پاسخ : همه چیز در مورد شیطان به بند كشيده شدن شياطين در ماه رمضان در بسيارى از احاديث اين باب، به اين نكته اشاره شده بود كه در ماه رمضان، شياطين به بند كشيده مىشوند. در اين زمينه پرسشهايى پديد مىآيد، از قبيل اين كه: شيطان كيست؟ در نظام حكيمانه خلقت، چرا به شيطان اجازه داده شده كه انسان را گمراه سازد؟ مرز تسلط شيطان بر انسان تا كجاست؟ چرا خداوند، در ماه رمضان، شياطين را به بند مىكشد و از تأثير گمراهگرانه آنان جلوگيرى مىكند؛ ولى در ماههاى ديگر، آنان را آزاد مىگذارد؟ و سرانجام، اگر اينگونه رواياتْ درستاند، چگونه شمارى از روزهداران، در اين ماه، مرتكب گناه مىشوند؟ آنچه به طور اجمال مىتوان گفت، اين است كه: در ديدگاه اسلامى، شياطين، موجوداتى نامرئى از جنس جناند كه از شعور، آگاهى، آزادى و قدرتِ انتخاب برخوردارند؛ ليكن با سوء استفاده از آزادى خود، با زيبا جلوه دادن زشتىها و تحريك هوسهاى نامشروع انسان، به گمراه ساختن و فريب دادن او مىپردازند . اما در وراى اين نقش اغواگرانهاى كه شياطين در نظام آفرينش بازى مىكنند، حكمتِ، شكوفايى استعدادهاى پنهانى انسان، تربيت در حدّ انسان كامل، و آماده ساختن او در سايه مقاومت در برابر اين لغزشگاهها و فريبها، نهفته است . اين، در حالى است كه مرز سلطه شياطين بر انسان، از حدّ تحريك و وسوسه فراتر نمىرود. از اين رو، آنان انسان را به زشتىها دعوت مىكنند؛ ليكن نمىتوانند او را به ارتكاب زشتىها وا دارند.1 با اين توضيح، آنچه در اين مورد بايد بررسى شود، دو مسئله است: 1- به بند كشيده شدن شياطين در ماه رمضان . 2- بررسى عوامل پنهان در وراى انجام دادن گناهان در اين ماه، با آن كه شياطين در بندند و نقش گمراهگرانه ندارند . علت به بند كشيده شدن شياطين در ماه رمضان تحليل و بررسى روايات دينى در موضوع به بند كشيده شدن شياطين و جلوگيرى از آنها در ماه رمضان، دو علت را نشان مىدهد، با اين توضيح كه علت دوم در طولِ علت اول است: شياطين، موجوداتى نامرئى از جنس جناند كه از شعور، آگاهى، آزادى و قدرتِ انتخاب برخوردارند؛ ليكن با سوء استفاده از آزادى خود، با زيبا جلوه دادن زشتىها و تحريك هوسهاى نامشروع انسان، به گمراه ساختن و فريب دادن او مىپردازند . 1. طبيعت پيشگيرانه روزه روزه به طور طبيعى، زمينهاى را كه شيطان بر اساس آن، انسان را به گمراهى مىكشاند، از بين مىبرد. به تعبير دقيقتر، زنجيرى كه در ماه رمضان، شيطان را به بند مىكشد، چيزى جز خودِ روزه نيست. از اين رو، در حديث پيامبر خدا آمده است: إنَّ الشَّيطانَ لَيَجرى مِنِ ابنِ آدَمَ مَجرَى الدَّمِ فَضَيِّـقوا مَجارِيَهُ بِالجُوعِ2؛ شيطان در انسان جارى مىشود، همچون جريان خون . پس با گرسنگى، مجارى او را تنگ كنيد . اين حديث، به روشنى بر اين نكته دلالت دارد كه روزه به طور طبيعى، مانع تسلط شيطان بر انسان مىشود. زنجيرى كه روزه دارد، نه تنها شيطان را به بند مىكشد، بلكه كششهاى نفْس امّاره را هم مهار مىكند، آن را به اسارت در مىآورد و جلوى سلطه آن را بر انسان مىگيرد، و به فرموده امير مؤمنان عليهالسلام: نِعمَ العَونُ عَلى أسرِ النَّفسِ وَ كَسرِ عادَتِهَا التَّجَوُّعُ3؛ گرسنگى، چه خوب ياورى براى اسير كردن نفْس و شكستن عادت آن است! بر اين اساس، همه رواياتى كه در ستايش گرسنگى و نقش آن در خودسازى و تربيت نفْس، وارد شدهاند، هدف آنها ايجاد مانع طبيعى در برابر سلطه شيطان بر انسان و نگهدارى انسان از كششها و اغواگرىهاى نفْس و نيز آزادسازى نيروهاى عقلى و شكوفاسازى استعدادهاى انسانى است، آنگونه كه از اين دو روايت ـ كه از مجموعه احاديث اينگونه برگزيدهايم ـ روشن مىشود.4 پيامبر خدا فرمود: جاهِدوا أنفُسَكُم بِالجُوعِ وَالعَطَشِ، فَإِنَّ الأجرَ فى ذلِكَ كَأَجرِ المُجاهِدِ فى سَبيلِ اللهِ5؛ به وسيله گرسنگى و تشنگى، با نفس خويش جهاد كنيد؛ چرا كه پاداش آن، مثل پاداش جهادكننده در راه خداست . نيز فرمود: أحيوا قُلُوبَكُم بِقِلَّةِ الضِّحكِ و قِلَّةِ الشَّبَعِ ، وَ طَهِّروها بِالجُوعِ تَصفو[ تَصفُ] وَ تَرِقُّ6؛ دلهاى خود را با كم خنديدن و كم خوردن، زنده كنيد و آن را با گرسنگى، پاك سازيد تا صاف و رقيق شود . 2 . عنايت ويژه خداوند افزون بر پشتوانهاى كه روزه به طور طبيعى براى روزهداران جهت جلوگيرى از سلطه شيطان و اغواگرىهاى او پديد مىآورد، اين برنامه عبادى، خود به خود، زمينهساز شمول عنايتهاى خدا بر آنان مىگردد. آنچه در روايات با عنوان به بند كشيدن شياطين در اين ماه آمده است، به همين نكته اشاره دارد . به عبارت ديگر، عنايت الهى گزاف نيست تا سؤال شود، چرا خداى سبحان، مانع سلطه شيطان نمىشود و در بقيه ماهها بين انسان و سلطه او فاصله نمىاندازد؟ هرگز؛ بلكه ريشه اين توفيق و عنايت الهى، در انتخاب خود انسان و ورود او به ميهمانسراى رمضان، نهفته است . شيطان در انسان جارى مىشود، همچون جريان خون . پس با گرسنگى، مجارى او را تنگ كنيد. علت سود نبردن از به بند كشيده شدن شياطين در چارچوب تحليلى كه گذشت ـ كه مىرساند در اين ماه، شياطين نسبت به انسان و دست كم نسبت به روزهداران، سلطه ندارند ـ سؤال اساسى دومى مطرح مىشود؛ چرا كه مىبينيم گاهى روزهداران هم در اين ماه دچار غفلت و گناه مىشوند. تشريع كفّارههايى كه براى درمان اين حالتهاست؛ نيز گواه آن است . سيّد ابن طاووس (ره) در تصوير اين نكته مىگويد: يكى از دينداران از من پرسيد: «من از به بند كشيده شدن شياطين بهره چندانى نمىبرم؛ چون همان حالت غفلت را كه پيش از ماه رمضان داشتم، دارم و گويا فرقى نكرده است و با زنجير شدن ياران شيطان، از آن كاسته نشده است ... .»7 دو پاسخ به اين پرسش مىتوان داد: 1. شيطان، به تنهايى زمينهساز گناهان نيست . اين پاسخ، بر اين نكته استوار است كه خطاها و گناهانى كه از انسان سر مىزند، تنها به شيطان و اغواگرى او مربوط نمىشود؛ بلكه دو منشأ اساسى ديگر هم دارد: نفْس امّاره، و زنگارهاى متراكمى كه پيامد گناهان پيشيناند و دل را آلوده و سياه ساختهاند . در واقع، عنايت الهىاى كه در ماه رمضان شامل انسان مىشود، تنها تأثير عامل نخستين را كه مربوط به شيطان است، از بين مىبرد؛ اما دو عامل ديگر همچنان نقش ايفا مىكنند و جهت زمينهسازى براى انحراف انسان و سر زدن گناهان از او و غافل ماندن وى، كافىاند . بر فرض كه روزه بتواند همه كششهاى نفْس امّاره را بپوشاند و تأثير آن را در كشاندن انسان به طرف خطاها و گناهان از بين ببرد، زنگارهاى متراكم از گناهان گذشته، كافىاند كه براى روزهدار، خطرآفرين باشند و او را در معرض غفلت و گناه قرار دهند . 2. در بند بودن شيطانها ، نسبى است . از تحليل گذشته روشن شد كه زنجيرى كه شيطان را به بند مىكشد، از خود روزه ماه رمضان فراهم مىشود و نه از چيز ديگرى. بنا بر اين، هر چه روزه مستحكمتر و كاملتر باشد، زنجيرى كه شيطان را به بند مىكشد و جلوى نفْس امّاره را مىگيرد، محكمتر خواهد بود و از ميزان غفلت و انحرافهاى ناشى از آن، خواهد كاست . بر اين پايه، مىتوان گفت: روزه آنان كه در ماه رمضان، گناهانى مرتكب مىشوند، روزه كاملى نيست . برگرفته از کتاب ماه خدا، محمدي ري شهري . گروه دين و انديشه تبيان، هدهدي . 1- در قرآن آمده است: «چون كار داورى به پايان مىرسد، شيطان مىگويد: خداوند به شما وعده راست داد. و من به شما وعده دادم؛ اما تخلّف كردم . من بر شما سلطهاى نداشتم، جز آن كه شما را دعوت كردم . شما هم پذيرفتيد . پس مرا سرزنش نكنيد و خودتان را ملامت كنيد.» (ابراهيم، آيه 22) 2- إحياء علوم الدين، 1/ 347 ؛ المحجّة البيضاء، 5 / 148 ، عوالى اللئالى، 1/273/97 و ص 325 / 66 . 3- عيون الحكم و المواعظ، 494 ، غرر الحكم، 9944 . 4- براى آگاهى بيشتر از اينگونه روايات، ر . ك : ص 135 کتاب ماه خدا از محمدي ري شهري(بركات ميهمانى خدا / حكمت) و ص 137 (تقرّب به خدا) و ص 145 (بهشتى شدن) . 5- إحياء علوم الدين، 3 / 124 ؛ المحجّة البيضاء ، 5 / 146 . 6- إحياء علوم الدين، 3 / 129؛ المحجَّة البيضاء، 5/ 154 . 7- سيّد ابن طاووس، پنج جواب براى اين سؤال بيان مىكند كه هيچ كدام قانعكننده نيست، مگر پاسخ اخير كه همراه با توضيحاتى در متن مىآيد. (ر . ك : الإقبال، 1/ 73) .
پاسخ : همه چیز در مورد شیطان مشخصات شيطان در قرآن: در قرآن كريم براى شيطان كه همان ابليس است اوصافى ذكر شده كه به خوبى اين موجود وسوسه گرو مكار را معرفى مى كند ما اينك با توجه به آياتى كه در اين زمينه وجود دارد بعضى از مشخصات شيطان را ذكر مى كنيم و براى هر كدام شاهدى از قرآن مى آوريم 1 ـ شيطان دشمن آدم و فرزندان اوست: ان الشيطان للانسان عدو مبين (يوسف /5) همانا شيطان براى انسان دشمنى آشكار است. 2 ـ شيطان اغواگر و گمراه كننده است: قال فبعزتك لاغوينهم اجمعين(ص /82) شيطان گفت: به عزت تو قسم كه همه آنها را اغوا خواهم كرد. 3 ـ يعدهم و يمنيهم وما يعدهم الشيطان الاغرورا (نساء /120) به آنها وعده مى دهد و آنها را به آرزو وادار مى كند و شيطان به آنها جز غرور وعده نمى دهد. 4 ـ شيطان كارهاى زشت را در نظر انسان خوب جلوه مى دهد: و زين لهم الشيطان اعمالهم فصدهم عن السبيل (نمل /24) و شيطان اعمال آنها را در نظرشان زينت داد پس آنها را از راه حق باز داشت. 5 ـ شيطان امر به فحشاء و گناه مى كند: الشيطان يعدكم الفقر و يامركم بالفحشاء (بقره /268) شيطان به شما وعده فقر مى دهد و شما را به فحشاء امر مى كند. 6 ـ هر چند كه شيطان حيله گر و مكار است ولى كيد او ضعيف است: ان كيد الشيطان كان ضعيفا (نساء /76) همانا كيد و حيله شيطان ضعيف است. 7 ـ شيطان باعث فراموشى مى شود: فانى نسيت الحوت و ما انسانيه الا الشيطان (كهف/63) من ماهى را فراموش كردم و آن را از ياد من نبرد مگر شيطان. فانساه الشيطان ذكر ربه (يوسف / 42) شيطان ذكر خدا را از ياد او برد. 8 ـ شيطان ذريه دارد و زاد و ولد مى كند: افتتخذونه و ذريته اولياء من دونى و هم لكم عدوّ (كهف /50) آيا او (شيطان) و ذريّه او را اولياء خود قرار مى دهيد در حالى كه آنها براى شما دشمن هستند. 9 ـ گاهى شيطان با تيرهاى آسمانى (شهابها) هدف قرار مى گيرد: ولقد زينا السماء الدنيا بمصابيح و جعلناها رجوماً للشياطين (ملك /5) همانا آسمان نزديك را به وسيله چراغها زينت داديم و آنها را تيرهايى براى شياطين كرديم.
پاسخ : همه چیز در مورد شیطان پرستش اما از نوع شيطاني قرنها بعد از رنسانس يعني در سالهاي آغازين قرن بيستم برخي از افراد به صورت مخفيانه جريان « شيطانپرستي » را با ويژگيهايي همچون گناهگرايي ، قتل ، تجاوزات جنسي ، بيتوجهي به مسائل توحيدي و ... پايهگذاري كردند. اگرچه فطرت خداجوي انساني عاملي بازدارنده در تمايل يافتن تعداد وسيعي از افراد جامعه انساني به اين جريان شده ، لكن استفاده از موسيقيهاي جذاب و متنوع ، انجام اعمال خارقالعاده و دور از ذهن ، تهيشدن انسان غربي و عصر جديد از معنويت و اتصال به منبع فيض موجبات گرايش افراد ي را به اين گروهها فراهم آورد. يك سمبل با عنوان « شماره تلفن شيطان » توسط گروههاي هوي متال وارد ايران شده اما در حقيقت علامت انسان و نشانه جانور در ميان شيطانپرستان تلقي ميشود . از سالها پيش تاكنون اين عدد با اشكال مختلف بر روي ديوارها و لباس و زيور آلات مشاهده ميشود . ابزار مهمي که اين گروه ها در دست دارند موسيقي است.دلايل استفاده از موسيقي الف . جاذبه هاي مجازي و حاشيهاي موسيقي اين گروه يعني متاليكا مانند ايجاد فضا براي روابط آزاد دختران پسران ب. ارزان و قابل دسترسي بودن آن با توجه به ارتقاءتجهيزات فني تكثير و توزيع ج . كاهش سطح حساسيت يا حساسيت زدايي از طريق نفوذ به خانوادهها ،شركتها ،اتومبيلهاي شخصي ،رايانههاي شخصي بالاخره گوشيهاي تلفن همراه روند و روالي كه موسيقي متاليكا در گسترش مقوله شيطانپرستي تاكنون طي كرده است بسيار قابل توجه ميباشند . ظهور يك خواننده جديد دقيقا به مثابه يك شيطان جديد همواره جمع تازهاي از علايق و عواطف اقشار مختلف مردم در كشورهاي جهان را (عليالخصوص جوانان) به خود جلب ميكند. « برايان هاگ وارنر » نام اصلي فردي است كه امروز به مرلين منسون يا به اختصار(MM) شهرت يافته است. وي كه اكنون علاوه بر هواداران چندين هزار نفري در اقصي نقاط جهان به عنوان شيطان بزرگ شناخته و مورد پرستش قرار ميگيرد . مانند ساير افرادي كه از چهرههاي شاخص شيطانپرستي به حساب ميآيند دوران كودكي توام با سختيهاي فراوان مانند فقر و تنگدستي را سپري كردهاست. نقش موسيقي متال نقش حساس گسترش دامنه مخاطبين شيطانگرايي مي باشد . از سوي ديگر با گذشت زمان خوانندگان متاليكا همه روزه بيشتر تمايلات شيطاني خود را آشكار مينمايند و بدينسان ميتوان آنها را تنها عامل تبليغ شيطانگرايي معرفي كرد . آشنايي با متاليكا در سال 1981 يك نوازنده درام به نام « لارس الريچ » با انتشار يك آگهي فراخوان تشكيل يك گروه هوي متال را اعلام و پس از مدتي موفق به جذب افراد مختلفي ميشود .ارزشهاي القايي متاليكا : متاليكا در حقيقت ضدارزشهايي را ارائه مينمايد كه شامل « بازگشت به تاريكي »(محور اصلي تفكرات شيطانپرستان ، بيرحمي و تجاوزات جنسي ، فحاشي ، هجوم و حمله به جامعه و فرهنگ عمومي آن) ميباشد . صليب وارونه (upside down cross ) : اين نماد و حكايت از « وارونه شدن مسيحيت دارد » و عمدتا استهزا و سخره گرفتن اين دين است . صليب وارونه در گردن بندهاي بسياري مشاهده شده و خوانندههاي راك انواع مختلف آنرا به همراه دارند . خوانندگان اين گروه بر روي صحنه و در كليپهاي خياباني دست به خوردن و آشاميدن ميوههاي فاسد ،خون و مردار نموده و از كثيفترين گروههاي موسيقي جهان به حساب ميآيند .با توجه به وفور موسيقي هاي مبلغ اين گروه ها در ايران و رويكرد برخي جوانان بي اطلاع به اين نوع موسيقي و حتي چاپ كتاب حاوي متن اين موسيقي ها و سرمايه گذاري زياد دشمن در اين باره بررسي و تحقيق پيرامون اين موضوع و اطلاع رساني و آگاهي افكار عمومي امري ضروري به نظر مي رسد. نماد صليب شكسته يا چرخ خورشيد (swastika or sun wheelc) : چرخ خورشيد يك نماد باستاني است كه در برخي فرهنگهاي ديني همچون كتيبههاي بر جاي مانده از بوداييها و مقبرههاي سلتي و يوناني ديده شدهاست . لازم به توضيح است اين علامت سالها بعد توسط هيتلر به كار رفت ، لكن برخي با هدف به سخره گرفتن مسيحيت اين سمبل را وارد شيطانپرستي كردند . يک متخصص علوم رفتاري و آسيب شناس اجتماعي با بيان اين مطلب گفت: با توجه به گسترش روزافزون فعاليت هاي گروههاي شيطان پرست در منطقه کشورهاي اسلامي به ويژه ايران خطر اين گروه ها از نظر فرهنگي و اخلاقي به مرحله بحران رسيده است. آگاهي رساني به نسل جوان و آموزش آنها درباره سرانجام شوم اين حرکت ضد فرهنگي از طريق رسانه ها مي تواند از گسترش حرکت آنها جلوگيري کرده و در صورت تداوم آنها را ريشه کن کند. شيطان پرستان استفاده از مواد مخدر روانگردان و آزادي بي بند و باري جنسي را جزو مراسم هفتگي خود قرار داده و با توجه به اينکه شيطان را مظهر مقاومت در برابر آدم قلمداد مي کنند مخالف هر صفت انساني بوده و اخلاق و امور اخلاقي را بر خلاف باورهاي خود مي دانند. ضد عدالت (Anti justice) : با توجه به اينكه تبر رو به بالا نماد عدالت در روم باستان به شمار مي آمده است شيطانپرستان تبر رو به پايين را با عنوان نماد ضد عدالت در راه پيمودن مسير تاريك انتخاب كردهاند . آگاهي رساني به نسل جوان و آموزش آنها درباره سرانجام شوم اين حرکت ضد فرهنگي از طريق رسانه ها بويژه تلويزيون و مقابله قانوني با مبلغان و سرگروههاي اين تفکر شيطاني در کوتاه مدت مي تواند از گسترش حرکت آنها جلوگيري کرده و در صورت تداوم آنها را ريشه کن کنند. رئيس پليس امنيت اخلاقي ناجا نيز چندي پيش از برخورد قانوني و قضايي با فرقه هاي مبتذل غربي خبر داده و عنوان کرده بود که با گروهها و فرقه هاي مبتذل شناسايي شده غربي مانند شيطان پرستي، رپ و غيره که در داخل کشور دانسته يا نادانسته و يا به طور سازمان يافته فعاليت مي کنند برخورد قانوني و قضايي خواهد شد و برخوردهاي ناجا با تذکر و آگاه سازي آغاز مي شود. منابع: همشهري جوان خبر گزاري فارس سايت مستور
پاسخ : همه چیز در مورد شیطان شیطان جنس کهنه میفروشد شیطان میخواست كه خود را با عصر جدید تطبیق بدهد، تصمیم گرفت وسوسههای قدیمی و در انبار ماندهاش را به حراج بگذارد. در روزنامهای آگهی داد و تمام روز، مشتریها را در دفتر كارش پذیرفت. حراج جالبی بود: سنگهایی برای لغزش در تقوا، آینههایی كه آدم را مهم جلوه میداد، عینكهایی كه دیگران را بیاهمیت نشان میداد. روی دیوار اشیایی آویخته بود كه توجه همه را جلب میكرد: خنجرهایی با تیغههای خمیده كه آدم میتوانست آنها را در پشت دیگری فرو كند، و ضبط صوتهایی كه فقط غیبت و دروغ را ضبط میكرد. شیطان رو به خریدارها فریاد میزد: "نگران قیمت نباشید! الان بردارید و هر وقت داشتید، پولش را بدهید. یكی از مشتریها در گوشهای دو شیء بسیار فرسوده دید كه هیچ كس به آنها توجه نمیكرد. اما خیلی گران بودند. تعجب كرد و خواست دلیل آن اختلاف فاحش را بفهمد. شیطان خندید و پاسخ داد: "فرسودگیشان به خاطر این است كه خیلی از آنها استفاده كردهام. اگر زیاد جلب توجه میكردند، مردم میفهمیدند چطور در مقابل آن مراقب باشند. با این حال قیمتشان كاملاً مناسب است. یكی از آنها "شك" است و آن یكی "عقده حقارت". "تمام وسوسههای دیگر فقط حرف میزنند، این دو وسوسه عمل میكنند ."
پاسخ : همه چیز در مورد شیطان بساط شيطان. ديروز شيطان را ديدم. در حوالي ميدان بساطش را پهن كرده بود؛ فريب ميفروخت. مردم دورش جمع شده بودند، هياهو ميكردند و هول ميزدند و بيشترميخواستند. توي بساطش همه چيز بود: غرور، حرص، دروغ و خيانت، جاهطلبي و ... هر كس چيزي ميخريد و در ازايش چيزي ميداد. بعضيها تكهاي از قلبشان را ميدادند و بعضي پارهاي از روحشان را. بعضيها ايمانشان را ميدادند و بعضي آزادگيشان را. شيطان ميخنديد و دهانش بوي گند جهنم ميداد. حالم را به هم ميزد. دلم ميخواست همه نفرتم را توي صورتش تف كنم. انگار ذهنم را خواند. موذيانه خنديد و گفت: من كاري با كسي ندارم،فقط گوشهاي بساطم را پهن كردهام و آرام نجوا ميكنم. نه قيل و قال ميكنم و نه كسي را مجبور ميكنم چيزي از من بخرد. ميبيني! آدمها خودشان دور من جمع شدهاند. جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزديكتر آورد و گفت: البته تو با اينها فرق ميكني. تو زيركي و مومن. زيركي و ايمان، آدم را نجات ميدهد. اينها سادهاند و گرسنه. به جاي هر چيزي فريب ميخورند. از شيطان بدم ميآمد. حرفهايش اما شيرين بود. گذاشتم كه حرف بزند و او هي گفت و گفت و گفت. ساعتها كناربساطش نشستم تا اين كه چشمم به جعبهاي عبادت افتاد كه لا به لاي چيزهاي ديگر بود. دور از چشم شيطان آن را برداشتم و توي جيبم گذاشتم. با خودم گفتم: بگذار يك بار هم شده كسي، چيزي از شيطان بدزدد. بگذار يك بار هم او فريب بخورد. به خانه آمدم و در كوچك جعبه عبادت را باز كردم. توي آن اما جز غرور چيزي نبود. جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توي اتاق ريخت. فريب خورده بودم، فريب. دستم را روي قلبم گذاشتم،نبود! فهميدم كه آن را كنار بساط شيطان جا گذاشتهام. تمام راه را دويدم. تمام راه لعنتش كردم. تمام راه خدا خدا كردم. ميخواستم يقه نامردش را بگيرم. عبادت دروغياش را توي سرش بكوبم و قلبم را پس بگيرم. به ميدان رسيدم، شيطان اما نبود. آن وقت نشستم و هاي هاي گريه كردم. اشكهايم كه تمام شد،بلند شدم. بلند شدم تا بيدليام را با خود ببرم كه صدايي شنيدم، صداي قلبم را. و همانجا بياختيار به سجده افتادم و زمين را بوسيدم. به شكرانه قلبي كه پيدا شده بود.
پاسخ : همه چیز در مورد شیطان [h=2]سلاح كارساز در مقابله با شيطان[/h]شرح فرازهايي از دعاي هفدهم صحيفه سجاديه نويسنده: محمود عصرجديد “اللهم و ما سول لنا من باطل فعرفناه و اذا عرفتناه فقناه و بصرنا ما نكائده به، و الهمنا ما نعده له و ايقظنا عن سنه الغفله بالركون اليه”. حيله هاي شيطان آن چنان پيچيده است كه به سادگي قابل تشخيص نيست، گاهي بدي ها و زشتي ها را به گونه اي زيبا و با فضيلت جلوه مي دهد كه آدمي به گمان انجام عمل نيك، به ورطه هلاكت و بدبختي مي افتد. گاهي از راه با اهميت جلوه دادن انجام مستحبات، انسان را از انجام واجبات و امور مهم باز مي دارد و... بنابراين، آشنايي با حيله ها و راههاي مقابله با نفوذ شيطان، يكي از گامهاي مهم در نبرد با وساوس ابليس است، چه اينكه در مبارزه با شيطان، پيروزي از آن كسي است كه به نقاط ضعف حريف و نيز به نقاط ضعف و قدرت خود بصيرت و آگاهي داشته باشد. از اين روست كه امام سجاد (ع) در اين فراز از دعاي خود، از خداوند چنين مسئلت مي دارد: “بارالها، آنچه را كه (شيطان) از باطل به ما جلوه مي دهد به ما بشناسان، و چون شناساندي ما را از (انجام) آن نگاه دار، و به آنچه او را بفريبيم بينايمان گردان و آنچه را كه بايد آماده كنيم به دل ما بيفكن، و از خواب غفلت كه موجب اعتماد به اوست بيدارمان فرما”. نكته مهم در اين فراز از دعاي حضرت، درخواست “بصيرت” از خداوند در مقابله با شيطان است. بصيرت و روشن بيني در دين، يكي از خواسته هاي مهم اولياي الهي و مومنان حقيقي است؛ چراكه تمييز ميان حق و باطل، تنها در پرتو نور بصيرت ميسر است و از اين روست كه اميرالمومنين علي (ع)، در بيان اهميت برخورداري از بصيرت و بينش ديني، مي فرمايند: “نابينايي آسان تر از كوردلي است”(1.) قرآن كريم، اهل ايمان و صالحان را با وصف “بصير” مي ستايد و در مقام متمايز ساختن مومنان از كافران و عدم استواء ميان آنها، از كافران و تبهكاران با عنوان “اعمي” ياد مي كند: “و ما يستوي الاعمي و البصير و الذين آمنوا و عملوا الصالحات و لاالمسيء”(غافر/58.) در منطق وحي، ترجيح زندگي فاني دنيا بر حيات باقي آخرت، و به تعبير ديگر، دنياگرايي و فراموش كردن ياد خدا و آخرت، يكي از عوامل خاموش شدن نور هدايت الهي در قلب انسان و كور شدن چشم بصيرت وي، معرفي شده است(نحل/108-107.) حضرت علي (ع) مي فرمايد: “كسي كه خداي سبحان را فراموش كند، خداوند او را از ياد خودش ببرد و دلش را كور كند”(2.) قرآن از بي توجهي تبهكاران به معاد و قيامت و بي اعتنايي به جهان آخرت، به “غفلت” تعبير كرده، مي فرمايد: “دنياگرايان تنها به ظاهر، كه حيات دنياست، چشم دوخته اند و از باطن آن، كه آخرت است، غافلند”(روم/7.) در جهان بيني اين عده، همه هستي و حقايق و معارف و ارزشهاي والا، در پديده هاي طبيعي و مادي خلاصه مي شود و آنان به كلي از ياد خدا و آخرت غافلند. آيات كتاب وحي به صراحت، تبعيت از اين افراد را ممنوع كرده(كهف/28) و دستور روي گرداني از آنان را مي دهد(نجم/29) و آنها را فاقد بصيرت و كوردل، معرفي مي نمايد: “ديدگان كور نمي شود، بلكه دلهايي كه در سينه ها است كور مي شود”(حج/46.) در روايت زيبايي از اميرالمومنين علي (ع) منشاء بينايي و كوري دل، چنين بيان شده است: “من ابصر بها بصرته و من ابصر اليها اعمته”(3.) نگاه به دنيا به عنوان “هدف”، انسان را نابينا مي كند، ولي نگاه به آن به عنوان “وسيله”، انسان را بينا مي سازد. دنيا ابزار است نه هدف، پس هر كه آن را به عنوان ابزار بنگرد و از آن استفاده ابزاري نمايد، دنيا او را بصير مي كند، ولي اگر به دنيا چشم بدوزد و آن را هدف بپندارد، دنيا او را كور مي كند. بنا براين، به دست آوردن بصيرت در مقابله با وساوس شيطان، با توجه به خدا و ياد معاد و آخرت، ميسر است و كساني كه تمام همت آنها توجه به متاع ناچيز دنيا و زندگي زودگذر آن است، هرگز به بصيرت دست نخواهند يافت.
پاسخ : همه چیز در مورد شیطان [h=2]شیطان شناسی[/h] دکترعزت مصلی نژاد اگرچه تعداد کتب و رسالاتی که درباره شیطان وجود دارد به مراتب کمتر از کتابهای مربوط به خداشناسی است، لیکن به جرات می توان ادعا کرد که شیطان شناسی نیز برای خود علمی است که از ادبیات، تحقیقات و شیوه های بررسی ویژه خود برخوردار است. در آئین های مبتنی بر ؟ یاد و آلیسم (مثلا ؟) شیطان و خدا از نیروی مساوی برخوردارند. در دین زرتشت اهورا مزدا و اهریمن با نیرویی برابر در نبرد دائمی با یکدیگر جهان را اداره می کنند. در آخرت شناسی (Eschatology) زرتشتیگری خدای نور تنها به کمک انسان که بر شیطان (خدای تاریکی) پیروز خواهد شد. در آئین های ابراهیمی (دین یهود، مسیحیت و اسلام) شیطان فرشته ای است شورشی که چون از خدا فرمانبرداری نمی کند، توسط میکائیل از عرش به زیر افکنده می شود و تا قیامت رسالت فریفتن انسان را به عهده می گیرد. هم اوست که با حیله انسان را در بهشت به خوردن میوه درخت ممنوعه ترغیب می کند و او را به آوارگی در سرزمین می کشاند. در مسیحیت، شیطان همراه با یاران خویش اداره جهنم الهی را به عهده دارد. در قرآن 42 آیه در مورد شیطان و شیاطین و 11 آیه در مورد شخص شیطان و تلاش او در رابطه با گمراهی آدم وجود دارد. از شیطان نیز مانند خدا با ؟ یاد می شود، لیکن شیطان از طریق زنان به فعالیتهای خود ادامه می دهد. ؟ در رابطه با سازندگی فاقد قدرت، لیکن در ایجاد ویرانی و شر قدرت لایزال دارد. ؟ شیطان طبق متون اسلامی فرشتگان از نور آفریده شده اند، انسان از خاک و شیطان از آتش. طبق برخی از روایات، قبل از خلقت انسان زمین مسکن و مامن طایفه ای از اجنه بود که تحت ریاست شیطان یا عزرائیل زندگی می کردند. خدا جن نیز، چون شیطان از آتش آفریده است. در مذاهب شرقی (هندوئیسم، بودایی گری، جبنیسم و آئین کنفوسیوس) نیز ما به نوعی با مفهوم شیطان روبرو هستیم. لیکن شیطان کمتر جنبه شخصی دارد و بیشتر به صورت نمادین و به عنوان نیروی انگیزاننده شر و تاریکی از آن صحبت می شود. در اغلب این مذاهب خدا وجود خارجی ندارد و از این لحاظ به شیطان به مفهوم ادیان غربی نیازی نیست. یکی از دین شناسان نروژی معتقد است که در هر دینی خدا و شیطان ضعیف تر باشند تمایل آن دین به خشونت و خونریزی کمتر است. از دیر باز در تمام کتابهای مقدس مذهبی، معمولا از آنجا که از خدا سخن رفته، به شیطان نیز اشاراتی رفته است. به عبارت دیگر شیطان شناسی را می توان از خداشناس مذاهب آموخت. برخورد عرفان و عرفا به شیطان، قبل از آنکه عرفان با مذهب درآمیزد متفاوت است. این تفاوت را باید با توجه به دیدگاه وجود شناسانه عرفا مورد توجه قرار داد. عارفان و فیلسوفان وحدت وجودی بر این همانی خدا و طبیعت تاکید دارند. از نظر آنان خدا با وجود کلی در تمام ذرات طبیعت جاری است. با این دید شیطان خود جلوه ای از پرتو الهی است. عرفا چون به حالت خلسه فرو رفتند، به شیوه روانشناسانی که شیوه تداعی آزاد را به کار می بردند هر چه در دل داشتند به زبان می راندند و این گفتارهای حالت بیخودی را ؟ می خوانند که بسیاری از اوقات از دید اربابان شریعت کفر حساب می شد و بسا از عرفا که جان خود را به خاطر شحطیات شان را از دست دادند. بخشی از این شحطیات روی در ستایش از شیطان داشت. یکی از معروف ترین ستایش هایی که از شیطان به عمل آمده است، خطبه معروف امام احمد غزالی است که شیطان را به عنوان بزرگترین موحد همه دورانها، که نمی توانست انسان را رقیب خدا ببیند، ستایش کرده است. شاگرد او، عین القضا همدانی، شیطان را به نوعی ستوده و گناه تمام شرور عالم را به گردن خدا انداخت: خدایا این بلا و فتنه از تست ولی از ترس نتوانم ؟ اگر ریگی به کفش خود نباشد چرا بایست شیطان آفریدن که به خاطر این جسارت اربابان شریعت پوستش را کندند، جسدش را سوزانیدند و خاکسترش را به باد دادند. در زبان فارسی، آنچنان که باید و شاید در رابطه با شیطان و شیطان شناسی کار نشده است. شیخ مردوخ کردستانی در کتاب خود به نام "علم خوارق" به شیطان و بنیاد عقیدتی شیطان پرستان اشاراتی دارد. می دانیم که طایفه ای از شیطان پرستان به نام یزیدی ها در منطقه ای بین کردستان ایران و عراق زندگی می کنند. اینان مراسم دینی ویژه خود را دارند و آئین خود را به شدت از همگان مخفی نگه می دارند به همین دلیل است که تحقیق در مورد آنان بی اندازه دشوار است بخصوص در شرایط کنونی که این دین رو به انقراض دارد. بنابه تحقیقاتی که آقای سیدجعفر غضبان بیش از چهار دهه پیش در مورد شیطان پرستان به عمل آورده است، شیطان درستی دینی است قدیمی که پیش از دین زرتشت و هجوم آریایی ها در فلات ایران وجود داشته است. شیطان پرستان یزید را بنیان گذار دین خود نمی دانند، لیکن به سبب ضدیت یزید با اسلام، او به تقویت این دین مدد رسانیده است. از نظر آنان یزید یکی از هفت فرشته مقرب است که به آسمان پرواز می کند. شیطان پرستان کردستان، از شیطان با نام ملک طاوس یاد می کنند. در غرب شیطان پرستی (Satanism) شکل شورش علیه مسیحیت را دارد. از یک طرف گروههای کوچک افراطی و زیرزمینی فعالیت دارند که هیچ ابایی از جنایت و آدم کشی ندارند و هویت خود را با عدد شیطانی 666 و یا کشیدن اسکلت های گوناگون آشکار می کنند. از طرف دیگر گروههای صلح طلب شیطان پرستان با تدوین انجیل شیطانی و ایجاد کلیسای شیطانی به عبادت شیطان مشغولند. از نظر اینان مسیحیت و دیگر ادیان جز ریاکاری کاری ندارند. بنیاد زندگی بر شر و تاریکی است. باید شیطان را پرستش کرد که واقع بین است. و صادق و این تنها راهی است که انسان می تواند بر خطراتی که زندگیش را تهدید می کند فایق آید. تا آنجا که اینجانب در احوال شیطان پرستان غرب مطالعه کرده ام و با توجه به سمیناری که در رابطه با شیطان پرستان در اوشاوای انتاریو تشکیل شد و من در آن شرکت کردم، شیطان پرستان غرب از دیدگاه شیطان پرستان شرق آگاهی ندارند. در ادبیات غربی کتابهای زیادی در مورد شیطان شناسی (Demonology) نوشته شده است. دانیل دوفو، نویسنده قرن هفدهم انگلیس و خالق روبنس کروزنه، درکتاب خود به نام "شیطان شناسی" می نویسد که شیطان بی هیچ مکان معینی بین زمین و آسمان زندگی می کند. و این حالت برزخی بزرگترین شوربختی است که ممکن است در زندگی مبتلا به هر موجودی شود. به نظر اینجانب، جای یک تحقیق مفصل شیطان شناسانه در ادبیات فارسی خالی است. امید که فیلسوفان، ادبا، شعرا، نویسندگان، نقاشان، نمایشنامه نویسان و فیلم سازان ایرانی دامن همت به کمر زنند و این جای خالی را پر نمایند.
پاسخ : همه چیز در مورد شیطان [h=2]زرنگتر از شیطان منم ![/h][h=2] مؤمن خیلی زیرک و زرنگ است، حتی سر شیطان کلاه می گذارد، همه از شیطان فرار می کنند، شیطان از مؤمن می گریزد. همه از آتش می ترسند، آتش از مؤمن می ترسدو فرار می کند. اگر شیطان به مؤمن حرفی بزند موجب رشد مؤمن می شود. همان طور که وقتی شیطان به حضرت عیسی(ع) گفت : اگر تو زاهدی پس چرا به دنبال کلوخی هستی که برای خوابیدن زیر سرت بگذاری، حضرت عیسی(ع) کلوخ را پرتاب کرد و خاک شد و فرمود : تا زنده ام دیگر کلوخ زیر سرم نمی گذارم. شیطان هم گفت : من هم تا زنده ام به مؤمن حرفی نمیزنم. گرفتار یا گرفتار یار هر وقت در زندگی ات گیری پیش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است، زود برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتی که راهم را بستی؟ هر کس گرفتار است در واقع گرفتهی یار است. یک عمر مهمانی من اصبح علی الدنیا حزیناً فقد اصبح علی الله ساخطاً : هر کس به وضعیت دنیویش محزون باشد هر آینه بر خدا غضبناک است. این بدان خاطر است که وضعیت دنیوی او را کسی جز خدا بوجود نیاورده است. آیا زشت نیست که بعد از یک عمر نماز و عبادت، بر خدا غضبناک باشیم؟ آیا می شود که انسان همهی عمر مهمان باشد و باز هم از صاحبخانه پَکر باشد. چقدر بی وجدان باید باشد که خلقش از این صاحبخانه تنگ باشد. بیایید و از این صاحبخانه گله نکنید، خصوصاً پیش خلق از خدا گله نکنید که کفر است. اگر خواستید گله کنید به خود او کنید. [/h]
پاسخ : همه چیز در مورد شیطان [h=2]مناطق ممنوعه شیطان کجاست؟[/h] قلمروی شیطان «تشریع» است نه «تکوین» یعنی قلمروی شیطان فعالیتهای تشریعی و تکلیفی بشر است و شیطان فقط در وجود بشر میتواند نفوذ کند نه افعال او. قلمروی شیطان در وجود بشر نیز محدود است به نفوذ در اندیشه او و بدن او. نفوذ شیطان در اندیشه بشر نیز منحصر است به حد وسوسه کردن و خیال یک امر باطلی را در نظر او جلوه دادن. قرآن این معانی را با تعبیرهای «تزیین»، «تسویل»، «وسوسه» و امثال اینها بیان میکند و اما اینکه چیزی را در نظام جهان بیافریند و یا اینکه تسلط تکوینی بر بشر داشته باشد یعنی به شکل یک قدرت قاهره بتواند بر وجود بشر مسلط شود و بتواند او را بر کار بد اجبار و الزام نماید، از حوزه قدرت شیطان خارج است. معنی و مفهوم اضلال و قلمروی شیطان یعنی اینکه اجبار و الزامی نسبتبه بشر در کار نیست هر چه هست «وسوسه» است و «دعوت» است و «تزیین» است و «تسویل». تسلط شیطان بر بشر محدود است به اینکه خود بشر بخواهد دست ارادت به او بدهد: إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِینَ یتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِینَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ (1) «همانا شیطان بر مردمی که ایمان دارند و به پروردگار خویش اعتماد و اتکا میکنند تسلطی ندارند تسلط او منحصر استبه اشخاصی که خودشان ولایت و سرپرستی شیطان را پذیرفته و میپذیرند.» قرآن از زبان شیطان در قیامت نقل میکند که در جواب کسانی که به او اعتراض میکنند و او را مسوول گمراهی خویش میشمارند میگوید: مَا كَانَ لِی عَلَیكُمْ مِنْ سُلْطَانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِی فَلَا تَلُومُونِی وَلُومُوا أَنْفُسَكُمْ (2) «من در دنیا قوه اجبار و الزامی نداشتم حدود قدرت من فقط «دعوت»بود. من شما را به سوی گناه خواندم وشما هم دعوت مرا پذیرفته و اجابت کردید، پس مرا ملامت نکنید، خویشتن را ملامت کنید که به دعوت من پاسخ مثبت دادید ارتباط من با شما صرفا در حدود «دعوت» و «اجابت» بوده و بس». فلسفه و حکمت این اندازه تسلط شیطان بر بشر،«اختیار» انسان است. مرتبه وجودی انسان ایجاب میکند که حر و آزاد و مختار باشد. موجود مختار همواره باید بر سر دو راه و میان دو دعوت قرار گیرد تا کمال و فعلیتخویش را که منحصرا از راه «اختیار» و «انتخاب» بدست میآید تحصیل کند. از جهان دو بانگ میآید به ضد تا کدامین را تو باشی مستعد آن یکی بانگش نشور اتقیا و آن دگر بانگش نفور اشقیادر جهان بینی اسلامی هیچ موجودی، نقشی در آفرینش به صورت استقلال ندارد. قرآن برای هیج موجودی استقلال قابل نیست و هر موجودی هر نقشی را دارد بصورت واسطه و مجرا واقع شدن برای مشیت و اراده بالغه الهیه است. قرآن برای فرشتگان نقش واسطه بودن برای انفاذ مشیت الهی در خلقت قائل است ولی برای شیطان حتی چنین نقشی نیز قائل نیست تا چه رسد به آنکه او را در خالقیت مستقل بداند؛ آنچنانکه در اوستا اهریمن خالق مستقلی است در برابر آهورا مزدا. از این رو اینکه معمولا کلمه شیطان را در ترجمه متون اسلامی به «اهریمن» یا «دیو» ترجمه میکنند، غلط فاحش است. کلمه شیطان مرادفی در فارسی ندارد و باید عین لفظ در ترجمه بیاید. شیطان ازنظر قرآن به هیچ وجه قطبی درمقابل خداوند نیستحتی قطبی برابر فرشتگان که به اذن پروردگار دست اندرکار خلقتاند و مجری مشیت الهی در آفرینش اشیاء نیز نیست. به طور کلی تصور مردم ما از «جن» با تصویری که قرآن از جن میدهد متفاوت است جن در قرآن موجودی است مانند انسان و مکلف به تکالیفی ماننند تکالیف انسان ولی موجودی نامرئی؛ اما جن در تصور عامه مردم موجودی است در ردیف فرشته، قرآن جن را با انس (انسان) ردیف میکند و عامه مردم با فرشته. شیطان به نص قرآن از نوع جن است. در جهان بینی اسلامی فرشتگان نقشی اجرائی در نظام تکوین دارند برخلاف جن که از این نظر هیج نقشی ندارد. شیطان از نظر قرآن مصداق الذی احسن کل شیء خلقه. (3) و همچنین مصداق رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَى كُلَّ شَیءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى (4) است. وجود شیطان و شیطنت و اضلال او خود مبنی بر حکمت و مصلحتی است و به موجب همان حکمت و مصلحتشیطان شر نسبی است نه شر حقیقی و واقعی و مطلق. از همه شگفت تر این است که بر حسب منطق قرآن خدا خودش به شیطان پست«اضلال» و «گمراه سازی» را اعطاء فرموده است. در این باره قرآن کریم میفرماید: وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَیهِمْ بِخَیلِكَ وَرَجِلِكَ وَشَارِكْهُمْ فِی الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ وَعِدْهُمْ وَمَا یعِدُهُمُ الشَّیطَانُ إِلَّا غُرُورًا (5) دراینجا خدا شیطان را مخاطب ساخته به وی فرمان میدهد که: «هر که از فرزندان آدم میتوانی بلغزان، با سواره نظام و پیاده نظامتبر آنان بتاز، در ثروت و فرزند شریکشان شو و نویدشان ده؛ شیطان جز دروغ و فریب نویدشان نمیدهد. گوئی شیطان آمادگی خود را برای تحویل گرفتن پست اضلال اعلام میدارد آنجا که میگوید: قَالَ فَبِمَا أَغْوَیتَنِی لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِیمَ ثُمَّ لَآتِینَّهُمْ مِنْ بَینِ أَیدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَیمَانِهِمْ وَعَنْ شَمَائِلِهِمْ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِینَ. (6) «به این سبب که مرا گمراه ساختی بر سر راه ایشان خواهم نشست آنگاه از پیش رو و از پشتسرشان و از راست و از چپشان خواهم آمد و بیشتر آنان را سپاسگزار نخواهی یافت.» البته معنی و مفهوم اضلال و قلمروی شیطان در این پس همان است که قبلا اشاره شد و نه بیشتر یعنی هیچگونه اجبار و الزامی نسبتبه بشر در کار نیست هر چه هست «وسوسه» است و «دعوت» است و «تزیین» است و «تسویل». تذکر این نکته لازم است که مقصود ما از اینکه تکوین از قلمروی شیطان خارج است این نیست که شیطان هیچ نقشی در تکوین ندارد . نفوذ شیطان در اندیشه بشر نیز منحصر است به حد وسوسه کردن و خیال یک امر باطلی را در نظر او جلوه دادن. شیطان نه در نظان عرضی جهان، خالق مستقل بخشی از موجودات قطبی در برابر خداوند است و نه در نظام طولی جهان مانند فرشتگان نقشی از تدبیر و اداره کائنات به او سپرده شده است، و نه تسلطش بر بشر در حدی است که بتواند او را به آنچه میخواهد مجبور نماید. آری! قرآن برای شیطان و جن نقشی در تکوین قائل است اما مجموعا از نقش انسان برتر و بالاتر نیست. مقصود اصلی ما از این بحث این است که قرآن مساله شیطان را به شکلی طرح کرده است که کوچکترین خدشهای بر توحید ذاتی و اصل لَیسَ كَمِثْلِهِ شَیءٌ (7) همچنین بر توحید در خالقیت و اصلأَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ (8) ، قُلِ اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَیءٍ (9) وَلَمْ یكُنْ لَهُ شَرِیكٌ فِی الْمُلْكِ (10) وارد نمیسازد. (11)
پاسخ : همه چیز در مورد شیطان [h=2]معاون دست راست شیطان[/h]«اِنَّ المُبَذّرینَ كانوا إخوانَ الشَیاطین وَ كانَ الشَیطانُ لِرَّبِهِ كَفُوراً؛ همانا اسرافكاران برادران شیاطینند وشیطان نسبت به پروردگارش بسیارناسپاس بود». (سوره اعراف، آیه 27) نكتهها: كلمه «اخ» در عربیهم به معنای برادر آمده است، و هم به معنای ملازم و همراه. مثل «اخوالسفر» به كسی كه پیوسته در سفر است، «اخوالكرم» كه به انسان كریم گفته میشود. «اخوان الشیاطین» یعنی كسانی كه در مسیر شیطان و همراه اویند. قرآن پیوسته از وسوسه و ولایت شیطان بر افراد، سخن به میان آورده است؛ اما تنها موردی كه «اخوان الشیطان» آمده، این آیه است؛ یعنی اسراف كاران همكار شیطانند، نه تحت امر او. پس كار از وسوسه شدن و پیروی گذشته و به مرحله همكاری و معاونت رسیده است. چنانكه در جای دیگر میخوانیم: (نُقَیض لَهُ شَیطاناً فَهُوَلَهُ قَرین)1 گرچه تبذیر بیشتر در مسائل مالی است؛ ولی در مورد نعمتهای دیگر نیز وجود دارد، مانند صرف بیهودی عمر و جوانی، به كار گرفتن فكر، چشم، گوش و زبان در راه ناصحیح، سپردن مسؤولیتها به افراد ناصالح، پذیرش مسؤولیت بدون لیاقت و بیش از حد توان و ظرفیت، آموزش و آموختن مطالب غیر ضروری و غیر مفید و امثال اینها.2 پیامها: 1. مصرف مال و دارایی در غیر مورد آن، كاری شیطانی و نوعی ناسپاسی است. (المبذرین… اخوان الشیاطین) 2. مبذّر و اهل ریخت و پاش باید مانند شیطان تحقیر شود. (اخوان الشیاطین) 3. مؤمن بامؤمن برادر است. (انما المومنون اخوة) و اسراف كار با شیطان. (انّ المبذرین… اخوان الشیاطین) 4.برادری گاهی نسبی است، گاهی مسلكی ومرامی؛ اسراف كاران برادران مرامی شیطانند. 5. تبذیر، نشانه كفران و ناسپاسی است، نه نشانه سخاوت و بخشندگی. (المبذّرین… لربّه كفوراً)3 ------------------ 1. زخرف، 36. 2. 2. تفسیر اطیبالبیان و فرقان. 3. حجرات، 10. 3. بشارت، شماره 20