شخصي در بني اسراييل فاسد بود به طوري كه او را بني اسراييل از خود راندند . روزي آن شخص به راهي مي رفت به عابدي برخورد كرد كه كبوتري بر بالاي سر او پرواز مي كند و سايه بر او انداخته است . پيش خود گفت : من رانده شده هستم و او عابد است اگر من نزد او بنشينم اميد مي رود كه خدا به بركت او به من هم رحم كند . اين بگفت و نزد آن عابد رفت و همانجا نشست . عابد وقتي او را ديد با خود گفت : من عابد اين ملت هستم و اين شخص فاسد است او بسيار مطرود و حقير و خوار است چگونه كنار من بنشيند ، از او رو گردانيد و گفت : از نزد من برخيز ! خداوند به پيامبران آن زمان وحي فرستاد كه نزد آن دو نفر برو و بگو اعمال خود را از سر گيرند . زيرا من تمام گناهان آن فاسد را بخشيدم و اعمال آن عابد را (به خاطر خودبيني و تحقير آن شخص ) محو كردم .
پاسخ : نتیجه ی خوار شمردن دیگران جدا خودبرتر بینی و در اصل استفاده از " من " فکر کنم جزو آخرین زنجیر هایی که از دست شیطان میشه پاره کرد ... :-?
پاسخ : نتیجه ی خوار شمردن دیگران غرور خیلی بده. اگه بزرگترین شخص هم باشی باید تواضع داشته باش. خیلی قشنگ بود
پاسخ : نتیجه ی خوار شمردن دیگران این غرور لعنتی گاهی دست خوده ادم هم نیست خدا از من که بگذره توی واقعیت گاهی اوقات بد رفتار میکنم جالبی ش هم اینجاست شب دیگه خابم نمیبره از بس بهش فکر میکنم ک چرا