1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

وااای...عجب داستانی...نمیدونم چه عنوانی براش بذارم

شروع موضوع توسط Amin_110 ‏18/1/13 در انجمن احکام و روایات

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/12/12
    ارسال ها:
    2,080
    تشکر شده:
    8,596
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    [​IMG]
    ​


    در زمان يكي از پيامبران ، مادري فرزند جواني داشت كه او را بسيار دوست مي داشت و به قضاي الهي آن جوان مرد و آن مادر داغدار شد و بسيار ناراحتي مي كرد ، تا جايي كه اقوام او نزد پيامبر آن زمان رفتند و از او چاره خواستند .
    او نزد آن مادر آمد و آثار گريه و غم و بي تابي را در او مشاهده كرد . بعد به اطراف نگريست و لانه كبوتري او را جلب توجه نمود و فرمود :
    اي مادر اين لانه كبوتر است ؟ گفت : آري ، فرمود : اين كبوتران جوجه مي گذارند ؟ گفت : آري ، فرمود : همه جوجه ها به پرواز مي آيند ؟ گفت : نه ، زيرا بعضي از جوجه هاي آنها را ما مي گيريم و از گوشت آنها استفاده مي كنيم . فرمود : با اين همه اين كبوتران ترك لانه خود نمي كنند ؟ گفت : نه و به جايي ديگر نمي روند .
    فرمود : اي زن بترس از اينكه تو در نزد پروردگارت از اين كبوتران پست تر باشي ، زيرا اين كبوتران از خانه شما با آنكه فرزندان آنها را در پيش روي آنها مي كشيد و مي خوريد هجرت نمي كنند ، لكن تو با از دست دادن يك فرزند از نزد خدا قهر كرده اي و به او پشت نمودي و اين همه بي تابي مي كني و سخنان ناشايست به زبان جاري مي كني .
    آن مادر چون اين سخنان را شنيد اشك از ديده برگرفت و ديگر بي تابي ننمود .
     
    9 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  2. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/12/12
    ارسال ها:
    2,080
    تشکر شده:
    8,596
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    پاسخ : وااای...عجب داستانی...نمیدونم چه عنوانی براش بذارم

    میخوام داستانهایی رو که قبلا فرستادم دوباره آپ کنم چون واقعا حیفم میاد که دوستان نخونن
     
    6 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  3. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏2/8/12
    ارسال ها:
    4,331
    تشکر شده:
    4,252
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    interpreter
    پاسخ : وااای...عجب داستانی...نمیدونم چه عنوانی براش بذارم

    جالب بود...خوشم اومد
     
    6 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  4. پاسخ : وااای...عجب داستانی...نمیدونم چه عنوانی براش بذارم

    نه افرین کار خوبی میکنی امین اتفاقا ما به این نمونه داستان ها نیاز داریم خوشمان آمد عمو امین
     
    4 نفر از این پست تشکر کرده اند.