1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

همه چیز در مورد شیطان

شروع موضوع توسط + فاطمه + ‏19/2/13 در انجمن ادیان الهی

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/11
    ارسال ها:
    15,730
    تشکر شده:
    8,311
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : همه چیز در مورد شیطان

    [h=2]راههای نفوذ شیطان در انسان[/h]
    به نام خدا

    از نظر اسلام،انسان از جانب خـداوند مسئول
    حاکمیت بخشیدن به راه و رسم و قوانین او در ارتباط با زند گـی فردی و اجتماعی و عمران و آبادانی
    و فراهم گردانیدن «امنیّت وآزادی و عدالت » بر اساس«توحید و تقوا و عدالت" است.
    گام نهادن در این راه ,گام نهادن در راه عبــودیت خــداوند
    و رهایی از هـمه بندگی ها و قید و بندهای دست وپا گیر
    و حرکت در مسیر تکامل و تعالی و سعادت همه جانبه دنیا و آخرت است.
    «عبودیتی» که جزبا «استعانت» از خداوند بی همتا و توسل به هدایت قرآن و سنّت رسول خدا( صلی الله علیه و سلم)
    و بهره گیری از سنتـها و اسـباب و قوانین حـاکم بر نظام هستی و روابـط اجتماعی امکان پذیر نیست.
    و در مسیر صراط مسـتقیم جز با عبور از مـوانع «فرمانروایان و فریاد رسان» ناحـق و ناروا
    و «رغـبت»تنها به رحـمت خداوند و « رهبـت » از عذاب او
    نمی تـوان به نعمت سـربلندی دنیا و سـعادت عقبی دسـت یافت و از خشم خداوند وگمراهی رهایی یافت.
    ابلیسیان پیدا وپنهان از طریق فرمانروایان و فریاد رسان ، و وسوسه ی انسان اهل ایمان
    همه تلاش و توان مادی و امکانات پیدا وپنهان خود را برای
    انحراف او از مسیر «توحید و تقوا» بکار می گیرند و دامهایی را در مسیر آنان قرار می دهند.

    دام اول: انکار وجود خداوند
    چنان چه شیاطین پیدا وپنهان بتوانـند انـسانی را به انکـار وجود خداوند وادار نمایند ،
    و نظام هستی را طبیعی و حرکت جهان را بی هدف و بی سرانجام جلوه دهند ،
    و انسـان های خام و بی مـایه را به دنبال خیالبافی ها و اندیشه های غیر علمی خود بکشـانند ،
    در واقع آنـان را در اولین دام خود گـیر انداخته ومانع رشد و تکامل و امنیت و سعادت آنان شده اند .
    امـا کـسانی که باچـشم باز نشـانه های وجـود و قـدرت و حـکمت خـداوند را در وجود و اطراف خود نگاه نمایند ،
    و به«نظم» و هدفداری و هـماهنگی میان پـدیـده ها توجـه کنند،
    و شـب و روز و باد و باران و بـهار و زمـستان و کـوه و درختان را و رسالت پیامبران راچراغ راه خود نمایند،
    از این دام شیطان نجات می یابند و مرحله مهمی را پشت سر می گذارند.

    دام دوم: شرک و بدعت
    برای اندیشمندان و ایمانداران بسیار روشن است که همه احکام شریعت پیامبران بـرای
    تامیـن خـیرومصلحت فردی‘ اجتـماعی ‘ معـنوی ‘دنیـوی و اخـروی انسان ها فرود آمده است.
    ودر اصول و کلّیات کامل است و در فروع و جزئیات بر اساس
    اجتهاد و تحقیق کار شناسان و مجتهدان برای همه پدیده ها و امور و روابط مختلف .
    امّا اگر افرادی ضعیف الایمان و فریب خورده بیگانگان برخی از احکام دین را اضافه بدانند
    و یا آنرا در اصول و مبانی محتاج به قوانین این و آن بشمارند
    در واقع پایشان در دام دوم شیطان گیر افتاده است و از حرکت در صراط مستقیم باز می مانند.
    امّاچنان چه کسانی به قوانین فرود آمده از جانب خداوند آگاه به پیدا وپنهان و اشیاء و انسان ایمان بیاورند ،
    و آنرا برای از زیاده و نقصان بدانند و کسی وچیزی را در قانون گذاری و فرمانروایی و فریاد رسی شریک او ننمایند‘
    دام دوم شیطان را بی نتیجه نموده، و مرحله ی دوم را با موفقیت طی کرده اند.

    دام سوم: گناهان وجرم های بزرگ
    شیاطین آشکار و نهان برای جلوگیری از رشد و حرکت انسان از هیچ تلاشی کوتاهی نمی ورزند
    و این بار دام دیگری را در مسیر آنان قرار می دهد .
    وآنان را برای بدست آوردن « مادیات و مقام » دچار خیانت و دروغ و ریا و کینه نموده
    وپس از بدست آوردن « مادیات ومقام » آنها را در جهت تکبر و خود خواهی و ستم و سلب آزادی
    و چپاول هرچه بیشتر دیگران مورد استفاده قرار می دهند.
    طبیعی است که گام چنین انسان هایی در صراط مستقیم سست خواهد گردید
    وچه بسا آلت دست شیاطین قرارگرفته وبه رویارویی با دین و اهل ایمان بپردازند .
    اما اکرکسانی بر اساس شایستکی به مال و مقام دست یافتند و آنها را « امانت و مسئولیت » دانستند
    و از آنها برای گسترش عدالت و سعادت و امنیت مورد استفاده قرار دادند
    مرحله مهم دیگری را طی نموده ودام سوم شیطان را بی ثمرکرده اند.

    دام چهارم: عادت کردن به گناهان کوچک
    شیطان واعوان وانصار او تلاش می کنند که انسانی را که تا به این مرحله پیش آمده
    وبه وجود خداوند ایمان آورده وکسی وچیزی را صفات وافعالی که خاص او هستند شریکش نگردانیده
    واز بدعت در اصول شریعت وگناهان کبیره پرهیز نموده است.دچارغرور وغفلت کنند
    واو را به گناهان کوچک عادت دهند .تا از این راه بتوانند
    با بیشتر شدن گناهانش وبه مرور زمان او را به عقب برگردانند .
    اما اگر کسی گناه را هم چون سم قاتل و ویروسی خطرناک نگاه نماید ،
    وسلامت ایمانی واخلاقی خود را به وسیله پرهیز از آنها تأمین کند
    وبا «استعانت» از «صبر وصلاة»گام هایش را در راه هدایت استوار تر برگرداند،
    باز شیاطین دامی دیگری را در راه او قرار می دهند .

    دام پنجم: افراط وزیاده روی در امور مباح
    ازآنجا که شیاطین پیدا وپنهان سرسخترین دشمنان اهل ایمان هستند ،
    هیچ گاه دست از سر آنها بر نمی دارند و بیکار نمی نشینند ،
    این بار از دام و سیاست مشغول گردانیدن و ضایع نمودن عمر آنها
    در شب نشینیها ‘مسافرت,گردش ها ‘مطالعه ی کتاب ها و مجلات و فیلم های بیهوده به هدرمی دهند ،
    و بدین وسیله مانع رشد و تکامل مادی و معنوی آنها می شوند.
    اماچنان چه ایمان داران به ارزش و اهمیت عمر و وقت خود پی ببرند
    و بر اساس برنامه ریزی در امور مهم و مفید وگاهی هم در ورزش و تفریحسالم به کارگیرند .
    از این دام شیاطین رهایی یابند ،سبکبال در آسمان ارزش های ایمانی ‘اخلاقی و زندگی سالم و سازنده پرواز خواهند نمود.

    دام ششم: ایجاد اخلال در عمل به مسئولیت ها
    چنان چه انسان های اندیشمند و آگاه هر یک به فراخور موقعیت اجتماعی خود
    به کارهای متعلق به معاش و معاد بپردازند و ارزش عمر خود را دریابند ،
    شیاطین این بار نیز بسیار زیرکانه دامی دیگری را در راه حرکت و تکامل آنها قرار می دهد.
    این دام شیطانی عبارت است از برهم زدن و اختلال در برنامه ریزی های فردی‘اجتماعی ‘مادی و معنوی .
    یعنی کاری می کنندکه جای گاه « مهم و مهمتر» را تغییر دهند ، و اولویت ها را مراعات ننمایند
    و به اصطلاح اصولی ها « تحسینیات » را بر « حاجیات » و «حاجیات » بر « ضروریات» مقدم بدارند .
    وباپرداختن به کارها و امور مهم ، مسئولیتها و کارهای مهمتر را به دست فراموشی بس گرداند .
    اماچنان چه ایمان داران اندیشمند و هوشیار مسئولیت ها ی فردی , اجتماعی , مادی و معنوی را طبقه بندی نمایند ،
    و اولویت ها را مراعات و مهمتر را بر هم جلو بیندازند .
    مرحله ی بسیار حساس و سرنوشت سازی را با موفقیت پشت سر نهاده اند
    و دست آوردهای ایمانی و اجتماعی فراوانی را به دست خواهند آورد.
    اگر ایمان داران با اراده تا به این مرحله پیش بروند و همه آن دامهای پیشین را با موفقیت باطل گردانند ،
    شیاطین و ابلیسان و جاهلان دست بردار نخواهند بود و این بار دامی دیگری را در مسیر اهل ایمان قرار می دهند .

    دام هفتم: خشم وخشونت
    شیاطین این بار به ناچار نقاب ازچهره بر می دارند واعوان وانصار
    طواغیت و قدرت پرستان خدا ناپرست وستمکاران ودنیا ومقام پرستان را برای رویارویی با اهل ایمان بسیج می نمایند ،
    وبه انواع سرکوبی وفشار وزندان واذیت وآزاروگاهی قتل وکشتارایشان دست می زنند .
    اما این بار هم تلاش های آنان در مقابل صبر وصلابت اهل ایمان
    وامید به رحمت ونصرت ورضایت وجنت خداوند بی حاصل خواهد بود .
    {وَیَأْبَی اللّهُ إِلاَّ أَن یُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ}[التوبة : ۳۲]

    عبد العزیز سلیمی
    برگرفته از کتاب" اغاثة اللهفان" امام ابن القیم الجوزیة
     
  2. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/11
    ارسال ها:
    15,730
    تشکر شده:
    8,311
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : همه چیز در مورد شیطان

    تهديدهاى شيطان در مورد انسان

    [​IMG]
    وسوسه‏ها و اغواگرى‏هاى شيطان الزام‏آور نيست و انسان هرگز مجبور به اطاعت از شيطان نمى‏باشد. و اگر كسانى از او اطاعت مى‏كنند، اين ناشى از ضعف ايمان آنها است. اما بندگان خوب و خالص خدا او را اجابت نمى‏كنند. به همين جهت مقام و مرتبه آنها بالا مى‏رود.
    «وَ لَقَدْ خَلَقْناكُمْ ثُمَّ صَوَّرْناكُمْ ثُمَّ قُلْنا لِلمَلائكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوآا إلاّ اِبْليسَ لَمْ يَكُنْ مِنَ السّاجِدينَ* قالَ ما مَنَعَكَ أَلاّ تَسْجُدَ اِذْ أَمَرْتُكَ قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنى مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طينٍ* قالَ فَاهْبِطْ مِنْها فَما يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ فيها فَاخْرُجْ اِنَّكَ مِنَ الصّاغِرينَ* قالَ أَنْظِرْنى اِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ* قالَ اِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرينَ* قالَ فَبِمآ أَغْوَيْتَنى لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقيمَ* ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْديهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمآئِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرينَ* قالَ اخْرُجْ مِنْها مَذْءُومًا مَدْحُورًا لَمَنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْكُمْ أَجْمَعينَ.»
    همانا شما را آفريديم، آنگاه به شما شكل داديم، آنگاه به فرشتگان گفتيم به آدم سجده كنيد، پس سجده كردند جز ابليس كه از سجده‏كنندگان نبود. گفت: چه چيزى تو را بازداشت از اين كه سجده نكنى هنگامى كه تو را فرمان دادم؟ گفت: من از او بهترم؛ مرا از آتش آفريدى و او را از خاك آفريدى . گفت: پس، از آنجا فرود آى، تو را نرسد كه در آن تكبّر ورزى، پس بيرون آى كه تو از خواران هستى. گفت: مرا تا روزى كه مبعوث مى‏شوند مهلت بده. گفت: تو از مهلت داده‏شدگانى. گفت: پس به سبب آن كه مرا هلاك كردى، بر سر راه راست تو بر كمين آنها مى‏نشينم. سپس از پيش‏رو و پشت سر و راست و چپشان سراغشان مى‏روم و بسيارى از آنان را از سپاسگزاران نيابى. گفت: نكوهيده و خوار از آنجا بيرون شو، هر كس از آنها از تو پيروى كند، البته جهنم را از همه شما پر خواهم كرد.(1)
    فرشتگان طبق دستور عمل كردند و به آدم سجده نمودند؛ ولى ابليس يا همان شيطان، از اجراى اين دستور سر بر تافت و به آدم سجده نكرد و اين در حالى بود كه او نيز مامور به سجده بود. هر چند ابليس از فرشتگان نبود و از جنّ بود ولى در اثر عبادت، در صف فرشتگان قرار گرفته بود و خطاب الهى در مورد سجده به آدم شامل او هم مى‏شد.

    اين آيات مشتمل بر داستان خلقت آدم است و اين داستان در هفت سوره از سوره‏هاى قرآنى تكرار شده و در هر كدام با عبارت‌هاى ويژه‏اى آمده است. آن هفت سوره عبارتند از: بقره، اعراف، حجر، بنى‏اسرائيل، كهف، طه و ص. داستان به اين صورت آغاز مى‏شود كه خداوند خطاب به مردم مى‏فرمايد: «همانا شما را آفريديم و آنگاه به شما شكل و صورت داديم.» هر چند كه خطاب به موجودين از فرزندان آدم است ولى منظور، آغاز خلقت آدم است كه او را از خاك آفريد و به او شكل بشرى داد، و اين كه خطاب به موجودين مى‏كند، از باب امتنان است؛ يعنى اين كه شما از نسل كسى هستيد كه به اين صورت آفريده شد. اين نوع خطاب‌ها در زبان عربى و در قرآن نظير دارد و در آنها حوادثى كه بر نسل‌هاى گذشته اتفاق افتاده به نسل موجود نسبت داده مى‏شود؛ چون نسل موجود هم ادامه همان نسل‌ها است؛ مانند بعضى از خطاب‌هاى قرآن به يهود عصر پيامبر و ذكر حوادثى كه براى نياكان آنها اتفاق افتاده است؛ مثل: «وَ إِذْ أَنْجَيْناكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ...؛ به ياد آوريد كه شما را از چنگال خاندان فرعون نجات داديم.»
    به هرحال در اين آيات پس از اشاره به اين كه آدم آفريده شد و به شكل بشرى درآمد، مى‏فرمايد: «آنگاه به فرشتگان دستور داديم كه به او سجده كنند پس آنها سجده كردند جز ابليس كه از سجده‏كنندگان نبود.»
    به ‏طورى كه در تفسير آيات مربوطه به خلقت آدم در كتاب‏هاى تفسير، به تفصيل بحث شده، منظور از سجده فرشتگان به آدم؛ تعظيم و تكريم و خضوع در برابر او بود و اين به مفهوم عبادت نبود چون عبادت مخصوص خداست ولى تعظيم و خضوع مخصوص خداوند نيست، بلكه در برابر افراد شايسته مانند پدر و مادر و معلم و اولياى الهى، خضوع اشكالى ندارد و حتى مطلوب هم هست. سجده فرشتگان به آدم از نوع سجده حضرت يعقوب بر يوسف بود كه منظور تعظيم و تكريم اوست. كه خداوند درباره آن مى‏فرمايد:
    «وَ رَفَعَ اَبَوَيْهِ عَلىَ الْعَرْشِ وَ خَرّوا لَهُ سُجَّدا(2) ؛ و پدر و مادرش را بر تخت بالا برد و به او سجده كردند.»
    بنابراين لزومى ندارد كه سجده فرشتگان به آدم را چنين توجيه كنيم كه او را قبله خود قرار دادند و آيات مزبور اين توجيه را نمى‏پذيرد.
    مى‏توان گفت علت اين كه آغاز اين آيات خطاب به موجودين از بنى‏آدم است، اين باشد كه سجده كردن فرشتگان به آدم، فقط به خاطر خود آدم نبود، بلكه اين سجده براى نوع بشر بود كه شامل مخاطبان هم مى‏شود و آدم به عنوان مظهر نوع بشر، مسجود فرشتگان قرار گرفت و اين به خاطر استعدادها و شايستگى‏هايى است كه در وجود بشر نهفته است و او مى‏تواند نام‌هاى اشيا را ياد بگيرد و به آن علم و آگاهى برسد كه فرشتگان به آن نمى‏رسند.
    پس از سرپيچى ابليس از فرمان خدا و آوردن بهانه واهى بر نافرمانى خود، از جانب خداوند خطاب رسيد كه از آنجا فرود آى و تو را نسزد كه در آنجا تكبّر كنى؛ پس بيرون آى كه تو از خوارشدگان هستى. ابليس در بهشت بود و با اين خطاب از بهشت رانده شد و البته منظور از اين بهشت، باغى بوده كه به آن بهشت عدن گفته مى‏شود و منظور از آن، بهشتى نيست كه خداوند، صالحان را به آنجا خواهد برد.

    فرشتگان طبق دستور عمل كردند و به آدم سجده نمودند؛ ولى ابليس يا همان شيطان، از اجراى اين دستور سر بر تافت و به آدم سجده نكرد و اين در حالى بود كه او نيز مامور به سجده بود. هر چند ابليس از فرشتگان نبود و از جنّ بود ولى در اثر عبادت، در صف فرشتگان قرار گرفته بود و خطاب الهى در مورد سجده به آدم شامل او هم مى‏شد.
    وقتى ابليس از اجراى فرمان الهى سرپيچى كرد، خداوند به او فرمود: چه چيزى تو را از سجده كردن به آدم بازداشت؟ گفت: من از او برتر هستم؛ مرا از آتش، آدم را از خاك آفريده‏اى. ابليس خود را برتر از آدم مى‏دانست به اين دليل كه اصل او از آتش است و اصل آدم از خاك. ابليس از جنّ بود و خدا جنّ را از آتش آفريد:
    «وَ خَلَقَ الجانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ(3)؛ و جنّ را از زبانه‏اى از آتش آفريد.»
    اشتباه ابليس در اين بود كه خيال مى‏كرد برترى و فضيلت، مربوط به خميرمايه هستى شخص است، در حالى كه چنين نبود بلكه برترى، در داشتن شايستگى‏هاست.از آن گذشته، چه كسى گفته بود كه آتش از خاك برتر است؟ خاك به خاطر داشتن مواد زندگى‏زا از آتش برتر و با بركت‏تر است.

    هبوط از بهشت عدن

    پس از سرپيچى ابليس از فرمان خدا و آوردن بهانه واهى بر نافرمانى خود، از جانب خداوند خطاب رسيد كه از آنجا فرود آى و تو را نسزد كه در آنجا تكبّر كنى؛ پس بيرون آى كه تو از خوارشدگان هستى. ابليس در بهشت بود و با اين خطاب از بهشت رانده شد و البته منظور از اين بهشت، باغى بوده كه به آن بهشت عدن گفته مى‏شود و منظور از آن، بهشتى نيست كه خداوند، صالحان را به آنجا خواهد برد. اين هبوط از بهشت همراه با هبوط ابليس از مقام و مرتبه خاص او بود و لذا مى‏توانيم بگوييم كه مرجع ضمير «منها» و «فيها» وجه جامعى است كه شامل بهشت و مقام و مرتبه ابليس مى‏شود و ابليس از هر دوى اينها هبوط كرد.
    ابليس كه خود را مطرود و رانده شده درگاه ديد، گويا در برابر عبادت‌هاى بسيارى كه كرده بود، از خداوند خواست كه تا روز قيامت به او مهلت بدهد و خدا درخواست او را اجابت نمود و به او مهلت داد. البته در اين آيه گفته نشده كه خدا تا به كى به ابليس مهلت داد ولى در آيات ديگر آمده كه در برابر درخواست ابليس كه از خدا تا روز قيامت مهلت خواسته بود، فرمود: تا روز معينى به تو مهلت داده مى‏شود؛ يعنى مهلت ابليس تا روز قيامت نيست، بلكه تا روز خاصى است كه منظور از آن يا نفخ صور و يا زمان ظهور حضرت مهدى و يا زمان خاص ديگرى است. خداوند در اين باره مى‏فرمايد:
    «قالَ فَاِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ اِلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ(4)؛ گفت: تو از مهلت داده ‏شدگانى تا روز وقت معين.»
    مهلتى كه خداوند به ابليس داده، علاوه بر اين كه پاداش عبادت‌هاى او بود، براى امتحان بشر و ايجاد زمينه براى بروز و ظهور شايستگى‏هاى او نيز بود؛ چون وقتى انسان با دشمنى روبرو مى‏شود خود را آماده كرده، از امكانات خويش بهره‏بردارى مى‏كند. وجود شيطان به عنوان دشمن انسان كه همواره در كمين اوست و وسوسه‏هايى كه مى‏كند و انسان را به سوى گناه و معصيت مى‏كشاند، زمينه مناسبى است كه انسان‌هاى با ايمان و افراد صالح از طريق مبارزه با او، ايمان و تقواى خود را به مرحله ظهور برسانند. بنابراين وجود شيطان اغواگر نه تنها براى انسان بد نيست، بلكه به نفع او هم هست.
    وقتى ابليس از اجراى فرمان الهى سرپيچى كرد، خداوند به او فرمود: چه چيزى تو را از سجده كردن به آدم بازداشت؟ گفت: من از او برتر هستم؛ مرا از آتش، آدم را از خاك آفريده‏اى. ابليس خود را برتر از آدم مى‏دانست به اين دليل كه اصل او از آتش است و اصل آدم از خاك. ابليس از جنّ بود و خدا جنّ را از آتش آفريد: «وَ خَلَقَ الجانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ؛ و جنّ را از زبانه‏اى از آتش آفريد.»

    شيطان كه از سوى خدا رانده شد ولى تا روز معين مهلت يافت، خطاب به خداوند گفت: «به سبب آن كه تو مرا هلاك كردى، من بر سر راه مستقيم تو بر كمين فرزندان آدم مى‏نشينم و از چهار طرف (جلو، پشت سر، راست و چپ) بر آنها مى‏تازم و بسيارى از آنان را از سپاسگزاران نخواهى يافت.» يعنى با تمام وجود تلاش خواهم كرد كه فرزندان آدم را از راه راست منحرف كنم و آنها را گمراه سازم و از عبادت خدا منصرف نمايم و آنها را به نافرمانى خدا وادار سازم و چنان خواهم كرد كه خداوند، بسيارى از فرزندان آدم را كافر، گمراه و ناسپاس يابد.
    دشمنى ابليس با فرزندان آدم به سبب آن بود كه وجود آدم باعث رانده‏شدن او شد و مى‏خواست انتقام بگيرد. ولى همانگونه كه گفتيم وجود شيطان و وسوسه‏ها و اغواگريهاى او به سود بندگان خالص و خوب خداست و آنها با مبارزه با شيطان به مرتبه‏هايى مى‏رسند كه بدون آن نمى‏رسيدند. وسوسه‏هاى شيطان هرگز الزام‏آور نيست و انسان مجبور به اطاعت از شيطان نمى‏باشد و اگر كسانى از او اطاعت كردند، اين ناشى از ضعف ايمان آنهاست و لذا كيفر خواهند ديد.
    پس از تهديدى كه ابليس كرد، خطاب رسيد كه از بهشت و مقام و مرتبه خود بيرون آى در حالى كه نكوهيده و خوار هستى. هر كس از فرزندان آدم از تو پيروى كند، به جهنم خواهد رفت و جهنم را از تو و پيروان تو پر خواهم كرد.
    در بعضى از آيات آمده است كه وقتى ابليس و پيروان او به جهنم رفتند، ميان آنها گفتگوهايى صورت خواهد گرفت و شيطان از آنها بيزارى خواهد جست و به آنها خواهد گفت كه من بر شما تسلطى نداشتم و شما فريب مرا خورديد:
    «و قالَ الشَّيْطانُ لَمّا قُضِىَ الأَمْرُ اِنّ اللهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقَّ وَ وَعَدتُّكُمْ فَاَخْلَفْتُكُمْ وَ ما كانَ لى عَلَيكُمْ مِن سُلطانٍ اِلاّ اَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لى فَلا تَلُومُونى وَ لُومُوا اَنْفُسَكُمْ وَ ما اَناَ بِمُصْرِخِكُمْ وَ ما اَنْتُمْ بِمُصْرِخِىّ....(5)؛ و هنگامى كه كار گزارده شد (قيامت به پا شد) شيطان [به گناهكاران] گويد: همانا خداوند به شما وعده حق داد و من هم به شما وعده دادم و خلاف آن كردم و من بر شما تسلطى نداشتم جز اين كه شما را خواندم و شما مرا اجابت كرديد؛ پس مرا مذمّت نكنيد، بلكه خود را مذمّت كنيد. من فريادرس شما نيستم و شما فريادرس من نيستيد.
    بنابراين شيطان فقط وسوسه مى‏كند و انسان را به سوى خود مى‏خواند و خواندن او جبرآور نيست و انسان مى‏تواند و بايد او را اجابت نكند همانگونه كه افراد با ايمان و مخلصان از بندگان خدا او را اجابت نمى‏كنند و به همين سبب مقام و مرتبه آنها بالا مى‏رود.»
     
  3. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/11
    ارسال ها:
    15,730
    تشکر شده:
    8,311
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : همه چیز در مورد شیطان

    [h=2]پرستش اما از نوع شيطاني[/h]
    [​IMG]
    قرنها بعد از رنسانس يعني در سالهاي آغازين قرن بيستم برخي از افراد به صورت مخفيانه جريان « شيطانپرستي » را با ويژگيهايي همچون گناهگرايي ، قتل ، تجاوزات جنسي ، بيتوجهي به مسائل توحيدي و ... پايهگذاري كردند.

    اگرچه فطرت خداجوي انساني عاملي بازدارنده در تمايل يافتن تعداد وسيعي از افراد جامعه انساني به اين جريان شده ، لكن استفاده از موسيقيهاي جذاب و متنوع ، انجام اعمال خارقالعاده و دور از ذهن ، تهيشدن انسان غربي و عصر جديد از معنويت و اتصال به منبع فيض موجبات گرايش افراد ي را به اين گروهها فراهم آورد.
    [​IMG]
    يك سمبل با عنوان « شماره تلفن شيطان » توسط گروههاي هوي متال وارد ايران شده اما در حقيقت علامت انسان و نشانه جانور در ميان شيطانپرستان تلقي ميشود . از سالها پيش تاكنون اين عدد با اشكال مختلف بر روي ديوارها و لباس و زيور آلات مشاهده ميشود .

    ابزار مهمي که اين گروه ها در دست دارند موسيقي است.
    دلايل استفاده از موسيقي
    الف . جاذبه هاي مجازي و حاشيهاي موسيقي اين گروه يعني متاليكا مانند ايجاد فضا براي روابط آزاد دختران پسران
    ب. ارزان و قابل دسترسي بودن آن با توجه به ارتقاءتجهيزات فني تكثير و توزيع
    ج . كاهش سطح حساسيت يا حساسيت زدايي از طريق نفوذ به خانوادهها ،شركتها ،اتومبيلهاي شخصي ،رايانههاي شخصي بالاخره گوشيهاي تلفن همراه

    روند و روالي كه موسيقي متاليكا در گسترش مقوله شيطانپرستي تاكنون طي كرده است بسيار قابل توجه ميباشند .
    ظهور يك خواننده جديد دقيقا به مثابه يك شيطان جديد همواره جمع تازهاي از علايق و عواطف اقشار مختلف مردم در كشورهاي جهان را (عليالخصوص جوانان) به خود جلب ميكند.

    [​IMG]


    « برايان هاگ وارنر » نام اصلي فردي است كه امروز به مرلين منسون يا به اختصار(MM) شهرت يافته است.
    وي كه اكنون علاوه بر هواداران چندين هزار نفري در اقصي نقاط جهان به عنوان شيطان بزرگ شناخته و مورد پرستش قرار ميگيرد . مانند ساير افرادي كه از چهرههاي شاخص شيطانپرستي به حساب ميآيند دوران كودكي توام با سختيهاي فراوان مانند فقر و تنگدستي را سپري كردهاست.
    نقش موسيقي متال نقش حساس گسترش دامنه مخاطبين شيطانگرايي مي باشد . از سوي ديگر با گذشت زمان خوانندگان متاليكا همه روزه بيشتر تمايلات شيطاني خود را آشكار مينمايند و بدينسان ميتوان آنها را تنها عامل تبليغ شيطانگرايي معرفي كرد .

    آشنايي با متاليكا
    در سال 1981 يك نوازنده درام به نام « لارس الريچ » با انتشار يك آگهي فراخوان تشكيل يك گروه هوي متال را اعلام و پس از مدتي موفق به جذب افراد مختلفي ميشود .
    ارزشهاي القايي متاليكا :
    متاليكا در حقيقت ضدارزشهايي را ارائه مينمايد كه شامل « بازگشت به تاريكي »(محور اصلي تفكرات شيطانپرستان ، بيرحمي و تجاوزات جنسي ، فحاشي ، هجوم و حمله به جامعه و فرهنگ عمومي آن) ميباشد .

    [​IMG]




    صليب وارونه (upside down cross ) : اين نماد و حكايت از « وارونه شدن مسيحيت دارد » و عمدتا استهزا و سخره گرفتن اين دين است . صليب وارونه در گردن بندهاي بسياري مشاهده شده و خوانندههاي راك انواع مختلف آنرا به همراه دارند .




    خوانندگان اين گروه بر روي صحنه و در كليپهاي خياباني دست به خوردن و آشاميدن ميوههاي فاسد ،خون و مردار نموده و از كثيفترين گروههاي موسيقي جهان به حساب ميآيند .با توجه به وفور موسيقي هاي مبلغ اين گروه ها در ايران و رويكرد برخي جوانان بي اطلاع به اين نوع موسيقي و حتي چاپ كتاب حاوي متن اين موسيقي ها و سرمايه گذاري زياد دشمن در اين باره بررسي و تحقيق پيرامون اين موضوع و اطلاع رساني و آگاهي افكار عمومي امري ضروري به نظر مي رسد.
    [​IMG]

    نماد صليب شكسته يا چرخ خورشيد (swastika or sun wheelc) : چرخ خورشيد يك نماد باستاني است كه در برخي فرهنگهاي ديني همچون كتيبههاي بر جاي مانده از بوداييها و مقبرههاي سلتي و يوناني ديده شدهاست .
    لازم به توضيح است اين علامت سالها بعد توسط هيتلر به كار رفت ، لكن برخي با هدف به سخره گرفتن مسيحيت اين سمبل را وارد شيطانپرستي كردند .




    يک متخصص علوم رفتاري و آسيب شناس اجتماعي با بيان اين مطلب گفت: با توجه به گسترش روزافزون فعاليت هاي گروههاي شيطان پرست در منطقه کشورهاي اسلامي به ويژه ايران خطر اين گروه ها از نظر فرهنگي و اخلاقي به مرحله بحران رسيده است.

    نقل قول:
    آگاهي رساني به نسل جوان و آموزش آنها درباره سرانجام شوم اين حرکت ضد فرهنگي از طريق رسانه ها مي تواند از گسترش حرکت آنها جلوگيري کرده و در صورت تداوم آنها را ريشه کن کند.

    شيطان پرستان استفاده از مواد مخدر روانگردان و آزادي بي بند و باري جنسي را جزو مراسم هفتگي خود قرار داده و با توجه به اينکه شيطان را مظهر مقاومت در برابر آدم قلمداد مي کنند مخالف هر صفت انساني بوده و اخلاق و امور اخلاقي را بر خلاف باورهاي خود مي دانند.
    [​IMG]




    ضد عدالت (Anti justice) : با توجه به اينكه تبر رو به بالا نماد عدالت در روم باستان به شمار مي آمده است شيطانپرستان تبر رو به پايين را با عنوان نماد ضد عدالت در راه پيمودن مسير تاريك انتخاب كردهاند .





    آگاهي رساني به نسل جوان و آموزش آنها درباره سرانجام شوم اين حرکت ضد فرهنگي از طريق رسانه ها بويژه تلويزيون و مقابله قانوني با مبلغان و سرگروههاي اين تفکر شيطاني در کوتاه مدت مي تواند از گسترش حرکت آنها جلوگيري کرده و در صورت تداوم آنها را ريشه کن کنند.

    رئيس پليس امنيت اخلاقي ناجا نيز چندي پيش از برخورد قانوني و قضايي با فرقه هاي مبتذل غربي خبر داده و عنوان کرده بود که با گروهها و فرقه هاي مبتذل شناسايي شده غربي مانند شيطان پرستي، رپ و غيره که در داخل کشور دانسته يا نادانسته و يا به طور سازمان يافته فعاليت مي کنند برخورد قانوني و قضايي خواهد شد و برخوردهاي ناجا با تذکر و آگاه سازي آغاز مي شود.


    منابع:
    همشهري جوان
    خبر گزاري فارس
    سايت مستور
     
  4. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/11
    ارسال ها:
    15,730
    تشکر شده:
    8,311
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : همه چیز در مورد شیطان

    [h=2]نشانه های ماسونی جام جهانی[/h]
    حتی با خوشبینانه ترین حالت و مسامحه فراوان شاید بتوان همه اینها را اتفاقی دانست اما در باره عبارت "Jabulani" که در زیر آرم آدیداس نقش بسته چه توضیحی می توان داد؟ در حالی که این واژه بسیار بسیار به عبارت "Jahbulon" که نام خدای شیطانی ماسونهاست شباهت دارد. گفتنی است ماسونها در درجات بالای سازمان و همچنین شبکه ایلومیناتی موجودی به نام Jahbulon که تلفظ فارسی آن "یه بال آن" می شود را می پرستند.
    [​IMG]


    اگر در طرحهای مثلثی منقوش بر روی توپ این بازی ها که حرف و حدیث زیادی نیز در باره آن بوجود آمد اندکی دقت بفرمایید متوجه خواهید شد که روی بدنه توپ سه هرم آیرودینامیک طراحی شده که در کنار هر ضلع آن یازده مثلث یا هرم کوچکتر قرار دارد که مجموعا در اطراف هر مثلث بزرگ ۳۳ مثلث یا هرم کوچک جای میگیرد.که اشاره به دو عدد فوق مقدس ماسونها یعنی یازده و سی وسه دارد!(اعداد نه ، یازده ،سیزده و سی وسه اعداد مقدس ماسونها هستند و در این میان ۱۱ از اهمیت ویژه ای برخوردار است).

    برای طراحی این توپ از یازده رنگ استفاده شده و همانطور که مستحضر هستید خود آرم شرکت آدیداس از جمله آرمهای ماسونی معروف به شمار می رود.

    لذا حرف و حدیثهایی که در باره توپ بوجود آمد تنها وسیله ای برای متمرکز کردن توجهات بر روی توپ این بازی ها بود که در پس پرده تفکرات و اهداف شوم و شیطانی گردانندگان ماسون فیفا را در خود نهان کرده بود!

    jabulani
    [​IMG]
    شاید بگویید این موارد اتفاقی است اما وقتی به این نکته دقت کنیم که بازی ها در روز ۱۱ ژوئن آغاز و دقیقا ۱۱ ژولای پایان می یابد (ماههای ششم و هفتم میلادی که جمعشان ۱۳ می شود)ماجرا اندکی مشکوکتر می شود!

    حتی با خوشبینانه ترین حالت و مسامحه فراوان شاید بتوان همه اینها را اتفاقی دانست اما در باره عبارت "Jabulani" که در زیر آرم آدیداس نقش بسته چه توضیحی می توان داد؟

    در حالی که این واژه بسیار بسیار به عبارت "Jahbulon" که نام خدای شیطانی ماسونهاست شباهت دارد!!!

    گفتنی است ماسونها در درجات بالای سازمان و همچنین شبکه ایلومیناتی موجودی به نام Jahbulon که تلفظ فارسی آن "یه بال آن" می شود را می پرستند.

    که ترکیبی از سه خدا یعنی "یهوه" (خدای یهودیان) ، "بعل"(خدای باستانی بین النهرین) و "آن"(همان اوسیریس خدای مردگان در مصر باستان) است. در واقع یهودیان سامری نسب(نه موحدان معتقد به تورات حقیقی) که در دو منطقه مصر و بین النهرین زندگی کرده بودن این خدایان پاگانیستی را وارد در دین جدید خود نمودند و با این تحریف بزرگ ، خدایی ترکیبی ساختند و فراماسونری نیز که بی شک فرزند نامشروع یهودیت صهیونیزم است آنرا به ارث برده است!
    [​IMG]


    شایان ذکر است فیفا اعلام نمود عبارت "Jabulani" نام یک از ۱۱ زبان زنده در افریقای جنوبی است (باز هم ۱۱) و در توضیحی دیگر آن را واژه ای از زبان Zulu دانست که به معنای " شادی کردن "است!

    آیا واقعا توپ جام جهانی جای درج کلمه ای از یکی از ۱۱ زبان آفریقای جنوبی است ؟

    [​IMG]

    بر روی توپ این بازی ها طرح جام جهانی ۲۰۱۲ نیز نقش بسته است (تصویر فوق).

    اگر خوب به آن توجه فرمایید در گوشه بالا سمت راست آن شاهد سر پرنده ای هستید که بدون هیچ توجیهی در این لوگو جای گرفته است!!

    [​IMG]

    در واقع این پرنده نماد "هروس" خدای شیطانی و اسطوره ای ماسونهاست(فرزند ایزیس و اوزیریس) که اورا با حضرت مسیح برابر می دانند و حتی بی شرمانه مسیح را الگوی خود ساخته یهودیان از هروس تلقی می کنند و پیا مبری ایشان را زیر سوال برده و این نبی الهی را دروغ گو میدانند!



    [​IMG]
    گفتنی است در میان ورزشگاههای کشور افریقای جنوبی که برای جام ۲۰۱۰ ساخته شدند ورزشگاهی شبیه به "چشم" نیز وجود دارد و نکته جالبتر اینکه نام آن"MOSES" یا همان "موسی" است.

    (تصویر Moses Mabhida Stadium را در زیر میبینید)

    [​IMG]

    این همه اصرار بر خدایان پاگانیستی و الحادی و اشاره به آنها به هر طریق و در هر کجای ممکن از سوی ماسونها با چه هدفی صورت می گیرد؟

    مگر نه اینکه هرگاه ماسونها در جایی نمادگرایی نمودند بلا فاصله فتنه ای بزرگ را در ادامه طراحی و اجرا نمودند ؟ ما باید در جام جهانی ، یا پس از آن منتظر چه با شیم؟

    به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)که صد البته نزدیک است.​
     
  5. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/11
    ارسال ها:
    15,730
    تشکر شده:
    8,311
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : همه چیز در مورد شیطان

    [h=2]نماد X و مفاهيم آن[/h][h=2]


    متاسفانه چند وقتي است که شاهد گسترش و اشاعه نماد هاي شيطاني و صهيونيستي در ميهن عزيزمان هستيم ، نوع و گستردگي اين نمادها و افزايش ضريب نفوذ آنها همزمان با گسترش پديده شيطان پرستي و عرفان هاي نو ظهور ديگر، خبر از فتنه اي بزرگ مي دهد که موازين و چهار چوب ديني و اعتقادي ما را هدف گرفته است.
    [​IMG]
    يکي از اين نشانه ها حرف X سفيد رنگ در زمينه ي سياه است که شما حتما آن را تحت عنوان بوگير در زير آينه خودروها مشاهده کرده ايد.
    در ابتداي رواج اين نماد شيطاني شفاف سازي هاي اندک و بعضاً به لحاظ اپستمولوژيستي نادرست از سوي برخي از جرايد صورت گرفت و حقير نيز تذکر لساني در برخي از سخنراني هايم در جمع دانشگاهيان قلمداد نمودم.
    ليکن گسترش بيش از حد اين نشانه و با توجه به اهميت و مفهوم خاص آن در کشور امام زمان (عج) حقير را به نوشتن اين جستار واداشت:

    پيش از ظهور ، بروز و گسترش اديان آسماني و حتي هم زمان با آنها بنا به مستندات قطعي و محکم ديني ، تاريخي و حتي يافته هاي باستان شناسي متاسفانه انسان هايي ارتباط با اجنه به عنوان موجودي هوشمند را تجربه نمودند .
    عموماً اين افراد را جادوگران ، کاهنان و روحانيون مذهبي تشکيل مي دادند که البته گفتني است اين نوع ارتباط کماکان نيز وجود دارد. چنان که در قرآن کريم نيز به آن اشاره شده است :
    " منزهى تو اى پروردگار از اين نسبت هاى ناروا ، ما (ملائکه) به هيچ وجه با اين گروه ارتباط نداشته ايم ، تنها تو ولى ما هستى آنها ما را پرستش نمي کردند، بلکه جن را مى پرستيدند و اکثرشان به جنيان ايمان داشتند . "(آيه 41 سوره سبأ)
    اين مسئله در عموم تمدن هاي بشري ازجمله هند و چين، يونان ، ايران ، رم ، مصر ، ماياها و.. به وضوح قابل شهود و رد يابي است تا جايي که بسياري از الهه ها و خدايان الحادي باستان در واقع شياطيني از جنس جن بودند (ايشتر ،ناگا ، مردوک و...)
    يکي از اين تمدن ها مصر باستان است و يهودياني که در اين سرزمين زندگي مي کردند هنگام هجرت عظيمشان از مصر در زمان حضرت موسي(ع) تمام اين سنت هاي کفر آميز و جادو گونه را که "کابالا" نام داشت به تدريج وارد دين جديد خود نموده و به مرور زمان چنان تحريفي در يهوديت ايجاد نمودند که زبان از بيان آن شرم دارد.
    اين شبکه و جريان سرطاني به رشد مخفي و زير زميني خود ادامه داد تا جايي که امروز با استفاده از نهاد ها و سازمان هاي خود ساخته اش مانند فراماسونري ، ايلوميناتي ، باشگاه رم و... سيطره کامل برجهان پيدا کرده است .
    گفتني است در ميان تمدن هاي بشري کمتر تمدني همچون مصر نماد گرا و سمبوليک است و فراماسونري از اين حيث وامدار مصريان باستان است.
    [​IMG]
    يکي از اين نماد ها در مصر باستان دو خط متقاطع (شبيه به حرف X) است که درآموزه هاي شيطاني مصريان نماد خضوع، بندگي و پرستش شيطان ، و ظهور اوست .
    کاهنان مصر باستان هميشه هنگام اداي احترام دستان خود را به صورت ضربدري در مقابل سينه شان مي گرفتند و يا در نگاره ها و مجسمه هاي پادشاهان مصري (فراعنه) عموماً آنها را با همين حالت مشاهده مي کنيد که به معناي احضار شيطان و بندگي و پرستش اوست.
    اين نماد همراه با ساير آموزه هاي شيطاني کابالا (سنت شفاهي جادو و جن گيري ) نسل به نسل منتقل گشت تا اينکه در سال 1600 ميلادي يک کاباليست و کيمياگر آلماني به نام JACOB BOMEH آنرا دوباره در اروپا باب نمود.
    [​IMG]
    "بومه" که خود را کشيشي کاتوليگ معرفي مي نمود !!! و در واقع از يهوديان آنوسي بود در سخني عجيب اعلام داشت : من از تابش نور آفتاب در ظرف مفرغي حقيقتي را دريافتم که بسيار بسيار جذاب تر از ارتباط بين خدا و بشر و خوبي و بدي است. آري تابش نور آفتاب در داخل اين ظرف فلزي حرفي شبيه X را بوجود آورده بود و "بومه" اين اتفاق را گشوده شدن دروازه ورود ابليس به دنياي مادي مي دانست .
    پس از بومه اين علامت به صورت مخفيانه و به شکل يک کد ارتباطي ساليان دراز در بين صهيونيست ها ، کاباليست ها ، فراماسون ها و شيطان پرستان استفاده مي شد تا اينکه اخيراً به صورت گسترده و علني و تحت عناوين مختلف (فيلم ، بازي رايانه اي و...) از آن استفاده مي شود و همانگونه که عرض نمودم اين علامت نشان ظهور و احضار ابليس و بندگي اوست . خود اين مسئله (استفاده علني از علامت X پس سال ها مخفي کاري) خبر از طرحي شيطاني براي جهانيان دارد.
    آري ظهور شيطان و حکمراني او بر انسانها و پرستيده شدن او از سوي ايشان.​
    لذا بدين جهت است که دستگاه شيطاني صهيونيزم تصميم به استفاده آشکار از اين نماد گرفته که اين خود به معناي تجسم شيطان و آماده کردن جهان و جهانيان براي بردگي و بندگي اوست .
    و آنگونه که نيک مي دانيد اين مسئله از نشانه هاي ظهور حضرت ولي عصر (عج) بوده و ازآن دو برداشت مي شود :
    [​IMG]
    1- ظهور و تجسم شيطان به معناي رواج پرستش اين ملعون رانده شده به صورت علني (SATANISM) و گسترش اعمال شيطاني در بين انسان ها (همجنس بازي ، جنگ و کشتار مردم بي گناه – سنت قرباني کردن انسان به صورت وسيع- و ...)
    2- لزوم برقراري نظم نوين جهاني که در آن به صورت فيزيکي شاهد حاکميت شيطان بر جهان باشيم!(گفتني است فراماسون ها و شيطان پرستان سال 2012 را سال برقراري نظم نوين جهاني اعلام نموده اند )
    [​IMG]
    البته شايد براي خوانندگان جالب به نظر برسد که چرا حرف ايکس نماد اصلي متغير مجهول در رياضيات گشته
    عده اي بر اين باورند که چون جن موجودي نا مرئي و مجهول است به همين جهت از حرف ايکس به جاي متغير مجهول استفاده شده است.
    اما نتيجه تحقيقات حقير در اين زمينه چيز ديگري را نشان مي دهد :
    رياضي دانان ايراني علي الخصوص خوارزمي براي نشان دادن مجهول از کلمه "شي" مترادف "چيز" و به معني ارزش عددي و متغير مجهول استفاده مي کردند .
    براي نمونه براي نشان دادن رابطه جبري 2X+4X=12 (X=2) از عبارت جبري 2شي +4شي = 12 (شي = 2) استفاده مي نمودند ، پرتغالي ها هنگام ترجمه اين متون از آن جهت که " شي" در زبان پرتغالي XI نوشته مي شود به جاي واژه شي از XI استفاده نمودند ، فرانسوي ها نيز هنگام ترجمه اين متون از پرتغالي به فرانسوي تنها به نوشتن حرف اول آن يعني (X) اکتفا نمودند و اينگونه ايرانيان بنيانگذار اين نماد در روابط جبري گشتند .
    شايد هم هردو دليل توامان درست باشد.
    آري در حالي که بنا به تصريح قرآن کريم بايد شعائر الهي را گسترش داد (و من يعظم شعائر الله فانها من تقوي القلوب) استفاده از نشانه هاي شيطاني به هيچ وجه قابل توجيه نيست و گناهي نا بخشودني محسوب مي شود و از اين گناه نابخشودني تر، گناه مسئولين فرهنگي ماست که دست روي دست گذاشته اند در حالي که نشانه هاي ابليس در کشوري که مطهر به خون شهداست ، توسط شيعيان امام زمان (عج) نا دانسته استفاده و ترويج مي شود .
    علي اکبر رائفي پور​

    [/h]
     
  6. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/11
    ارسال ها:
    15,730
    تشکر شده:
    8,311
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : همه چیز در مورد شیطان

    [h=2]مثلث برمودا «شیطان» و حوادث معروفش![/h]
    در حدود ساعت 5/10 شامگاه 29 ژانویه 1948 هواپیمای بزرگ چهار موتوره بریتانیا موسوم به «استار تایگر» هنگامی که با 26 مسافر و خدمه بر فراز « مثلث برمودا» پرواز می کرد، ناگهان ...

    در اقیانوس اطلس، منطقه شگفت انگیزی وجود دارد که تاکنون، تعداد زیادی از هواپیماها و کشتی‌ها، بی آنکه نشانه ای از خود برجای گذارند، به طرز اسرارآمیزی در آنجا ناپدید شده اند.
    این منطقه مرگبار که اصطلاحا «مثلث برمودا» یا «مثلث شیطان» نامیده می‌شود، از شمال به جزیره «برمودا» از باختر به « فلوریدا» و از سوی خاور به نقطه ای از اقیانوس اطلس محدود میشود. حوادث شگفت انگیزی که در این نقطه از عالم اتفاق افتاده، دانشمندان را بر آن داشته است تا در «مثلث برمودا» به مطالعه و کاوش بپردازند و در رابطه با این حوادث، نظریات گوناگون ارائه دهند، ولی این کوشش‌ها، تا کنون کمکی به حل معما نکرده است.
    در حدود ساعت 5/10 شامگاه 29 ژانویه 1948 هواپیمای بزرگ چهار موتوره بریتانیا موسوم به «استار تایگر» هنگامی که با 26 مسافر و خدمه بر فراز « مثلث برمودا» پرواز می کرد، ناگهان به طرز اسرارامیزی ناپدید شد و دیگر هیچ خبری از آن به دست نیامد.
    چند دقیقه قبل، تنها یک پیام رادیویی از خلبان هواپیما دریافت شده بود که اعلام کرده بود «هوا خوب است و هیچ مانعی وجود ندارد».
    با این حال، هواپیمای « استار تایگر» ناپدید گردید و معلوم نشد چه بلایی بر سر آن آمد.
    در ساعت 45/7 دقیقه بامداد روز 17 ژانویه 1949 کاپیتان با هواپیمای خود از فرودگاهی در جزیره «برمودا» به هوا برخاست تا به «کینگستون» واقع در«جامائیکا» برود، ولی این هواپیما نیز هنگام عبور از فراز «مثلث برمودا» به سرنوشت هواپیمای قبلی دچار گردید.
    کاپیتان 40 دقیقه پس از پرواز، طی یک تماس رادیویی، وضع هوا را عالی توصیف کرد و با اطمینان گفت که به موقع به « جامائیکا» خواهد رسید.
    ولی این آخرین پیامی بود که از خلبان هواپیما دریافت شد و پس از آن، فقط سکوتی اسرار آمیز بر قرار گردید.
    برای یافتن این هواپیما، قطعات شکسته آن، و یا حتی آثار روغن و بنزین بر سطح آب که می‌توانست سرنخی به دست دهد، جستجوی گسترده‌ای به عمل آمد، لیکن این جستجو کاملا بی فایده بود.
    پیش از ناپدید شدن این دو هواپیما، حادثه شگفت انگیزی در مثلث برمودا رخ داده بود که توجه همگان را به خود جلب کرد و در حقیقت وجه تسمیه «مثلث برمودا» از آنجا ناشی شد.

    در روز 5 دسامبر 1945 پنج بمب افکن از نوع «اونجر» به منظور انجام یک پرواز تمرینی که پرواز شماره 19 نامیده میشد، از پایگاه نظامی «فورت لودردیل» واقع در «فلوریدا» به هوا برخاستند. طبق برنامه، آنها می‌بایستی یک مسیر مثلث شکل را طی کنند و دوباره به پایگاه بازگردند.
    قبلا چندین بار چنین تمرینی را انجام داده بودند، از این رو این ماموریت بر ایشان دشوار نبود. از سوی دیگر، خلبانان و خدمه این پنج بمب افکن را افرادی با تجربه و ماهر تشکیل می دادند. و همه هواپیماها مجهز به بهترین دستگاه بی سیم و تجهیزات هوانوردی بودند.
    در ساعت 10/2 دقیقه آن روز، هر پنج بمب افکن به هوا برخاستند و با آرایشی زیبا و سرعتی در حدود 200 مایل در ساعت به سوی خاور به پرواز در آمدند.
    در ساعت 45/3 دقیقه، حادثه وحشتناکی رخ داد. ستوان «تایلو» فرمانده این اسکادران طی تماس رادیویی با برج مراقبت فریاد زد:
    -برج مراقبت... وضع اضطراری پیش آمده... انگار ما از مسیر خود منحرف شده ایم... ما قادر نیستیم زمین را ببینیم... تکرار می‌کنم ... ما قادر نیستیم زمین را ببینیم.
    مسئول برج مراقبت پرسید:
    -حالا در چه موقعیتی هستید؟
    -موقعیت خود را به درستی نمی‌دانیم ... اصلا نمی‌دانیم کجا هستیم. به نظر میرسد راه را گم کرده‌ایم.
    مسئول برج مراقبت از این سخن بر خود لرزید. چگونه ممکن بود پنج هواپیما، با سرنشینان پر تجربه خود، در شرایطی که هوا کاملا مساعد بود راه خود را گم کنند.
    برج مراقبت گفت:
    -طاقت داشته باشید. به سوی غرب پرواز کنید.
    ستوان « تایلور» پاسخ داد:
    -ما اصلا نمی دانیم غرب کجاست... همه دستگاه‌ها از کار افتاده... همه چیز شگفت انگیز است. هیچ جهتی را نمی‌توانیم تشخیص دهیم.
    حتی اقیانوس شکل دیگری به خود گرفته است...
    چند لحظه بعد، دوباره صدای ستوان« تایلور» به گوش رسید که دیوانه وار فریاد زد:
    -ما وارد آب‌های سفید می‌شویم... خطر همچون دشنه‌ای به سوی ما می‌آید... کمک... کمک ...
    و این آخرین پیام ستوان « تایلور» بود و صدای او برای همیشه خاموش شد.
    مسئولان فرودگاه، وضع اضطراری اعلام کردند و یک هواپیمای «مارتین مرینر» با 13 سرنشین و مجهز به کلیه وسایل نجات از زمین برخاست تا به جستجوی پنج هواپیمای بمب افکن بپردازد، ولی شگفت اینکه این هواپیما نیز به همان سرنوشت پنج بمب افکن دچار گردید و برای همیشه ناپدید شد.
    در ساعت 4/7 دقیقه بعد از ظهر آن روز، برج مراقبت نیروی دریایی در «اوپالوکا» پیام ضعیفی دریافت کرد که مربوط به یکی از هواپیماهای پرواز شماره 19 بود. عجیب آن بود که به موجب پیش بینی، موجودی بنزین آخرین هواپیما می‌بایستی تقریبا دو ساعت پیش تمام شده باشد، در حالی که هنوز در آسمان بود.

    سپیده دم روز بعد، 242 فروند هواپیما و 18 فروند کشتی به جستجوی هواپیماهای گمشده پرداختند، ولی اثری از آنها نیافتند. انگار این هواپیماها، قطره ای شده و به درون اقیانوس فرو رفته بودند.

    هرگاه فرض کنیم که این پنج هواپیمای بمب افکن، در آسمان با یکدیگر تصادف کرده اند، می‌بایستی قطعات شکسته هواپیما و یا آثار و علائمی از این تصادف پیدا میشد و از سوی دیگر هنگامیکه ستوان«تایلور» وضع اضطراری اعلام کرد، برخی از خدمه هواپیما می‌توانستند به وسیله چتر نجات، خود را از مهلکه رهایی بخشند، یا پس از سقوط در آب از وسایل ایمنی نظیر تشک‌های بادی و جلیقه‌های نجات استفاده کنند، در حالی که معلوم نیست چرا هیچ یک از این اقدامات صورت نگرفت. هواپیمای «مارتین مرینر» که به کمک این پنج هواپیما شتافته بود، به گونه‌ای ساخته شده بود که می‌توانست روی آب بنشیند، در حالی که این هواپیما نیز بی آنکه با برج مراقبت تماس بگیرد، به طرز اسرارآمیزی ناپدید شد.
    واقعیت حادثه تا به امروز کشف نشده و این ماجرا همچنان در شمار یکی از اسرار حل نشده عالم، باقی مانده است. پس از این رویداد، تعداد زیادی هواپیما و کشتی همراه با سرنشینان آنها در منطقه مثلث برمودا ناپدید شده اند که تا کنون اثری از آنها به دست نیامده است و این حوادث موجب شده که دانشمندان نظریات گوناگون در رابطه با «مثلث برمودا» ارائه دهند.

    پاره ای از این دانشمندان بر این اعتقادند که از مثلث برمودا، دریچه‌ای به دنیای دیگر گشوده می‌شود و این کشتی‌ها و هواپیماها از آن دریچه به بعد دیگری که برای ما ناشناخته است منتقل می‌شوند.
    و گروهی دیگر گناه این حوادث را به گردن موجودات فضایی می‌اندازند و می‌گویند که ساکنان کرات دیگر، کشتی‌ها و هواپیماها را با سرنشینانش برای تحقیق به کرات خود می‌برند.
    برخی دیگر نیز با توجه به فرضیه فرو رفتن قاره افسانه‌ای آتلانتیس به زیر آب، بر این باورند که در اعماق آب‌های مثلث برمودا، بلور عظیمی وجود دارد که اشعه‌ای قوی‌تر از لیزر از آن ساطع می‌شود و این اشعه کشتی‌ها و هواپیماها را ذوب می‌کند. در نقشه‌های قدیمی قاره‌ای به نام « آتلانتیس» به چشم می‌خورد که امروزه اثری از این خشکی وجود ندارد و دانشمندان حدس می‌زنند بر اثر وقوع فاجعه‌ای که ماهیت آن هنوز بر بشر معلوم نیست، در منطقه «مثلث برمودا» به اعماق اقیانوس فرورفته باشد.

    به نظر می‌رسد که این منطقه طی زمان‌های متمادی گذشته نیز در افسانه‌ها به منزله مکانی ترسناک وجود داشته و حتی خیلی قبل از تاریخ کشف آن و بعد از آن تاریخ تا صدها سال با عناوین «دریایی از مقبره‌ها»، «مثلث شیطان»، «مثلث مرگ»، «دریای بدبختی»، «گورستان آتلانتیک» نامیده می‌شده است.
    شومی و بدشگونی مثلث برمودا حتی در عصر فضا نیز باعث تعجب انسانهایی چون کریستف کلمب و فضانوردان آپولو 13 که یکی کاشف در زمین و دیگری در فضاست، شده است.
    اینکه چرا وقایع عجیب این منطقه گزارش نمی‌شود، شاید به دلیل ایجاد رعب و وحشت عمومی باشد، شاید هم چون دلیل اصلی وقایع معلوم نیست، اتفاقات مربوطه بازتاب نمی‌یابد. البته در اغلب گزارشات ارائه شده هم سانسورهایی وجود دارد که اصل وقایع را سرپوشیده نگه می‌دارد.
    آیا این مثلث دوباره قربانیان دیگری می‌گیرد؟
    آیا بشر موفق به کشف راز آن خواهد شد؟
    و بسیاری آیاها و پرسش‌های بی جواب دیگر که مسلما در ذهن شما هم وجود دارد.​
     
  7. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/11
    ارسال ها:
    15,730
    تشکر شده:
    8,311
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : همه چیز در مورد شیطان

    [h=2]مصاحبه با شیطان[/h]
    به نام خدا

    روزی که شیطان تلفنی تماس گرفت و بی مقدمه گفت: "حاضرم رؤیای تو را تبدیل به واقعیت کنم"،
    به ناگاه شوکه شدم! باورم نمی شد! تنم خیس عرق شده بود! وحشت و ترس سرا پای وجودم را فرا گرفته بود!
    به هر زحمتی که بود خودم را جمع کردم و بالاخره قراری برای مصاحبه گذاشتم.

    ● روز مصاحبه:
    جناب شیطان با دو ساعت تاخیر حاضر شد. وقتی هم که رسید عذرخواهی کرد و گفت:
    مأموریت خطیری پیش اومد که از دوستان ساخته نبود و می بایست خودم انجام می دادم.
    پیش از انجام مصاحبه گفتم:
    با چه تضمینی باور کنم که در جریان مصاحبه بر مبنای صداقت در گفتار سخن خواهی گفت؟
    خندید و گفت: دلیلی ندارد دروغ بگویم. چون من به حربه ای مجهزم که
    اگر پرده از تمام اسرار من برداشته شود باز هم می توانم به خواسته های خود دست یابم.
    ▪ گفتم: چه حربه ای؟
    ـ جواب داد: غفلت؛ انسانها را به خواب نوشین غفلت می برم و آن وقت نقشه هایم را عملی می کنم.
    سوگند یاد می کنم که تا انتقامم را باز نستانم شما آدمیان را لحظه ای آسوده نخواهم گذاشت،
    پیوسته بر سر راهتان در کمین می نشینم و راهزن راهتان می شوم.
    اکنون ببینید چگونه راه نجات را بر شما خواهم بست.

    ● متن مصاحبه:
    ▪ عبدالله: خودتان را معرفی کنید.
    ـ شیطان: فردی هستم از طایفه جن. مسمی به اسم خاص "ابلیس" و مشهور به اسم عام "شیطان"؛
    البته اسامی و اوصاف دیگری هم دارم که چندان معروف نیستند نظیر
    وسواس، خنّاس، عزازیل، عفریت، شیصبان، حارث، مارد، غوی، رجیم، ابو مره، ابولبین، مذموم، مرید و…

    ▪ عبدالله: پیشه و شغل شما چیست؟
    ـ شیطان: مشاغل فراوانی دارم؛
    گاهی مسافر کشم؛ سر دو راهی حق و باطل می ایستم و مسافران را در جاده گمراهی در بست به سفر جهنم می برم.
    گاهی کشاورزم و بذر کینه و نفاق را در زمین دلها می افشانم.
    گاهی نقاشم؛ رنگ بطلان به چهره حقیقت می زنم و جامه کژی برقامت راستی می پوشانم.
    گاهی هم خلبانم؛ با بالهای وسوسه و القاء آنقدر بر فراز قلب آدمی چرخ می زنم تا باند مناسب برای فرود بیابم.

    ▪ عبدالله: دشمنی دیرینه ات با آدمی زاد از کجا سرچشمه می گیرد؟
    ـ شیطان: ماجرا از آن روزی شروع شد که صحنه آرای خلقت، دست به کار آفرینش آدم شد.
    ملائک نه از روی اعتراض که از روی کنجکاوی گفتند:
    این موجود خاکی که می آفرینی بر روی زمین فسادها خواهد انگیخت و خونهای بسیارخواهد ریخت.
    اگر قصد تو طاعت بردن است که ما در فرمانبری مطاعیم.
    واگر مقصود تو تسبیح و تقدیس است که ما پیوسته در این کاریم.

    ▪ با ما بگوحکمت این کار در چیست؟ او در جواب فرمود:
    ـ در این کار رازهاییست سر به مهر؛ من آنچه را که در خشت خام می بینم شما در آینه هم نخواهید دید.
    اینچنین بود که خالق به واسطه این مخلوق نوپای دو پا به خود بالید و بر ما فخر فروخت؛
    آنگاه فرمانمان داد که: "در مقابل این مخلوق خاکی به خاک سجده فرو افتید!"
    تمامی فرشتگان بی درنگ برآدم سجده بردند.
    این فرمان اما بر من بسیار گران آمد؛ چه آنکه من سوابقی درخشان داشتم،
    تنها ۶۰۰۰هزار سال (با حساب شما البته صد و نه میلیارد و پانصد میلیون سال دنیا)،
    خالصانه خدای را در آسمانها دوشادوش فرشتگان پرستیده بودم،
    آنقدر مستغرق در عبادت بودم که فرشتگان گمان می کردند که من نیز چون آنها فرشته ام،
    من نتوانستم بار این خفت را به دوش کشم. هر چه باشد آفرینش من از آتش بود وخلقت او از خاک،
    برتری من بر او چون آفتاب روز، روشن بود، من کجا می توانستم بر انسانی خاکزاد سجده برم.
    آری، آن روز گستاخانه در برابر خالق ایستادم و متکبرانه از این فرمان سر باز زدم.
    این شد که از درگاه ربوبی اش رانده شدم.
    از آن زمان به بعد کینه آدم را سخت به دل گرفتم و هر روز آتش این کینه در دلم شعله ورتر می شود.

    ▪ عبدالله: این عبادتهای خالصانه که گفتی چگونه ترا از این تکبرورزی بازنداشت؟
    ـ شیطان: من به زعم خود از روی خلوص خدای را می پرستیدم حال اینکه
    از ابتدا شائبه شرک و نفاق در خداپرستی ام راه داشت و این امتحان، شرک و نفاقم را آفتابی کرد.

    ▪ عبدالله: با چه شیوه و شگردی انسانها را به دام می افکنی؟
    ـ شیطان: با روش منحصر به فرد " گام به گام".
    من به طور معمول کارم را در چند مرحله انجام می دهم؛
    نخست از طریق وسوسه های تحریک آمیزخود، افکاری پلید را بر قلب انسان القا می کنم،
    آنگاه آن اندیشه زشت را نیک جلوه می دهم، سپس در مرحله عمل
    با تزیینات گوناگون، اشتیاق فرد را برای ارتکاب گناه برمی انگیزم.
    این را هم اضافه می کنم که در مقام روش اساساً با حصر گرایی مخالفم؛
    بر این باورم که همیشه نمی توان با روشی واحد به صید شکار رفت.
    وسوسه، تزیین و حتی تسویل، شاید برای اغلب انسانها سودمند افتد،
    اما حریم دفاعی برخی انسانها گاهی نفوذ ناپذیر است؛
    اینجاست که ناگزیرم به حربه های دیگری چون وحی، نسیان و ایجاد فراموشی متوسل شوم.
    البته هنرمندیهای دیگری هم دارم؛ مثلا در هیئت و قالب اجسام، تمثل و تجسم می یابم
    و از این رهگذر، ابنای آدم را به سراشیبی سقوط در پرتگاه تباهی و عصیان، سوق، که چه عرض کنم، هل می دهم.

    ▪ عبدالله: بزرگترین آرزوی شیطان چیست؟
    ـ شیطان: گفتن ندارد اما اغوای تمامی آدمیان در همه ادوار و اعصار تنها آرزوییست که در سر می پرورانم.

    ▪ عبدالله: کدام عمل انسانها بیش از همه تو را خشمگین می کند؟
    ـ شیطان: هر چند خوش ندارم از ابرازش اما برخی انسانها برحسب عادت،
    با سجده های طولانی، مدام مرا آزار می دهند و بینی مرا به خاک مذلت می مالند.

    ▪ عبدالله: کدام عملشان تو را بیشتر خوشحال می کند؟
    ـ شیطان: برای من بسی مسرت بخش است اینکه آدمی پشت سر هم گناه کند و توبه را مدام به تاخیر بیاندازد.

    ▪ عبدالله: عجیبترین عمل انسانها کدام است؟
    ـ شیطان: برسر سفره گناه می نشینند و از هر گناهی لقمه ای بر می گیرند،
    آنگاه معترضانه برمن خشم می آورند که سفره گناه را تو گستردی.
    عجبا! من فقط شما را سوی گناه خواندم؛ شما اما به سوی گناه دویدید،
    اگر طعم گناه در ذائقه شما شیرین افتاد دیگر چرا مرا مقصر و مسوول این تباهی و گمراهی می انگارید؟!

    ▪ عبدالله: شاید انسانها پر بیراهه نمی روند که تو را مقصر می دانند؟
    ـ شیطان: چنین نیست. رسالت اغواگری را خداوند خود بر دوش من نهاده است؛
    پست تبهکاری و اضلال از ناحیه خداوند به من اعطا شده است.
    او خود فرموده که هر که را از فرزندان آدم می توانم بلغزانم؛ با سواره نظام و پیاده نظام بر آنها بتازم؛
    در ثروت و فرزند شریکشان گردم والبته من جز فریب و دروغ نویدشان نخواهم داد.

    ▪ عبدالله: چه اموری زمینه های نفوذ تو را بیش از پیش فراهم می کنند؟
    ـ شیطان: زمینه های نفوذ من البته بی شمارند اما
    نقطه ضعفها، حساسیت ها، حقارت ها، حسادت ها، رقابت ها،
    محرومیت ها، عقده ها، شهرت طلبی ها، شهوترانی ها، افزون خواهی ها و...
    مناسبترین زمینه هایی (بخوانید زمین هایی) هستند که درخت دشمنی و بستر نفوذ مرا بارور می کنند.

    ▪ عبدالله: اگر اجازه بفرمایید سوال را قدری خصوصی تر کنیم. شما آیا ازدواج هم کرده اید؟
    ـ شیطان: آری، من در اوان جوانی با دختری به نام"لهبا" فرزند"روحا" از طائفه جن ازدواج کردم.

    ▪ عبدالله: این ازدواج ثمره ای هم داشت؟
    ـ شیطان: البته که داشت. حاصل این ازدواج فرزندان بی شماری بودند که در وجود آمدند.

    ▪ عبدالله: سرنوشت آنها چه شد؟
    ـ شیطان: در زمانهای کهن پیش از خلقت انسانها، میان طوایفی از جن و نسناس (طایفه ای به جای انسانهای فعلی)
    جنگ و خونریزی بالا گرفت و خداوند فرشتگان را فرمود که به زمین هبوط کنند،
    آنها هر دو طائفه از جمله فرزندان مرا به هلاکت رساندند
    و من از آنجا که خداپرست بودم از این معرکه جان سالم به در بردم.
    آنگاه فرشتگان مرا به آسمان بردند و من در کنار ایشان، خدای را به جد می پرستیدم
    تا اینکه سخن از خلقت و خلافت آدم به میان آمد و در پی نافرمانی ام از آن جمع رانده شدم.

    ▪ عبدالله: آیا در میان طائفه خود هواخواه و طرفدار هم داری؟
    ـ شیطان: نه تنها در میان قبیله خود که در میان انسانها نیز.

    ▪ عبدالله: متوجه منظور شما نشدم یعنی می فرمایید انسانها هم به سوی تو دست دوستی دراز می کنند؟
    ـ شیطان: تعجب کردید؟! آری! عده ای هستند که مرا ارباب و سرپرست خود می انگارند،
    کارگزاران وخدمتگزارانی وفادار که اهداف شوم و توطئه های پلید مرا به خوبی جامه عمل می پوشانند.
    برسر سفره گناه می نشینند و از هر گناهی لقمه ای بر می گیرند،
    آنگاه معترضانه برمن خشم می آورند که سفره گناه را تو گستردی.

    ▪ عبدالله: قلمرو فعالیتهای شما تا چه اندازه می تواند باشد؟
    ـ شیطان: امور تکوینی از قلمرو نفوذ و سلطه من بیرون است؛ تنها در حوزه امور تشریعی مجال جولان دارم،
    یعنی اعمالی که بشر از روی اختیار و تکلیف ملزم به انجام آنهاست؛
    چه می گویم؛ باید اعتراف کنم که در حوزه تشریع نیزدست من بسته است
    چرا که فعالیتم منحصر به اندیشه و روان (و نه جسم) آدمی است؛ آن هم در حدود دعوت واجابت؛ همین وبس.

    ▪ عبدالله: حرف آخر؟
    ـ شیطان(در حالیکه چهره اش از شدت خشم برافروخته بود):
    سوگند یاد می کنم که تا انتقامم را باز نستانم شما آدمیان را لحظه ای آسوده نخواهم گذاشت،
    پیوسته بر سر راهتان در کمین می نشینم و راهزن راهتان می شوم.
    اکنون ببینید چگونه راه نجات را بر شما خواهم بست.
     
  8. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/11
    ارسال ها:
    15,730
    تشکر شده:
    8,311
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : همه چیز در مورد شیطان

    [h=2]دختری که توسط شیاطین تسخیر شد!![/h]
    آنه لیز میشل، متولد سال 1952 و فوت شده در 1976. دختری که بسیار از افراد پذیرفتند که او توسط شیاطین تسخیر شده است!

    [​IMG]

    در سال 1968 زمانی که او 17سال سن داشت و در دبیرستان مشغول به تحصیل بود، اولین تجربه و تشنج خود را تجربه کرد. پس از آن در 1969 او مورد اولین حمله صرع قرار گرفت. سپس او تحت نظر یک متخصص مغز و اعصاب قرار گرفت و این پزشک تشخیص داد که او بیماری صرع همراه با تشنج رنج می‌برد.
    به زودی مشکلات آنه لیز آغاز شد بطوریکه او اعلام می‌کرد اشیا و اجسام اطرافش حرکت می‌کنند، او حتی اعلام کرد که صداهایی را می‌شنود که به او می‌گفت: تو نفرین شده هستی!!
    در سال 1973 اعلام شد که او از افسردگی رنج می‌برد.
    در سال 1975 عده‌ای اطمینان پیدا کردند که روح او تسخیر شده است، به همین جهت والدین او از ادامه درمان پزشکی صرف نظر کردند و از راه جن گیری برای درمان بهره بردند.
    علائم آنه لیز مانند افرادی بود که از اسکیزوفرنی رنج می‌برند اما آنها به درمان پاسخ مثبت می‌دهند اما درمورد او قضیه فرق می‌کرد.

    [​IMG]

    اولین بار یک زن مسن تشخیص داد که آنه لیز توسط شیاطین تسخیر شده است، او متوجه شد که آنه لیز از تصویر عیسی(ع) دوری می‌کند و از نوشیدن آب مقدس طفره می‌رود. او همچنین اعلام کرده که بوی بدی مانند بوی جهنم از بدن آنه لیز استشمام می‌کند.
    یک جنگیر به ملاقات او می‌آید و متوجه می‌شود که موضوع حقیقت دارد و او تسخیر شده است به همین جهت برای مراسم جن گیری از اسقف اجازه درخواست میکند و پس از چندبار اجازه به وی داده می‌شود.

    [​IMG]

    جلسات جن گیری چندین بار صورت گرفت اما دو کشیشی که برای اینکار آمده بودند، نتوانستند این کار را انجام بدهند.
    او کارهای عجیب بسیار انجام می‌داد. او به خوردن مگس و عنکبوت عادت کرده بود و حتی ادرار خودش. او کارهای عجیب دیگر نیز انجام می‌داد برای مثال یک بار او به حالت سینه خیز به زیر یک میز رفت و به مدت دو روز مانند سگ واق واق می‌کرد. او اغلب ساعت‌جیغ می‌کشید و این کارها برای او امری عادی شده بود.

    [​IMG]

    هنگامی که بدن او تسخیر شد به شدت ضعیف شد و نمی‌توانست غذا بخورد. این تصویر مربوط مراسم جن گیری از وی می‌باشد که به مدت 10ماه ادامه داشت اما نتیجه‌ای در بر نداشت و او روز به روز ضعیف و ضعیف‌تر شد.

    [​IMG]

    در سال 1978 تقریبا بعد از گذشت 2سال از مرگ وی، والدین او تصمیم گرفتند که نبش قبر بکنند و تابوت را تغییر دهند. بعدها مشخص شد که علت این امر پیغامی بود که از یک راهبه دریافت کرده بودند، مبنی بر اینکه او احساس میکند که جسد آنه لیز سالم مانده است. پس از نبش قبر مشخص شد که جسد او فاسد شده است. هیچگاه اجازه پخش تصاویر جسد وی صادر نشد.

    [​IMG]

    آنه لیز قبل از مرگ و لحظات پایانی عمرش صحبت کرد و از کشیش خواست تا برایش طلب آمرزش کند. او درمورد گناهان جوانان و کشیشان کلیساهای مدرن مطالبی را عنوان کرد.
    آنه لیز و سه خواهرش مانند پدرش انسان‌های معتقدی بودند و مذهب کاتولیک داشتند.
    درمورد مرگ آنه لیز چهار نفر محکوم شدند. پدر و مادر او و همچنین دو کشیشی که برای مراسم جن گیری تلاش می‌کردند. گویا آنها به 6ماه حبس محکوم شدند چرا که در نگهداری از یک بیمار کوتاهی کرده بودند.
    اما نکته آخر و جالبی که مادر او عنوان کرد:
    من میدانم که ما کار درستی انجام دادیم چرا که من اثر عیسی مسیح را در کف دستان دخترم دیدم. او مُرد تا بسیاری از مردم باز هم بخدا ایمان بیاورند و فراموش نکنند که نباید گناه انجام بدهند.
    می‌گویند در کف دستان آنه لیز مانند کف دستان عیسی مسیح سوراخ شده بود. هنگامیکه عیسی مسیح را به صلیب می‌کشیدند، در کف دستان او سوراخ‌هایی ایجاد کردند.
    گویا پس از اتفاقاتی که برای آنه لیز پیش آمد، افراد بسیاری بازهم به خدا ایمان آوردند.​
     
  9. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/11
    ارسال ها:
    15,730
    تشکر شده:
    8,311
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : همه چیز در مورد شیطان

    [h=2]«هام» شيطاني كه از گناه خويش توبه كرد!!!![/h]
    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم



    «هام» شيطاني كه از گناه خويش توبه كرد!



    [​IMG]



    درميان بازماندگان ابليس لعين هيچ كدان توبه نكردند و ايمان نياوردند، مگر يكي ازآن ها به نام «هام» كه در زمان حضرت نوح(عليه السلام) به دست آن حضرت توبه نمود.

    از حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) نقل شده:


    روزي حضرت رسول (عليه السلام) نشسته بودند. ناگهان مردي بلند قامت و چهار شانه مانند نخل خرما وارد شد و سلام كرد.

    آن حضرت جوابش را داد و فرمود: اي بنده خدا! قيافه و صحبت تو مانند جن است. چه كسي هستي؟ گفت من «هام» پسر «لاقيس» پسر ابليس است هستم.

    حضرت رسول (عليه السلام) به او فرمود: پس از تو تا ابليس دو پدر بيشتر فاصله نيست؟

    جواب داد: بلي يارسول الله.

    فرمود: چه قدر از عمر تو گذشته است؟

    گفت: من در زماني كه قابيل برادر خود هابيل را كشت، پسر بچه اي بودم كه حرف ها را متوجه مي شدم و مردم را از وحدت و يك پارچگي باز مي داشتم. دور نيزارها مي گشتم و مردم را به قطع رحم وجدايي مي خواندم و طعام را فاسد مي كردم.

    حضرت فرمود: چه قدر روش تو به بد بوده و چه پسر بدي بودي .

    گفت: يا رسول الله (عليه السلام) از اين حرف ها بگذر؛ چون من توبه كرم توبه من به دست حضرت نوح انجام شد. در كشتي با او بودم او را به خاطر امت خود سرزنش كردم، تا جايي كه نوح گريه كرد و مرا هم گريانيد. از آن روز تاكنون بر توبه خدا هستم و پناه به خدا مي برم از اين كه توبه خود را بشكنم و از جاهلان باشم.

    بعد از آن، با حضرت ابراهيم(عليه السلام) بودم وقتي كه او را به آتش انداختند و خداوند آتش را بر او سرد گردانيد!

    سپس با حضرت هود (عليه السلام) بودم. در مسجدي كه مردم به او ايمان آوردند و زماني كه قوم خود را نفرين كرد او را سرزنش نمودم، تا ان جا كه هود گريه كرد و مرا گريانيد.

    آن گاه با حضرت يوسف (عليه السلام) بودم وقتي كه برادرانش بر او رشك بردند و او را در چاه انداختند، جلوتر به چاه رفته و او را گرفتم به آرامي در ته چاه گذاشتم. در زندان با او هم نشين بودم، تا اين كه او را از زندان آزاد كردند.

    با حضرت صالح (عليه السلام) بودم، وقتي قوم خود را تفرين كرد او را نكوهش كردم.

    از همراهان زمان حضرت موسي (عليه السلام) بودم بخشي از تورات را به من آمو خت و فرمود:

    اگر حضرت عيسي (عليه السلام) را درك نمودي از طرف من به او سلام برسان، من هم وقتي حضرت عيسي را درك كردم از طرف موسي (عليه السلام) هم بخشي از انجيل را به من آموخت و فرمود:

    از حضرت محمد (عليه السلام) را درك كردي از جانب من به ايشان سلام برسان. و اينك سلام عيسي(عليه السلام) را به شما ميرسانم.


    حضرت رسول(عليه السلام) فرمود: و بر عيسي روح الله و جميع انبياي خدا و رسولان الهي، تا زماني كه آسمان ها و زمين برقرار است سلام و تحيت باد و بر تو هم اي «هام» سلام باد كه سلام عيسي (عليه السلام) را به من رساندي.

    «هام»گفت: يا رسول الله (عليه السلام) من همه كتاب هاي آسماني را خوانده ام همگي بشارت آمدن تو را مي دادند و انبيا همه به تو سلام رساندند و گفتند: تو از همه آنان برتر و بالاتري.

    آن حضرت فرمود: حاجات خود را بخواه.

    گفت: اولين حاجت من اين است كه خدا شما را براي امتتان باقي و سالم بدارد و امت تو ر اصلاح كند. اطاعت و فرمان برداري از خليفه و وصي بعد از تو را نصيب آنان بگرداند؛ زيرا امتان پيش كه نابود شدند به علت مخالفت با اوصيا بود. حاجت ديگر من اين كه قرآن را به من ياد دهي.

    حضرت رسول (عليه السلام) به امير المومنين (عليه السلام) فرمود: يا علي! قرآن را به «هام» بياموز و با او مدارا كن.

    «هام» از جاي خود بلند شد و گفت: يا رسول الله (عليه السلام)! اين شخص كيست كه مي فرمايي قرآن را به من بياموزد؟ (ما جمعيت جن مامور هستيم كه به غير پيامبر و وصي او از كسي اطاعت نكنيم.)

    حضرت فرمود: شما در كتاب ها چه كسي را وصي آدم يافتيد؟

    گفت: شش پسر آدم را.

    فرمود: چه كسي را وصي نوح يافتيد؟

    گفت: «سام» پسر نوح را.

    فرمود: وصي هود چه كسي بود؟

    گفت: «يوخا» پسرعموي هود- يا فانغ فرزند خود هود.

    پرسيد: وصي ابراهيم كه بود؟

    گفت: اسحاق فرزند او.

    بعد پرسيد: وصي موسي كدام است؟

    گفت: يوشع بن نون.

    فرمود: وصي عيسي كيست؟

    گفت: شمعون پسر«حمون الصفا» پسر عموي مريم.

    بعد از آن فرمود: در كتاب ها چه كسي را وصي محمد (عليه السلام) يافتيد؟

    «هام» گفت: درتورات نام او را «ایليا» ذكر كرده.

    حضرت فرمود: اين همان «ایليا» است كه اسم او علي و وصي من مي باشد.

    «هام» عرض كرد: يا رسول الله! آيا اسم ديگري هم دارد؟

    فرمود: بلي اوحيدر است.چرا اين سوال را كردي؟

    جواب داد چون در انجيل او را «هيدارا» يافتم.

    فرمود: اين همان است.

    بعد از اين سوال وجواب ها، حضرت علي (عليه السلام) چند سوره از قرآن به او آموخت.

    «هام» گفت: يا علي! همين قدر كافي است.

    فرمود: بلي چون كم قرآن زياد است.

    «هام» با حضرت رسول (عليه السلام) وداع كرد: و تا آن حضرت زنده بود، ديگر نيامد. وقتي كه جنگ صفين شروع شد در «ليلة الهرير» پيش حضرت علي آمد. [۱]
     
  10. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/11
    ارسال ها:
    15,730
    تشکر شده:
    8,311
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : همه چیز در مورد شیطان

    [h=2]کی شیطان گریه می کند[/h]
    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    1- وقتي حضرت آدم توبه کرد و خدا توبه‌اش را پذيرفت شيطان ملعون چنان از سوز دل ناله کرد که ملائکه آسمان و زمين را متوجه کرد و همه او را لعنت کردند.


    2- روزي که
    حضرت يوسف از دست زليخا گريخت، شيطان از سوز دل ناله‌اي کرد که ملائکه صداي او را شنيدند و لعنتش کردند.



    3- در
    غدير خم، وقتي پيامبر صلي الله ليه و آله، امام علي عليه السلام را به خلافت منصوب کرد و فرمود: "من کنتُ مولاهُ فعليٌّ مولاه" ، شيطان از دل پر دردش ناله‌اي کشيد و گفت: از اين پس چه کنم و چاره ام چيست؟ اولادش را جمع کرد و گفت: تا مي‌توانيد مردم را به شک اندازيد، محبت، ولايت و دوستي علي عليه السلام را چنان بر مردم متشبه کنيد که او را به خدايي بارو کنند و از غلو به جهنم بروند و عده‌اي از راه و روش او برگردند و جهنمي شوند.


    4- روز عاشورا بسيار زحمت کشيد تا زمينه‌اي فراهم کرد که همه لشکر عمر سعد، عليه امام حسين عليه السلام شوريدند و او را به شهادت رساندند. آنگاه همه شياطين، روي زمين پخش شدند و با شادي و خوانندگي ابراز خرسندي کردند. شيطان مي‌گفت: عجب خلق خدا را گمراه کردم و به مقصودم رسيدم. پس از اينکه شيطان از ثواب و مقام و منزلت پيروان و زيارت کنندگان امام حسين عليه السلام آگاه شد از کرده خود پشيمان شده و از روي حسرت نعره‌اي کشيده که همه ملائکه لعنتش کردند. گفت: واويلا، قضيه بر عکس شد و مردم بيشتري داخل بهشت شدند.


    5- وقتي که پيامبر صلي الله ليه و آله، به پيامبري مبعوث شد و مردم را از ناداني، گمراهي و جهنم نجات داد و به سوی بهشت رهنمون شد، ابلیس ناله کرد و فریاد کشید.


    6- وقتی سوره مبارکه "حمد" نازل شد، ابلیس فریاد زد و ناله کرد، چون می‌گفت: این سوره سبب آمرزش گناهان اولاد آدم می‌شود.


    7- امام صادق علیه السلام فرمودند: وقتی انسان در برابر خدا سجده کند و آن را طول دهد، شيطان از ناراحتی فریادش بلند می‌شود و به کناری رفته و شروع به گريه ميکند و می‌گوید: وای بر من، این بنده خدا چگونه او را اطاعت مي کند و در مقابل او به خاک می‌افتد، در حالی که من او را معصیت نمودم و به آدم سجده نکردم.


    8- دیدار با مومن: دید و بازید مومنان از یکدیگر شيطان را چنان ناراحت مي کند که به صورت خود زده و دست و پای خود را زخمی مي کند.


    9- [color=#548dd4]صدقه دادن[/color]