پاسخ : همه چیز در مورد شیطان [h=2]چراگاه های شیطان[/h] گاهی اوقات از خودم و دنیا و هر آنچه که در آن هست دلگیر میشوم همه زشت و کریه مینماید دلم میخواهد فریاد بکشم و بی دلیل زجه بزنم برایم مهم نیست که در چه حالی هستم و دارم چکار میکنم چه شکلی هستم چه پوشیده ام یا چطور صحبت میکنم اصلا چه فرقی میکند من هر کاری دلم بخواهد میکنم و به هیچ کس هیچ ربطی ندارد هر کس هم کاری با من داشته باشد حقش را کف دستش میگذارم این مواقع است که بدترین تصمیم های زندگیم را میگرم و به دنبال آن خیلی بد سرم به سنگ میخورد و حالم بدتر میشود و باز دسته گل دیگری به آب میدهم . وای که چه حس نازیبایی است گویی همه هستیم را باخته ام و دیگر کارم تمام است گاهی اوقات راهی برای رهایی پیدا میکنم با گریه ای از ته دل و زمزمه ای فقط با خدای خودم حالم بهتر میشود . اما گاهی با تمام نیایش ها و زجه زدن ها هیچ تغییری برایم حاصل نمیشود حتی خواب هم دنیای تاریک دیگری است و عذابی دوباره ، خوب عزیزان به یقین برای شما هم این حالات کم و بیش رخ میدهد و از دلیلش در می مانید بنده به تجربه فهمیدم این حالات نتیجه و اثر وضعی گناهی است که خواسته یا ناخواسته از ما سر میزند که بسته به اندازه گناهی که مرتکب شده ایم کوچکی و بزرگیش آن حال بد به ما دست میدهد و روحمان در عذاب میماند تا اثر گناه زایل شود باید مواظب این حالات بود و این هشدارها را جدی بگیرم چرا که ممکن است به جایی برسیم که پیوسته ایام بر این حال باشیم و معنویت که همان آرامش راستین است از ما فاصله بگیرد هرگز دوباره تجربه اش نکنیم و به این حالت عادت کنیم و در همین حال به هر زشتی ای تن دهیم و برای ابد رو سیاه و تیره بخت گردیم . روح ایمان از انسان كى جدا مى شود؟ اگر در قلب انسان اوصاف شیطانى غالب و قاهر گشت ، اثر و نتیجه اش در اعضا و جوارح او آشكار و ظاهر مى گردد و تمام هم و غمش بیست و چهار ساعته گناه و معصیت خدا بوده و همه نیروى خود را در اعمال شیطانى و كردارهاى شنیع و قبیح مانند غیبت و فحش و افترا و تهمت و تعدى و به حقوق و ناموس دیگران و بندگان خدا مصرف مى نماید در این موقع روح ایمان و فرشته رحمت از او جدا و كناره گیرى نموده و مفارفت مى كند تا نافرمانى و رویگردانی از خدا را نبیند. یا به جهت آنكه چون صاحب خود را مستحق و سزاوار عذاب الهى و محل نزول نعمت پروردگار تشخیص مى دهد، از او دورى مى گزیند تا آن هم نیز مشمول خشم و غضب حضرت احدیت قرار نگیرد. چنانچه حضرت لوط از آن قریه و آبادى كه مورد خشم خدا قرار گرفت ، بیرون رفت . و پس از خاتمه عمل زشت و انجام پذیرفتن آن اگر گناه خیلى بزرگ نباشد روح ایمان باز بر مى گردد. مردم جهان علیل و مریضند و گناه و معصیت پروردگار عالم به منزله مرض و ناخوشى است و اطاعت و فرمانبردارى از اوامر و دستورهاى حضرت حق همانند دوا و درمان است و فرشته رحمت و روح ایمان هم مثل دكتر و طبیب مهربان و دلسوز مى باشد. چنانچه بعضى اخبار بر این مطلب ناطق و گویا است و باز در وقت گناه همان مبارزه را با ابلیس از سر گرفته و جنگ و نبرد را به راه مى اندازد و اگر معصیت خیلى مهم و سنگین بود به طورى كه به كلى باعث زوال و فنا و نابودى ایمان صاحبش گشت دیگر مراجعه نكرده و بر نمى گردد1 در این موقع میدان وسیع و زمینه بى مانع قلب آدمى براى رجزخوانى و یاوه سرائى هاى ابلیس خالى مانده و چون حریف و مقابل در برابر خویش نمى بیند، هر كارى كه خواسته باشد، با میل و رغبت انجام داده و صاحبش را بر آن وادار مى سازد. در این وقت هر قدر بشر عمر طولانى و زیاد كند، روز به روز بر گناه و وبال و سیآت او افزوده شده و در هر آن از ساحت قدس سبحانى و رحمت و شفقت ربانى دورتر مى گردد. در نتیجه از عمر عزیز كه بزرگترین و گرانمایه ترین سرمایه بشرى است ، جز از ابلیس كسى دیگر استفاده و بهره نمى برد و فقط شیطان است كه به وسیله انسان گمراه مواد حیاتى خود را تاءمین نموده و بر سرور شادیش افزوده مى شود. براى فرار و نجات از چنین حالت و نكبت است كه حضرت سیدالساجدین و زین العابدین (علیه السلام ) به پروردگارش عرضه مى دارد : خدایا و معبودا! به من تا آن وقت عمر و زندگى بده كه در طریق و راه اطاعت و بندگى تو مصرف مى شود و هر گاه دیدى عمرم چراگاه شیطان شده ، جان و روحم را بگیر و قبض نما، پیش از آنكه مورد خشم تو واقع شوم و یا غضبت درباره من ثابت و محقق گردد. 2 درمان چیست؟ مردم جهان علیل و مریضند و گناه و معصیت پروردگار عالم به منزله مرض و ناخوشى است و اطاعت و فرمانبردارى از اوامر و دستورهاى حضرت حق همانند دوا و درمان است و فرشته رحمت و روح ایمان هم مثل دكتر و طبیب مهربان و دلسوز مى باشد كه همیشه بیمار تحت معالجه خویش را به داروهاى نافع و پر منفعت راهنمایى كرده و از خوردنى ها، و نوشیدنى هایى كه به حال او مضر است و كسالت و نقاهتش را مضاعف و چند برابر مى سازد، دستور منع و قدغن اكید صادر مى كند. و شیطان همانند دشمن سرسخت و دیرین او است كه دائما بر ضرر و زیانش كوشش كرده و او را به امور و كارهائى كه درد و رنج وى را بیشتر و زیادتر مى نماید، تحریص و ترغیب مى نماید. اگر ناخوش و بیمار به سخنان واقع بینانه پزشک معالج خود گوش نداده و از حرفها و گفته هاى دشمن خویش متابعت كرد، طبیب او را به حال خود واگذار كرده و عنایت و لطفش را از او قطع مى كند.
پاسخ : همه چیز در مورد شیطان [h=2]پنج روایت معتبر درباره شیطان[/h] ای بچههای آدم! مگر از شما عهد نگرفته بودم که بنده شیطان نشوید؟! به یک راه میماند، به یک مسیر که باید رفت. زندگیمان را میگویم. شاید راههای مختلفی باشد که از همهشان بشود رفت و رسید. همه شان بخورند به همان بزرگراه، به همان صراط مستقیم. اما توی همه این راهها یک نفر هست که هی جلوی پایمان مانع بگذارد، جادههای انحرافی بکشد، مسیرهای خاکی که تا بجنبیم کیلومترها از مقصد دورمان کرده است. (1) هیچ تسلطی بر کسی ندارد. وَمَا کَانَ لَهُ عَلَیْهِم مِّن سُلْطَانٍ، قرار است فقط شاخصی باشد برای اینکه خودمان بفهمیم چند مرده حلاجیم. برای این که حجت بر ما تمام بشود. إِلَّا لِنَعْلَمَ مَن یُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْهَا فِی شَکٍّ. (سبأ/21) (2) گام به گام همراهیمان میکند. قدم اول را که با وعده و وعیدش برداریم، برداشتن قدمهای بعدی راحت میشود. بعد تا چشم باز کنیم میبینیم چقدر بیراهه رفتهایم. چقدر انرژیمان سوخت شده. باید پایید قدمها را. قرآن هی چپ و راست میگوید: وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ . پا جای قدمهای شیطان نگذارید. (بقره/ 168- بقره/ 208- انعام/ 142- نور/ 21) (3) از صنعت بستهبندی شنیدهاید حتماً. که چقدر میشود با بستهبندیهای خوب و مرغوب، مشتری را - حتی به کالاهای نامرغوب- جذب کرد. شیطان این کاره است. اسم قرآنیاش میشود تسویل؛الشَّیْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ (محمد/25). یعنی شیطان توی زرورق میپیچد برایتان بعضی کارها را، که به چشمتان خوب بیاید، که انجام بدهید. وَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ. (عنکبوت/38) (4) حزب تشکیل داده! بعضیها هم میروند و عضو حزبش میشوند: اولئک حزب الشّیطان. همانها که شیطان احاطهشان کرده، همه وجودشان را تسخیر کرده که اصلاً یاد خدا نیفتند. اسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطَانُ فَأَنسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ . اینجای ماجرا دیگر خیلی دردناک و ترسناک میشود! (مجادله/19) (5) قشنگی ماجرا ولی آنجاست که برای بعضیها، سیاستهای شیطان نتیجه عکس میدهد. اصلاً همین که افکار شیطانی دورهشان میکند، همین که شیطان سراغشان میآید، بیشتر یاد «او» میافتند.إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّیْطَانِ تَذَكَّرُواْ . یکی از جاهایی که بصیرت شان گل میکند و چشمشان باز می شود همین جاست. فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ . خدا هم لابد مینشیند آن بالا و کیف میکند به این بندههاش. إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَواْ . (اعراف/201) به یک راه میماند. به یک مسیر که باید رفت. زندگیمان را میگویم. قبل از این که راه بیفتیم امّا یکی ازمان عهد گرفته بود که پشت سر شیطان راه نیفتیم. بنده شیطان نشویم. یادتان هست؟
پاسخ : همه چیز در مورد شیطان [h=2]لباس با این نشانه ها را نخرید! +عکس[/h]خیلی از فروشندگان یا کسانی که لباس هایی با برخی از نمادهای عجیب و غریب دارند واقعا نمی دانند که این نشانه ها، جزء نشانه های گروه شیطان پرستی اند و به آنها فقط به چشم بدلی جات ساده و ارزان قیمتی نگاه می کنند که باعث جلب توجه دیگران می شوند. آنها اگر بدانند معنای هرکدام از این نشانه ها چیست و پشت هر کدام از آنها چه عقاید مخوف و تاریکی وجود دارد شاید هرگز به سمت آنها نروند. ستاره پنج پر واژگون پنتاگرام یا همان ستاره پنج پر علامتی کهن و باستانی است که در طول تاریخ توسط مذاهب و فرقه های گوناگون مورد استفاده قرار گرفته است.یکی از موارد استفاده از این نماد در مراسم مخفیانه و جادوگری برای احضار ارواح شیطانی است. این ستاره نشانگر چهار ماده حیات«آب، آتش، خاک و باد» و روحی شیطانی است که گرداگرد آنها را احاطه کرده است. پنتاگرام هنوز هم به عنوان شاخص اصلی رسوم پرستش جادوگران به کار می رود ضمن اینکه عامل پدید آمدن رسوم و تشریفات دیگری هم در ادیان مختلف شده است. بافومت یکی دیگر از نمادهای کثیف شیطان پرستی که در عرفان کابالا«عرفان یهودی» اهمیت خاصی دارد بز یا قوچی به نام بافومت است. این علامت فقط مخصوص شیطان پرستان است و در جواهرات هم بسیار مورد استفاده قرار می گیرد. سر بافومت معمولا در میان ستاره پنج پر طراحی می شود. ستاره شش پر هگزاگرام به صورت دو مثلث درون هم نشان داده می شود. این سمبل قدمتی بسیار طولانی در جادوگری دارد خصوصا کسانی که ادعا می کردند از قدرت تاریکی استفاده می کرده اند با این نماد سروکار داشته اند. در بعضی منابع این نماد را همان ستاره داوود می دانند که امروزه وسط پرچم اسرائیل دیده می شود. چشم لوسیفر این نشانه یکی از سمبل های شیطان است که می گویند نشانه سوگواری شیطان برای آن چیزهایی است که خارج از قدرت و اراده اوست. چشم شیطان این چشم را چشم شیطان می دانند و ادعا می کنند کنترل جهان را در دست دارد. از آن در غیب گویی، پیشگویی، سحر و جادو و نفرین استفاده می شود.ادعای دیگری هم که این سمبل دارد کنترل روح و همه فسادها و انحراف هاست. آنخ در اصل یک سمبل مصری است که ادعا می شود موجب طول عمر می شود. البته گروه های شیطان پرستی آن را موجب افزایش قدرت شهوانی می دانند. صلیب وارونه این سمبل در میان جواهرات و آویز گردن خیلی استفاده می شود. خوانندگان شیطان پرستی از طرفداران پروپاقرص این علامت هستند. زودیاک ستاره ۱۲ پری که در مراسم قدردانی از خدای کذب یا همان خدای شیطان استفاده می شود.
پاسخ : همه چیز در مورد شیطان [h=2]وقتی شیطان با نام خدا وارد می شود + تصاویر[/h]ایجاد ادیان و فرقه های ساختگی، یکی از ترفندهای مرسوم دولتهای استعمارگر برای به انحراف کشیدن جریان صحیح دینداری بوده است. در حقیقت، هدف کلی این بوده که فرق دستساز در نهایت جایگزین ادیان الهی شده یا دست کم چهره ادیان الهی را مشوش سازند/ فرقه ضاله بهاییت از زمان پیدایش تاکنون، بدون پشتیبانی خارجی، هیچ گاه زنده و فعال نبوده است و به ترتیب، روسیه، انگلیس، آمریکا و رژیم صهیونیستی... فرقه ضاله بهاییت، کمتر از 170 سال سابقه دارد. این فرقه از زمان پیدایش تاکنون، بدون پشتیبانی خارجی هیچگاه زنده و فعال نبوده است و به ترتیب، روسیه، انگلیس، آمریکا و رژیم صهیونیستی در این مدت از این فرقه حمایت کردهاند. ایجاد ادیان و فرقه های ساختگی، یکی از ترفندهای مرسوم دولتهای استعمارگر برای به انحراف کشیدن جریان صحیح دینداری بوده است. در حقیقت، هدف کلی این بوده که فرق دستساز در نهایت جایگزین ادیان الهی شده یا دست کم چهره ادیان الهی را مشوش سازند. نگاهی گذرا به نقش دولت های استعماری و مستکبر زوایای بیشتری را از پیدا و پنهان این فرقه انحرافی را روشن می سازد: 1 ـ روسیه: سفارت روسیه از آغاز فتنه بابیه و پیدا شدن فرقه بابیه و بهاییه از رهبران این فرقه حمایت میکرد؛ برای نمونه، دالگورکی، سفیر روسیه در تهران، برای نجات بهاء اله از زندان پادرمیانی کرد و فرستاده خود را با وی همراه نمود تا به سلامت از ایران خارج شود. 2 ـ انگلستان: پس از انتقال رهبری بابیت و بهاییت به عراق و سپس فلسطین، رهبران این فرقه به تبعیت استعمار انگلیس درآمدند. در اواخر جنگ جهانی اول، وزیر امور خارجه انگلیس در نوامبر 1917م. اعلامیه خود را بر مبنی بر تشکیل وطن ملی یهود در فلسطین صادر کرد و در همین ایام، جمال پاشا، فرمانده کل دولت عثمانی، به دلیل حمایت عبدالبهاء از انگلیس و دادن آذوقه به ارتش انگلیس، تصمیم به قتل وی و انهدام مرکز بهاییت در عکا و حیفا گرفت. وزیر خارجه انگلیس با واکنش تند و جدی به سالار سپاه انگلیس دستور داد تا با جمیع قوا در حفظ و صیانت حضرت عبدالبهاء بکوشد و بر اثر همین حمایت عبدالبها از انگلیس، فلسطین به دست سپاه انگلستان افتاد و زمینه پدید آمدن رژیم صهیونیسم به وجود آمد؛ به گونه ای که پس از پایان جنگ جهانی اول، به پاس خدماتی که عبدالبهاء برای استعمار انگلیس انجام داده بود، طی مراسمی لقب سِر(Sir) و بزرگترین نشان خدمتگذاری، نایت هود(Knight Hood) را دریافت کرد. 3 ـ آمریکا: بر اثر حمایتهای آمریکا، بهاییان به ستون پنجم و یکی از ابزارهای استکباری آمریکا پس از جنگ جهانی اول مبدّل شد. بنا بر آمار منتشره در سایت رسمی محفل ملی بهائیان آمریکا، تعداد کل بهاییان آمریکا، رقمی در حدود 155 هزار نفر است که شامل ایرانیهای بهایی در آمریکا هم میشود. همین منابع، تعداد کل بهاییان دنیا را رقمی در حدود شش میلیون نفر اعلام میکنند و این بدان معناست که بهاییان آمریکا در حدود 5/2 درصد کل بهاییان جهان را تشکیل میدهند. با توجه به این امر، جای این پرسش هست که چرا در حالی که تنها 5/2 درصد بهاییان، مقیم آمریکا هستند، 70 تا 80 درصد کرسیهای نه نفره بیتالعدل اعظم در قبضه آمریکاییهاست؛ آن هم آمریکاییهایی که نه بهاییزاده بوده و نه سابقه درخشانی در بهاییت داشتهاند. 4 ـ رژیم صهیونیستی: بهائیت از آغاز پیدایش خود با یهود همکاری داشت، به گونه ای که دکتر احمد شلبی در بیان عقاید این فرقه در کتاب «مقارنة الادیان الیهودیه» مینویسد: هیأت بین المللی حیفا در نامهای به محفل روحانی ملی بهاییان ایران، در اول ژوئیه 1952 رابطه شوقی افندی را با حکومت اسرائیل اعلام داشت. مشرق الاذکار سیدنی استرالیا «بندر حيفا»، مهمترين شاهرگ اقتصادي اسراييل غاصب و کوتاهترين مسير به سوي خزانه هاي اين رژيم است. اين بندر که علاوه بر موقعيت جغرافيايي، از لحاظ نظامي و اقتصادي نيز چهره اي جهاني يافته، به دليل وجود مکان هاي گردشگري در آن هم اهميت چشمگيري دارد. اما در اين ميان، معبد بهائيان با تمام جاذبه هاي توريستي و جهانگردي، موقعيتي منحصر به فرد را در قلب حيفا پدید آورده است. خليج نيم دايره اي حيفا ميزبان گردشگران و زایراني است که با نشان ستاره داود بر گردن و دست ها، ديوارهاي ضخيم اين قلعه را به نظاره نشسته اند. درخشش دوازده هزار آجر طلايي بر فراز گنبد همراه با بازتاب نور هجده پنجره الوان، کوه کرمل را در اقيانوسي از نور فرو مي برد که جلوه ي آن، گردشگران بسياري را به سوي خود مي کشاند؛ قالي هاي بسيار نفيس ايراني که يکي از کلکسيون هاي فرش دنيا را تشکيل مي دهد، براي تشريف فرمايي رسمي يکي از رؤساي دولت آذين مي شود؛ رييس جمهور اسراييل، اسحاق بن زوي. در سال 2000 ميلادي، شمار جهانگرداني که به اسراييل آمدند، از 2/4 ميليون نفر فراتر رفت و در سال 2005 با برقراري آرامش نسبي، ورود آنان افزايش يافت. 54 درصد اين گردشگران از اروپاي غربي، 28 درصد آمريکايي و 10 درصد بقيه آسيايي هستند.(2) اين تنها يکي از ارتباط هاي دوسويه بهائيسم و صهيونيسم در يک منفعت مشترک است. بهاءالله بنیانگذار فرقه ضاله بهائی به پیروانش دستور میدهد که در هر شهری ساختمانی به بهترین صورت ممکن به نام خداوند ساخته شود و در آن به ذکر پروردگار پردازند. به این بناها مشرقالاذکار گفته میشود. همچنین بهاءالله گذاشتن تصاویر را در مشرقالاذکار نهی کردهاست. مشرقالاذکارها در دین بهائی مختص بهائیان نیست و هر کس با هر دین و اعتقادی، میتواند در آن به هر نوعی که علاقه و اعتقاد دارد، به دعا با خالق خویش بپردازد. مشرق الاذکار پاناما عبدالبهاء مبیّن آثار دین بهائی در مورد مشرقالاذکار چنین میگوید: «مشرقالاذکار مغناطیس تأیید پروردگار است، مشرقالاذکار اساس عظیم حضرت آمرزگار است. مشرقالاذکار رکن رکین آیین کردگار، مشرقالاذکار تأسیس سبب اعلاء کلمةالله، مشرقالاذکار تهلیل و تسبیح ش مفرح قلوب هر نیکوکار، مشرقالاذکار نفحات قدسش روح بخش کل ابرار، مشرقالاذکار نسیم جانپرورش حیات بخش عموم احرار و... است.» مشرق الاذکار پاناما ساختمان مشرقالاذکار باید نوعی بنا شود که دارای ۹ در باشد که به ۹ خیابان باز شود و در اطراف مشرقالاذکار باید تأسیساتی چون موسسات فرهنگی، بهداشتی، محل نگهداری بینوایان و عاجزان (دار العجزه)، محل مشورت و ملاقات، یتیم خانه و موسسات تحقیقات علمی و ... بنا گردد. مشارقاذکار هر یک طرحی مخصوص به خود دارند و بهائیان بر این باورند که مشارق اذکار جهانیان را از ادیان و نژادهای گوناگون، دعوت به عبادت خالق عالمیان مینمایند و نمودار عشق بشر به خداوند یگانه هستند. مشرق الاذکار دهلی نو هند نخستین مشرقالاذکار در سال ۱۹۰۸ در عشقآباد در آسیای مرکزی در روسیه ساخته شد (ترکمنستان کنونی). تا سال ۱۹۳۸ که مقامات کشوری (دولت کمونیست) آن را تصرّف کردند بهائیان آن منطقه از آن استفاده میکردند. در سال ۱۹۴۸ توسط زلزله شدیدی بنایش متزلزل شد و به آن صدمه زیادی وارد آورد که به تخریبش انجامید (۱۹۶۳). مشرق الاذکار شیکاگو آمریکا نخستين مشرق الاذکار مغرب زمين در سال ۱۹۵۳ در آمريکا در شمال شيکاگو در ويلمت کنار درياچه ميشيگان ساخته شد. گنبد مشبّک و تزئينات نمای آن تلفیقی از معماری شرقی و غربی است. بعداً دیگر مشرق الاذکارها در کامپالا در کشور يوگاندا (افريقا) و سيدنی در استراليا – فرانکفورت در آلمان در شهر پاناما و آپيا در ساموآی غربی ساخته شد. جديدترين مشرق الاذکاری که ساخته شد در سال ۱۹۸۶ در شهر دهلی نو در هندوستان است. معماريش از گل نيلوفر آبی الهام گرفته که مرکب از ۲۷ گلبرگ است که با سنگ مرمر ساخته شده و هر يک از نُه طرفش سه گلبرگ دارد و نُه در بزرگ به تالار مرکزی به ظرفيّت ۲۵۰۰ نفر باز شده ارتفاعش کمی بيش از ۴۰ متر است و سطحش شفّاف است و در زمينی به مساحت ۲۶ جريب در کنار پايتخت هندوستان نشسته است.
پاسخ : همه چیز در مورد شیطان [h=2]کعبه در محاصره ی سایه های شیطانی و تقلید کور کورانه در ایران+عکس[/h]بزرگترین مأموریّت وهّابیون تا سال 2012 م. به اجرا در خواهد آمد؛ تا این سال همه نشانهها، نمادها و سوابق مسلمانان سلف و اهل بیت(ع) در امّ القرای اسلامی نابود خواهد شد و در غیبت همه سنّتهای اسلامی که در اثر بدعتهای سلفی و شرکآلود خواندن آن سنّتها از میان مسلمانان رخ بربسته، بنای اصلی «مسجدالحرام و مسجد النّبی» نیز در تیررس تیرهای زهرآلود ماسونی و شیطانی از جمله ابراج البیت، کارکردهای خود را از دست خواهد داد تا فراماسونری جهانی یا همان دجّال آخرالزّمان به راحتی بتواند حکومت جهانی شیطان را مستقر نماید. سرویس اجتماعی جهان-تا چند سال پیش، بلندترین بنای مُشرف به صحن مسجدالحرام، قصر ملک فهد، سلطان پیشین مملکت عربی سعودی یا همان خادم الحرمینی بود که بر بلندای ابوقُبیس، صدها متر فراتر از مخدوم خود نشسته بود. مهمانان خاصّ پادشاهی سعودی در ایّام حج در این قصر ضیافت اتراق میکردند تا ضمن انجام اعمال، از آن بلندا ناظر صحن مسجد و طواف حاجیان باشند. امّا امروزه دیگر، این بنا در برابر برج در دست ساخت «ابراج البیت» کوچک مینماید. درست مقابل رکن یمانی. این بنا که معرّفیاش خواهم کرد، قرار است در سال 2012 م. افتتاح شود. بر این مُژده گر سر فشانم رواست. در تمام نقاط جهان و میان همه اماکن مقدّس مذهبی، هیچ بنایی تاکنون مجال و جرأت قد برافراشتن به این قدّ و قواره را نداشته است. برجهای تجاری مکه (ابراج البیت)، که در واقع باید «شاخهای شیطان» خوانده شود، سرشار از نمادهای ماسونی، بنای کعبه را به محاصره گرفته، کار لرد فاستر، معمار و ماسون نامدار، و «مجتمع بن لادن» در سال 2012، که از دیدگاه فرقههای شیطانی شروع «نظم نوین دنیوی» است ساختمان "ابراج البیت" به پایان میرسد و کعبه چنین در سایه نمادهای شیطانی قرار خواهد گرفت. سایه شیطانی ابراج البیت بر سر بیت الله الحرام برج رفیعی که در میان دو بال قرار گرفته، در نوع خود بزرگترین ستون اوبلیکس جهان است که از عهد مصر باستان تاکنون ساخته شده است. همه کسانی که تا یکی دو سال پیش در ایّام برگزاری حجّ تمتّع در رمی جمرات، ستون شیطان را سنگباران کردهاند، شکل ستون میانی خانه شیطان را به یاد دارند. ستونی چهارگوش که در انتها، نوک هرمی شکل خود را مینمایاند. این ستون همان ابلیسک است که امروزه به عنوان یکی از معروفترین نماد فراماسونرهای جهان قابل شناسایی است. میدان بزرگ رو به روی کاخ سفید در واشنگتن، میدان ساختمان بزرگ واتیکان، پاریس، لندن، برزیل و صدها نقطه دیگر جهان، نمونههایی از این ستون را به نمایش گذاشتهاند. حضور این نماد در هر کجای جهان نشان دهنده حضور و سلطه فراماسونرها بر مقدورات و مقدّرات آن سرزمین است. در کشورهایی همچون ترکیه و مصر هم که برای مدّتهای طولانی فراماسونرها زمام امور سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را در اختیار داشته و دارند، این نماد مقدّس ماسونی خود را مینماید. در ایران خودمان هم نمونههایی از این ستون را تا سال 1357 قد برافراشته داشتیم. برج ایفل در فرانسه و برج ساعت لندن دو نمونه فانتزی ابلیسک هستند که توسط معماران ماسونی ساخته شدهاند. امّا ابراج البیت بر بلندای مسجدالحرام گوی سبقت را از همگان ربوده است. این برجها، در خود بزرگترین ابلیسک جهان را در امّ القرای جهان اسلام جای دادهاند؛ البتّه، با تخریب ستون خانه شیطان در رمی جمرات و جایگزین شدن دیوار عریضی به جای آن. این برجها با ابتکار معمار معروف ماسونها؛ یعنی آقای لرد فاستر قد برافراشتند تا هم پاسخی به اساعه ادب مسلمانان به شیطان در وقت تخریب ستونهای خانه شیطان در رمی جمرات باشد و هم جبرانی برای آن. فاستر تا کنون بیش از 200 برج ابلیسک در جهان طراحی کرده و ساخته است. در واقع او معروف ترین معمار سازنده سازنده ابلیسک مورد نظر فراماسونرهاست. از اینجا، برجهای مشرف بر مسجدالحرام و خانه کعبه با دو برج بزرگ دروازهای شکل ساخته شد تا به همگان اعلام نماید نه تنها مملکت سعودی، بلکه خانه مقدّس مسلمانان جهان نیز در آغوش ما و تحت سلطه ماست. میدان بزرگ رو به روی کاخ سفید در واشنگتن، میدان ساختمان بزرگ واتیکان، پاریس، لندن، برزیل و صدها نقطه دیگر جهان، نمونههایی از این ستون را به نمایش گذاشتهاند. حضور این نماد در هر کجای جهان نشان دهنده حضور و سلطه فراماسونرها بر مقدورات و مقدّرات آن سرزمین است. در کشورهایی همچون ترکیه و مصر هم که برای مدّتهایی طولانی فراماسونرها زمام امور سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را در اختیار داشته و دارند، این نماد مقدّس ماسونی خود را مینماید. در ایران خودمان هم نمونههایی از این ستون را تا سال 1357 قد برافراشته داشتیم. چند سال قبل، در سفری به فرانسه، در منطقه مدرن و نوساز پاریس، بنای رفیع دروازهای شکل شیشهای را ملاحظه کردم. البتّه شما هم از دیدار نمونه کاملی از آن بینصیب نماندهاید. طیّ سه چهار سال اخیر دو نمونه بزرگ از برجهای دروازهای شکل شیشهای را در حاشیه غربی بزرگراه مدرّس ساختهاند. بر تپّههای معروف عبّاس آباد. جالب اینجاست که در این دروازهها که از اتّفاق، دولتی هم هستند، هرم معروف چشم جهانبین All seeing eye را هم ساختهاند. این واقعه را به حساب هر کس میخواهید بگذارید با خودتان. به هر روی نمادها و نمادسازها کار خود را میکنند. بگذرم! قابل ذکر است این برج بزرگ در 72 طبقه برکشیده شده است. با توجه به حرکت های نمادین فراماسونرها انتخاب عدد 72 که به عنوان عدد قدرت نزد کابالیست ها شناخته می شود قابل توجه است. از نظر آنان 72 تعداد شیاطینی هستند که (نیروهای جنی) حضرت سلیمان (ع) آنان را برای ساختن معبد بزرگ در خدمت آورده بود. جز این افتتاح برج در 21 دسامبر 2012 نیر قابل توجه است. زیرا از نظر فراماسونرها و گردانندگان سازمان های مخفی در این روز که معروف به روز شیطان است از طریق ابراج البیت سایه این بنای شیطانی بر روی کعبه خواهد افتاد. بد نیست بدانید که در ادبیّات مسیحی، شیطان در شمایل حیوانی با بالهای خفّاش، پاهای شیر و سری چون سر قوچ به تصویر کشیده میشود. این نماد را در بسیاری از فیلمهای هالیوود و از جمله امگا کد 2 میتوانید ببینید. گوییا که معمار صاحب سبک این برجها میخواهد به همگان القاء کند که بالهای شیطان مسجدالحرام را در خود گرفتهاند. در واقع، رمی و سنگباران معکوس از بلندای مسجد آغاز شده است. سنگهای پنهانی نیروهای اهریمنی بر سر و روی حجّاج طواف کننده و عمره گزاران. امواج منفی شیطانی که جان مسلمانان را هدف تیرهای زهراگین میسازد. بسیاری از محقّقان بر این باورند که، انفجار دو برج نیویورک در یازده سپتامبر، در واقع، حاصل پروژه انفجار دروازهای بود که در آن زمان و مکان خاص و البتّه از نظر فراماسونرهای نشسته بر اریکة قدرت سازمانهای مخفی، راه ورود نیروهای شیطانی را بیش از پیش در زمین و در صحن حیات اجتماعی ساکنان زمین هموار ساخت. این بنا، مسجدالحرام، کعبه و طواف را تحت الشّعاع خود قرار میدهد. برج اصلی با ارتفاع 595 متر در کنار شش برج بزرگ مسکونی، که جملگی متعلّق به «مجموعة بن لادن» هستند. حتّی اجازه نمیدهد شما تصویری از مسجدالحرام، گلدستهها و پهنای آسمان داشته باشید. سازمان جهانی و از جمله یونسکو، در حالی چشم خود را بر این هیکل ابلیسی بستهاند که برای ثبت ابنیه تاریخی در ایران مانند میدان بزرگ امام در اصفهان، شرط خود را کوتاه شدن و تقلیل طبقات برج جهان نما در حاشیة میدان اعلام میکنند. سکوت سازمانهای جهانی بیوجه نیست. آنها جملگی تحت مدیریّت سازمانهای ماسونی عمل میکنند. یونسکو به عنوان یکی از بازوهای اصلی و فرهنگی فراماسونری جهانی قابل شناسایی است و رؤسای آن عمدتاً خود فراماسونر هستند، امّا سکوت سازمانهای فرهنگی اسلامی در سراسر جهان اسلام و از جمله ایران توجیه پذیر نیست. مدیران سازمانهای مسئول میراث فرهنگی، در حالی از این موضوع مهم که به آینده اسلام و ایران بستگی دارد، غفلت میورزند که از ردّ و نشان ستونهای تخت جمشید و لوحهای گلی برای لحظهای غفلت نمیورزند و سرمایههای بزرگی را صرف برگزاری نمایشگاهی از این آثار در ایران و اروپا میکنند و گاه رؤیای جشنهای بزرگ ملّی عید نوروز را در خرابههای پرسپولیس در سر میپرورند و همّت خود را مصروف آن میدارند. به قول شاعر من در این بحر تفکّر به کجا و تو کجایی؟ امّا از وجهی دیگر و مهمتر، پروژه 2012 م. که اینک «ایران اسلامی» را به دلیل رویکرد شیعی و ولاییاش از یک سو و «حرمین مکّه و مدینه» را از دیگر سو، چون یک سیبل در تیررس اهداف شیطانی خود قرار داده، به عنوان انتقامگیری شیطان از خدای ابراهیم و آل ابراهیم(ع) قابل شناسایی است. شجره طیّبهای که غرس شد تا از طریق بنیاسماعیل و اوصیای پیامبر آخرالزّمان، دین جهانی و حکومت جهانی مستضعفان در عرصة زمین مستقر شود اعلام پادشاهی جهانی بنیاسرائیل، اینک مشروط به در هم پیچیدن طومار آیین ابراهیم خلیل الرّحمن و «بنیاسماعیل» شده است. ظهور کبرای امام عصر(ع) به منزله تحقّق طرح آسمانی استقرار شجره طیّبهای است که با حضرت ابراهیم(ع) غرس شد تا در دولت کریمه آخرین فرزند این خانواده به برگ و بار بنشیند. ابراج البیت و پروژة ساختن شهرکی مسیحینشین در مکّه که به بهانه آشنا ساختن غیرمسلمانان با اسلام در حال شکلگیری است، اوّلاً؛ جغرافیای حرم را در هم شکسته و این قلعه بزرگ فتح نشدنی را مورد تعرّض و تجاوز اجانب و غیرمسلمانان قرار میدهد. پایگاهی که تاکنون در تصرّف در نیامده و حتّی از آسمانش هیچ هواپیمایی امکان گذر ندارد تا چه رسد به اینکه غیرمسلمانان در آن سکنا گزینند یا جرئت دستاندازی به مسجدالحرام را پیدا کنند. این برجها سایة خود را بر مسجدالحرام میافکنند و تمامی آداب، مناسک صرفاً معنوی و آسمانی را تحت الشّعاع خود قرار میدهد. تأثیرگذاری بر امواج و تشعشعات روحانی و معنوی مسجدالحرام و بیاثر ساختن یا حدّاقل تضعیف این تشعشعات از طریق ابلیسک شیطانی در زمره دومین هدف پنهانی فراماسونری جهانی شیطانپرست قابل شناسایی است. دستاندازی جنود ابلیسی در سالهایی که به ظهور میانجامد و وارد کردن خسارات بزرگ مادّی و معنوی به «انسانها و ادیان»، در گرو حذف موانع باز دارنده است؛ حذف نمادهای بزرگ، مردان بزرگ و تحریف مناسک و آیینها، به تدریج همه سپرهای حفاظتی بشر را که مانع از نفوذ و دخالت جنود شیطانی است، از بین میبرد تا بشر در بیپناهی تمام آماج تیرهای مستقیم شیطانی و جنودش شود. توسعه مراسم و مناسک شیطانپرستی و رواج فرقههای ضدّ دین و شیطانی، بر کشیدن نمادهای فراماسونری در اقصی نقاط جهان اسلام و به ویژه در اطراف اماکن مذهبی، همه سپرهای حفاظتی را از بین برده یا حدّاقل از میدان تأثیر امواج روحانی آنها میکاهد و بشر را بیش از هر زمان در برابر جنود ابلیس بیپناه میسازد. این همه، بر میزان القای خطوات و الهامات و وسواس شیطانی که منشأ همه آلودگیها، گناهان و منکرات در انسان است، میافزاید. ابتلای وحشتناک به غربزدگی مانع از درک این موضوع است. ابلیس و جنودش از طریق القا، الهام، وسوسه، تسریف و تزیین در مراحل اوّلیه انسان را برای انجام گناه تشویق میکنند، امّا در مراحل بالاتر با سلطه یافتن بر انسانها، از آنها به عنوان آلت فعل خود بهره می جویند. سلطه شیطان بر انسان با طیّ مراتبی اتّفاق میافتد تا آنجا که برخی از انسانها در عمل و نظر فرزند خوانده شیطان میشوند. از اینجا همه جوانان مسلمان جهان اسلام، مسلمانان عرب، فارس، ترک و سایر اقوام را برای مقابله با این دسیسهها فرا میخوانم. آنها میتوانند از طریق بمباران رسانهای موج تبلیغاتی وسیعی را برای متوقّف کردن پروژههای غیر رحمانی در سراسر جهان اسلام به راه بیندازند. جوانان غیور عرب زبان در عربستان، یمن، عراق، لبنان و شبه قارّة هند از توانمندی ویژهای برای ایجاد این موج فرهنگی و رسانهای برخوردارند. رایزنان فرهنگی را، در صورتی که از مادّه و تبصرههای اداری خلاص شوند، سفیرانی مکلّف میشناسم تا ضمن رصد کردن طرحها و توطئهها، همة اعتراض خود را در مجامع مذهبی، فرهنگی و حتّی سازمانهای بینالمللی اعلام و مواضع خود را آشکار سازند.
پاسخ : همه چیز در مورد شیطان [h=2]Satan Fingers[/h]Satan Fingers (انگشتان شیطانی) بعضی از نماد های شیطانی هستند که شیطان پرستان از آن ها استفاده می کنند. تصاوير كوچک فايل ضمیمه
پاسخ : همه چیز در مورد شیطان [h=2]شیطان در حالت احتضار[/h] استاد آیت الله محمدی اشتهاردی در کتاب داستان دوستان، ج 5، حكایت 6 می نویسد: یكی از علمای ربانی نقل میكرد در ایام طلبگی دوستی داشتم كه ساعتی داشت و بسیار به آن علاقهمند بود و همواره در یاد آن بود كه گم نشود و آسیبی به آن نرسد. او بیمار شد و بر اثر بیماری آنچنان حالش بد شد كه حالت احتضار و جان دادن پیدا كرد، در این میان یكی از علما در آنجا حاضر بود و او را تلقین میداد و میگفت: بگو «لا اِلهَ اِلاَّاللَّهُ»، او در جواب میگفت: «نشكن، نمیگویم». ما تعجب كردیم كه چرا او بجای ذكر خدا، میگوید: نشكن نمیگویم، همچنان این معما برای ما بدون حل ماند، تا این كه حال آن دوست بیمارم اندكی خوب شد و من از او پرسیدم: این چه حالی بود كه پیدا كردی؟ ما میگفتیم بگو: لا اله الا الله، تو در جواب میگفتی: نشكن نمیگویم. او گفت: اول آن ساعت را بیاورید تا بشكنم، آن را آوردند و شكست، سپس گفت: من دلبستگی خاصی به این ساعت داشتم؛ هنگام احتضار، شما میگفتید بگو: لا اله الاالله؛ و من شیطان را میدیدم كه همان ساعت را در یك دست خود گرفته، و با دست دیگر چكشی بالای آن ساعت نگه داشته و میگوید: اگر بگوئی لااله اله الله، این ساعت را میشكنم، من هم به خاطر علاقه وافری كه به ساعت داشتم میگفتم: ساعت را نشكن، من لا اله الا الله نمیگویم!
پاسخ : همه چیز در مورد شیطان [h=2]4 باری که شیطان فریاد کشید[/h] محتوای سوره مبارکه حمد سوره حمد كه نام دیگرش «فاتحه الكتاب» است، هفت آیه دارد1 و تنها سورهاى است كه بر هر مسلمانى واجب است حداقل روزانه ده بار آن را در نمازهاى شبانه روزى بخواند وگرنه نماز او باطل است. «لا صلاة الّا بفاتحه الكتاب»2 بنا به روایت جابر بن عبد اللّه انصارى از رسول اكرم(صلی الله علیه و آله): این سوره بهترین سورههاى قرآن است.3 آیات سورهى مباركه فاتحه، اشاراتى در بارهى خداوند و صفات او، مسأله معاد، شناخت و درخواست رهروى در راه حقّ و قبول حاكمیت و ربوبیّت خداوند دارد. همچنین به ادامهى راه اولیاى خدا، ابراز علاقه و از گمراهان و غضبشدگان اعلام بیزارى و انزجار شده است. سورهى حمد همانند خود قرآن مایهى شفاست، هم شفاى دردهاى جسمانى و هم شفاى بیمارىهاى روحى.4 درسهاى تربیتى سورهى حمد در تفسیر نمونه به مواردی از اثرات تربیتی سوره حمد اشاره شده است كه با توجه و عمل به هركدام از این موارد، انسان هرچه بیشتر در راه شناخت و نزدیكی به پروردگار قرار میگیرد: 1- انسان در تلاوت سورهى حمد با «بِسْمِ اللَّهِ» از غیر خدا قطع امید میكند. 2- با «رَبِّ الْعالَمِینَ» و «مالِكِ یَوْمِ الدِّینِ» احساس مىكند كه مربوب و مملوك است و خودخواهى و غرور را كنار مىگذارد. 3- با كلمه «عالمین» میان خود و تمام هستى ارتباط برقرار مىكند. 4- با «الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» خود را در سایه لطف او میداند. 5- با «مالِكِ یَوْمِ الدِّینِ» غفلتش از آینده زدوده میشود. 6- با گفتن «إِیَّاكَ نَعْبُدُ» ریا و شهرت طلبى را زایل میكند. 7- با «إِیَّاكَ نَسْتَعِینُ» از ابرقدرتها نمیهراسد. 8- از «أَنْعَمْتَ» مىفهمد كه نعمتها به دست اوست. 9- با «اهْدِنَا» رهسپارى در راه حقّ و طریق مستقیم را درخواست میكند. 10- در «صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ» همبستگى خود را با پیروان حقّ اعلام میكند. 11- با «غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ» و «ولَا الضَّالِّینَ» بیزارى و برائت از باطل و اهل باطل را ابراز میدارد. سوره حمد، اساس قرآن است در حدیثى از پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) مىخوانیم كه: «الحمد ام القرآن» و این به هنگامى بود كه جابر بن عبداللَّه انصارى خدمت پیامبر(صلی الله علیه و آله) رسید، پیامبر(صلی الله علیه و آله) به او فرمود: «الا اعلمك افضل سورة انزلها اللَّه فى كتابه؟ قال فقال له جابر بلى بابى انت و امى یا رسول اللَّه! علمنیها، فعلمه الحمد، ام الكتاب». آیا برترین سورهاى را كه خدا در كتابش نازل كرده به تو تعلیم كنم، جابر عرض كرد آرى پدر و مادرم به فدایت باد، به من تعلیم كن، پیامبر(صلی الله علیه و آله) سوره حمد كه ام الكتاب است به او آموخت، سپس اضافه فرمود این سوره شفاى هر دردى است مگر مرگ.5 و نیز از پیامبر(صلی الله علیه و آله) نقل شده كه فرمود: «و الذى نفسى بیده ما انزل اللَّه فى التوراة، و لا فى الزبور، و لا فى القرآن مثلها، هى ام الكتاب»، قسم به كسى كه جان من به دست او است خداوند نه در تورات و نه در انجیل و نه در زبور، و نه حتى در قرآن، مثل این سوره را نازل نكرده است، و این ام الكتاب است.6 وجه توحیدی سوره حمد در حقیقت سوره حمد هم بیانگر توحید ذات است، هم توحید صفات، هم توحید افعال، و هم توحید عبادت. و به تعبیر دیگر این سوره مراحل سهگانه ایمان: اعتقاد به قلب، اقرار به زبان، و عمل به اركان را در بر دارد، و مىدانیم« ام» به معنى اساس و ریشه است. شاید به همین دلیل است كه« ابن عباس» مفسر معروف اسلامى مىگوید: «ان لكل شىء اساسا ... و اساس القرآن الفاتحة»، هر چیزى اساس و شالودهاى دارد ... و اساس و زیر بناى قرآن، سوره حمد است. روى همین جهات است كه در فضیلت این سوره از پیامبر(صلی الله علیه و آله) نقل شده: «ایما مسلم قرأ فاتحه الكتاب اعطى من الاجر كانما قرأ ثلثى القرآن، و اعطى من الاجر كانما تصدق على كل مؤمن و مؤمنه»، هر مسلمانى سوره حمد را بخواند پاداش او به اندازه كسى است كه دو سوم قرآن را خوانده است (و طبق نقل دیگرى پاداش كسى است كه تمام قرآن را خوانده باشد) و گویى به هر فردى از مردان و زنان مؤمن هدیهاى فرستاده است.7 تعبیر به دو سوم قرآن شاید به خاطر آنست كه بخشى از قرآن توجه به خدا است و بخشى توجه به رستاخیز و بخش دیگرى احكام و دستورات است كه بخش اول و دوم در سوره حمد آمده، و تعبیر به تمام قرآن به خاطر آن است كه همه قرآن را از یك نظر در ایمان و عمل مىتوان خلاصه كرد كه این هر دو در سوره حمد جمع است. سوره حمد افتخار بزرگ پیامبر(صلی الله علیه و آله) جالب اینكه در آیات قرآن سوره حمد به عنوان یك موهبت بزرگ به پیامبر(صلی الله علیه و آله) معرفى شد، و در برابر كل قرآن قرار گرفته است، آنجا كه مىفرماید: «وَ لَقَدْ آتَیْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِی وَ الْقُرْآنَ الْعَظِیمَ»، ما به تو سوره حمد كه هفت آیه است و دو بار نازل شده دادیم همچنین قرآن بزرگ بخشیدیم (سوره حجر آیه 87). قرآن با تمام عظمتش در اینجا در برابر سوره حمد قرار گرفته است، نزول دوباره آن نیز به خاطر اهمیت فوق العاده آن است. همین مضمون در حدیثى از امیر مؤمنان على(علیه السلام) از پیامبر(صلی الله علیه و آله) نقل شده است كه فرمود: «ان اللَّه تعالى افرد الامتنان على بفاتحة الكتاب و جعلها بازاء القرآن العظیم و ان فاتحة الكتاب اشرف ما فى كنوز العرش»، خداوند بزرگ به خاطر دادن سوره حمد بالخصوص بر من منت نهاده و آن را در برابر قرآن عظیم قرار داده، و سوره حمد با ارزشترین ذخائر گنجهاى عرش خدا است»!8 در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مىخوانیم: «شیطان چهار بار فریاد كشید و ناله سر داد نخستین بار روزى بود كه از درگاه خدا رانده شد، سپس هنگامى بود كه از بهشت به زمین تنزل یافت، سومین بار هنگام بعثت محمد(صلی الله علیه و آله) بعد از فترت پیامبران بود، و آخرین بار زمانى بود كه سوره حمد نازل شد»! 9 در عیون اخبار الرضا(علیه السلام) در حدیثى از پیامبر(صلی الله علیه و آله) مىخوانیم: خداوند متعال چنین فرموده: من سوره حمد را میان خود و بندهام تقسیم كردم نیمى از آن براى من، و نیمى از آن براى بنده من است، و بنده من حق دارد هر چه را مىخواهد از من بخواهد: هنگامى كه بنده میگوید «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» خداوند بزرگ مىفرماید بندهام بنام من آغاز كرد، و بر من است كه كارهاى او را به آخر برسانم و در همه حال او را پر بركت كنم، و هنگامى كه مىگوید «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ» خداوند بزرگ میگوید بندهام مرا حمد و ستایش كرد، و دانست نعمتهایى را كه دارد از ناحیه من است، و بلاها را نیز من از او دور كردم، گواه باشید كه من نعمتهاى سراى آخرت را بر نعمتهاى دنیاى او مىافزایم، و بلاهاى آن جهان را نیز از او دفع مىكنم، همانگونه كه بلاهاى دنیا را دفع كردم. و هنگامى كه مىگوید « الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» خداوند مىگوید: بندهام گواهى داد كه من رحمان و رحیمم، گواه باشید بهره او را از رحمتم فراوان مىكنم، و سهم او را از عطایم افزون مىسازم. و هنگامى كه مىگوید « مالِكِ یَوْمِ الدِّینِ» او مىفرماید: گواه باشید همانگونه كه او حاكمیت و مالكیت روز جزا را از آن من دانست، من در روز حساب، حسابش را آسان مىكنم، حسناتش را مىپذیرم، و از سیئاتش صرف نظر مىكنم. و هنگامى كه مىگوید « إِیَّاكَ نَعْبُدُ» خداوند بزرگ مىگوید بندهام راست مىگوید، تنها مرا پرستش مىكند، من شما را گواه مىگیرم بر این عبادت خالص ثوابى به او مىدهم كه همه كسانى كه مخالف این بودند به حال او غبطه خورند. و هنگامى كه مىگوید « إِیَّاكَ نَسْتَعِینُ» خدا مىگوید: بندهام از من یارى جسته، و تنها به من پناه آورده گواه باشید من او را در كارهایش كمك مىكنم، در سختیها به فریادش مىرسم، و در روز پریشانى دستش را مىگیرم. و هنگامى كه مىگوید « اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ ...» (تا آخر سوره) خداوند مىگوید این خواسته بندهام بر آورده است، و او هر چه مىخواهد از من بخواهد كه من اجابت خواهم كرد آنچه امید دارد، به او مىبخشم و از آنچه بیم دارد ایمنش مىسازم. خلاصه خلاصه مفهوم سوره حمد، این است كه خداوند نخست خودش را با اوصاف كمال و جمالش تمجید و توصیف مىكند و با افعال و اوصاف متعالىاش خود را معرفى مىنماید: تربیت عمومى، رحمت عامّه و سلطنت روز جزا را كه از آن او است، به بشر یادآورى مىكند، آنگاه نتیجهگیرى مىكند كه عبادت، پرستش و استعانت اختصاص به خدا دارد و جز او كسى سزاوار ستایش وپرستش نیست، این است كه باید تنها خدا را پرستش نمود و از او یارى و مدد خواست. سپس راه دعا و نیایش را به انسانها تعلیم مىكند و تذكرشان مىدهد كه از خداوند درخواست كنند تا آنان را به صراط مستقیم و راه راست و به سوى سعادت جاودانى هدایتشان كند، به یك حیات جاودانه و زندگى ابدى و به نعمتهاى غیر قابل زوال و پایان ناپذیرشان برساند و در نور و روشنایى كه تاریكى و ظلمتى بعد از آن وجود ندارد، قرارشان دهد. و در آخرین مرحله این نكته را بیان مىكند كه راه مستقیم و هدایت به كسانى اختصاص دارد كه خداوند با رحمت و فضل خویش آنها را مشمول رحمت بىپایان و نعمتهاى فراوان خویش ساخته و الطاف خاصى مبذولشان داشته است و این راه با راه كسانى كه مورد خشم و غضب خدا قرار گرفتهاند و با راه كسانى كه از راه صحیح منصرف گردیدهاند، متمایز و جداست. بنابراین، سوره حمد از چهار بخش تشكیل یافته و هر بخش هدفى در بر دارد و مجموعا چهار هدف عالى و مهم را تعقیب میكند: 1- خدا را با صفات عالى و كمالىاش براى انسانها توصیف و معرفى مىكند. 2- عبادت، پرستش و استعانت مخصوص به خداست و جز او كسى سزاوار آن نیست. 3- هدایت به راه راست و شناخت راه راست و راه نیكان را باید از پیشگاه الهى خواست و در راهیابى از او مدد و یارى جست. 4- راه نیكان از راه خشم زدگان (مغضوبین) و از راه گمراهان (ضالّین) متمایز و جداست. 1- عدد هفت، عدد آسمانها، ایّام هفته، طواف، سعى بین صفا و مروه و پرتاب سنگ به شیطان نیز مىباشد. 2- مستدرك، ج 4، ح 4365. 3- بحارالانوار، ج 92، ص 257. 4- علّامه امینى قدس سره در تفسیر فاتحة الكتاب، روایات زیادى را در این زمینه نقل نموده است. 5- "مجمع البیان" و" نور الثقلین" آغاز سوره حمد. 6- همان مأخذ. 7- مجمع البیان آغاز سوره حمد 8- تفسیر برهان جلد اول صفحه 26 طبق نقل تفسیر البیان 9- نور الثقلین جلد اول صفحه 4
پاسخ : همه چیز در مورد شیطان [h=2]صفتی که شیطان نداشت ![/h] تعریف تواضع در قرآن کریم برای بندگان خدا اوصافی ذکر شده که یکی از آن ها تواضع و فروتنی می باشد، در این گفتار، نکاتی پیرامون این موضوع بیان می شود. تواضع عبارت از فروتنی و تسلیم در برابر دستورات خدای سبحان، که در روایت هم اسلام به معنای تسلیم آمده است: الاسلام هوالتسلیم 1 و تسلیم بودن در برابر دستورات پیامبر و ائمه معصومین علهیم السلام و خود را برتر از دیگران ندانستن می باشد. صاحب کتاب معراج السعاده می فرماید: ضد صفت کبر، تواضع است و آن عبارت است از شکسته نفسی، که نگذارد آدمی خود را برتر از دیگران ببیند. 2 تواضع در قرآن 1- در سوره فرقان آمده: «وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا» 3؛ بندگان خدا آن کسانی هستند که با تواضع و فروتنی راه می روند. معنی کلمه هون: هون به طوری که راغب در مفردات گفته به معنای تذلل و تواضع است و بنابراین به نظر می رسد که مقصود از راه رفتن در زمین نیز کنایه از زندگی کردنشان در بین مردم و معاشرتشان با آنان باشد.4 در مجمع البیان در ذیل آیه فوق از امام صادق علیه السلام روایتی آمده است که فرمود: کسانی هستند که وقتی راه می روند، همان طور که طیبعیت ایشان است، قدم برمی دارند؛ در راه رفتن تصنع نمی کنند و غیرطبیعی و با تکبر راه نمی روند. 2- «وَلاَ تَمْشِ فِی الأَرْضِ مَرَحًا إِنَّكَ لَن تَخْرِقَ الأَرْضَ وَلَن تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولاً» 5؛ و با غرور بر زمین راه مرو که خداوند متکبران را دوست ندارد و در راه رفتن اعتدال را رعایت کن. 3- « وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ» 6 ؛ و روی زمین با تکبر راه مرو؛ نمی توانی زمین را بشکافی، و طول قامتت هرگز به کوه ها نمی رسد . دعوت پیامبر اسلام به تواضع در برابر مومنین 1- «وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ» 7 ؛ در برابر هر یک از مؤمنان که از تو پیروی می کند بال فروتنی فرودآر. 2- «وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ» 8 ؛ در برابر هر یک از مؤمنان که از تو پیروی می کند بال فروتنی فرودآر، دستور تواضع به فرزندان در برابر پدر و مادر «وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَة» 9 سوال: چرا قرآن کریم در آیه سوره فرقان و لقمان در مورد راه رفتن همراه با تواضع و فروتنی تاکید کرده است؟ پاسخ: صفات و روحیات بد و نیک انسان غالباً از خلال کارهای جزئی او آشکار می شود؛ چه بسا نحوه سیگار کشیدن شخصی، کیفیت امضای فردی، نمایانگر روحیات او باشد از این جهت قرآن مجید می خواهد با روحیات بد، هنگام بروز نخستین جوانه آن مبارزه کند و هرگز نباید نسبت به این نوع کارهای جزئی با دیده بی اعتنایی بنگریم، زیرا چه بسا کار جزئی و کوچک، نشان دهنده کانون فساد در درون آدمی می باشد جوش های مختصر و یا دمل های کوچکی که در اطراف بدن نمایان می گردند، هر چند جزئی و کوچکند، اما همین ها از نظر یک پزشک نشان دهنده چرک های عظیم درونی است که در میان خون لانه گزیده اند و خود را از این طریق نشان می دهند. 10 اوصاف متواضعین در قرآن به نظر می رسد، منشأ بسیاری از بیماری های روانی در انسان ها عدم اعتقاد به خداوند و عدم اتکای انسان بر منبع عظیم وحی الهی است. اگر انسان این نقطه اتکای اساسی و مهم را از دست بدهد، سیل حوادث و بحران های روانی او را فرا می گیرد و روان او را آماج تیرهای آفات و امراض قرار می دهد. خداوند می فرماید: «الَّذِینَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَالصَّابِرِینَ عَلَى مَا أَصَابَهُمْ وَالْمُقِیمِی الصَّلَاةِ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ» 11؛ و بشارت بده متواضعان و تسلیم شوندگان را همان ها که وقتی نام خدا برده می شود دل هایشان مملو از خوف خدا می گردد و آن ها که در برابر مصائبی که به آنان می رسد شکیبا و استوارند و آن ها که نماز را بر پا می دارند و از آن چه روزیشان داده ایم اتفاق می کند. در این آیه چهار ویژگی متواضعین ذکر شده که عبارتند از 1- خوف از پروردگار 2- صبر و شکیبایی 3- اقامه نماز 4- انفاق سوال: چرا صفت تواضع پیش از هر صفت دیگری در وصف بندگان خدا ذکر شده است؟ پاسخ: در درون انسان دو نیروی متضاد وجود دارد و تکامل انسان بر اثر همین دو نیروی مخالف است که در درون او در حال کشمکش اند و اگر این تضاد نبود، تکامل وجود نداشت. یکی از این دو نیرو، عقل است که انسان را به سوی صفات عالی انسانی سوق می دهد، و از رذائل اخلاقی باز می دارد، و دیگری غرائز و خواسته های نفسانی است که جز لذت چیزی نمی خواهد و برای عمل و کار خود، هیچ حد و مرزی نمی شناسد در حقیقت این غرائز حکم موتور ماشین را دارند که به انسان تحرک و جنبش می بخشد، در حالی که عقل، حکم ترمز را دارد که آن ها را محدود می کند و انسان را از سقوط در دره بدبختی باز می دارد، و از طرفی دیگر سقوط انسان به طور تدریجی انجام می گیرد و اولین نقطه لغزش او کبر است که لغزش های دیگری را به دنبال می آورد شیطان با آن همه عبادت طولانی خویش، بر اثر روح خودخواهی و کبر لغزید، که فرمود: وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِیسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِینَ12 ؛ و به فرشتگان گفتیم : آدم را سجده کنید ، همه سجده کردند جز ابلیس ،، که سرباز زد و برتری جست و او از کافران بود. اگر شیطان به صورت بدبخت ترین موجودات جهان درآمده، علتش این بوده که غرور خودخواهی، پرده ای ضخیم در برابر دیدگانش پدید آورد، به طوری که با کمال جرأت چنین گفت: «من از او بهترم، مرا از آتش خلق کردی و او را از خاک» 13 از این سرگذشت می توان نتیجه گرفت که نخستین پایه کفر، همان کبر و سرکشی است چنانچه در روایت آمده: «اصول الکفر ثلاث، الکبر، الحسد، و الحرص» . و نخستین پایه سعادت و پیمودن راه بندگی و پیروزی بر قوای شیطانی و اهریمنی، تسلیم در برابر آفریدگار جهان است.14 شبهه ای در تواضع و پاسخ آن برخی از روانشناسان معتقدند، اگر انسان خویشتن را کمتر و بی ارزش تر از دیگران بداند، به عقده حقارت مبتلا شده، در نتیجه نمی تواند با دیگران ارتباط برقرار کند، نمی تواند به خوبی صحبت کند و دچار خجلت و شرم زیاد می شود و اعتماد به نفس خویش را از دست می دهد، از اجتماع گریزان شده، گوشه گیر می شود؛ حال چگونه می توان بین تواضع و اعتماد به نفس جمع کرد. پاسخ: به نظر می رسد، منشأ بسیاری از بیماری های روانی در انسان ها (بدون این که بخواهیم نقش خانواده و محیط را ندیده بگیریم) عدم اعتقاد به خداوند و عدم اتکای انسان بر منبع عظیم وحی الهی است. اگر انسان این نقطه اتکای اساسی و مهم را از دست بدهد، سیل حوادث و بحران های روانی او را فرا می گیرد و روان او را آماج تیرهای آفات و امراض قرار می دهد؛ اما اگر همه کنش ها و واکنش های خویش را با موازین آسمانی تنظیم کند، از بسیاری از آلام روانی نجات می یابد، از این جهت در روایات تواضع «به خدایی بودن»، مقید گشته است (من تواضع لله رفعه الله). اگر انسان در برابر دیگران، فقط به فکر خوشنودی خدا باشد و عمل او برای خداوند خالص گردد، هیچ حقارتی احساس نخواهد کرد پس تواضعی پسندیده است که ناشی از اخلاص برای خداوند باشد و تواضعی که ناشی از ضعف، شکست و خود کم بینی باشد، ارزشی و ثوابی ندارد. طبق این تحلیل باید گفت: اگر تواضع انسان، در برابر دیگران، تنها به دلیل عبودیت و اطاعت از فرمان الهی باشد، نه تنها موجب تضعیف نفس نخواهد شد که موجب افتخار انسان نیز می گردد، یعنی انسان تواضع را عبادت خدا می داند و بر آن افتخار می کند همان گونه که بر خاک افتادن و در مقابل ذات مقدس خداوند، پیشانی بر خاک سائیدن و سجده کردن، موجب احساس حقارت و کوچکی در هیچ مومنی نمی شود، بلکه موجبات افتخار و عزت او را فراهم می آورد. همین طور تواضع انسان در برابر دیگران، در صورتی که برای خداوند و برای اجرای فرمان او باشد، افتخار آفرین است. 14
پاسخ : همه چیز در مورد شیطان [h=2]من فقط دعوتتان کردم ![/h] سرّ آفرینش شیطان چه بود ؟! طبق آیات الهی هرچیزی در آفرینش دلیلی داشته و در نظام آفرینش هیچ چیز بدون دلیل و هدف آفریده نشده و باید بدانیم که : 1- خداوند همه چیز را بجا و خیرآفریده و راه هدایت را نیز به خوبی ترسیم نموده است و اگر انسان کژ راهه را برگزیند خود مسئول است و در پیروی از شیطان هیچ جبر و زوری وجود ندارد . زیرا در واقع شیطنت شیطانی زیانی به بندگان نمی رساند بلکه می تواند نردبان ترقی انسان باشد مگر آنکه انسان خود پیروی از شیطان را برگزیند . 2- تسلط شیطان بر انسان محدود است ، او می گوید همه را گمراه خواهم ساخت ، مگر بندگان خالص تو از میان آنان را . خداوند نیز از تسلط محدود شیطان چنین یاد می کند : « إِنَّ عِبَادِی لَیْسَ لَكَ عَلَیْهِمْ سُلْطَانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِینَ »[1] 3- سیطره و حکومت شیطان تنها بر گروهی است که سرپرستی و رهبری شیطان را پذیرفته اند . خداوند می فرماید: او را برکسانی که ایمان آورده اند و بر پروردگارشان توکل می کنند ، تسلطی نیست . تسلط او فقط بر کسانیست که وی را به سرپرستی بر می گیرند ، و برخداوند شرک می ورزند . 4- ارتباط شیطان با انسان تنها در حد « دعوت» و « اجابت» است . به این معنی که شیطان انسان را به معصیّت دعوت می کند ، اما در پذیرش این دعوت هیچ اجباری ندارد . مر ا برشما هیچ کس تسلطی نبود ، جز اینکه شما را دعوت کردم و شما دعوت مرا اجابت نمودید ، پس مرا ملامت نکنید و خود را ملامت کنید به فرموده خدا ، ما انسان را به هر دو راه خیر و شر هدایت نمودیم . این انسان است که باید با اختیار خود دعوت خیر الاهی را بپذیرد و به دعوت شیطان پشت پا نهد . شیطان در قیامت در پاسخ کسانی که به او اعتراض می کنند و او را مسئول گمراهی خویش می شمارند چنین می گوید : " مر ا برشما هیچ کس تسلطی نبود ، جز اینکه شما را دعوت کردم و شما دعوت مرا اجابت نمودید ، پس مرا ملامت نکنید و خود را ملامت کنید ".[2] 5- وجودشیطان عاملی برای آزمایش انسان است . علامه طباطبائی شیطان را از خدمتگزاران نوع بشر معرفی می کند و وجود او را از ارکان نظام عالم انسانی که بر سنت اختیار استوار است ، می شمارد . امیر مومنان(علیه السلام ) می فرماید : « خداوند متعال برای نشان دادن استحقاق شیطان به غضب ربانی و تکمیل دوران آزمایش او و عمل به وعده خویش ، مهلتی به خود شیطان داد و فرمود : تو ای شیطان از جمله کسانی هستی که به آنان مهلت داده شده است ». 6- ضرورت وجود شیطان از نظر نظام کلی روشن شد . اگر شیطان و دعوت او به بدی نباشد ، هیچ عمل صالحی انجام نمی گیرد . عمل صالح وخوب بودن ، نشان دهنده این راز است که نفس امّاره و شیطانی هست و امکان رفتن به راه شیطان وجود دارد . ولی انسان صالح از میان دو راه ، راه راست را بر می گزیند . درواقع رمز وجهت برتری انسان نسبت به دیگر موجوادات نیز در همین داشتن عقل و اختیار است که او می تواند خوب و بد را تشخیص داده و یکی را انتخاب کند . 7- البته خداوند انسان را در برابر طوفان وسوسه های شیطان ، تنها رها نساخته و برای مقابله و خنثی سازی وسوسه های شیطان نیروهای فراوانی را قرار داده است . عقل ، فطرت ، وجدان ، پیامبران و فرشتگان الهی را می توان از امداد رسانان انسان در مقابله با شیطان شمرد . برای اینکه حکمت خلقت این موجود موذی را بیشتر لمس کنیم خوب است که به این داستان توجه کنید : حضرت سلیمان «على نبینا و آله و علیه السلام » عرض كرد : خدایا تو مرا بر جن و انس و وحوش و طیور وملائكه و دیوها مسلّط كردى ، ولى یك خواهشى از تو دارم و آن اینكه اجازه دهى بر شیطان هم مسلّط شوم و او را زندانى و حبس كنم و به غل و زنجیرش بكشم كه این قدر مردم را به گناه و معصیت نیندازد . خطاب رسید : اى سلیمان مصلحت نیست . عرض كرد : خدایا وجود این معلون براى چه خوبست ؟! ندا آمد : اگر شیطان نباشد كارهاى مردم معطل مى ماند ، عقب مى افتد ، كار مردم پیش نمى رود... عرض كرد : خدایا من میل دارم این ملعون را چند روزى حبس كنم . خطاب رسید : حالا كه اصرار دارى ؛ بسم اللّه ، او را بگیر . حضرت سلیمان « على نبینا و آله و علیه السلام » فرستاد او را آوردند ، غل و زنجیرش كردند و به زندان انداختند . حضرت كارش زنبیل بافى بود ، زنبیل درست مى كرد و مى برد بازار مى فروخت و از این راه نان خود را در مى آورد . « در حالى كه در خبر است كه هر روز چهار هزار شتر و پنج هزار گاو و شش هزار گوسفند در آشپزخانه حضرت طبخ مى شد ، با وجود این حضرت خود زنبیل بافى مى كرد و نان خود را تهیه می کردند ».[3] یك روز زنبیل درست كرد و به خدمتگزاران داد كه ببرند بازار بفروشند و قدرى آرد جو با پولش بخرند تا نان بپزد و تناول كند . آن روز خدمتگزاران دیدند ، بازارها بسته اند . خبر آوردند : آقا بازارها بسته است ، حضرت فرمود : مگر چه شده ؟! براى چه بسته است ؟! گفتند: نمى دانیم ، زنبیل ها ماند ، و حضرت آن روز را با آب افطار كردند . روز بعد باردیگرغلامان را فرستاد زنبیل ها را به بازار ببرند و بفروشند . باز خبر آوردند كه بازارها بسته و مردم به قبرستانها رفته و مشغول گریه و زارى هستند . خدایا چه شده مردم چرا دل به كاسبى نمى دهند ؟! خطاب رسید : «اى سلیمان تو دلال بازار را گرفتى و زندان كردى ، نگفتم : مصلحت نیست شیطان را زندانى كنى ؟» . حضرت سلیمان دستور داد ، شیطان را آزاد كردند ، صبح كه شد ، دید مردم صبح زود به در مغازه هایشان رفته اند و مشغول كسب و كار شده اند . پس اگر شیطان نباشد امورات دنیا نظم نمى گیرد . قدرت پروردگار را مشاهده مى كنید ؟! از همین دشمن هم جهت نظم امور استفاده كرده است [4] . شیطان؛ استاد آرایشگری اعمال زشت وسوسه در مقام عمل زمانی است كه انسان میخواهد كاری را برای لذت ، بهرهمندی و یا فرار از رنج و درد ، انجام دهد. اگر لذت یا بهرهای كه انسان میخواهد آن را به دست بیاورد حرام باشد ، شیطان با وسوسه ، آن لذت و بهره را در نظر انسان بسیار بالا و بزرگ جلوه میدهد . شیطان به سراغ همه انسانها میآید ، گاهی میشود انسان نسبت به چیزی علاقه پیدا كرده و آن چیز برای او جذابیت پیدا میكند . گویا كسی به او میگوید این خیلی بیش از آنچه او فكر میكند زیباست . مَثَل معروفی میگوید “سركه ی دزدی ، شیرینتر از حلواست !” سركه ی ترش چون دزدی است ، تصور میكند شیرین است . این عاملی است كه شیطان برای انسان تزیین كرده و آن را بیش از حد جلوه میدهد . قرآن میفرماید : كار شیطان زینت دادن و آراستن عمل زشت است ؛ در جایی كه عمل زشت است ، آن را زیبا نشان میدهد. در آن جایی كه باید انسان كاری نیك انجام دهد كه مقداری هزینه و زحمت و فكر و تلاش نیاز دارد ، شیطان دست به كار شده و شروع به ترساندن وی میكند . میگوید : “این كار را نكن، خودت را خسته نكن ، این خیلی زحمت دارد ، حالا بگذار باشد تا فردا ببینیم چه میشود . نیاز نیست به آن فقیر كمك كنی، دیگران هستند كه به او كمك كنند . بیهوده پولها را خرج نكن ، خودت محتاج میشوی !” از همین رو سفارش شده اگر میخواهید كار خیری انجام دهید ، فوری آن را انجام دهید . شیطان دو کار اصلی دارد: یكی تزیین كارهای زشت و گناه و دیگری ترساندن و تخویف از انجام كارهای خوب . مکالمه ای در قرآن ذکر شده که دانستنش می تونه تلنگری برای ما باشد که انشاءالله ازاین موجود رجیم دوری گزینیم . آن ، مکالمه و گفتگوی مردم گمراه شده با شیطان در جهنم است : گمراهان خطاب به شیطان میگویند : تو بودی كه ما را گمراه كردی . شیطان در پاسخ میگوید : هنر من آن بود كه به شما وعده دروغ دادم سپس آشكار میشد كه وعدههای من توخالی و پوچ است اما شما فریب وعدههای دروغ من را میخوردید . من كسی را به زور مجبور به گناه نكردم جز آن كه شما را دعوت كردم تا بیایید ، با آن كه میدیدید وعدههای من خلاف و دروغ است اما باز ، فریب میخوردید . در پایان نیز شیطان اعتراف میكند كه هم من و هم شما گناهكاران مقصریم . نه من میتوانم به فریاد شما برسم و نه شما میتوانید به فریاد من برسید[5] . شیطان دو کار اصلی دارد: یكی تزیین كارهای زشت و گناه و دیگری ترساندن و تخویف از انجام كارهای خوب كوچك شمردن گناه ، رمزهایی از دام شیطان مواظب باشیم كه حرمتهای الهی را حفظ كنیم . هیچ گناهی را كوچك نشماریم. این سّر نیافتادن در دام شیطان است. اولین چیزی كه باعث میشود انسان از مسیر صحیح منحرف بشود و آهسته آهسته به راه شیطان كشیده شود ،“استصغار الذنب” یعنی کوچک شمردن گناه است . زمانی كه انسان به بهانههای گوناگون ، یك نگاه حرام ، یک دروغ کوچک به توجیه خودش مصلحتی ! را كوچك شمارد ، پس از مدتی به گناه اعتیاد پیدا می کند و دیگر گناه نکردن برایش غیر ممکن و یا حداقل بسیار سخت می شود . شیطان و تهدید به فقر و دعوت به فحشا شناخت شیطان و آگاهی از حضور او ، کار چندان دشواری نیست و بسیاری از وسوسههای شیطان را میتوان با دقت در ردپای او در کردار و گفتار، به راحتی پیدا کنیم . برای مثال ، چنانچه از قرآن کریم برداشت میشود ، «تهدید به فقر» و «دعوت به فحشا» ، دو نشانه آشکار حضور شیطان است . آنگاه که آدمی میخواهد انفاق کند و صدقه بپردازد و نیز هنگام پرداخت حقوق واجبش چون زکات وخمس مالش ، معمولاً شیطان با یادآوری این نکته ی موهوم که فقر و تهیدستی و کم پولی در راه هست ، میکوشد او را از خیر بزرگ بیبهره کند . همچنین هرگاه میل به فحشا و منکرات در آدمی پدید میآید ، حضور خدا کم رنگ است و چیزی جز وسوسه شیطانی درمیان نیست . این دو وظیفه شوم شیطان ، در آیهای از قرآن کریم چنین آمده است : « الشَّیْطانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَ یَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشاءِ؛ شیطان شما را (به هنگام انفاق) وعده فقر میدهد (از فقر میترساند) و به فحشا دعوت میکند »[5] .