1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

جنگ ماراتن

شروع موضوع توسط rashnou ‏26/1/13 در انجمن ایران

  1. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/12
    ارسال ها:
    727
    تشکر شده:
    518
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    بوتیک
    در اوائل قرن 5 قبل از میلاد آتن و شهر مستقل Eretria واقع در جزیره بزرگ Euböe در دریا مدیترانه تصمیم گرفتند که مقاومت شهر های یونانی که در غرب ترکیه امروز قرار داشنتد بر علیه حکومت ایرانیان پشتیبانی کنند. این قیام که به نام جنبش Ionen معروف میباشد در سال های ۴۹۴ تا ۴۹۹ به وقوع پیوست توانست در مرحله نخست نیز موفق آمیز باشد.

    اهالی این شهرها همرا با آتن و Eretria به سمت پایتخت غربی ایرانیان واقع در شهر Sardes در نزدیکی شهر امروزی Izmir حمله بردند و این شهر را به آتش کشیدند. اما اشکال یونانیان بعد از اشغال سواحل غربی ترکیه امروز در دور بودن از سرزمین های خود و نرسیدن نیروهای کمکی بود. 5 سال بعد از این قیام داریوش اول موفق شد دو باره تسلط خود را بر این منطقه برقرار کند و در شهر بندری Milet برای گرفتن انتقام به کشتار مردم پرداخت.

    هرودت بر این عقیده بود که شاه و دربار از شرائط شهرهای یونانی واقع در طرف دیگر دریای مدیترانه ( آتن و شهرهای دیگر نزدیک آن)بی اطلاع بودند. داریوش بعد از شکست دادن یونانیان در قسمت غرب ترکیه امروز بر این باور بود که گرفتن شهر های دیگر یونانیان و جزایر آنها آسان میباشد. داریوش کشتی های خود را به جزایر یونانی فرستاد واز حکمرانان آن خواست که تسلیم شوند و بعد ایرانیان به جزیره Euböe حمله کردند و شهر Eretria واقع در این جزیره را به تصرف خود در آوردند.

    جزیره Euböe را کانالی با عرض کمی از سواحل یونان جدا میکند و در طرف دیگر این کانال خلیج کوچکی بنام ماراتن قرار دارد. ایرانیان با ارتشی مابین 20000 تا 30000 نفر بدون برخورد با مقاومتی در این خلیج پیاده و مستقر شدند و خود را آماده حمله به آتن نمودند. اما آتن اختلاف داشت با Euböe. در این زمان 17 سال از روند دموکراسی در آتن میگذشت.

    آتن لشگری با 10000 نفر به طرف ماراتن رهسپار کرد. فرمانده این ارتش را ژنرال با تجربه Kallimachos به عهده داشت. در ماراتن یونانیان چند روزی مشغول بحث بودند که آیا حمله به ارتشی که از نفرات بیشتری تشکیل شده است درست میباشد و نباید منتظر نیروهای اضافی شد. اما یونانیان وقت زیادی نداشتد چرا ایرانیان آماده حمله بودند. یونانیان ابتکار عمل را بدست گرفتند و به لشگر ایرانیان حمله نمودند.

    ایرانیان توانستند در قلب ارتش یونان شکافی ایجاد کنند و از طرف دیگر یونانیان موفق گردیدند از دو جناح ایرانیان را به عقب به عقب نشینی وادار کنند به نحوی که ارتش ایران از پشت سر نیز مورد تهدید قرار گرفت. ایرانیان با دادن 6000 تا 7000 کشته به طرف کشتی های خود بازگشتند و ماراتن را ترک نمودند. تلفات یونانیان را 192 نفر حدس میزنند.


    یکی از علل پیروزی یونانیان مربوط میشد به نوع اسلحه آنها. یونانیان بیشتر با نیزه حمله میکردند که این اسلحه به خصوص در دشت های مسطح باعث نابودی زیادی از دشمن میگردید و دیگر انضباط و حمله آنها در ستون های فشرده بود. تیر و کمان ایرانیان اثر زیاد بر دشمن نداشت.

    یونانیان تجربه جنگ ماراتن تا دو قرن در جنگ های بعدی مورد استفاده قرار میدادند. باید توجه داشت که جمیعت امپراطوری ایران در زمان حمله به ماراتن بالغ بر 20 میلیون بود و در یونان فقط یک میلیون زندگی میکردند. یونانیان بعد از جنگ ماراتن جنگ تبلیغاتی خود را شروع کردند و این پیروزی را مدیون سیستم دموکراتی و فرد گرائی در جامعه خود قلمداد نمودند.

    برادر Aischylos ، تراژدی نویس یونانی در این جنگ کشته شد و خود شاعر نیز در فاصله کمی از برادر خود قرار داشت. خیلی زود یونانیان این جنگ را در به صورت شعر ، نقاشی و مجسمه به نمایش گذاشتند.آرامگاه 192 نفر کشته شدگان جنگ به عنوان یک مکان توریستی مورد بازدید یونانیان قرار میگرفت.

    هرودت حتی 50 سال بعد از جنگ از این پیروزی یاد میکند و 80 سال بعد Aristophanes نیز اولین کُُر مردان ماراتن را به صحنه آورد و در این تاتر مردان در آواز مشترک اشاره میکنند که در زیر رگبار تیرهای ایرانیان قرار داشتند. و حتی قرن ها بعد از این جنگ یونانیان از ماراتن دیدن میکردند و بر این عقیده بودند که هنوز شیهه اسبان ایرانی میشنوند و جای چادر فرمانده ارتش ایرانیان به نام آرتاپرنس را پیدا کرده اند. و از قرار معلوم این سنت تا به امروز نیز ادامه دارد که در دو ماراتن هر 4 سال یکبار در مسابقات المپیک خود را آشکار میکند. کلاه خود دونده یونانی که از ماراتن تا آتن دوید و خبر پیروزی را به مردم آتن داد امروز در موزه المپیا در یونان نگهداری میشود. اما ارتش داریوش در جنگ ماراتن که حداکثر به 30000 نفر میرسید با مقایسه با جنگ بعدی خشایارشا بسیار کم اهمیت میباشد.