1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

فراز هایی از وصیت نامه ی ِ شهــدا

شروع موضوع توسط + فاطمه + ‏18/3/13 در انجمن متفرقه مذهبی

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/11
    ارسال ها:
    15,730
    تشکر شده:
    8,311
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : وصیتنامه شهدا

    ـ من نيز در قله‌هاي بلند سعادت به جستجوي «شهادت» پرداخته، و همانند سرور شهيدان حسين بن علي(ع) مرگ با عزت را بر زندگي ننگين ترجيح مي‌دهم. / عليرضا فرخ

    ********************
    ـ من كه قطره‌اي از درياي حق‌طلبان هستم با شنيدن صداي پرهيبت مجاهدان، و نعره‌هاي جاوداني شهيدان، و احساس سوز دل مادران، نوحه‌سرايي خواهران داغدار، و آهسته قدم برداشتن پدران، و خيره نگاه كردن برادران عزادار، و در فكر فرو رفتن دوستان و آشنايان، خود را مسئول مي‌دانم كه بايد با چنگ و دندان انتقام خون آنها را از اين ستمگرهاي زمان گرفت و باعث التيام دل خانواده‌هاي آنها شد. خود را مسئول مي‌دانم كه پرچم توحيد را در دست گرفته و با شعار «الله‌اكبر» لرزه بر كاخ‌نشينان بيندازم. خود را مسئول مي‌دانم كه هرگاه ديدم نمي‌توانم در برابر خواست استعمارگران قد علم كنم، به زندگي خود به وسيله جهاد خاتمه داده و به دنياي ابدي و حقيقي بپيوندم. /محمداسماعيل محمدي

    ********************
    ـ تنها آرزويم «شهادت» است، و هميشه از خداوند متعال خواسته‌ام كه به اين فوز عظيم و نعمت الهي برسم. هميشه فكر مي‌كردم خدايا مي‌شود روزي آيد كه «شهادت» نصيب من هم بشود كه خدمتي به رهبرم امام خميني و ملت ايران كرده باشم. / اسماعيل علائي‌فر

    ****************************
    چه مرگي بهتر از كشته شدن در راه خدا است: «شهادت» مقطعي از حركت تكاملي است كه انسان به وجود مطلق مي‌پيوندد، ‌و هيچ اجباري در اين پيوند نيست، بلكه بايد انسان راه رشد را بيابد و از طغيان و زبوني درآيد تا بتواند به ملاقات حق كه متضمن تلاش و كوشش اوست نايل گردد. / سيدمحمد هاشمی
     
  2. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/11
    ارسال ها:
    15,730
    تشکر شده:
    8,311
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : وصیتنامه شهدا

    ـ در اين مرحله از زندگيم اين باور را قبول كرده‌ام كه نبايد در يك خط ثابت و يك مكتب الهي حركت كنم. در يك زندگي مكتبي كه انسان هدف دارد، و براي رسيدن به هدف مبارزه مي‌كند، ديگر جايي براي احساس باقي نمي‌ماند. اي خدا، مرا ياري كن تا راهي را كه مي‌روم به سرمنزل مقصود برسانم./ محمد حيدري

    ************************


    ـ «شهادت» را نه براي فرار از مسئوليت اجتماعي، و نه براي راحتي شخصي مي‌خواهم، بلكه از آنجا كه شهادت در رأس قله كمالات است و بدون كسب كمالات «شهادت» ميسر نيست،‌ با تقاضاي شهادت از خدا در حقيقت مي‌خواهم كه وجودم سرتاسر خدايي شود، و با كشته شدنم در راه دين اسلام و خدا بر ايمانم و طاقت و پايمردي‌ام در راه دين، و بر عشق پاكم به او مهر قبولي بزند./ علي‌اصغر كوخاني


    *******************


    ـ و من به اميد خداوند از ميان همه راهها راه خدا و رسولش را انتخاب كردم، و از ميان همه تجارتها آن تجارتي را كه خدا راهنمايي كرده بود برگزيدم، و هم اكنون عازم جبهه هستم. در آنجا لشگريان اسلام با مزدوران و كفر در ستيزند. كشور اسلام و قرآن مورد هجوم ابرقدرتها قرار گرفته و مي‌رود تا در اين كشور همه جا حكم خداو قوانين قرآن و سنت پيامبر(ص) به رهبري شخصي از فرزندان پيامبر و نايب بر حق امام زمان(عج) يعني امام خميني اجرا و پياده شود. در اين موقع فاسدان و كافران و منافقان و ابرقدرتها دست در دست يكديگر داده‌اند،‌ تا اين نور را خاموش و اين حركت را متوقف كنند. مي‌روم تا از مرز اسلام و حكومت اسلامي كه با خون صدها هزار شهيد آبياري شده، و در حال شكفتن و به ثمر رسيدن است دفاع كنم؛ و به فرمان خدا گردن نهم، و به ياري امام خميني ـ كه حركت‌دهنده نهضت امام حسين(ع) است ـ بشتابم و لبيك گويم. انشاءالله اگر در جنگ پيروز شديم و برگشتيم عبادت خدا را در روي زمين انجام مي‌دهيم و بندگي او را مي‌كنيم. اگر هم برنگشتيم راضي هستيم به رضاي خداوند و خوشنودي او. / علي نيكچه فراهاني
     
  3. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/11
    ارسال ها:
    15,730
    تشکر شده:
    8,311
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : وصیتنامه شهدا

    ـ انسان، دير يا زود رفتني است و در هر كجا كه باشد مرگ او را به كام خويش فرو مي‌كشد، ولي اين مومن است كه زيباترين نوع مرگ را انتخاب مي‌كند و با شعف تمام به استقبالش مي‌رود. خدايا آنچنان ايماني به من ده كه مرگ را خود انتخاب كنيم. راهي كه مؤمن انتخاب مي‌كند، راهي است كه در آن شكست معنا ندارد، ذلت و خواري معنا نداردف اسارت معنا ندارد؛ راهي كه منتهايش سير تكاملي‌اش وجود مطلق و بي‌منتهاي هستي يعني خداوند است؛ خداوندي كه ابراهيم(ع)، موسي(ع)، محمد(ص)، حسين(ع)، و خميني را آفريد، تا تمامي مستضعفان تاريخ را از زير سلطه استضعافگران بيرون كشند. همان راهي كه در آن نيكي، برابري، برادري و تمام ارزشهاي متعالي انساني وجود داشته باشد. همان راهي كه در آن ملاكهاي مادي، قدرت‌طلبي، خودخواهي، خودمحوري و خودبيني نباشد و بالاخره راهي كه در آن من نباشد، همه ما باشيم و براي او باشيم. تنها آرزويم همين چند كلمه بيش نيست: «فنا شدن در وجود مطلق الله و پيوستن به لقاءالله.» / سيدامير صدري

    *********************


    ـ حال كه بايد بروم چرا با شهدا نروم؟ چرا سعادتمند نروم؟ چرا شرافتمندانه نروم؟ چنانكه پيامبر اسلام(ص) فرموده: «اكرم الموت القتل في سبيل الله«: «شرافتمندانه‌ترين مرگها مرگ در راه خداست» و به امر امام عزيز و نايب بر حق امام زمان(عج) و فرمانده كل قوا به جبهه آمدم، تا امام را تنها نگذاشته باشم، و بدين وسيله دين خود را كه امروز احتياج به ياري دارد به قدر كوچكي ياري كرده باشم، و در روز حساب بتوانم جواب شهدا را بدهم. / مصطفي مغادي
     
  4. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/11
    ارسال ها:
    15,730
    تشکر شده:
    8,311
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : وصیتنامه شهدا

    ـ بار خدايا، تو شاهدي كه هدف من از رفتن به جبهه به جز رضايت تو نبوده و نيست. تو شاهدي كه هدف من از شركت در اين جهاد بزرگ پاسخ به نداي نايب به حق امام زمان(عج) و فقط برافراشتن پرچم «لا اله الا الله و محمد رسول‌الله» بر تمام جهان است و بسم. من آنقدر به اين راه اعتقاد دارم كه تا آخرين قطره خونم از پا نخواهم نشست، و سعادت دنيا و آخرت در همين راه است. / علي افكاري
     
  5. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/11
    ارسال ها:
    15,730
    تشکر شده:
    8,311
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : وصیتنامه شهدا

    ـ براي اعزام شدنم چند هدف داشتم: اولاً، به خاطر اسلام عزيز، اين دين هميشه پاينده و عقيده من، و اگر كسي عقيده‌اي داشت بايد حتي تا پاي جان هم از عقيده خود دفاع كند، بخصوص كه اين عقيده اسلام باشد. در راه اسلام هم «شهادت» پيروزي است و هم خود پيروزي، موفقيت است. ثانياً، اين نصيحت قرآن را قبول داريم كه: «ما همه از خدا هستيم و به سوي او بازمي‌گرديم». پس، چه بهتر كه در اين بازگشت همگاني ـ كه همه بايد اين راه را بپيمايند ـ براي اسلام و براي خداوند جان بدهيم، و يا در اين راه حداقل كاري كرده باشيم. ثالثاً به فرموده امام عزيزمان، اين رهبر حزب‌الله و اين پير هميشه خروشان بر ضد غيراسلام، كه فرموده: «جوانان بروند به جبهه و به اين مسئله خاتمه دهند.» / محمدرضا ميرزايي
     
  6. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/11
    ارسال ها:
    15,730
    تشکر شده:
    8,311
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : وصیتنامه شهدا

    ـ هر كس كه بخواهد در اين راه قدم بردارد بايد خودسازي بكند، و در مقابل سختيها و رنجها و فشارها ايستادگي كند. البته كسي مي‌تواند تحمل اين سختيها را بكند كه هدف خود را مشخص، و عقيده و معنويت او فقط در راه خدا باشد، و در اين راه ايمان خود را نسبت به هدفش قوي سازد. اگر انشاءالله اين سعادت عظيم را پيدا كردم ـ كه خدا مرا قبول كند تا به سوي او بروم ـ به آرزوي ديرينه خود رسيده‌ام. / علي محمدي
     
  7. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/11
    ارسال ها:
    15,730
    تشکر شده:
    8,311
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : وصیتنامه شهدا

    [h=2]وصیت نامه یک شهید گمنام[/h]
    بهشت زهرای تهران ، مزاری وجود دارد که علی رغم شناسایی شدن صاحب آن ، در گمنامی کامل بسر می برد. صاحب این مزار هم عکس دارد و هم نام پدر و تاریخ تولد و عروجش مشخص است اما نامی ندارد.
    برای زیارت این تربت مقدس ، باید به این آدرس مراجعه نمایید: قطعه 24 - ردیف 125 - شماره 5

    بر فراز مزار این شهید گمنام ، بخشی از وصیت نامه او به این شرح نگاشته شده است:

    خدمت پدر و مادر عزیز و گرامی و خواهران و برادران عزیزم سلام رسانده و امیدوارم خدا را هیچ موقع فراموش نکنید. ای مادر که مرا در دامان خود پرورش دادی و شب و روز برایم زحمت کشیدی ، سعی کن همچون زینب در مرگ فرزندت صبور باشی و این را بدان که آخرین راه مردن است [پس] چه بهتر آن که در راه اسلام شهید شوم. من ننگ می دانم [مرگ] آن کسی را که در رختخواب بمیرد.

    ای مادر و پدر گرامی مرا تشییع جنازه نکنید که از روی هزاران شهیدی که بی هیچ هیچ تشییع جنازه ای جانشان را فدای انقلاب کردند شرمنده ام.

    بر روی سنگ قبرم نامم را ننویسید . می خواهم همچون ده ها هزار شهید دیگر گمنام باقی بمانم. اگر خواستید فقط این جمله را بنویسید : «پر کاهی تقدیم به آستان کبریای الله».

    ای برادران و خواهران و دوستان. برایم گریه نکنید که دشمن خیال می کند ضعیف هستید. به دشمن بگویید که اگر پیکرم را صد پاره کنند ، اگر پاره های آن را هم بسوزانید و اگر خاکستر مرا به دریا بریزید در دل موج خروشان دریا صدایم را خواهید شنید که فریاد می زنم اسلام پیروز است ، ستمگر نابود. والسلام.​
     
  8. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/11
    ارسال ها:
    15,730
    تشکر شده:
    8,311
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : وصیتنامه شهدا

    [h=2]شهيد ابراهيم هادي[/h]
    [​IMG]

    یک ماه از مفقود شدن ابراهیم می گذشت. بچّه هایی که با ابراهیم رفیق بودند هیچکدام حال و روز خوبی نداشتند. هر جا جمع می شدیم از ابراهیم می گفتیم و اشک می ریختیم.
    برای دیدن یکی از بچّه ها به بیمارستان رفتیم، رضا گودینی هم اونجا بود. وقتی که رضا رو دیدم انگار که داغش تازه شده باشه بلند گریه می کرد. بعد گفت: "بچّه ها دنیا بدون ابراهیم برا من جای زندگی نیست. مطمئن باشید من تو اولّین عملیات شهید می شم".
    یکی دیگه از بچّه ها گفت: "ما نفهمیدیم ابراهیم کی بود. اون بنده خالص خدا بود که اومد بین ما و مدّتی باهاش زندگی کردیم تا بفهمیم معنی بنده خالص خدا بودن چیه" یکی دیگه گفت: "ابراهیم به تمام معنا یه پهلوان بود یه عارف پهلوان"
    پنج ماه از شهادت ابراهیم گذشت. هر چه مادر از ما پرسید: " چرا ابراهیم مرخصی نمی آد؟" با بهانه های مختلف بحث رو عوض می کردیم و می گفتیم: "الآن عملیاته، فعلاً نمی تونه بیاد تهران و... خلاصه هر روز چیزی می گفتیم."
    تا اینکه یکبار دیدم مادر اومده داخل اتاق و روبروی عکس ابراهیم نشسته و اشک می ریزه. اومدم جلو و گفتم: "مادر چی شده؟"
    گفت:
    من بوی ابراهیم رو حس می کنم. ابراهیم الآن توی این اتاقه، همینجا و... "
    وقتی گریه اش کمتر شد گفت:
    "من مطمئن هستم که ابراهیم شهید شده".
    مادر ادامه داد: "ابراهیم دفعه آخر خیلی با دفعات دیگه فرق کرده بود، هر چی بهش گفتم: بیا بریم، برات خواستگاری، می گفت: نه مادر، من مطمئنم که بر نمی گردم. نمی خوام چشم گریانی گوشه خونه منتظر من باشه"
    چند روز بعد مادر دوباره جلوی عکس ابراهیم ایستاده بود و گریه می کرد. ما هم بالاخره مجبور شدیم به دایی بگیم به مادر حقیقت رو بگه. آن روز حال مادر به هم خورد و ناراحتی قلبی او شدید شد و در سی سی یو بیمارستان بستری شد.
    سال های بعد وقتی مادر را به بهشت زهرا می بردیم بیشتر دوست داشت به قطعه چهل و چهار بره و به یاد ابراهیم کنار قبر شهدای گمنام بشینه، هر چند گریه برای او بد بود. امّا عقده دلش رو اونجا باز می کرد و حرف دلش رو با شهدای گمنام می گفت.​
     
  9. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/11
    ارسال ها:
    15,730
    تشکر شده:
    8,311
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : وصیتنامه شهدا

    [h=2]رازهايي از وصيت نامه ي شهيد حاج علي محمدي پور[/h]
    اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله و عليا ولي الله و اشهد ان خميني جلوه الله

    خدايا اگر چه لياقت بندگي و رزمندگي در راهت را ندارم اما آمدم به اين ميدان نبردبا كفر با آنان كه مخالفت با دين تو را ميكنند .آمدم با آناني بجنگم كه عزت و شرافت اسلام را مورد هجوم قرار دادند با تمام تجهيزاتي كه ابر جنايتكاران در اختيارشان گذاشتند خدايا تو شاهدي كه به صغير و كبير ما رحم نكردند و با مردم ما چه كردند با اسلام و قران و مساجد تو چه كردند.خدايا تو را شكر ميگوييم كه اين راه را يعني جهاد در راهت را نصيب اين بنده بي لياقت نمودي . اين از بزرگي تو است اي مهربان اي خداي بزرگ روزگاري دل پيامبرت را خون كردند.روزگاري در مسجد كوفه اميرالمومنين را شهيد كردند. روزگاري آن جنايت بزرگ را بر اهل بيت امام حسين روا داشتند و امروز نيز نا جوان مردانه ترين جنايات را براين كشور مظلوم اسلامي انجام دادند و ميدهند. خدايا دوستان و عزيزانم همه رفتند من ماندم با روي سياه و خجالت از خود ت.اي كسي كه راه اسلام و دينت را به من نشان دادي. پايان راه را شهادت را روزيم فرما كه سخت در فراق تو مي سوزم در فراق بندگان مخلصت كه به سوي تو آمده اند يعني برادران همسنگرم و تواني برايم نمانده . فراق خودت -فراق دوستانم آنان كه به عشق تو سوختند .

    خدايا خودت خوب ميداني كه زندگي تلخ ترين چيز برايم شده از همه چيز دنيا استعفا داده ام لحظه ايي نيست كه مرگ از نظرم دور شود .نزديك بودنش را احساس ميكنم اما يك دلهره اي دارم از اينكه كشته شوم و شهيد نباشم واي بر من .....

    خداوندا بارها آمدم و برگشتم اما به حق خودت و رسولت و علي و فاطمه ات و همه ي ائمه قسمت ميدهم كه حالا ديگر با من آشتي كن.ميدانم بنده ي بدي بودم.ميدانم ولي تو خوبي تو بزرگي تو كريمي تو رحمان و رحيمي با عدالت با من رفتار مكن بلكه با فضلت رفتار كن اگر با ريخته شدن خون ما اسلام حاكم ميگردد پس اي دژخيمان كافر با گلوله هاي خود ما را نقش زمين سازيد.اي توپ ها ,خمپاره ها اي موشك ها آماده ي به خون غلتيدنيم .اسلام بالاتر است اي دنياييان نادان و منحرف آگاه باشيد كه ما سرباز خميني بزرگيم ما كفن شهادت كه كفن شهادت همان لباس بسيجي است پوشيده ايم و در درياي خون شنا ميكنيم تا به ساحل آزادي برسيم.و به شما اي مردم سست عنصر و از خدا بي خبر كه هرگز رو به جبهه نكرده ايد ميگويم:اگر همه در خانه ها و شهر ها بمانيد و در كانون گرم خانواده خود باشيد و من تا زمانيكه خميني دستور جهاد بدهد در جبهه خواهم ماند.اين بزرگترين افتخار من است و بدانيد كه روزگاري روزگار حساب است .

    و به حسابتان خواهند .ادعاي مسلماني ساده است در عمل بايد مردانه بود و بدانيد شهادت آرزوي ماست.

    و تا زمانيكه خداوند بخواهد و اسلام نياز به خون داشته باشد ميدهيم و با دل و جان و با عشق خون ميدهيم و شعارمان شعار حسين است هيهات منه الذله .

    من از امام دست بر نخواهم داشت اگر چه خود را لايق سربازي اين امام نميدانم اما دلم خوش است كه او امام من است و افتخارم اين است كه سرباز خميني هستم و بدانيد كه هر كه از او دست بردارد به نيستي رفته است و هر كه يار خميني شود از همه ي مشكلات و آسيبها در امان است . او امام حق است نائب امام زمان و اطاعت از او بر هر مسلماني واجب است و تو اي مادر و پدر و خواهرانم و برادرانم صابر باشيد و خداي ناكرده دم به شكوه بر نياوريد .امام را ياري كنيد و در اين مصيبت صبر كنيد كه ان الله مع الصابرين . مرا حلال كنيد عفو كنيد كه خداوند مرا ببخشد و بيامرزد و شهيد قرار دهد . نماز را حجه الاسلام محمد هاشميان بخواند بر جنازه ام و اگر كفن نصيبم شد همان كه از مكه آوردم يك آرم سپاه بر كفنم نصب كنيد والسلام .خداحافظ​
     
  10. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/11
    ارسال ها:
    15,730
    تشکر شده:
    8,311
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : وصیتنامه شهدا

    - شهيد آخوند رجبي علي:- و بدانيد، نماز خوب انسان را از فحشاء و منكر دور مي‌كند، نماز را با حضور قلب اقامه كنيد...
    ***************
    2- شهيد احمدي، علي:
    شما را در بر پاداشتن نماز و احكام الهي و روزه سفارش مي‌كنم زيرا آنچه ما را موفق و پيروز مي‌دارد، اسلام است و خدا.
    ***************
    3- شهيد اعلايي، رضا:
    مردم شريف ايران! براي شناختن حق و باطل ايمان لازم است و لازمه ايمان تقوي مي‌باشد به نظر من يكي از راه‌هاي به دست آوردن تقوي نماز و قران است.
    ***************
    4 – شهيد اماميان، سيد محمد جواد:‌
    ما هنوز جزو هدايت نيافتگانيم به اين دليل كه تعبد ما نسبت به شيطان خيلي بيشتر است. در نمازهايمان سست، در انجام فرائض سست، اصلاً در اصل بندگي ضعيف هستيم. اگر بنده واقعي او باشيم لذتي بالاتر از آن نيست. به شما سفارش مي‌كنم كه عبد خدا باشيد نه غير.
    ***************