پاسخ : وصیتنامه شهدا 5- شهيد بني سعيد، سيد محمدحسن: هرگاه در نماز حضور قلب نداشتيد بعد از آن يك صفحه قرآن بخوانيد. *************** 6- شهيد پورسعيد، حميد: نماز برّنده ترين سلاح براي نابودي دشمنان خدا و كمال انسانيت و كوبندهترين سلاح براي دشمنان است. *************** 7- شهيد تقدسي، مجيد: سعي كنيد با تقوا باشيد از هر نظر: از نظر اخلاقي، اجتماعي، مذهبي و ديني و با اخلاق اسلامي با مردم و برادران ديني خود برخورد كنيد. نمازهاي يوميه را سروقت بخوانيد و فروع دين و احكام را يكي يكي اجرا كنيد.
پاسخ : وصیتنامه شهدا - شهيد ثابتي، علي: نگذاريد نماز يوميه قضا شود، چرا نماز انسان را از تمام كارهاي زشت باز ميدارد. *************** 9- شهيد حسينعلي، فرهاد: نماز، مؤمن را عوض ميكند و به انسان سير ميدهد، از معقول به سوي مشهود. نماز براي سلب عادت است پس بايد مواظب بود كه خودش يك عادت نشود. *************** 10- شهيد حسيني خادم، محمد: با مناجات و دعا و نماز دلت را آرام كن و بدان كه هرگاه خدا را بخواني صدايت را ميشنود.
پاسخ : وصیتنامه شهدا 11- شهيد خطيبي نيا، عليرضا: در موقع نماز كسب و كار را كنار بگذاريد و با خدا به معامله بپردازيد كه خداوند بهترين تجارت كنندگان است. *************** 12- شهيدا رجب بيگي، مهدي: برسجادهاي به وسعت زمين، با تربتي بر خون شهيدان رنگين، بر قبلهاي به عمق هستي، در صفوفي به شكوه اقيانوس، با ايماني راسختر از كوهها، با آياتي به زيبايي حقيقت، به امامت نور خورشيد نماز ميگزاريم. *************** 13- شهيد سيرجاني، رجب: و آن دسته از برادرهاي جوان كه نماز را سبك ميشمارند توجه داشته باشند كه حضرت علي (ع) به خاطر نماز جنگيد و حتي در جبهه جنگ، وقت نماز را فراموش نميكرد.
پاسخ : وصیتنامه شهدا 14- شهيد شفقي، صمد: هرگز نماز را ترك نكنيد و براي نماز بهانه نياوريد. *************** 15- شهيد شمشيري، حسين: نماز را اول وقت و به جماعت بخوانيد كه منشاء همه سعادتها نماز است. *************** 16- شهيد طالشي، ابراهيم: تو بايد سرنوشت خويش را دست گيري و با اراده خويش آسمان زندگيت را نوراني گرداني و اين امر ممكن نيست مگر اينكه عاشقانه و خالصانه نماز را اقامه كني.
پاسخ : وصیتنامه شهدا 17- شهيد عبدالله زاده، يعقوب: درود من به پدر و مادرم كه مرا با كلمات روح پرور نماز آشنا ساختند. *************** 18- شهيد عناصريان، علي: ببينيم كه وقتي به نماز ميايستيم تا چه اندازه از خود هجرت ميكنيم و به سوي خدا پرواز مينمائيم. اين هجرت از خود و پرواز و طيران به سوي او، انعكاس ايمان و غور و تحقيق و بررسي فكري و قلبي ما درباره خداست. به عبارتي باورمان نسبت به سيطره خداوند باري تعالي نسبت به خود ماست. *************** 19- شهيد غني، سيد عباس: نماز ستون دين اسلام است و اسلام ستون انسانيّت.
پاسخ : وصیتنامه شهدا 20 –شهيد فرجي، هيبت الله: "نماز عشق دو ركعت" است كه وضوي آن جز با خون صحيح نيست. نمازي است كه هرجا نميشود بجا آورد مگر در قتلگاه، پس با فضيلتترين آن در حرم كربلاست. "نماز عشق دو ركعت است" مقدمات فراوان ميخواهد، اول عاشق بايد دل را به اشك شستشو دهد؛ بعد، از عشق لقاء بسوزد. تا آنكه اين سوختن در خانه تنش افتد و با خون، وضويش را آماده سازد. "نماز عشق دو ركعت است" بعد از نماز، ملائك را در اطراف ميبيني كه آمادهاند تا تو را به معراج و ديدار خدا برند. معمولاً در جبهه بجا آورده ميشود. بر تمامي آنها كه به جبهه مشرف شدهاند واجب ميشود؛ چون شهادت را انتخاب كردهاند. اين دو ركعت نشانهي پيروزي است. چون شهادت نيز خود پيروزي است. "نماز عشق دو ركعت است" اما نميشود؛ نوشت چرا كه نوشتن براي اين نشايد. "نماز عشق دو ركعت است" ركعت اول: خونين شدن "تن" ركعت دوم: آزاده شدن" روح" كسي نيست و نخواهد آمد كه لذت و مناجات اين نماز را بداند، چرا كه بجا آورندگان آن شهيدانند و كسي ندانست كه عاشق با اين نماز تا كدامين منزل دوست را پيمود اما غنچههاي باز شده خونين در بدنش گواهي ميدهند كه به سرمنزل لقاء رسيده است. *************** 21- قاسم پور، احسان: چون كام جانم تشنه لقاي حضرت حق است كه با شراب وصل سيراب ميشود پس ميروم تا نماز خون بخوانم در درياي عشق شنا كنم. *************** 22- شهيد قره گزلو، توكل: تهذيب به معناي پاك كردن خود از خويها و عادات حيواني است. هرگاه صفات رذيله را از وجود خود بيرون نموديم آنگاه خود را ميشناسيم و هرگاه خود را شناخيتم خداي خود را بهتر ميشناسيم. يكي از بهترين راههاي شناختن نفس و تهذيب خود، به جاي آوردن نمازهاي واقعي است كه در آن فقط و فقط خداوند مد نظر باشد.
پاسخ : وصیتنامه شهدا [h=2]وصیت نامه ی شهید خلیل الله بهاری[/h]ـ بهارى ـ خليل الله بسم الله الرحمن الرحيم اين وصيت نامه ها انسان را مى لرزاند و بيدار مى كند.(امام خمينى) وصيت نامه خودم را با خط سرخ شهادت مى نويسم و از خواننده و شنونده اين وصيت نامه اميدوارم كه فاتحه به روح بخوانند . اول سلام و درود بى پايان بر مهدى موعود و سلام و درود فراوان بر نايب بر حق حضرت مهدى حضرت امام خمينى سلام بر شهداى گلگون كفن از صدر اسلام تا حال بر پدران و مادران و خانواده محترم شهدا و با آرزوى صبر براى آنها، سلام بر رزمندگان جبهه هاى حق عليه باطل و سلام و درود بى پايان بر روحانيت مبارز. وصيت من به ملت شريف ايران اميدوارم كه خدا به شما ملت توفيق بدهد كه بيشتر از اين در راه آرمان الهى و در راه شكوفا كردن هر چه بيشتر جمهورى اسلامى كوشا باشيد و نيز يار محبوب امام باشيدو امام را تنها نگذاريد .ودربرابر حوادث دنيوى استقامت بورزيد وضد انقلاب را سركوب نماييد ونگذاريد به حيثيت جمهورى اسلامى لطمه بزند اگر چه هيچ قدرتى نميتواند در مقابل اسلام بايستد و مقاومت كند و نيز دست از دعا بر نداريد كه پيروزى اسلام به دعاها و نماز شبها بستگى دارد دعا به اسلام ورهبران را فراموش نكنيد و نيز همچون على (ع)تقوا را پيشه خود سازيد و از خدا بخواهيد پيروزى اسلام، مستضعفين را و در نيمه هاى شب صداى يابن الحسن عج فراموش نكنيد و از ماديات و مال دنيا چشم بپوشيد ومال خود را در راه خدا انفاق كنيد كه خداوند در قرآن فرموده است ما از مومنان جانها و اموالشان را خريدارى مى كنيم و به جاى آن بهشت برين به آنها ميدهم سوره توبه آيه 111 ـ 112. از روحانيت پشتيبانى كنيد در برابر دشمن همچون كوه و استوار باشيد اصلا ترس به دل راه ندهد در برابر دشمن همچون كوه استوار باشيد اى مومنان اصلا ترس به دل راه ندهيد و از مرگ در راه خدا نترسيد چون مرگ ارمغان يك مومن است. مرگ با عزت بهتر است از زندگى ذلت بار و ابا عبدالله فرمودند جنگ ميكنيم شهيد ميشويم ولى تن به ذلت نمى دهم پس ما هم بايد از اين كلام گوهر بار حسين (ع) اطاعت كنيم يا حسين زهرا اگر آن روز نبوديم كه به نداى هل من ناصر ينصرنى تو لبيك گويم ولى الآن ببين كه چگونه اين فرزندان پاك روح الله به نداى فرزندت خمينى كبير لبيك مى گويند و عا شقانه در راه اسلام جان ميدهند. اميدوارم كه اين خدمت ناقابل را هم از من قبول كنى ولى به خدا قسم اگر هفتاد مرتبه مرا بسوزانند و خاكستر بدنم را باد بدهند و دوباره به هم ملحق شود و جان بگيرم دست از تو و فرزندت روح الله بر نخواهم داشت به خدا دلم براى كربلاى خونين و براى حرم شش گوشهات تنگ شده نظر لطف عنايت بفرما. حسين جان من رو سياهم تو رو سفيدم كن در خانه خدا شرافتمندترين مرگها شهادت است من هم آنقدر باكفار مى جنگم تا به شهادت برسم وصيتم به پدر و مادر عزيزم كه اى پدر و مادر گرامى مبادا در شهادت من گريه سر دهيد صبر و استقامت كنيد شما بايد فخر كنيد كه چنين فرزندى داشتهايد و در راه خدا دادهايد اگر خواستيد يك وقت گريه كنيد براى غريبى حسين (ع) گريه كنيد و اهل بيت معصوم حسين (ع) كه اسير يزيديان شدند. به ياد على اكبر حسين گريه كنيد نه براى من خاك كف پاى على اكبر و على اصغر هم نمى شوم جانم را فدايش مى كنم شما هم براى شهادت او گريه كنيد وبرايم نمازبخوانيدوروزه بگيريد ومن مى خواهم مثل امام حسين غريب باشم مرا در يك گوشه خلوتى به خاك بسپاريد برادرانم انشاء الله خدا شما توفيق دهد اسلحه را برداريد.
پاسخ : وصیتنامه شهدا در اينجا انسان ساخته ميشود. حتماً ميگويي چگونه؟ اينجا دانشگاهي است كه استادش حضرت وليعصر(عج) و نايب وي خميني بتشكن و شاگردانش جان بركفان مخلص و ايثارگرند، كه در راه خدا از بذل هيچ ابايي ندارند. از خانه و خانواده و جان و مال و دوست و رفيق گذشتهاند و خالصانه به انجام وظيفه خود مشغولند و نتيجهاش قبولي در پيشگاه خداوند متعال است؛ و آن هنگامي است كه به درجة شهادت – قلم و زبان از وصفش عاجز است – ميرسند. اميدوارم كه من از نظر درگاه حق تعالي پذيرفته و قبول شوم. /حميدرضا فتحي رابوكي*************** از الطاف ديگر خداوند به ملت اين جنگ است؛ جنگي كه براي ما سراسر رحمت بوده است، جنگي كه ملت قهرمان ما را آبديده كرده. جنگي كه توفيق جهاد واقعي را در را خدا به ما داد. وقتي ميگويند جبهه دانشگاه است عين واقعيتي است كه ما تا در آن نباشيم به عمق آن پي نميبريم، زيرا جبههها سراسر معنويت است. جبهه دنياي ديگري است كه فقط مخصوص متّقين است، فقط مخصوص مخلصين است./سيد امير صدري*************** به قول امام: جنگ رحمت الهي است، جت آزمايش بندگان مؤمن خود كه چگونه اين امانتهاي الهي را تحويل ميدهند و جگر گوشة خود را همچون قاسم تازه داماد به ميدان نبرد ميفرستند./حبيب دباغزاده*************** جبهه دانشگاهي است به رياست خدا، با استاداني چون هابيل، ابراهيم، علي، حسين و مدي و نايب او رهبر كبير. كتاب آن قرآن و درسش جهاد و ايثار كه عصارة توحيد، عدل، نبوت، امامت و معاد است. فقط تعدادي به دانشگاه راه مييابند و تعدادي از اين دانشگاه قبولي ميگيرند. مدركي كه با خون نوشته ميشود مدرك شهادت و گيرندة آن شهيد است. / محمدرضا نكوخرد***************شما اي مردم، اي جوانان، نكند از جبهه كه دانشگاه الهي است عقب بمانيد، دانشگاهي كه آموزگارش مولا اباعبدالله است كه درس چگونه زيستن و چگونه در را دين خدمت كردن و جان فدا كردن را به ما آموخت./ منصور بيدرام*******
پاسخ : وصیتنامه شهدا من به جبهه ميروم تا دو درس مهم را بخوبي فرا گيرم؛ اولي درس اخلاص و عشق نسبت به پروردگارم، دومي ايثار و فداكاري، كه اين دو درس را از حسين(ع) رهبر آزادگان و سرور شهيدان آموختم، و هم اكنون بايد به پيماني كه با خدا بستم وفا كنم. / سيد محمد رضا طيبي تفرش*************** انسانها در جنگهاي غير الهي به مرور بيرحم ميشوند و خوي حيواني پيدا ميكنند، وليكن در اين جنگ ملت ساخته شدهاند و هر كه به جبهه ميآيد عارف ميشود و بالاتر از آن خط فكري يكي ميشود؛ حتي از جنبه سياسي بهتر آگاهي پيدا ميكند. در اين مورد دربارة خودم صدق ميكند. /مصطفي وفامهر*************** در اين جبههها انسان اصلاً احساس خستگي و ناراحتي نميكند چون اين جنگ را امام زمان(عج) رهبري ميكند. و هر شهيدي كه روي زمين ميافتد هزاران جوان به جبهه روي ميآورند. /دهقانمنش قاسم*************** لازم ميدانم آنچه در اين دانشگاه ديدهام براي شما عزيزان تذكر دهم. در اين دانشگاه جز عشق به خدا ديگر رابطهاي نيست. اينجا تنها راه خداست، يعني خود را رها كردن و خدا را ديدن. /غلامرضا پاكنژاد*************** در اينجا، (جبهه) قلب ميسوزد و اشك ميجوشد، وجود خاكستر ميشود و تنها احساس سخن ميگويد. اينجا كسي چيزي نميخواهد، انتظاري ندارد، ادعايي نميكند. فياد ضجه است كه از سينة پردرد به آسمان طنين انداخته و اين ساية كمرنگي از آن فياد است كه بر اين صفحات نقش بسته است. / صفر اسكندري
پاسخ : وصیتنامه شهدا اينجا هيچ كس در فكر اولاد و مال دنيا نيست. هم يك فكر دارند، پيروزي اسلام، بر سجادهاي به وسعت زمين و به تُربتي چون خون شهيدان و قبلهاي به عمق هستي، در صفوفي ب شكوه اقيانوس، با ايماني راسختر از كوهها با آياتي به زيبايي حقيقت و به امامت خورشيد، نماز ميگذاريم. عيد و عزايمان يكسان است و گورستان و ميلاد گاهمان يكجا، ازميان همة گلها لاله را برگزيدهايم، و از تمام باها بهشت را، سرود پيروزيمان، فرياد عصيانمان، نالة دردمان، صداي خروشمان، نوحة عزايمان، بانگ جهادمان، شعر حياتمان، غريو خشممان، آية نمازمان، اذان زندگيمان، نغمة مرگمان همه يكي است، «الله اكبر» ميعادگاه هر روزمان، مفتاح هر رزممان، ديوارة هر مرزمان، پايگاه دانشمان، پايگاه ارتشمان، پاسدار وحمان، پيوند نيايشمان، پيكار خيزشمان، پاسبان ارزشمان يكجاست «مسجد». اَمرِ اِماممان، كارِ امتمان، مهرِ ملتمان، شعر قياممان، سيرِ جهادمان، شور حياتمان، شعار پيكرمان يكي است «وحدت». لابت، ابهت، همت، عظمت، وحدت، رفعت، جلالت، و حشمتمان در يك چيز است و آن «نماز» است. اميد اكرممان، دعاي هر شبمان، عزم اعظممان، سير اكبرمان يكي است و آن «شهادت». دفتر مذهبمان، كتاب انورمان، نور مشعلمان، انجيل مرجعمان، تورات معبدمان، زيور مرقدمان، صحف محشرمان، سورة مقدسمان «قرآن» است. از بين تمام رنگها، سرخ را برگزيدهايم و از ميان انواع مرگها شهادت را، و از تمام باغها گورستان را، و از ميان تمام گلها لاله را. هيچ يك از ما به مرگ طبيعي نميميرد. مرگ طبيعي ما «شهادت» است. عيد و عزاي ما هر دو جشن است. ميعادگاه جسممان قبرستان و زيباترين درختهاي حياتمان در گورستان ميرويد، از تمام انبيا محمد(ص) را، و از تمام رهبران علي(ع) را، و از تمام مجاهدين حسين(ع) را، و از تمام قصهها قيام را، و از تمام كتابها قرآن ر برگزيدهايم. هر كس قدم به عرصة مرگ ميگذارد تمام وجودش متوجه الله ميگردد و به چيزي جز خدا فكر نميكند؛ بهمين جهت است كه امام جبهه را بمنزلة دانشگاه بيان ميفرمايد و وقتي انسان اشخاص را در سنين مختلف از نوجوانان 14 ساله تا پيرمرد 75 ساله را در حال رزم ميبيند،در وجودش روح تازهاي دميده ميشود؛ روحي كه فقط به خداوند فكر ميكند و خدا را هر زمان با چشم ميبيند و از تمام گناهان پاك ميشود؛ خود را يك آدم تكامل يافته حس ميكند./ محمد عيوضلو