج دارد!
     
  5. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏12/9/12
    ارسال ها:
    3,341
    تشکر شده:
    4,030
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    دانشجو
    پاسخ : اشعار كيكاووس ياكيـــــده


    باران که می‌بارد،

    تمام کوچه‌های شهر،

    پر از فریاد من است

    که می‌گویم:

    من تنها نیستم

    تنها منتظرم!

    تنها!
     
  6. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏12/9/12
    ارسال ها:
    3,341
    تشکر شده:
    4,030
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    دانشجو
    پاسخ : اشعار كيكاووس ياكيـــــده

    من پالتو به تن

    فانوس به دست

    در ظهر تابستان

    میان این همه راه

    راه تو را گم کرده ام.
     
  7. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏12/9/12
    ارسال ها:
    3,341
    تشکر شده:
    4,030
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    دانشجو
    پاسخ : اشعار كيكاووس ياكيـــــده

    می ترسم از سگ همسایه


    دنبالم می کند

    یکی از همین قفس من

    برایش بساز

    تا آدم شود...
     
  8. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏12/9/12
    ارسال ها:
    3,341
    تشکر شده:
    4,030
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    دانشجو
    پاسخ : اشعار كيكاووس ياكيـــــده

    نه اولش پیداست
    و نه آخرش

    با این همه

    باید تا آخرش بروم

    بگذار بنشینم و

    نفس تازه کنم

    نترس

    تصمیم من عوض نمی شود

    به سنگی بدل نمی شوم

    که کنار راه افتاده باشد

    نترس

    این بار هم که

    تاول پاهایم خشک شود

    دوباره عاشقت می شوم

    دوباره راه می افتم

    دوباره گم می شوم

    هر طور شده این راه را تا آخر می روم ...
     
  9. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏12/9/12
    ارسال ها:
    3,341
    تشکر شده:
    4,030
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    دانشجو
    پاسخ : اشعار كيكاووس ياكيـــــده

    من و تیر چراغ برق،

    دردمان یکی است

    شب که می‌شود

    سرمان تاریک

    دلمان پرنور

    صبح که می‌شود

    سرمان سنگین

    دلمان خاموش.
     
  10. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏12/9/12
    ارسال ها:
    3,341
    تشکر شده:
    4,030
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    دانشجو
    پاسخ : اشعار كيكاووس ياكيـــــده

    در میان راه
    از

    پنهان در مویی و ریشی بلند

    با دستانی به شکل شاخه

    نشان تو را گرفتم

    گفت:

    آن جا که شعر از رفتن می ایستد

    او آغاز می شود