1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

همه چیز در مورد شیطان

شروع موضوع توسط + فاطمه + ‏19/2/13 در انجمن ادیان الهی

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : همه چیز در مورد شیطان

    چهارم، روز عاشورا بسيار زحمت كشيد تا زمينه‌اي فراهم كند به طوري كه همه لشگر عمر سعد عليه امام حسين(عليه السلام) شوريدند و او را به قتل رساندند! آن‌گاه همه شياطين، روي زمين پخش شدند و با شادي و خوانندگي ابراز خرسندي كردند. شيطان مي‌گفت عجب خلق خدا را گمراه كردم. گاهي به صورت شمر و گاهي به صورت عمرسعد مردم را وا داشت تا بجنگد. سرانجام گفت: كار را درباره فرزندان آدم به پايان رساندم. آن چه مقصود من بود امروز دست‌گيرم مي‌شود. جبرئيل پرسيد: اين همه سرخوشي تو براي چيست؟

    گفت: به خاطر اين كه از زمان حضرت آدم تا كنون چنين حادثه‌اي واقع نشده و نخواهد شد.

    بعد از آن‌كه حضرت(عليه السلام) به شهادت رسيد، درهاي آسمان گشوده شدتا ملائكه، كربلا را ببينند. زماني كه شيطان باخبر شد خداوند چه ثوابي براي پيروان و زيارت كنندگان او قرار داده، از كرده خود پشيمان شد و از روي حسرت و ندامت نعره‌اي كشيد كه جميع ملائكه او را لعنت كردند. گفت: «واويلاه» قضيه برعكس شد و مردم بيشتري داخل بهشت شدند.



    پنجم، روزي كه بهشت بر او حرام شد و به زمين آمد از ناراحتي فريادي زد كه، چرا از آن مقام قرب و جمع ملائكه رانده شده و بايد در زمين تنها باشد.

     
  2. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : همه چیز در مورد شیطان

    ششم، وقتي تكبر نمود و آدم را سجده نكرد خداوند و جميع ملائكه او را لعن كردند. او از حسرت و دوري از بهشت و از دست رفتن حسنات و عبادت‌هايش فريادي كشيد.


    هفتم، وقتي كه حضرت رسول(صلي الله عليه و آله) به پيامبري مبعوث شد و مردم را از ناداني و گمراهي و جهنم نجات داد و به سوي بهشت رهنمون ساخت، زوزه‌اي كشيد.


    هشتم، زماني كه آيه توبه نازل شد مبني بر اينكه انسان اگر گناهي كند يا ظلمي به خود و ديگران روا دارد و سپس خدا را بخواند و طلب استغفار نمايد، خداوند تمام گناهان او را مي‌بخشد. در اين موقع شيطان فريادي كشيد و ناله زد به طوري كه تمام بچه شيطان‌ها دور او جمع شدند و احوال او را پرسيدند؟ گفت: آيه‌اي نازل شده كه خدا تمام گناهان را مي‌بخشد و زحمات ما باطل مي‌شود.


    نهم، بعد از تولد حضرت عيسي(عليه السلام) وقتي مي‌خواست به آسمان رود، فرشتگان به دستور خداوند او را سنگ‌باران نمودند و از آسمان چهارم برگرداندند.


    دهم، وقتي كه آخرين پيامبران (حضرت رسول(صلي الله عليه و آله)) پا به عرصه وجود گذاشت ناله او بسيار سوزناك بود.

    يازدهم، وقتي سوره مباركه «حمد نازل شد فريادي زد و ياران خود را فرا خواند و داستان آمدن سوره را بيان كرد. به او گفتند: اي عزرايل! چرا از نازل شدن اين سوره ناليدي!؟

    گفت: من در لوح محفوظ ديدم كه نوشته بود، اگر بنده‌اي از بندگان خدا در تمام طول روز گناه كرده باشد و پيش از آن كه آفتاب غروب كند، طهارت بگيرد و سه مرتبه اين سوره را بخواند، به بركت آن، همه گناهانش آمرزيده مي‌شود و بدون واسطه از ميان عرش ندايي آيد كه اين بنده من! گناهانت را آمرزيدم و اسم تو را در دفتري كه اسم صالحان را در آن نوشته‌ام ثبت كردم
     
  3. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : همه چیز در مورد شیطان

    چهار زن از دست شيطان رهيدند

    از آن جايى كه شيطان قسم خورده همه فرزندان آدم را گمراه نمايند و هر گروهى را با نقشه اى از راه بيرون كند، و تا كنون انجام داده و بعدا هم انجام خواهد داد؛ يكى از آنها كه براى او خيلى هم آسان مى باشد طايفه زنان اند. اولين كسى را هم كه گول زد و وسوسه اش در او اثر نمود حضرت حوا، مادر آدميان بود.
    روزى آن ملعون پيش رسول اكرم صلى الله عليه و آله وسلم آمد، حضرت از او چند چيز پرسيد و او هم همه را پاسخ داد. يكى از آنها اين بود: رفيقان تو كيان اند؟ پاسخ داد: دروغ گويان ، غمازان و زنان . پرسيد: دام تو چيست ؟ گفت : زنان . به واسطه اينان مردان را از راه مستقيم بيرون مى برم ، و خود ايشان را با مكر و حيله و دل سوزى به كارهاى ناشايسته وادار مى كنم و به اين وسيله ، جهنمى مى نمايم .
    فرمود: چه تعداد از زنان از تو فرمان بردارى مى كنند و تابع تو هستند. عرض ‍ كرد: يا رسول الله صلى الله عليه و آله وسلم ! آن قدر زياداند كه نمى توان شماره كرد و به حساب آورد. ممكن است از هزاران زن فقط يكى از من اطاعت نكند و بقيه گوش به فرمان من هستند و مايه دل گرمى و اميد من به آنان است .
    آن حضرت عليه السلام پرسيد: تا به حال بر چند زن غالب نشدى و نتوانستى بر آنان چيره شوى ؟ عرض كرد: يا رسول الله ! تا به حال بر چهار زن دست نيافتم - و آنان زنان نمونه بوده اند.
    نخست آسيه ؛ زن فرعون ، دختر مزاحم ، عمرى در خانه فرعون ، كه ادعاى خدايى مى كرد، زندگانى نمود و يك لحظه به خداى خود كافر نشد و فرعون را به خدايى نپذيرفت . مطيع پيغمبر زمان خود حضرت موسى (ع ) بود و در پايان هم به دست فرعون به شهادت رسيد.
    دوم مريم ؛ مادر حضرت عيسى عليه السلام كه از روز تولد در بيت المقدس ‍ بوده و از اول تا آخر عمرش به عبادت خداوند متعال به سر برد و دست نامحرمى به وى نرسيد. خداوند از لطف و عنايت خود بدون شوهر، حضرت عيسى (ع ) را به او عنايت كرد.
    سوم خديجه ؛ همسر و حرم تو. آن زنى كه همه دارايى خود را به تو سپرد و همه را وقف اسلام و هدف شما نمود. در لحظات دشوار از اسلام و مكتب تو پشتيبانى كرد.
    چهارم ؛ كه از همه آنان بهتر و گرامى تر است ، دخترت فاطمه (س ) مى باشد. در همه دنيا زنى به خوبى و شايستگى و ايمان و علم و اخلاق او نيامده است
     
  4. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : همه چیز در مورد شیطان

    در سه حالت فریاد شیطان به آسمان بلند می شود
    1- نماز اول وقت
    2- سجده های طولانی
    3- کمک به انسان مومن
     
  5. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : همه چیز در مورد شیطان

    شيطان لعين تصميم گرفته كه انتقام خود را از اولاد آدم بگيرد. لذا در تمام اختلافات حضور پيدا مى كند، در تمام جنگ ها حاضر مى شود و جبهه دشمن را تقويت مى كند، فراريان را با حيله بر مى گرداند، به سوى ميدان مى كشاند و آتش جنگ را شعله ور مى سازد.
    يكى از آن جاها روز عاشورا بود كه تمام لشكريان خود را جمع كرده و به پايكوبى و رقص پرداخت . هر كس از لشكر امام حسين عليه السلام شهيد مى شد، از خوشحالى فرياد مى زد و رقص مى كرد. هر كدام از لشكريا عمر سعد فرار مى كردند، شيطان به صورت يكى از سر كرده هاى لشكرها در مى آمد و سر راه شان را مى گرفت و آنان را به ميدان بر مى گرداند. مى گفت : واى بر شما، اين همه جمعيت و مردان شجاع ، از يك نفر تشنه و بى كس و مجروح گريزان شده ايد! مردانگى و غيرت شما كجا رفت ؟! برگرديد او را محاصره كنيد، با ضرب شمشير از پاى در آوريد و اگر نمى توانيد، او را تير باران نماييد.
    با حيله و نيرنگ لشكر را بر مى گردانيد و شورى ديگر در جنگ ايجاد مى كرد. ولى آنها چون جراءت نمى كردند از نزديك با امام حسين عليه السلام بجنگند از دور، آن قدر تير به سوى آن مظلوم انداختند كه مانند مرغ پر در آورده بود. وقتى كه تير سه شعبه زهر آلود بر سينه امام نشست و از پشت سر بيرون آمد، امام عليه السلام از بالاى اسب بر زمين افتاد. شيطان ميان آسمان و زمين از خوشحالى فرياد زد و گفت : امروز كينه خود را بر سر اولاد آدم خالى كردم و انتقام خود را گرفتم . او مى كوشيد تا لشكر زودتر كار حسين عليه السلام را تمام كند.
    زينب مى فرمايد: وقتى ابن ملجم ضربت بر سر پدر بزرگوارم زد، من آثار مرگ را در ايشان ديدم ، پيش رفتم و عرض كردم : اى پدر بزرگوار! ((ام ايمن )) حديثى از براى من گفته است دوست دارم آن را از دو لب مبارك شما بشنوم . آن حضرت فرمود: اى نور ديدگان من ! حديث همان است كه ((ام ايمن )) به تو گفته و برخى از مصيبت هاى كربلا و گرفتارى هاى آن روز را براى دخترش زينب بيان كرد تا جايى كه فرمود: زمانى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ما را به اين حديث خبر مى داد، فرمود:
    يا على ! در آن روز، ابليس با شياطين خود، از شدت شادكامى در سرتاسر زمين پرواز مى كند و به شياطين و هوادارانش مى گويد:
    اى جماعت شياطين ! شاد باشيد كه انتقام خود را از فرزندان آدم گرفتم ، برترين بدبختى را براى آنها فراهم كردم ، جهنم را به آنها به ميراث دادم ، مگر جماعتى كه دست به دامن اين خانواده شوند و از آل محمد صلى الله عليه و آله و سلم يارى جويند.
    اى شياطين ! بر شما باد كوشش در راه ايجاد بدبينى به اين خانواده ، كارى كنيد كه به اين خانواده و دوستان آنها دشمنى ورزند تا كفر و گمراهى در مردم استوار شود و يك نفر از آنها رستگار نگردد.
    بعد از آن ، حضرت على عليه السلام به زينب فرمود: اى نور ديدگانم ! بى گمان ابليس در اين سخن راست گفت : با اين كه كار او هميشه دروغ گفتن است ؛ زيرا مى داند هيچ عمل صالحى با داشتن دشمنى با شما فايده اى ندارد، هيچ گناهى با داشتن دوستى شما ضرر و زيانى به انسان نمى رساند، (مگر گناهان كبيره ) يعنى ، شيعيان شما به واسطه علاقه اى كه به شما دارند، اگر گناه و معصيتى نمايند و موفق به توبه شوند و گناهان خود را ترك نمايند ضررى متوجه آنها نمى شود.
    و دشمنان شما، به واسطه دشمنى و عداوتى كه با شما دارند، اگر مانند جن و انس خدا را بپرستند، عبادات آنان سودى به حالشان نخواهد داشت
     
  6. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : همه چیز در مورد شیطان

    رقص وخوشحالی شیطان
    از جاهايى كه خوش آيند شيطان است ، و بى اختيار مى رقصد و كف مى زند، هنگامى است كه زن با شوهر خود نزاع كند و سر و صدا راه بيندازد.
    در گوشه گوشه خانه ها شيطانى كمين كرده و مراقب اوضاع و احوال زن و شوهر است كه چه وقت شوهر وارد خانه مى شود. تا پيش زن بيايد و كارهاى روزانه او را پيش چشمش زينت و بزرگ جلوه دهد و كارهاى شوهر را كوچك و بى ارزش .
    لذا وقتى شوهر، خسته از كار روزانه ، به خانه باز مى گردد، با وسوسه هاى شيطان و رفتارهاى نادرست زن ؛ در حالى كه گرسنه و تشنه است ، در برابر پرخاش هاى زن و ايرادهايش از كوره در مى رود و بگو مگوها گاهى به قهر كردن از هم مى انجامد و گاهى هم به جدايى مى كشد. اين جا است كه شيطان خرسند و دو مؤمن از زندگى سرخورده مى شوند. او مى رقصد و اين دو به سوگ مى نشينند.
    كف زدن و رقصيدن شياطين ادامه پيدا مى كند تا وقتى كه ميان آنها صلح و صفا برقرار شود. در اين هنگام شيطان عزادار مى شود و مى گويد: خدا نور چشم آن كس را ببرد كه نور چشم مرا برد.
    در جاى خود گفته شد: شيطان با هر كس كه داخل خانه شود و به اهل خانه سلام نكند، همراه شيطان است . شيطانى كه اسمش ((داسم )) است او را همراهى مى كند و آن قدر وسوسه مى كند تا شر و فتنه ايجاد نمايد و اهل خانه را به جان هم اندازدآن گاه رقص و پاى كوبى مى كند
    مراقب باشید
     
  7. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : همه چیز در مورد شیطان

    سلمان مى گوید: وقتى پیغمبر اسلام رحلت فرمود، على در خانه مشغول غسل دادن آن حضرت بود. من گاهى به او کمک مى کردم ، گاهى به مسجد مى آمدم و از مردم خبر مى گرفتم . وقتى از مسجد به خانه برگشتم ، على پرسید: اى سلمان ! چه خبر دارى ؟ عرض کردم : خبر تازه این که ابوبکر بر منبر پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم نشسته ، مردم نه با یک دست بلکه با دو دست با او بیعت مى کنند.
    حضرت على علیه السلام فرمود: اى سلمان ! آیا متوجه شدى چه کسى اول با او بیعت کرد؟ آیا اولین کسى که بالاى منبر رفت و با او بیعت نمود چه کسى بود؟
    سلمان گفت : او را نشناختم ، ولى پیرمرد سال خورده را دیدم که بر عصایى تکیه زده ، میان دو چشمش جاى سجده دیده مى شد، پیشانى او در اثر سجده پینه بسته و این طور مى نمود که باید وى زاهدى باشد. از لابلاى مردم به سوى منبر رفت در حالى که مانند باران اشک مى ریخت .
    گفت : خدا را شکر که قبل از مردنم تو را این جا مى بینم . اى ابوبکر! دستت را براى بیعت به سویم دراز کن ! ابوبکر دستش را جلو برد او هم بیعت کرد و گفت : امروز، روزى است مانند روز آدم ! از منبر پایین آمد و از مسجد خارج شد.
    امیرالمؤمنین علیه السلام پرسید: اى سلمان ! آیا او را شناختى ؟ عرض کرد: نه یا على ، ولى از گفتارش ناراحت شدم . مانند این که مرگ پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم را مسخره گرفته بود.
    حضرت على علیه السلام فرمود: او شیطان بود. پیامبر به من خبر داد، ابلیس و یارانش روز غدیر خم شاهد منصوب شدن من به امر خدا بودند. و نیز گواه بودند که خدا و پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم من را صاحب اختیار آنان نمود. پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم هم به آنان دستور داد حاضران به غایبان اطلاع دهند.
    روز غدیر خم ، شیاطین و بزرگان آنان به خود شیاطین ، روى آوردند و گفتند: این امت مورد لطف و رحمت خداوند قرار گرفته و از این پس از گناه دور خواهند بود. ما دیگر بر این امت راه پیدا نخواهیم کرد. آن گاه پناه گاه و امام بعد از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم را شناختند و شیطان هم گرفته و محزون شده بود.
    امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: اى سلمان ! پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم به من خبر داد که : مردم در سقیفه بنى ساعده با ابوبکر بیعت خواهند کرد. بعد از آن بر سر حق ما اختلاف پیدا مى کنند، با دلیل ما استدلال مى نمایند، بعد به مسجد مى آیند. اول کسى که با او بیعت مى کند، شیطان است ! که به صورت پیرمرد نجدى خواهد بود و این حرف را خواهد گفت .
    بعد حضرت فرمود: اى سلمان ! بعد از بیرون رفتن ، از روى خوشحالى فریاد زد، و تمام شیاطین را دور خود جمع کرد، آنها در مقابلش سجده کردند و گفتند: اى رئیس ! و بزرگ ما، تو همان کسى هستى که آدم را از بهشت بیرون کردى . شیطان هم مى گوید: کدام امت بعد از پیامبرش گمراه نشد؟ خیال کرده اید من دیگر راهى برآنان ندارم ! نقشه و حیله مرا چگونه دیدید؟
    از حیله من بود که ملت با دستور خدا و رسولش ، راجع به اطاعت از على مخالفت کردند، وزیر بارش نرفتند!؟ اى سلمان ! این همان گفته خداوند است که در قرآن مى فرماید:
    ((همانا، شیطان حدسى که درباره آنها بوده بود، به مرحله عمل رسانید))
    ((سپس آنها شیطان را پیروى کردند جر گروهى از مؤمنان که آنها اطاعت از شیطان نکرده و با او مخالفت کردند.))
    امام باقر علیه السلام فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام شیطان را بر در خانه خود دید و او را شناخت ، گریبانش گرفت و بر زمین زد و روى سینه اش نشست . شیطان گفت : یا على ! از روى سینه من بلند شو تا تو را بشارتى دهم .
    على علیه السلام از روى سینه او برخاست و فرمود: اى ملعون ! چه بشارتى براى من دارى ؟ گفت : چون روز قیامت شود، فرزندت حسن علیه السلام از طرف راست عرش و حسین علیه السلام از طرف چپ به شیعیان خود جواز عبور از صراط و آزادى از آتش را مى دهند.
    باز آن حضرت بلند شد و گفت : من تو را به زمین خواهم زد، او را بلند نمود و بر زمین زد و روى او نشست .
    عرض کرد: یا على ! مرا رها کن تا بشارتى دیگر به تو دهم . وقتى او را رها کرد گفت : یا على ! آن روزى که خداوند آدم علیه السلام را خلق کرد، ذریه او را از پشتش خارج نمود که به شکل موجوداتى ریز بودند. از آنها عهد گرفت و به آنها خطاب کرد: آیا من پروردگار شما نیستم ؟ همگى جواب دادند: چرا. آنان را شاهد بر خودشان گرفت . بعد از آن ، میثاق از حضرت محمد صلى الله علیه و آله و سلم و تو گرفت . تمام آنان تو را شناختند و تو همه را شناختى . اینک هر کس بگوید تو را دوست دارم . او را مى شناسى و هر کس تو را دشمن دارد او را مى شناسى . براى بار سوم او را زمین زد. شیطان گفت : یا على ! بر من غضب نکن و از روى من بلند شو، تا تو را بشارت دیگرى دهم . فرمود: من از تو بیزارم و لعنتم بر تو باد. عرض کرد: به خدا قسم اى پسر ابوطالب ! هر کس با تو دشمنى مى کند، من در وجود و نطفه او شرکت کردم ، آلت خود خود را در رحم مادرش داخل نمودم . بعد عرض کرد: یا على ! آیا آن آیه قرآن را قرائت کرده اى که مى فرماید: شرکت کن در اموال و اولادشان ؟!
     
  8. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : همه چیز در مورد شیطان

    در روايات ديگرى وارد شده كه : شيطان به مرگ طبيعى از دنيا نمى رود، بلكه او را مى كشند و در آخرالزمان كشته مى شود. حال چه كسى او را مى كشد، اختلاف است . بعضى از روايات مى گويند: امام زمان (عج ) وقتى ظهور كند آن ملعون را مى كشد. امام صادق عليه السلام فرمودند: وقتى قائم ما قيام كند، مى آيد در مسجد كوفه شيطان هم مى آيد و به زانو در مقابل آن حضرت قرار مى گيرد و مى گويد: واى از اين روز سختى كه در كمين من است . در اين موقع امام زمان (عج ) موهاى جلوى پيشانى او را مى گيرد و آن ملعون را گردن مى زند
    در بعضى از روايات وارد شده كه حضرت رسول كشنده شيطان است . امام صادق عليه السلام فرمود:
    ((شيطان در زمان رجعت روى صخره بيت المقدس به دست حضرت رسول صلى الله عليه و آله كشته و ذبح مى شود)).
    نيز عبدالكريم خثعمى مى گويد: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه فرمود:
    ((وقتى شيطان گفت : خدايا! مرا مهلت ده تا روز قيامت ، قبول نكرد و در جواب آن ملعون فرمود: تو را مهلت مى دهم تا وقت معلوم عليه السلام . و مراد از آن وقت ، هنگام رجعت اميرالمؤمنين عليه السلام به دنيا است )).
    عبدالكريم گويد: از حضرت پرسيدند: آيا براى آن حضرت رجعتى است ؟ فرمود: بلى ، هيچ امامى نيست ، مگر آن كه در قوت رجعت آن امام ، مؤمن و كافر اهل زمانش با او برمى گردند. تا مؤمنان را بر كافران غالب و پيروز گردانند.
    وقتى اميرالمؤمنين عليه السلام با اصحاب خود رجوع نمايد، شيطان هم با لشكرش حاضر شوند و وعده گاه جنگ آنها در زمين
    ((روحا)) كه از زمين فرات و در نزديكى كوفه است ، مى باشد.
    پس اين دو لشكر مى جنگند، به طورى كه تا آن زمان چنان كشتارى انجام نشده باشد. آن گاه امام صادق عليه السلام فرمود: گويا اصحاب اميرالمؤمنين عليه السلام را مى بينم كه به پشت برگشته اند و از شدت و سختى جنگ صد قدم به عقب رفته اند و گويا آنها را نگاه مى كنيم كه پاهاى بعضى از آنها در آب فرات رفته است .
    در اين هنگام ملائكه خشم الهى از پشت آب ها فرو مى آيند و جنگ به حضرت رسول صلى الله عليه و آله واگذار مى شود. آن حضرت در جلوى لشكر و حربه از نور در دست مبارك ايشان است ؛ چون شيطان نگاهش به آن حضرت بيفتد، پشت كرده و بگريزد. ياران او وقتى كه فرار او را مى بينند مى گويند: كجا مى روى و حال آن كه بر آنها غالبى ، در جواب گويد: من مى بينم آن چه را شما نمى بينيد. من از خداوند عالميان مى ترسم
    در اين هنگام ، حضرت رسول صلى الله عليه و آله به او حمله مى كند و ضربتى بين دو كتف او مى زند كه به همان ضربه نابود مى شود و لشكرش نيز هلاك خواهند شد. بعد از آن ، خداوند عالميان پرستش مى شود؛ در حالى كه براى او هيچ شريكى در روى زمين باقى نمى ماند و عبادات همه خالصانه است . آن گاه اميرالمؤمنين عليه السلام در زمين چهل و چهار هزار سال پادشاهى مى كند. و عمرها طولانى مى گردد به طورى كه از هر انسانى هزار اولاد به وجود مى آيد.
     
  9. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : همه چیز در مورد شیطان

    هر انساني که به دنيا مي آيد ، دو فرزند از "شيطان" نيز به طور اختصاصي و بدون استثناء ، همراه او هستند ...
    يکي شيطان"همزاد "ماست و هرکسي ، آن را در درون خود دارد و ديگري ، شيطان " واسطه" بين ما و بين ابليس و سپاهيان اوست و مدام در حال تردد بين ما و آنهاست و گزارش کارهاي ما را به نزد آنها مي فرستد ...
    از سوي ديگر ، دو " ملک " هم شخصا با ما هستند و هر انساني يکي را در درون خود دارد و "همزاد" ماست و با ما به دنيا مي آيد و ديگري "واسطه" است بين ما و بين سپاهيان خداوند متعال ...
    حتي در روايت داريم که از رسول خدا (ص) پرسيدند که آيا شما هم شيطان مخصوص خودتان را داريد و ايشان پاسخ فرمودند که بلي اما شيطانم به دست من اسلام آورد ...
    .................................................
    بنابراين تعداد شياطين بسيار زياد است اما " ابليس " نام يک فرد است ...
    ................................................
    وسوسه شيطان و يا الهام ملک چنان لطيف است که چنين گمان مي کنيم که خودمان هستيم که چنان مي کنيم و چنان مي انديشيم در حاليکه اينطور نيست ...
    " نفس " انسان هم مراتبي دارد و چهارده مرتبه براي نفس ذکر شده که از نفس " اماره "شروع مي شود تا نفس "کليه الهيه " و فردي که " نفس " او هنوز به درجه " مطمئنه " نرسيده ، بشدت يا گاه به گاه مورد وسوسه شيطان درونش واقع مي شود ، وسوسه هائي نظير انجام زنا ، دزدي ، فحاشي ، وسواسهاي فکري و عملي در اعمال و عقايد و ...
    البته شياطيني که در سپاه ابليس هستند ، دسته جات بسيار بسيار منظم و دقيقي دارند و هر گروهي اختصاصا ماموريت ويژه خودشان را انجام مي دهند و کاري به گروه ديگر ندارند و همه آنها پس از انجام ماموريت ، به مافوق خود گزارش مي فرستند ...
    به عنوان مثال آن شيطاني که ماموريت دارد تا در نماز ايجاد وسوسه کند و بتدريج نماز را از فرد سلب کند کاري به کار شياطيني که مامور زنا و موسيقي و شراب و نظاير اينها هستند ندارد و به همين خاطر هم هست که موفق هستند چون اختصاصي کار مي کنند و در نزد استاد خودشان ابليس درس خوانده اند و فوت و فن کارها را مي دانند ...
    روساي شياطين به دقت گزارشها را بررسي مي کنند و اگر گروهي در کارش شکست بخورد ، گروه ديگر و قدرتمندتر و حيله گر تري را مامور مي کنند ...
    بطور کلي سازماندهي آنها بسيار دقيق است و انسانها هم در دقيقترين ارتشهاي جهان نمي توانند به پاي آنان برسند ...
    اما خداوند متعال ملائک و موکلين بسياري را هم قرار داده است که نقشه هاي شياطين را برملا و خنثي کنند و اگر اينها خلق نمي شدند هرگز انساني قدرت مواجهه با شياطين را نداشت ...
    .............................................
    در روايت آمده است که همواره هر کاري را با " بسم الله الرحمن الرحيم " آغاز کنيد تا شياطين در کار شما شريک نشوند حتي موقع غذا خوردن و خوابيدن و نشستن و برخاستن ...
    و دستورات ويژه اي از سوي ائمه (ع) در اين زمينه وجود دارد تا شيطان درون ما قدرت نيابد تا بر سرزمين وجود ما مسلط شود و اگر چنين شد به سادگي از اين سرزمين عقب نشيني نخواهد کرد و بتدريج ما را که ممکن است در گذشته از او ترسان بوديم ، به پيرو خودش تبديل مي کند و خود ما شيطاني مي شويم که ديگران را مورد هدف قرار مي دهيم ...
    شبيه کودکاني که به تازگي به مدرسه مي روند و در ابتدا گريه مي کنند و وحشت مي کنند ، اما چنان در طي اين دوران ، با افکار و پرورشهاي جديدي برنامه ريزي مي شوند و انس مي گيرند که بتدريج شبيه به معلمين خود مي شوند و در مرحله بعد ممکن است خودشان به معلميني تبديل شوند و کودکان ديگري را به مدرسه بکشانند ...
    البته اين يک فرايند عام است و تعليم و تربيت هم در جهت شيطاني و هم در جهت رحماني بصورت يک پروسه در جريان است ، يعني شياطين و ملائکه در جنگ و نبرد مداوم با هم هستند ...
    معمولا در اصطلاح جنگ بين خدا و شياطين گفته مي شود اما خداوند متعال دسترسي ناپذير و توصيف ناپذير است و جنگ با او ممکن نيست بلکه او گروهي را تائيد مي کند و انتخاب مي کند و جنگ با آنها را جنگ با خود مي داند و گروهي ديگر را طرد مي کند و از خود دور مي کند و چون عادل است به هر دو گروه امکانات و توانائي مي دهد يعني به دوست و دشمنش قدرت مي دهد و چون عالم به هرچيز است مي داند که سرانجام شياطين شکست خواهند خورد و نابود خواهند شد و به جهنم خواهند رفت و ملائکي ويژه که در رحمت در آنها قرار داده نشده است ،کافران و شياطين را به دوزخ مي فرستند...
    البته در جهنم هم جهنميان به فکر فرار و مبارزه هستند و آنجا هم کساني که دشمن با ملائکه و ائمه (ع) باشند به دشمني اشان ادامه مي دهند و البته چيزي جز شکست بيشتر و عذاب بيشتر دريافت نمي کنند ...
    اينجاست که خداوند متعال ما را بيم داده است که تقوي داشته باشيم و به وعده هاي ابليس " مغرور " نشويم و از عاقبت اعمال بد خود بترسيم که عاقبت به خيري براي متقين است ... والعاقبه للمتقين ...
    ابليس " علم " داشت و از دانشمندان بود ، اما عاقبتش به خير نشد ...
    " علم " نور است يعني روشن مي کند اما ما را به مقصد نمي رساند ، بايد قدرت داشت تا به مقصد رسيد و اين قدرت را " تقوي " به ما مي دهد ...
    " علم " و " تقوي " بايد با هم باشند تا سعادمند شويم ...​
     
  10. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : همه چیز در مورد شیطان

    انواع شیطان
    گرچه در اذهان عموم مردم لفظ شيطان اشاره به فرد خاصي به نام ابليس است كه در اثر نافرماني خداوند از درگاه الهي رانده شد.
    اما حقيقت اين است كه شيطان دو نوع است:
    1- شخصي‏
    2- وصفي‏
    داستان سجده نكردن ابليس بر حضرت آدم و سرپيچي از فرمان الهي از نوع اول است و شيطان وصفي نوعي از شيطان است كه صفات و ويژگيهاي شيطان در او هست و اين نوع شيطان هم در جن وجود دارد و هم در انس. بنابراين شيطان مفهوم وسيعي دارد كه مي‏شود آنرا در مورد هر موجود طغيانگر و هر قدرت بدكار و فتنه انگيزي به كار برد.
    قرآن هشدار مي‏دهد كه:
    وسواس خناس تنها در ميان يك گروه، جماعت و يا در يك قشر، و يك لباس خاص نيست بلكه در ميان تمام جن و انس وجود دارد. در هر لباس و جماعتي يافت مي‏شود بنابراين بايد مراقب همه آنها بود، او لشگريان زيادي از جنس جن و انس دارد و نام شيطان بر همه آنها اطلاق مي‏شود، همچون سردمداران كفر و ظلم و شرك و مفسدان و دوستان ناباب و همنشينان منحرف و نويسندگان و گويندگان فاسد و وسايل ارتباط جمعي وسوسه گر.
    بلكه گاهي در ميان شياطين انسي افرادي پيدا مي‏شوند كه از شياطين جن بدترند. در حديثي از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله آمده است كه به ابوذر فرمود: «هل تعوذت بالله من شر شياطين الجن و الانس؟» آيا از شر شياطين جن و انس به خدا پناه برده‏اي؟ عرض كرد آيا شياطيني از انسانها نيز وجود دارد؟
    حضرت فرمود: «نعم هم شر من شياطين الجن»: «بله آنها از شياطين جن بدترند.»