ادامه ی دلیل چهارم مشخص شدن افراد اهل بیت از لحاظ قرآنی(خداوند) توسط آیه مباهله که تایید کننده این افراد در آیه تطهیر و حدیث کساء نیز می باشد مسلم در صحيح مسلم، جلد 7، صفحه120، حديث6373 ميگويد: وقتي آيه شريفه: فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَكُمْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَكُمْ وَ أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ (سوره آل عمران/آيه61) نازل شد: دعا رسول الله عليا و فاطمه و حسنا و حسينا، فقال: أللهم هؤلاء أهلي. رسول الله، علي و فاطمه و حسن و حسين را جمع کرد و به مباهله برد و فرمود: خدايا! اينها اهل بيت من هستند. سنن الترمذي، ج4، ص294 ـ مستدرک الصحيحين للحاکم النيشابوري، ج3، ص150 ـ الدر المنثور للسيوطي، ج2، ص39 ـ تفسير الآلوسي، ج3، ص190 ـ فتح القدير للشوكاني، ج1، ص348 ابن کثير در تفسير خود، جلد1، صفحه379 اين مطلب را نقل ميکند و ميگويد: أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَكُمْ: مراد رسول الله صلى الله عليه و سلم و علي بن أبي طالب هستند. و أَبْنَاءَنَا: الحسن و الحسين، و نِسَاءَنَا: فاطمة. سيوطي و حاکم نيشابوري هم ميگويند که روايت، صحيح است. خود ابنتيميه در منهاج السنة ميگويد: وقتي آيه مباهله نازل شد، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و سلم) با اينکه تعدادي از صحابه مانند عمر و ابوبکر و عثمان و طلحه بودند، ولي از ميان صحابه، علي را براي مباهله برد. عباس، عموي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، جايگاه رفيعي دارد، ولي او را نیز همراه خود برای مباهله نبرد پس ایشان نیز به هيچوجهي، اهل بيت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نيست. فرزندان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و سلم) در قيد حيات بودند، ولي حسن و حسين را برد. ديگر زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و سلم) مانند عايشه و حفصه بودند، ولي فاطمه را برد. پس اينها یعنی افراد همراه پیامبر(صلوات الله علیه و آله) در مباهله «اهل بيت» پيامبر اكرم (صلوات الله علیه و آله) هستند.
ادامه ی دلیل چهارم چگونه از آيه مباهله أفضليت و امامت اميرالمؤمنين (عليه السلام) استدلال ميشود؟ قرآن ميفرمايد: فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَكُمْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَكُمْ وَ أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ (سوره آل عمران/آيه61) علماء نصاراي نجران كه نزديك مدينه بودند، نزد پيامبر اکرم (صلى الله عليه و آله) آمدند و گفتگو كردند. ولي سخنان پيامبر اکرم (صلى الله عليه و آله) در علماي نصاراي نجران اثر بخش نبود. بنا شد با يكديگر مباهله كنند. يعني نصاراي نجران و پيامبر اکرم (صلى الله عليه و آله) عزيزترين افرادشان را بياورند و با هم مباهله كنند. يعني بگويند: خدايا! اگر او بر حق است و من بر باطل، مرا از بين ببر و اگر من بر حق هستم و او بر باطل، او را از بين ببر. اين، يكي از معجزات اسلام است. حتي همين امروز هم كساني كه اختلاف در عقيده دارند، با شريط خاصي كه مباهله دارد، ميتوانند مباهله كنند. اگر يك طرف باطل باشد، فورا بلاي آسماني ميآيد و طرف باطل را از بين ميبرد و نابود ميكند. فرداي آن روز، پيامبر اکرم (صلى الله عليه و آله) دست حضرت علي (عليه السلام)، حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) را گرفت و به مباهله رفتند. به تعبير إبنتيميه ـ تئورسين وهابيت ـ : با اينكه نزديكتر از علي، عباس عموي پيامبر (صلى الله عليه و سلم) بود، او را هم نبرد. با اينكه در ميان زنها، عايشه و حفصه و ديگران بودند، ولي پيامبر (صلى الله عليه و سلم) فقط حضرت فاطمه را با خود بردد. پيامبر (صلى الله عليه و سلم)، فرزندان ديگري هم داشت، ولي دست حسن و حسين را گرفت و برد. اينها نشاندهنده آن است كه عزيزترين، گراميترين و محبوبترين انسانها در نزد پيامبر (صلى الله عليه و سلم)، علي و فاطمه و حسن و حسين هستند. جریان مباهله در صحيح مسلم آمده است. صحيح مسلم، ج7، ص120، حديث6114 در منابع اهل سنت هم آمده است: قال جابر: «أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَكُمْ» رسول الله صلى الله عليه و سلم و علي بن أبي طالب و «أَبْنَاءَنَا» الحسن و الحسين و «نِسَاءَنَا» فاطمة. مراد از أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَكُمْ رسول الله (صلى الله عليه و سلم) و علي بن ابي طالب و مراد از أَبْنَاءَنَا حسن و حسين و مراد از نِسَاءَنَا، فاطمه است تفسير ابن كثير، ج1، ص379 ـ الدر المنثور للسيوطي، ج2، ص39 ـ فتح القدير للشوكاني، ج1، ص347 زمخشري از علماي بزرگ اهل سنت ميگويد: و فيه دليل لا شيء أقوي منه علي فضل أصحاب الكساء. اين آيه، بالاترين و قويترين دليل براي فضيلت أصحاب كساء است. الكشاف عن حقائق التنزيل و عيون الأقاويل للزمخشري، ج1، ص434 نكته اول: تمام مفسرين، مانند بيضاوي آوردهاند كه اين آيه، دلالت ميكند بر اينكه محبوبترين انسانها در نزد پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، اميرالمؤمنين (عليه السلام) است. تفسير بيضاوي، ج3، ص32 - ج2، ص47 خود محبوب بودن، مستلزم أفضليت است. آقاياني كه براي تعيين خليفه در سقيفه جمع شده بودند، وقتي ميان مهاجرين و انصار اختلاف شد و به كتككاري و درگيري انجاميد، ابوبکر گفت: ما شايسته هستيم كه خليفه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) باشيم. چون ما نزديك به پيامبر (صلي الله عليه و سلم) و از خويشان پيامبر (صلي الله عليه و سلم) هستيم. اگر ملاك أفضليت اين باشد، به تعبير جناب زمخشري، هيچ فضيلتي بالاتر از اين نيست كه قرآن، علي بن أبي طالب (عليه السلام) را نازل منزله پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) قرار داده است. نكته دوم: نكتهاي كه خيلي جالب است ،رسول اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در مباهله با نصاراي نجران كه قرار گذاشته بودند كه آنها عزيزترين افراد خود را بياورند و پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) هم عزيزترين افراد خود را بياورد، هدف از مباهله، اثبات نبوت و صدق كلام پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بوده است. آن كسي كه شايسته است براي اثبات نبوت پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) برود، قطعا براي استمرار رسالت پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) كه خلافت و جانشيني باشد، از ديگران اولويت دارد. نكته سوم: خداوند در اين آيه، حضرت علي (عليه السلام) را نفس پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) قرار داده است. البته مراد از آن، نفْس حقيقي و عين پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بودن نيست و مراد از اين آيه، اين است كه آقا اميرالمؤمنين (عليه السلام) با جان گرامي نبي مکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) برابر است در همه جهات؛ مگر در مسئله نبوت كه در حديث شريف منزلت هم آمده است: أنت مني بمنزلة هارون من موسي إلا أنه لا نبي بعدي. صحيح البخاري، ج5، ص129 - صحيح مسلم، ج7، ص120 پس: 1- عصمت علی(ع) همچون عصمت پیامبر(ص) می شود- اميرالمؤمنين (عليه السلام) در تمام فضائلي كه براي پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است، همسطح پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است؛ غير از مسئله نبوت و دريافت وحي از خداوند و اين دلالت ميكند بر عصمت علي بن أبي طالب (عليه السلام). چون پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) هم معصوم بوده است و غير معصوم را نميشود نفس معصوم قرار داد. 2- علی(ع) مثل پیامبر(ص)، أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ می شود- اينكه پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم): النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ (سوره أحزاب/آيه6) است و ولايت تامّه بر جان و مال مؤمنين داشته، حضرت علي (عليه السلام) هم اين ولايت را دارد. 3- علی(ع) هم افضل بر تمام انبیاءبه غیر از رسول الله(ص) می شود - پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) أفضل همه خلائق - حتي أنبياء (عليهم السلام) و ملائكه - بوده است و اميرالمؤمنين (عليه السلام) هم طبق آيه شريفه مباهله، از همه أنبياء (عليهم السلام) و ملائكه برتر است؛ چون مساوي أكمل، خود هم أكمل است.
پاسخ : اثبات امامت و ولایت امیرالمومنین(علیه السّلام) خیلی وقت بود نتونستم به این تاپیک سر بزنم . امروز نمیخوام به طور مفصل و دقیق مطلبی رو بیان کنم . فقط به طور اجمالی لیستی مینویسم از ادلّه ی محکم بر جانشینی بلافصل امیرالمومنین علیه السلام و اینکه بعد از رسول خدا ، علیّ بن ابیطالب جانشین آن حضرت بود ، که در اسناد و کتب اهل سنت به راحتی میشه پیدا کرد و انشالله در آینده و سر فرصت هر کدوم رو به طور مفصّلتر بیان خواهم کرد: آیه تطهیر (سوره احزاب/آیه33) آیه مباهله ( سوره آل عمران/آیه61 ) آیه ولایت (سوره مائده/آيه55) آیه صلوات (سوره احزاب/آيه57) آیه اهل الذکر(سوره انبياء /آيه7 ونحل آيه43) آیه مودت (سوره شوري/آيه23) آیه ودا (سوره مريم/آيه 96) آیه مسئولون (سوره صافات/آيه24) آیه خیر البریه( سوره بينه/آيه7) حدیث غدير( مسند احمد، ج4، ص372) حدیث عقد اخوت(سنن الترمذی،ج5، ص300) حدیث دارالحکمه (صحیح ترمذی ج2/ص214) حدیث ولایت (البدایة و النهایة، ج7ص381) حدیث ثقلین (صحیح مسلم ج7/ص122) حدیث خلافت( تاریخ مدینه دمشق ج42 ص42) حدیث وصايت (تذكرة الخواص،ص48) حدیث سفینه (المعجم الصغیر: ج1 ص139) حدیث علی مع الحق (نیشابوری ج3/ص124) حدیث رایت (صحیح البخاری، ج4، ص207 ) حدیث جنگ خندق (تاریخ بغداد، ج13، ص19) حدیث خلفای دوازده گانه (فرائد السمطین ج2 ، ص132 ( حدیث مرغ بریان(السنن الكبرى،ج5،ص107) حدیث منزلت (شواهد التنزیل ج 1 ص 195 ) حدیث وراثت (ابنحبان، الثقات،ج1، ص141) حدیث مدینه العلم حدیث أهل بیتی أمان لأهل الأرض (مسند الرویانی: ج2 ص253-258) حدیث یوم الدار(تاریخ الطبری،ج2،ص62-63) حدیث وراثت، علی(علیه السلام) وارث رسول الله(صلوات الله علیه و آله) و تمام انبیاء(علهم السلام)( الدرّ المنثور سیوطی، ج4، ص371 ) حدیث کساء(تفسیر ابن كثیر: 493/3 ) حدیث قرائت سوره برائت( مسند احمد، ج1، ص151) حدیث هدف بعثت انبیاء (تاریخ مدینة دمشق لإبن عساكر، ج42، ص241 ) حدیث محک مومن و منافق با علی(علیه السلام)(مسند احمد ج1ص95)